جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی برند سازی شخصی و سیاسی ترامپ و بازنمایی رسانه ای

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی برند سازی شخصی و سیاسی ترامپ و بازنمایی رسانه ای

مقاله علمی و پژوهشی" برند سازی شخصی و سیاسی ترامپ و بازنمایی رسانه ای " مقاله ای است در 28 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به برند سازی شخصی و سیاسی ترامپ و بازنمایی رسانه ای ، انتخابات ، انتخابات آمریکا ، کمپین سیاسی ، رسانه های اجتماعی ، عناصر برند سازی ، شاخص برند سازی ، برند سیاسی ، کارکرد برند شخصی ، معیار برند سازی و دونالد ترامپ اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert کتاب 4 فرمان ترامپ: 40 راهکار برای دست بالا بودن در تجارت

ادامه مطلب

closeکتاب 4 فرمان ترامپ: 40 راهکار برای دست بالا بودن در تجارت

دونالد ترامپ در میکروکتاب 4 فرمان ترامپ: 40 راهکار برای دست بالا بودن در تجارت، از مهم‌ترین عوامل موفقیت خود در 4 بخش گوناگون در کسب و کار صحبت می‌کند و پیشنهادهایی به شما می‌دهد که در تجارت حتما به دردتان خواهد خورد. شما دونالد ترامپ (Donald Trump) را با چه خصوصیتی به جا می‌آورید؟ اگر از تصمیمات سیاسی گذشته‌اش بگذریم، ترامپ یکی از افراد بسیار موفق در تجارت است. او تماماً بازار تجارت را می‌شناسد و می‌داند که چگونه از صفر می‌توان به صد رسید. چطور پولدار شویم، این سوالی است که بیشتر مردم از دونالد ترامپ می‌پرسند. شما از یک نانوا سوال می‌پرسید چطور نان می‌پزد و از یک میلیاردر سوال می‌کنید چطور پول می‌سازد. به طور حتم کتاب‌های فراوانی در مورد چطور پولدار شدن نوشته شده است که میلیاردرها آن‌ها را به نگارش در آورده‌اند. ولی پیدا کردن یک نویسنده میلیاردر، دشوار است. به ندرت می‌توان نویسندگان میلیاردری را دید که به املاک، قمار، ورزش و تفریح علاقه داشته باشند؛ و پیدا کردن نویسندگان میلیاردری که یک آسمان‌ خراش در منهتن داشته باشند و پرمخاطب‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی را به خود اختصاص دهند، از آن هم دشوارتر است. در این حوزه ترامپ یک استثنا هست، اگرچه اُپرا وینفری اگر تصمیم بگیرد وارد زمینه املاک شده و کتاب دیگری بنویسد، می‌تواند با ترامپ رقابت کند. در سال 1987 ترامپ در مقاله‌ای نوشت: این کار را برای پول انجام نمی‌دهم. من به اندازه کافی پول دارم، خیلی بیش از آنچه که نیاز دارم. معامله، هنر من است. دیگران نقاشی‌های زیبایی می‌کشند یا اشعار زیبایی می‌سرایند. من معامله کردن و ترجیحا معاملات بزرگ را دوست دارم و از این کار لذت می‌برم. من اکنون نیز به طور مستمر معامله می‌کنم و همانطور این کار را به خاطر پول انجام نمی‌دهم. فکر نمی‌کنم شما هم به خاطر پول معامله کنید. پول به خودی خود هدف نیست، ولی بعضی اوقات موثرترین مسیر برای رسیدن به رویاهای ما است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور کنونی آمریکا و یکی از تجار مشهور در جهان است. علاقه‌های تجاری او دربردارنده زمینه‌هایی مانند املاک و مستغلات، قمار، ورزش و سرگرمی می‌شود. وی همچنین کتاب‌های هنر معامله، بقا در اوج، هنر بازگشت و آمریکایی که سزاوارش هستیم را هم به نگارش درآورده است. او در بیشتر شهرهای دنیا املاکی با ارزش زیاد دارد و درآمدهایی چند میلیون دلاری از آن‌ها به دست می‌آورد. میکروکتاب‌های سبکتو در حقیقت چکیده‌ای مهم از کتاب‌ها هستند که شما بتوانید آن‌ها را در زمانی معقول بخوانید. همه ما در روز زمان‌های پرت زیادی داریم که می‌توانیم با میکروکتاب آن را به زمان طلایی تبدیل کنیم. میکروکتاب‌ها شامل بخش‌های ثابتی هستند، در ابتدا توضیحاتی در مورد نویسنده وجود دارد چرا که وقتی شما با نویسنده آشنا باشید بهتر با کتاب ارتباط برقرار می‌کنید. در بخش بعدی، توضیحی کلی در مورد کتاب است که شما بتوانید در یک نگاه با مبحث کلی کتاب آشنا شوید و بخش آخر هم چکیده مفید آن است. در بخشی از میکروکتاب 4 فرمان ترامپ (Trump: Surviving at the Top) می‌خوانید: ناتوانی در خوب حرف زدن در جمع، مانعی در مسیر موفقیت حرفه‌ای شماست. مگر اینکه یاد بگیرید چگونه این کار را به خوبی انجام دهید. برای این که یک سخنران خوب باشید، باید: - درباره مخاطبان، نه به عنوان گروهی که منتظرند درباره شما قضاوت کنند، بلکه به عنوان افرادی که به چیزی نیاز دارند، بیاندیشید.- با بیان تجربیات و اشتباهات شخصی خود، مخاطبان را در گفتگو درگیر کنید.- هر روز دو یا سه ساعت در زمینه کاری خود مطالعه یا درباره آن فکر کنید و به این ترتیب آمادگی خود برای سخن گفتن را افزایش دهید.- قصه‌گوی خوبی باشید. مردم داستان‌ها را دوست دارند و آن‌ها را تا مدت‌ها به خاطر می‌سپارند.- نقاط اشتراک را پیدا کنید، تا بتوانید با مخاطبان خود پیوند مشترکی ایجاد کنید.- سرگرم کننده باشید، زیرا مردم تنها با سرگرمی و کمی مشارکت یاد می‌گیرند.- یاد بگیرید بداهه فکر کنید، در این صورت می‌توانید ناخودآگاه مطالبی را به سخنان‌تان بیفزایید.- از تجربیات روزمره خود استفاده کنید، این تجربیات مطالب خوبی برای ارائه به شما می‌دهند.- لذت ببرید، اگر سخنان‌تان برای خود شما لذت‌بخش باشد، قطعا برای مخاطبان‌تان هم خوشایند خواهند بود. پس آرام باشید.- درباره نحوه سخن گفتن سخنرانان حرفه‌ای مانند ریجیس فیلبین تحقیق کنید. اگر با دقت به او نگاه کنید، چیزهای زیادی یاد می‌گیرید. فهرست مطالبمیکروکتاب چیست؟درباره کتابدرباره نویسندهمقدمهفصل اول: فرمان اولراه کارهای دونالد ترامپ درباره تجارت و مدیریتفصل دوم: فرمان دومتوصیه‌های شغلی دونالد ترامپفصل سوم: فرمان سومتوصیه‌های دونالد ترامپ درباره پولفصل چهارم: فرمان چهارماسرار مذاکره ترامپپیشنهاد میکروکتاب بعدیپایان

more_vert ظریف و ظرافت در گفتار

ادامه مطلب

closeظریف و ظرافت در گفتار

 روزنامه آرمان در یادداشتی به قلم حسن هانی‌زاده تحلیلگر مسایل بین‌الملل نوشته است: در اینکه دکتر محمدجواد ظریف یکی از دیپلمات‌های کارکشته و آگاه به مسائل بین‌المللی است، هیچ‌شکی وجود ندارد. در طول نزدیک به چهار دهه گذشته دکتر ظریف چه در دوران نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد و چه در دوران معاونت وزارت خارجه و چه در دوران تصدی وزارت خارجه از هیچ کوششی برای بهره‌گیری از دانش دیپلماسی خود در راستای ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی ایران فروگذاری نکرده است. در ادامه این یادداشت می خوانیم: کارنامه آقای ظریف در دوران فعالیت دیپلماتیک خود آکنده از حفظ میهن دوستی و اخلاص نسبت به جمهوری اسلامی ایران است. در طول سال‌های اخیر وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران و تیم مذاکره‌کننده ایرانی تمام تلاش خود را برای دستیابی به یک توافق منصفانه بین ایران و کشورهای ۱+۵ به‌کار گرفت. این توافقنامه که پس از سال‌ها مذاکره نفس‌گیر بین ایران و شش کشور جهانی امضا شد، اثرات مثبتی در سطح جامعه جهانی برای ایران به‌دنبال داشت. اما پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا تمام تلاش‌های تیم مذاکره‌کننده ایرانی را نقش بر آب ساخت. درواقع دونالد ترامپ که با کمک لابی صهیونیستی وارد کاخ سفید شد، در جریان مبارزات انتخاباتی خود بارها در برابر لابی صهیونیستی اعلام کرده بود که پس از پیروزی در انتخابات در نخستین گام از توافقنامه برجام خارج خواهد شد. دونالد ترامپ بلافاصله پس از ورود به کاخ سفید نه تنها از برجام خارج شد، بلکه تحریم‌های ظالمانه و سنگینی را علیه ایران اعمال کرد. در تجزیه و تحلیل چرایی دشمنی دونالد ترامپ با ملت ایران به این نتیجه خواهیم رسید که سفیدپوستان نژادپرست و لابی صهیونیستی و رژیم اسرائیل و برخی رژیم‌های مرتجع عرب درصدد انتقام‌گیری از ملت ایران برآمده‌اند. طبیعی است در چنین فرآیندی وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند اقدامی برای مقابله با تیم دونالد ترامپ انجام دهد. لذا برخی از جریان‌های سیاسی در کشور تلاش می‌کنند از آقای ظریف به عنوان عامل ناکامی تیم مذاکره‌کننده ایرانی یاد کرده و سیل اتهام‌ها را متوجه رئیس دستگاه دیپلماسی کنند. حضور آقای جواد ظریف در مجلس شورای اسلامی و برخی مسائل مطرح شده در این نشست در شرایط فعلی کمکی به ارتقای جایگاه بین‌المللی ایران نمی‌کند و تنها موجب می‌شود دشمنان از این شرایط بهره‌برداری سیاسی کنند. بنابراین باید به وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این فرصت را داد تا با توجه به شرایط موجود ایالات متحده و بحران جهانی ناشی از گسترش ویروس کرونا برای جریان‌سازی علیه دشمنان ایران استفاده کند. آقای جواد ظریف شخصیتی است که مورد احترام جامعه جهانی است؛ اما متاسفانه کشورهای غربی به علت دشمنی آشکار با جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را برای انزوای سیاسی ایران به‌کار می‌گیرند. در شرایط فعلی تضعیف دستگاه دیپلماسی ایران و شخص آقای ظریف هیچ‌گونه مناسبتی ندارد، زیرا اکنون ایران نیازمند وحدت داخلی و صف‌آرایی در برابر دشمنان خارجی است.

more_vert کتاب خیلی زیاد اما همیشه ناکافی

ادامه مطلب

closeکتاب خیلی زیاد اما همیشه ناکافی

مری ترامپ برادرزاده‌ی دونالد ترامپ در کتاب خیلی زیاد اما همیشه ناکافی، به زندگی خانوادگی چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا می‌پردازد. نویسنده برای نگارش این اثر بیشتر بر خاطرات خود تکیه داشته است و تلاش می‌کند تا به ریشه‌ی تمامی مشکلات شخصیتی ترامپ بپردازد. شاید بتوان کتاب خیلی زیاد اما همیشه ناکافی (Too much and never enough) را یکی از پربحث‌ترین و پرحاشیه‌ترین کتاب‌هایی دانست که در سال 2020 منتشر شد. این کتاب که توسط برادرزاده‌ی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نوشته شده است، چهره‌ی جدیدی از این شخصیت سیاسی به دنیا ارائه می‌دهد. مری ترامپ (Mary Trump) که فرزند برادر درگذشته‌ی دونالد محسوب می‌شود، در این کتاب با رویکردی روانشناختی به مشکلات خانواده‌ی بزرگ ترامپ می‌پردازد و شخصیت قدرتمندترین چهره‌ی سیاسی آمریکا را تحلیل می‌کند. ریشه‌ی شکل‌گیری هر هیولایی را باید در کودکی او جست‌جو کرد؛ ماجرای دونالد ترامپ نیز به همین جمله بازمی‌گردد و کتاب «خیلی زیاد اما همیشه ناکافی» برای اینکه شما را به عمق ماجرا ببرد، دو نسل از خانواده‌ی ترامپ را معرفی می‌کند و مناسبات خانوادگی این افراد را با جزئیات کامل شرح می‌دهد. شما در این کتاب با پدر رئیس‌جمهور آمریکا یعی فرد ترامپ آشنا می‌شوید. مری در این کتاب تصویری خشن و سختگیر از پدربزرگ خود ارائه می‌دهد که با فرزندان و همسر خود بی‌رحمانه رفتار می‌کرده و همین موضوع بر شخصیت دونالد که پسر دوم او بود نیز تأثیر گذاشته است. فِرِد اصلاً علاقه‌ای به فرزندانش نداشت و تنها پسر ارشدش به این دلیل که قرار بود میراث‌دار وی باشد مورد توجهش قرار می‌گرفت. همین بی‌توجهی‌های پدر از رئیس‌جمهور آمریکا شخصیتی قلدر و پرخاشگر ساخت تا شاید این‌گونه بتواند توجه والدینش را جلب کند. مری عموی خود را فردی جامعه‌ستیز و دچار ناهنجاری‌های متعدد می‌داند و معتقد است که مناسبات ناسالم خانوادگی شخصیت فرزندان این خانواده را شکل داده است. با این اوصاف، چهل و پنجمین رئیس جمهور کشور آمریکا را می‌توان ماحصل خانواده‌ای دانست که به جای عشق به یکدیگر دنبال اثبات قدرت و برتری خود هستند. در سراسر این کتاب به پدربزرگ این خانواده اشاره شده است و از او به عنوان یک بیمار روانی یاد می‌شود. دونالد ترامپ نیز نسبت به این کتاب بی‌تفاوت نماند و از پدر خود دفاع کرد و او را مردی مهربان، خوب و سختگیر معرفی نمود. از طرف دیگر ترامپ برادرزاده‌ی خود را فردی آشفته دانست و اعلام کرد که با هم ارتباطی نداشته و ندارند. حواشی کتاب خیلی زیاد، اما همیشه ناکافی: کتاب حاضر را بدون شک می‌توان پرسروصداترین و پرحاشیه‌ترین اثر در سال 2020 قلمداد کرد. از اظهارنظرهای مخالفان و موافقان دونالد ترامپ گرفته تا توئیت‌های رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص این کتاب از جمله مواردی است که روزها تیتر نخست رسانه‌ها بوده‌اند. از طرف دیگر، کتاب خیلی زیاد، اما همیشه ناکافی در همان روز نخست توانست رکورد فروش یک میلیون نسخه را به نام خود ثبت کند. نکوداشت‌های کتاب خیلی زیاد، اما همیشه ناکافی - پس از تعداد زیادی از کتاب‌های نوشته شده توسط ترامپ، بالاخره کتابی که نیاز داشتیم منتشر شد. (Vanity Fair)- شما هم می‌بینید که رئیس‌جمهور نمی‌خواهد کسی این کتاب را بخواند؛ چرا که بسیاری از دروغ‌ها و افسانه‌هایی را که درباره‌ی خود ساخته است برملا می‌سازد. (Los Angeles Times)- مری ترامپ بیش از هر شخص دیگری در توصیف فردی که روح خود را برای رسیدن به کاخ سفید واگذار کرده، موفق عمل کرده است. (CNN) مری ترامپ را بیشتر بشناسیم: او با نام کامل مری لی ترامپ (Mary Lea Trump) در سال 1965 به دنیا آمد و تا چندی پیش به عنوان یک روانشناس و نویسنده آمریکایی زندگی می‌کرد. او برادرزاده رئیس جمهور دونالد ترامپ است و با انتشار کتابی در خصوص خانواده‌ی خود در مدتی کوتاه بسیار مشهور شد. مری در سال 2016 نیز از هیلاری کلینتون حمایت کرد و در همان ایام اظهار داشت که دونالد ترامپ باید از انتخابات استعفا بدهد و از او به عنوان مردی خطرناک یاد کرد. جملات برگزیده کتاب خیلی زیاد، اما همیشه ناکافی: - کس دیگری هم هست که این چرندیات را باور کند که او مردی خودساخته است؟ تا به حال چه کاری را خودش به تنهایی به پایان رسانده است؟ - چه مرگشان شده؟ تنها باری که دونالد به کلیسا رفته وقتی بود که دوربین‌ها آنجا بودند. شگفت‌آور است. او به هیچ اصولی پایبند نیست. هیچ! - از همان ابتدا، خودپسندی فِرِد، باعث انحراف در اولویت‌هایش شد. نحوۀ مراقبت او از فرزندانش، نیازهای شخصی خود او را منعکس می‌ساخت، نه نیازهای فرزندانش را. - شرارت دونالد تجلی همان ترسی است که تمام عمر از آن فراری بوده است. در بخشی از کتاب خیلی زیاد، اما همیشه ناکافی می‌خوانیم: در ماه ژوئن، دونالد که آن موقع 18 ساله بود و به تازگی از آکادمی نظامی فارغ‌التحصیل شده بود، و رابرت که 16 ساله بود و هنوز در مدرسه سابق فِرِدی یعنی سنت پاول درس می‌خواند، با ماشین اسپورت جدید دونالد که هدیه فارغ‌التحصیلی از سوی والدینش بود (فِرِدی موقع فارغ‌التحصیلی از دانشگاه فقط یک چمدان هدیه گرفته بود) به ماربلهد رفتند. فِرِدی برای دیدن آن‌ها اضطراب داشت. هیچ کدام از خواهرها یا برادرهایش تابحال با او در هواپیما نبودند یا هیچ علاقه‌ای به شغل جدید او نشان نداده بودند. او امیدوار بود که شاید، اگر بتواند برادرهایش را به دنیای خود راه بدهد، یک دوست پیدا کند؛ داشتن حتی یک نفر در خانواده‌ای که به او باور داشته باشد، می‌توانست قدرت رو به افول او برای مقابله با عدم تأییدهای پدرش را مجدداً تقویت کند. در این سفر، دونالد در مرحله حساسی قرار داشت. وقتی فِرِدی اعلام کرد که در دسامبر 1963 از شرکت ترامپ کنار کشیده است، دونالد غافلگیر شد. برادرش این تصمیم را در پایان‌ ترم اول سال سوم تحصیل دونالد گرفته بود و از آن‌جا که اسم او فِرِد نبود، اصلاً نمی‌دانست که نقش آینده او در شرکت چه خواهد بود، هرچند تصمیم داشت آن جا کار کند. به دلیل این شک و تردید، به اندازه کافی برای آینده بعد از تحصیل آماده نشده بود. وقتی بهار آن سال از آکادمی نظامی نیویورک فارغ‌التحصیل شد، هنوز در دانشگاه پذیرفته نشده بود. از مرین خواست به او کمک کند تا وقتی به خانه برگشت، جایی در مدرسه محلی برای او دست و پا کند. فِرِدی و لیندا برای ناهار کباب درست کرده بودند که موقع صرف ناهار، دونالد به آن‌ها گفت می‌خواهد با پدرشان به شیکاگو برود تا در پروژه‌ای که پدرش روی آن کار می‌کند به او «کمک» کند. آرامش فِرِدی قابل لمس بود. شاید فِرِد کم‌کم داشت واقعیت جدید را می‌پذیرفت و تصمیم گرفته بود که دونالد را به عنوان وارث بلافصل خود انتخاب کند. بعد از ظهر همان روز، فِرِدی پسرها را به «قایق تفریحی» خود برد تا کمی ماهی‌گیری کنند. فهرست مطالبیادداشت نویسندهپیشگفتاربخش اول: ظلم و ستم موضوع اصلی استفصل اول: عمارتفصل دوم: پسر اولفصل سوم: من بزرگ‌ترینمفصل چهارم: انتظار پروازبخش دوم: محله‌های فقیرنشینفصل پنجم: به گل نشستهفصل ششم: بازی برد و باختفصل هفتم: خطوط موازیفصل هشتم: سرعت گریزبخش سوم: دود و آینهفصل نهم: هنر رهاییفصل دهم: شب یک‌باره فرا نمی‌رسدفصل یازدهم: تنها واحد دادوستدفصل دوازدهم: سرنگونیبخش چهارم: بدترین سرمایه‌گذاری انجام‌شدهفصل سیزدهم: سیاست امری شخصی استفصل چهاردهم: خدمتگزار مردمی در عرصۀ مسکن‌سازی عمومیکلام آخر: حلقۀ دهمسپاسگزاری

more_vert عاقبت ترامپیسم در دوران پساترامپ

ادامه مطلب

closeعاقبت ترامپیسم در دوران پساترامپ

 روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: با وجود جنجال‌های فرسایشی کنونی بر سر شمارش آرا و انتخاب برنده انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به نظر می‌رسد که بخت جو بایدن دموکرات برای ورود به کاخ سفید، به مراتب بیشتر از دونالد ترامپ، رئیس جمهوری کنونی است. روزنامه ایران شنبه ۱۷ در یادداشتی به قلم مجید تفرشی کارشناس مسایل بین الملل، نوشت: با این همه به نظر نمی‌رسد که حتی با خروج احتمالی ترامپ از ریاست جمهوری، فرهنگ و آموزه‌های ترامپیسم با سپهر سیاسی و اجتماعی امریکا و جهان وداع کند. در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا، سوای روش و منش حامیان داخلی او، شاهد حمایت‌های گروه‌های تندرویی از ترامپ بودیم که در ادعا شاید خود را پایبند موازین و اصول می‌خواندند، ولی در عمل پا به پای ترامپ در اخلاق‌ستیزی به هر وسیله‌ای در جهت حفظ یا کسب قدرت پیش رفتند. در بین گروه‌ها و اقشار ایرانی حامی ترامپ در خارج و داخل کشور، از جناح‌های مختلف بعضاً دشمن، دست‌کم یک فصل مشترک و ویژگی یکسان وجود دارد: عزم رسیدن به هدف، تغییر ساختار کنونی حکومت در ایران و کسب قدرت به هر بهایی، با کمک هر کسی در هر کجای جهان و بی‌توجه به عواقب و هزینه‌های فاجعه بار ملی و راهبردی این روش. از این رو عجیب نیست که گروه‌های ساختارشکن و ایران‌ستیز ایرانی‌نما در خارج در حمایت بی دریغ از ترامپ با برخی دوستان، هواداران و مشاوران محمود احمدی‌نژاد هم‌رأی و همگام شدند. نباید خیلی خوشبین بود که با شکست قطعی ترامپ و تثبیت نهایی پیروزی بایدن، ترامپیسم نیز به سرعت و سادگی از سپهر سیاسی امریکا و جهان غایب شود. این واقعیت که با وجود عقب ماندن در این انتخابات، تعداد آرای ترامپ در مجموع بیشتر از دوره قبل بوده، نشانگر دامنه و عمق حضور ترامپیسم است. البته که مشارکت بسیار بالای امریکایی‌ها در این دوره از انتخابات می‌تواند دلیل اصلی این افزایش آرا، برای هر دو سو باشد، ولی این واقعیت، از اهمیت تعداد غیرقابل انکار حامیان ترامپ کم نمی‌کند. ترامپ نه تنها در امریکا، که در اروپا، کانادا، استرالیا و دیگر نقاط جهان همگرایانی دارد که بعضاً و فعلاً به صورت بالقوه، حتی از خود او هم خطرناک‌ترند. مسأله دیگر، تلاش هوشمندانه و هدفمند ترامپ و همکاران او طی چهار سال اخیر برای یارگیری و چینش همفکران خود در سطوح مختلف قوه قضائیه امریکا از قضات شهرستان و ایالت گرفته تا دادستان‌های عالی کل کشور است. هیچ رئیس جمهوری در یک سده اخیر در امریکا در دور نخست ریاست جمهوری خود؛ اینگونه موازنه قضایی در کشور را به سود خود و آرای خود تغییر نداده است. این چینش تدریجی آنقدر وسیع و عمیق است که دست‌کم یک نسل طول خواهد کشید تا عرصه قضایی امریکا از ترامپ‌گرایی و دیدگاه راست افراطی رهایی یابد. این مسائل البته سوای شهوت سیری‌ناپذیر ترامپ برای حفظ قدرت به هر قیمتی و حتی بازگشت مجدد به قدرت در آینده، حتی در صورت مجبور شدن ترک کاخ سفید در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ است. در روزهای اخیر حامیان و سخنگویان ترامپ به صراحت عنوان کرده‌اند که به فرض شکست و قبول شکست، او از هم اکنون آماده است تا برای شرکت در مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۴ خود را آماده و نامزد کند. مواجهه و مقابله با ترامپیسم، فقط با مقابله سیاسی و مشارکت انتخاباتی به دست نمی‌آید. انحطاط فکری ترامپ و ترامپیسم در میان جوامع مختلف شرقی و غربی وجود دارد و منحصر به امریکا نیست. تلاش برای زوال انحطاط ترامپیسم نیازمند کار فرهنگی، فکری و اجتماعی مستمر و بهره بردن از تاریخ، درس تجربه و سیلی روزگار است. نباید بگذاریم انحطاط ترامپیسم از یاد نسل‌های کنونی و بعدی برود.

more_vert کتاب زیاد اما ناکافی: چگونه خانواده من خطرناک‌ترین مرد جهان را به وجود آورد؟!

ادامه مطلب

closeکتاب زیاد اما ناکافی: چگونه خانواده من خطرناک‌ترین مرد جهان را به وجود آورد؟!

برادرزاده‌ی ترامپ با افشاگری‌ در خصوص کودکی دونالد جنجال به پا می‌کند! مری ترامپ در کتاب زیاد اما ناکافی: چگونه خانواده من خطرناک‌ترین مرد جهان را به وجود آورد؟! به زندگی عموی خود که یکی از پرحاشیه‌ترین رئیس‌جمهورهای آمریکا است، می‌پردازد. این کتاب در همان روز اول توانست رکورد فروش یک میلیون نسخه را به نام خود ثبت کند. معرفی کتاب زیاد اما ناکافی: بدون شک کتاب زیاد اما ناکافی (Too much and never enough) را می‌توان یکی از جنجالی‌ترین کتاب‌هایی عنوان کرد که در سال 2020 انتشار یافت. کتاب حاضر به وسیله‌ی برادرزاده‌ی دونالد ترامپ تهیه شده است و چهره‌ی جدیدی از چهل و پنجمین رئیس‌جمهور آمریکا به جهانیان عرضه می‌کند. مری ترامپ (Mary Trump) که فرزند برادر بزرگ‌تر دونالد است، در این کتاب با تکیه بر علم روانشناسی مشکلات خانواده‌ی مشهور و ثروتمند خود را برای‌تان شرح می‌دهد و شخصیت عموی سیاستمدار و تاجرش را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد. از آنجایی که مری روانشناسی باتجربه است و سابقه‌ی خوبی در این حوزه دارد، تحلیل‌های وی کاملاً اصولی محسوب می‌شود و می‌توان به آن‌ها توجه کرد. شخصیت تمامی انسان‌ها در کودکی شکل می‌گیرد؛ داستان دونالد ترامپ نیز به گذشته‌های دور بازمی‌گردد و کتاب «زیاد اما ناکافی» شما را با دو نسل از خانواده‌ی ترامپ آشنا می‌سازد تا به عمق فاجعه و ریشه‌های مشکلات شخصیتی دونالد پی ببرید. در این کتاب مناسبات خانوادگی آن‌ها را با جزئیاتی جذاب می‌خوانید و با فِرِد ترامپ که پدر رئیس‌جمهور آمریکا است آشنا می‌شوید. مری یکی از دلایل اصلی مشکلات خانواده‌ی خود را این مرد می‌داند و شخصیت او را بسیار خشن و سختگیر قلمداد می‌کند. به گفته‌ی مری پدربزرگش با همسر و فرزندان خود رفتاری بی‌رحمانه داشته است و اگر محبتی هم بود صرفاً به خاطر نسبت خونی شامل حال فرزندانش می‌شد. در مجموع، فرد علاقه‌ای به فرزندان خود نداشت و با واژه‌ی عشق کاملاً بیگانه بود. این مرد بی‌رحم تنها به پسر بزرگ خود توجه می‌کرد چون قرار بود در آینده امور را به دست بگیرد. این مسئله بر شخصیت دونالد که پسر کوچکتر بود تأثیر بسیار عمیقی گذاشت و باعث شد همواره به دنبال جلب توجه پدرش باشد و همین نیاز عاطفی، از او شخصیتی خشن و پرخاشگر ساخت. جامعه‌ستیز، خشن، قلدر، ناهنجار و... القاب مختلفی است که مری به عموی خود نسبت می‌دهد و بر این باور است که روابط ناسالم و نامناسب خانوادگی دونالد ترامپ را به سمت سوق داده است. با این اوصاف، امروزه کسی بر کشور آمریکا حکومت می‌کند که همچنان درگیر مشکلات خانوادگی می‌باشد و نتوانسته است عقده‌های فروخورده‌ی کودکی خود را پشت سر بگذارد. پدربزرگ این خانواده شخصیت کلیدی و مهمی محسوب می‌شود؛ چرا که او باعث شده تا فرزندان با عشق غریبه باشند و دائماً با یکدیگر رقابت کنند تا رضایت پدری را جلب نمایند که دیگر نیست. مری از فرد ترامپ به عنوان یک بیمار روانی تمام عیار یاد می‌کند که بارها در مقابل فرزندانش، همسرش را به وحشیانه‌ترین شکل ممکن آزار داده است. ناگفته نماند؛ دونالد ترامپ نیز اظهاراتی در خصوص این کتاب داشت و نسبت به آن بی‌‌توجه نماند. دونالد از پدر خود دفاع کرد و او را مردی مهربان، باگذشت و سختگیر دانست و اعلام کرد که با مری ترامپ هیچ‌گونه ارتباطی نداشته و ندارد. مطالعه‌ی کتاب زیاد اما ناکافی به چه کسانی توصیه می‌شود؟ حتی اگر گوشه‌ای از ادعاهای مری صحت داشته باشد، کودکی دونالد و خواهران و برادرهایش کابوسی وحشتناک بوده است و این کتاب می‌تواند به شما کمک کند تا با این چهره‌ی سیاسی بیشتر آشنا شوید. بنابراین، اگر به سیاست‌های کشور آمریکا علاقه دارید، مطالعه‌ی این کتاب جنجالی را از دست ندهید. نکوداشت‌های کتاب زیاد اما ناکافی: - پس از کتاب‌های بسیاری که توسط ترامپ نوشته شده است، بالاخره آن اثری که نیاز داشتیم انتشار یافت. (Vanity Fair) - رئیس‌جمهور نمی‌خواهد کسی این کتاب را بخواند؛ چرا که بسیاری از افسانه‌هایی را که پیرامون خود ساخته است، باطل می‌کند. (Los Angeles Times) - مری ترامپ بهتر از همه در به تصویر کشیدن شخصی که روح خود را برای رسیدن به کاخ سفید فروخته، موفق عمل کرده است. (CNN) جملات برگزیده کتاب زیاد اما ناکافی: - گناهکار کسی نیست که مرتکب گناه می‌شود بلکه کسی است که تاریکی را پدید می‌آورد.- من عشق در وجودم دارم عشقی که تو کمتر می‌توانی تصور کنی و همچنین دیوانگی‌ای که تو باور نخواهی کرد.- دونالد در تمام زندگی‌اش از یک هیولایی در درونش فرار می‌کرده است. در بخشی از کتاب زیاد اما ناکافی می‌خوانیم: آن‌ها در خانه‌ای زندگی می‌کردند که به خانه‌ی پدربزرگ، مادربزرگم شناخته شده است. خانه، بویژه در آن نصف شب، هم چنان یه خونه‌ی غریبه به نظر می‌رسید. بنابراین وقتی مرین دوازده ساله مادرش را در یکی از سرویس‌های بهداشتی طبقه‌ی بالا، ناله کنان و بیهوش دید، نتوانست جهت‌های خانه را پیدا کند. تمام کف سرویس بهداشتی، خون‌آلود بود. مرین غالبا تمایلی به مزاحمت به پدرش در اتاق خواب نداشت اما حالا آن قدر ترسیده بود که به سرعت به سمت دیگر خانه رفت تا پدر را بیدار کند. فِرِد از رختخواب بیرون آمده، به سرعت به پذیرایی آمد و همسرش را بیهوش دید. به سرعت به اتاق خواب برگشت در حالیکه مرین هم پشت سرش راه می‌رفت. داخل اتاق خواب یک گوشی تلفن بود و پدر شروع به تماس گرفتن کرد. فِرِد مرد قدرتمندی بود که دارای روابط خوبی در بیمارستان جاماییکا بود. به سرعت با شخصی تماس گرفت که بتواند آمبولانسی به خانه بفرستد و اطمینان حاصل کرد که بهترین دکترها منتظر آن‌ها در بخش اورژانس بیمارستان هستند. فِرِد شرایط را به بهترین نحوی که می‌توانست برای کسی که پشت تلفن بود توضیح داد. مرین شنید که پدر گفت: "قاعدگی، خونریزی ماهانه‌ی زنانه". واژه‌ای که از دهان پدر خارج شد برای مرین بسیار ناآشنا بود. کمی پس از اینکه مری به بیمارستان رسید، عمل بیرون آوردن اورژانسی رحم روی او انجام شد. پزشک‌ها متوجه شدند که او از مشکلات پس از زایمان بسیار جدی رنج می‌برده که قبلا تشخیص داده نشده است. نه ماه پیش مری زایمان انجام داده و رابرت را به دنیا آورده بود. مشکلات پس از زایمان وی منجر به یک عفونت شکمی شده و منجربه وخیم‌تر شدن اوضاع شده بود. فهرست مطالبسخنی از نویسندهپیشگفتار1- خانه2- پسر اول3- من بزرگ4- در انتظار پرواز5- به زمین خورده6- بازی با حاصل جمع صفر7- خطوط موازی8- سرعت فرار9- هنر نجات بخشی10- سقوط یک شبه اتفاق نمی‌افتد11- تنها واحد پولی12- سقوط ناگهانی13- امرسیاسی، امری شخصی است14- یک کارمند دولت در اقامتگاه عمومی15- حلقه‌ی دهم

more_vert خاستگاه ترامپیسم

ادامه مطلب

closeخاستگاه ترامپیسم

 روزنامه دنیای اقتصاد در مطلبی آورد: چهار سال پیش که دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری آمریکا رسید، بسیاری از روشنفکران و مخالفان اقتصاد آزاد در توضیح روی کار آمدن وی... و اهداف سیاسی و اقتصادی‌اش دچار سردرگمی و تناقض‌گویی شدند. عده‌ای این میلیاردر جنجالی را نماد «سرمایه‌داری وحشی و لجام‌گسیخته» تلقی کردند. روزنامه دنیای اقتصاد ۱۸ آبان یادداشتی به قلم موسی غنی‌نژاد اقتصاددان منتشر کرد و نوشت: عده‌ای این میلیاردر جنجالی را نماد «سرمایه‌داری وحشی و لجام‌گسیخته» تلقی کردند که با شعار کاهش مالیات بر دارایی و درآمد ثروتمندان و با انتقاد از برنامه‌های رفاه اجتماعی دولت پیشین (باراک اوباما) بر سر کار آمده است و قصد دارد «دستاوردهای» اجتماعی سندیکاها و سازمان‌های مردم نهاد را از میان بردارد. اما واقعیت این است که شعار انتخاباتی اصلی او «بازگرداندن عظمت از دست رفته آمریکا» بود که گویا سیاست‌های همگام با جهانی‌سازی دولت‌های پیشین موجب آن شده بود. بخش مهمی از پایگاه توده‌ای آرای ترامپ که در دوره قبل موجب پیروزی او در انتخابات ریاست‌جمهوری شد، زیان‌دیدگان از جهانی شدن اقتصاد بودند که درنتیجه رقابتی‌تر شدن اقتصاد در سطح جهانی و گسترش بیش از پیش برون‌سپاری به‌دلیل هزینه‌های پایین نیروی کار در دیگر کشورهای دنیا به‌ویژه در آسیا (چین و هند)، موجب بیکاری یا کاهش دستمزدهای واقعی آنها در آمریکا شده بود. ترامپ علنا از روند جهانی شدن، برون‌سپاری‌ها و مهاجرانی که موجب فشار روی دستمزدهای داخلی آمریکا می‌شود، انتقاد می‌کند و خواستار حمایت از تولید و نیروی کار داخلی با برقراری موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای بر واردات است. ترامپ ایالات‌متحده آمریکا را از معاهده بین‌المللی پاریس درخصوص کاهش گازهای گلخانه‌ای و مبارزه با گرمایش زمین، بیرون آورد. او از لحاظ سیاسی و اقتصادی علنا از شعار «اول آمریکا» حمایت می‌کند و تاکید دارد که با هر پیمان بین‌المللی که به منافع آمریکا اولویت ندهد، مخالف است. سازمان تجارت جهانی در دوره زمامداری او به شدت تضعیف شد؛ چون او به منطق تجارت آزاد چندان اعتقادی ندارد؛ گویی همسویی منافع مشارکت‌کنندگان در تجارت آزاد با تفکر ترامپی سازگار نیست. از همان آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ، نویسنده این سطور در همین روزنامه هشدار داد که دنیا با پدیده خطرناکی روبه‌رو شده است که می‌تواند دستاوردهای بزرگ فرآیند جهانی شدن که شکل‌گیری سازمان‌ها و عهدنامه‌های بین‌المللی را پس از جنگ جهانی دوم امکان‌پذیر ساخته است، به مخاطره اندازد. تجربه دو جنگ جهانی در قرن بیستم حکایت از آن داشت که سیاست‌های حمایتی دولت‌ها و فقدان نهادهای بین‌المللی حامی تجارت آزاد به تنش‌ها و مخاصمات بین کشورها دامن می‌زند. هدف اصلی سازمان ملل متحد که بعد از جنگ جهانی دوم تشکیل شد، برقراری روابط صلح‌آمیز از طریق تشویق تجارت آزاد و به‌طور کلی ایجاد نهادهای ناظر بر تضمین روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آزاد و داوطلبانه میان ملت‌ها بود. سیاست کلی دونالد ترامپ عملا هدفی جز بی‌اعتبار کردن نهادهای بین‌المللی برآمده از پایان جنگ جهانی دوم نداشت. دونالد ترامپ همانند همه سیاستمداران پوپولیست مدعی است که او یک تنه در مقابل همه دشمنان داخلی و خارجی عظمت آمریکا به پا خاسته و به جز توده‌های حامی وی، جملگی سیاستمداران، سازمان‌های سیاسی مستقر و حتی رسانه‌های همگانی در حال توطئه علیه او هستند. او در مدت چهار سال زمامداری‌اش، سیاستی خطرناک و مخرب هم برای منافع عمومی مردم آمریکا و هم برای صلح جهانی دنبال می‌کرد. ادامه زمامداری وی می‌توانست دستاوردهای جهانی در جهت گسترش تجارت آزاد و روابط صلح‌آمیز ناشی از آن را به جد دچار مخاطره کند. طرفه آنکه برخی از پوپولیست‌های وطنی، آشکار و پنهان و کم و بیش، با ابرپوپولیست آمریکایی همدلی نشان می‌دهند و او را بهتر از سیاستمداران متعارف برای روابط بین‌المللی به‌طور کلی و برای ایران به‌خصوص معرفی می‌کنند. خیال‌پردازی و نفی شواهد و قرائن واقعی از ویژگی‌های هر نوع از پوپولیسم است؛ چراکه پوپولیست‌ها به جای عقل مردم، احساسات آنها را مخاطب قرار می‌دهند. در هر صورت، به‌نظر می‌رسد مردم آمریکا با رای خود در انتخابات اخیر از پوپولیسم حاکم عبور خواهند کرد؛ اما نباید تصور کرد که با بسته شدن کارنامه دولت دونالد ترامپ، خطر پوپولیسم یک بار برای همیشه از میان رفته است. واقعیت این است که اقتصاد آزاد و جهانی شدن گرچه در درازمدت در جهت منافع عمومی عمل می‌کند، اما در کوتاه‌مدت و در سطح داخلی و بین‌المللی بازندگانی دارد که اگر مصائب آنها نادیده گرفته شود، ممکن است درنهایت بستری مساعد برای رشد و پیروزی سیاستمداران پوپولیست دیگر فراهم آورد.

more_vert کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی

ادامه مطلب

closeکتاب گام به گام: گشایش انگلیسی

  کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی نوشته‌ی نیل مک دونالد به علاقمندان شطرنج که به دنبال درک اصول شروع انگلیسی هستند کمک خواهد کرد تا با مجموعه قوانین این بازی جذاب آشنا شده و از آن‌ها در مقابل حریفان خود استفاده کنند. شروع انگلیسی به عنوان یکی از گشایش‌های پیچیده و محبوب برای تمامی بازیکنان در سطوح مختلف مناسب است و می‌تواند بازی را به وسط بازی‌های پوزیسیونی و تاکتیکی هدایت نماید. بسیاری از بازیکنان سطح برتر جهان مانند کاسپاروف و کرامنیک شروع انگلیسی را در جنگ افزار گشایشی خود قرار داده‌اند. در کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی (Starting Out: The English)، استاد بزرگ نیل ‌مک ‌دونالد (Neil McDonald) اصول پایه‌ای شروع انگلیسی و بسیاری از واریانت‌های آن را مورد ارزیابی قرار داده است. شما با استفاده از نکات، راهنمایی‌ها و هشدارهای آموزشی این کتاب استراتژی‌های کلیدی، ایده‌ها و تاکتیک‌های حرفه‌ای را برای هر دو طرف بازی به روشنی فرا می‌گیرید. کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی بدون شک برای آنان که در مسیر پیشرفت هستند بسیار ایده آل است. نیل مک دونالد بازیکنی زبده و با تجربه در عرصه شطرنج دنیا محسوب می‌شود که مجموعه‌ای از افتخارات شطرنجی را با خود دارد. ایشان یکی از مربیان کارآزموده‌ی شطرنج هستند که بسیاری از شطرنج‌بازان جوان انگلستان را آموزش داده‌اند. مک دونالد همچنین نویسنده‌ای ماهر است که تالیفات برجسته‌ای نیز دارند.

more_vert احیای دوباره اینستکس

ادامه مطلب

closeاحیای دوباره اینستکس

 به نظر می‌رسد، اروپا در یک دو راهی مهم قرار گرفته: تن دادن به قلدری اقتصادی کاخ سفید یا عمل به تعهداتی که از یکی، دو سال قبل بر آن تاکید کرده است؟ فرهاد دژپسند، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران می‌گوید، خبرهای نویدبخشی از اینستکس به گوش می‌رسد و شاید این اخبار به معنی انتخاب راه دوم از سوی دولت‌های اروپایی باشد. روزنامه اعتماد در قسمتی از گزارشی آورده است: با گذشت ۱۹ ماه از اعلام تصمیم دونالد ترامپ، رییس‌جمهور ایالات متحده امریکا در خروج یک طرفه کشورش از برجام و بازگرداندن تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، اتحادیه اروپا هنوز نتوانسته در برابر این تصمیم غیرقانونی از خود واکنشی عملی نشان دهد و در شرایطی که این سردرگمی اروپایی‌ها به توقف اجرای تعهدات برجامی ایران انجامیده به نظر می‌رسد، اروپا در یک دو راهی مهم قرار گرفته: تن دادن به قلدری اقتصادی کاخ سفید یا عمل به تعهداتی که از یکی، دو سال قبل بر آن تاکید کرده است؟ فرهاد دژپسند، وزیر امور اقتصادی و دارایی ایران می‌گوید، خبرهای نویدبخشی از اینستکس به گوش می‌رسد و شاید این اخبار به معنی انتخاب راه دوم از سوی دولت‌های اروپایی باشد. توافق هسته‌ای ایران و ۶ کشور قدرتمند جهان که پس از سال‌ها مذاکره مداوم به نتیجه رسید و با تایید شورای امنیت سازمان ملل به رویه‌ای جهانی برای اجرا بدل شد در اردیبهشت سال گذشته رسما از سوی دولت ایالات متحده امریکا نقض شد و ترامپ اعلام کرد تا زمانی که یک توافق مدنظر دولت او نوشته نشود، تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را باز خواهد گرداند. این اقدام دولت ترامپ که بر خلاف تمام اصول روابط بین‌الملل رخ داد از سوی بسیاری از دولت‌ها با انتقاد شدید مواجه شد و بسیاری از آنها اعلام کردند که با ماندن در برجام، اجازه افزایش فشار اقتصادی بر ایران را نخواهند داد. یکی از اصلی‌ترین واکنش‌های منفی به تصمیم کاخ سفید از سوی اتحادیه اروپا اتخاذ شد. فدریکا موگیرینی، مسوول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا دقایقی پس از اعلام تصمیم ترامپ، رسما مخالفت این اتحادیه با تصمیم امریکا را اعلام و حمایت اروپا از تداوم برجام را تایید کرد. در شرایطی که به نظر می‌رسید با اجماع جهانی به وجود آمده علیه تصمیم ترامپ، دولت ایالات متحده نمی‌تواند مانند گذشته فشار تحریم‌ها بر اقتصاد ایران را افزایش دهد، فاصله قابل توجه میان سیاستمداران و تصمیم‌گیران اقتصادی بسیاری از کشورهای غربی این فرضیه را با مشکل جدی مواجه کرد. محوریت بخش خصوصی و غیردولتی در اقتصاد کشورهای اروپایی باعث شد، بسیاری از این شرکت‌ها از ترس تحریم‌های امریکا، عطای ماندن در ایران را به لقایش ببخشند و همین امر تصمیم ترامپ در اجرای تحریم‌ها را جدی‌تر کرد. با این وجود رهبران سیاسی اتحادیه اروپا اعلام کردند برای ایجاد تغییر در این شرایط تصمیماتی جدید خواهند گرفت که یکی از آنها راه‌اندازی کانال مالی مشترک میان ایران و این اتحادیه موسوم به اینستکس بود. این کانال مالی که از سوی ۳ کشور فرانسه، آلمان و انگلیس تاسیس شد، بنا بود درآمدهای حاصل از صادرات نفت ایران را به درون خود منتقل کرده و با استفاده از این ظرفیت کالاها و نیازهای اقتصادی ایران را تامین کند، روشی که هیچگاه به مرحله اجرا نرسید.

more_vert سلیمانی، داعش، ترامپ

ادامه مطلب

closeسلیمانی، داعش، ترامپ

 شهادت مظلومانه حاج قاسم سلیمانی در سرزمین عراق توسط جنگ‌افروزان امریکایی رویدادی نمادین است که پیام‌های گویایی برای جامعه امروز دارد. او مجاهدی است که سال‌ها برای استمرار امنیت در عراق و سوریه به مبارزه با تروریسم و افراطی‌گری پرداخت و در نهایت به دستور نماد اعلای افراطی‌گری مدرن یعنی رئیس جمهوری کنونی امریکا به شهادت رسید. سید ضیا هاشمی مدیرعامل ایرنا در یادداشتی در روزنامه ایران آورده است:حضور حاج قاسم سلیمانی و یاران او در عراق به دلیل نیاز و ضرورت مردم و دولت عراق بود و به همین دلیل بارها مسئولان و شخصیت‌های عراق او را ستوده و از رشادت‌های آن بزرگوار تقدیر کرده بودند.همگان می‌دانند که اگر نبود مجاهدت‌های سرنوشت‌ساز آن مجاهد بزرگ، داعشیان توانسته بودند سیطره خود را به مرکز عراق و چه بسا سایر کشورهای منطقه برسانند. سلیمانی بود که با پایمردی و فرماندهی شجاعانه خود نیروهای داعش را در آستانه ورود به دروازه‌های بغداد متوقف کرد، آنان را به عقب راند و نهایتاً در موصل متلاشی ساخت و پایان عمر داعش را اعلام کرد. او با آموزش و سازماندهی نیروهای مردمی و مستشاری نظامیان عراق توانست به استقرار نظم و امنیت در آن کشور کمک کند و زمینه‌ساز تقویت اخوت و همدلی مضاعفی میان دو ملت ایران و عراق شود. نام سلیمانی تاکنون همواره با نام داعش و در مقابل آن تداعی می‌شد و اکنون نام او با نامی دیگر یعنی «دونالد ترامپ» گره خورده است. تا دیروز هر جا سخن از جریان منحط و انحرافی داعش بود، نام «سلیمانی» در خاطرات زنده می‌شد و امروز نامی که در مقابل «سلیمانی» قرار می­‌گیرد، کسی نیست جز رئیس جمهور کنونی امریکا یعنی «ترامپ». چون طبق یک قاعده منطقی هر چیزی با ضد خودش شناخته می‌­شود؛ «تعرف الاشیاء باضدادها» سلیمانی به دستور ترامپ ترور شد. او به افتخار و فیض شهادت نائل آمد و ترامپ که خود بهره چندانی از محبوبیت نداشت به یکی از منفورترین افراد در ذهن و دل ایرانیان و سایر مسلمانان منطقه تبدیل گشت. او که پیش از این رفتارهای نامتعارف فراوانی داشت، این بار با یک اقدام جنایتکارانه و بسیار مخاطره‌انگیز، نفرتی جاودان برای خود خرید و امنیت شکننده منطقه را بیش از پیش در معرض خطر قرار داد. او امروز و فردا مسئول خون انسان‌هایی است که چه بسا در آتشی که او افروخته است، خواهند سوخت. آتشی که البته دامن خودش را هم خواهد گرفت. «سلیمانی» به شهادت رسید و سرنوشت دیگری هم برای او متصور نبود، ولی آنچه اتفاق افتاد ارزش‌های او را به عنوان یک مجاهد فداکار که هیچ مرزی را برای ایثارگری­‌هایش نمی‌شناخت، برجسته‌تر ساخت. سلیمانی به اسطوره‌ای جاودان تبدیل شد که میلیون‌ها نفر در عراق و ایران و سایر بلاد در فقدان او به سوگ نشسته‌اند و در تداوم راهش هم‌پیمان شده‌اند. او اسوه‌ای شد که نسل جدیدی از مجاهدان مسلمان و مستضعف در اقصی نقاط جهان به او تأسی می‌جویند و شهادتش با ولادت این نسل مقارن خواهد شد. سلیمانی جاودانه شد و به فوز شهادت رسید تا همانگونه که مجاهدتش موجب سرنگونی داعش گشت، شهادتش هم ننگ و نفرین ابدی و ان‌شاءلله نگون‌بختی را برای ترامپ و اذنابش رقم بزند.

more_vert استراتژی بایدن در مواجهه با ایران

ادامه مطلب

closeاستراتژی بایدن در مواجهه با ایران

پیروزی "جو بایدن" در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ و کنار رفتن "دونالد ترامپ"؛ از مهم ترین اتفاق سیاسی جهان است. ترامپ عین تهدید بود و کنار رفتن او به مثابه حذف یک عنصر تهدیدی جدی برای نظام بین المللی محسوب می شود. «جو بایدن» به عنوان پیروز انتخابات معرفی شده و به زودی بر مسند چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا تکیه می‌زند. «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری کنونی این کشور نیز به طور رسمی تا کمتر از ۷۰ روز آینده از قدرت کناره گیری خواهد کرد. کنار رفتن ترامپ از اتاق بیضی شکل کاخ سفید مهم ترین اتفاق سیاسی جهان است. کنش ورزی ترامپ در سطح بین المللی و نوع نگاه اش به نهادهای بین المللی باعث شده بود که از ترامپ به عنوان پدیده قرن یاد شود. پدیده ای که تهدیدی مستقیم بر موجودیت فعلی ساختار نظام بین الملل و نظم نهفته بر آن بود. این واقعیتی انکار ناپذیر در دنیای امروز است که باخت ترامپ یک خوشحالی جهانی ایجاد کرد. این خوشحالی یک امر صرفا شعاری و تبلیغاتی نیست. چراغ سبز بازارهای بزرگ مالی و تجاری دنیا به روی کار آمدن بایدن گویای حقایق فراوانی است. تفاوت استراتژی و نظام گفتمانی بایدن و ترامپ طبیعی است که ایران نیز مثل سایر کشورهای دنیا از تحولات انتخاباتی در آمریکا خواسته و ناخواسته متاثر است. کاهش قیمت ارز و طلا در همین سه روز اخیر نشان داد که بازار اشتباه نمی کند و متناسب با واقعیت های سیاسی رفتار می کند. وقتی عصر روز چهارشنبه،۱۴ آبان نتایج اولیه شمارش آراء از پیشتازی ترامپ در برخی ایالت های کلیدی مثل فلوریدا، میشیگان و پنسلوانیا حکایت داشت؛ قیمت ارز در همان بازه زمانی جهش یافت و در مرز سی هزار توان قرار گرفت. در چین و هنگ کنگ هم چراغ بورس به رنگ قرمز و منفی در آمد و نگرانی ها تقویت شد.مقصود از بیان این مسائل تبیین تفاوت استراتژی و نظام گفتمانی میان بایدن و ترامپ است و نباید با ذهنیت کلیشه ای و پیش فرضی به تحلیل تغییر قدرت در آمریکا پرداخت. بایدن به عنوان کسی که سی سال تجربه سیاست ورزی در سطوح کلان سیاسی آمریکا از کنگره تا کاخ سفید را دارد و به عنوان شخصیتی حقوقی، الگوی رفتاری قابل پیش بینی و حساب شده دارد. مهم تر از همه، امروز مهم ترین نزاع ایران و آمریکا، برجام است. توافقی که دموکرات ها از آن به عنوان توافقی در راستای صلح و امنیت بین المللی یاد می کردند و بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری سابق آمریکا نقشی تعیین کننده در به سرانجام رسیدن این توافق داشت. با این تفاسیر نباید اظهارت و شعارهای تبلیغاتی بایدن را نادیده گرفت و به نظر می رسد که رئیس جمهوری منتخب مردم آمریکا انگیزه جدی برای بازگشت به برجام و در مقیاس کلی تر بازگشت به توافقات بین المللی دارد.احتمال بازگشت آمریکای به بایدن وقتی تقویت می شود که گمانه زنی ها از حضور "آنتونی بلینکن" معاون "جان کری" در کسوت وزارت خارجه حکایت دارد. بلینکن در طی همین چهار سال صدرات ترامپ در پیام های مختلف از برجام و رویه تهاجمی ترامپ انتقاد کرده است. در مساله بحث برانگیز ماشه، بلینکن در پیام توئیتری اعلام کرد که حق استفاده از مکانیسم ماشه فقط در اختیار کشورهای عضو برجام است و آمریکا حق استفاده از این مکانیسم را ندارد. باور و نگرش بلینکن بر این اصل استوار است که رهبری آمریکا با تکیه بر عنصر دیپلماسی و تعامل باز خواهد گشت و بایدن هنر و توان زنده کردن دیپلماسی در سطح جهانی برای حل مناقشات بین المللی را دارد. رویه بایدن با ایران بر اساس اتکا به اصل دیپلماسیطبیعی است که رویه بایدن نسبت به ایران هم با اتکا به اصل دیپلماسی خواهد بود. نزاع و چالش اصلی در این عرصه بر سر این محور خواهد بود که قدم اول از سوی چه کسی برداشته شود. از نگاه ایران، این آمریکاست که با خروج یکجانبه از برجام، ایران را از مزایای اقتصادی این توافق محروم ساخت و برای همین دولت جدید آمریکا در اولین قدم به توافق هسته ای بازگردد. مسلما نگاه بایدن پیچیده تر از این موضوعات خواهد بود. بایدن با اینکه برای برگشت به برجام اعلام آمادگی کرده اما این موضوع را هم مطرح ساخته که ایران هم باید به این توافق و پنچ گام خروجی که از توافق برداشته؛ برگردد. در همین خصوص محمد جواد ظریف در گفت و گو با نشریه سی بی اس گفت: ایران تحت هیچ شرایطی وارد گفت و گو در خصوص مفاد و موضوعات برجام نخواهد شد. ظریف در ادامه موضع اش را این طور تشریح کرد که اگر ایران حاضر به انجام این کار بود در چهار سال دوره ترامپ انجام می داد. برای همین اصطلاح فریز برای توافق منجمد شده برجام مطرح است. به این شکل که هم ایران و هم دولت جدید آمریکا برای شروع مذاکرات در حوزه برجام احتیاط به عمل خواهند آورد. بعد از گذر از این مرحله و احتمالا با تغییر دولت در ایران در ماه ژوئن ۲۰۲۱، جدی تر شدن مذاکرات بیشتر محتمل خواهد بود. در این شرایط احتمال اینکه آمریکا به ایران در دسترسی به اعتبارهای بین المللی و افزایش صادرات نفت در حدود ۵۰۰ هزار بشکه تخفیف هایی دهد، بالاست. قدر متیقن این است که با آمدن بایدن فضای امیدواری در کاهش نظام تحریم ها شکل گرفته و اینکه این تحریم ها به صورت تدریجی از سایه اقتصاد و تجارت کشورمان برداشته شود. البته در این خصوص باید این موضوع را هم در نظر گرفت که با توجه به اینکه بایدن در شرایطی وارد کاخ سفید شده که ترامپ همه نوع و شکل تحریم را علیه ایران اعمال کرده، خود این امر امکان امتیاز گیری و چانه زنی را برای دولت آمریکا در شروع مذاکرات احتمالی جدید بیشتر خواهد کرد. مهم ترین موضوع تحریمی ایران دو مساله صادرات نفت و دسترسی به بانک های بین المللی برای تبادل ارز است. صادرات نفت کشورمان از روزی دو و نیم میلیون بشکه به حوالی ۳۰۰ هزار بشکه رسیده و در حوزه دسترسی به منابع مالی هم با محدودیت های جدی مواجه هستیم. هم اکنون بخش مهمی از دارایی های کشور در کره جنوبی، عراق و سایر کشورها بلوکه شده است. برای همین پیش بینی می شود که دولت جدید آمریکا عجله ای برای کاهش تحریم ها تا حصول اهداف مورد نظرشان نخواهند داشت. خلاصه کلام اینکه تیم بایدن سیاست صبر آگاهانه را در قبال ایران در پیش خواهند گرفت.

more_vert ۲۷ مهر؛ روز شکست رژیم تحریمی آمریکا

ادامه مطلب

close۲۷ مهر؛ روز شکست رژیم تحریمی آمریکا

 پایان تحریم تسلیحاتی سیزده ساله در روز ۲۷ مهر پیروزی سیاسی مهمی برای جمهوری اسلامی ایران است که درهم شکسته‌شدن رژیم تحریمی کاخ سفید و بی‌اعتباری فشار حداکثری «دونالد ترامپ» را به جهانیان ثابت می‌کند. هیاهویی که «دونالد ترامپ» در چند ماه اخیر علیه ایران به راه انداخت با این هدف صورت گرفت تا کاخ سفید در هر صورت مانع رفع تحریم تسلیحاتی ایران در پنجمین سال امضای توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ شود. پایان تحریم‌های ایران بزودی دیگر اجرایی می‌شود و جمهوری اسلامی ‌ایران بر عزم جدی خود برای پایان دادن به محدودیت‌ها در حوزه تسلیحات متعارف تاکید می‌کند. به گزارش روز شنبه ایرنا، قرار است تحریم‌های تسلیحاتی ایران پس از ۱۳ سال از ۱۸ اکتبر (۲۷ مهر) رفع شود. باید اعتراف کرد برقراری این تحریم‌ها از یک جنبه به نفع ایران تمام شد و لغو آن از جنبه‌ای دیگر. تحریم‌ها باعث اتکای صرف نیروهای مسلح به ظرفیت‌های داخلی و تقویت گسترده توانایی‌های تسلیحاتی کشورمان در حوزه‌های مختلف شده است. حال رفع این محدودیت‌ها موفقیت سیاسی بین المللی را برای تهران و شکستی برای واشنگتن رقم می ‌زند. طبق توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ میان ایران و گروه ۱+۵ و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از رفع این تحریم ها کشورمان می‌تواند همچون یک کشور عادی در بازارجهانی تسلیحات به خرید یا فروش سلاح‌های متعارف بپردازد. همه درها به روی ترامپ بسته شد از یک سال قبل تحلیلگران آمریکایی به دولت این کشور در مورد نزدیک شدن به زمان اجرای نخستین دستاورد ملموس سیاسی و تجاری برجام برای تهران هشدار ‌دادند. تا چند ماه قبل «دونالد ترامپ» تصور می‌کرد با تشدید فشار اقتصادی، ایران به انجام مذاکراتی جدید با کاخ سفید مجبور می‌شود و واشنگتن قادر خواهد شد محدودیت‌های جامع هسته‌ای، تسلیحاتی و سیاسی مورد نظر خود را بر ایران تحمیل کند. با اینحال چنین توهمی برای دولتمردان ایالات متحده رنگ واقعیت نگرفت و مقاومت ج.ا.ایران موجب شد ترامپ دست به کار شود. ابتدا تلاش کرد قطعنامه مورد نظر خود در زمینه تحریم تسلیحاتی بلندمدت را در شورای امنیت به تصویب برساند اما مخالفت قاطع با این درخواست موجب سرافکندگی و انزوای کامل آمریکا شد. تنها یک کشور از ۱۵ عضو شورای امنیت با درخواست آمریکا موافقت کرد و دیگر اعضا با آن مخالف بودند یا به آن رای ممتنع دادند. گام بعدی ضدآمریکایی مخالفت دو رئیس اندونزیایی و نیجریه‌ای شورای امنیت با فشارهای آمریکا بود که بار دیگر خشم واشنگتن را برانگیخت و موجب شد تا به صورت یکجانبه سازوکار حل اختلاف برجام یا همان «مکانیسم ماشه» را فعال سازد. این اقدام واشنگتن هم با مخالفت جامعه جهانی و از جمله متحدان کاخ سفید در شورای امنیت روبرو شد زیرا ترامپ سال ۲۰۱۸ از توافق خارج شده بود از نظر همه امضاکنندگان دیگر کشور مشارکت کننده در برجام به شمار نمی‌رفت و صلاحیت این اقدام حقوقی را نداشت. توسل دوباره به حربه تهدید و تحریم در حالیکه صبر راهبردی جمهوری اسلامی ‌عرصه را بر کاخ سفید تنگ کرده است ترامپ با درماندگی تمام تنها به دو حربه همیشگی ‌خود یعنی تهدید و تحریم متوسل می‌شود زیرا رئیس جمهوری، وزیر امور خارجه و دیگر مقام‌های ارشد کاخ سفید گویا دریافته‌اند که عمر تحریم تسلیحاتی به سر آمده است. از اینرو واشنگتن کشورها، شرکت‌ها و افراد را تهدید می‌کنند که در صورت معامله با تهران هدف مجازات‌های سنگینی قرار می‌گیرند. از طرف دیگر آمریکا علیه ایران نیز فهرست تحریم‌ها را سنگین‌تر و طولانی‌تر می‌کند. در آخرین اقدام وزارت خزانه‌داری آمریکا ده‌ها بانک ایران را در فهرست تحریم‌های ثانویه ممنوعیت انجام تراکنش‌های بین بانکی بین المللی قرار داد. این اقدام در حالی صورت گرفت که بسیاری از این بانک‌ها قبل از این هم قادر به انتقال پول و ارز از خارج به داخل کشور نبودند. تحریم‌ها تاکنون بر تصمیم ایران که تاثیری نداشته است اما تهدیدها ممکن است برخی را در تعامل با ایران مردد کند. «سوزان مالونی» تحلیلگر ارشد اندیشکده «بروکینگز» چند روز قبل عنوان داشت ممکن است برخی کشورها و حتی دولت‌های اروپایی به دلیل ترس از مجازات‌های واشنگتن و از دست دادن بازار ایالات متحده در عین اکراه، تحریم تسلیحاتی ایران را اجرا کنند اما دو کشور روسیه و چین که در شورای امنیت با نظر آمریکا مخالفت کرده بودند به تعامل تسلیحاتی با ایران خواهند پرداخت. وی این رویکرد پکن و روسیه را عاملی برای بی‌اعتباری بین المللی ساختار تحریم‌ها و دولت آمریکا دانست؛ ضمن آنکه رئیس جمهوری بعدی این کشور باید برای بازیابی جایگاه جهانی واشنگتن تلاش زیادی را انجام دهد. شکستی سنگین برای آمریکا بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی جهانی بر این باور هستند اگرچه واشنگتن تحریم‌های تازه‌ای را علیه ایران برقرار کرده است اما برداشته شدن تحریم تسلیحاتی شکستی سنگین را برای ایالات متحده رقم خواهد زد. نشریه «نیوزویک» با استناد به سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، برداشته شدن تحریم تسلیحاتی را روز شکست آمریکا توصیف کرد. نویسنده گزارش در بخشی از تحلیل خود عنوان داشت که دولت ترامپ نتوانست حمایت شورای امنیت سازمان ملل را برای تمدید تحریم‌ها جلب کند ضمن آنکه کاخ سفید قادر نشد در برقراری سریع دوباره تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه تهران پشتیبانی را دریافت کند زیرا رئیس جمهور ترامپ، آمریکا را در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج کرد. تحلیلگر نیوزویک تحریم ۱۸ بانک جدید ایران را هم بخشی از تلاش کاخ سفیددر مقابله با رفع تحریم تسلیحاتی ایران توصیف کرد. در هر صورت فرارسیدن پایان تحریم تسلیحاتی طولانی مدت ایران و تاکید تهران بر رفع این محدودیت‌ها ضربه محکمی‌بر اعتبار جهانی ایالات متحده است. به طور قطع برخی کشورها به دلیل سرسپردگی به کاخ سفید، حاضر و قادر به اتخاذ رویکرد مستقل در تعامل با ایران نیستند اما کشورهایی هستند که در همین شرایط تحریمی‌ نیز به مبادلات تجاری با تهران ادامه می‌دهند و برای تهدیدهای ترامپ ارزشی قائل نیستند. شکست هیمنه جهانی آمریکا مهمترین پیروزی سیاسی برای ایران خواهد بود و همانگونه که برخی تحلیلگران آمریکایی پیشتر به رئیس جمهوی این کشور هشدار داده بودند، این امر می‌تواند به کابوسی برای واشنگتن تبدیل شود زیرا در عمل شکست فشارحداکثری و رژیم تحریمی آمریکا را به جهانیان اثبات می‌کند.

more_vert کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی

ادامه مطلب

closeکتاب گام به گام: گشایش انگلیسی

کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی نوشته‌ی نیل مک دونالد به علاقمندان شطرنج که به دنبال درک اصول شروع انگلیسی هستند کمک خواهد کرد تا با مجموعه قوانین این بازی جذاب آشنا شده و از آن‌ها در مقابل حریفان خود استفاده کنند. شروع انگلیسی به عنوان یکی از گشایش‌های پیچیده و محبوب برای تمامی بازیکنان در سطوح مختلف مناسب است و می‌تواند بازی را به وسط بازی‌های پوزیسیونی و تاکتیکی هدایت نماید. بسیاری از بازیکنان سطح برتر جهان مانند کاسپاروف و کرامنیک شروع انگلیسی را در جنگ افزار گشایشی خود قرار داده‌اند. در کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی (Starting Out: The English)، استاد بزرگ نیل ‌مک ‌دونالد (Neil McDonald) اصول پایه‌ای شروع انگلیسی و بسیاری از واریانت‌های آن را مورد ارزیابی قرار داده است. شما با استفاده از نکات، راهنمایی‌ها و هشدارهای آموزشی این کتاب استراتژی‌های کلیدی، ایده‌ها و تاکتیک‌های حرفه‌ای را برای هر دو طرف بازی به روشنی فرا می‌گیرید. کتاب گام به گام: گشایش انگلیسی بدون شک برای آنان که در مسیر پیشرفت هستند بسیار ایده آل است. نیل مک دونالد بازیکنی زبده و با تجربه در عرصه شطرنج دنیا محسوب می‌شود که مجموعه‌ای از افتخارات شطرنجی را با خود دارد. ایشان یکی از مربیان کارآزموده‌ی شطرنج هستند که بسیاری از شطرنج‌بازان جوان انگلستان را آموزش داده‌اند. مک دونالد همچنین نویسنده‌ای ماهر است که تالیفات برجسته‌ای نیز دارند. فهرست مطالبترتیب حرکات در گشایش انگلیسیانگلیسی متقارن 1: فیانکتوی سیاه در جناح شاهانگلیسی متقارن 2: واکنش فوری در مرکزانگلیسی متقارن 3: جوجه تیغینیمزو انگلیسیواریانت چهار اسبدراگون وارونهسیاه چیدمان هندی شاه بازی میکندخطوط رتیسایر گزینه‌ها

more_vert هژمون ‌آمریکا و سقوط ترامپ

ادامه مطلب

closeهژمون ‌آمریکا و سقوط ترامپ

 روزنامه همدلی در مطلبی آورد: از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید همه چیز به چالش کشیده شد؛ از نقش رهبری سیاسی ایالات متحده بر جهان تا جایگاه نهادهای بین‌المللی. تاجری که توانست بر مهم‌ترین کرسی سیاسی جهان تکیه بزند، بیش از آنکه دغدغه تداوم رهبری سیاسی ‌آمریکا را داشته باشد، به چرتکه اقتصادی نظر افکنده است؛ چرتکه‌ای که قادر به محاسبه جایگاه سیاسی ابرقدرت در یک نظام تک‌قطبی نیست. ‌ روزنامه همدلی پنجم آبان یادداشتی به قلم علی تقوی کارشناس روابط بین‌الملل منتشر کرد در گزیده‌ای از آن می‌خوانیم: آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم با پیمان ناتو و مارشال توانست با کمک‌های نظامی و اقتصادی به اروپا از نفوذ شوروی جلوگیری کند و خود را به عنوان رهبر جهان غرب معرفی کند. این کشور بعد از فروپاشی شوروی سابق و در مرحله دوم حوادث ۱۱سپتامبر با معرفی تروریسم سازمان یافته به عنوان دشمن جدید ‌آمریکا و جهان متمدن، به تنها رهبر سیاسی و اقتصادی جهان تبدیل شد. کشوری که توانسته بود با قدرت نظامی و اقتصادی، خود را به عنوان تنها قدرت بزرگ در جهانی تک‌قطبی ببیند، حال با رهبری ترامپ شرایط را متفاوت می‌بیند. شعارهای ساختارشکنانه ترامپ قبل از انتخابات ۲۰۱۶ و اقدامات یک‌جانبه در خروج از توفق‌ها و معاهدات بین‌المللی بعد از ریاست جمهوری و همچنین ترجیح مسائل اقتصادی بر مسائل سیاسی و کم‌اهمیت کردن نقش رهبری سیاسی ‌آمریکا در جهانی تک‌قطبی، هم اعتماد کشورهایی که خود را زیر سپر امنیتی ‌آمریکا می‌دیدند از بین برده است و هم نهادهای سیاسی قدرتمند و تاثیرگذار در انتخابات را به سمت رقیب متمایل کرده است. توافق‌ها و پیمان‌هایی همچون توافق پاریس، پیمان نفتا، پیمان تجاری اقیانوس آرام، پیمان نیویورک و از همه مهم‌تر بحث بر سر بودجه ناتو، چالش‌هایی است که نقش رهبری ‌آمریکا را به عنوان رهبری سیاسی جهان کمرنگ کرده است. چنین رفتارهایی برای اروپاییان که بیشترین ارتباط سیاسی و اقتصادی را با دولت ‌آمریکا داشتند دیگر قابل توجه نیست. ایالات متحده تا قبل از دولت ترامپ همچنان به سیاست هزینه برای نفوذ و حفظ رهبری بر جهان ادامه می‌داد. ترامپ که هزینه اقتصادی برایش قابل توجیه نبود، با شروع دوره ریاست جمهوری خود با شعار «اول ‌آمریکا» به کاخ سفید وارد شد و تغییراتی در نقش نفوذ ‌آمریکا اعمال کرد. ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید بارها به شرکای اروپایی خود و همچنین متحدان حاشیه‌نشین خلیج فارس هشدار داد که ‌آمریکا دیگر مجانی از کسی دفاع نخواهد کرد. این سیاست‌ها انحراف از استراتژی ‌آمریکا در چند دهه اخیر است که می‌توان بر نظم جهانی به رهبری ایالات متحده پایان دهد. چنین سیاست‌هایی در زمانی انجام می‌شود که با افزایش قدرت چین امکان تغییر از جهان تک‌قطبی به جهان دوقطبی یا چند قطبی دور از ذهن نیست. در زمانی که ‌آمریکا بیش از هر چیزی نیاز به حفظ نظام تک‌قطبی دارد تا بتواند به رهبری خود بر جهان ادامه دهد؛ تاجری بر مسند قدرت است که باورهای متفاوتی نسبت به سیاست دارد. نیازی و باوری که هرچند ترامپ با آن بیگانه است ولی نهادهای قدرت و تاثیرگذار در انتخابات ‌آمریکا به خوبی آن را درک می‌کنند. سیاست‌های انزواگرایانه دولت ترامپ برای نهادهای قدرت و بخصوص مجتمع‌های صنعتی - نظامی که نقش تعیین کننده‌ای در انتخابات ‌آمریکا دارند، قابل توجیه نیست. انزجار ترامپ از مجتمع‌های صنعتی – نظامی و تقلید از سیاست‌های آیزنهاوری در مقطع کنونی می‌تواند دوره ریاست جمهوری ترامپ را چهار ساله کند. فارغ از نظرسنجی‌ها که از پیشی گرفتن بایدن حکایت دارد، ترجیح سیاست‌های اقتصادی بر هژمونی ‌آمریکا که در تضاد با منافع بلندمدت ایالات متحده است، این امکان را می‌دهد که ترامپ هم مانند بوش پدر، بیش از یک دوره کرسی ریاست جمهوری را در کارنامه سیاسی خود نبیند. ‌

more_vert شکست آمریکا و تولد جریان سوم

ادامه مطلب

closeشکست آمریکا و تولد جریان سوم

روزنامه کیهان در مطلبی آورد: شکست ترامپ در انتخابات آمریکا، شکست یک «دوره خاص» از خصومت شدید آمریکا علیه ایران نیز هست و از این رو این شکست برهه‌ای خاص از تاریخ سیاسی آمریکا در مقابل ایران هم تلقی می‌شود. همه می‌دانند که موضوع نحوه مواجهه با ایران یکی از چند سوژه انتخاباتی بود که از سوی دو طرف مطرح می‌شد. روزنامه کیهان ۱۸ آبان یادداشتی به قلم سعدالله زارعی کارشناس مسایل منطقه و بین‌الملل منتشر کرد در گزیده ای از آن می خوانیم: توماس فریدمن، ستون‌نویس مشهور نیویورک‌تایمز درباره انتخابات اخیر آمریکا نظریه‌ای دارد که با آنچه این روزها در آمریکا می‌گذرد نیز در همخوانی کامل است. فریدمن می‌نویسد؛ «با گذشت چند روز از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هنوز نمی‌دانیم چه کسی برنده است اما قطعاً می‌دانیم که آمریکا شکست خورده است». «شکست ترامپ در انتخابات آمریکا، شکست یک «دوره خاص» از خصومت شدید آمریکا علیه ایران نیز هست» و از این رو این شکست برهه‌ای خاص از تاریخ سیاسی آمریکا در مقابل ایران هم تلقی می‌شود. همه می‌دانند که موضوع نحوه مواجهه با ایران یکی از چند سوژه انتخاباتی بود که از سوی دو طرف مطرح می‌شد. در این بین ترامپ با استناد به سیاست «فشار حداکثری» مدعی بود توانسته ایران را مهار کند و حتی وعده می‌داد در روزهای اول پس از پیروزی دوباره، ایران مذاکره مجدد را خواهد پذیرفت. از این‌رو شکست دونالد ترامپ، شکست سیاست‌های خارجی آمریکا در مقطع «چهار ساله اخیر» هم هست و این یعنی ایران در هماوردی به پیروزی رسیده چرا که معمار سیاست فشار حداکثری میدان را ترک می‌کند، در حالی که حریف او همچنان هل من مبارز می‌طلبد و در صحنه مبارزه باقی مانده است.بدیهی است این به معنای استقبال از بایدن نیست. درخصوص شرایط پیش‌روی آمریکا و نیز آنچه به ما مربوط می‌شود، نکاتی وجود دارد؛ ۱- آنچه برای حریف در صحنه مبارزه مهم است، شکست طرف مقابل در «میدان» است وقتی حریف میدان را ترک می‌کند و یا زمان را از دست می‌دهد، این برای طرف مقابل پیروزی به حساب می‌آید. در خود آمریکا و میان مقامات این کشور مطرح بود که در دوره ترامپ فشار آمریکا بر ایران متراکم گردیده و دامنه این فشار به هر فرد و یا شرکت خارجی که در مظان همکاری با ایران بود هم رسید و لذا بسیاری از راه‌های ورود کالا به ایران و یا خروج کالا از ایران مسدود گردید. شکست ترامپ در انتخابات دور دوم، از حیث شکست یک مقطع از سیاست‌های ضدایرانی آمریکا برای ما بسیار مهم است و می‌تواند یک دستاورد بزرگ هم تلقی شود. در این فضا دولت جمهوری اسلامی باید از فرصت حدود شش ماهه‌ای که تا تثبیت دولت جدید آمریکا پیش‌رو دارد، حداکثر تلاش خود را برای رفع محدودیت‌های قبلی و دورزدن تحریم‌ها به کار گیرد چرا که آمریکا با ضعیف‌ترین دوران حاکمیت خود روبه‌روست و بسیاری از کشورهای طرف تجارت ایران مانند گذشته حاضر به پذیرش دستورات دیکته شده آمریکا نیستند. الان زمان ‌آن است که دولت از شرایط فشل آمریکا برای کاهش فشارهای موجود بر ملت ایران استفاده نماید و همه ظرفیت خود را برای آن بسیج کند. ۲- پس از چند دهه، این اولین‌بار است که در آمریکا «بگومگوهای انتخاباتی» با پایان یافتن زمان انتخابات به پایان نخواهد رسید. کما اینکه مداخله رؤسای‌جمهور پیشین در انتخابات اخیر آمریکا که توأم با تاختن به «رئیس‌جمهور مستقر» بود ‌سابقه نداشت. از سوی دیگر رئیس‌جمهور شکست‌خورده، پیروزی رقیب را نپذیرفته و مدعی است انتخابات -که فرمانداران و نه دولت برگزار می‌کنند- سالم برگزار نشده است. در عین‌حال دونالد ترامپ اگرچه شکست‌خورده اما آراء او نسبت به دوره قبل افزایش هم داشته است. او در دوره قبل ۶۴.۵ میلیون و هم‌اینک تقریبا ۷۵.۴ میلیون رأی آورده است. از این‌رو قطعاً بگومگوها به پس از انتخابات منتقل می‌شود و این به آن معناست که گرچه -حسب روندی که مشاهده می‌شود- بایدن برنده انتخابات خواهد بود اما آراء او در بسیاری از ایالت‌ها به آراء رقیب بسیار نزدیک بوده تا جایی که گاهی به کمتر از یک درصد رسیده بود و از سوی دیگر رقیب او با افزایش رأی نسبت به دوره اول میدان را خالی کرده است. این به آن معناست که بایدن پیر از همین الان با یک اپوزیسیون قوی که در ضمن پایگاه اجتماعی قدرتمند و «آراء معنادار» ی دارد مواجه است و این موقعیت دولت آینده آمریکا را لرزان و ضعیف می‌کند. ۳- افزایش «آراء تهاجمی» انتخابات آمریکا که در دو دهه گذشته سابقه نداشت، وضع به هیجان‌رسیده جامعه آمریکا را به تصویر کشید. افزایش آراء در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا نشانه افزایش محبوبیت دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه نبود. چرا که وضع به هم‌ریخته آمریکا در دوره‌های اخیر در حوزه‌های مختلف از جمله در مسایل بهداشتی، اقتصادی و سیاست خارجی جایی برای افزایش اقبال به دو حزب سنتی آمریکا نگذاشته بود. در واقع جامعه آمریکا فقط می‌توانست در داربست سیاسی میان دو حزب نقش‌آفرینی کند و این نقش‌آفرینی با رفتارهای خارج از کنترل توأم گردید که به وجهه (Position) هر دو حزب آسیب وارد کرد. بنابراین همچنان‌که از نظر مدل رفتاری دو کاندیدای اصلی، این یک انتخابات تهاجمی بود، در تحلیل نوع عملکرد مخاطبین و مشارکت‌کنندگان نیز این یک انتخابات تهاجمی بود. رفتار دو طرف و گرایش هر دو به سمت خشونت بیانگر آن است که جامعه آمریکا به «جامعه‌ای قطبی‌شده» بدل گردیده است و تنش‌های اجتماعی میان دو قطب رو به افزایش خواهد گذاشت و عناصر افراطی هر دو طرف تلاش خواهند کرد در میان دستگاه حاکمیتی برای اجرای اهداف تنش‌افزای خود یارگیری نمایند. در اینجا سؤال اصلی این است که این دو حزب سنتی تا کجا می‌توانند به این خواسته‌ها تمکین کنند و تا چه حد می‌توانند با تأکید بر اصول پیشین به سطحی از مهار تمایلات تندروانه اجتماعی دست پیدا کنند. رفتار دو حزب در روزهای اخیر بیانگر آن است که هر دو حزب به این موضوع توجه دارند. مهار شدید رسانه‌های سنتی (تلویزیون‌ها) و رسانه‌های جدید (شبکه‌های اجتماعی) نشان داد که هر دو حزب از افزایش مطالبات و رخنه مطالبات‌گران به سطوح حکومت نگرانی داشته و حاضرند سهم خود را در کنترل وضعیت بپذیرند. اما سؤال این است که آیا چنین رویه‌ای رفتارهای ‌گریز از مرکز رأی‌دهندگان را افزایش نخواهد داد و در نهایت داربست‌ها و هنجارهای سیاسی دو حزب را در انتخابات‌های بعدی نخواهد شکست. این دو حزب ممکن است بتوانند تا حد زیادی شورش‌های پس از انتخابات را مهار کنند که نشانه‌های آن هم کم و بیش آشکار شده است، اما قطعاً نمی‌توانند نارضایتی‌هایی که به پدیدارشدن موج سنگین سوم نوامبر انجامید را مهار نمایند.

more_vert کتاب رازهای رهبری

ادامه مطلب

closeکتاب رازهای رهبری

کتاب رازهای رهبری نوشته‌ی جی دونالد والترز، مجموعه‌ای از نکات ارزشمند و گفتارهای کوتاه است که قدرت پنهان درون‌تان را آزاد خواهد کرد. کتاب رازهای رهبری (Secrets Of Leadership) حاوی رازهایی است که با دیگران در میان خواهید گذاشت. این کتاب کوچک می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد. برای هر روز از ماه، گفتاری کوتاه پیشنهاد شده است. روز را در ساعت مناسبی آغاز کنید. گفتار را چند بار تکرار کنید. دفعه‌ی اول، با صدای بلند، بعد آرام‌تر، بعد به صورت یک زمزمه و سپس در فکرتان تکرار کنید. با هر بار تکرار، بگذارید کلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخودآگاه‌تان شوند. به تدریج مفهوم کاملی از این گفتارها به دست خواهید آورد، که اگر بخواهید آن‌ها را طی یک دوره یاد بگیرید، شاید یک سال طول بکشد. جی دونالد والترز (J. Donald Walters)‌ بیان می‌کند که در پایان، حقایق ارائه شده با شما یکی خواهند شد. آن صفحه از کتاب را که گفتار روزتان است، طی روز باز بگذارید. در هر فرصتی آن را مرور کنید. حتی‌المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی‌تان تطبیق دهید. شب قبل از خواب، چند بار دیگر گفتار را تکرار کنید. هنگامی که به خواب می‌روید، کلمات را به ضمیر ناخودآگاه‌تان منتقل کنید و اثرات مثبت آن را در تمام وجودتان جذب کنید. بگذارید با ضمیر آگاه‌تان یکی شوند.

more_vert ۲ سیزده ‌آبان تاریخ‌ساز

ادامه مطلب

close۲ سیزده ‌آبان تاریخ‌ساز

روزنامه جهان صنعت در گزارشی،‌ آورده است: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ برای آمریکایی‌ها یک روز هیجان‌انگیز است و به نظر می‌رسد اگر تعارف‌ها و سخنان سیاسیون را چندان جدی نگیریم که برای ایران تفاوتی نمی‌کند که بایدن برنده شود یا ترامپ، باید گفت یک روز تاریخ‌ساز دیگر برای ایران باز هم با مشارکت آمریکایی‌ها رقم می‌خورد. در ادامه گزارش ۱۲ آبان ۱۳۹۹ روزنامه جهان صنعت،‌ می خوانیم: ۲۶۷ روز از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گذشته بود که گروهی از دانشجویان ایرانی با عبور از دیوارهای سفارت آمریکا، این محل استقرار دیپلمات‌های آمریکایی و وابستگان سیاسی، نظامی آن را گروگان گرفتند. در آن روزها، امام خمینی (ره) رهبر انقلاب بودند، شادروان مهدی بازرگان نخست‌وزیر و در ظاهر نفر دوم کشور به حساب می‌آمدند و شهیدان بهشتی و باهنر زنده بودند و در بطن کشور تحولات شگفتی در حال وقوع بود.در آن سال انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز نزدیک بود و برعکس امروز یک دموکرات به نام جیمی کارتر رییس‌جمهور بود که با یک جمهوریخواه سرسخت به نام رونالد ریگان در حال مبارزه بود.رییس‌جمهور دموکرات وقت بدون درنگ نخستین تحریم‌های اقتصادی ایران را تصویب کرد و ضمن قطع همه روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را مصادره کرد.چند روز پس از آن بود که ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رییس‌جمهور ایران از طرف دولت وقت اعلام کرد ایران نیز با یانکی‌ها و امپریالیسم آمریکا قطع رابطه می‌کند. در همان ماه از طرف دولت آمریکا علیه ایران وضعیت اضطراری ملی اعلام شد و همه دلارها، شمش‌های طلا، اعتبارات بانکی و اوراق بهادار ایران در آمریکا، آسیا و اروپا توقیف شد.آن‌طور که شمار قابل اعتنایی از تحلیلگران می‌گویند، رخدادهای ایران و تسخیر سفارت آمریکا یکی از دلایل شکست جیمی کارتر و روی کار آمدن یک دولت جمهوریخواه در آمریکا شد. در دی ماه ۱۳۵۹ بود که ایران پس از ۴۴۴ روز گروگان‌های آمریکایی را آزاد کرد. پس از ۴۱ سالحالا پس از ۴۱ سال به ۱۳ آبان رسیده‌ایم. براساس اطلاعات و با ردگیری تحولات در آمریکا، در این روز انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا برگزار می‌شود. این بار اما یک جمهوریخواه است که در کاخ سفید ریاست می‌کند و یک دموکرات است که می‌خواهد او را شکست دهد. برخی باور دارند در انتخابات فردا نیز نقش پایداری و ایستادگی ایران در برابر راهبرد فشار حداکثری دولت ترامپ یکی از دلایل احتمالی شکست ترامپ خواهد بود. در این صورت و اگر آن‌طور که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد جو بایدن بتواند بر دونالد ترامپ غلبه کند، آیا باید منتظر باشیم همانند ۴۱ سال پیش بخشی از سخت‌گیری‌های تحریم‌ها بلافاصله برداشته شود؟ به نظر می‌رسد برخی در داخل ایران با وجود اینکه می‌گویند برایشان تفاوت ندارد که ترامپ برنده شود یا بایدن، اما امیدوارند دونالد ترامپ هرگز بیشترین رای مردم آمریکا را نصیب خود نکند زیرا برخی گمانه‌زنی‌های ناخوشایند درباره تغییر رفتار وی مطرح می‌شود. شباهت‌ها و اختلاف‌های دو سیزده‌آباندر ۴۱ سال سپری شده از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ تا امروز در ایران تحولات بزرگی رخ داده است. ایران در این مدت یک جنگ تمام‌عیار هشت ساله با عراق که برخی پشتیبانی‌ها از سوی دولت‌های آمریکا را نیز داشت به پایان رساند. ایران در این جنگ طولانی تجربه گرانبهایی از تحمل روزهای سخت را به دست آورد که در این دو سه سال اخیر به کارش آمد. یکی دیگر از شباهت‌های آبان ۱۳۵۹ با روزهای در حال جریان رسیدن به نقطه جوش مناسبات ایران و آمریکا بود. در سال ۱۳۵۹ ایران به لحاظ سیاسی در وضعیت خاصی گرفتار شده بود و علاقه‌مند بود با رهاسازی گروگان‌ها از فشار سیاسی آمریکا علیه خود بکاهد. در این روزها نیز تضادهای ایران و آمریکا به اوج رسیده و ایران علاقه‌مند است با پیروزی جو بایدن بر ترامپ از فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران کاسته شود و اقتصاد ایران نفس بکشد.یکی دیگر از شباهت‌های آبان ۱۳۵۹ و آبان ۱۳۹۹ در مناسبات ایران و آمریکا، آشتی‌ناپذیری دو نظام سیاسی حاکم بر دو کشور برای سازگاری با ذات نظام رقیب است.واقعیت این است که در همه ۴۱ سال سپری شده و با وجود اینکه در ایران یک دگرگونی بنیادین در توزیع قدرت میان دو جناح سیاسی رخ داده اما آن گروهی که بیشترین قدرت را در اختیار دارد با نظام سیاسی آمریکا دست‌کم در ظاهر سر سازش ندارد. تحولات خوبدر همه سال‌هایی که رونالد ریگان جمهوریخواه در کاخ سفید بود با ایران آشتی نکرد اما تحریم‌های اقتصادی را نیز گسترش نداد. کامیابی‌های ریگان در آمریکا موجب شد یک جمهوریخواه دیگر در آمریکا برنده انتخابات شود. در سال ۱۳۷۱ اما با روی کار آمدن بیل کلینتون در آمریکا و در حالی که در ایران نیز یک رییس‌جمهور میانه‌رو دولت را در اختیار داشت به نظر می‌رسید مناسبات دو کشور به سوی صلح بیشتر در برابر دشمنی بیشتر پیش برود. اما در حالی که یک شرکت نفت آمریکایی آماده شده بود مذاکرات برای سرمایه‌گذاری در ایران را شروع کند، در اسفند ۱۳۷۳ بیل کلینتون دموکرات برای نخستین‌بار سرمایه‌گذاری «شرکت‌های آمریکایی» در صنعت نفت و گاز ایران را تحریم کرد. به دنبال این تصمیم کلینتون کنگره آمریکا گامی فراتر برداشت و قانون مشهور به داماتو را تصویب کرد که بر اساس آن همه شرکت‌های خارجی را از سرمایه‌گذاری بیش از رقم ۲۰ میلیون دلار در نفت و گاز ایران ممنوع اعلام کرد که ایران را در موقعیت نامناسبی از نظر توسعه صنعت نفت و گاز قرار داد.در حالی که در سال‌های آخر دولت دوم شادروان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی اتفاق فوق‌العاده‌ای میان ایران و آمریکا رخ نداده بود با پیروزی اصلاح‌طلبان در ایران راهبرد آمریکایی‌ها تغییر کرد. مادلین آلبرایت وزیر خارجه دموکرات آمریکا با امید به بهبود مناسبات تهران- واشنگتن از مشارکت آمریکا در کودتا علیه دولت محمد مصدق ابراز تاسف کرد و خواستار بهبود روابط دو کشور شد. در بهمن ۱۳۷۶ برای نخستین‌بار یک تیم ورزشی از آمریکا هم به ایران آمد که اتفاق بزرگی بود.بوش پسر و پرونده هسته‌ایدر ۲۰ ژانویه ۲۰۰۱ میلادی مصادف با اول بهمن ۱۳۷۹ اما دموکرات‌ها در انتخابات جمهوریخواهان باختند و جورج دبلیو بوش (بوش پسر) رییس‌جمهور آمریکا شد. حمله به برج‌های تجارت جهانی در آمریکا موجب شد بوش ایران را در کنار عراق و کره‌شمالی محور شرارت بخواند. در مهرماه ۱۳۸۲ اما داستان پرونده هسته‌ای ایران در کانون توجه قرار گرفت و بیانیه مشهور به سعدآباد با نمایندگان کشورهای آلمان، فرانسه و انگلستان امضا شد اما جان بولتون آمریکایی آن را به شکست رساند.از ۱۳۸۷ تا امروزدر خرداد ۱۳۸۸ بود که در یک انتخابات پرسروصدا و با پیامدهای گسترده محمود احمدی‌نژاد برای بار دوم رییس‌جمهور شد. در زمستان ۱۳۸۷ اما در آمریکا بار دیگر دموکرات‌ها توانستند باراک اوباما را به کاخ سفید بفرستند.در دوره حکومت اوباما در کاخ سفید در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا رفتن محمود احمدی‌نژاد از نهاد ریاست‌جمهوری ایران وارد یک دوران سخت تحریم شد. در خرداد ۱۳۸۹ چهارمین دور تحریم‌های ایران از سوی اوباما امضا شد و بخش پتروشیمی، مالی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران و نیز بانک مرکزی تحریم شدند.در دی‌ماه ۱۳۹۰ از طرف اوباما تحریم‌های ایران تشدید شد و شرکت‌های خارجی طرف معامله با ایران از دسترسی به نظام مالی آمریکا محروم شدند اگر با ایران دادوستد می‌کردند.در تیرماه ۱۳۹۴ بود که آخرین دور گفت‌وگوهای هسته‌ای به نتیجه رسید و صلح بزرگ انجام و قرارداد مشهور به «برجام» منعقد شد.در بهمن ۱۳۹۴ وزارت خزانه‌داری آمریکا به صورت محرمانه مجوزی صادر کرد و به ایران اجازه داد ۷/۵ میلیارد دلار پول خود در عمان را برداشت کند. در اردیبهشت ۱۳۹۵ وزیر خارجه آمریکا پس از دیدار با نمایندگان بانک‌های اروپایی در لندن اعلام کرد پس از توافق برجام بانک‌ها حق انجام دادوستد مشروع با ایران را دارند. در آبان ۱۳۹۵ وزارت خزانه‌داری آمریکا به شرکت هواپیمایی ایرباس فرانسه مجوز فروش هواپیماهای مسافربری به شرکت‌ هواپیمایی ملی ایران را صادر کرد.ترامپ آمددر بهمن ۱۳۹۵ اما دونالد ترامپ رییس‌جمهور عجیب امروز آمریکا به ‌طور رسمی فعالیت خود در نهاد ریاست‌جمهوری را آغاز کرد. در اردیبهشت ۱۳۹۷ بود که تحریم‌ها از سر گرفته شد.در همه روزهای پس از شروع تحریم‌ها در هر مقطع زمانی شاهد سخت‌تر و تشدید شدن تحریم‌ها بوده و هستیم.در همه روزها و ماه‌ها و هفته‌های پس از شروع تحریم‌ها مجادله میان آمریکا و ایران در حوزه سیاست و در برخی وضعیت‌ها در حوزه نظامی تشدید شده است. راهبرد فشار حداکثری از ۱۳۹۷ تا امروز ابعاد گسترده‌ای داشته است. تحریم ۴۵ مدیر و دو نهاد مرتبط با وزارت اطلاعات، تحریم شرکت‌های چینی و اماراتی مرتبط با صنعت نفت ایران، تحریم خودروسازان، تحریم صنعت پتروشیمی و تحریم‌های چندگانه بر شدت تحریم‌ها اضافه کرده است.۱۳ آبان تاریخ‌ساز۱۳ آبان ۱۳۹۹ برای آمریکایی‌ها یک روز هیجان‌انگیز است و به نظر می‌رسد اگر تعارف‌ها و سخنان سیاسیون را چندان جدی نگیریم که برای ایران تفاوتی نمی‌کند که بایدن برنده شود یا ترامپ، باید گفت یک روز تاریخ‌ساز دیگر برای ایران باز هم با مشارکت آمریکایی‌ها رقم می‌خورد. به نظر می‌رسد ماندن ترامپ دست‌کم در ظاهر کار برای ایران روزهای سخت‌تری خواهد بود تا رفتن او.اگر بایدن بیاید و داستان تحریم‌های ایران را از حالت سخت و فزاینده تعدیل کند و بخشی از دارایی‌های ایران را آزاد کند، روز سرنوشت برای ایران خواهد بود.

more_vert هرج و مرج امریکایی

ادامه مطلب

closeهرج و مرج امریکایی

- مناظره ساعت ۹ شب ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ را می‌توان زشت‌ترین مناظره تاریخ امریکا دانست. مناظره‌ای که یک سوی آن یک رئیس جمهوری مستقر در کاخ سفید بود و دیگری یک مدعی داشتن لیاقت ورود به کاخ سفید. اما «دونالد ترامپ» و «جو بایدن» در این مناظره در قامت دو مردی ظاهر شدند که فاصله بسیار زیادی از پستی دارند که ممکن است در ۴ سال آینده در دست داشته باشند. روزنامه ایران پنجشنبه ۱۰ مهر، در گزارشی به مناظره دونالد ترامپ و جو بایدن پرداخت و نوشت: آنها در این مناظره ۹۰ دقیقه‌ای چیزی در توهین به یکدیگر کم نگذاشتند، طوری که کریس والاس روزنامه‌نگار، مجری و کارشناس و تحلیلگر معروف «فاکس نیوز»، شبکه مورد علاقه «ترامپ» به عنوان مجری این مناظره بارها به آنها تذکر داد. مناظره شب گذشته (سه شنبه شب) در نوع خود بی نظیرترین مناظره‌ای بود که در تاریخ امریکا شاهد آن بودیم. تاریخ مناظره‌های امریکا پر است از انتقادهایی که نامزدها علیه هم مطرح می کردند و تُن‌ صدایشان بالا می رفت، هنوز خاطره مناظره‌های هیلاری کلینتون با دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ امریکا در اذهان هست. اما این مناظره از آن جهت بی نظیر بود که در آن نه انتقاد که توهین و تخریب فراوان دیده شد. جو بایدن در این مناظره بارها مجبور شد، در واکنش به اتهام‌های ترامپ که پسر او را متهم به اعتیاد به مواد مخدر می کرد، او را همدست با روسیه بخواند و ... رئیس جمهوری امریکا را دلقک بنامد و به او بگوید: «خفه شو مرد». این سخیف‌ترین شویی بود که جامعه امریکا در اولین مناظره ۲۰۲۰ می توانست شاهد آن باشد. این مناظره همچنین آینه تمام نمای انتخاباتی بود که پیش رو است. در این مناظره بیش از هر چیز هرج و مرج حرف اول را می زد. هرج و مرجی که به باور ناظران شروع کننده همه آنها دونالد ترامپ بود. همان هرج و مرجی که مردم امریکا در ۳ سال و ۸ ماه و ۱۰ روز ریاست جمهوری دونالد ترامپ به آن عادت کرده‌اند. رئیس جمهوری امریکا در این سال‌ها با سخنان و سیاست‌هایی که در جامعه کشورش پیاده کرده است، باعث ایجاد هرج و مرجی بی سابقه در جامعه امریکا و دو قطبی شدن آن بین راست‌های افراطی مورد حمایت او و کسانی که قائل به تساوی جامعه هستند، شده است. اعتراضات ضد نژادپرستی ماه‌های اخیر در امریکا که از زمان به قتل رسیدن جورج فلوید توسط پلیس سفید پوست این کشور آغاز شده است، نمادی از دو قطبی حاضر در امریکا است. نگرانی از پیامدهای این هرج مرج که می‌تواند در انتخابات پیش رو نیز ادامه یابد، زمانی بیشتر می‌شود که نگاهی به استراتژی جدید ترامپ برای مقابله با شکست خود در انتخابات داشته باشیم. کمتر از یک هفته پیش دونالد ترامپ، در سخنانی در جمع هوادارانش اعلام کرد، ممکن است کار به دیوان عالی امریکا بکشد و نتایج انتخابات در این نهاد مشخص شود. او دیروز نیز در مناظره با بایدن تصریح کرد که اگرتقلب شود، براحتی نتیجه انتخابات را نمی پذیرد. اصرار بر این مسأله می‌تواند آتش اختلافات در انتخابات پیش‌رو را شعله‌ور تر سازد. از دیگر نکاتی که در مناظره نخست رقبای دموکرات و جمهوریخواه امریکا چشمگیر بود، این بود که ترامپ برخلاف آنچه تصور می شد، نتوانست بر حریف خود که در چند سال گذشته و نه فقط در دوره رقابت‌های انتخاباتی او را جوی «خوابالو» لقب داده بود، چیره شود. اغلب نظر سنجی‌هایی که بعد از این مناظره انجام شد نیز حاکی از آن بود که مردم امریکا معتقدند، نامزد حزب دموکرات در مناظره بهتر و قوی تر ظاهر شد. نخستین مناظره رقبای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ امریکا طبق سنت، حول محور مسائل داخلی بود که با توجه به کارنامه ترامپ و انتقاداتی که به آن مطرح می شود، بیشترین وقت مناظره به اقتصاد، کرونا و مالیات گذشت. بخش‌هایی از این مناظره جنجالی را می‌خوانید. دیوان عالی و طرح‌های درمانیکریس والاس: آیا فکر می‌کنید، قاضی برت (فردی که ترامپ اخیراً او را وارد دیوان عالی امریکا کرد)، باید این سمت را در این زمان به دست می‌گرفت؟ترامپ: خیلی ساده است ما انتخابات را بردیم و انتخابات پیامدهایی دارد. ما سنا را داریم، کاخ سفید را داریم... بنابراین می‌توانیم او را انتخاب کنیم. دموکرات‌ها هم بودند همین کار را می‌کردند. بایدن: من فکر می‌کنم این حق مردم امریکا است که قضات دیوان عالی را مشخص کنند. ما الان در میانه انتخابات هستیم و باید صبر کنیم ببینیم نظر فردی که مردم او را انتخاب می‌کنند، درباره این پست چیست. ترامپ: تو می‌خواهی تعداد زیادی از قضات رادیکال چپ را وارد دادگاه عالی کنی. بایدن: خفه می‌شوی مرد؟۲۰۰ هزار نفر از کرونا مردند. ۷ میلیون نفر مبتلا هستند و فقدان طرح درمان برای آنها یعنی چه؟ ترامپ: زمان شما که ۳۰۸ نظامی مردند. زیرا در ارتش نتوانستید مراقبت‌های درمانی لازم را داشته باشید. اینها را به من نگو. اگر شما بودید الان آمار قربانیان ۲ میلیون نفر بود. من قیمت دارو را تا ۸۰/۹۰ درصدکاهش می‌دهم. کرونا ترامپ: کار ما در مواجهه با کرونا عالی بود. هرکس غیر از این می‌گوید: به اخبار جعلی گوش کرده است. بایدن: نه او واقعیت را نگفت چون نمی‌خواست مردم بترسند. اما خودش ترسیده بود. ترامپ: اگر تو بودی وضع بدتر بود. اصلاً چیزی به اسم هوش در تو وجود ندارد. بایدن: ترامپ کسی بود که می‌گفت ۶ ماهه کرونا را نابود می‌کند. گفت ماده ضدعفونی کننده بخورید. حالا هم می‌گوید واکسن می‌سازد. ترامپ: تو چه می‌کنی؟ فقط ماسک می‌زنی. بزرگترین ماسک‌ها را او می‌زند. اقتصاد ترامپ: ما بهترین وضعیت اقتصادی را داشتیم، کرونا آن را خراب کرد. اگر بایدن بود، بدتر هم می‌شد. چون می‌خواست همه را به تعطیلی بکشد. بایدن: اما میلیاردرهایی مثل او که فقط ۷۵۰ دلار مالیات می‌دهند، وضع‌شان خوب است. ترامپ: من میلیون‌ها دلار پرداخت کردم. بروید و ببینید. پرونده من ۱۱۸ صفحه است. بایدن: من قوانین مالیاتی را که او به نفع خودش وضع کرده، تغییر می‌دهم و شرکت‌هایی را که مالیات نمی‌دهند، مجبور به دادن مالیات می‌کنم. ترامپ: آن وقت کمپانی‌ها از امریکا خارج می‌شوند. نژادپرستی و نتیجه انتخابات بایدن: شیوه حکومت داری ترامپ باعث شده است اختلافات در امریکا افزایش یافته و جامعه دو پاره شود. ترامپ: من از گروه‌های ملی‌گرای راست می‌خواهم کوتاه بیایند و منتظر بمانند. اما این را هم بگویم باید فکری به حال آنتیفا (چپ‌های افراطی) کرد. بایدن: حتی اگر پیروز نشوم، نتیجه را به رسمیت می‌شناسم. ترامپ: شیوه پستی خیلی بد است. من هم حزبی‌هایم را برای نظارت به شعب رأی‌گیری می‌فرستم. در حاشیه ■ طعنه عربی «بایدن» به «ترامپ»: استفاده «بایدن» از کلمه عربی «ان‌شاءالله» به عنوان پاسخی کنایه‌آمیز به ادعای «ترامپ» درباره پرداختن مالیاتش، با واکنش بسیاری از کاربران عرب زبان، مسلمانان و حتی پرتغالی‌ها همراه شد و مورد انتقاد بسیار قرار گرفت.■ توئیت جنجالی رئیس پلیس پورتلند: «ترامپ» در میان حرف‌هایش نقل قولی از رئیس پلیس پورتلند کرد و از حمایت او از خودش گفت. اما این سخنان با واکنش این مقام همراه شد و او در توئیتی نوشت: «شاید منظور رئیس جمهور، کلانترهای مناطق روستایی و حومه اورگان بود.»■ فروش تی‌شرت‌های «خفه شو مرد!»: پس از اینکه «جو بایدن» برای ساکت کردن «ترامپ» او را با عبارت «خفه شو مرد!» مورد خطاب قرار داد، تی‌شرت‌هایی با نقش این عبارت به قیمت ۳۰ تا ۳۳ دلار توسط کمپین دموکرات‌ها به فروش گذاشته شد.■ انتقاد تند توئیتری از دروغ‌های ترامپ: شماری از کاربران توئیتر در واکنش به اظهارات «ترامپ» درباره اینکه کمپین‌های انتخاباتی داخل سالن او هیچ تأثیر منفی بر شیوع کرونا نداشته، او را با جمله «دونالد ترامپ دروغگو است» به نقد کشیدند. بازتاب رسانه‌ای ■ جورج استفانوپولوس (سردبیر «ای بی سی نیوز»): به عنوان کسی که ۴۰ سال تجربه اجرا، پوشش خبری، برنامه‌ریزی و رصد مناظرات انتخاباتی را داشته، باید بگویم سه‌شنبه شب شاهد بدترین مناظره زندگی‌ام بودم.■ پل برنداس (ستون‌نویس یو اس ای تودی): این مناظره به هیچ وجه مسیر انتخاب رهبر یک جهان آزاد نبود. به واقع این نمایش نه تنها برای امریکایی‌ها که برای همه کسانی که روزی امریکا را تحسین می‌کردند، شرم‌آور و منزجرکننده بود.■ جفری کاباسرویس (مدیر مرکز مطالعات سیاسی نیسکانن): این مناظره نشان داد ما ملتی در مسیر افول هستیم که تنها با تحقیر یکدیگر متحد می‌شویم. در حقیقت برنده واقعی این تقابل نه کاندیداها بلکه آنهایی بودند که آرزوی سقوط امریکا را دارند.■ مارکوس فلدنکرشن (روزنامه‌نگار مجله اشپیگل): این مناظره یک شوخی سخیف و شرمساری برای امریکا بود. فریاد و توهین. دو مرد با بیش از هفتاد و چند سال سن مانند دو کودک ۵ ساله اجازه حرف زدن به هم نمی‌دادند و کنترل مناظره را از مجری گرفته بودند. «ترامپ» بازنده مناظره نخست فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بین الملل: نخستین مناظره انتخاباتی امریکا را نمی‌توان کاملاً منفی دانست. «بایدن» نقش خودش را اجرا کرد و تا حد ممکن از مناقشه با یک فرد غیرعادی نتیجه گرفت. واقعیت این است که از «ترامپ» بیش از این توقعی وجود نداشت کما اینکه «نانسی پلوسی»، رئیس مجلس نمایندگان امریکا نیز درباره او و جو مناظره به «بایدن» هشدار داده بود. در این مناظره مجری هم بلاتکلیف بود و مجبور شد بارها به رئیس جمهوری تذکر بدهد تا صحبت‌های «بایدن» را قطع نکند. «ترامپ» هم معترض به این تذکرات بود. واقعیت این است خشم زیاد، تعقل را از بین می‌برد. در این مناظره نیز «بایدن» دو باری، «ترامپ» را دلقک خطاب کرد و یک بار هم او را مورد توهین قرار داد. او از ادبیاتی استفاده کرد که در این سطح به هیچ وجه رایج نیست مگر اینکه تعمدی در میان باشد. «ترامپ» یک بازیگر و شومن است. از طرفی مجری‌گری در نمایش‌های عامیانه، مسابقات کشتی کچ و نمایش‌های تلویزیونی سبب شد او تصور کند می‌تواند در عرصه عمومی سیاسی هم همان تسلط بر صحنه عوام را داشته باشد. اما او مرتکب اشتباه بزرگی شد. بنابراین می‌توان گفت در این میدان بازنده اصلی «ترامپ» بود. اما شبکه‌ای مانند «سی ان ان» برای سرپوش گذاشتن بر این باخت، بازنده اصلی را مردم امریکا معرفی می‌کند تا با منفی قلمداد کردن هر دو کاندیدا، «ترامپ» را همتراز «بایدن» کند. با این حال آمارهای قبل و بعد از مناظره که نشاندهنده تنزل جایگاه ترامپ از ۴۲ به ۳۶ و در مقابل صعود چند پله‌ای «بایدن» از ۵۲ به ۵۶ است، خلاف این امر را نشان می‌دهد. آنچه مسلم است سطح سیاسی امریکا بسیار بالاتر از حدی است که در این مناظره به نمایش درآمد اما وقتی جامعه‌ای، فردی مانند «ترامپ» را به عنوان رئیس جمهوری برمی‌گزیند به سمت تنزل می‌رود. به عبارت دیگر این شرایط نشانه‌ای بر تفوق عوام بر قشر متفکر و تحصیلکرده در جامعه است. در حقیقت چه در امریکا و چه در جوامع دیگر؛ وقتی عرصه سیاسی در اختیار عوام قرار گیرد سطح سخن‌ها، ادعاها و شعارها نیز پایین می‌آید و شعار جای عقلانیت را می‌گیرد. در جهان امروز گرچه این موج عوامگرایی جهانی شده اما برخلاف تصورها این شرایط در کشورهای اروپایی با ادعای دارابودن فرهنگ برتر جهانی بیشتر وجود داشته و در کشورهایی مانند چین، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و به طور کلی جوامع شرقی کمتر دیده می‌شود. به طور کلی دموکرات‌های امریکا در جناحی هستند که به گروه‌های دانشگاهی و با فرهنگ گرایش دارند. بنابراین «بایدن» در وضعیت انتخاباتی مناسبی قرار دارد. اینکه او اعلام کرده به توافق «برجام» برمی‌گردد، خود نشانه احساس مسئولیت و درک او از رفتار و روش نادرست و خروج حساب نشده «ترامپ» از این توافق است. البته «ترامپ» تنها برای دلخوشی اسرائیل این اقدام را انجام داد. اما امریکا بدون «ترامپ» می‌توانست در حمایت از رژیم صهیونیستی مطلوب‌تر عمل کند و واکنش منطقی‌تری بروز دهد. «ترامپ» بخوبی می‌داند که بازنده انتخابات ماه نوامبر است به همین دلیل با وجود قدرتش به عنوان رئیس جمهور و حمایت مالی و تبلیغاتی جمهوریخواهان، مدعی تقلب در انتخابات است. در واقع او نمی‌تواند خصوصیت کاسب‌کارانه‌اش برای داشتن همه چیز با هم را نادیده بگیرد. مناظره استثنایی علی بیگدلی کارشناس اروپا و امریکا: مناظــــره سه شــــنبه شــــب نشان‌دهنده عمق دوقطبی بودن جامعه امریکاست؛ قطبی که مربوط به ترامپ است، قطب ثروتمندانی است که از قدرت فزاینده‌ای در سطح امریکا برخوردارند و به همین واسطه نوعی غرور و خودمحوری دارند که تمام اینها را می‌توان در شخصیت ترامپ دید. طرف دیگر دموکرات‌هایی هستند که خاستگاه آنها از گروه‌های میانی و پایین جامعه است که بیشتر متعلق به ایالات غربی و جنوبی امریکا هستند. این یک مناظره استثنایی بود. اگر چه در مناظره‌های امریکا این پرخاشگری‌ها سابقه دارد و در دیگر انتخابات هم شاید باشد. اما ترامپ که تحت فشار ناکامی‌های داخلی خود است، در چند مورد دچار ضعف شدید بود. نخست، مسأله کرونا بود که مدیریت درستی در آن نداشت، دوم مسأله مالیات‌ها بود و دیگر خیزش‌های اجتماعی. از همین رو تلاش می‌کرد با پریدن وسط صحبت‎های بایدن تمرکز او را به هم بزند و اجازه ندهد حملات مؤثری داشته باشد. اما موفق نشد. به طور معمول هدف از مناظره‌ها جمع کردن رأی و جذب آرای خاکستری است. به نظر من هیچ‌کدام در این خصوص موفق نبودند. اما در کل بایدن بهتر عمل کرد. پالس‌های نگران کننده یک مناظره امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل بین الملل: این مناظره ابعاد و حواشی مختلف و متعددی داشت. اما به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین فرازهای این مناظره سؤال پایانی کریس والاس، مجـــــری مناظـــــره باشد که پرسید، آیا ترامپ و بایدن، نتیجه انتخابات را می‌پذیرند و هوادارانشان را به خویشتنداری دعوت می‌کنند. این سؤال این پیام را به مخاطب می‌دهد که انتخابات ۲۰۲۰ ممکن است با پایان خوشی همراه نباشد، حواشی داشته باشد و جامعه شاهد انتقال مسالمت آمیز قدرت نباشد. هرچند بایدن به صراحت اعلام کرد، چنین کاری را خواهد کرد. اما ترامپ بار دیگر پاسخ غیر شفافی داد. این تردیدهایی را در سطح جامعه امریکا ایجاد کرده است. بویژه که کسی این صحبت را مطرح می‌کند که رهبر اپوزیسیون نیست، بلکه رئیس جمهوری است و اگر تبعیت از نتایج انتخابات نکند، می تواند دردسر ساز شود. اگر جامعه امریکا نتواند این مسائل را حل کند، با دشواری‌های اساسی در ساختار دموکراتیک خود رو به رو می شود. چنین رخدادی می تواند سرآغازی از چالش‌ها و بحران‌های سیاسی در امریکا باشد و جامعه این کشور را در آینده به سوی نظامی شبه اقتدارگرا سوق دهد که برای هر فرد امریکایی نگران کننده است.

more_vert چقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

ادامه مطلب

closeچقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

روزنامه دنیای اقتصاد در گفت وگویی آورد: شکست ترامپ و پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا، امیدها و خوش‌بینی‌ها را نسبت به بهبود اوضاع افزایش داده است. چراکه جو بایدن دموکرات بارها اعلام کرده بود درصورت پیروزی در انتخابات به برجام بازمی‌گردد. روزنامه دنیای اقتصاد یکم آذر به گفت وگو با رحمن قهرمان‌پور پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل پرداخت و نوشت: به‌دنبال پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا به‌نظر می‌رسد عده‌ای در داخل نسبت به این موضوع بیش از حد خوش‌بین هستند. به‌نظر شما در قیاس بایدن با دونالد ترامپ این خوش‌بینی‌ها چقدر می‌تواند درست باشد؟ نکته نخست اینکه جو بایدن حتما بهتر از دونالد ترامپ است؛ اما بهتر از سایر دموکرات‌ها نیست. این حرف به این معنا است خوش‌بینی‌ای که نسبت به بایدن در مقایسه با ترامپ وجود دارد به هر حال یک واقعیت است. یعنی نمی‌توان انکار کرد ترامپ اقداماتی انجام داده که صرف رفتن او، بسیاری را نه تنها در ایران بلکه در اروپا و کشورهای دیگر نیز امیدوار می‌کند. این خوش‌بینی چقدر واقع‌بینانه است؟ جمله دومی که گفتم ناظر به همین موضوع است که بایدن بهتر از سایر دموکرات‌ها نخواهد بود. یعنی ما با دموکرات‌ها نیز مشکل داشته و داریم و بایدن نیز جزو دموکرات‌های میانه است. بنابراین در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، وی در همان چارچوبی با ما برخورد خواهد کرد که دولت اوباما برخورد کرد. اما اگر برنی سندرز یا خانم الیزابت وارن که جزو جناح چپ دموکرات‌ها هستند، انتخاب می‌شدند، می‌توانستیم انتظار داشته باشیم که این افراد نسبت به دموکرات‌های قبلی متفاوت باشند. چون این افراد جزو جناح چپ حزب دموکرات هستند. اما بایدن جزو دموکرات‌های میانه است؛ یعنی جایی که باراک اوباما و مایکل بلومبرگ ایستاده‌اند. این افراد قصد ندارند سیاست خارجی دموکرات‌ها را به‌صورت اساسی متحول کنند. درحالی‌که شخصی چون ترامپ که در جناح افراطی حزب جمهوری‌خواه قرار دارد به جناح‌های پوپولیستی و افراطی جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر است. بنابراین رفتن ترامپ از کاخ‌سفید فی نفسه یک نوع خوش‌بینی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای مختلف ایجاد کرده است. هرچند روی کار آمدن بایدن به این معنا نیست که بایدن کل سیاست‌ خارجی دموکرات‌ها را تغییر خواهد داد. از این منظر خوش‌بینی در داخل کشور ما باید محدود یا واقع‌بینانه باشد. درواقع نباید این‌گونه تصور کنیم که چون ترامپ بد بود و اقدامات بدی علیه ایران انجام داد، پس بایدن از ایران معذرت‌خواهی می‌کند و برای ارتباط با ایران التماس خواهد کرد. یکی از مسائلی که چندسالی است در سیاست خارجی آمریکا مطرح شده بحث کاهش تمرکز بر خاورمیانه و نگاه به چین است. به‌نظر شما این سیاست آمریکا که هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان به آن پایبند هستند، چقدر معادلات را برای ایران تغییر خواهد داد؟ این مساله، مساله بسیار مهمی است و در این رابطه سیاست‌گذاران ما باید توجه داشته باشند که دو نیرو، آمریکا و دولت بایدن را وادار می‌کند که به تدریج از خاورمیانه خارج شوند؛ نیروی نخست قدرت روزافزون اقتصادی چین است که اگر آمریکا نتواند در زمان مناسب، حضورش را در خاورمیانه کم کند یا هزینه‌هایش را کاهش دهد، در آن صورت ممکن است در مهار قدرت روزافزون اقتصادی چین دیر عمل کند یا موفق نشود. نیروی دوم یک اجماع‌نظر فراحزبی است که طی ۲۰ سال گذشته در داخل آمریکا شکل گرفته است مبنی بر اینکه چرا ایالات‌متحده باید در جهان خارج هزینه زیادی با هدف برقراری نظم و گسترش ارزش‌های لیبرال متحمل شود. درحالی‌که در عمل نتیجه این مداخلات خارجی آمریکا آن چیزی نبوده که این کشور به‌دنبال آن بوده است. حتی در مواردی مانند عراق هزینه‌های ‌آمریکا باعث قدرتمندتر شدن بازیگران دیگری مانند ایران شده است. حال این جریان قدرتمند که به شدت فراحزبی است به‌دنبال آن است که آمریکا در سایر مناطق از جمله خاورمیانه حضورش را کاهش دهد. بنابراین واشنگتن یک تصمیم استراتژیک برای خروج تدریجی از خاورمیانه دارد. در این خصوص خوش‌بینی‌ای که مطرح است این است که شاید چون آمریکا ناگزیر باید از خاورمیانه خارج شود، حاضر باشد از برخی مواضع گذشته خود در قبال بعضی کشورها از جمله ایران تاحدی کوتاه بیاید. این حرف به آن معنا نیست که آمریکا منافع خود را زیر پا می‌گذارد، بلکه به‌صورت ساده به این مفهوم است که شاید بایدن در قیاس با دولت اوباما حاضر باشد امتیاز بیشتری به ایران بدهد. دلیل این امتیاز دادن هم این است که درگیری، مشغله و حضور خود را در خاورمیانه کمتر کند. بنابراین به لحاظ تحلیلی، خوش‌بینی موضوعیت دارد؛ اما این خوش‌بینی نباید منجر به ساده‌اندیشی شود. همچنین این مساله که این خوش‌بینی در عمل تاچه حد، در چه زمانی و چگونه محقق خواهد شد، بستگی به عملکرد نظام تصمیم‌گیری در هر دو کشور، دیپلمات‌ها و سیاستمداران دو کشور دارد. به‌نظر شما در دوره بایدن شاهد چه تفاوت‌هایی در قبال مساله ایران در مقایسه با دولت اوباما خواهیم بود؟ مهم‌ترین تمایز این است که بایدن سعی خواهد کرد از تجربه دولت اوباما بیشترین بهره‌برداری را در تعامل با ایران داشته باشد. یعنی ممکن است بایدن از بخشی از اشتباهاتی که دولت باراک اوباما در ابتدا داشت درس بگیرد؛ همچنین احتمالا وی از تجارب افرادی چون ویلیام برنز که در مذاکرات با ایران حضور داشتند برای تعامل بهتر با تهران بیشتر استفاده خواهد کرد. در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، چند ماه بعد در خرداد ماه ۱۴۰۰ انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران برگزار خواهد شد و این احتمال بسیار مطرح است که یک شخص اصولگرا رئیس‌جمهور شود. آیا این امر موجب می‌شود که بایدن در ماه‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری‌اش درصدد حل بحران هسته‌ای ایران برآید؟ بستگی به آن دارد که بایدن چگونه به صحنه نگاه کند؛ به‌نظر من اگر دولت جو بایدن به این جمع‌بندی برسد که ایران نمی‌خواهد فراتر از برجام مذاکره‌ای داشته باشد در آن صورت ممکن است فرآیند بازگشت به برجام از خرداد سال آینده نیز فراتر برود و به دولت بعدی برسد. اما اگر دولت دموکرات‌ها احساس کند که این احتمال وجود دارد بعد از برجام، راهی برای مذاکره راجع به سایر موضوعات پیدا شود، شاید بازگشت به توافق هسته‌ای سریع‌تر اتفاق بیفتد. بنابراین به‌طور خلاصه این مساله بستگی به ادراک آمریکا از نیت و تصمیم‌های ایران دارد. به‌طور کلی با توجه به صحبت‌هایی که بایدن تا به امروز در رابطه با سیاست‌هایش در قبال ایران مطرح کرده است، آیا حاضر می‌شود تنها بر سر برجام و هسته‌ای مذاکره کند یا مسائل دیگر همچون موشکی و منطقه‌ای نیز حتما باید در دستور کار مذاکرات باشد؟ مصاحبه‌ای که اخیرا آقای ظریف با روزنامه ایران انجام داد نشان می‌دهد که جواب وزارت‌خارجه به این مساله مثبت است. یعنی خوش‌بینی وزیرخارجه نسبت به اینکه بایدن می‌تواند با سه دستور اجرایی تحریم‌ها را لغو کند و به قطعنامه ۲۲۳۱ بازگردد، بیانگر آن است که در تحلیل وزارت‌خارجه، چنین امری ممکن است. درواقع وزارت‌خارجه بر این مساله تاکید کرد که اگر مساله محدود به برجام شود، امکان مذاکره و بازگشت آمریکا به برجام وجود دارد. آیا آمریکای بایدن با توجه به سیگنال‌ها از سوی ایران و با هدف اینکه تنش‌ها بین تهران و واشنگتن کاهش پیدا کند، حاضر می‌شود در گام نخست بپذیرد که فقط در رابطه با مساله هسته‌ای مذاکره شود؟ نظر شخصی من این است که در چنین شرایطی بایدن بازگشت به برجام را کمی طول خواهد داد و این امر به نفع وی خواهد بود. به عبارت ساده‌تر بایدن تلاش می‌کند که از طریق برجام، سیاست‌های منطقه‌ای ایران را مهار کند. درواقع آمریکا برای خروج تدریجی از خاورمیانه باید از پشت سر خود مطمئن شود و اطمینان یابد که در آینده در این منطقه دیگر جنگ و مناقشه‌ای رخ نمی‌دهد که آمریکا مجبور به مداخله شود. بر همین اساس واشنگتن معتقد است اگر ایران حاضر به مذاکره در مورد مسائل منطقه‌ای باشد آمریکا می‌تواند این مساله را حل کند. در چنین شرایطی اگر ایران به هر دلیل بگوید مذاکره در مورد مسائل منطقه ممنوع است واشنگتن برای تحقق این هدف خود لاجرم باید از ابزار برجام استفاده کند. یعنی بازگشتش را به برجام طولانی‌تر کند، مساله موشکی را ذیل برجام مطرح کند و با فشار کشورهای اروپایی از ایران بخواهد که در این رابطه نیز وارد گفت‌وگو شود. بنابراین مذاکره تهران و واشنگتن و مباحث احتمالی این گفت‌وگو بستگی به این دارد که دو طرف چه برداشتی از تصمیمات یکدیگر داشته باشند.

more_vert انتخابات ۲۰۲۰ و شگفتانه‌های نظرسنجی

ادامه مطلب

closeانتخابات ۲۰۲۰ و شگفتانه‌های نظرسنجی

 اعلام نتایج اولیه شمارش آرا در آمریکا به معنای شکست فاحش نظرسنجی‌ها بود اما بعد از آنکه ورق به نفع «جو بایدن» برگشت، نظرسنجی‌ها توانستند تا حدی از زیر تیغ برنده انتقادات و فشارها رهایی یابند. تحقیقات نظرسنجی ابزاری برای پاسخ به پرسش‌هایی درباره رفتار انتخاباتی شامل مشارکت سیاسی، نحوه تصمیم‌گیری رای‌دهندگان، افکار عمومی و تاثیرات کمپین‌های انتخاباتی است. آنچه به عنوان نظرسنجی در آمریکا انجام می‌شود از پذیرش نسبتا بالایی بین شهروندان برخوردار است چرا که بسیاری از مردم آمریکا معتقدند این نظرسنجی‌ها به صورت علمی انجام می شود نه بر اساس داده‌های غیرعلمی. البته تجربه سال ۲۰۱۶ نشان داد نظرسنجی‌ها به طور کامل قابل اتکا نیست، به عبارتی لزوما یافته‌های نظرسنجی بر خروجی انتخابات تاثیر دقیق نخواهد داشت. سال ۲۰۱۶ در حالی که نظرسنجی‌ها نشان می‌داد اقبال با «هیلاری کلینتون» است، رای‌دهندگان کلید کاخ سفید را به دست «دونالد ترامپ» سپردند. به بیان ساده تر آرا الکترال اهمیت بالاتری نسبت به آرای عمومی دارد و نظرسنجی‌ها به این دلیل کاملا قابل اتکا نیست که در آمریکا رئیس جمهور براساس علائق رای‌دهندگان انتخاب نمی شود، چرا که ممکن است یک نفر بیشترین آرای رای‌دهندگان را به دست بیاورد، اما به دلایل متعددی نتواند رئیس جمهور این کشور شود. شاید اگر نظرسنجی در کشور دیگری انجام می‌گرفت یا اینکه روند انتخاباتی آمریکا همانند سایر کشورها بود که براساس رای مردم صورت می گرفت راحت‌تر می توانستیم پیش‌بینی کنیم که چه کسی از صندوق رای بیرون می‌آید، اما به دلیل اینکه روند انتخاباتی در آمریکا متفاوت از سایر کشورها است به صورت قطعی و از روی نظرسنجی‌ها نمی توان چنین موضوعی را بیان کرد. از سال ۱۹۳۶ نخستین نظرسنجی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شد و تاکنون سیستم نظرسنجی در هر دوره کامل‌تر شده است. با وجود این، انتخابات ۲۰۱۶ نشان داد نباید به صورت ۱۰۰ در صد به این نظرسنجی ها اعتماد کرد. در این دوره هم اکثر قریب به اتفاق نظرسنجی‌ها پیشتازی «جو بایدن» نامزد دموکرات‌ها را پیش‌بینی کردند و کارشناسان هم معتقد بودند اختلاف بین آرای بایدن و ترامپ اختلاف بالایی است و رئیس جمهور فعلی محبوبیت چندانی بین مردم کشورش ندارد با این حال درصدی را برای آرا الکترال اختصاص می دادند تا پیش‌بینی آنها ۱۰۰ درصدی نباشد شاید دوباره اتفاق ۲۰۱۶ تکرار شود . پایگاه اینترنتی «ریل کلیر پالیتیکس» Real Clear Politics که مرتبا به روز می‌شود، نشان می‌داد که تا تاریخ ۲۵ اکتبر یعنی حدود یک هفته مانده به روز انتخابات، معدل ۱۱ نظرسنجی حاکی از برتری ۸ درصدی بایدن است. از طرف دیگر، طبق پیش‌بینی پایگاه «فایو ترتی ایت» Five Thirty Eight که یکی از معتبرترین تشکیلات سنجش افکار در آمریکا به شمار می‌رود، بایدن ۸۷ درصد شانس پیروزی داشت. نشریه «اکونومیست» اما شانس پیروزی بایدن را ۹۴ درصد و ترامپ را تنها ۶ درصد برآورد کرده بود. برخی معتقدند یافته‌های بنگاه‌های شرط‌ ‌بندی‌ حتی از نظرسنجی‌ها هم معتبرترند چون پای پول در میان است میانگین آمار شرط‌ بندی‌ها در بنگاه‌های مختلف، تا تاریخ ۲۶ اکتبر، شانس پیروزی بایدن را ۶۶ درصد نشان می‌داد. آنچه به طور خاص مؤسسات نظرسنجی در ایالات‌متحده را شگفت‌زده کرد این بود ‌که در ایالت‌های ویسکانسین، پنسیلوانیا، میشیگان و اوهایو که با وجود اتحادیه‌های قدرتمند کارگری، پایگاه سنتی دموکرات‌ها به شمار می‌رفتند، عده بسیار زیادی به ترامپ رای دادند. در میان رسانه‌های مطرح آمریکایی، «فاکس نیوز» از ترامپ حمایت کرد اما شبکه‌های خبری و تلویزیونی از «سی ان ان»، «سی بی اس»، «ایِ بی سی» و «ان بی سی» گرفته تا مطبوعات با نفوذ مانند «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» مخالف ترامپ‌ بودند و از بایدن‌ حمایت کردند. با پایان انتخابات، ترامپ بارها خواستار توقف شمارش آرا شد و این درحالی بود که او در نخستین ساعات شمارش آرا پیروزی‌اش را اعلام کرد. در نخستین ساعات اعلام نتایج آرا بسیاری با شگفتی به فاصله بسیار زیاد نتایج نظرسنجی‌ها با آرای شمارش شده‌ نگاه می‌کردند و نظرسنجی‌ها را همچون چهار سال پیش شکست‌خورده می‌دیدند . حالا باز هم مشخص شده، نتایج‌ نظرسنجی‌ها برای کمپین‌های انتخاباتی بسیار حیاتی است. چرا که برای استراتژیست‌ها این امکان را فراهم می‌آورد تا تاکتیک‌های مناسبی اتخاذ کنند. در صورتی که نظرسنجی‌ها با دقت و صحت بالا انجام نشوند می‌تواند احتمال شکست یک نامزد را افزایش دهد. در انتخابات ۲۰۲۰ عمده مؤسسات میزان پشتیبانی از ترامپ را کمتر از حد، برآورد کردند. آنچه به طور خاص مؤسسات نظرسنجی در ایالات‌متحده را شگفت‌زده کرد این بود ‌که در ایالت‌های ویسکانسین، پنسیلوانیا، میشیگان و اوهایو که با وجود اتحادیه‌های قدرتمند کارگری، پایگاه سنتی دموکرات‌ها به شمار می‌رفتند، عده بسیار زیادی به ترامپ رای دادند. همچنین این موضوع که حامیان ترامپ برخلاف حامیان دموکرات‌ها، به طور گسترده در انتخابات شرکت کردند. اکنون تغییراتی در رویه نظرسنجی‌های انتخاباتی نسبت به سال ۲۰۱۶ به وجود آمده است. به ‌عنوان مثال تا قبل از سال ۲۰۱۶، بیشتر نظرسنجی‌ها از طیف تحصیل‌کردگان آمریکا انجام می‌شد، زیرا تصور بر این بود که این افراد بیشتر در رای گیری‌ها شرکت می‌کنند. موسسه‌های نظرسنجی اخیرا اعلام کرده‌اند در سال ۲۰۲۰ توجه آنها به اقشاری از مردم آمریکا که کمتر دارای تحصیلات دانشگاهی یا ساکنان مناطق روستایی‌اند و کسانی که بیرون از شهرها زندگی می کنند، بیشتر شده است. نظرسنجی‌های انتخاباتی از سال ۲۰۱۶ با حاشیه‌های زیادی همراه شده و متفاوت بودن نتیجه نظرسنجی و انتخابات باعث شده مردم نسبت به صحت این نظرسنجی‌ها بی‌اعتماد شوند. از سوی دیگر مؤسسات نظرسنجی از یک مساله بشدت نگرانند و آن «شاخص بردلی» است؛ شاخصی که بیان می‌کند تعدادی از افرادی که می‌خواهند به یک نامزد انتخاباتی رأی دهند، ممکن است فضای سیاسی و اجتماعی به وجود آمده در آمریکا مانع شود بتوانند به‌راحتی و بدون خجالت کشیدن بگویند از کدام نامزد حمایت می‌کنند و جوابی بدهند که با رأی نهایی‌شان بشدت متفاوت است. شاخص بردلی در انتخابات سال ۲۰۱۶ اثری بشدت قدرتمند در نتایج انتخابات داشت. در نهایت مؤسسات نظرسنجی از این مساله شکایت دارند که شاید نحوه شمارش آرا به‌ویژه آرای پستی که با جنجال‌ها و حاشیه‌های زیادی همراه بوده است، به‌ گونه‌ای باشد که نتایج نظرسنجی‌ها کاملا اشتباه از آب دربیاید. نکته جالب اینجا است که بر اساس همین نظرسنجی‌ها تنها ۱۳ درصد مردم اعتماد دارند کار شمارش آرا عادلانه و ‌دور از تقلب انجام می‌شود. نتایجی که پس از شمارش آرا مشخص شده است نشان می دهد موسسات نظرسنجی حتی در صورت اشتباه و اعلام آماری که شاید به واقعیت نزدیک نباشد افکار عمومی را در دست دارند و جهت دهی می کنند. شاید همین امر باعث شده بسیاری پیش از اعلام قطعی آرا از انتخاب بایدن خوشحال شوند و طرفداران ترامپ هم نسبت به این انتخاب شائبه تقلب را مطرح کرده‌اند .