جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert کتاب اراده خوشبختی

ادامه مطلب

closeکتاب اراده خوشبختی

پیمان صحرایی در کتاب اراده خوشبختی به شما نشان خواهد داد که چطور مسیر زندگیتان را به سمت و سوی شادکامی و کامیابی پایدار هدایت کنید. خوشبختی شامل دیدگاه کلی افراد نسبت به موضوعات مختلف جهان است. نوعی حس شادی و شعف که عموما با فعالیتی مثبت همراه می‌شود. با این وجود واژۀ خوشبختی هم مثل دیگر لغات معانی متنوع و اغلب متضادی دارد. شادی ماحصل کشف کردن و نشاط از دانستن و آگاهی می‌آید. اغلب افرادی که خوشبختی را تجربه کرده‌اند درک درستی از جوانب مختلف زندگی دارند. در واقع کسانی لایق شادکامی هستند که زندگی خود را با دقت برنامه‌ریزی می‌کنند، سپس با تبحر خاص خودشان آن را سپری می‌نمایند. در بیشتر موارد افرادی که طعم شیرین خوشبختی را چشیده‌اند، با قدرت فوق‌العادۀ نگرش مثبت و عشق در زندگی آشنایی دارند. اما بر اساس تحقیقات امروزی خوشبختی چیزی فراتر از یک احساس عام است؛ شیوه‌ای از تفکرات که احساسات، فعالیت‌ها و سبک زندگی ما را برنامه‌ریزی و هدفمند می‌سازند. به‌ عبارت ‌بهتر خوشبختی شیوه‌ی درست تفسیر جهان و رویدادهای آن است. فعالیتی هدفمند و سودمند که روشنایی بخش مسیر زندگی ما خواهد بود. پس تا سر حد امکان از آنچه دارید، لذت ببرید و هم‌زمان در پی خواسته‌های خود باشید. برای یک فرد آگاه، کیفیت بسیار مهم‌تر از کمیت است. در حقیقت راه حل خوشبختی، داشتن مقدار بیشتر از چیزی نیست؛ خوشبختی مهارتی است که باید مورد مطالعه و تمرین قرار گیرد. بنابراین زندگی خوب یک مقدار نیست؛ بلکه یک نگرش است. در بخشی از کتاب اراده خوشبختی: درس هایی برای دستیابی، حفظ و تداوم احساس شادی و خوشبختی می‌خوانیم: انگیزه عامل اصلی شروع هر کاری و عادت به چیزی است که موجب تداوم مسیر و رفتار می‌شود. چگونگی عادات و اعمال، کیفیت زندگی هر شخصی را تعیین می‌کند. فرد موفق عادت‌هایی دارد که موجب پیشرفت اوست و شخصی که ناکام می‌شود، متعهد به عادات و رفتارهای لازم برای کسب نتایج دلخواه نیست. بنابراین یادگیری و تداوم و کنترل عادت‌ها، مهارتی مهم در کامیابی تلقی می‌گردد. بنابراین باید عادات منفی که شما را از رسیدن به توفیق باز می‌دارد را رها کنید و عادت‌ها و رفتارهای لازم برای پیروزی و کامیابی را در خود پرورش دهید. زندگی هر شخصی به‌ وسیلۀ عادت‌ها خلق می‌شود. عادت‌هایتان را کنترل کنید تا آن‌ها شما را در تسلط خود نگیرند. بدون داشتن راهبرد و برنامه‌ای برای ایجاد و حفظ عادات جدید، بیشتر آن‌ها شکست می‌خورند و پایدار نمی‌مانند. عادتی که بر اثر تکرار به ‌اندازۀ کافی تقویت‌ شده، تغییر آن بسیار سخت است، به ‌این ‌علت تغییر دردناک و دشوار می‌باشد. حذف عادت منفی و ایجاد جایگزین مثبت برای آن نیازمند استراتژی و انگیزۀ فراوان است. یکی از موانع بزرگ انجام عادت‌های مثبت، این است که افراد انتظارات خود را به‌ درستی مشخص نمی‌کنند و آمادگی غلبه بر چالش‌های ذهنی و احساسی برای ترک عادت بد گذشته را ندارند؛ چرا که نگرش و احساسات پیوندی عمیق با هر نوع عادت و رفتار دارند. برای اینکه بتوان بر سختی‌های عاطفی و ذهنی ناشی از عادات منفی غلبه کرد، باید موانع و چالش‌های آن را شناخت و کارهای مورد نیاز را برای خلق عادت مثبت شناخت. در غیر این صورت احتمال تسلیم و شکست در تغییر وجود دارد. فهرست مطالبمقدمهفصل 1: میتوانید خوشبخت‌تر باشیدفصل 2: موانع شما در خوشبختیفصل 3: تمرکز بر غیرممکن و رنج ناشی از آنفصل 4: مسئولیت شما برای خوشبختیفصل 5: حق انتخاب همیشگی شمافصل 6: چرخۀ معکوس مشکلات در مسیر خوشبختیفصل 7: ارزش رنج کشیدن برای سعادتفصل 8: سطح کیفیت باور و شجاعت در نیل به خوشبختیفصل 9: اجبار یا اختیار قدرت انتخاب در خوشبختیفصل 10: سطح تلاش و مسئولیت‌پذیری در نیل به خوشبختیفصل 11: عدم قطعیت و تردید در راه خوشبختی و خطرات قطعیت محضفصل 12: رها کردن حاشیۀ امن گذشته برای خلق خوشبختیفصل 13: تصمیم به خلق عادت خوشبختی آورفصل 14: از شرایط غیرقابل‌تحمل تا غیرقابل توقف و دلخواهفصل 15: نقش مدل ذهنی شما در نیل به سعادتفصل 16: چند ویژگی مؤثر در احساس خوشبختیفصل 17: تلاش متوسط مانعی برای خوشبختیفصل 18: ارتباط و نقش آزادی و خوشبختیفصل 19: تأثیر احساس پیروزی در کیفیت زندگیفصل 20: تفسیر دوبارۀ خود برای خلق زندگی بهترفصل 21: شخص خوشبخت چگونه میاندیشد و عمل می‌کندفصل 22: خلق زندگی ارزشمند و خوشایندفصل 23: فعالیت‌های شادیآور مناسب با علایق و ارزش‌هافصل 24: فواید غرق و جذب شدن در کارهافصل 25: فواید پیگیری اهداف و تأثیر آن در شادیفصل 26: پشتوانه شادی پایدارفصل 27: سخن آخرمنابع

more_vert کتاب «رها» رمانی با رویکرد آسیب شناسانه

ادامه مطلب

closeکتاب «رها» رمانی با رویکرد آسیب شناسانه

 «رها» عنوان رمانی جذاب و خواندنی است که از سوی «حمیدرضا حسنی» نوشته شده و رویکردی آسیب شناسانه به مسایل اجتماعی و ارتباطات بین فردی دارد. این کتاب ۱۸۴ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی موسسه آموزشی - تالیفی ارشدان به چاپ رسیده و با قیمت هر جلد ۳۵ هزار تومان روانه کتابفروشی‌ها شده است. این کتاب تلنگری به سوی آگاهی رفتاری و روابط بین فردی است که در قالب سه فصل با ساختار داستانی روان و پرکشش ارایه شده است. نویسنده کتاب در بخش مقدمه عنوان کرده است: خوشبختی مسیر و ایده‌آل هر انسانی است که الگوی دستیابی به آن برای هر فرد متفاوت بوده و متناسب با شرایط تغییر می‌کند. خوشبختی اگر ذاتی و واقعی باشد نمی‌توان آن را در کوران تمایلات پیدا کرد و عقده و حقارت هرگز انسان را در مسیر خوشبختی قرار نمی‌دهد. شیوه نادرست آموزش و تربیت دروازه گمراهی را می‌گشاید و کج‌فهمی‌ها از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شوند و اینجاست که باید دانست خوشبختی با تظاهر به آراستگی، اندام و خودروی گران قیمت، تفریح و سرگرمی و بزرگنمایی ظواهر بدون پشتوانه حاصل نمی‌شود و باید خواسته‌های عمیق و واقعی را آگاهانه و به دور از هرگونه حجاب لمس کرد و در آغوش کشید. قالب داستانی در این نوشتار سه فضای متفاوت از هم را دارد و مطلع آن با آژیر قرمز جنگ به صدا در می‌آید و دلهره‌ها برای زوجی جوان که حوادث جنگ بر رخدادهای زندگی آنان بی‌تاثیر نبوده است و فرزندی دارند که آرزوی این زوج جوان آرامش و خوشبختی اوست. فراز و فرودهای داستانی با شیوه‌ای استادانه از همان ابتدای داستان جان می‌گیرد و مخاطب سوار بر این هیجانات روایت قصه را پی ‌ می‌گیرد. نویسنده این رمان به درستی بر شخصیت‌ها احاطه دارد و در جای جای داستان هرجا به شرح رخدادی برای آنان پرداخته به درستی از عهده آن برآمده است. بستر رمان داستان یک زندگی است که جریان آن آبستن مسایل مختلفی است و محسن پدر خانواده‌ای است که مسایل متعدد و چالش‌های زیادی را در پیش رو دارد و حال و هوای زمان رخداد نیز بر تشدید دغدغه‌ها اثرگذار است او درگیر رنج بیماری است که ناشی از جنگ بوده و تلاطم حاشیه زندگی را بر همسر و فرزندش رها منتقل می‌کند. در ادامه داستان، با هجرت محسن از این جهان رنگ و بوی این خانواده به سمتی دیگر می‌رود و زوایای پیدا و پنهان آن مولود حوادثی است که در شکل پیری شخصیت رها به طور مستقیم اثرگذار است. در قسمت میانه تا پایان این رمان شخصیت رها پررنگ و برحسته‌تر می‌شود و حوادثی که پیرامون این بخش مطرح شده ریشه آسیب شناسانه در گذشته دارد و از این روی این کتاب را متفاوت از سایر رمان‌ها کرده است. در بخشی از کتاب آمده است: «جشن فارغ الوطنی به پایان رسید اما، رها باز هم احساس خوبی نداشت...» و این مهمترین پیام این رمان است که هرآنچه به عنوان خوشبختی مهم است ریشه در آرامش و تربیت درون دارد و تشویش‌های پیرامونی زائیده مسایلی است که خواسته یا ناخواسته از گذشته به ارث رسیده‌اند.

more_vert کتاب دایره سبز: راه دست یابی به روابطی ارزشمند و دوری از روابط ناراحت کننده

ادامه مطلب

closeکتاب دایره سبز: راه دست یابی به روابطی ارزشمند و دوری از روابط ناراحت کننده

کتابی است در زمینه‌ی مهارت‌های ارتباطی و عنوان کتاب به این اشاره دارد که چگونه می‌توانیم در اطراف خودمان یک دایره‌ی سبز ارتباطی ایجاد کرده و از روابط و زندگی‌مان لذت بیشتری ببریم. تنها افراد مدبر و آگاه هستند که از اهمیت فوق‌العادۀ روابطشان با سایرین آگاه بوده و در جهت بهبود آن قدم بر می دارند و به شما تبریک می گویم که جزء این دسته از افراد هستید. این کتاب تلاشی است در جهت رسیدن به روابطی لذت بخش و دوست داشتنی که یکی از مؤلفه های اصلی احساس خوشبختی در انسان هاست. بسیاری از افراد بر این عقیده اند که بعد از ثروت، این روابط ارزشمند است که باعث ایجاد احساس خوشبختی در انسان ها می شود. این در حالی ست که کسانی که به دنبال کسب ثروت هستند، بعد از دست یابی به آن متوجه می شوند احساس رضایت و خوشبختی حاصل از روابط کارآمد، لذت بخش تر و مهم تر از ثروت مادی است و احتماًلاً در آنجاست که به این موضوع پی می برند که بخش مهمی از یک ثروت همه جانبه که باعث احساس خوشبختی می شود، روابطی ارزشمند است. فهرست مطالبمقدمهبخش اول: دایرۀ سبز چیست؟فصل اول: مهم‌ترازهرچیزبسته بندی بی محتواناتوانی رفتاریاهمیت دایرۀ سبزبخش دوم: دایرۀ سبز کم رنگفصل دوم: منطق حاکم بر حذف‌وگزینش افراد1) محدودیت تعداد افراد2) محدودیت زمانفصل سوم: دوستان فصلیاصلی ترین ویژگی دوستان فصلیفصل چهارم: ارتباط با تمام افراد لذت‌بخش استنتیجه گیریمنصف باشیمبخش سومایجاد دایرۀ سبزفصل پنجم: رفع موارد منفییک راه مطمئن برای فراری دادن افراد از خودمانتوهم انتقاد خوبدوری از ناراحتی کودکانهپرهیز از گرفتن تصمیمات آنیچگونه خودمان دوست فصلی نباشیمدلایل بروز چنین رفتارهاییچطور دچار گرفتگی و انفعال در روابط نشویم؟چند راه حل:اهمال کاری در روابطتنهایی آموخته شدهفصل ششم: ایجاد موارد مثبتمسئولیت پذیری در روابطمسئولیت پذیری مستقل از برون گرایی و درون گرایی استپیش شرط روابط ارزشمندعامل اجتماعی بودنفصل هفتم: وارد گود شویمچگونه با افراد جدید وارد رابطه شویم؟دلیل امتناع افراد از شروع ارتباط با دیگراننتیجۀ چنین رویکرد بدبینانه ای به روابطنسبی بودن چنین منفی نگری هاییراه حل عملی"کاریزما"، لازمۀ ایجاد روابطی ارزشمندمعنای کاریزما در روابطشاه کلید "کاریزما"راهکارهایی برای کاریزماتیک بودنتفسیر کلی راه حل های ارائه شدهراه حل های ارائه شده در عملیک اشتباه در برداشت از کاریزماتیک بودنبه آزردگی انسان های سطحی توجه نکنیدکاریزما نسبی استبخش چهارم: حفظ دایرۀ سبزفصل هشتم: چگونه با افراد نامناسب برخورد کنیم؟فرد نامناسب کیست؟بررسی افراد دستۀ دوبررسی افراد دستۀ یکاما چگونه با این افراد رفتار کنیم؟دوری از یک اشتباهفصل نهم: فیلترینگ روابطادب، قدرت می آفریندفصل دهم: ارتباط، خود یک محصول استضرورت تکامل شخصیتیپرهیز از یک اشتباهفصل یازدهم: درک متقابلدلیل عدم درک متقابلحتی به اندازۀ یک درصددرک مشکلات طرف مقابلپذیرش اشتباهفصل دوازدهم: یافتن جنبه ای مشترکفصل سیزدهم: رفتارهای خوب ما به خاطر خودمان استسخن آخرتقدیر و تشکر

more_vert داشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

ادامه مطلب

closeداشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

با رعایت یکسری نکات مهم می‌توان به خوشبختی و رضایت از زندگی دست یافت. در این مطلب موانع دستیابی به این هدف معرفی می‌شوند. در اینجا لیستی از چندین عمل رایج را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در زندگی‌تان آنها را راه دهید. دوستان نادرست را کنار بگذارید با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نورزید. یادتان باشد آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند هیچوقت قابل اعتماد نیستند. مهم کسانی هستند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان بوده و می توان آنها را دوستان واقعی نامید. از مشکلاتتان فرار نکنید نیازهای خودتان را پنهان نکنید و به خودتان دروغ نگویید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیدا درگیر دوست داشتن دیگران هستید، خودتان را فراموش می کنید و یادتان می‌رود که شما هم فردی منحصر بفرد هستید. باید به دیگران کمک کنید اما در کنار آن از خودتان غافل نشوید. سعی نکنید تظاهر به چیزی داشته باشید که نیستید. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت. از اشتباه کردن نترسید اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید، بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید. ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. خوشبختی خریدنی نیست سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند مانند عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان کاملاً رایگان‌ هستند. سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه با دوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. وقت تلف نکنید فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، کاملا آماده نیست چرا که بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امن خود قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت. به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. توجه داشته باشید که هیچ نیازی به عجله کردن نیست. از طرفی سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند، نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای بین خودتان و خودتان است. حسادت نکنید به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است و باید قدر داشته هایتان را بدانید. دست از شکایت و دلسوزی برای خودتان بردارید و کینه‌ توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش به این معناست که اجازه نمی‌دهید دیگران با اعمال خود خوشبختی شما را نابود کنند. وقتتان را برای اثبات خود تلف نکنید نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند و برای راحتی کسانی که نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید. وقتتان را برای توضیح دادن خودتان به دیگران تلف نکنید و هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید. زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید سعی نکنید فقط به دنبال عناصر ایده‌آل و بی‌نقص بگردید. دنیای واقعی به افراد ایده‌آل‌گرا جایزه نمی‌دهد، بلکه به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام دهند. آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز با ارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید، راه آسان را انتخاب نکنید. اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی شکست بخورید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر ندانید هیچوقت دیگران را سرزنش نکنید و برای اشتباهاتتان به دنبال مقصر نگردید. شهامت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید. لازم نیست برای همه، "همه‌کس" باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر می‌دهد. نگرانی مشکلات آینده را حل نمی‌کند و فقط لذت‌های امروز را از شما خواهد گرفت و هرگز روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید. منبع: باشگاه خبرنگاران

more_vert چرا گاهی احساس بدبختی می‌کنیم؟

ادامه مطلب

closeچرا گاهی احساس بدبختی می‌کنیم؟

دنیا روی مدار سینوسی قرار دارد. همین است که گاهی احساس سرخوشی می‌کنیم و گاهی فکر می‌کنیم بدبیارترین آدم روی زمین هستیم. یک روز با تمام وجود زندگی را دوست داریم و یک روز دل‌مان می‌خواهد جلوی زندگی‌مان یک نقطه بگذاریم. روزهایی را در زندگی تجربه کرده‌ایم که حس زیستن داشته‌ایم و خودمان را خوشبخت‌ترین آدم دنیا می‌دانستیم و روزهایی را داشته‌ایم که دائم ورد زبان‌مان این بوده که چقدر ما بدبختیم و این زندگی چرا سر نمی‌آید. این یک واقعیت طبیعی‌ است که غم و شادی در کنار هم باشند. شادی‌ها می‌آیند تا غم‌ها ما را از پا در نیاورند و غم‌ها می‌آیند تا شادی‌ها برای‌مان یکنواخت نشوند. تنها با دانستن گذرا بودن این حالات اندوه و شادی می‌توانیم خودمان را تسلی بدهیم و به قول شاعر: «و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می‌گذرد.». نکته غم‌انگیز ماجرا این است که گاهی ماندگاری این غم و اندوه در ما یا اطرافیان‌مان بیش از اندازه می‌شود و غم مهمان همیشگی و دائمی درونی می‌شود و کم‌کم به این روند عادت می‌کنیم و هیچ تلاشی برای راندن این اندوه نمی‌کنیم. تا به‌حال به این فکر کرده‌اید که چرا امروزه بیشتر قشر جوان، برخلاف شور و نشاطی که باید داشته باشند، دائم افسرده، گوشه‌گیر و نالان هستند؟ مسائل اقتصادی کشور مهم است اما گاهی خودمان هم به برخی شرایط افسرده و خموده بودن، دامن می‌زنیم. آیا تا به حال به دلایلی که منجر می‌شود دائم احساس بدبختی کنیم، فکر کرده‌اید؟ ‏۱‏‎ ـ‌ ‎مقایسه‌های افراطی در فضای مجازی: امروزه همه افراد، بزرگ و کوچک، پیر و جوان، زن و مرد یک گوشی هوشمند در دست دارند و اکثر وقت خود را در شبکه‌های مجازی متنوع می‌گذرانند. روزی چندبار عکس‌های کاربران اینستاگرام را رصد می‌کنیم و به حال خوشی که دارند غبطه می‌خوریم. عکس‌هایی که افراد در سفرهایشان گرفته‌اند. عکس از مهمانی‌های. عکس با لبخندهای پررنگ و عمیق. عکس‌هایی با لباس‌های گران قیمت در مکان‌های لوکس و…. اگر کمی با خودمان منطقی باشیم به این نتیجه می‌رسیم که حتی خود ما هم عکسی از درد و غصه و مریضی‌هایمان را به اشتراک نگذاشته‌ایم. هر عکسی از ما ثبت شده است در حال خنده و خوشی بوده‌ایم. حتی اگر آن شادی مصنوعی باشد. پس نباید گمان کنیم تمام روزها و ساعات این افراد در همین عکس‌ها خلاصه شده‎‌‎اند. ما هیچ خبری از پشت صحنه آن عکس‌ها نداریم پس بهتر است به خودمان بگوییم که ظاهر زندگی افراد را، با باطن زندگی خودمان مقایسه نکنیم‎.‎ ‏ ۲ ـ ترس از شکست خوردن: اکثر مواقع ترسی که درون‎‌‎مان نفوذ کرده را تکریم می‌کنیم. به این معنی که هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهیم که با آن ترس روبرو شویم. اگر با ترسی که داریم روبرو شویم، متوجه می‌شویم که ترسش از مواجهه و انجام آن عمل بیشتر بوده است. اگر قدرت ریسک پذیری را در خود پرورش دهیم و به صورت عاقلانه با ترس‌های خود روبرو شویم از شکست نمی‌هراسیم. چون برای رسیدن به موفقیت از راه‌های میان‌بر زیادی استفاده می‌کنیم. اگر برای رسیدن به یک هدف با شکست و بن بستی روبرو شویم، خود را نمی‌بازیم و بار دیگر از راهی دیگر به آن هدف نزدیک می‌شویم. افرادی را به خاطر بیاورید که سال‌هاست پشت کنکور هستند و درس می‌خوانند تا به هدف دلخواه خود برسند. اگر یک سال در کنکور شکست خوردند عزم‌شان را جزم می‌کنند تا باز هم تلاش کنند. اکثر ناکامی‌ها و فرسودگی‌های ما از این جهت است که از شکست خوردن و بازنده شدن واهمه داریم. وقتی با آن مواجه می‌شویم تمام درهای دیگر را هم بسته می‌بینیم و برای رسیدن به پیشرفتی دیگر مسیر دیگری را انتخاب نمی‌کنیم.‎ این یک واقعیت طبیعی‌ است که غم و شادی در کنار هم باشند‎ ‏۳‏‎ ‎ ـ شفاف سازی معیارهای خود‎: یک روزی هم برویم با خودمان خلوت کنیم و از خودمان بپرسیم که واقعا تعریف ما از خوشبختی چیست؟ چه ملاک‌هایی از خوشبختی را امروز در زندگی خود به دست آورده‌ایم؟ به چه کسی بدبخت می‌گوییم؟ جنبه‌های مثبت و منفی زندگی ما چیست؟ ملاک خوشبختی را ثروت و مدرک دانشگاهی می‌دانیم یا حس ارزشمندی؟ چقدر برای خوشبختی خود تلاش کرده‌ایم؟ به چند نفر حس خوشبختی و خوشحالی داده‌ایم؟ بدبختی به معنای جیب خالی‌ست یا مغز خالی؟ خودمان را با یک چالش روبرو کنیم و از خودمان بخواهیم همه چیز را ایده‌آل گرا یا زیاد از حد تلخ و تاریک نبینیم.شاید واقعا ملاک و تعریف ما از خوشبختی غلط باشد و یک عمر اشتباهی خودمان را عذاب داده‌ایم‎.‎ ‏۴‏‎ ـ آرزوهای قابل دسترس و غیرفانتزی داشته باشید‎:‎ دوستی دارم که از بچگی آرزو دارد که فضانورد شود. همیشه خودش را در فضا و فلان سیاره تصور می‌کند. تا الان که بیست و چند سال سن دارد، نهایت رسیدن به آرزویش این بوده که کلاس‌های نجوم رفته و چندبار آسمان شب را رصد کرده‌است. همیشه هم از اینکه مثل انوشه انصاری نشده است می‌نالد و می‌گوید: «چقدر من بدبختم که یک‌بار به فضا نرفتم!». آرزو داشتن خوب است. اما اگر سمت آرزوهایی برویم که برآورده شدن‌شان تنها در خواب و رویا محقق می‌شود، باعث می‌شود دائم حس بدبختی و ناکامی کنیم که به آن‌ها نمی‌رسیم. اگر هم آرزوهای این چنینی دارید، آن را مبداء و مقصد زندگی‌تان ندانید که اگر رسیدن به آن را دور از ذهن و امکانات‌تان دیدید، افسرده و غمگین شوید‎.‎ ‏۵‏‎ـ بستن چشم‌مان بر روی حقایق‎: یک طنز تلخی بود که می‌گفت ما جماعت ایرانی زمانی‌که در مطب دکتری منتظر می‌مانیم، تا آن ‌وقتی‌که از مطب بیرون می‌زنیم در حال حساب کتاب این هستیم که ببینیم این دکتر روزی چقدر درآمد دارد! این مثال را به دیگر وجوه زندگی تعمیم دهید. همیشه وقتی موفقیت یک نفر را در زمینه‌ای می‌بینیم، هیچ‌گاه به این فکر نمی‌کنیم که آن فرد چقدر برای رسیدن به این موقعیت تلاش کرده‌است. همیشه به‌جای دیدن مسیر موفقیت، فقط نتیجه را می‌بینیم. همین باعث می‌شود خیال کنیم خوشبختی و موفقیت از آسمان در دامن یک فرد افتاده و هیچ تلاشی در این زمینه رخ نداده. بنابراین خودمان هم همیشه دنبال معجزه و معجون موفقیت می‌گردیم و اگر آن را پیدا نکردیم دائم دم از بدبختی و بدشانسی‌مان می‌زنیم.‏

more_vert 13 راه رسیدن به خوشبختی

ادامه مطلب

close13 راه رسیدن به خوشبختی

ما در دنیایی زندگی می کنیم که زمان بیشترین ارزش را دارد و شما با کمبود آن روبرو هستید. بنابراین، از آن عاقلانه استفاده کنید و در هر کاری که انجام می دهید شادمان باشید. چنانچه از انجام کارهایی که انجام می دهید شادمان نیستید، آنها را رها کنید. خوشبختیراه های رسیدن به خوشبختی:به یاد داشته باشید، هرچه شادمان تر و سالم تر باشید، ارزش بیشتری برای اطرافیان خود خواهید داشت. هیچ راه میانبری برای موفقیت وجود ندارد، ولی چند راهکار ساده وجود دارد که به شما در رسیدن به ارامش و خوشبختی کمک می کنند. خوشبختی چیست؟علاوه بر این، سن و مرحله رشدی که در آن به سر می بریم هم در نظر مان به خوشبختی دخیل است. برای یک نوجوان که به دنبال هویت و استقلال است، در مقایسه با یک شخص سال خورده که با تنهایی دست و پنجه نرم می کند، خوشبختی معنی و تعبیرهای مختلفی خواهد داشت. به طور کلی روانشناسان خوشبختی را یک وضعیت روحی روانی خاص می دانند که با حس خشنودی از زندگی، خوشحالی و لذت بردن از لحظات همراه است. و خوشبخت هم کسی است از شرایط موجود و آنچه که دارد، خشنودی کامل دارد. بنابراین بر اساس این تعریف ملاک، رضایت مندی انسان است و نه وضعیت یا شرایط محیطی خاص. رسیدن به خوشبختی 1- بگذارید و بگذریدهنگامی که فردی انتقاد نابه جایی از شما می کند یا صحبت ناخوشایندی به شما می زند، بهترین راه این است که آنرا فراموش کنید. این را در ذهن تان داشته باشید که گاهی حرف ها بی قصد و نیت قبلی و قلبی گفته می شوند؛ ولی اگر به نظرتان شخص مقابل تان با اگاهی کامل و نیت قلبی صحبت نامناسبی کرده باز به خاطر داشته باشید که شما با تمرین بخشش و فراموشی به شخصی قدرتمند تر بدل می شوید. درصورتی که ذهن تان را درگیر این بحث ها نگه دارید، انرژی منفی زیادی در وجودتان شکل می گیرد که به حس نفرت، کینه و حتی تصمیم انتقام جویی می رسد. این حس ها مانع درک خوشحالی هستند.   2- اختصاص دادن زمان برای لذت بردن از زندگیاز لحظه به لحظه زندگی خویش لذت ببرید و اتفاقات قشنگ کوچک مثل وزش در یک روز دارای نسیم خنک، تماشای غروب خورشید و گوش سپردن به صدای اواز پرنده ها را نادیده نگیرید.   3- با کسانی باشید که لب خند بر لب تان می آورندمطالعات نشان میدهند هنگامی که از همیشه خوشحال تریم که کنار کسانی باشیم که خوشحال هستند، به آن هایی بچسبید که شاد هستند و خوشحالی را به شما انتقال می دهند.   4- از تغییر استقبال کنیدحتی چنانچه احساس خوشایندی نداشته باشد، دوباره تغییر یکی از چیزهایی است که میتوانید به آن تکیه کنید. تغییر رخ خواهد داد، پس برای احتمال وقوع آن برنامه ریزی کنید و برای این تجربه آماده باشید.   5- بپذیرید که زندگی قطعیت نداردهر چیزی امکان دارد اتفاق بیفتد. درست هنگامی که فکر می کنید همه چیز دارید، ناگهان امکان دارد در عرض یک هفته از محل کارتان اخراج شوید، خانه تان را از دست بدهید، تصادف کنید یا حتی کشورتان درگیر جنگ شود. این چیزها سبب ناراحتی و افسردگی میشوند ، ولی نباید بگذارید این شرایط زیاد طول بکشد. همیشه ذهن خویش را آماده نگه دارید تا بتوانید این عدم قطعیت ها را به نفع خودتان تغییر بدهید. از هر اتفاق بدی میتوان بعنوان وسیله ای برای ایجاد اتفاق های خوب استفاده کرد. حتماً شما هم قصه آن دختر سوری را شنیده اید که اخیرا برای گریز از جنگ و رسیدن به اروپا چندین ساعت در آب های سرد شنا کرد و امسال موفق به کسب سهمیه المپیک سال ۲۰۱۶ در رشته ی شنا شد. 6- پس انداز کنیدچنانچه برای پیگیری کردن رویاهایتان لازم باشد به جای دیگری نقل مکان کنید یا ادامه تحصیل بدهید امکان دارد مجبور باشید کاری را آغاز کنید- هرکاری- تا بتوانید برای رویایتان پول پس‌انداز کنید. اولین قدم برای رسیدن به سعادت ماندگار!9 کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهدبه عنوان مثال باید چند سال کار کنید تا از درامد آن بتوانید برای تهیه ی وسیله ها کار هنریتان استفاده کنید. مشخص است که دلتان می خواهد از راه هنر پول دربیاورید، ولی اکنون نمی شود؛ هنوز استادکار نشده اید و شهرتی بدست نیاورده اید. پس یکی از کارهایی را که دوست دارید، انجام دهید تا هزینه ی رفتن به دنبال رویایتان تأمین شود.   7- اشتباهات خویش را ادامه ندهید و افراد دیگر را ببخشیدخشمگین بودن فردی که بر شما ظلم نموده را نمی کشد. به جای این که قلب خود را با نفرت پرکنید، ببخشید و اجازه بدهید برود. این شیوه ساده تر از چیزی است که فکر می کنید. اغلب اجازه دهید بروند تا قدرت شما بیش از گذشته شود.   8- به قبل برنگردیدراحت است که در گذشته ماند. آری، دشوار است که این روزها را فراموش کرد، مخصوصاً اگر در مورد تجربیات وحشتناک خودآگاه داشته باشید حتی اگر آن ها خوب باشند. اما باید به خاطر داشته باشید گذشته دوباره برنخواهد گشت. تمرکز کنید همین اکنون شادمان باشید و به آینده بهتر فکر کنید.   9- یاد گرفتن معذرت خواهیقبول مسوولیت همه انتخاب ها در طول زندگی، یکی از رازهای دستیابی به خوشبختی حقیقی است. درصورتی که مسوولیت خطاهای خودمان را نمی پذیریم و از افراد دیگر معذرت خواهی نمی کنیم، دائما خودمان را مورد قضاوت قرار می دهیم یا تحقیر می کنیم. درحالی که عذرخواهی، یکی از بهترین راهها برای قبول مسوولیت همه رفتارهای نادرست در مقابل دیگران است. این نکته مهم، توانایی ایجاد تغییر در زندگی را به شما یاد می دهد و حس خوشبختی را در شما تقویت می کند. 10- مشقت های زندگی را بپذیریدهیچ کدام از انسانها تحمل سختی ها و رنج ها را دوست ندارند و مدام تلاش و کوشش در دور شدن از آن ها را دارند ولی همانگونه که همه ما تجربه نموده ایم زندگی بدون درد و رنج امکان پذیر نیست و همه ما در دوره هایی از زندگی خویش باید متحمل سختی های گوناگونی شویم. ولی تنش و تحمل سختی ها برای رشد انسان امری ضروری است. در واقع هرچه بیشتر یاد بگیریم که از دشواری ها و سختی ها درس بگیریم، بیشتر به مفهوم حقیقی زندگی پی می بریم و بیشتر قدر خوشی ها و لحظات خوشحالی را درمی یابیم.البته لازمه زندگی، سود بردن از خوشی ها و نعمت های گوناگون و همینطور تحمل سختی هاست ولی در این بین رعایت اعتدال هم بسیار مهم است.   11- تفریح را در برنامه خویش بگنجانیدهمه ما دوست داریم به تفریحات برویم و سفرهای مختلفی انجام دهیم. سفر کردن و تفریح سبب کاهش اضطراب، افزایش خوشحالی و ایجاد تجربه های مختلف می شود. بنابراین با این موارد شما خوشبختی را تجربه می کنید. لازم نیست که تمام روز را به تفریحات و بازی اختصاص دهید، میتوانید برای اینکار در طول روز زمان کوتاهی را اختصاص دهید.   12- پیدا کردن دوستان حقیقیداشتن دوست سبب می شود شما در زندگی شادمان تر باشید و کم تر به طرف خاطره های ناگوار قبل رفته و افسردگی بگیرید. دوست داشتن سبب می شود شما از میزان استرس خویش بکاهید. علاوه بر اینها در افزایش طول عمر شما موثر است.   13- برای خودتان جشن بگیریدبر برنامه ریزی های خویش تأکید نکنید، بلکه هر لحظه از زندگی خویش را جشن بگیرید. جشنواره ها مدام برای دیدار با مردم و لحظات شاد برپا می شوند. استرس و هر مسئله دیگری را برای آن چند روز کنار بگذارید و با دوستان و خانواده خود از آن جشن لذت ببرید. تلاش کنید دستاوردهای خود و افرادی که به آنها اهمیت می دهید را جشن بگیرید. شکست، ناکامی و خسارات را حتی بیشتر جشن بگیرید. این به شما کمک می کند تا به سرعت حرکت کنید. از افرادی که به شما افکار منفی انتقال میدهند ، فاصله بگیرید.

more_vert کتاب «زندگی در دستان تو» دریچه‌ای به سوی رندگی توام با آرامش

ادامه مطلب

closeکتاب «زندگی در دستان تو» دریچه‌ای به سوی رندگی توام با آرامش

 « زندگی در دستان تو» عنوان کتابی است که به قلم «علیرضا طائی» به رشته تحریر در آمده و شامل آموزش مهارت‌های کشف معنای زندگی و ایجاد آرامش بیشتر در لحظه‌های زیست است. این کتاب ۱۳۹ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی نشر «دانش کیان» به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. قیمت هر جلد از این کتاب برای علاقه‌مندان به مطالعه ۲۵۰ هزار ریال است. مطالب این کتاب در قالب ۶ فصل ارایه شده که نیروی پنهان و درون، فلسفه زندگی، ضلع‌های زندگی و شناخت رسالت فردی، ویژگی افراد فاقد رسالت فردی، ماموریت هر انسان در جهان و مراحل پیاده‌سازی و کشف زوایای زندگی عناوین این فصول است. در فصل نخست این کتاب نویسنده کوشیده است تا معنای ندای درون را تعریف کرده و شمایی از خوشبختی واقعی را شرح دهد، ویژگی‌های بحران در زندگی را مطرح و پنج نشانه نادیده گرفتن ندای درون در مدیریت بحران‌ها را با مخاطب به اشتراک بگذارد. چگونگی فلسفه اصلی زندگی و راه رسیدن به آن، رازهایی برای رسیدن به حقیقت زندگی، دلیل طول عمر بالای ژاپنی‌ها و شناخت رسالت زندگی به عنوان نردبان خوشبختی محوریت مطالبی است که فصل دوم این کتاب را شامل می‌شود. در فصل سوم اضلاع زندگی بر مبنای شناخت رسالت فردی برای هر فرد، ارایه تعریف از مسیر عصبی و رد پای آن در جامعه شرح داده شده است. مشکلات و شرایطی که ممکن است برای افرادی که رسالت زندگی را درک نکرده‌اند پیش بیاید، موانع در راه گشایش معنوی و رشد درون، فواید درک معنای زندگی، چگونگی دستیابی به مراحل رشد درونی و رسالت انسان‌های خاص در زندگی محتوای فصل چهارم کتاب است. نویسنده در فصل پنجم کتاب ماموریت‌های انسان در جهان هستی را ارایه کرده و قانون دارما ، یک درصد و ۹۹ درصد، قانون پنج ثانیه و انواع طرز فکر و اثرات آن بر کیفیت رشد درون را با مخاطبان در میان گذاشته و در فصل ششم مراحل دستیابی به رشد درون را به تفضیل ارایه کرده است. در پیشگفتار این کتاب آمده است: زندگی سراسر فراز و نشیب و تجربیات است امنا هر فردی باید داستان خود را و رسالتی که به او نسبت داده شده به بهترین شکل انجام دهد و این کتاب می‌کوشد با پردازش به این مهم کمکی در راه جستجوی معنای زندگی باشد. انسان اعجوبه خلقت است و خدا برای هر انسان هدفی خاص و رسالتی ویژه در نظر گرفته است. در شرایط جامعه کنونی دقت و توجه بیشتر نسبت به آموزش مهارت‌ها و تکنیک‌های کاربردی با هدف آشنایی رسالت فردی و حل مسایل و مشکلات مورد نیاز است و خواندن این کتاب کمک می‌کند علاوه بر آشنایی با مهارت‌های کنترل قوای درونی به بهترین شکل ممکن سرنوشتی بهتر رقم بخورد.

more_vert کتاب راز خوشبختی همسران

ادامه مطلب

closeکتاب راز خوشبختی همسران

کتاب راز خوشبختی همسران به قلم ابراهیم خرمی، در دو بخش راهکارهایی را همراه با احادیث و روایات، به منظور بهبود زندگی زناشویی زوجین ارائه می‌دهد. افراد یک جامعه زمانی مى‌توانند داراى یک زندگى سعادتمندانه باشند که هر فردى همان‌طور که خود را نسبت به دیگران ذى‌حق مى‌داند و آنان را نسبت به انجام یا ترک بعضى کارها مسئول مى‌شناسد، براى دیگران نیز به گردن خود حقّى بداند و در مقابل جامعه و کارهایى که مى‌بایست صورت بگیرد یا ترک شود، او نیز مسئولیتى داشته باشد. زندگى در جامعه‌اى که بر مبناى تعادل نباشد و افراد آن نسبت به یکدیگر حقوق متقابل قائل نباشند؛ به یک زندگى حیوانى تبدیل خواهد شد که هیچ‌گونه ارتباط و همبستگى در میان افراد آن موجود نیست. با این حساب کانون خانواده که خود اجتماع کوچکى است؛ هیچ‌گاه بدون تعاون و مسئولیت دو جانبه و رعایت حقوق زن نسبت به شوهر و شوهر نسبت به زن، نمى‌تواند پابرجا بماند. اسلام براى همین منظور و برخلاف نظرهاى افراطى و تفریطى سایر ملل که درباره جنس زن ابراز مى‌نمایند؛ معتقد است کانون خانواده مانند سازمان و شرکتى است که هر کدام از زن و مرد در آن مسئولیت و وظیفه مخصوصى به عهده دارند. همان‌طور که زن نسبت به شوهر، خانه و خانواده مسئولیت و وظایقى به عهده دارد، شوهر نیز از طرف زن، حقوق و مسئولیت‌‌هایى به گردن دارد و بایستى آن‌ها را مراعات کند و گرنه توقعات او نسبت به زن بى‌مورد خواهد بود. در بخشی از کتاب راز خوشبختی همسران می‌خوانیم: شخصى در حجره خرابه‌اى منزل داشت و کتاب‌هاى خود را در گنجه‌اى در حجره گذارده بود. روزى متوجّه شد که گوشه بعضى از کتاب‌ها جویده شده است. دانست که موش در سوراخ گنجه لانه دارد و کتاب‌هاى او را مى‌جود، مراقبت کرد تا روزى موش را غافلگیر نموده و گرفت، نخى به دم موش بسته او را از میخ آویزان کرد. موش بنا کرد به جیرجیر کردن و ناله زدن، که ناگاه موش دیگرى از سوراخ بیرون آمد و در حالى که یک اشرفى به دندان خود گرفته بود، آمد و اشرفى را در مقابل شخص گذارده و به کنارى خزید، کنایه از اینکه این اشرفى خون‌بهاى همسر من است، آن را بردار و همسرم را آزاد کن. آن فرد از این جریان ذوق زده شده بود، قدرى مسامحه کرد ببیند عاقبت کار چه مى‌شود، دید موش مجددا به سوراخ رفت و باز هم یک اشرفى به دندان گرفته، آمد و آن را در کنار اشرفى دیگر گذارد و بعد به کنارى رفته منتظر ایستاد. مع‌الوصف باز آن شخص موش شکار شده را رها نکرد. موش چندین دفعه به سوراخ رفت و در هر نوبت یک اشرفى مى‌آورد و کنار اشرفى‌هاى قبلى مى‌گذاشت تا شماره آن‌ها به ده رسید، امّا موقعى که دید باز هم آن شخص حاضر نیست همسر او را رها کند؛ این دفعه رفت و یک کیسه خالى آورد و جلوى او گذاشت، یعنى اگر منتظر این هستى که باز هم برایت اشرفى بیاورم، بدان که اشرفى‌ها ته کشید، این هم کیسه خالى آن است که خدمت شما آورده‌ام. آن شخص بالاخره خون‌بها را گرفت و موش را آزاد کرد و بعد قصه را براى دیگران بازگو کرد. امّا فردا متوّجه شد که تمام افراد موش‌گیر شده و هر یک موشى را از دُم آویزان کرد. به امید آن که اشرفى به دست آوردند، ولى متأسفانه دیگر اشرفى در کار نبود. فهرست مطالببخش اول: راز خوشبختى زنانشوهردارىارزش شوهردارىحقوق شوهر1) اطاعت و فرمانبردارى2) امانت‌دارىامانت‌دارى زنقسم اولقسم دوّم3) تمکین4) تشریک1 کمک کردن به شوهر در امور معنوى و اخروى2 یارى‌کردن به شوهر در امور مادى و دنیوىراههاى شناخت شراکت زن با شوهر2) کم‌توقع باشدبخش دوم: راز خوشبختى مردانحقوق متقابل1) مشارکت (تعاون و همکارى)2) معاشرت3) احترام4) مسالمت5) ملاعبه و مجامعت6) آراستگى و نظافت7) ملاطفت، عفو و گذشت8) پرهیز از بهانه‌گیرى9) نفقهفهرست منابع

more_vert مقاله علمی و پژوهشی سعادت ذهنی به مثابه توسعه انسانی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی سعادت ذهنی به مثابه توسعه انسانی

مقاله علمی و پژوهشی" سعادت ذهنی به مثابه توسعه انسانی " مقاله ای است در 24 صفحه و 9 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات سعادت ذهنی به مثابه توسعه انسانی ، خوشبختی ، رضایتمندی ، ارزشهای جهانی ، کیفیت زندگی ، امنیت ، احساس سعادت ، نظریه اینگلهارت و خوش بینی مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert ‌اندیشه‌ورزی و خلاقیت

ادامه مطلب

close‌اندیشه‌ورزی و خلاقیت

 اندیشیدن، آغاز درد کشیدن و رنج بردن است؛ درد فهم و آگاهی، نخستین رنج و الم آدمی است، این رنج نشان و نماد گنج هستی ویژه و اثر ممتاز بشری است. لذت و الم در ساحت ‌اندیشه‌ورزی به هم تنیده شده‌اند. خوشبختی و موفقیت انسان در این رنج نهفته است. محمدعلی نویدی استاد دانشگاه، در یادداشتی در روزنامه همدلی نوشت: بدین سان، اندیشیدن، مبدأ و مصدر آفریدن و آفرینندگی است؛ یعنی، خلق و خلاقیت و ابتکار، «creativity-originality-invention» در مسیر زندگی، بدون تحمل اندیشیدن، ممکن نیست زیرا با اندیشیدن، تصورات نو و ایده‌های جدید و ارزش‌های بکر و در اصل، اثرهای تازه، ایجاد می‌شود. ‌اندیشه‌ورزی، راهی است که آدمی را از سطح و ساحت اشیا و اعیان عادی برمی‌کشد و بالا می‌برد و نقش و اثر انسانی وی را برجسته‌ می‌سازد. پس، اندیشیدن، بیرون جهیدن و خلق و ترقی کردن است. این امتیاز و فضیلت فقط از آن موجود آدمیست. اشیا و اعیان و موجودات و حیوانات در مرتبه‌ بی‌اندیشگی‌ می‌زیند. فقدان فرهنگ و تمدن و سمبل‌های توسعه و تعالی و فضیلت‌های انسانی، دلیل کافی برای این مطلب است. در مقابل ‌اندیشه‌ورزی، احساس گری و خیال بافی و غریزه‌ورزی است. بدین جهت، ‌اندیشه‌ورزی، پله پله با ابزار عقل راه رفتن و آفریدن و ترقی کردن است. درد اندیشیدن، همانند درد زایمان است؛ این درد را فقط مادر می‌فهمد. دردی که رنج و سختی با شادی و لذت قرین است. بنابراین، در هر ‌اندیشه‌ورزی اصیل و اثربخش، زایش و تولدی هست، رابطه ‌اندیشه‌ورزی و خلاقیت از همینجا نشأت‌ می‌گیرد. اندیشیدن«To think-speculate-cotemplate» خروج از دنیای بازی و بیهودگی و کودکانه و ابتری، به جهان اثری و اثرهاست. اندیشیدن، ارزش افزودن و ارتقا یافتن است و درجائی که ارزش‌ها و اثرها، افزون شوند و ارتقا یابند، اهداف بلند و متعالی خلق‌ می‌شوند و افق خوشبختی نمایان‌ می‌شود. در صحرا و کویر نابخردی، انتظار خلاقیت و گشایش و رهایش، نامعقول و بی‌معنی است. لذا، اهداف بلند و بزرگ زندگی و جوامع، با قدر و میزان ‌اندیشه‌ورزی آحاد و شهروندان آن، مرتبط و مناسب، است. دنیای آگاهی با دنیای جهالت یکسان نیست. جهان انسان، جهان آگاهی و مسئولیت است، مسئولیت در قبال خود، خانواده، جامعه، شهر، وطن و دنیا. بدون اندیشیدن، آگاهی تولید و خلق‌ نمی‌شود و بدون آگاهی، مسئولیت‌ها، محقق‌ نمی‌شود. دنیای مسئولیت، دنیای ‌اندیشه‌ورزی و خلاقیت اثر است. با خلاقیت، تغییر و تحول، امکان پذیر است. تغییر ریشه در طرز تفکر و گونه اندیشیدن ما دارد. بدون تغییرات اثربخش، امور زندگی‌ می‌لنگد و می‌گندد. بنابراین، ‌اندیشه‌ورزی، تلاش کاشفانه و خلاقانه و اثرمندانه است. اندیشیدن کشف و یافتن است، اندیشه‌گری، خلق آثار زندگی ساز است. پس، فضیلت اندیشیدن، برتری ممتاز آدمی است تا خلق اثر کند، اثرهای محمود و ستوده. اگر وارد ساحت ‌اندیشه‌ورزی نشویم، نفس ناطقه و مدرکه و مفکره، تجلی پیدا نمی‌کند و جان آدمی تبلور نمی‌یابد.باری، اندیشیدن و تفکر، بالاترین قوه نفس و جان و تن بشر است. با ‌اندیشه‌ورزی، حرکت علمی و عقلانی شروع‌ می‌شود و البته هر حرکتی تلاش و تقلا لازم دارد و زحمت‌ می‌طلبد اما، بدون حرکت آگاهانه و عقلانی، رکود و جمود سرتاسر هستی حیات بشری را فرا می‌گیرد. بدون حرکت عقلانی و علمی، زندگی‌ می‌میرد. پس، لازم است، انسان به هوش آید و بیدار شود و با فعالیت منظم و هدفمند ‌اندیشه‌ورزانه، راه زندگی را طی کند و رنج‌ها را بکاهد. اندیشیدن مبتنی بر تولید و خلق اثرهای نافع و سودمند، بیم و خوف را به تن و جان خریدن است. بیم اندیشگی، تنها خطر مولد مؤثر و مفید است. متضاد ‌اندیشه‌ورزی و تفکراثربخش، تخیل و تنبلی است. تنبلی، یعنی، از میدان آفرینندگی و خلاقیت فرار کردن و در کنج راحت طلبی خزیدن و منتظر خوشبختی انتزاعی بودن. اندیشیدن، تضرع جان‌هاست« نظامی، پنج گنج» تفکرها، تضرع‌های جان است. ‌اندیشه‌ورزی و خلاقیت، درهم تنیده‌اند و تاروپود زندگی را می‌سازند. بافتار و ساختار حیات بشری، به تحمل رنج و بیم ‌اندیشه‌ورزی بستگی دارد. هیچ اثر خالص و سازنده و صیقل دهنده در زندگی بدون ورود به قلمرو ‌اندیشه‌ورزی، حاصل آمدنی و محقق شدنی نیست.

more_vert کتاب «کابوس خوشبختی»سفری داستانی برای سه نسل

ادامه مطلب

closeکتاب «کابوس خوشبختی»سفری داستانی برای سه نسل

کتاب «کابوس خوشبختی» عنوان کتابی است به قلم «مهدی محمدی» که با روایتی داستانی کوشیده است چهره‌ای از زند'ی در سه نسل را در قاب ذهن خواننده قرار دهد. این کتاب ۱۳۶ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه از سوی انتشارات «نگارکمال» به چاپ رسیده و در اختیار علاقه‌مندان به مطالعه قرار گرفته است. قیمت هر جلد از این کتاب که در قطه رقعی به چاپ رسیده ۱۰ هزار تومان است. مطالب داستانی این کتاب سه فصل مجزا است که گام اول آن «سپیتا و سپندا» نام دارد با قلمی شیوا و جذاب ارایه شده و ویژگی مهم آن تصویرسازی قوی واژگانی است که نویسنده به خوبی از عهده آن برآمده است. روایت داستانی این بخش شرح ارتباط و کشش معنایی زندگی همراه با ژانری احساسی و عاشقانه است که در محیط یک روستا اتفاق می‌افتد و وقایع آن ماجراهای افرادی به نام سپیتا و سپندا است که تجربه خواندن آن برای هر علاقه‌مند به مطالعه متون داستانی جالب است. محوریت داستان بر حسادت است که موجب می‌شود زندگی سپیتا و سپندا با مشکلات جدی مواجه شود. نویسنده با شرح این داستان کوشیده به شکلی خلاقانه به معضلات پیدا و پنهان جامعه بپردازد و شاید بهترین مخاطبانش از سن ۱۰ تا ۱۵ سال باشند که می‌توانند از آن درس‌ بگیرند اما محتوای روایی آن برای والدین نیز آموزنده و مناسب است. سپیتا نامی ایرانی برای دختران به معنای پاکترین و سپیدترین و سپندا نیز اسمی برای پسران به معنای مقدس است و به صورت تعمدی در این داستان انتخاب شده‌ است. «تکرار اشتباه» و « جوجه رنگی عید» عناوین ۲ داستان بعدی این کتاب است که هر کدامشان به نوبه خود اثری خواندنی هستند. شاکله داستان «تکرار اشتباه »بر اندیشه‌های مخرب انفرادی است و مشکلاتی که ممکن است از این منظر در زندگی ایجاد کند . نویسنده در روایت این داستان آگاهانه و زیرکانه خزش به جلو دارد و کوشیده فضای زندگی را در ۲۰ سال بعد متاثر از اندیشه های امروز ترسیم کند. این داستان جذاب برای هر سنی مناسب است و ورودی آن زیا و دلچسب است آنجا که نویسنده می‌گوید: نزدیک نیمه‌های شب بود و هوا به‌قدری تاریک که از فاصله تیر برق چوبی روستا که زیرش ایستاده بودم تا تیر برق بعدی را نمی‌شد تشخیص داد. سرمای روزهای آخر پاییز تا مغز استخوان را می‌سوزاند و نم برف از سوراخ کفش‌های پاره‌ام روی انگشت پا احساس می‌شود، تا چشم کار می‌کند فقط برف است و برف و من به قاب زندگی کودکیم می‌روم که چهل و اندی سال قبل پشت پنجره ایستاده بودم و ریزش دانه‌های برف را نگاه می‌کردم. این داستان فراز و نشیب‌های زیادی دارد و نکنه مهم در مورد ان ارتباط معنایی است که به صورت پل هدفمند بین کودکی و شرایط کنونی زندگی قهرمان داستان وجود دارد. این داستان روایتی از زندگی سراسر ترس، توام با بیهودگی و وقت گذزرانی است که اثراتش بر شرایط حال نمایان و هوا است. نویسنده در داستان روایی سوم این کتاب برخلاف دو داستان قبل فضای لطیفی را ارایه می‌دهد و واقعیاتی از دنیای کودکی را در سایه خیال و بزرگنمایی آنچنان ظریف و جذاب پرورده که هیچ خواننده‌ای از تجربه آن پشیمان نمی‌شود. این داستان بیانگر دل‌مشغولی‌های کودکانه در آستانه سال نو است که فقط مختص کودکان نیست بلکه بزرگترها نیز با مرور و حس درونی آن سرخوش می‌شوند.

more_vert کتاب رد پای مهربانی

ادامه مطلب

closeکتاب رد پای مهربانی

 ارزش‌ها و نکات آموزشی و تربیتی برای کودکان در قالب داستان‎هایی از ملل مختلف در کتابی به نام «رد پای مهربانی» توسط مریم صبحی گردآمده و این روزها پایش به قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها بازشده است. عشق و زمان، رنگ دوستی، مرد سنگتراش، ثروت، موفقیت و عشق، گفتگوی نوزاد با خدا، درخت سیب کشاورز، کتاب، مرکب و پر، داستان کوهستان، پیرزنی درماه، راه حل واقعی مشکلات، ماسه و سنگ، زیباترین قلب، مهربانی، خالق رنگین کمان، مردم فقیر چگونه زندگی می‌کنند؟ از جمله عنوان‌ داستان‌هایی است که در کتاب «رد پای مهربانی» آورده شده است. این کتاب دو زبانه که توسط مریم صبحی گردآوری و ترجمه شده است، توسط انتشارات راز نهان تهران منتشر و دی ۹۸ در هفدهمین نمایشگاه کتاب سمنان رونمایی و وارد بازار شد. کتاب «رد پای مهربانی» ۱۱۰ صفحه‌ای حاوی ۱۶ داستان کوتاه است که ابزاری کارآمد را در اختیار پدران و مادران برای آشناساختن کودکان با مفاهیم مهم زندگی و ارزش ها قرار می‌دهد. مجموعه داستان‌های کتاب از مطالعه و جمع‌آوری داستان‌هایی از ملل مختلف پدید آمده که خود حاوی دو نکته است، نخست آنکه مفاهیم والای اخلاقی و ارزش‌ها برای همه انسان‌ها در دنیا فارغ از رنگ و نژاد و ملیت ارزشمند است و دیگر آن که روش مورد نظر به عنوان یک شیوه مؤثر و موفق برای آموزش کودکان در دیگر کشورها تجربه و مطرح شده است. نویسنده کتاب در پشگفتار آورده است: در طی سال های متوالی که در عرصه روان شناسی و مسائل تربیتی کودک و نوجوانان به تحصیل و فعالیت مشغول بوده ام شیوه های متفاوتی را برای آموزش مفاهیم، پرورش خلاقیت، و تقویت ارزش های اخلاقی و حس زیبایی شناسی به کودکان مطالعه و بررسی کرده‌ام. نویسنده ادامه می‌دهد: به جرات می توان گفت یکی از مؤثرترین روش های آموزش این ارزش ها نه در قالب یک گفت و گوی مستقیم به کودک، بلکه در قالب داستان و قصه می تواند تجلی پیدا کند که در آن کودک به واسطه همذات - پنداری با شخصیت های عناصر، اتفاقات و نتایج داستان را بخشی از تجربه شخصی خود تلقی می کند و از محتوای داستان تأثیر می پذیرد. این همذات پنداری از شاخص های روان شناسی کودک است که از قوه تخیل بسیار بالای آنها نشات می گیرد. بخشی از کتاب گفت و گوی نوزاد با خدا/ نوزادی از خدا پرسید: «می‌گویند فردا مرا به زمین خواهی فرستاد. من به این کوچکی و بیچارگی، چطور می‌توانم آنجا دوام بیاورم؟» خدا پاسخ داد: «فرشته مهربانی در انتظار توست و مراقب تو خواهد بود». کودک اندکی بعد دوباره پرسید: «اما آخر چرا؟ من که این جا در بهشت احساس خوشبختی می‌کنم و کاری غیر از آواز خواندن و خندیدن ندارم» خدا گفت:« فرشته‌ات برایت آواز خواهد خواند و لبخند خواهد زد و وقتی عشق فرشته مهربان را ببینی احساس خوشبختی خواهی کرد». کودک دوباره پرسید: «چطور می توانم حرف مردم را بفهمم؟ من که زبانشان را بلد نیستم». خدا گفت: «فرشته‌ات زیباترین و شیرین ترین واژه‌ها را به تو خواهد گفت و با صبر و حوصله به تو یاد خواهد داد که چطور صحبت کنی». کودک با عجله از خدا پرسید: « حالا که قرار است اینجا را ترک کنم لطفا نام فرشته ام را به من بگو.» خدا گفت: « به او می گویند...مادر»

more_vert با ترک این رفتارهای مخرب به آرامش و خوشبختی نزدیک می شوید

ادامه مطلب

closeبا ترک این رفتارهای مخرب به آرامش و خوشبختی نزدیک می شوید

تا به حال به این فکر کرده اید که اگر می توانستیم ذهنمان را از افکار و رفتارهای مخرب پاک کنیم چقدر سالم تر، خوشحال تر و آرام تر زندگی می کردیم؟ همین حالا شروع کنید و با ترک این رفتارها، گامی به سوی خوشبختی بردارید. ۱ ) مقایسه چه زمانی می توانید دست از مقایسه ی زندگی خود با دیگران بردارید؟ وقتی فاصله ی خالی بین خود و دیگران را پر کنید. این یعنی به جای اینکه باطن زندگی تان را با ظاهر زندگی بقیه مقایسه کنید، دست از این رفتارهای مخرب بکشید. همواره به یک سال گذشته خودتان نگاه کنید و ببینید که کجا بودید و حال چقدر پیشرفت کرده اید. در یک سال گذشته چقدر مطلب جدید یاد گرفته اید و چقدر به جلو حرکت کرده اید و چه قدر دیگر باید جلو بروید. فقط روی زندگی خودتان تمرکز کنید. ۲ ) خستگی چرا همیشه خسته هستم؟ این یکی از شایع ترین رفتارهای بد است. شب ها زودتر بخوابید. دوش بگیرید. کتاب بخوانید. شبها به جای پرسه زدن در شبکه های اجتماعی موسیقی آرامش بخش گوش کنید. لباس های صبح فردا و صبحانه را حاضر کنید تا صبح استرس نداشته باشید و از این قبیل کارهای ساده که به زندگی نظم می بخشد. استراحت کافی واقعا موضوع پیچیده ای نیست که از پس آن بر نیایید. ۳ ) بهانه همه ی چیزهایی که همواره در زندگی خواسته اید، پشت بهانه هایی که برای نرسیدن به آن ها گرفته اید پنهان شده اند. تا به حال به خود گفته اید چه چیزهایی را نمی توانید داشته باشید؟ شغل خوب؟ رابطه ی راضی کننده؟ پول کافی؟ بدن سالم ؟ آیا این از رفتارهای مخرب و آسیب زننده نیست؟ از خود بپرسید : آیا ممکن است من در مورد رسیدن به این خواسته ام اشتباه فکر کنم؟ به دیگرانی که چیزهایی که شما می خواستید به دست آورده اند، نگاه کنید. نه با نگاه مقایسه ای، بلکه با نگاه موشکافانه، ببینید چه کرده اند. آیا این به آن معنی نیست که چیزهایی که می خواهید دست یافتنی هستند؟ ۴ ) احساس گناه احساس گناه کشنده است. همچنین نشان می دهد که در گذشته زندگی می کنید. احساس گناه یکی از ناسالم ترین، مخرب ترین و ناراحت ترین احساساتی است که می توانید داشته باشید. نباید به رفتارهای مخرب مثل احساس گناه فضای فکری و ذهنی لازم را بدهید تا از شرش خلاص شوید. ۵ ) پیشیمانی همواره به خاطر داشته باشید که در هر زمانی، شما با توجه به دانش و منابعی که در اختیار داشته اید تلاش کردید که بهترین تصمیم را اتخاذ کنید. این کاری است که تمام آدم ها انجام می دهند. پس به خودتان سخت نگیرید. شاید حتی لازم باشد خود را ببخشید. ۶ ) کینه اگر برای مدت زیادی کینه ای از شخصی به دل گرفته اید، و احساس می کنید که نمی توانید آن شخص را ببخشید، هیچ اشکالی ندارد. گاهی بخشیدن بسیار سخت است. اما کاری که باید بکنید این است که آن شخص یا اشخاص را به کل از زندگی خود و از ذهنتان بیرون کنید. اگر به کسی فکر نکنید، به یاد خشم و ناراحتی تان از آن شخص نخواهید افتاد! ۷) آشفتگی و به هم ریختگی آشفتگی و انباشتگی یکی دیگر از آن رفتارهای مخرب و بیهوده است. لباس هایی که نمی پوشید را به خیریه بدهید. کمد هایتان را وارسی کنید و هر چیز اضافه را دور بریزید یا حتما استفاده کنید. کشو های لوازم آرایش و خرده ریزه ها، قفسه های حمام، کتاب خانه، ایمیل ها، هارد دیسک و حافظه ی کامپیوتر و حتی اپلیکیشن های روی موبایلتان را چک کنید و هر آنچه به کار نمی آید را سریعا حذف کنید. به یاد داشته باشید همه ی رفتارهای مخرب ما تکرار می شوند و قدرت تخریب گر خود را در طول زندگی حفظ می کنند، مگر اینکه ما مستقیم به سراغشان برویم، آن ها را درست ببینیم و بشناسیم و سعی کنیم هر چه سریع تر از شرشان راحت شویم. منبع: بانوی شهر

more_vert مهارت های مورد نیاز زندگی سالم

ادامه مطلب

closeمهارت های مورد نیاز زندگی سالم

چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد.هدف اصلی زندگی همه آدم ها روی کره زمین، رسیدن به تعادل، آرامش و خوشبختی است، اما به دلیل تفاوت های فردی چه از نظر آموزش های عمومی مثل مدرسه و رسانه ها و آموزش های اکتسابی مثل کلاس های مختلف و مطالعه کتب و چه از منظر وضعیت هیجانی و عاطفی و روانی افراد و موقعیت های مختلف و تفاوت در فرهنگ، همه خانواده ها به یک درجه و میزان خوشبختی را تجربه نمی کنند و در این جریان نیز، خانواده های فراوانی هستند که به ندرت تعادل و نهایتاً خوشبختی را تجربه می کنند. لذا اینگونه خانواده ها باید قبل از پرداختن به آخرین راه حل که متاسفانه برای خیلی ها طلاق و جدایی اولین راه حل ، می باشد، بتوانند مهارت های اجتماعی و مهارت های مقابله با اختلافات زناشویی و تعارض و... را کسب کنند که در جهت اصلاح ساختار موجود از دانش، تجربه و تبحر بیشتری برخوردار گردند. عمده ترین مهارت های مقابله با اختلافات در روابط زناشویی: - مشخص کردن هدف در یک رابطه نزدیک صمیمی - ارزیابی میزان رضایت از خود - مسئولیت پذیری فعالانه - ارزیابی انتظارات از خود و همسرتان - حساس بودن نسبت به حوزه های مطلوب تغییر - تمرین تحمل کردن (بردباری) - ایجاد تعادل بین اعمال مثبت و منفی شریک زندگی خود - شناخت حقوق خود برای تعیین نیازها - غلبه بر حسادت - ارتباط و مذاکره - خوشبین بودن در قضاوت نسبت به دیگران - اجتناب از سرزنش کردن و تفکر منفی چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد فن رفع تعارض و دلخوری در روابط زناشویی شما از همسرتان دلگیر هستید، حرفی پیش آمده و یا اتفاقی افتاده، می توانید تا از در نیامده و لباس عوض نکرده و تا وقتی خسته از کار روزانه است، همه حرفهایی را که از صبح در ذهنتان مرور کردید را یک دفعه به شوهرتان شلیک کنید، او هم غافلگیر می شود و ماشاءا... کم هم نمی آورد و او هم با نامهربانی با شما برخورد می کند، تمام شد، هم حقتان را نگرفتید، هم دو تا خوردید و هم شب و احتمالا فردایتان هم خراب شد. آقایان هم همینطور، وقتی که از خانمتان عصبانی هستید و می بینید که او خسته و یا مشغول انجام کاری است، چرا سر حرف را باز می کنید که یک هو عصبانی شود؟ اصلا چرا از محل کارتان به او زنگ می زنید و ناراحتیتان را مستقیما می گویید و بعد منتظر پاسخش نمی شوید و با بهانه این که کار دارید گوشی را قطع می کنید؟ فقط می خواستید آرامش او را تا بعد از ظهر که به منزل می روید به هم بزنید؟ نتیجه این سلب آرامش همسرتان ، سلب آرامش شما و فرزندان هم هست! چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد. مراحل مناسب حل اختلاف میان زوجین - ابتدا محل و زمان گفتگو مهم است، هر دو شاد و آرام باشند، خسته نباشند، در حضور بچه ها و دیگر اعضای خانواده نباشد، کار به خصوصی نداشته باشند و ... - پیش از طرح موضوع، ابتدا عین موضوع را روی کاغذ نوشته و سهم خود را در پیشامد مربوطه مشخص می کنیم، نوشتن ماجرا باعث آرامش روانی می شود و به فرد کمک می کند، موضوع را بهتر بشناسد. - پیش از صحبت کردن، سعی کنید خود را به جای همسرتان (طرف مقابل) قرار دهید. - پیش از صحبت کردن با همسر، هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا یا وارونه شده و یا شاخ و برگ می گیرد. - در ابتدا تأکید کنید که مقصود از طرح موضوع اختلاف، رسیدن به تفاهم و رفع مشکل است. - تأکید کنید شاید اصل ماجرا، یک سوء تفاهم باشد و قصد دارید آن را رفع کنید. - سعی کنید از نکات مثبت کارهای اخیر او و یا آنچه از او پسندیده اید، ذکر کنید تا فضا صمیمی تر گردد. - لحن دوستانه و مهربانانه داشته باشید و سعی کنید در طول گفتگو به هیچ وجه خشمگین نشوید و بر رفتار خود مسلط باشید. - تأکید کنید ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و تقصیرهای خود را نیز بر زبان بیاورید تا او به اشتباهاتش پی ببرد. - سعی کنید از کنایه، زخم زبان، تحقیر و تمسخر استفاده نکنید. گفتگوی خوب، صحبتی بدون تهدید، ترس، وحشت و... می باشد. - مقایسه نکردن همسر (طرف مقابل)، با دیگران و ذکر نکردن مزیت دیگران، مقایسه رفتار خوب با رفتار نامناسب او انجام شود یعنی مقایسه بین رفتارهای مثبت و منفی شخص باشد و نه رفتارهای او با دیگران. - از دلخوری ها و رنجش های کوچک شروع کنید و از گذشته دور، یاد نکنید. - به زمان حال و همین مکان توجه کنید (اینجا و اکنون). منبع: تبیان

more_vert کتاب موفقیت‌های نامرئی

ادامه مطلب

closeکتاب موفقیت‌های نامرئی

کتاب موفقیت‌های نامرئی نوشته مهدی رابطی، به شما کمک می‌کند تا مسیر موفقیت را در پیش بگیرید و به تمامی اهداف و رویاهایتان در زندگی دست پیدا کنید. گاهی برای رسیدن به موفقیت فقط به یک مهارت دیگر نیاز دارید. این کتاب به شما کمک می‌کند تا آن مهارت را به سرعت پیدا کنید. تمام خواسته‌ شما از زندگی این است که حال بهتری داشته باشید. پس باید به یک سؤال اساسی پاسخ بدهید: چطور حالم بهتر از قبل می‌شود؟ اگر شغلی دارید که با مردم سروکار دارد، اگر در میان خانواده‌اید، اگر کار گروهی انجام می‌دهید، اگر کار انفرادی انجام می‌دهید ولی با خود کنار نمی‌آیید، اگر مدیریت سازمانی را بر عهده دارید، اگر می‌خواهید به خواستگاری بروید، اما پولی در بساط ندارید، اگر می‌خواهید پسر موردعلاقه‌تان به خواستگاری‌تان بیاید و حتی اگر نمی‌دانید از زندگی چه می‌خواهید، با به کارگیری آموزش‌های گنجانده شده در کتاب موفقیت‌های نامرئی (Invisible Successes) می‌توانید زندگی‌تان را متفاوت کنید. مهدی رابطی می‌گوید این کتاب را برای آن‌هایی که به حس خود اهمیت می‌دهند و زندگی پرمشغله‌ای دارند نوشته‌ است، تا بتوانند هر بار به آن رجوع کنند و از میان شیوه‌ها و شگردهای ارائه شده در این کتاب آنچه را با شرایط شما مطابقت دارد انتخاب و با به‌کارگیری آن، زندگی خود را مدیریت کنند و نتیجه دلخواهشان را به دست آورند. روش‌ها و راهکارهای عملی و آزمایش شده در این کتاب بسیار شبیه به یک سمینار حرفه‌ای موفقیت است که با همدل ‌ساختن شما شروع می‌شود و در ادامه ضرورت مطالب ذکر می‌شود و در انتهای هر مبحث، با دادن تمرین و کار عملی، که خلاصه‌ای از درس در آن نهفته است، به پایان می‌رسد. برای اینکه بیشترین بهره را از این کتاب ببرید، آن را از اول تا آخر و واو به واو به دقت بخوانید؛ بعد به آن بخش که بیشترین کمک را به شما کرده رجوع کنید و آن را مجدداً بخوانید. در این میان، می‌توانید دوباره به تمرین‌ها رجوع کنید و جواب دقیق‌تری به آن‌ها بدهید؛ زیرا تمرین‌ها طوری طراحی شده که هر بار جواب شما می‌تواند از جواب قبلی‌ دقیق‌تر و صحیح‌تر شود و ظرافت‌های بیشتری را دربرگیرد. این کتاب شما را با ابزارها و راهکارها و شیوه‌هایی آشنا می‌کند که بتوانید از آن‌ها برای غلبه بر ضعف‌ها و فشارهای روحی‌تان استفاده کنید. ابتدا می‌توانید عامل این فشارها را شناسایی کنید و سپس با به‌کارگیری تمرین‌های عملی و کاربردی ارائه شده می‌توانید توانایی خود را ارتقا ببخشید و خود را قوی کنید و از آن موقعیت‌ها بیرون بکشید. خواندن کتاب موفقیت‌های نامرئی به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟ این کتاب برای کسانی نوشته شده است که برای رسیدن به خوشبختی در پی راهی جدیدند و مشتاقند سریع‌تر آن را بیابند و زندگی جدیدی را برای خود رقم بزنند. این اثر برای افرادی است که جزء برترین‌ها و نفرات اول هر گروهی هستند که در آن قرار می‌گیرند یا می‌خواهند جزء بهترین‌ها باشند. در حقیقت برای ستارگان موفق امروز و فردا نوشته شده است. در بخشی از کتاب موفقیت‌های نامرئی می‌خوانیم: یادتان باشد، از همان بدو تولد، ماشین رنج و لذت ما را به هر جا که خواسته برده است. اگر کمی دقت و تفکر کنید، می‌توانید به شیوۀ عملکردش و تأثیری که روی شما می‌گذارد پی ببرید. خاطرات خود را مرور کنید. در مهم‌ترین اتفاقات زندگی خود دقیق شوید؛ ببینید آیا از تصمیماتی که تا به حال گرفته‌اید منصرف شده‌اید یا مصمم به انجام آنید. دقت کنید که این خاطرات و اتفاقات چه حس‌هایی را در شما زنده می‌کند. افراد، اشیا، اتفاقات، خاطرات و... زمانی مهم‌اند که بار احساسی داشته باشند. حسی را که به آن‌ها دارید مدنظر قرار دهید. خط فکری را نیز فراموش نکنید. به دنبال حسی خاص باشید. حسی که آن خاطره را برجسته و پررنگ کرده است. حسی که باعث اثرگذاری آن خاطره در زندگی شما شده است. بسیار تأکید می‌کنم که لازمۀ رانندگی با این ماشین این است که متمرکز و متفکر باشید؛ یعنی حتی لحظه‌ای هم فرمان را رها نکنید. حال جدول 1 را پر کنید یا جدولی شبیه به آن در دفتر خود بکشید و در ستون اول آن اسم افراد، شرح اتفاقاتی را که به هر نحوی در زندگی شما مؤثر بوده است بنویسید. در ستون دوم جدول چرایی مهم و مؤثر بودن آن را بنویسید. در ستون سوم مثبت یا منفی بودن حسی را که در شما ایجاد می‌کند یادداشت کنید و در ستون چهارم تأثیری را که آن شخص یا اتفاق در زندگی شما داشته است بنویسید و در ستون آخر مثبت یا منفی بودن این تأثیر را بنویسید. یکی از مهم‌ترین شروط این است که همین حالا شروع کنید. ده دقیقۀ بعد، کار سخت‌تر خواهد شد. بیست دقیقۀ بعد خیلی سخت‌تر و فردا تقریباً غیرممکن است. دقت را فراموش نکنید. کار را همین حالا شروع کنید، هرچند با اقدامی کوچک مثل فکرکردن، ولی دقیق و متمرکز باشید. فهرست مطالبپیش‌سخنسخنی با خوانندهفصل اول:خوشبختی کجاست؟بخش اول: چگونه خوشبختی به سراغم آمد؟داستان افسردگی مناولین نشانۀ کائناتدومین نشانۀ کائناتسومین نشانۀ کائناتملاقات با افراد موفقبخش دوم: چگونه در مسیر خوشبختی قدم برداریم؟راز خوشبختیانسان‌های ضعیف و درمانده چگونه رفتار می‌کنند؟به چه کسانی انسان‌های فراموفق می‌گویند؟بخش سوم: ابزارهای دست‌یابی به موفقیت1. دقت و توجه2. قلم و کاغذ3. خط فکری متفاوتآشنایی با ماشین سرنوشتپرسش اول: چرا جراح قلب از عمل جراحی منصرف می‌شود؟پرسش دوم: چرا بازاریاب خجالتی استعفا می‌دهد؟فصل دوم: موقعیت‌هابخش اول: شرح و بررسی موقعیت اول: حس بد - نتیجۀ بد (منفی منفی)انسان‌های بیچارهمدیریت افرادی که در موقعیت اول قرار دارندچگونه از موقعیت اول رها شویم؟پرسش سوم: راهکار مهمان‌پذیر کارکشته در برخورد با مشتری بدقلق چیست؟پرسش چهارم: با برادر بدقول چگونه رفتار کنیم؟بخش دوم: شرح و بررسی موقعیت دوم: حس خوب - نتیجۀ بد (مثبت منفی)مدیریت افرادی که در موقعیت دوم قرار دارند1. استفاده از فن داستان‌گویی2. استفاده از فن دادن آمار و اطلاعات توجه‌برانگیز3. استفاده از فن سؤال کردنچرا انسان‌های خوشبخت و موفق با دیگران متفاوت‌اند؟بخش سوم: شرح و بررسی موقعیت سوم: حس بد - نتیجۀ خوب (منفی مثبت)فرمول‌های کشف رسالتملاقات با شاکیِ درونملاقات با کودک درونملاقات با استاد درونمنظور از رسالت چیست؟مدیریت افرادی که در موقعیت سوم قرار دارندپرسش پنجم: چگونه کارمندان شاکی را آرام کنیم؟بخش چهارم: شرح و بررسی موقعیت چهارم: حس خوب - نتیجۀ خوب (مثبت مثبت)مدیریت افرادی که در موقعیت چهارم قرار دارندفصل سوم: اقدامبخش اول: خارج شدن از موقعیت اولبخش دوم: خارج شدن از موقعیت دومچطور می‌توانید نگرشتان را تغییر دهید؟بخش سوم: خارج‌شدن از موقعیت سومبخش چهارم: قرارگیری در موقعیت چهارمفصل چهارم: سخن پایانیفصل پنجم: پاسخ پرسش‌های مطرح‌شده در کتابپاسخ پرسش اول: چرا جراح قلب از عمل جراحی انصراف می‌دهد؟پاسخ پرسش دوم: چرا بازاریاب خجالتی استعفا می‌دهد؟پاسخ پرسش سوم: راهکار مهمان‌پذیر کارکشته در برخورد با مشتری بدقلق چیست؟پاسخ پرسش چهارم: با برادر بدقول چگونه رفتار کنیم؟پاسخ پرسش پنجم: چگونه کارمندان شاکی را آرام کنیم؟

more_vert خصوصیات افراد خوشبخت

ادامه مطلب

closeخصوصیات افراد خوشبخت

خوشبخت واقعی کیست؟ رابرت والدینگر (Robert Waldinger) روانپزشک و مدیر پژوهش "رشد و تکامل بزرگسالان" در هاروارد است. این پژوهش یکی از طولانیترین و کاملترین پژوهشهاست که تا کنون بر روی زندگی افراد بزرگسال انجام شده است. والدینگر چند راز خوشبختی را که در مطالعه اخیر به آن دست یافته اند، برای ما توضیح میدهد. این پژوهش دو گروه مرد سفید پوست را به مدت 75 سال تحت مطالعه قرار داده است. این پژوهش از سال 1938 آغاز شده است. این دو گروه عبارتند از: -268 دانشجوی سال دوم هاروارد به عنوان بخشی از پژوهشی تحت عنوان گرانت ( Grant Study ) ( این پژوهش بخشی از همان پژوهش اصلی یعنی رشد و تکامل بزرگسالان بود)که توسط روانپزشک هاروارد جورج والیانت ( George Vaillant ) هدایت می شدند. -456 پسر 12 تا 16 ساله که در بوستون بزرگ شده بودند، به عنوان بخشی از پژوهشی تحت عنوان گلوئک ( Glueck Study ) که توسط پروفسور دانشکده حقوق هاروارد شلدون گلوئک ( Sheldon انجام شد. این محققان زندگی آقایان را در زمینه های کیفیت ازدواجشان، رضایت شغلی و فعالیتهای اجتماعی شان هر دو سال یکبار بررسی کردند و وضعیت سلامت فیزیکی آنها را هر 5 سال یک بار بررسی و ثبت میکردند، که از جمله این موارد رادیوگرافی قفسه سینه، آزمایش خون، آزمایش ادرار و پژواک نگاری قلب ( روشی غیر تهاجمی است که، با استفاده از امواج صوتی، ساختمان داخلی قلب به تصویر کشیده شده و در حقیقت به عنوان استاندارد تشخیص بیماری‌های قلبی تلقی می‌شود) بود. یک یافته مهم از این مطالعات به دست آمد: رابطه خوب ما را سالمتر و خوشبختر نگه می دارد. دکتر والدینگر به سه کلید اصلی خوشبختی اشاره میکند: 1- روابط نزدیک و صمیمانه در هر دو گروه تحت پژوهش هاروارد، مردانی که با خانواده، دوستان و یا اطرافیانشان رابطه صمیمانه ای داشتند، شادتر و سالمتر از افرادی بودند که خود را کمتر اجتماعی میدانستند. همچنین این افراد طول عمر بیشتری نیز داشتند. در حالی که افراد تنها تر، کمتر شاد بودند. همچنین سلامت روانی و فیزیکی افراد تنها تر نیز ضعیف تر بود.یک بازبینی در 2014 از چند ده مطالعه منتشر شده در نشریه Social and Personality Psychology Compass، نشان داد که تنهایی بر عملکرد روانی، خواب و سلامتی تاثیر میگذارد که این فاکتورها به نوبه خود خطر بیماری و مرگ را افزایش میدهند. 2- کیفیت روابط (نه کمیت) تنها ارتباط داشتن اهمیت ندارد. زوجهای متاهل که دائما در کشمکش و دعوا هستند و علاقه کمی به هم دارند (که مولفان این مقاله به عنوان ازدواج پرتعارض از آن یاد میکنند)، کمتر از افرادی که هرگز ازدواج نکرده اند، شاد بودند. با این حال به نظر می رسد، تاثیر کیفیت ارتباط تا حدی به سن بستگی دارد. یک مقاله در سال 2015 در نشریه Psychology and Aging منتشر شد که به مدت سی سال زندگی شرکت کنندگانش را دنبال کرده بود و به این نتیجه رسیده بود که، در واقع تعداد روابط برای افرادی که در دهه بیست زندگی خود قرار دارند اهمیت بیشتری دارد، اما کیفیت روابط در دهه سی زندگی تاثیر بیشتری بر سلامت روانشناختی و اجتماعی فرد میگذارد. 3- ازدواج باثبات و حمایتگرانه ارتباط اجتماعی با دیگران نه تنها برای سلامت فیزیکی خوب است، بلکه به دفع مشکلات روانی نیز کمک میکند. افرادی که بدون جدایی و طلاق و یا مشکلات جدی، تا سن 50 سالگی متاهل مانده بودند، نسبت به افراد دیگر عملکرد بهتری در آزمونهای حافظه داشتند. تحقیقات دیگر نیز این یافته ها را تایید می کنند. پژوهشی در 2013 در نشریه PLOS ONE منتشر شد که نشان میدهد، ازدواج از جمله فاکتورهایی است که با کاهش خطر اختلال خفیف شناختی و زوال عقل همراه است. همه این یافته ها نشان میدهند که، روابط قوی و مستحکم برای سلامت ما ضروری است. اجتماع تاکید زیادی بر ثروت و کار و تلاش دارد، اما در این 75 سال تحقیقات ما مشخص شد که، خوشبخت ترین افراد کسانی بودند که به روابط با خانواده، دوستان و اجتماع اهمیت بیشتری می دادند. منبع: سیمرغ

more_vert بدون پول هم شاد باشید!

ادامه مطلب

closeبدون پول هم شاد باشید!

تا به حال چقدر برای شادبودن یا شادتر بودن پول خرج کرده اید؟ چقدر هزینه کرده اید تا با سفر رفتن، خرید کردن، انتخاب یک ماشین جدید، رفتن به یک رستوران لوکس و... خودتان یا اطرافیانتان را خوشحال کنید؟ نتیجه هم گرفته اید؟ قطعا جوابتان مثبت است ولی تا کی می شود برای شادبودن به مادیات تکیه کرد؟ اصلا مگر قرار است همیشه شادبودن را بخریم؟ یعنی نمی شود‌ با تغییرات نسبتا کوچک و کم خرج لبخند به لب شد و احساس نشاط و آرامش کرد؟ این بار قصد داریم یک روش آسان، کم خرج و قابل دسترس را به شما معرفی کنیم تا شادبودن را بدون مادیات تجربه کنید. روشی که به پشتوانه تایید مطالعات بین المللی می تواند رنگ شادی را به زندگی مان بپاشد و روحیه مان را بهتر کند. بیشتر بخشنده باشید! داشتن رفتار مصالحه‌آمیز با دیگران می‌تواند به شما در درک و کاهش احساس نگرانی و ناتوانی کمک کند. بخشیدن خطای دیگران حتی می‌تواند تا ۲۵ درصد استرس‌هایتان را کاهش دهد. بنابراین چطور به خود اجازه می ‌دهید که عصبانی شوید و به دیگران پرخاش کنید؟ سعی کنید رفتارهای خوب دیگران را به خاطر بیاورید و به درخواست عذرخواهی ‌شان توجه کنید. بنابراین اگر در فکرتان دچار تردید شدید تصمیم بگیرید او را ببخشید؛ با این کار به خود نیز هدیه‌ای بزرگ می‌ دهید؛ احساس شادی در زندگی! افکار و اندیشه‌های مثبت داشته باشید بعضی‌ها می ‌گویند اتفاقات خوب، برای بهترین‌ها می ‌افتد. اما بعضی دیگر می ‌گویند: بعضی از مردم قادرند بهترین چیزهایی که اتفاق می ‌افتد را برای خود پیش بیاورند. این کلید خوشبختی است. اولین راه این است که افکارتان را روی کاغذ بیاورید. چراکه این رفتار خیلی زود برطبق عادت وارد زندگی ‌تان می شود. بدانید که هر انسانی برای ایجاد خوشبختی و شادی موردنظرش قدرتی قابل توجه دارد. او به آنچه دارد ارزش می‌ دهد نه به آنچه که از دست داده است. سعی نکنید که خوشحالی را بخرید اگر شما بخواهید از وضعیت مالی بد خود را نجات دهید پول خیلی به شما کمک می کند. اما تحقیقات نشان داده است، کسانی که در پی مادیات هستند نسبت به کسانی که مادی‌گرا نیستند، بیشتر احساس ناراحتی دارند و از خانواده، دوستان و حتی سلامتی ‌شان ناراضی هستند. گردش در طبیعت را فراموش نکنید هیچ دارویی به اندازه گردش در طبیعت شادی بخش و انرژی زا نیست. اگر می خواهید احساس بهتری داشته باشید هنگام بارش باران زیر آن بروید و اجازه دهید قطرات باران صورت شما را خیس کند. در ساحل دریا بدون کفش قدم بزنید. به باغ، رودخانه، کوه، جنگل و یا حتی پارک خارج از شهر بروید و نفس های عمیق بکشید. کافی بنشینید و به صدای پرندگان، امواج آب، نسیم باد و ریزش باران گوش بسپارید تا وجود تان پر از نشاط و انرژی شود. به تماشای پرواز پرندگان، جریان آب، گل ها، رقص برگ ها و حتی آسمان و ابرها و خورشید بنشینید و اجازه دهید روح تان با آرامش و زیبایی طبیعت ادغام شود. بازی کم خرج ترین عامل شادی است کم خرج ترین و در دسترس ترین عامل شادی حضور بچه ای در زندگی است. بازی کردن با بچه ها کاهنده استرس و شادی آور است. مادامی که شما فکر نمی کنید بچه ها عامل مزاحمت و سروصدا هستند، آنها می توانند مایه اشتیاق، شادابی و انرژی باشند و عشق، صمیمیت و پاکی و درستی را به شما القاء کنند. اگر شما از داشتن بچه کوچک محروم هستید، به پارک بروید و حداقل بازی آنها را تماشا کنید. یک روز به خودتان مرخصی بدهید سعی کنید به یاد بیاورید آخرین بار کی مرخصی گرفته اید؟ اگر نمی توانید به یاد آورید، زمان آن رسیده تا به خودتان مرخصی بدهید. با دوستان تماس بگیرید و برای رفتن به سینما، نمایشگاه یا حتی نشستن دور هم قرار بگذارید. یک روز به خودتان اجازه بدهید کمی بیشتر بخوابید این حق را به خودتان بدهید تا یک فنجان شیر گرم یا یک لیوان آب میوه بدون هیچ نگرانی بخورید یا هر کار دیگری را که دوست دارید در آن روز، فقط برای خودتان انجام دهید. منبع: تبیان

more_vert تفاوت های عشق واقعی و وابستگی

ادامه مطلب

closeتفاوت های عشق واقعی و وابستگی

اگر عاشق باشید، شما و طرفتان در کنار هم رشد خواهید کرد. وقتی هر دو شما تلاش کنید بهترینِ خودتان باشید، بسیار بهتر از زمانی خواهید شد که تنها زندگی کنید. بطور خلاصه، طرفتان باعث تقویت رشد شما و شما سبب رشد او خواهید شد. 1.عشق ازخودگذشتگی و وابستگی خودخواهی است. وقتی عاشق هستید، تمرکزتان بر خوشحال کردن طرف‌مقابل است. همیشه به راه‌هایی فکر می‌کنید تا مطمئن شوید طرفتان احساس دوست‌ داشته شدن و رضایت می‌کند. با هم رقابت نمی‌کنید، سر اینکه چه کسی مهربان‌تر است بحث نمی‌کنید و سر اینکه چه کسی باید ظرف‌ها را بشوید دعوا نمی‌کنید. هیچوقت طرفتان را تهدید احساسی و عاطفی نمی‌کنید، سعی نمی‌کنید کنترلش کنید یا بر او مسلط شوید. ولی وقتی فقط به طرفتان وابسته هستید، به دنبال راه‌هایی برای خوشحال کردن خودتان هستید. آنقدر به طرفتان وابسته می‌شوید که سعی خواهید کرد برای جلوگیری از دور شدن او، کنترلش کنید. به جای روبه‌رو شدن با مسائل و مشکلات خودتان، از او برای بالا بردن عزت نفس خودتان و پر کردن خلاء درونی‌تان استفاده می‌کنید. باور دارید که او مسئول شادی و خوشبختی شماست و اگر نتواند خوشحالتان کند از دست او عصبانی و ناراحت می‌شوید. ۲. عشق آزادیخواه و وابستگی کنترل‌گر است. عشق متقابل باعث می‌شود خودِ واقعی‌تان باشید. طرفتان تشویقتان خواهد کرد همان کسی باشید که واقعاً هستید و برای نشان دادن ضعف‌هایتان نترسید. اعتماد متقابل بین‌تان ایجاد می‌شود و همین اعتماد کاتالیزور قوی‌ای برای رشد هر دو شما خواهد شد. عشق هیچ‌وقت کنترل‌کننده نیست. در واقعیت، عشق فراتر از کنترل است. توانایی طرف‌مقابلتان برای پذیرفتن شما برای آنکه هستید و تشویقتان برای دنبال کردن آرزوهایتان باعث می‌شود نیاز به کنترل کردن زندگی او را فراموش کنید. از طرف دیگر وابستگی رفتارهای کنترل‌کننده در شما ایجاد می‌کند. جلو طرف‌مقابلتان برای وقت گذراندن با دوستانش را می‌گیرید و یا برای شاد کردن او سطح ناسالمی از توجه و تمرکز می‌گذارید. حتی ممکن است مجبورش کنید که علیرغم احساسش با شما بماند. ۳. عشق توام رشد متقابل و وابستگی دست و پاگیر است. اگر عاشق باشید، شما و طرفتان در کنار هم رشد خواهید کرد. وقتی هر دو شما تلاش کنید بهترینِ خودتان باشید، بسیار بهتر از زمانی خواهید شد که تنها زندگی کنید. بطور خلاصه، طرفتان باعث تقویت رشد شما و شما سبب رشد او خواهید شد. در موارد وابستگی، میل شما به کنترل و ناتوانی‌تان به حل مشکلات خودتان رشد شما و همچنین طرفتان را محدود می‌کند. مسائل و مشکلات حل‌نشده‌تان وابستگی غیرلازمی بین شما ایجاد خواهد کرد. جای تعجب نیست که این رشد دو طرف را محدود کرده و عشق وریدن به طریقی سالم را سخت می‌کند. ۴. عشق همیشگی و وابستگی موقتی است. عشق با گذشت زمان همچنان باقی می‌ماند. ممکن است یک روز رابطه شما و طرفتان برهم بخورد، چه دائمی چه موقتی ولی اگر واقعاً عاشق هم بوده باشید، آن فرد همیشه جایگاهی در قلبتان خواهد داشت و تا آخر عمرتان برای او آرزوی شادی و خوشبختی خواهید کرد. اما از طرف دیگر، اگر فقط به طرفتان وابسته باشید، بعد از برهم خوردن رابطه تنها چیزی که در قلبتان می‌ماند کینه و خشم خواهد بود. حتی ممکن است احساس خیانت را تجربه کنید. این احساسات از این تصور ناشی می‌شود که طرفتان مجبور به شاد کردن شما بوده است و از چشم شما نتوانسته این کار را به درستی انجام دهد. ۵. عشق شما را از هوای نفستان دور کرده و وابستگی شما را درگیر هوای نفس می‌کند. وقتی عاشقید، خودمحوری‌تان کمتر می‌شود. این رابطه هوای نفس‌تان را کمتر کرده، رشدتان را تقویت کرده و تشویقتان می‌کند کمتر خودخواه و بیشتر مهربان باشید. رابطه‌ای که با طرفتان دارید، تغییرات مثبت در هر دو شما را تقویت می‌کند. مهمتر اینکه، هر دو شما شجاعت لازم برای حرف زدن درمورد ضعف‌ها، ابراز آسیب‌پذیری‌ها و درمیان گذاشتن حرف‌های دلتان را پیدا خواهید کرد. درمقابل، روابطی که براساس وابستگی جلو می‌روند، معمولاً تحت نفوذ نفس هستند. به همین دلیل است که خیلی‌ها پشت سر هم درگیر روابطی می‌شوند که به هیچ عنوان برایشان رضایت‌بخش نیست و مشکلات یکسانی را در همه آنها تجربه می‌کنند. این در رابطه‌تان ایجاد وابستگی می‌کند و باعث می‌شود نتوانید بدون وجود طرف‌مقابلتان احساس شادی کنید. برای حل مشکلاتتان یا حداقل فراموش کردن آنها به طرفتان تکیه خواهید کرد. اگر الان عاشق کسی نیستید، امیدواریم به زودی نیمه گمشده‌تان را پیدا کنید و بتوانید رابطه‌ای معنادار با او بسازید. تا آن زمان، چرا سعی نکنید آدم بهتری باشید؟ منبع: لایف هک

more_vert استرس بی پولی دارید؟

ادامه مطلب

closeاسترس بی پولی دارید؟

تلاش برای کسب درآمد بیشتر ممکن است زندگی شما را تباه کند و این حقیقت برای خیلی‌ها قابل باور نیست! به گزارش وبسایت مردمان؛ براساس یک تحقیق جدید، ۷۱ درصد از امریکایی‌ها، پول را یک عامل مهم برای تولید استرس در زندگی‌شان می‌دانند. البته، این فقط مشکل امریکایی‌ها نیست. وقتی به آمار و ارقام نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که این درصد چرا تا این اندازه بالا است: ۷۶ درصد از قبوض خانه و بدهی‌های کارت‌های اعتباری رو به افزایش است. بی‌تردید، این آمار با این مشکل در ارتباط است. ولی استرس‌های مربوط به پول فقط حول اعداد و ارقام نمی‌چرخد. وقتی ۷۱ درصد از شرکت‌کننده‌های تحقیق پول را یک عامل برای استرس خود گزارش می‌کنند، این مشکل به طبقات اجتماعی-اقتصادی جامعه هم کشیده می‌شود. استرس‌ مربط به پول فقط کمبود پول نیست. بسیارفراتر از آن است. این استرس از دیدگاه ما نسبت به پول و رابطه ما با آن ریشه می‌گیرد و فقط با «اضافه کردن پول» این مشکل حل نمی‌شود. این فقط روی علائم و نشانه‌های آن به طور موقت سرپوش می‌گذارد ولی این اضطراب همیشه برخواهد گشت. راه‌حل آن شاید به سادگی (یا به سختی) تغییر دیدگاه کلی‌مان نسبت به پول باشد. اگر شما هم با استرس ناشی از مسائل مالی دست و پنجه نرم می‌کنید، با اعمال چند نمونه از روش‌های فکری در زندگی‌تان، متفاوت فکر کردن درمورد پول را شروع کنید. ۱. به کمتر از آنچه که فکر می‌کنید نیاز دارید. بیشتر چیزهایی که تصور می‌کنیم بدون آنها نمی‌توانیم زندگی کنیم، برای بیشتر مردم جهان – یا حتی پدر و مادربزرگتان – کالای لوکس به حساب می‌آیند. فکر کنید: گوشی موبایل، مایکروفر، ماشین، کمدهای بزرگتر، و … تجاری‌سازی جامعه تلاش زیادی برای ایجاد نارضایتی در دل‌های ما کرده است. و البته برنده شده‌اند. آنها باعث شده‌اند محصولات تولیدی کارخانه‌هایشان را بعنوان کالاهایی ضروری بپذیریم. و به همین دلیل استرس زیادی در زندگی‌هایمان ایجاد کرده‌اند. ولی آنهایی که تصمیم می‌گیرند کمتر خرج کنند، فواید فوق‌العاده‌ای می‌برند. ۲. پول خوشبختتان نمی‌کند. این فقط یک توهم است که پول برای شما خوشبختی می‌آورد. تحقیقات بیشماری تا امروز این مسئله را ثابت کرده‌اند. تجربه هم همین را می‌گوید. بعضی از شادترین آدم‌هایی که احتمالاً می‌شناسید به هیچ عنوان پولدار نیستند و خیلی از آدم‌های پولداری هم که می‌شناسید، خوشبخت نیستند. البته درجه ای از ثبات و امنیت وحود دارد که با برآورده شدن نیازهای اساسی مالی به وجود می‌اید ولی ما به خیلی کمتر از چیزی که تصور می‌کنیم نیاز داریم. و هرچه زودتر این تفکر که پول بیشتر خوشبخت‌ترمان می‌کند را کنار بگذاریم، زودتر می‌توانیم خوشبختی واقعی را پیدا کنیم. ۳. پول هدف اصلی کار کردن نیست. پرداخت‌های مالی بعنوان یک انگیزه‌دهنده همیشگی موثر نیست و رابطه بین درآمد و رضایت از کار بسیار کم خواهد بود. به عبارت دیگر، هرچه درآمدتان بیشتر باشد رضایتتان از کاری که انجام می‌دهید بیشتر نخواهد بود. حجم بالایی استرس مربوط به کار را می‌توانید خیلی راحت با تصمیم گرفتن درباره رضایت داشتن از حقوقتان از بین ببرید. نباید فقط بخاطر پول کار کنید. با هدف مشارکت کردن در یک کار مفید برای انسان‌ها کار کنید. درست است که این رویکرد ایدآلیستی است ولی استرستان را به طور قابل توجهی پایین خواهد آورد. ۴. ثروت هم مشکلات خاص خودش را دارد. فقر مشکلاتی به همراه دارد، هیچ شکی در این نیست. ولی مشکلاتی هم با داشتن ثروت همراه است. متاسفانه کمتر کسی به آن فکر می‌کند. ما فکر می‌کنیم که بودن پول همیشه خوب است و دوست داریم که پولدار باشیم. ولی پول هم مشکلات خاص خودش را به همراه می‌آورد: روی قضاوت اخلاقی سایه انداخته، همدلی را از بین می‌برد، غرور و خودخواهی را زیاد کرده و می‌تواند به نوعی اعتیاد تبدیل شود. ترس افراد پولدار تنهایی، اضطراب و بزرگ کردن فرزندانی خوب است. به عبارت دیگر، اگر تصور می‌کنید پول مشکلاتتان را حل خواهد کرد، اشتباه می‌کنید. و وقتی دیدگاهتان را نسبت به این موضوع تغییر دهید، دیگر در مکانی اشتباه به دنبال پاسخ سوالاتتان نخواهید بود. ۵. آرزوی پولدار شدن زندگی‌تان را تباه خواهد کرد. شنیده‌ایم که عشق به پول ریشه بدی‌هاست. ولی خیلی وقت‌ها میل به داشتن بیشتر و بیشتر، زندگی‌مان را هم از ما می‌گیرد. میل به پول‌اندوزی زمانمان را گرفته، انرژی‌مان را تلف کرده، ارزش‌هایمان را به خطر انداخته و توانایی‌هایمان را محدود می‌کند. عاقلانه این است که این میل را از لیست تمایلاتمان بیرون کنیم. اینکار استرسمان را کمتر خواهد کرد. ۶. مرزها حیات‌بخشند. اورسون ولس گفته است، «دشمن هنر نبودِ محدودیت است.» و دشمن زندگی نبودِ مرز. این مرزها چه اجتماعی باشند، چه اقتصادی یا اخلاقی، برای زندگی‌تان ساختار و چارچوب ایجاد می‌کنند. آنها حس اکتشاف، ابداع و ابتکار در شما به وجود می‌آورند. مرزها به ما انگیزه می‌دهند شادی و خوشبختی را در زندگی کنونی‌مان پیدا کنیم. به همین دلیل است که برنامه‌های شخصی بودجه‌بندی ابزاری بسیار مفید هستند. چون برای ما این امکان را فراهم می‌کنند که تشخیص دهیم برای شاد بودن نباید بیشتر از پولی که در می‌آوریم، خرج کنیم. زندگی کردن فراتر از داشته‌ها هیچ لذتی ندارد – فقط استرس می‌آورد. داخل چارچوب و مرزهای درآمدتان زندگی کنید تا زندگی بهتری داشته باشید. ۷. بخشیدن پول لذت دارد. سخاوت فواید بیشماری دارد. افراد سخاوتمند شادتر، سالم‌تر، تحسین‌برانگیزتر بوده، از زندگی‌شان راضی‌تر هستند و روابط عمیق‌تری با دیگران دارند. زندگی آنها با استرس کمتری همراه است. خیلی مهم است که دیدگاهمان را نسبت به این موضوع عوض کنیم. یکی از مهمترین عوامل کاهنده استرس که می‌توانید با پولتان انجام دهید این است که کمی از آن را ببخشید. و سخاوت و بخشندگی در هر موقعیت اقتصادی هم که باشید میسر است. ۸. امنیت یافت‌شده به واسطه پول، زودگذر است. خیلی از ما باور داریم که امنیت با دارایی‌های ما به وجود می‌آید. در نتیجه اینکه خیلی از ما حجم زیادی از دارایی‌ها را به اسم افزایش امنیت و خوشبختی برای خودمان جمع‌آوری می‌کنیم. ساعت‌های طولانی برای خریدن آنها کار می‌کنیم، خانه‌های بزرگتر می‌سازیم تا آنها را داخلش جای دهیم، مقدار زیادی انرژی برای نگهداری آنها صرف می‌کنیم. مسئله جمع کردن و نگهداری کم‌کم تمرکز اصلی زندگی‌هایمان می‌شود. در همین حین، جامعه، آزادی، خوشبختی و عشق را از دست می‌دهیم. بعضی از مهمترین عناصر زندگی را با این دارایی‌ها مبادله می‌کنیم.جستجوی ما برای امنیت و زندگی و لذت یکی از مهمترین دغدغه‌های انسان بودن است. فقط باید در محل مناسبی به دنبال آن باشیم. ۹. پول، در اصل، فقط یک ابزار است. پول درواقع چیزی بیشتر از یک ابزار برای تسریع تجارت نیست. پول باعث می‌شود لازم نباشد خودمان برای خودمان لباس بدوزیم و مبلمان و وسایل موردنیازمان را بسازیم. بخاطر وجود پول می‌توانید روزتان را آنطور که دوست دارید و با کاری که از آن لذت می‌برید بگذرانید. و در عوض این کارها پولی دریافت می‌کنید که می‌توانید با آن با کسانیکه چیزی متفاوت با شما درست کرده‌اند تجارت کنید. همین. هدف پول همین است. و اگر پول کافی برای برآوردن نیازهایمان داشته باشیم، نباید برای تلاش بی‌وقفه برای درآوردن پول بیشتر به خودمان استرس وارد کنیم. استرس تاثیرات وحشتناکی دارد بر بدن دارد. موجب آسیب‌پذیری، خستگی و اضطراب می‌شود. متاسفانه پول به طور مرتب ازجمله یکی از مهمترین عوامل استرس شمرده می‌شود. ولی می‌توانید کاری کنید که برای شما اینطور نباشد. بیایید دیدگاهمان نسبت به پول را تغییر دهیم تا بتوانیم کمی بیشتر از زندگی لذت ببریم.

more_vert مجموعه‌ای ارزشمند با عنوان«نشانه‌های قرآن در یک نگاه»

ادامه مطلب

closeمجموعه‌ای ارزشمند با عنوان«نشانه‌های قرآن در یک نگاه»

«نشانه‌های قرآن در یک نگاه» عنوان کتابی است که به قلم «رسول صادقی» به رشته تحریر درآمده است. این کتاب ۱۴۳ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه به کوشش انتشارات طراحان ایماژ منتشر و روانه بازار شده است. قیمت هر جلد از این کتاب که در قطع رقعی به چاپ رسیده برای علاقه‌مندان به علوم قرآنی ۱۵ هزار تومان است. در این کتاب ۱۱۴ سوره قرآن مجید به لحاظ محتوا، شرح نزول، شمار آیات و آدرس جزء معرفی شده و به عنوان راهنمایی مناسب برای علاقه‌مندان به علوم قرآنی مطرح است. مطالعه این کتاب کمک می‌کند تا دید مطلوب و اشراف به مطالب ارایه شده در قرآن کریم حاصل آید و نوع ارایه مطالب کاربردی و مفید است و به عنوان مشوقی برای جستجو و تعمق بیشتر در شرح معنایی کتاب وحی عمل می‌کند. در پیشگفتار این کتاب آمده است: قرآن بزرگترین سرمایه و مایه آرامش مسلمانان است که خمیرمایه سعادت و خوشبختی را در خود دارد و هر فردی باید با تعمق در ایات وحی در مسیر کامیابی گام بردارد. با توجه به شرایط زندگی مدرن و احساس کمبود وقت در زندگی کتاب حاضر می‌کوشد تا درکی عمیق اما اجمالی از مفاهیم قرانی را ارایه دهد و با زبانی ساده بخشی از گنجینه ارزشمند و عظیم تعالیم قرانی را فراروی علاقه‌مندان قرار دهد. از ویژگی‌های مهم این کتاب این است که در کنار شرح محتوای معنایی سوره ، چند آیه منتخب و کلیدی را نیز ارایه داده و علاوه بر شرح معنایی تفسیری کوتاه اما کاربردی ذیل آن اضافه کرده است. در ارایه محتوایی هر سوره تلاش شده جملات آموزنده از بزرگان دینی و اخلاقی نیز برای استفاده مخاطب ارایه شود.