جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی تاثیر مبادله رهبر- پیرو بر حسادت سازمانی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی تاثیر مبادله رهبر- پیرو بر حسادت سازمانی

مقاله علمی و پژوهشی" تاثیر مبادله رهبر- پیرو بر حسادت سازمانی " مقاله ای است که در 29  صفحه در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت دولتی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به تاثیر مبادله رهبر- پیرو بر حسادت سازمانی ، بهبود سازمانی ، حسادت سازمانی و گروه خودی اشاره شده است. محتوای این مقاله دانشگاهی می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert از حسادت نترس!

ادامه مطلب

closeاز حسادت نترس!

حسادت، ارتباطی با موقعیت اجتماعی، درجه هوشمندی، وضعیت اقتصادی و سن و سال ندارد. حسادت احساس شناخته شده جهانی است و تا زمانی که بر اساس این احساس، کنشی انجام نداده ایم بیماری یا علامت آسیبی نیست. حسادت، خود احساس طبیعی است، اما رفتاری که از پی آن می آید رفتاری غالبا نامعقول است. اگر چه احساس حسادت همیشه بد نیست و اغلب اوقات به وسیله این احساس است که می توانیم بینشی ضروری، که ما را بر آن می دارد تا قدر کسی را بدانیم، کسب کنیم. احساسات حسادت آمیز نیازهای عصبی ما را آشکار می سازد و ما را ناگزیر از تغییر رفتار می کند. حسادت به طور کلی در پیوندهای فعال و پرمهر با دیگران بر انگیخته می شود. پیوندها معمولا در کششی دو جانبه آغاز می شوند، با رشد تدریجی این کشش، حرف از تلمک پیش می آید و یکدیگر را از انسان های دیگر جدا می کنیم. از آنجایی که معدودی از کسانی که پیوندی را با دیگری شکل می بخشند به کلی از حسادت آزادند، شاید مناسب تر باشد که به راه های بهتر و عمیق تری برای سازش با احساس حسادت نظری بیاندازیم. حسادت مبین این است که در ساختار عشق چیزی به خطا رفته است، که جبرا فاسد شده و بی حاصل نیست. شاید دیدن حسادت همچون خطا، نخستین قدم مثبت برای جبران آن باشد، چرا که جنگیدن یا تلاش در جهت نفی حسادت، در واقع هیچ چیز را حل نمی کند. به نظر می آید تنها راه حل واقعی حسادت، تلاش برای روبرو شدن و حل آن است. حسادت نقطه چرکینی است در شخصیت آدمی، نگرش منفی و بی اثر است که احتمال باختن و از دست دادن را بیش از بردن و به دست آوردن در خود دارد. ما خود مسئول حسادت خود هستیم و نه کس دیگری. ملامت دیگران به دلیل آن چه ما احساس می کنیم، ما را به جایی رهنمون نخواهد شد. تغییر و تحول، تنها زمانی آغاز می شود که مشتاقانه حسادت خویش را مانند مسئولیت خود بپذیریم. حسادت سبب می شود که توجه خود را به خود برگردانیم و بپرسیم که چرا احترام به خود این قدر در من ناچیز است. آدم هایی که حسادت می ورزند در واقع خود را نابود می کنند. آنها به خاطر احساساتی بی حاصل، نیروهایی را به کار می گیرند که می تواند در مسیر کسب راه حل های خلاق صرف شود. مسلما کسی حسادت را انتخاب نمی کند چنین پیش می آید. حسادت زمانی کاهش می یابد که بتوانیم احساس و ارزش احترام به خود را به دست آوریم و علت و دلیل اصلی نیازهای خود را بشناسیم. با نیرو گرفتن و امنیت بیشتر پیوند حسادت به حداقل کاهش می یابد ضروری و اساسی است که ارزش ها و اعتقاداتی را که به وجود آورنده این بازتاب است، تغییر دهیم. حسادت زائیده احساسات فراوان و مولد کنشی ناچیز است. حسادت فرایندی دسیسه آمیز می شود که ما را از دیدن دقیق آن چه هست دور می کند و تنها احساسی که به ما می دهد ناتوانی و عجز است. در واقع حسادت در اغلب اوقات به خاطر نبودن امنیت شخصی و احترام به خویشتن است. حسادت تنها خود را پرورش می دهد و احساس ضعف و سستی در ما به وجود می آورد. حسادت غارتگر و نابود کننده است. این واقعیت ساده را باید دانست که اگر طرف مقابل شرایطی را که بر پیوند ما تحمیل شده قبول نمی کند، ارزش حقیقی و درونی ما به عنوان انسان، کاهش پیدا نمی کند. فراموش می کنیم که نمی توان دیگران را به اجبار وادار کرد که نیازهای ما را پاسخگو باشند و چیزی باشند که ما اراده کرده ایم. حسادت زمانی کاهش می یابد که بتوانیم احساس و ارزش احترام به خود را به دست آوریم و علت و دلیل اصلی نیازهای خود را بشناسیم. با نیرو گرفتن و امنیت بیشتر پیوند حسادت به حداقل کاهش می یابد. آموختن رها سازی، از آنچه که معتقدیم عشق، یعنی با همه قوا محکم نگاه داشتن، کار دشواری خواهد بود، شاید والاترین عشق بزرگترین آزادی را از پیش تصور می کند. عشق را باید رها ساخت، آن گاه که سرانجام به سوی ما باز می آید، هنگامی است که عشق واقعی را شناخته ایم، هنگامی است که بر حسادت ها غلبه کرده ایم آن گاه شعف و نیروی حاصل از حل مشکلاتمان به دست خود را حس می کنیم. از حسادت مترس. حسادت احساس طبیعی است . هر آن که دل می سوزاند و عاشق است روزی به دام حسادت می افتد. اما تصمیم حیاتی آن است که آیا اجازه می دهی حسادت غولی شود و تو و همه آنانی که دوست شان داری را نابود کند، یا آن که حسادت تو برایت تلاش را ایجاد می کند تا در احترام به خود و دانش شخصی خود رشد و نمو کنی و آرامش و دلگرمی را برای خود و دیگران ارزانی داری.

more_vert وجود حسادت در زندگی زناشویی

ادامه مطلب

closeوجود حسادت در زندگی زناشویی

می‌گویند کمی حسادت برای حفظ چیزی که داریم یا برای به دست آوردن یک رابطه و بهبود آن لازم است. اما به نظر نمی‌آید این توجیه درستی برای وجود چنین احساسی و ابراز آن در یک رابطه باشد. حسادت باعث نمی‌شود چیزی را حفظ کنید یا مراقب آن باشید. اگر کسی را دوست دارید و به نظر شما رابطه عاطفی عمیقی وجود دارد دلیلی ندارد که با حسادت از آن مراقبت کنید. کمی حسادت یا حسادت شدید هر دو آسیب زننده و خطرناک است و اصلاً این‌طور نیست که حسادت در طول رابطه یا به مرور زمان بیشتر شود چون این چیزی است که در عمق وجود یک نفر ریشه دارد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید حسادت بیشتر از اینکه یک خصلت باشد یک واکنش عاطفی است در برابر نگرانی واقعی یا غیر واقعی که فرد گمان می‌کند رابطه‌اش را در معرض تهدید قرار داده است یا موقعیت‌اش را خراب خواهد کرد. آیا حسادت طبیعی است؟ حسادت برآمده از احساسات است؛ یک احساس منفی است و با غبطه خوردن فرق دارد. ممکن است شما زیبایی، موفقیت و جایگاه شریک زندگی‌تان را ببینید و دوست داشته باشید شما همچنین موقعیتی را تجربه کنید. تا زمانی که جایگاه دیگری را تحسین می‌کنید و برایش خوشحال هستید و بخشی از این موفقیت را سهم خودتان می‌دانید شما حسود نیستید. وقتی دیگری انگیزه‌ای را در شما تقویت می‌کند تا تغییری ایجاد کنید شما حسود نیستید. اما زمانی که تحمل موقعیت دیگری را ندارید، دچار احساس خود کم بینی می‌شوید، گمان می‌کنید موقعیت‌تان متزلزل شده است و تهدید شده‌اید شما آدم حسودی هستید و معمولاً برای نشان دادن این احساس هر رفتار نامعقول و نامتناسبی را از خود نشان می‌دهید. کمتر پیش می‌آید که آدم حسود خوددار باشد. آدم ها حسادت را با لحن کلام، نوع نگاه و رفتارهای تند و عصبی نشان می‌دهند و دیگران هم بخوبی متوجه این رفتارها می‌شوند. چیزی که باعث حسادت می‌شود حسادت به دلایل متفاوتی تحریک می‌شود. گاهی انتظارات غیر معقول و ناممکن از یک رابطه باعث ایجاد حسادت می‌شود. ممکن است از همسرتان در رابطه انتظارات نامتعارف یا نامعقولی داشته باشید یا احساس مالکیت و سلطه به دیگری حسادت را در وجودتان برانگیزد. تجربه‌های آزاردهنده در گذشته و ناکامی‌های قبلی، احساس نبود امنیت در رابطه، ترس از خیانت یا کنار گذاشته شدن، ترس از دست دادن کسی که دوستش دارید، حس مالکیت شدید، غیرت و تعصب و تمایل به کنترل دیگری همگی می‌توانند حسادت را تحریک کنند. معمولاً عدم تحمل موفقیت دیگری و تمایل به سلطه‌گری در رابطه و کنترل فرد با عنوان غیرت و تعصب دو عامل مهم برانگیزاننده حسادت هستند. حسادت با رابطه چه می‌کند؟ حسادت شما را از احترام، توجه و محبت تهی می‌کند. اگر در رابطه‌ای هستید که دیگری به شما حسادت می‌کند حتماً بخوبی متوجه شده‌اید که چقدر گاهی خودتان را تهی از عشق و علاقه می‌بینید و چقدر از اینکه در معرض تهدید‌های فرد حسود هستید رنجیده‌اید. با وجود حسادت رابطه پر از گلایه‌مندی، خشم، جنگ و درگیری، بحث‌های بی‌پایان، بی‌اعتمادی، افسردگی، حس انتقامجویی متقابل، جوابگویی‌های غیر لازم، واکنش‌های جسمی، تغییرات خلقی شدید دو طرف و رنجش‌های بی‌پایان است. به مرور زمان احساس می‌کنید بی‌خواب شده‌اید، علاقه‌مندی‌هایتان را از دست داده‌اید و حتی ذائقه غذایی‌تان تغییر کرده است. به‌عنوان کسی که به او حسادت می‌شود شاید مجبور شوید برخی از روابط‌تان را محدود کنید، کارتان را رها کنید، موفقیت‌ها و علاقه‌مندی‌هایتان را دنبال نکنید فقط به این دلیل که حسادت برانگیز نباشید. این یعنی قرار گرفتن در یک موقعیت خشونت‌آمیز و پایان رابطه. منبع: روزنامه ایران

more_vert حسادت ورزیدن تهدید جدی برای سلامت روان

ادامه مطلب

closeحسادت ورزیدن تهدید جدی برای سلامت روان

در صورتی که فرزند یا همسرتان برای بودن با شما زمان صرف نمی کند ممکن است نگرانی تان صحیح باشد اما اگر آنان زمان زیادی را با شما می گذارنند اما تصور می کنید که حد آن کافی نیست تقاضای شما بیش از حد است و باید آن را متعادل کنید. ۱- شناسایی مسائل و شرایطی که موجب برانگیخته شدن حس حسادت می شوند. مثلا وقتی بهترین دوستتان وقت بسیاری را برای گذراندن با دیگران صرف کند یا حسادت فرزندان زمانی که یکی از والدین وقت بیشتری را برای ناپدری یا نامادری آنها اختصاص دهد و یا وقتی کودکی یکی از والدین خود را بیشتر دوست داشته باشد. قدم اول برای مقابله با حسادت شناسایی این شرایط است. ۲ -اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. حسادت معمولاً از احساس ناامنی و ارزش قائل نشدن برای خود نشأت می گیرد. ممکن است فرد این واهمه را داشته باشد که از طرف دوستان و افراد خانواده اش طرد شود. لازم است فرد برای خود احترام قائل شود و همچون افراد با اعتماد به نفس رفتار کند. چرا که افراد با اعتماد به نفس می دانند در صورتی که طرد شوند به دلیل کوتاه بینی اطرافیانشان است و نباید خود را مقصر بدانند. ۳ -از مقایسه خود با دیگران خودداری کنید. مقایسه کردن خود با دیگران موجب بروز حس حسادت می شود. به جای آنکه بر نقایص خود تمرکز داشته باشید به نکات مثبت خود توجه کنید. ۴ -خلاف آنچه افراد حسود انجام می دهند رفتار کنید. زمانی که حس حسادت بر شما غلبه می کند به شیوه ای مخرب و از طریق متهم کردن دیگران واکنش نشان ندهید. به طور مثال اگر دوست صمیمیتان بیشتر وقت خود را با فرد دیگری می گذراند به او تماشای یک فیلم سینمایی یا رفتن به رستوران را پیشنهاد دهید. ۵- حسی پارانویا و توهمی را که بخشی از حس حسادت است شناسایی کنید. حس حسادت موجب می شود تا به سناریوهای خیالی که در ذهنتان است واکنش نشان دهید. در حقیقت باید باور کنید فکرهای بدی که آن ها را تصویر می کنید هرگز اتفاق نمی افتند و اگر این تصورات محقق شدند این توانایی را دارید تا در مقابل آن ایستادگی کنید. ۶- سعی کنید به اطرافیان خود اطمینان داشته باشید. هر چند داشتن اطمینان کامل به افراد کار سختی است اما غیرممکن نیست. اگر از افرادی هستید که به راحتی حس حسادت بر شما غلبه می کند به دلیل آن است که در گذشته اطمینان خود را از دست داده اید و لازم است از فکر کردن به آنچه در گذشته اتفاق افتاده خودداری کنید. ۷- از اطرافیانتان انتظارات معقولانه داشته باشید. در صورتی که فرزند یا همسرتان برای بودن با شما زمان صرف نمی کند ممکن است نگرانی تان صحیح باشد اما اگر آنان زمان زیادی را با شما می گذارنند اما تصور می کنید که حد آن کافی نیست تقاضای شما بیش از حد است و باید آن را متعادل کنید. ۸ -به دیگران نگاه خوش بینانه ای داشته باشد. حس حسادت رفتاری ترس محور است. فردی که دچار حسادت می شود نگرانی زیادی را صرف اموری می کند که هنوز اتفاق نیفتاده اند و شاید هم هیچ وقت رخ ندهند. منبع: ایسنا

more_vert حسادت کودکان دردی که درمان ندارد؟!

ادامه مطلب

closeحسادت کودکان دردی که درمان ندارد؟!

آرزو کردن زوال نعمت از کسی که آن را به دست آورده است، یعنی دوست داشتن گرفته شدن نعمت ها و پیشرفت های دیگران و رسیدن آنها به خود. حسادت، یک واکنش هیجانی است و که از دوران کودکی در تمام افراد دیده می شود. همین که یک کودک 3 ساله از دادن وسایلش به دیگران امتناع می کند و می خواهد همه چیز برای خودش باشد، حس حسادت ایجاد شده است. این واکنش در کودکان کاملا طبیعی است ولی اگر در افراد بزرگسال دیده شود ممکن است مشکلات زیادی را در فرد ایجاد کند. در دوران کودکی، این واکنش نا آگاهانه می باشد ولی در بزرگسالی کاملا آگاهانه ایجاد می شود. حسادت کاملا آموختنی است و اگر در فردی دیده شود، قطعا ریشه در نوع تربیت والدینش دارد. همین که والدین به طور مداوم کودکشان را با دیگران مقایسه می کنند در واقع به او این مساله را می فهمانند که همه خوبی باید برای تو باشد و این امر به مرور زمان در فرد تثبیت می شود. حسادت یعنی آرزو کردن زوال نعمت از کسی که آن را به دست آورده است، یعنی دوست داشتن گرفته شدن نعمت ها و پیشرفت های دیگران و رسیدن آنها به خود. شخصی که حسود است، از وجود هر گونه شادی، موفقیت و پیشرفت درحوزه های مختلف زندگی دیگران اعم از شغلی، تحصیلی، ازدواج، فرزنددار شدن و ...، احساس نارضایتی می کنند. باید توجه داشته باشیم که حسادت را با حسرت و غبطه اشتباه نگیریم. حسادت، احساس و واکنش منفی است به معنای آرزوی از دست داد نعمت های دیگران است، ولی غبطه به معنای احساس و واکنش مثبت است به معنای آرزوی داشتن نعمت های دیگران بدون اینکه آنها آن نعمت ها را از دست بدهند. علل ایجاد این سونامی مقایسه شدن کودکان به طور مداوم با همسالانشان توسط والدین: هنگامی که یک کودک توسط والدینش با کودکان دیگر مقایسه می شود، این حس در او ایجاد می شود که باید تمام نعمت ها و پیشرفت های زندگی برای من باشد و دیگران نباید آنها را داشته باشند. پس یک عامل مهم در ایجاد حس حسادت، مقایسه شدن کودکانمان به طور مداوم با کودکان دیگر است. حسادت والدین: عامل دیگری که به ایجاد حس حسادت در کودکان کمک می کند، نوع رفتار والدینشان است. کودکان مشاهده گران قوی هستند و به راحتی می توانند از رفتارهای افرادی که با آنها ارتباط زیادی دارند، الگو برداری کنند. پس اگر والدینی مدام واکنش حسادت را به دیگران نشان می دهند، می توانند به ایجاد این حس در کودکشان کمک کنند. عدم خودآگاهی: افرادی که هیچ شناختی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری و اخلاقی خود ندارند و نقاط قوت خود را نمی شناسند،بیشتر واکنش حسادت را در برابر دیگران نشان می دهند. عدم اعتماد به نفس: افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند و در واقع به خودشناسی نرسیده اند می توانند این واکنش منفی را از خود نشان بدهند. وقتی حسادت همراه ما است آثار هیجانی: اگر فردی مبتلا به نشان دادن واکنش حسادت باشد، ممکن است هیجانات منفی زیادی را از خود نشان بدهد. مثل خشم، اضطراب و حتی افسردگی. اگر فرد مدام به این فکر کند که چرا دیگران به پیشرفت های پی در پی می رسند و یا چرا دیگران همیشه شاد هستند؟ و خودش به این مسایل نرسیده باشد، ممکن است که خشمگین شود، اضطراب را تجربه کند و یا حتی افسردگی را نشان دهد. آثار اجتماعی: افرادی که واکنش حسادت را نشان می دهند در ارتباطات بین فردی آنها تعارض و فاصله های زیادی دیده می شود. این افراد معمولا در برقراری ارتباط با دیگران دچار ناتوانی هستند. درمانگاه حسادتحسادت، احساس و واکنش منفی است به معنای آرزوی از دست داد نعمت های دیگران است ولی غبطه به معنای احساس و واکنش مثبت است منبع:‌ تبیان

more_vert حسادت و راه های مقابله با آن

ادامه مطلب

closeحسادت و راه های مقابله با آن

«حسادت» یکی از شایع‌ترین واکنشی‌هایی است که از حدود دو سالگی آغاز می‌شود و با رشد کودک، ممکن است تا بزرگ‌سالی ادامه یابد و بر طبق الگوهای مختلف فرهنگی، به صورت‌های متفاوتی جلوه‌گر شود.

more_vert حس حسادت را چگونه از روان خود دور سازیم؟

ادامه مطلب

closeحس حسادت را چگونه از روان خود دور سازیم؟

مخفی کردن حسادت را شاید شما هم چند بار انجام داده اید ولی هر بار که برای این کار تلاش کرده اید فایده ای نداشته است.خلاص شدن از حسادت کار آسانی نیست و باید بگوییم که حسادت به مرور زمان از کنترل ما خارج میشود و بعد از خارج شدن از کنترل ما به افسردگی و احساس های ویرانگر دیگر تبدیل میشود.قبل از اینکه حسادت به ما صدمه بزند چه کاری میتوانیم برای جلوگیری از آن انجام دهیم؟ پرهیز از مقایسه‌ی خود با دیگران، احساس سپاسگزاری برای داشته‌هایتان و ترفندهای عملی برای تغییر دیدگاه‌ می‌تواند به شما کمک کند تا حسادت خود را درمان کنید و اجازه ندهید از کنترل شما خارج شود. اگر می‌خواهید روش‌های درمان حسادت را یاد بگیرید، روش ۱: حسادت را بشناسید۱. تفاوت میان حسادت و حسادت جنسی را بدانید حسادت (envy) و حسادت جنسی (jealousy) متفاوت هستند، ولی اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته می‌شوند. باید تفاوت میان حسادت و حسادت جنسی یا احساس مالکیت را بدانید تا تشخیص دهید چه احساسی دارید. حسادت جنسی، واکنشی نسبت به تهدیدِ از دست دادن چیزی است که دارید و اغلب در ارتباطات انسانی رخ می‌دهد، ولی حسادت واکنشی است نسبت به نداشته‌هایتان که می‌خواهید داشته باشید. برای نمونه، حسادت جنسی زمانی به شما دست می‌دهد که فکر می‌کنید همسر شما به فرد دیگری علاقه دارد، ولی حسادت زمانی به شما دست می‌دهد که دوست خود را سوار بر خودروی گران‌قیمت و جدیدی می‌بینید. ۲. به این فکر کنید که حسادت چگونه به شما صدمه می‌زند حسادت چه تأثیر منفی بر زندگی شما گذاشته است؟ شاید رابطه‌تان با دوستی قدیمی در آستانه‌ی از هم پاشیدن است، زیرا دیگر نمی‌توانید به خوشحال بودن برای موفقیت‌های او تظاهر کنید و به همین دلیل تماس‌هایش را جواب نمی‌دهید. شاید صفحه‌ی فیس‌بوک همسر سابق‌ خود را با وسواس نگاه می‌کنید و به تصاویر او و نامزدش خیره می‌شوید. شاید وقتی به وبلاگ عکاسی یکی از همکلاسی‌هایتان نگاه می‌کنید، تظاهر می‌کنید به عکس‌های او علاقه‌ای ندارید، در حالی‌که آرزو می‌کنید، کاش شما هم استعداد هنری او را داشتید. اینها تنها نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند حسادت چگونه انرژی شما را هدر می‌دهد، انرژی‌ای که بهتر است آن را برای چیز مفیدتری صرف کنید. حسادت به روش‌های زیر به شما صدمه می‌زند: هدر دادن وقت؛مشغول کردن فکر؛صدمه زدن به روابط شخصی و حرفه‌ای؛تغییر دادن شخصیت؛ایجاد حس منفی‌بافی. ۳. دلیل حسادت خود را بشناسید پیش از آنکه بتوانید به شکلی سازنده با حسادت خود برخورد کنید، ابتدا باید دلیل آن را بدانید. اگر به اتومبیل گرانقیمت دوستتان حسادت می‌کنید، کمی زمان بگذارید و این حس حسادت را بررسی کنید. پیش از رویارویی با حسادت، برای شناسایی دلیل این احساس، از خود سؤالاتی بپرسید. برای مثال، آیا حسادت شما به این دلیل است که می‌خواهید اتومبیلی مانند اتومبیل او داشته باشید، یا به توانایی مالی او برای خرید چنین اتومبیلی حسادت می‌کنید؟ ۴. احساسات‌ خود را بنویسید نوشتن یادداشت‌های روزنانه راه بسیار خوبی برای بیان احساسات و مقابله با احساسات منفی است. نوشتن در مورد حسادت می‌تواند برای درک بهتر و روبرو شدن با آن به شما کمک کند. ابتدا دلیل احساس حسادت خود را بنویسید. تا حد امکان منبع حسادت خود را با جزئیات کامل شرح دهید و مشخص کنید چرا به آن فرد حسادت می‌کنید. برای مثال می‌توانید در مورد دوستتان بنویسید که سوار بر اتومبیل گرانقیمت جدیدش بود و دیدن این صحنه چه حسی به شما داد. در آن زمان چه حالی داشتید؟ وقتی جلوی شما توقف کرد چه حسی داشتید؟ دوست داشتید چه بگویید یا انجام دهید و در واقعیت، چه گفتید یا انجام دادید؟ پس از رفتن او چه حسی داشتید؟ وقتی دوباره به این مسئله فکر می‌کنید، چه حسی دارید و دوست دارید چه حسی داشته باشید؟ ۵. با دوستی در مورد حس حسادت خود صحبت کنید صحبت کردن با یک دوست یا عضوی از خانواده که پشتیبان شماست، کمک می‌کند تا حس بهتری داشته باشید و بتوانید احساسات خود را بیان کنید. البته با کسی صحبت کنید که با فردی که به او حسادت می‌کنید، رابطه‌ی نزدیکی نداشته باشد. حتما با کسی صحبت کنید که به شما علاقه دارد و به حرف‌هایتان گوش می‌دهد. صحبت کردن با کسی که به احساسات شما اهمیتی نمی‌دهد یا حامی و پشتیبان خوبی برای شما نیست، حتی می‌تواند احساس برتری در شما ایجاد کند. ۶. اگر خودتان نمی‌توانید با احساس حسادت‌تان مقابله کنید از یک متخصص کمک بگیرید حسادت می‌تواند در زندگی روزانه‌ی بعضی افراد، اختلال ایجاد کند و مانع از شادی آنها شود. شاید درک حس حسادت و یافتن بهترین راه برای مقابله با آن، بدون دریافت کمک از دیگران دشوار باشد. یک متخصص در حوزه‌ی سلامت روانی می‌تواند به شما کمک کند تا این احساسات را درک و برای مقابله با آنها تلاش کنید. روش ۲: حسادت خود را به چیزی مثبت تبدیل کنید۱. قضاوت شدید در مورد خود را کنار بگذارید معمولا حس حسادت نسبت به دیگران از حس عدم کفایتشخصی (personal inadequacy) ناشی می‌شود. شما بر این تمرکز کرده‌اید که فرد دیگری شغل، همسر، اموال یا هوشی را دارد که شما خواهان آن هستید و این خواسته‌ها ریشه در چیزی دارند که شما آنها را کاستی‌های خود می‌دانید. با کنار گذاشتن قضاوت شدید در مورد خود، دیگر تمایل زیادی برای مقایسه‌ی شرایط خود با شرایط دیگران نخواهید داشت. برای مثال، ممکن است به شغل دوستتان حسادت کنید، زیرا او پیشرفت زیادی کرده است، در حالی که شما همچنان در رده‌ای پایین باقی مانده‌اید. صبورتر باشید و بدانید اگر به تلاش و کارِ سخت ادامه دهید، شما نیز روزی به جایگاهی مناسب و بالا خواهید رسید.حسادت از قضاوت کردن ناشی می‌شود، یعنی فکر کردن به اینکه چیزی بهتر از چیز دیگری است و تصمیم‌گیری بر اساس چیزهایی که نداریم. سعی کنید ذهن بازتری داشته باشید و این طور فکر نکنید که داشتن بعضی ویژگی‌ها خوب است و داشتن بعضی ویژگی‌های خوب نیست. ۲. شخصی که به او حسادت می‌کنید و همچنین خودتان را ببخشید بخشش در کنار گذاشتن حسادت اهمیت زیادی دارد، زیرا نفرت از دیگران به دلیل موفقیت‌های آنها، فقط موجب پایین‌تر آمدن جایگاه شما می‌شود. یکی از تمرین‌هایی که به شما کمک می‌کند تا با حسادت خود مقابله کنید، بیان کردنِ بخشش فردی که به او حسادت می‌کنید (البته نه در حضور خود او) و همچنین خودتان است. فقط کافی است وقتی که تنها هستید، یک دقیقه وقت بگذارید و بخشش خود را با صدای بلند بیان کنید. فراموش نکنید شما فرد دیگر را به دلیل کار اشتباهی که انجام داده، نمی‌بخشید. بلکه انتخاب می‌کنید تا از دید خود او، به موقعیت او نگاه کنید. با نگاه کردن از دیدگاه او، می‌توانید احساس افتخار و دستاوردهای او را به شیوه‌ای دلسوزانه و مهربانانه درک کنید. برای مثال می‌توانید بگویید: «من به دلیل موفقیت‌های حرفه‌ای و شغلی دوستم به او افتخار می‌کنم و خودم را به دلیل عقب ماندن از او در مسیر موفقیت می‌بخشم.» ۳. حسادت خود را به قدردانی تبدیل کنید برای غلبه بر حسادت باید قدر داشته‌های خود و همچنین دستاوردهای دوستتان را بدانید. یکی از راه‌های شروع تغییر دیدگاه و غلبه بر حس حسادت یافتن راهی برای درک موفقیت یا اقبال دیگران است. سعی کنید برای دوست خود به جای حسادت، احساس خوشحالی کنید. برای مثال، برای دوستی که توانسته اتومبیل گرانقیمتی را خریداری کند، خوشحال باشید و حسادت خود را به تحسین تبدیل کنید. شاید بیان کردنِ تحسین‌ با صدای بلند به شما کمک کند. برای مثال می‌توانید به دوست‌تان بگویید: «به خاطر اتومبیل جدیدی که خریده‌ای به تو تبریک می‌گویم. واقعا برای تو و تمام موفقیت‌هایت خوشحالم.» ۴. از حسادت خود، برای تعیین اهداف‌تان استفاده کنید وقتی دلیل حسادت خود را کشف کردید، می‌توانید به شکلی سازنده با آن برخورد و آن را به چیز مثبتی، مانند یک هدف، تبدیل کنید. استفاده از حس حسادت، برای تعیین اهدافی واقع‌گرایانه و دست‌یافتنی به شما کمک می‌کند تا احساسات منفی خود را رها و برای تغییر چیزی در زندگی‌تان و بهتر کردنِ آن احساس قدرت کنید. برای نمونه، اگر به دلیل اتومبیل گرانقیمت دوست خود به او حسادت می‌کنید، چون آرزو دارید شما هم همان توانایی مالی را داشتید و می‌توانستید چیزی مانند آن بخرید، به دست آوردن یا پس‌انداز کردنِ پول بیشتر را به هدف خود تبدیل کنید. اهداف بزرگ‌تر را به اهداف کوچک‌تر و قابل سنجش تبدیل کنید. برای نمونه، اگر هدف شما به دست آوردن یا پس‌انداز کردن پول بیشتری است، یکی از اهداف کوچک‌تر شما می‌تواند جستجو برای شغلی با درآمد بالاتر یا پیدا کردن فرصت‌های پیشرفت در شغل فعلی‌ باشد. هدف کوچک دیگر نیز می‌تواند پس‌انداز کردنِ مبلغ معینی در هفته باشد. منبع: تیتر یک

more_vert چگونه کمتر از یک هفته حسادت را کنار بگذاریم؟

ادامه مطلب

closeچگونه کمتر از یک هفته حسادت را کنار بگذاریم؟

ناگهان دنیا روی سرتان خراب می‌شود.همه اینها بهانه‌های خوبی برای «حسادت » هستند. ممکن است در موقعیت‌هایی مشابه این موارد چنین احساسی به شما هم دست بدهد که شاید اغلب ما کم و بیش آن را تجربه کرده باشیم. گاهی اوقات این احساس آنقدر شدت می‌گیرد که می‌تواند به شما و اطرافیان‌تان صدمه بزند؛بنابراین اگر فرد حسودی هستید بهتر است عزم‌تان را جزم کنید و این عادت را کم کم کنار بگذارید. در اینجا یک برنامه پیش روی شماست تا با دنبال کردن آن بتوانید آتش حسادت‌تان را فروکش کنید و بدون حسادت به دیگران از زندگی بیشتر لذت ببرید. با حسادت زنانه کنار بیایید روز اول:اعتماد به نفس‌تان را تقویت کنیددر اولین روز از برنامه باید با خودتان روراست باشید و درباره احساس حسادت در وجودتان به درستی قضاوت کنید. برای بیشتر افراد حسادت مقطعی و زودگذر است اما گاهی اوقات آنقدر شدید می‌شود که شادی و نشاط زندگی را نابود می‌کند. پس خاطرات گذشته را مرور کنید و روزهایی را به یاد بیاورید که از شدت حسادت، ناراحت و دمق بوده‌اید و حتی به موفقیت‌ها و پیشرفت‌های صمیمی‌ترین دوست‌تان هم حسادت کرده‌اید. یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای دور شدن از حس حسادت این است که اعتماد به‌نفس‌تان را تقویت کنید. پس هر کاری که از دست‌تان برمی‌آید، انجام دهید تا اعتماد به نفس‌تان به تدریج بیشتر و بیشتر شود. به‌طور مثال می‌توانید از همین امروز تصمیم بگیرید که در یک یا چند زمینه مختلف متخصص شوید، ورزش را در برنامه روزانه‌تان بگنجانید و با یادآوری موفقیت‌های خوب گذشته سعی کنید آنها را با انگیزه بیشترتکرار کنید. وقتی نسبت به خودتان اعتماد به نفس کافی ندارید، توانایی و امکانات‌تان را دست‌کم می‌گیرید و به دیگران حسادت می‌کنید.در صورت نیاز مشورت با روانشناس را از یاد نبرید. روز دوم:توانایی‌های‌تان را بشناسید در گام بعدی خودتان را از گذشته بیشتر دوست داشته باشید و به وجودتان بها دهید. با کمی فکر کردن حتما می‌توانید خودتان را بهتر بشناسید و توانایی‌های‌تان را به اوج برسانید. مدام به خودتان بگویید: «من هم می‌توانم با سعی و کوشش به هر چه می‌خواهم برسم. دلیلی ندارد حسادت کنم.» در راه رسیدن به خواسته‌های معقول تمام تلاش‌تان را به کار ببرید و حسابی عزم‌تان را جزم کنید. حسادت در افرادی بیشتر ایجاد می‌شود که به جای پرورش توانایی‌های خود، مدام زندگی دیگران را جست‌وجو می‌کنند تا ببینند زندگی آنها چه نتایجی داشته است. اگرخودتان را فردی توانا بدانید، به دست‌یافته‌های دیگران حسادت نمی‌کنید. شاید به تازگی با شنیدن موفقیت یکی از افراد فامیل شعله‌های حسادت درون‌تان روشن شده باشد. در چنین مواقعی بهترین کار این است که به جای حسادت، به خودتان ببالید. پیش خودتان به این موضوع فکر کنید:«موفقیت او باعث افتخار من است. می‌توانم به خاطر این موضوع به خودم و خانواده‌ام افتخار کنم. هر قدر که افراد خانواده و اطرافیان پیروزی‌های بیشتری به دست آورند،در مواقعی که به آنها نیاز دارم، بهتر می‌توانند از من حمایت کنند.» با این طرز فکر شما هم خودتان را در این موفقیت‌ها سهیم می‌دانید و کمتر حسادت می‌کنید. روز سوم:من چقدر خوشبختم حتی اگر فکر می‌کنید همای سعادت روی شانه‌های یکی از نزدیکان‌تان نشسته، باز هم نمی‌توانید به‌طور قاطع بگویید او کاملا خوشبخت است. خوشبختی واژه‌ای است که خیلی از ما برای داشتن آن به دیگران حسادت می‌کنیم اما باید یاد بگیریم بدون حسادت به دیگران هم می‌شود خوشبخت بود. خوشبخت بودن فرمول ساده‌ای دارد. اگر از داشته‌ها و چیزهایی که در زندگی به دست می‌آورید، لذت ببرید، شما هم خوشبخت می‌شوید. پس همین حالا یک قلم و کاغذ ‌بردارید و خوشبختی‌های کوچک و بزرگ‌تان را یادداشت کنید؛ هر روز به آنها نگاه کنید و در ذهن‌تان تکرار کنید:«بی‌نیاز از حسادت به دیگران، خوشبختم.» یکی از راه‌هایی که می‌تواند حسادت شما را تشدید کند، بدگویی و بدبینی است. یادتان باشد که بین صحبت‌های دو یا چند نفره زمینه خیلی از حسادت‌ها شکل می‌گیرد چون ممکن است نسبت به یک شخص خاص نظر منفی پیدا کنید یا حسادت سایرین این حس را در شما هم بیدار کند. درست که بعضی وقت‌ها فرصت مناسبی فراهم می‌شود تا از هر دری سخن بگویید اما از جمع‌هایی که شما را به غیبت کردن تشویق می‌کنند، فاصله بگیرید و این باور خودتان را محکم بچسبید. بهانه‌های برای حسادت تمرین کنید که برای جلوگیری از حسادت برای خودتان دلایلی قانع‌کننده بتراشید‎ روز چهارم:شکرگزار باشید قدر نعمت‌ها و داشته‌های‌تان را بدانید و همیشه شکرگزار باشید. اگر در زندگی چیزی را به دست نیاورده‌اید شاید به اندازه کافی کوشش نکرده‌اید. به هر حال حسادت فایده‌ای ندارد. امشب قبل از خواب یک برنامه ویژه دارید. چند دقیقه وقت بگذارید و تمام چیزهای خوبی را که در دنیا دارید، یکی یکی به یاد بیاورید. بعد به خاطر تمام این نعمت‌ها از خدا تشکر کنید. هر وقت در شرف یک حسادت درست و حسابی بودید، این نعمت‌ها را که برخی از آنها فقط منحصر به شماست، از ذهن‌تان بگذرانید و از داشته‌های‌تان راضی‌تر باشید. تصور نکنید که کسی از حسادت‌تان خبردار نمی‌شود. گاهی اوقات واکنش شما هنگام حسادت آنقدر واضح و مشخص است که نمی‌توانید آن را پنهان کنید. ممکن است خشمگین شوید، افسردگی سراغ‌تان بیاید یا اینکه دست به اقدام نادرستی بزنید که رابط شما با دیگران را به‌کلی متلاطم کند؛ بنابراین در این روز اگر مورد حسادت برانگیزی برای‌تان پیش آمد، به ارزش روابط خودتان با دیگر بیشتر فکر کنید و یادتان باشد که ممکن است حلقه ارتباطی شما با دیگران روز به روز کوچک‌تر شود. یک راه خوب این است که به جای حسادت، یک لبخند بزرگ روی لب‌تان بنشانید، شادی دیگران را به درون‌تان راه دهید و به جای حسادت، بیشتر محبت کنید. روز پنجم:مقایسه ممنوع تحت هیچ شرایطی خودتان را با دیگران مقایسه نکنید چون این کاربه حسادت شما دامن می‌زند. همیشه شرایط را با توجه به استعداد و توانایی‌های خودتان بسنجید و از اینکه شبیه دیگری نیستید، غصه نخورید. به جای مقایسه به نیروی درون‌تان اعتماد کنید و حسرت به دل زندگی دیگران نباشید. نسبت به ارزش‌های واقعی خودتان آگاهی داشته باشید. جایگاه و شرایط اجتماعی‌تان را بپذیرید و به آنچه در زندگی دارید، افتخار کنید. در این‌ صورت حسادت وجودتان کم‌کم خاموش می‌شود و دیگران به زندگی شما غبطه می‌خورند. یادتان باشد که دنیا همیشه روی انگشتان شما نمی‌چرخد و همیشه همه چیز طبق میل و خواسته‌تان پیش نمی‌رود؛ بنابراین کاملا طبیعی است که شما هم مانند خیلی از مردم در زندگی کمبودهایی داشته باشید و برای داشتن امکانات بهتر رویاپردازی کنید. به هر حال باید با واقعیت کنار بیایید و به خاطر برخی از کمبودها، اعتماد به نفس‌تان را از دست ندهید و اهداف‌تان را نبازید. قبول کنید که این کاستی‌ها انگیزه خوبی برای تلاش و پشتکار هستند و نباید به خاطرشان به دیگران حسادت کنید. روز ششم:بازنگری ایده‌آل‌ها شاید ریشه حسادت شما در این باشد که از وضعیت موجود ناراضی و به دنبال شرایط بهتری هستید. ممکن است وضعیت ایده‌آلی را در ذهن‌تان تعریف کرده باشید و چون به آن نمی‌رسید،به افرادی که ایده‌آل‌های شما را دارند، حسادت ‌کنید. در اینجا بهترین زمان است تا به آرمان‌های‌تان از زاویه دیگری نگاه و آنها را مجددا بررسی کنید. افکار کلیشه‌ای و تبلیغات جامعه را از ذهن‌تان دور کنید و براساس واقعیت‌های موجود اهداف تازه‌ای را برای خودتان انتخاب کنید که با توجه به توانایی‌های‌تان، دور از دسترس نباشند. گاهی اوقات وقتی خبری را می‌شنوید که انتظارش را ندارید، غافلگیر می‌شوید و حس حسادت‌تان گل می‌کند؛ بنابراین بهترین راه این است که در یک موقعیت حسادت برانگیز دوست‌تان را در ذهن مجسم کنید. بعد ببینید که به چه دلیل ممکن است به او حسادت کنید. حالا به خودتان بگویید: «دلیلی برای حسادت به چنین فردی وجود ندارد چون من هم می‌توانم برای رسیدن به این هدف تلاش کنم یا اینکه این موضوع اصلا با ارزش‌ها و توانایی‌های من جور در نمی‌آید و لزومی ندارد به آن حسادت کنم.» به هر حال باید به هر شکلی تمرین کنید که برای جلوگیری از حسادت برای خودتان دلایلی قانع‌کننده بتراشید. منبع: مجله زندگی ایده آل

more_vert حسادت همسران چرا و به چه علت؟

ادامه مطلب

closeحسادت همسران چرا و به چه علت؟

طبیعی است که زندگی مشترک فراز و نشیب های زیادی دارد و در طول زمان ممکن است دچار تغییرات زیادی شود که گاهی مثبت است، گاهی منفی. گهگاه به دلایل مختلفی ممکن است بین همسران حس های ناخوشایندی مثل حسادت شکل بگیرد که می تواند رابطه آنها را به هم بریزد. در این مطلب با دکتر مهدی زارع بهرام آبادی، روان شناس بالینی و عضو هیات علمی مرکز تحقیقات علوم انسانی درباره حسادت های گهگاهی همسران به یکدیگر گفت و گو کرده ایم و راه های عبور از این مشکل زناشویی را جویا شده ایم. تفاوت رقابت و حسادت چیست؟ معمولا فردی که حسادت می کند خواسته و هدفی دارد که می خواهد به آن برسد ولی بنا به دلایلی نمی تواند و اگر ببیند به مقابلش به آن هدف رسیده یا نزدیک است به آن برسد، برآشفته و نگران می شود و هرطور شده، می خواهد مانع از رسیدن آن فرد به هدفش شود اما در مورد رقابت کردن این طور نیست. در رقابت افراد سعی می کنند مهارت ها و تلاششان را زیاد کنند و طرف مقابلشان را تخریب نمی کنند. به هر حال حسادت یک رفتار ناسالم و غیرمنطقی است، در حالی که رقابت این خصوصیات را ندارد. افراد چگونه می توانند از حسادتی که در وجودشان شکل گرفته فاصله بگیرند؟ باید به خود و توانایی هایشان اعتماد داشته باشند و به زندگی توام با درد و رنج و حسرتشان پایان دهند و روح خود را به آرامش دعوت کنند تا ریشه های حسد و حسرت در آنها خشکانده شود. انسان تا زمانی که به دیگری حسرت می ورزد احساس ناامنی و آسیب پذیری می کنند بنابراین شکست سدهایی که مانع احساس عشق و آرامش می شوند، در هم ریختن تمام موانعی که زندگی را به کام ما تلخ می کند و راها کردن پیشداوری ها نسبت به دیگران و تغییرپذیر شدن، شرایط تازه زندگی را فراهم می کنند. به عبارت دیگر، باورهای آسیب زا و منفی را از خود دور کردن و مسیرهای بن بست را رهاکردن و به جریان هستی متصل شدن نیازمند گذاشتن کوله بار حسرت بر زمین است. فقط در این صورت است که بارقه امید دوباره در دل ایجاد می شود و اطمینان از دست رفته به زندگی بر می گردد. ریشه حسادت چیست؟ حسادت عمدتا ریشه در ضعف بینش افراد و عقده های سرکوب شده دارد. کسی که نیازهایش سرکوب شده و از طرفی توانایی هاش را هم نمی شناسد، سعی می کند مانع پیشرفت دیگران شود و حتی گاهی رفتارهایی می کند که کاملا غیرمنطقی و غیرطبیعی هستند و معمولا با غیبت کردن و پرخاشگری خود را نشان می دهند. حسادت بین همسران چگونه و به چه دلایلی ایجاد می شود؟ وقتی اختلاف و تعارض بین همسران افزایش پیدا کند و زوج ها به جای یک رقابت سالم مانع پیشرفت یکدیگر شوند، حسادت در رابطه آنها ایجاد می شود و این به مرور زمان می تواند تخریب کننده باشد. مثلا وقتی همسران هر دور در یک جا کار می کنند ولی درآمد یکی از آنها بیشتر از دیگری است، ممکن است حس حسادتی بین آنها شکل بگیرد یا وقتی اختلاف تحصیلی بین آنها زیاد باشد، گاهی حسادت شدت می گیرد در حالی که با آگاهی و قبول شرایط می توانیم حس حسادت را با رقابت تعویض و فضا را از تنش خارج کنیم تا به دوستی با یکدیگر برسیم. نگاه ناعادلانه نسبت به داشته های خود و حسرت خوردن به آنچه دیگری دارد، چه عواقب منفی ای در زندگی دارد؟ زخم های حاصل از رنجش و حسرت موجب ایجاد بیماری های مختلفی در انسان می شود بنابراین راه رسیدن به آرامش واقعی شناخت احساسات مثبت و منفی و از بین بردن علف های هرز خشم، کینه و حسد از ذهن است. احساسات مسموم جنبه های منفی شخصیت، تاثیر ویرانگری بر زندگی خود اطرافیان از قبیل طلاق، انکار مسئولیت ها، مقایسه بی امان، حسرت خوردن و نگرانی مداوم و... به جا می گذارد اما هنگامی که روند بازسازی را در خود شروع می کنیم بخش های مختلف وجود خود را مالک می شویم و به نوعی احترام به خود را افزایش می دهیم و هماهنگی و تعادل را به دست می آوریم. باید توجه داشت که دردهای روانی همیشه با خطاهای شناختی ارتباط دارد و با فاصله گرفتن از این دردها می توان رویدادهای زندگی را معنایی تازه بخشید. به هر حال با فاصله گرفتن از خودآزاری می توان تصویرهای ذهنی خود را هرس کرد. این گونه افراد باید گفت و گوهای درونی خود را تغییر دهند زیرا تا زمانی که حسرت می خوریم، قربانی هستیم و هر اندازه خود را انکار کنیم ضربه پذیری و بیماری از حسرت های گذشته و آینده در جسم و جانمان بیشتر لانه می کند. ترک کردن زندگی سراسر حسرت و پشیمانی نیازمند اراده ای انسانی است. به جرات می توان گفت حسد، حسرت و رنجش ها مانند غل و زنجیرهای روح انسان هستند، در حالی که آرامش روانی در سایه داشتن ذهن آرام، پذیرنده، امید و امکان تغییر است. وقتی همسران به یکدیگر حسادت می کنند، این رفتار چقدر به فرزندانشان آسیب وارد می کند؟ خیلی زیاد. بسیاری از بچه ها در این شرایط قربانی می شوند و این احساس نارضایتی امنیت و آرامش را در خانه از بین می برد. بهتر است زمینه ایجاد حسد را برای فردی که حسود است به وجود نیاورید. هرگز کاری نکنید یا حرفی به زبان نیاورید که سبب بروز حسادت در همسرتان شود؛ مثلا از فردی خاص که هم جنس و هم ردیف همسرتان است، ترجیحا تمجید و تعریف مکرر نکنید و در مقابل، از همسرتان در جمع تعریف کنید و ارزش و مقام او را بالا ببرید. از طرف دیگر، ابراز علاقه به هر شکلی که باشد، می تواند پایه و اساس زندگی مشترک را استحکام بخشد. نگذارید ای موریانه زندگی تان را بخورد دکتر بهروز بیرشک*: حسادت رذیلتی است که می تواند به بافت زندگی مشترک آسیب وارد کند و رابطه همسران را خدشه دار کند. به همین دلیل بهتر است قبل از اینکه این حس هم خودتان و هم زندگی تان را به هم بریزد، سعی کنید از طریق گفت و گو نگرانی هایتان را از بین ببرید چون اگر حس حسادت بین همسران وجود داشته باشد، نه تنها از نظر روانی خودشان دچار مشکل می شوند، بلکه کودکانشان نیز آزار خواهنددید. متاسفانه چون ارتباط کلامی در خانواده ها کمتر از گذشته است، خیلی از نگرانی ها و دغدغه ها به ایجاد حس هایی مثل حسادت منجر می شود. بهتر است در وهله اول در مورد دغدغه هایتان با یکدیگر حرف بزنید و سپس سعی کنید توانایی هایتان را بشناسید و خود را کم نبینید چون اگر غیر از این اتفاق بیفتد، روز به روز فاصله بین زوج ها بیشتر خواهد شد و دیگر حرفی برای هم نخواهند داشت و زندگی به یک میدان جنگ تبدیل خواهدشد بنابراین اگر حس حسادت و رقابت ناسالم در زندگی شما ایجاد شده، بهتر است زودتر از یک مشاور کمک بگیرید و سعی کنید جنبه های مثبت یکدیگر را ببینید تا زودتر دست از حسادت بردارید. منبع: برترین ها

more_vert وقتی مادری به دختر خودش حسادت می کند

ادامه مطلب

closeوقتی مادری به دختر خودش حسادت می کند

حسادت مادر به دخترشداستان دخترانی که اسیر مادران خودشیفته می‌شوند، خیلی به هم شبیه است. یکی از آنها حسادتی است که مادر به دخترش دارد. مادران سالم و نرمال به فرزندانشان افتخار کرده و دوست دارند شاهد پیشرفت آنها باشند. اما یک مادر خودشیفته دخترش را تهدیدی برای خودش می‌بیند. اگر توجه از روی مادر برداشته شده و به دختر معطوف شود، مطمئناً مورد تنبیه و سرکوفت از جانب مادر قرار خواهد گرفت. مادر ممکن است به دلایل مختلف به دختر خودش حسادت کند: بخاطر ظاهر او، جوانی‌اش، مسائل مادی، موفقیت‌هایش، تحصیلات و حتی رابطه دختر با پدرش. این حسادت برای دختر بسیار دشوار است و پیامی دوگانه برای او دارد: «سعی کن کارهایت را درست انجام بدی که مادرت به تو افتخار کنه اما نباید خیلی خوب کار کنی چون ممکنه به تو حسادت کنه.» – سارا کوچکترین فرد خانواده است. می‌گوید که بیشتر نزدیکان او از جمله مادرش چاق هستند و اضافه وزن دارند. وقتی سارا ۲۲ ساله بود مادرش با عصبانیت همه لباس‌هایش را از کمدش بیرون و کف اتاق ریخته و داد زده که «چطور این سایز لباس‌ اندازه تو می‌شود؟ فکر می‌کنی کی هستی؟ تو حتماً سوءهاضمه داری باید ببرمت پیش دکتر.» – فرانک می‌گوید، «مادرم همیشه می‌خواست که من زیبا به نظر برسم اما نه خیلی زیبا. من کمر باریک و زیبایی داشتم اما اگر کمربندی روی لباسم می‌بستم که کمرم را نمایان می‌کرد او همیشه دعوایم می‌کرد.» – مریم با ناراحتی می‌گوید، «مامانم به من می‌گوید که زشتم این در حالی است که بیرون از خانه همه از زیبایی‌ام تعریف می‌کنند. » بااینکه خیلی‌ها می‌گویند اینکه کسی به شما حسادت کند تجربه‌ای خوشایند و قوی است، در واقعیت مورد حسادت واقع شدن، مخصوصاً توسط مادر، واقعاً بد است. حس اعتماد به نفس دختر با انتقادات مداوم مادرش کاملاً تخریب می‌شود. خوبی او همیشه زیر سوال بوده و موفقیت‌هایش دست‌کم گرفته می‌شود. وقتی دختر می‌فهمد که مادرش به چه چیز او حسادت می‌کند، احساس بی‌ارزش بودن می‌کند. برای دختر واقعاً بی‌مفهوم است که مادرش این احساسات ناخوشایند را درمورد او داشته باشد. دختر نهایت تلاش خود را می‌کند که بفهمد ماجرا چیست و بخاطر همین ممکن است تصور کند که اشکال از خودش است. برای دخترانی که مادرانی چنین حسود و خودشیفته دارند خیلی سخت است که درمورد حسادت مادر خودشان حرف بزنند و کنار آمدن با این موضوع هم برایشان خیلی سخت است. آنها هیچوقت نمی‌توانند خوبی خودشان را به درستی ببینند تا بفهمند که حسادت مادرشان به چه دلیل است. درمقابل تصور می‌کنند که کار اشتباهی انجام داده‌اند که موجب چنین رفتاری از طرف مادرشان شده است. این موقعیت واقعاً موقعیت سختی برای دختر است و او را سردرگم خواهد کرد. اما برای مادر چه اتفاقی می‌افتد؟ حسادت به مادری که فقدان اعتماد‌به‌نفس دارد، اجازه می‌دهد که موقتاً احساس بهتری نسبت به خود پیدا کند. وقتی او به دخترش حسادت کرده و بعد از او انتقاد کرده و بی‌ارزشش می‌کند، تهدیدی که به سمت اعتماد‌به‌نفس ضعیف خودش بوده است را از بین می‌برد. حسادت برای خودشیفتگان ابزاری بسیار قدرتمند است و می‌توانید این مسئله را در برخورد مادر با افراد دیگر هم ببینید. اما وقتی این رفتار متوجه دختر می‌شود، نوعی حس درماندگی و بی اعتمادی به خود ایجاد می‌کند. بااینکه حسادت مادر برای دختر به روش‌های مختلف ممکن است برای دختر مشکل‌شاز شود اما در زیر به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌کنیم. اختلال در رشد طبیعی: دختر جوان در زمان رشد مادر خود را نمونه‌ای از چیزی می‌بیند که باید به آن تبدیل شود. اگر همین مادر او را خوار و خفیف کند و به موفقیت‌هایش حسادت کند، دختر نه تنها سردرگم و گیج می‌شود، خیلی وقت‌ها هم دلسرد و ناامید شده و دست از تلاش برمی‌دارد. ازآنجاکه این وظیفه والدین است که هر مرحله از رشد بچه‌ها را با عشق، محبت، حمایت و تشویق کنترل کنند، دختر دچار خلائی می‌شود که توضیحی برای آن نمی‌بیند. بیشتر بچه‌های دوست دارند والدین خودشان را خوشنود و راضی کنند و اگر چنین پیام گیج‌کننده‌ای از طرف آنها درافت کنند، برایشان خیلی راحت‌تر خواهد بود که هیچ‌کاری انجام ندهند تا در معرض انتقاد آنها قرار نگیرند. پیام مادر به آنها این است، «اگر همان اول موفق نشدی، از آن کار دست بکش!» اختلال در ارتباط با پدر: بچه‌ها باید هم با پدر و هم با مادر خود رابطه سالمی داشته باشند اما اگر مادر به ارتباط دختر خود با پدرش حسادت کند، دختر باید چه کند؟ دختر دوست دارد هم پدر و هم مادرش او را دوست داشته باشند. او باید کدامشان را راضی کند؟ چطور باید این تعادل ظریف را برقرار کند؟ سوال پیچیده‌تر این است که پدر در چنین شرایطی چه باید بکند؟ معمولاً مردان در ارتباط با زنان خودشیفته سعی می‌کنند که به اندازه کافی به زن توجه کنند تا ارتباطشان حفظ شود. همین مسئله باعث می‌شود که نتوانند با دخترشان ارتباط برقرار کند و این موجب ایجاد فقدان ارتباط احساسی خوب با هر دو والدین در دختر می‌شود. زنای با محارم: شدیدترین موارد حسادت مادر-دختری در خانواده‌هایی دیده می‌شود که در آن زنای با محارم اتفاق می‌افتد. اگر پدر خانواده فرد آسیب‌رسان باشد و مادر به رابطه بین پدر و دختر حسادت کند، او هم آسیب‌رسان خواهد شد و دخترش را آن زن دیگری می‌بیند که دنبال شوهرش است. اما در بسیاری از موارد دیده شده، وقتی پدر آسیب‌رسان است، این اتفاق نمی‌افتد، درعوض مادر سمت بچه‌اش را می‌گیرد و فرد آسیب‌رسان ر ا رها می‌کند. اما گاهی حسادت در مادر دیده می‌شود که واقعاً دردآور است. در چنین مواقعی دختر نه تنها قربانی آزار جنسی است بلکه قربانی حسادت و نفرت مادر خود نیز می‌شود. درد دوست نداشته شدن: در کلیه موارد حسادت مادر نسبت به دختر، دختر تحت هیچ حمایتی قرار نمی‌گیرد. احساس خواهد کرد که کسی او را دوست نداشته و احساس تنهایی خواهد کرد. حسادت مثل خشمی است که می‌تواند به یک دختر در حال رشد به شدت آسیب بزند و برای کودک در هر سنی وحشت‌آور است.با مرور تحقیقات و مطالعات مختلفی که روی این موضوع انجام گرفته است می‌بینیم که خیلی عقیده دارند که حسادت مادر به دختر چندان مسئله شایعی نیست و در بیشتر مواقع با سوءتعبیر همراه است. خیلی هم عقیده دارند که تا حدی نرمال و طبیعی است. بیشتر مادران وقتی دخترانشان در سن بلوغ و رشد هستند، نزدیک به سن یائسگی قرار دارند و بعضی می‌گویند که طبیعی است که بعضی مادران کمی حس حسادت پیدا کنند. خیی مهم است که درک کنید که این حس حسادت مسموم و مخرب که مادر خودشیفته احساس می‌کند به هیچ عنوان طبیعی نیست. بلکه بسیار مخرب بوده و دشواری که برای دختر ایجاد می‌شود این است که بفهمد چطور آن را تشخیص داده و با آن کنار بیاید. یکی از شایع‌ترین الگوهایی که در چنین خانواده‌هایی وجود دارد مقایسه کردن مداوم با دیگران است. حسادت هم سر زشت خود را در بسیاری از موقعیت‌ها نمایان می‌کند. «خانواده ما در مقایسه با خانواده‌های دیگر چه وضعیتی دارد و آیا از دید دنیای بیرون به اندازه کافی خوب به نظر می‌آید؟» بچه‌ها در چنین خانواده‌هایی این را یاد می‌گیرند و تبدیل به بزرگسالانی می‌شوند که مدام نگران مقایسه هستند. اگر وضعیت شما هم همینطور است و توسط والدینی خودشیفته تربیت شده‌اید، بخشی از روند بهبودی شما این است که یاد بگیرید چطور با آن کنار آمده و برخورد کنید. مقابله با آن هیچ سودی برایتان نخواهد داشت. باید خودتان را از سردرگمی که دارید آسوده کنید و آن حسادت را همانطور که هست ببینید. برای این منظور باید بتوانید نقاط قوت و توانایی‌های خودتان را خوب بشناسید. به هیچ عنوان نباید کینه ورزی کنید چون وضعیتتان را بدتر خواهد کرد. این حسادت متعلق به شما نیست، بخشی از اختلال شخصیت یک مادر است. روند ریکاوری به شما کمک می‌کند خودتان را طوری بشناسید که دیگر کسی نتواند آن را برایتان تعریف کند. مطمئن باشید که زمان و انرژی که برای این ریکاوری می‌گذارید ارزشش را خواهد داشت و هرچه کمکتان کند به زنی تبدیل شوید که مادرتان مانع از آن شده بود، احساس فوق‌العاده‌تری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و زندگیتان لذت‌بخش‌تر خواهد شد. منبع: مردمان

more_vert کتاب هفده خان عشق: فراز و نشیب‌های دلدادگی در نامه‌های مشاهیر

ادامه مطلب

closeکتاب هفده خان عشق: فراز و نشیب‌های دلدادگی در نامه‌های مشاهیر

در کتاب هفده خان عشق: فراز و نشیب‌های دلدادگی در نامه‌های مشاهیر نوشتۀ کاوه میرعباسی، جنبه‌های مختلف دلدادگی؛ گفتن راز دل، درخواست مهربانی، تامل در معنای عشق، حسادت، وصال، فراغ و... در آینه نامه‌های بزرگان متجلی شده‌اند. نامه‌ها به نزدیکان همدل و محرمان اسرار بسان نقب‌هایی هستند به دنیای درون مشاهیر و چه بسیار جنبه‌های نهفته سرشت و شخصیت‌شان را آشکار می‌سازند؛ به واسطه‌شان در می‌یابیم فلان فرمانروای جبار چه نازک دل بوده در عرصه عواطف و برعکس، شاعری شهره به لطافت احساسات و ظرافت طبع چه سفاک بوده در روابط عاشقانه. علاوه بر شرح این نکات کمتر شناخته شده، مجموعه (نامه‌های نامداران) اطلاعات فرهنگی، ادبی، هنری و تاریخی جالبی هم به خوانندگان عرضه می‌دارد. در بخشی از کتاب هفده خان عشق: فراز و نشیب‌های دلدادگی در نامه‌های مشاهیر می‌خوانیم: نامه‌ی هنری هشتم به آن بولین1528دوست و دلبرم،من خودم را و دلم را به دستان تو می‌سپارم و به تو التماس می‌کنم که ما را مشمول لطفت قرار دهی و نگذاری که غیبت ما چیزی از آن کم کند، زیرا که این غیبت خود به قدر کافی اسباب عذاب ما هست. تب عشق ما نیز به مانند آن نقطه در تقویم که در آن هرچند زمین از خورشید دورتر است اما داغ‌تر می‌شود، در دوری از تو سوزان‌تر می‌شود. امید که در مورد تو نیز چنین باشد. باری این امید ما به افزایش مرحمت تو است که در این دوری دلمان را زنده نگاه می‌دارد. اکنون که امکان دیدار رو در رو نیست در جوف این نامه چیزی برایت می‌فرستیم که هرچه بیشتر یادآور دیدار باشد و آن تمثال ما در قاب دستبندی است. بدان که آرزوی ما این است که خودمان در جایگاه تصویرمان بودیم. نوشته شد به دست دوست و خادم وفادارت. فهرست مطالبخان اول: رازِ دلخان دوم: درخواست مهربانیخان سوم: دستِ ردخان چهارم: بیم و دلشورهخان پنجم: خلسه عشقخان ششم: شوریدگیخان هفتم: حسادتخان هشتم: شیرین زبانیخان نُهم: جداییخان دهم: وداعخان یازدهم: وحدتخان دوازدهم: ماهیت عشقخان سیزدهم: عشق مطلقخان چهاردهم: درباب نامهخان پانزدهم: آغازخان شانزدهم: پایانخان هفدهم: در یک کلام

more_vert حسادت فرزند اول به فرزند دوم

ادامه مطلب

closeحسادت فرزند اول به فرزند دوم

پیدایش تغییرات در زندگی افراد، پیامدهایی را به همراه دارد و تولد نوزاد کوچک در خانواده از این امر مستثنی نیست و ممکن است در روابط والدین با فرزند اول اختلال ایجاد کرده و باعث ایجاد تغییراتی در رفتار کودک شود. زمانی که فرزند دوم متولد می شود، میزان اقتدار و قدرت فرزند ارشد خانواده کمتر شده و او به اجبار برای جلب توجه والدین و ارضای نیاز وابستگی، با عضو جدید خانواده رقابت می کند. اکثر والدین نیز ناخواسته، به فرزند کوچک خود توجه بیشتری را معطوف می کنند. فرزند اول تاکنون مرکز توجه والدین خود بوده و برای حفظ این جایگاه، بطور غیرارادی به خواهر یا برادر خود حسادت می کند. روان شناسان معتقدند، عدم توجه به تغییرات رفتاری کودکان پس از تولد فرزند دوم، می تواند به صدمه دیدن سلامت روان کودک منجر شود. البته باید توجه داشت که عملکرد والدین بستگی زیادی به شرایط سنی کودک دارد مثلا یک کودک سه ساله در مورد تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد به اندازه یک کودک 5 ساله نمی‌فهمد. اما به هر حال، فهمیدن و درک احساسات کودک و نحوه برخورد وی با این موضوع، بخشی از پیشرفت احساسی وی را شامل می‌شود. کودک بالای 3 سال پخته تر است اگر فاصله بین تولد فرزند دوم و اول زیر 3 سال باشد باعث می شود فرزند اول از لحاظ روانی آسیب ببیند. مادر به دلیل بارداری و تولد فرزند دوم از نظر روانی، عاطفی یا حتی تغذیه نمی تواند توجه کافی به فرزند اول خود داشته باشد و قادر به ایجاد فضای مناسبی برای رشد فرزند اولش نخواهد بود. اما گر فاصله سنی بین کودک اول و دوم بالای 3 سال باشد فرزند اول به یک پختگی و در اثر آن به شناخت بیشتری از خود رسیده است. در نتیجه این موضوع به مادر کمک می کند فرزند دوم خود را با مشکل های کمتری به دنیا بیاورد، اما باید این نکته را هم بپذیریم که حسادت یکی از موضوعات طبیعی در فرزند اول محسوب می شود که خواه ناخواه به وجود خواهد آمد اما نوع رفتار والدین به خصوص مادر می تواند روی تعدیل و تقلیل این حس تاثیر داشته باشد. مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند تغییرات رفتاری کودکان بعد از تولد فرزند دوم اکثر کودکان پس از به دنیا آمدن خواهر یا برادر کوچکشان، دچار تغییرات رفتاری می شوند، بسته به نوع شخصیت کودک و آماده سازی والدین، این تغییرات می تواند مثبت یا منفی باشد. لجبازی، پرخاشگری، حسادت، ترس از جدایی از مادر، دیدن کابوس های شبانه از جمله واکنش های منفی است که در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود و در اکثر کودکان بروز چنین رفتارهایی طبیعی بوده و با عملکرد صحیح والدین رفع می شود. در برخی موارد، اختلال در عادات غذایی و خواب کودک، پرخاشگری های عصبی و آسیب رساندن به نوزاد مشاهده می شود. برای به حداقل رساندن این لطمات احتمالی، بهترین کار این است که شما پیش از تولد نوزاد جدید،‌در باره تغییری که قرار است در خانواده اتفاق بیفتد صحبت کنید. اما در نظر داشته باشید دیر یا زود، نوزاد متولد می‌شود و باید فرزند خود را برای این پدیده آماده کرده باشید. و او را ایفای نقش خواهر یا برادر بزرگ‌تر آماده کنید. مسایل پزشکی خود را برای کودک توضیح دهید به فرزند خردسال خود توضیح دهید که مراجعه شما به پزشک به علت بیماری نیست بلکه مادران باردار باید مرتب به پزشک مراجعه کنند تا وضعیت مادر و نوزاد داخل شکمش چک شود. این موضوع می‌تواند از نگرانی‌های او بکاهد. او را می‌توانید در مراجعات پزشکی، همراه خود ببرید، حتی کودک شما می‌تواند به صدای قلب جنین شما گوش کند یا حتی او را از طریق دستگاه سونوگرافی ببیند و احیانا سوالاتی را که در ذهن دارد با پزشک سونوگرافی در میان بگذارد. حتما با راهنمایی و کمک مشاور خانواده به تمام سوالات او در باره مسافر کوچک خانواده پاسخ دهید. با ورود فرزند دوم، از توجه خود به کودک کم نکنید با کودک خود در مورد اهمیت نقش او در ارتباط با نوزاد خانواده و کمک‌های موثری که می‌تواند داشته باشد صحبت کنید. در ضمن دقت داشته باشید اگر وسایل نوزادتان را آماده و مرتب می‌کنید، حتما تغییراتی هم در اتاق کودک خود اعمال کنید تا حس کند او هم به اندازه نوزاد خانواده مهم و در مرکز توجه قرار دارد. لجبازی، پرخاشگری و حسادت در فرزند اول پس از به دنیا آمدن فرزند دوم ایجاد می شود به فرزند اول مسئولیت بدهید اما راهکار درست، دادن اطلاعات به فرزند اول است یعنی والدین قبل از اینکه تصمیم به بارداری بگیرند خوب است با کودک در این مورد صحبت کنند. درواقع، باید برای کودک توضیح داد که با تولد خواهر یا برادری که در راه است ممکن است توجه و محبت والدین به اندازه فعلی نباشد چون برادر یا خواهر به توجه و کمک والدین نیاز دارد. در واقع، باید کودک را از شرایطی که قرار است ایجاد شود، آگاه کنیم. از جمله کارهایی که می توان انجام داد سهیم کردن کودک در مراقبت و نگهداری فرزند دوم است. درواقع، با دادن مسئولیت هایی به فرزند اول او را در تولد فرزند دوم سهیم کنیم. برای مثال از کودک می خواهیم که چیدمان اتاق فرزند دوم را بر عهده بگیرد تا احساس حسادت به حداقل ممکن برسد. این راهکار مدیریتی ارتباطی بین فرزند اول با دوم است. فرزند دوم را از فرزند اول دور نکنید هرگز سعی نکنید فرزند اول را از فرزند دوم دور کنید. بسیاری از والدین با تصور اینکه فرزند اول ممکن است به فرزند دوم آسیب برساند فرزند دوم را از او دور نگه می دارند که این کار به هیچ وجه درست نیست و باعث بروز حسادت در فرزند اول خواهد شد. مادر با تولد فرزند دوم همچنان باید نوع ارتباط فرزند اول با دوم را مدیریت کند یعنی کماکان مسئولیت هایی را به فرزند اول در خصوص نگهداری و مراقبت از فرزند دوم بدهد تا تعامل بین فرزند اول و دوم را بیشتر کند. وقتی فرزند دوم به یک سالگی رسید لازم است از اتاق والدین جدا شود. در 6 ماه اول لازم است کودک کنار والدین بخوابد، در 6 ماهه دوم توصیه می شود کودک در تختی مجزا اما همچنان در اتاق خواب والدین خود باشد و اما در 6 ماه سوم بهتر است کودک از اتاق والدین خارج شود و در اتاق فرزند اول بخوابد. این کار به فضای ارتباطی بین فرزند اول و دوم کمک بخواهد کرد. معمولا فرزند اول ممکن است این حس را داشته باشد در شرایطی که فرزند دوم کنار والدینش خوابیده، او به نوعی تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها رها شده و به همین دلیل خود را تنها حس می کند و حس حسادت در او ایجاد می شود، بنابراین قبل از اینکه باعث بروز چنین حس هایی در فرزند اول شویم لازم است در مورد چنین شرایطی برای فرزند اول شفاف سازی کنیم و برایش توضیح دهیم در چند ماه اول برحسب نیازهای فرزند دوم لازم است او کنار والدین بخوابد. با این کار حساسیت ها را به حداقل خواهیم رساند. منبع: تبیان

more_vert برای موفقیت، منتظر تایید دیگران نباشید

ادامه مطلب

closeبرای موفقیت، منتظر تایید دیگران نباشید

ما انسان ها همان چیزی هستیم که فکر می کنیم و تمام کارهایی که انجام می دهیم نتیجه افکارمان هستند. با این وجود بعضی از ما طرز فکرمان درباره خودمان بستگی به عوامل خارجی دارد که هیچ کنترلی روی آن ها نداریم. این عوامل خارجی همان مردم هستند. این رفتار با عکس های ویرایش شده ای که در شبکه های اجتماعی می گذارند تا لایک های بیشتری بگیرند ثابت می شود. هر لایک یک تایید از دیگران است. چقدر از نظر دیگران زیبا یا باهوش هستیم. اگر دوستان تان روزی برسد که حال خوبی نداشته باشند و آنچه شما می خواهید تایید نکنند چه اتفاقی می افتد؟ و اما به چه علت ما نیاز به تایید دیگران پیدا می کنیم؟ با بالا رفتن سن روی چیزهایی که از دست می دهیم تمرکز می کنیم ذهن شما میدان جنگ نهایی است. بیشتر مردم بر اساس تجربیات گذشته و چیزهایی که دیده اند تصمیم گیری می کنند. به همین دلیل هر چه سن بالاتر می رود بدبین تر می شویم. هر روز نیاز دارید که این جملات را به خودتان بگویید. من به اندازه کافی خوب هستم. من به اندازه کافی باهوش هستم. من به اندازه کافی قوی هستم. با تکرار و تداوم کم کم گفته های تان به باور تبدیل می شود و به آن چیزهایی که می گویید باور پیدا می کنید. پس هنگامی که شروع به گفتن این جملات مثبت به خودتان می کنید کم کم آن ها را باور می کنید و به همان چیزها تبدیل می شوید. به قول معروف الکی بگو تا بشه. نقاط ضعف تان را مخفی نکنید بیشتر ما سعی داریم نقاط ضعمان را بپوشانیم و زمان زیادی را صرف این کار می کنیم. این راه درستی نیست. وقتی نقص های تان را بپذیرید به شما کمک می کند تا راحت تر به آن ها غلبه کنید. زمانی که به شما می گویند زیادی حساس و احساساتی هستی یا حساس و احساساتی نباش مثل این است که بگویند ملکول دی ان ای خود را پاک کنید. نقاط ضعف شما در انتهای دیگر نقاط قوت تان قرار دارند. کاری که باید انجام دهید این است که وسط یک کاغذ سفید خطی بکشید و یک طرف خط تمام نقاط ضعفتان را بنویسید و طرف دیگر از آن نقص با یک عبارت تعریف کنید. به عنوان مثال اگر فکر می کنید ریاست طلبی یکی از نقاط ضعفتان است طرف دیگر بنویسید توانایی های رهبری. یا اگر یک طرف نوشتید رقابتی طرف دیگر بنویسید بلندهمت. نوشتن این ها باعث می شود آن ها را تجسم و عملی کنید. وقتی مزایا و معایب تان را می نویسید سعی کنید بین آن ها تعادل ایجاد کنید. پس هر زمان که در موقعیت های منفی نقاط ضعف تان قرار گرفتید یاد نوشته های مثبت آنطرف سطر بیفتید. موفقیت افراد بعضی از ما طرز فکرمان درباره خودمان بستگی به عوامل خارجی دارد مانند تایید مردم هر روز صبح با خودتان بلند حرف بزنید هر روز صبح که به آینه نگاه می کنید با خودتان گفتگو کنید و در پایان گفتگو به خودتان بگویید که خواستن توانستن است. شاید این کار به نظر کمی احمقانه بیاید اما وقتی چیزی را زیاد بشنوید به آن اعتقاد پیدا می کنید و همان چیزی می شوید که باورش را دارید. پس رویاهای تان را در واقعیت به زبان بیاورید تا زندگی با افکارتان هماهنگ شود. با حسادت و تنفر از خود به هیچ جایی نمی رسید برای این که به آن چه که می خواهید باشید و داشته باشید برسید باید سخت تلاش کنید. با حسادت به هیچ جایی نمی رسید و هیچ چیز خوبی از حسادت به دست نمی آورید. برای پیشرفت و تایید باید به داشته های تان واقف باشید و به خاطر بیاورید که چقدر خوشبخت هستید. هر روز برای شما فرصتی است که کاری بهتر از دیروز انجام دهید. وقتی داشته های تان را تشخیص دهید و بابت آن ها سپاسگذار باشید به ارزشمند بودن و استحقاق یک زندگی خوب داشتن خود باور پیدا می کنید. به انتقادها گوش دهید اما بیش از حد به آن ها تکیه نکنید انتقادها یکی از مهم ترین بخش های زندگی هستند و همه ما برای رشد به انتقادها نیاز داریم. هر باغی برای رشد به باران نیاز دارد اما باران همیشه نمی بارد. در غیر این صورت نمی توانیم از گل های بهار و هوای تابستانی لذت ببریم. اگر کسی از شما انتقاد کرد آن را بشنوید، ارزیابی کنید و ببینید که آیا این انتقاد برایتان مفید است یا نه؟ سپس آن را کاملا رها کنید. این بهترین کاری است که می توانید برای خودتان انجام دهید. به چیزهایی که می شنوید و شما را آزار می دهید گیر ندهید. منبع: بدونیم

more_vert داشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

ادامه مطلب

closeداشتن احساس خوشبختی آنقدرها هم سخت نیست

با رعایت یکسری نکات مهم می‌توان به خوشبختی و رضایت از زندگی دست یافت. در این مطلب موانع دستیابی به این هدف معرفی می‌شوند. در اینجا لیستی از چندین عمل رایج را عنوان می‌کنیم که هیچوقت نباید در زندگی‌تان آنها را راه دهید. دوستان نادرست را کنار بگذارید با آدم‌های نادرست نشست و برخاست نکنید و هیچوقت برای بودن با کسی که ارزش شما را نادیده می‌گیرد اصرار نورزید. یادتان باشد آنهایی که در زمان خوشی کنار شما می‌مانند هیچوقت قابل اعتماد نیستند. مهم کسانی هستند که در ناخوشی‌ها و ناملایمات زندگی کنارتان بوده و می توان آنها را دوستان واقعی نامید. از مشکلاتتان فرار نکنید نیازهای خودتان را پنهان نکنید و به خودتان دروغ نگویید. دردناک‌ترین مسئله این است که وقتی شدیدا درگیر دوست داشتن دیگران هستید، خودتان را فراموش می کنید و یادتان می‌رود که شما هم فردی منحصر بفرد هستید. باید به دیگران کمک کنید اما در کنار آن از خودتان غافل نشوید. سعی نکنید تظاهر به چیزی داشته باشید که نیستید. خودتان را تغییر ندهید تا آدمها دوستتان داشته باشند و مطمئن باشید آنهایی که باید، دوستتان خواهند داشت. از اشتباه کردن نترسید اینکه کاری انجام دهید اما اشتباه کنید، بهتر از این است که هیچ کاری انجام ندهید. خودتان را بخاطر اشتباهات گذشته‌تان سرزنش نکنید. ممکن است فرد نادرستی را در گذشته دوست داشته‌اید و بخاطر مسائل نادرستی گریه کرده‌اید اما هر اتفاق بدی هم که بیفتد، اشتباهات به ما کمک می‌کنند فرد یا چیزهایی را پیدا کنیم که برایمان مناسب هستند. خوشبختی خریدنی نیست سعی نکنید خوشبختی را بخرید. خیلی از چیزهایی که آرزو داریم داشته باشیم گران هستند. اما حقیقت این است که چیزهایی که واقعاً ما را خوشحال و راضی می‌کنند مانند عشق، خنده و تلاش در جهت علایقمان کاملاً رایگان‌ هستند. سعی نکنید برای خوشبختی‌تان به دیگران تکیه کنید. اگر با کسی که درونتان است خوشبخت و شاد نباشید، با هیچ رابطه با دوامی هم خوشحال و راضی نخواهید بود. وقت تلف نکنید فکر نکنید آماده‌ نیستید. هیچکس هیچوقت وقتی فرصتی پیش می‌آید، کاملا آماده نیست چرا که بیشتر موقعیت‌های عالی زندگی ما را مجبور می‌کند که فراتر از محدوده امن خود قدم برداریم و این یعنی احساس راحتی نخواهیم داشت. به دلایل نادرست درگیر هیچ ارتباطی نشوید. روابط باید هوشمندانه انتخاب شوند. تنها بودن خیلی بهتر از این است که با فردی نادرست باشید. توجه داشته باشید که هیچ نیازی به عجله کردن نیست. از طرفی سعی نکنید با همه رقابت کنید. نگران کارهایی که دیگران از شما بهتر انجام می‌دهند، نباشید. سعی کنید هر روز رکورد خودتان را بالا ببرید. موفقیت مبارزه‌ای بین خودتان و خودتان است. حسادت نکنید به دیگران حسادت نکنید. حسادت هنر شمردن نعمت‌های دیگران به جای نعمت‌های خودتان است و باید قدر داشته هایتان را بدانید. دست از شکایت و دلسوزی برای خودتان بردارید و کینه‌ توزی نکنید. زندگیتان را با نفرت پیش نبرید چون آخر کار خودتان را خیلی بیشتر از کسانی که از آنها نفرت دارید، اذیت خواهید کرد. بخشش به این معناست که اجازه نمی‌دهید دیگران با اعمال خود خوشبختی شما را نابود کنند. وقتتان را برای اثبات خود تلف نکنید نگذارید دیگران شما را تا سطح خودشان پایین بکشند و برای راحتی کسانی که نمی خواهند خودشان را بالا بکشند، استانداردهایتان را پایین نیاورید. وقتتان را برای توضیح دادن خودتان به دیگران تلف نکنید و هیچوقت بدون وقفه انداختن کاری را پشت سر هم انجام ندهید. زیبایی لحظات کوچک را نادیده نگیرید سعی نکنید فقط به دنبال عناصر ایده‌آل و بی‌نقص بگردید. دنیای واقعی به افراد ایده‌آل‌گرا جایزه نمی‌دهد، بلکه به کسانی پاداش می‌دهد که کار انجام دهند. آسان‌ترین راه را دنبال نکنید. زندگی آسان نیست، مخصوصاً وقتی برای به دست آوردن چیز با ارزشی برنامه‌ریزی می‌کنید، راه آسان را انتخاب نکنید. اگر همه چیز بر وفق مرادتان نیست، تظاهر نکنید که اینطور است. هیچ اشکالی ندارد که هر از گاهی شکست بخورید. لازم نیست همیشه وانمود کنید که قوی هستید و نیازی هم نیست که مداوم ثابت کنید که همه چیز خوب پیش می‌رود. دیگران را بخاطر مشکلاتتان مقصر ندانید هیچوقت دیگران را سرزنش نکنید و برای اشتباهاتتان به دنبال مقصر نگردید. شهامت پذیرفتن اشتباهاتتان را داشته باشید. لازم نیست برای همه، "همه‌کس" باشید. اینکار غیرممکن است و فقط خسته‌تان خواهد کرد. اما لبخند زدن به دیگران می‌تواند دنیا را تغییر دهد. شاید نه کل دنیا را، ولی دنیای آن آدمها را مطمئناً تغییر می‌دهد. نگرانی مشکلات آینده را حل نمی‌کند و فقط لذت‌های امروز را از شما خواهد گرفت و هرگز روی چیزی که نمی‌خواهید اتفاق بیفتد متمرکز نشوید. منبع: باشگاه خبرنگاران

more_vert علت حسادت کردن از موفقیت های دیگران چیست؟

ادامه مطلب

closeعلت حسادت کردن از موفقیت های دیگران چیست؟

من همیشه می‌دانستم که می‌خواهم یک نویسنده شوم، بخاطر همین وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، آماده بودم که کارم را شروع کنم. موفقیت یک‌شبه من آنطور که برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت و تقریباً یک دهه در تلاش برای چاپ شدن نوشته‌هایم بودم. بااینکه مطمئن بودم که این تجربه‌ کاملاً طبیعی است ولی واقعیت ناراحت‌کننده روبه‌رویم بود: افراد دیگری بودند، که خیلی‌هایشان را هم می‌شناختم، که بدون هیچ مشکلی پیشرفت کردند. هر روز خبر موفقیت فروش کتاب یک زن را می‌شنیدم. آیا این زن‌ها به اندازه من نگاه دقیقی به زندگی داشتند؟ آیا به اندازه من بامزه، جذاب و متواضع بودند؟ نه نبودند! البته من اصلاً نمی‌دانم که این زن‌ها چطور آدم‌هایی بودند. فقط می دانستم که از آنها متنفرم. اینطور بود که سالهای شکنجه‌ام شروع شد، یادتان باشد که این شکنجه‌ها بخاطر این نبود که اتفاق بدی برایم افتاده بود. اینکه دست رد به سینه‌ات بزنند مطمئناً درد جسمانی به دنبال ندارد. هیچکس هیچوقت امنیت من یا خانواده‌ام را به خطر نینداخت. درواقع، متن رد شدن نوشته‌هایم حتی یکی دو جمله تحسین‌آمیز هم در خودشان داشتند و برایم آرزوی موفقیت هم می‌کردند. دلیل عصبانیت و ناراحتی من اتفاقات خوبی بود که برای دیگران می‌افتاد. من مطمئن بودم که باهوش‌تر، خوشگل‌تر و مستحق‌تر برای موفقیت هستم. من سخت‌کوش بودم و برای موفق شدن آمادگی بیشتری داشتم. دلم میخواست آنهایی که کتاب‌هایشان چاپ می‌شد را در دریا بیندازم تا غرق شوند، دلم میخواست آنها را شکنجه کنم. خیلی حس زشتی است – اینکه از موفقیت کسی ناراحت شوید – ولی آدمها اغلب زشت هستند. و مطمئن هستم که شما هم تا بحال حس مشابهی را تجربه کرده‌اید. وقتی این اتفاق‌ها برای کسانی غیر از شما می‌افتد، حتی ممکن است دیوانه شوید: همسر پیدا کردن. نمره بالا گرفتن در کلاس، قبول شدن درد انشگاه، داشتن والدین باحال، خوش‌هیکل بودن، گرفتن ترفیع کاری، و … شما هم از فکر کردن به این چیزها خسته شده‌اید؟ خشمگین بودن نسبت به آدمها انرژی زیادی از آدم می‌گیرد، مخصوصاً اگر بدی در حق شما نکرده باشند. پس با این احساسات چه باید بکنید؟ چطور می‌توانید یکی از آن آدم‌های بدبختی که مدام از وضعیت خودشان شکایت می‌کنند و به وضعیت دیگران حسادت می‌کنند نباشید؟ من یک برنامه چهار مرحله‌ای دارم که توانست من را از آن وضعیت بیرون بکشد. امیدوارم بتواند به شما هم کمک کند. ۱. همه چیز را مدنظر قرار دهید یک راه برای کنار آمدن با همه خستگی‌تان این است که یک قدم به عقب بردارید و به این فکر کنید که چه کرده‌اید. من وقتی در ابتدای دهه بیست‌سالگی‌ام بودم، شاید هیچکدام از کتاب‌هایم چاپ نشده بود، ولی نامزد خیلی مهربانی داشتم که در همه کارها به من کمک می‌کرد. سلامت بودم و رابطه‌ فوق‌العاده‌ای هم با پدر و مادرم داشتم. دفعه بعدی که متوجه شدید بخاطر موفقیت یک نفر می‌خواهید خودخوری کنید، به چیزهایی مثل این فکر کنید: او والدین مهربان و حمایتگری مثل من ندارد، من خیلی خوش‌شانس بوده‌ام که در همچنین خانواده‌ای هستم. قدر چیزهایی که دارید را بدانید، مخصوصاً چیزهایی که شما دارید و دیگران ندارند. شاید باز هم از خشمتان برای موفقیت دیگران کم نکند ولی برای شروع بد نیست. به این فکر کنید این چیزی که آن فرد الان به دست آورده است، تنها چیزی نیست که شما در زندگی می‌خواهید و تنها چیزی هم نیست که در دنیا اهمیت دارد. زندگی بسیار پیچیده است و همین است که جالبش می‌کند. ۲. لیستی از تمام کسانی که به آنها حسادت می‌کنید و از آنها خشمگینید تهیه کنید حاضرم شرط ببندم که بیشتر آنها افراد هم‌سن و سال خودتان هستند – حتی دوستانتان. یک نکته خیلی عالی درمورد دوستان این است که با هم بزرگ شده‌اید و پیر می‌شوید. من در سن ۳۲ سالگی چندین دوست دارم که با خیلی از آنها از دوران دبیرستان دوست بوده‌ام و خیلی‌ها هم به قبل از دوران دبیرستان تعلق دارند. مطمئنم که طی بیست سال گذشته به هر کدام از آنها در یک نقطه از زندگی‌ام حسادت کرده‌ام. و این هیچ اشکالی ندارد. همه ما بزرگ و بالغ می‌شویم و با سرعت خودمان رشد می‌کنیم. سعی کنید همیشه به خاطر داشته باشید که همه ما دلمان می‌خواهد دوستانمان موفق باشند چون یک روز پیر می‌شویم و دلمان می‌خواهد وقتی در جشن تولدمان به اطرافمان نگاه می‌کنیم به تک‌تک کسانی که اطرافمان هستند افتخار کنیم. و از طرف دیگر، داشتن دوستان موفق احتمال موفقیت شما را هم بیشتر می‌کند چون شما از آنها حمایت می‌کنید و آنها هم درمقابل از شما حمایت خواهند کرد. موفقیت یک کار گروهی است. پس عضو یک گروه باشید! ۳. با بدنتان بعنوان بخشی از خودتان رفتار کنید. کار دیگری که واقعاً برای کنار آمدن با این وضعیت به من کمک کرد، انجام یوگا بود. من همیشه در مغزم زندگی می‌کردم و بدنم را درواقع دشمن مغزم می‌دانستم. یادم می‌آید که وقتی دبیرستانی بودم، گفته فیلسوف فرانسوی معروف دکارت را شنیده بودم که می‌گفت، ذهن و جسم دو موجودیت جداگانه هستند، حتی اگر بر هم تاثیر داشته باشند و این بدترین شکل تفسیر یک فلسفه بود. با خودم فکر می‌کردم چرا همه طوری رفتار می‌کنند که انگار خیلی عجیب است ذهن و جسم از هم جدا باشند؟ اینطور است دیگر! البته به استثنای اینکه به آن سادگی‌ها که من فکر می‌کردم هم نبود. جسم ما به شدت به مغز و احساسات ما مرتبط است. وقتی احساس بدبختی و حسادت می‌کنید و دلتان می‌خواهد با مشت توی صورت کسی بزنید، حرکت دادن بدنتان می‌توانید خیلی مفید باشد. من در سن ۱۲ تا ۲۴ سالگی به این ایده می‌خندیدم ولی واقعیت این است که آن زمان بیشتری احساس ناراحتی را در زندگی‌ام داشتم. چه دویدن باشد چه یوگا یا انجام هر ورزش دیگری کنار دوستانتان، حرکت دادن بدنتان می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای بر وضعیت ذهنی‌تان داشته باشد. من خودم به این دلیل یوگا را دوست دارم که یک معلم عالی پیدا کردم که همیشه قبل از کلاس کمی درمورد اینکه کاری که ما روی زیرانداز یوگایمان انجام می‌دهیم با زندگی آن زیرانداز در ارتباط است، برایمان حرف می‌زند. یوگا با مجبور کردن من برای کندتر کردن تنفسم و برخورد با بدنم بعنوان قسمتی از خودم، به من کمک کرد بتوانم چیزهایی که در کنترلم نیستند را رها کنم و به هیچ‌چیز وابسته نشوم. ۴. فریاد بکشید وقتی همه چیز با شکست مواجه می‌شود و از عصبانیت و حسادت و انواع و اقسام احساسات زشت و ناراحت‌کننده خسته شده‌اید، فریاد بزنید. همه نیرویتان را جمع کنید و جیغ بزنید – بی‌صدا. از آنجایی که من در یک محله بسیار ساکت زندگی می‌کنم، جیغ بلند کشیدن عصبی‌ام می‌کند ولی اگر شما دوست دارید که سر و صدا کنید، می‌توانید یک جیغ بلند بکشید! می‌دانم شاید به نظرتان احمقانه بیاید ولی مطمئن باشید که اثر دارد. گاهی‌وقت‌ها باید به خودتان یک لحظه خشم کامل بدهید، حتی اگر آن خشم و عصبانیت کاملاً بدون دلیل و بی‌هدف باشد. شما کامل نیستید. من هم نیستم. هیچکس نیست. وقتی کسی که می‌شناسم یک جایزه می‌برد یا در لیستی که من دوست داشتم باشم قرار می‌گیرد، هنوز هم یک لحظه با خودم می‌گویم «چرا من نه؟» این کاملاً طبیعی است. شما ربات نیستید، آدمید. به خودتان اجازه دهید گاهی حسادت کنید و دیوانه شوید ولی بعد هر کاری از دستتان برمی‌آید برای بیرون آمدن از این حالت انجام دهید. ۵. پیش روید من چطور پیش رفتم؟ توانستم پیش روم چون واقعیت را قبول کرده بودم، اینکه خوش‌اقبالی فردی دیگر تاثیری بر شانس و خوش‌اقبالی من ندارد. این احتمال هست که یک روز هم اقبال شما برگردد و شما برنده میدان باشید. نه من مرکز جهان هستم و نه شما. اشکالی ندارد که برای خودتان بخاطر اینکه نتوانسته‌اید چیزی که می‌خواستید را به دست آورید، متاسف باشید، مخصوصاً اگر خیلی برای آن تلاش کرده بودید،. ولی بعد باید از آن بگذرید و زندگی‌تان را جلو ببرید. شما تلاشتان را کرده‌اید و هر کاری از دستتان برمی‌آمده را انجام داده‌اید و برای رسیدن آن روز طلایی فقط باید صبر کنید. همین. مطمئن باشید یک روز می‌آید. هر چقدر هم که شایسته و مستحق موفقیت باشید، دنیا خارج از دستان شماست. همه آن آدم‌هایی که در یک لحظه تصور می‌کنید همه چیز دارند، واقعیت این است که اینطور نیستند. آنها مشکلاتی دارند که شما از آنها بی‌خبرید و آنها هم به بقیه حسادت می‌کنند (حتی به خود شما). خشمگین بودن نسبت به دیگران و کینه ورزیدن انرژی زیادی از شما می‌گیرد. درعوض باید سعی کنید از این انرژی برای انگیزه دادن به خودتان برای سخت‌تر تلاش کردن استفاده کنید. چون تنها چیزی که می‌توانید واقعاً کنترلش کنید، خودتان هستید. شاد و راضی بودن برای آنچه که هستم بود که من را از گرداب حسادت نجات داد. شما هم چیزی را پیدا کنید که خوشحالتان می‌کند و آن را انجام دهید. مطمئن باشید با ادامه دادن مسیرتان بالاخره موفقیت به سمتتان می‌آید و خودتان و همه اطرافیانتان را خوشحال خواهد کرد. البته ممکن است بعضی از آنها بخواهند شب‌ها مخفیانه بخاطر این موفقیت شما در تحتخوابشان گریه کنند ولی اگر دوست واقعی باشند، خیلی زود به سمتتان برمی‌گردند و از این هم که هستید بالاتر می‌برندتان. منبع: مردمان

more_vert چگونه می توانم خود را با دیگران مقایسه نکنم

ادامه مطلب

closeچگونه می توانم خود را با دیگران مقایسه نکنم

هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید و از این اشتباه پرهیز کنید سعی کنید به داشته هایتان ببالید و برای آن ها خدا را شکرگذار باشید به دنبال تمایل افراد به کمال‌گرایی در زندگی مدرن، کار سختی نیست که خودشان را با دیگران مقایسه کنند. با این مدل زندگی، با به دست آوردن هر دستاوردی، سطح انتظارات فرد بالاتر می‌رود؛ پس طبیعی است که حتی به دیگران حسادت کند. اشتباه شما زمانی است که به‌جای تمرکز بر روی داشته‌هایتان، نسبت به نداشته هایتان وسواس به خرج می‌دهید. این کار می‌تواند شمارا متوقف کند یا از بسیاری از جنبه‌های زندگی شمارا بازدارد. درصورتی‌که خودتان را ارزشمند می‌دانید و نمی‌خواهید حس بد مقایسه با دیگران را داشته باشید، در ادامه ما را همراهی کنید. مقایسه مستمر خودتان با دیگران، به کاهش عزت‌نفس و ایجاد حس بد نسبت به خودتان منجر می‌شود. در برابر اصراری که به مقایسه وجود دارد ایستادگی کنید و نسبت به خودتان آگاهی بیشتری کسب کنید. برای ساختن اعتمادبه‌نفستان اهدافی را تعریف کنید و رفتارهایی را بیاموزید که می‌تواند شمارا بهبود ببخشد. قسمت اول: پیدا کردن منابع رفتاری که منجر به مقایسه کردن خودتان با دیگران می‌شود. ۱. به نوع نگاهتان نسبت به وجود خودتان توجه کنید. اولین گام برای تغییر، آگاهی نسبت به نوع نگاهی است که به خودتان دارید. بدون این آگاهی نمی‌توانید مشکل اساسی را تشخیص دهید. بعدازاینکه تصمیمتان برای خروج از این رویه با جدیت گرفته شد، این کار به شما کمک می‌کند ثبات قدم داشته باشید. زمانی که تصمیم برای تحقق هدفی به‌صورت آگاهانه گرفته می‌شود، معمولاً دسترسی به آن هدف شدنی‌تر است. ۲. عزت‌نفس خود را ارزیابی کنید. عزت‌نفس می‌تواند ارزیابی مثبت یا منفی شما درباره خودتان باشد. همه ما روزهای خوب و بد داریم و اغلب حس ما نسبت به خودمان، روزمان را به‌واسطه بازتاب بر وقایع تغییر می‌دهد. عزت‌نفس می‌تواند نوعی تفکر و به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی پایدار باشد که در طول عمر قابل توسعه است. آیا شما دیدگاه خوبی درباره خودتان دارید؟ آیا به دیگران اجازه می‌دهید که احساستان را، از راه دور کنترل کنند؟ اگر شما به دنبال پیدا کردن خودتان به‌منظور تعیین عزت‌نفس باشید، این نشانه آن است که می‌توانید برای کسب شادی خود تلاش کنید. ۳. رفتارهای قیاسی خود را شناسایی کنید. رفتار مقایسه‌ای زمانی به وجود می‌آید که خودتان را دیگران مقایسه کنید. این مقایسه می‌تواند با افرادی در موقعیت بالاتر یا پایین از خودتان صورت گیرد. گاهی اوقات مقایسه‌های اجتماعی می‌تواند منافعی داشته باشد؛ اما رفتارهای مقایسه‌های منفی می‌توانند به اعتمادبه‌نفس شما آسیب وارد کنند. به‌عنوان‌مثال یک مقایسه مثبت زمانی است که یک ویژگی رفتاری خوب را در کسی می‌بینید و به‌جای اینکه به کیفیت بالای آن صفت در آن فرد (به‌عنوان‌مثال فردی محتاط است) حسادت کنید، تلاشتان را برای محتاط بودن انجام می‌دهید و آن صفت را در خودتان پرورش می‌دهید. مثالی از رفتار مقایسه‌ای منفی این است: خودتان را با فردی مقایسه کنید که چیزی دارد و شما تمایل به داشتن آن دارید. به‌عنوان‌مثال وقتی به ماشین جدید آن فرد حسادت کنید. ۴. افکار و احساسات مقایسه‌ای خود را بنویسید. نگرش ایجادشده بر اساس مقایسه خودتان با دیگران را بنویسید. اگر برایتان مقدور است، آن را بلافاصله بعد از ایجاد آن تفکر یا یادآوری در ذهنتان یادداشت کنید. به این صورت وقتی‌که هنوز در ذهنتان تازگی دارد آن را با توصیف بهتری می‌نویسید. به عامل حس ایجادشده بر اساس مقایسه فکر کنید. تمام افکار و احساسات خود را بنویسید. به‌عنوان‌مثال شما افسرده هستید چون به ماشین جدید یک نفر حسادت می‌کنید؛ درحالی‌که شما با ماشینی بیست‌ساله رانندگی می‌کنید. ۵. تلاش کنید تا چگونگی آغاز رفتارهای مقایسه‌ای را پیدا کنید. با تلاش و بررسی گذشته زندگی خود، هنگامی‌که شما رفتارهای مقایسه را نسبت به دیگران به یاد آوردید، از آن‌ها یادداشت بردارید. ممکن است درنهایت به سرچشمه شکل‌گیری این رفتار دست پیدا کنید. به‌عنوان‌مثال ممکن است افکار شما به دوران کودکی و زمان آغاز مقایسه خودتان با خواهر یا برادرتان ختم شود. شاید متوجه شوید که به علت نادیده گرفتن احساستان در کودکی، اقدام به مقایسه خودتان با خواهر یا برادرتان نموده‌اید. هم‌اکنون کاوش درباره ریشه رفتار مقایسه‌ای خودتان را آغاز کنید. یکی از سخت‌ترین چیزها درباره رفتار تطبیقی، به وجود آمدن حس منفی در پی این اقدام است. با ردیابی و شناخت راه مقایسه خودتان با دیگران، احتمال تمایل شما به تغییر این رفتار منفی بیشتر می‌شود. قسمت دوم: قدر داشته‌هایتان را بدانید. ۱. بر روی داشته‌هایتان متمرکز شوید. وقتی می‌بینید که مقایسه خودتان با دیگران، کار سودمندی برای شما نیست، می‌توانید توجهتان را به موفقیت‌های خود معطوف کنید. اگر احساس و ابزار سپاسگزاری خود را به سمت هدایای دریافتی بابت کارهای خود ببرید، توجهتان را به‌جای دیگران به خودتان معطوف کرده‌اید. زمان بیشتری را صرف توجه به نکات مثبت و داشته‌های خود کنید. ممکن است با شروع توجهتان به خود، به مقایسه خودتان با دیگران مشغول نشوید. ۲. لیستی برای سپاسگزاری‌ داشته باشید. داشتن لیستی برای شکرگزاری، یک‌راه برای یادآوری داشته‌هایتان به خودتان است. این کار به شما کمک می‌کند تا به چیزهایی که به دست آورده یا به شما اعطاشده است، توجه داشته باشید؛ سپس می‌توانید بابت آن‌ها قدران باشید. درباره چند تا از بهترین دوستانتان فکر کنید. آن‌ها می‌توانند داشته‌های شما باشند، مکان‌هایی که باهم رفته‌اید، زمان‌های سپری‌شده باهم و هر چیزی که شادی را به همراه داشته است. بر روی قدردانی از این داشته‌هایتان تمرکز کنید. داشتن لیستی از مواردی که می‌توانید بایت آن‌ها سپاسگزار باشید، احتمال موفقیتتان را بالا می‌برد. به‌هرحال تلاش کردن و اعمال بدون انگیزه، علیه شما تمام می‌شود. شما به قدردانی از خودتان برای داشته‌ها نیاز دارید؛ چراکه این کار باعث بهبود زندگی شما خواهد شد. همه‌چیز را با جزییات بنویسید. به‌جای داشتن یک لیست از عناوین، توضیحی کامل از هر چیزی بنویسید. درباره وقایع غیرمترقبه و ناگهانی بنویسید. این کار باعث می‌شود که فرصتی برای دوست داشتن احساسات خوب ناشی از تجربه‌ها، نصیبتان شود. لازم نیست روزانه این لیست را به‌روز کنید. درواقع شاید نوشتن چند بار در هفته سودمندتر از نوشتن روزانه باشد. ۳. با خودتان مهربان باشید. هراندازه بیشتر با خودتان مهربان باشید و خشونت را در حق خود کاهش دهید، به تلاش و انگیزه و سخت‌کوشی بیشتر دست پیدا می‌کنید. ۴. بدانید که اختیار زندگی شما در دستان خودتان است. مقاومت در برابر مقایسه خودتان با دیگران کار سختی است؛ اما درنهایت کنترل آن در دست خودتان است. شما نیاز دارید که رهبری زندگی‌تان را به روش خاصی در دست بگیرید. این شما هستید که تصمیم می‌گیرید، نه هیچ‌کس دیگری. مهم نیست که دیگران چه کاری می‌کنند یا چه چیزی دارند. شما جوهره هر کاری را در طول زندگی خود دارید. منبع: ترنجی

more_vert افراد حسود و راه های برخورد با این افراد

ادامه مطلب

closeافراد حسود و راه های برخورد با این افراد

وجود حسادت در آدمی علامت هایی دارد که هر کس میتواند با بررسی خود پی ببرد که آیا به بیماری حسادت مبتلا است یا نه. علامت هایی که یادآوری میشود هرکدام به تنهاییعلامت قطعی حسد نیست و مردمانی که حسود نیستند هم دارای برخی از این صفات میباشند پس اگر نمونه ای از آنها در کسی دیده شد نباید حکم کرد که وی حسود است. بلکه یادآوری این علائم برای خود انسان است که هر موقع یکی از آن ها را درخود یافت خویش را تحت مطالعه قرار دهد که آیا بدین بیماری دچار شده است یا نه.   از نشانه های آدم حسود این ها هستند: از ناراحتی دیگران شاد میشه اگر کار اشتباهی انجام بدیم ما رو بسیار سرزنش می کنند اگر در مسیر موفقیت باشیم همش به ما میگه که تو نمی تونی از دیگران حُسن جویی و تعریف نمی کنند با ما خیلی پرخاشگرانه صحبت میکنند پشت سر ما غیبت میکنند به ما بی توجهی نشون میدند و خودشون رو میگیرند و …   نحوه برخورد با آدمهای حسود   ارتباط مؤثر حس تان را به آدم حسود بگویید. هنگامی که با دوستی صحبت می کنید که رفتارهای حسادت آمیز نسبت به شما دارد، برای این که احساسات تان را به وی منتقل کنید، از جمله های اول شخص استفاده کنید. یعنی اینطور آغاز کنید:« من حس می کنم…» و بعد احساسات تان را در خصوص موضوعی خاص که وی گفته یا انجام داده، توضیح دهید. روش اگه جایش بودم: از روش اگه جایش بودم استفاده کنید. در این روش هنگامی که یک فرد حسود را می بینید که چه طور با یک فرد دیگر برخورد میکند ، خوب توجه کنید که نفر دوم چطور برخورد میکند   و در دل خود بگویید اگه من جایش بودم فلان کار را می کردم. خوب فکر کنید که اگر جای وی بودید چه کار می کردید.   این رفتارها را که در یک دفتر بنویسید. پس از چند ماه کلی تجربه به دست آورده اید و کلی پیشرفت نموده اید . اگر آدمی بوده اید که تا با حال با بی تجربگی مورد سواستفاده آدم های پلید دور و برتان واقع می شده اید، باید بگویم که اصولا مغز انعطاف خاص خود را دارد، طوری که میتوانید کم کم تجربه کسب کنید و بهتر با این اشخاص مبارزه کنید. شما کم کم یاد می گیرید که در در برابر هر عکس العمل این اشخاص، اتخاذ چه تکنیکی سودمندتر و عقلایی تر است. به عنوان مثال یاد می گیرید که بجای این که یک جمله و طعنه آن ها ارامش شما را به هم بزند، نشان بدهید که عین خیالتان نیست و با نشان دادن خونسردی و یک تبسم، نشان بدهید که حمله آن ها چه قدر سست و بیهوده بوده است. و در پایان بجای این که شما دچار تنش شوید، تنش را در خود آن ها ایجاد می کنید.   به اشخاص حسود اجازه دهید انگیزه ی شما باشند احتمالا بعضی اشخاص به شما بگویند کسب و کار تان هیچوقت به موفقیت نمی رسد یا شما به اهدافتان دست پیدا نمی کنید. در این مواقع میتوانید از عکس العمل های منفی بعنوان انگیزه ای برای موفقیت استفاده کنید. باید بدانید هیچ نیازی نیست چیزی را به کسی اثبات کنید. اما اگر فکر می کنید با رسیدن به موفقیت میتوانید حسودان را کور کنید، از این مهلت استفاده کنید و از آن بعنوان انگیزه ای برای سخت تر تلاش کردن بهره ببرید.   متفاوت از رفتار و اخلاق آنها عمل کنید مواجهه با رفتارهای زشت دیگران، به شما یاد میدهد نسبت به اطرافیانتان پذیراتر باشید. بجای تکرار رفتارهایی که حسودها در در برابر دیگران انجام می‌دهند ، رفتار برعکس آنها را در پیش بگیرید. با چنین نگرشی، اگاهی و همدلی تان نسبت به احساسی که دریافت بازخوردِ منفی در اطرافیان ایجاد میکند ، ارتقاء پیدا میکند . پس هنگامی که با افرادی برخورد می کنید که شبیه خودتان هستند، از آنها حمایت کنید و برایشان انگیزه بخش باشید. بدین ترتیب هم به سایرین کمک می کنید و هم رابطه معناداری با دیگر اشخاص موفق خواهید داشت.   احساسات خودمان را کنترل کنیم عصبی شدن و دشنام دادن خیلی ساده است. ولی فکر می کنید که به دنبال آن، اشخاص بدذات چه می کنند؟ آن ها دقیقا دوست دارند شما کنترل خود را از دست بدهید. پس به یاد داشته باشید که همیشه در یک دعوا، شخصی که کنترل خود را از دست میدهد ، همیشه بازنده است. به عنوان مثال اگر یکی از همکاران شما، مدام سبب کندی کار میشود یا کاری را خراب میکند ، تلاش کنید که با ارامش دلایلی قاطع برای ناکارایی وی پیدا کنید و وقتی پرونده فرد کامل شد، نخست به وی تذکر دهید و بعد تلاش کنید که به وی حمله خونسردانه ای کنید!   تواضع بیشتری داشته باشید در برخورد با انتقادهای اشخاص حسود مسیر سخت ولی سازنده ای در پیش خواهید داشت. در این مواقع یا باید شبیه فرد حسود برخورد کنید یا کاری انجام دهید که درست است. بی تردید شما موفقیت بیشتری از آدم های حسود دارید که سعی میکنند وضعیت را برایتان دشوار کنند. در هر صورت باید در واکنشی که دارید متواضع تر باشید. احتیاج نیست خودستایی کنید یا تلاش کنید اعتبار خود را به تأیید برسانید. بلکه عکس العمل خود را متواضع و محترمانه نشان دهید.   رفتار آن ها را پیش بینی کنیم اگر به قدر کافی با یک فرد حسود برخورد کرده باشید و اگر به میزان کافی باهوش باشید، میتوانید تمامی رفتارها و عکس‌العمل ها وی را پیش بینی کنید و خودتان را برای مبارزه با وی آماده کنید. اگر هم تجربه ندارید از" روش اگه جاش بودم" که در قسمت 1 گفته شد استفاده کنید.   آدم های موفق بجای تمرکز روی مشکلات، روی راهکار ها کار میکنند آدم های حسود اطراف شما، کاری جز فهرست کردن مشکلات بلد نیستند، ولی این شما هستید که میتوانید با چند کار کوچک، یک تغییر واقعی در شرکت و محل کارتان ایجاد کنید. شما ممکن است نتوانید، کل مشکل را حل کنید، ولی میتوانید شرایط را قابل تحمل تر کنید.   تأثیر منفی برخورد با حسودان را نادیده بگیرید هر کسی در زندگی خود با اشخاص منفی باف و حسود روبرو خواهد شد. ما نمی توانیم تمام اطرافیانمان را راضی کنیم که دوستمان داشته باشند. به همین خاطر میتوان از اشخاص حسود بعنوان افرادی ارزشمند برای یادگیری این درس استفاده کرد. قبول این مسأله که قرار نیست همه ما را دوست داشته باشند، به شما این قابلیت را میدهد تا توجهتان را روی مسائلی بگذارید که اهمیت بیشتری دارند؛ به عنوان مثال، حضور داشتن در لحظه، چالش هایی که با آنها روبرو هستید و سعی برای تبدیل شدن به انسانی بهتر.

more_vert این رازها را از همسرتان پنهان کنید!

ادامه مطلب

closeاین رازها را از همسرتان پنهان کنید!

همیشه به ما گفته اند که باید با همسرمان صادق باشیم اما این صداقت بدین معنی نیست که هر حقیقتی را به زبان بیاوریم. گاهی بیان یک حقیقت نه تنها فایده ای ندارد، بلکه به ضرر رابطه تان نیز تمام می شود. بنابراین اگر می خواهید که رابطه ای بلند مدت و سالم با همسرتان داشته باشید، مواردی را که در ادامه برایتان آورده ایم، مانند یک راز نزد خودتان نگه دارید. از خانواده او خوش تان نمی آید شما مجبورید که با خانواده همسرتان در ارتباط باشید، بنابراین حتی اگر به آنها علاقه ندارید، بهتر است که این موضوع را به رویتان نیاورید. اگر دوست دارید که احترام میان شما و همسرتان از بین نرود، سعی کنید که نکات مثبت خانواده همسرتان را ببینید تا رابطه با آنها برایتان قابل تحمل باشد، در غیر صورت وارد بحثی با همسرتان خواهید شد که هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت. خانواده شما از همسرتان راضی نیست نیازی نیست که به همسرتان بگویید خانواده شما علاقه ای به او ندارند. این کار تنها موجب ناراحتی و نگرانی همسرتان شده و وضعیت را بدتر می کند. به جای آن سعی کنید به دنبال دلیل این رفتار خانواده تان باشید و فرصتی را ایجاد کنید تا این کدورت ها میان شان برطرف شود. دیگر عاشق دلخسته او نیستید اکثر زوج ها پس از مدتی احساس می کنند که دیگر آن شور و نشاط و عشق آتشین روزهای اول را نسبت به همسرشان ندارند. اختلاف نظرها در هر رابطه ای وجود دارد، طبیعی ست که شما هیجان روزهای اول را نداشته باشید اما این را هم بدانید که از بین رفتن این هیجان به معنی کم شدن علاقه شما نیست، بلکه تنها فرم رابطه تان تغییر کرده است. بنابراین بهتر است که این موضوع را به روی همسرتان نیاورید زیرا ممکن است که تنها توهمی بیش نباشد. دست و پا چلفتی هستید اگر هنگام درست کردن غذا هزار بار اشتباه کردید یا آنقدر حواس پرت هستید که یادتان می رود کدام کار را چه زمانی انجام دهید و... بهتر است که این سوتی ها را برای خودتان نگه دارید. تنها در مواقعی که اتفاق خنده داری برایتان رخ داد، آن را برای همسرتان تعریف کنید، در غیر این صورت لازم نیست که خودتان را در مقابل همسرتان فردی دست و پا چلفتی و حواس پرت جلوه دهید. این کار تنها اعتماد به نفس شما را پایی می آورد. از دوست او خوش تان می آید طبیعی ست که ما به سمت زیبایی جذب شویم. گاهی ما از یک بازیگر یا خواننده خوشمان می آید و گاهی یک فرد عادی نظر ما را به خود جلب می کند. اما باید حواس تان باشد زیرا اگر آن فرد عادی دوست همسرتان است، بهتر است که از بیان کردن آن امتناع کنید زیرا حسادت همسرتان را بر می انگیزید. رازی که دوست تان به شما می گوید مطمئنا دوستان تان رازهایشان را با شما در میان می گذارند، حتی اگر شما همه چیزتان را به همسرتان می گویید، بهتر است که دور این یک مورد را خط بکشید. زیرا ممکن است که همسرتان ناخواسته آن را لو دهد یا این که یک روزی از آن راز بر علیه دوست تان استفاده کند، از این رو اگر می خواهید که اعتماد دوست تان را نسبت به خودتان از بین نبرید، راز نگه دار خوبی باشید. همسرتان زیادی حساس است ممکن است همسر شما از چیزی ناراحت شود که از نظر شما اهمیت چندانی ندارد، در این شرایط نباید به او بگویید که آدم حساسی هستی زیرا این حرف جز حس تحقیر و شرمندگی برای او چیزی به همراه نخواهد داشت. به جای آن از او بخواهید که در مورد علت ناراحتی اش با شما گفتگو کند. رابطه ای که با آدم های قبلی تان داشته اید احتمالا قبل از همسرتان آدم های زیادی در زندگی تان بوده اند اما بهتر است که خاطراتی که با آنها داشته اید را نزد خودتان نگه دارید در غیر این صورت حسادت همسرتان را بر می انگیزید. اگر همسر شما در رابطه با شما احساس امنیت دارد، با بیان جزییات بی اهمیتی از گذشته، او را حساس نکنید. یک بار خیانت کرده اید خیانت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، حتی اگر شما یک بار این اشتباه را در روابط قبلی تان مرتکب شده اید، بدین معنی نیست که آدم خیانتکاری هستید. پس بهتر است که این موضوع را مانند رازی برای خودتان نگه دارید، در غیر این صورت شک را به دل همسرتان راه می اندازید. اگر می خواهید که نگاه همسرتان به شما تغییر نکند، از بیان اشتباهاتی که در روابط عاطفی قبلی تان کرده اید، خودداری کنید. از هدیه او خوش تان نیامده است طبیعی ست که ما گاهی از هدایایی که دریافت کرده ایم، خوشمان نیاید اما اگر این هدیه از طرف شریک زندگی مان باشد، شرایط کمی فرق می کند. اگر شما در این شرایط به روی خودتان بیاورید که از هدیه او خوشحال نشده اید، آیا شرایط تغییری می کند؟ بهترین راه حل این است که با روی خوش از او تشکر و از هدیه ای که گرفته اید استفاده کنید. او در کارش حرفه ای نیست اگر شریک زندگی تان فکر می کند که در یک حرفه ای، مانند خوانندگی یا نویسندگی، خوب است اما شما نظری خلاف او دارید، بهتر است که توی ذوق اش نزنید و او را به ادامه کارش تشویق و تحسین کنید. روانشناسان ثابت کرده اند که صداقت همیشه کارساز نیست. گاهی ما برای جلوگیری از صدمه زدن به عزیزان مان باید حقیقت را پنهان کنیم. بنابراین حتی اگر شما از عملکرد او در زمینه ای راضی نیستید، بهتر است که به روی خودتان نیاورید.

more_vert کتاب« آرزوهای سوخته» و بیان دیدگاهها و احساسات شاعر

ادامه مطلب

close کتاب« آرزوهای سوخته» و بیان دیدگاهها و احساسات شاعر

 مجموعه شعر«آزوهای سوخته» اثر « احمدعلی صادقی» که از سوی انتشارات پرپروک در قطع رقعی و شمارگان یکهزار نسخه روانه بازار نشر شده با زبانی ساده و صمیممی به بیان دیدگاهها و احساسات شاعر پرداخته است. «مفاهیم آیه الکرسی» ، «شکستن دل» «خانه خدا»، «پیری و جوانی» ،«بسیج» ،«مهربانی»، «ایران عزیز»، «حضرت زینب»، «داستان بلا و مصیبت»، «بهمن»، «عمر بیهوده»، «زن خوب» «قلب شکسته»، «رمضان»، «فصل بهار»، «ادب و محبت»، «روز معلم»، «شهید عشق»، «رفاقت »«غافل»، « بخل و حسادت»،« قیامتم»،«باران»، «چشم»،« سنگ»، «شعر گرفتار» و« بی عدالتی» عنوان برخی از شعرهای این کتاب ۲۷۲ صفحه‌ای است.شاعر کتاب خود را که حاوی ۱۰۳ شعر است با ستایش خدا و بیان اوصاف او در شعر مفاهیم آیه‌الکرسی آغاز کرده و چون معلمی بازنشسته است تلاش کرده از تجارب دوران تدریس و زندگی خود در روستا و شهر برای بیان دیدگاههایش بهره بگیرد.اشعار کتاب، مخاطب را به بازگشت به هویت خود تشویق می کند و از او می خواهد در هر جایگاهی که قرار دارد، خدا، اهل بیت (ع) ،گذشته، محل زندگی و تاریخ را فراموش نکند و در همین راستا، شعر آرزوهای سوخته جدایی بشر امروز از زندگی پاک گذشته را روایت می‌کند.تصویر روی جلد که نمایی از فصل پاییز است بانام کتاب تناسب خوبی دارد.احمد علی صادقی در مقدمه کتاب خود، را این‌چنین معرفی می‌کند: «در سال ۱۳۴۰در روستای دهنو از توابع خمین متولد شدم و بعد از گرفتن مدرک فوق دیپلم از مرکز تربیت معلم نجف‌آباد استان اصفهان به عنوان معلم مشغول به کار شدم.سرودن شعر را از زمان معلمی آغاز کردم و مجموعه اشعار مذهبی، خاطره و اجتماعی را پس از سالها سرودن شعر در قالب این کتاب جمع آوری کردم.» «مسیر عشق» از دیگر آثار این شاعر اهل خمین است. ۸۰ شاعر و نویسنده در خمین کتاب چاپ کرده‌اند.

more_vert مقاله بررسی آفت‌ها و موانع فردی سلامت روح و روان از دیدگاه اسلام

ادامه مطلب

closeمقاله بررسی آفت‌ها و موانع فردی سلامت روح و روان از دیدگاه اسلام

مقاله علمی و پژوهشی " بررسی آفت‌ها و موانع فردی سلامت روح و روان از دیدگاه اسلام " مقاله ای است در 16 صفحه و با 32 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد پژوهشهای اخلاقی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث اسلام، موانع‌فردی، سلامت، روح و روان پرداخته شده است چکیده مقاله با توجه به آیات قرآن و روایات معصومین(ع) خداوند همه‌ی انسان‌ها را با فطرت و روانی سالم آفریده و به آن سوگند یاد کرده است «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» (شمس/7). اما در اثر علل و عوامل گوناگون دنیوی نقص و عیب پیدا می‌کنند. همان‌طور که در صدد پیشگیری و درمان آسیب‌های مادی برمی‌آییم باید به آفت‌ها‌ی روانی نیز توجه نموده و نسبت به پیشگیری و درمان آن اقدام نماییم. هدف این مقاله بررسی و شناسایی آفت‌ها و موانع فردی سلامت روح و روان از دیدگاه اسلام و ارائه راهکارهای نظری و عملی در جهت زدودن این آسیب‌ها و موانع می‌باشد. این مقاله با بهره‌گیری از روش توصیفی – تحلیلی و با مراجعه به منابع دست اول همچون قرآن کریم و روایات معصومین(ع) تدوین شده است. بر اساس یافته‌های این پژوهش برخی از این موانع و آفت‌ها عبارتنداز: خودخواهی و منیت‌ها، پیروی ازظن، تعصب، نفس اماره، تنبلی وتن پروری، غرایز سرکش، زنگاردل، کوری‌قلب، قساوت قلب، دلبستگی به دنیا، حسادت، پایبندی به شهوات، تسویل، تزئین، تلبیس. از میان بر داشتن این موانع و آسیب‌ها از نظر اسلام به استناد آیه 9 سوره شمس «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّیها» منجر به پالایش روح و سلامت روان می‌شود دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .