جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert سیاست خارجی دولت بایدن در قبال خاورمیانه

ادامه مطلب

closeسیاست خارجی دولت بایدن در قبال خاورمیانه

 اندیشکده بین‌المللی مطالعات ایران در عربستان در گزارشی تحلیلی نوشت: خاورمیانه با تغییرات پرآشوبی روبرو است و بدون تردید پیروزی بایدن نشان می‌دهد که تغییرات مشخصی در رویکرد واشنگتن درباره تنش‌های منطقه‌ای رخ خواهد داد.  اندیشکده بین المللی مطالعات ایران در عربستان نوشت: پیروزی "جوبایدن" کاندید حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در شرایط سخت خاورمیانه صورت گرفته است. خاورمیانه با تغییرات پرآشوبی روبرو است و بدون تردید پیروزی او نشان می‌دهد که تغییرات مشخصی در رویکرد واشنگتن درباره تنش‌های منطقه‌ای رخ خواهد داد. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: بایدن احتمالا در سیاست خاورمیانه‌ای خود بر روی حمایت از منافع آمریکا و هماهنگی با همپیمانان واشنگتن تمرکز کند و سوریه ،عراق و یمن از جمله مسائل تاثیرگذار در آینده روابط ایران و آمریکا خواهد بود. بایدن در مسیر بازگشت به توافق هسته‌ای اظهارات اخیر بایدن نشان می‌دهد که احتمال دارد او درباره برخی مسائل منطقه خاورمیانه شیوه جدیدی را در پیش گیرد. او هشدار داده است که سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ سبب شده است که اصولگرایان دست برتر را داشته باشند و برای به دست گرفتن دولت آینده ایران تلاش کنند. بایدن متعهد شده است در صورتی که ایران به طور کامل به بندهای توافق هسته‌ای پایبند باشد، آمریکا بار دیگر به توافق هسته‌ای بازخواهد گشت. تحریم‌هایی که دولت ترامپ علیه ایران وضع کرده سبب شده است بایدن در مسیر بازگشت به توافق هسته‌ای با سختی‌هایی روبرو شود. از این رو، بایدن از رویدادها پیشی گرفته و گفته است هرگونه تعامل با ایران بر پایه پایبندی تعهدات واشنگتن به همپیمانان منطقه‌ای خود خواهد بود. برپایه این گزارش، سیاست آمریکا درباره ایران متکی بر راهبرد هدفمند آمریکا در راستای تامین منافع آمریکا و حفظ موازنه قدرت در منطقه خواهد بود. در شرایطی که در داخل آمریکا مردم خواهان عقب‌نشینی نیروهای آمریکا از منطقه و پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان هستند این موضوع نگرانی‌هایی را برای بایدن به ویژه درباره تعامل با همپیمانان منطقه‌ای آمریکا به دنبال داشته است. تغییرهای احتمالی در سیاست بایدن سیاست بایدن در منطقه درباره برنامه هسته‌ای ایران در روش و ابزارهای با سیاست ترامپ تفاوت خواهد داشت. شماری از مشاوران بایدن هم گفته‌اند که دولت آینده آمریکا شیوه‌های مشخصی را در دستور کار قرار خواهد داد. «آنتونی بلینکن» مشاور بلندپایه بایدن در روابط خارجی از شیوه ترامپ درباره ایران انتقاد کرده است. او گفته است روابط آمریکا با ایران اکنون در مقایسه با گذشته بسیار بدتر شده است. او درباره ماهیت رویکرد احتمالی بایدن درباره ایران گفته است بایدن در رویکرد دیپلماسی خود با همپیمانان آمریکا هماهنگ خواهد بود. در این زمینه «جیک سالیوان» که سمت مشاور امنیت ملی بایدن در دوره «اوباما» را بر عهده داشت و در مذاکرات درباره موضوع هسته‌ای ایران نقش‌آفرین بود معتقد است؛ سیاست خارجی آمریکا در خلیج فارس از طریق مذاکره با همپیمانان منطقه‌ای آمریکا فراگیرتر خواهد بود. واشنگتن باید بر روی پرونده هسته‌ای ایران و مذاکره درباره آن تمرکز کند و روند مذاکره در سطح منطقه را تسهیل کند تا بازیگران منطقه‌ای هم بتوانند در آن نقش‌آفرین باشند. با پذیریش این رویکرد از سوی دولت بایدن می‌توان میان ملاحظات راهبردی و تاکتیکی آمریکا با هدف کاهش تنش‌های منطقه‌ای و حمایت از منافع اقتصادی و نظامی به ویژه در تنگه‌های اصلی منطقه موازنه ایجاد کرد. از نامشخص بودن سیاست بایدن در سوریه تا نگرانی وی در مورد عراق سوریه یکی از مهمترین همپیمانان ایران در منطقه است. بایدن به طور آشکار در مناسبت‌های مختلف از نظام سوریه و «بشار اسد» رئیس جمهوری این کشور انتقاد کرده است، با وجود همه این مسائل هنوز هم مشخص نیست که دولت بایدن در سایه تنش‌های رو به رشد با ترکیه در سوریه دقیقا چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت. عراق هم منبع نگرانی بایدن است. او به دلیل اینکه درباره مواضع خود درباره عراق با انتقادهایی از سوی حزب جمهوریخواه و دموکرات روبرو شد، رنج برده است. در شرایط کنونی گزینه نخست و مهم بایدن تعامل با دولت کنونی عراق خواهد بود. او به کاهش نیروهای نظامی آمریکا در عراق تمرکز خواهد کرد. اما گزینه عقب‌نشینی فراگیر را کنار خواهد گذاشت. همچنین بایدن بر اهمیت نظام‌های کارآمد و دولت‌سازی برای پایان دادن به تنش‌ها و جنگ‌ها در منطقه تاکید کرده است. پیش‌بینی می‌شود دولت آمریکا تحت رهبری بایدن با دولت «مصطفی کاظمی» در عراق تعامل داشته باشد. اما نفوذ ایران در عراق مایه نگرانی وی خواهد بود. تظاهراتی که در عراق در مخالفت با دخالت خارجی در این کشور صورت گرفته است بر چالش‌های بایدن برای رویارویی با نفوذ ایران و حمایت از دولت مستقر عراق خواهد افزود. لبنان در راس اولویت‌های واشنگتن نیست حضور حزب الله در منطقه در نتیجه سیاست ‌های آینده ایران و آمریکا با نقطه عطفی روبرو خواهد شد. لبنان همواره با بی‌ثباتی سیاسی و رکود اقتصادی روبرو است و این موضوع به ویژه پس از انفجار سنگین بندر بیروت وضعیت این کشور را در شرایط ناگواری قرار داده است. بایدن پس از انفجار بندر بیروت با مردم لبنان ابراز همدردی کرده است. پیش‌بینی می‌شود وی «سعد الحریری» و دولت وی را زیر فشار قرار دهد تا اصلاحات متناسب با کشور را در دستور کار قرار دهند. هنوز زود است که درباره رویکرد بلندمدت بایدن درباره لبنان گمانه‌زنی کرد. زیرا لبنان در راس اولویت‌های واشنگتن نیست. از این رو، دولت بایدن منتظر خواهد ماند تا طرح دولت جدید لبنان را ارزیابی کند. حمایت واشنگتن از هرگونه برنامه اصلاحاتی در لبنان موضوعی اساسی است. رویکرد فرانسه هم در پرونده برنامه اصلاحات لبنان در این زمینه نقش مهمی بازی خواهد کرد. بازنگری نقش آمریکا در یمن بایدن گفته است برای پایان دادن به جنگ یمن نقش آمریکا در یمن را مورد بازنگری قرار خواهد داد. با وجود اینکه بایدن پیش از این از اهمیت بازنگری در موضع آمریکا در حمایت از عربستان و همپیمانان آن در جنگ یمن سخن به میان آورده است بازهم اینگونه گمانه‌زنی می‌شود که بایدن بدون مشورت ریاض و همپیمانان آن در منطقه وارد پرونده یمن نشود. این موضوعی است که آمریکا، کشورهای اروپایی و عربستان بر روی آن اتفاق‌نظر دارند.

more_vert خطوط ‌ سیاست خارجی بایدن

ادامه مطلب

closeخطوط ‌ سیاست خارجی بایدن

 روزنامه شرق در مطلبی آورد: با توجه به اینکه «آمریکا نخست» عنوان اصلی و عمده سیاست خارجی ترامپ بود، بسیار محتمل است که سیاست خارجی بایدن در صورت پیروزی، بازگشت به سیاست سنتی آمریکا در دوره بعد از جنگ جهانی دوم باشد که هر دو حزب اصلی آمریکا درباره خطوط اصلی آن اجماع داشتند. روزنامه شرق ۱۸ آبان یادداشتی به قلم کوروش احمدی دیپلمات اسبق ایران در سازمان ملل متحد منتشر کرد و نوشت: درحالی‌که ترامپ در چارچوب سیاست «آمریکا نخست»، ناسیونالیسم اقتصادی، سیاست‌های حمایتی، دشمنی با تجارت آزاد و روند جهانی‌شدن را در دستور کار داشت، بایدن در جهت فاصله‌گرفتن از این سیاست‌ها حرکت خواهد کرد. البته گفتنی است که هم‌زمان شبح وجهی از سیاست خارجی ترامپ که به نحوی دیگر از طرف برنی سندرز هم تقویت می‌شد، تا مدت‌ها بر هر دو حزب سنگینی خواهد کرد؛ وجهی که معطوف به بازگرداندن مشاغل ازدست‌رفته بر اثر روند جهانی‌شدن بود و مورد اقبال سفیدپوستان یقه‌آبی و نیز بخشی از رنگین‌پوستان قرار دارد. از این‌رو می‌توان گفت «آمریکا نخست» ترامپ تا حدودی مهر خود را بر سیاست خارجی آمریکا زده و بعد از این کمتر رئیس‌جمهوری در آمریکا می‌تواند به این مضامین بی‌اعتنا باشد. ‌وجه دیگر سیاست خارجی ترامپ که بایدن در راستای معکوس‌کردن آن حرکت خواهد کرد، یک‌جانبه‌گرایی افراطی و بدون تعارف او است. بایدن در این چارچوب در جهت بازگشت به سیاست خارجی سنتی فراحزبی آمریکا، معطوف به بازگشت به نوعی بین‌المللی‌گرایی لیبرال اقدام خواهد کرد. تأکید بر احیای حداقلی از چندجانبه‌گرایی از طریق بازگشت به سازمان بهداشت جهانی، بازگشت به یونسکو و بازگشت به شماری از پیمان‌های بین‌المللی و در رأس همه آنها موافقت‌نامه زیست‌محیطی پاریس و تعیین تکلیف سریع پیمان استارت نو درباره کاهش موشک‌های بالستیک با روسیه که در فوریه باید تمدید شود و... در این رابطه مطرح‌اند. در همین چارچوب، بایدن متمایل به بازسازی ائتلاف با متحدان، دخالت در مسائل بین‌المللی، بازنگری در تعهدات ترامپ به کاهش نیرو در خارج، توسعه تجارت آزاد، بسط ارزش‌های آمریکایی در جهان و... خواهد بود. سؤال مهم این است که دست بایدن تا چه حد برای اجرای دستور کارش باز خواهد بود. اگر به موازات رأی نسبتا خوبی که ترامپ در انتخابات به دست آورده، موقعیت دموکرات‌ها در کنگره نیز تضعیف شود، نفوذ جناح چپ حزب دموکرات بر بایدن تضعیف خواهد شد و او نیازمند کسب حمایت جمهوری‌خواهان خواهد شد. بایدن در جریان مبارزات انتخاباتی بارها گفته که مایل است با جمهوری‌خواهان معتدل در ارتباط با مسائل امنیت ملی همکاری کند. در همین رابطه، مهم است که شخصیت و روحیه بایدن را به‌عنوان یک سیاست‌مدار متمایل به ایجاد اجماع و ائتلاف نیز در نظر بگیریم. اگر جمهوری‌خواهان اکثریت سنا را حفظ کنند و برگ برنده‌ای در ارتباط با تأیید همکاران بایدن در دست داشته باشند، نیاز بایدن به همکاری با آنها دوچندان خواهد شد. در این صورت، ممکن است بایدن نتواند به‌راحتی کسانی مانند همکاران اوباما در حوزه امنیت ملی را وارد کابینه خود کند. نگاه برخی افراطیون جمهوری‌خواه مانند سناتورها تام کاتن، مارکو روبیو و جاش هاولی به انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴، ممکن است مشکلات بیشتری برای بایدن ایجاد کند. در این رابطه، نگاهی به فهرست احتمالی افرادی که ممکن است شانس بیشتری برای تصدی پست وزارت خارجه دولت احتمالی بایدن داشته باشند، مفید است. سوزان رایس، مشاور پیشین امنیت ملی اوباما، سناتور دموکرات کریس مورفی، سناتور دموکرات کریستوفر کونز و آنتونی بلینکن، معاون سابق وزارت خارجه آمریکا، در این رابطه مطرح‌اند. رایس و مورفی به دلایل روشن بعید است از سوی جمهوری‌خواهان پذیرفته شوند، اما بلینکن و کونز که میانه‌رو هستند، شانس دارند. بازگشت به برجام نیز در چارچوب احیای تعهدات بین‌المللی آمریکا مطرح خواهد بود، اما از آنجا که حمایت دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان کنگره از بایدن در ارتباط با بسیاری از سیاست‌های پیش‌گفته می‌تواند کار او را راحت‌تر کند، روشن نیست تکلیف حمایت کنگره در ارتباط با برجام چه خواهد شد. در این رابطه، تعیین تکلیف سنا بسیار مهم خواهد بود؛ ضمن اینکه در این مورد مسائل منطقه‌ای و نیز مسائل داخلی در هر دو کشور بر دشواری کار خواهد افزود. اگر آن‌طور که در زمان نوشتن این یادداشت پیداست، کنترل سنا همچنان در دست جمهوری‌خواهان باقی بماند و کنترل دموکرات‌ها بر مجلس نمایندگان کاهش یابد، حوزه مانور بایدن نیز در ارتباط با برجام تنگ‌تر خواهد شد؛ تا آنجا که حتی ممکن است برای تعیین افراد کلیدی دولت هم از ناحیه جمهوری‌خواهان با مشکل مواجه شود. این البته موضوعی پیچیده است که پرداختن به آن در حوصله این مختصر نیست.

more_vert بایدن، فرصت یا تهدید

ادامه مطلب

closeبایدن، فرصت یا تهدید

روزنامه ابتکار در سرمقاله ای،‌ نوشت: فهم و تحلیل انتخابات آمریکا مشابه سایر مسائل گرفتار دو قطبی موجود در کشورمان شده است. اساساً این قطبیزاسیون معرفتی، اجازه تفاهم ملّی و در نتیجه توافق ملّی را در هر مسئله‌ای از ما سلب کرده است. در ادامه سرمقاله ای که به قلم محمدعلی وکیلی در ۲۴ آبان ۱۳۹۹ در روزنامه ابتکار منتشر شده است، می خوانیم: ما در خمره‌های قطب‌های خود، رنگ واقعیت را دگرگون می‌کنیم. دامنه این قطبیزاسیون آنقدر گسترده است که هیچ مرجعی نتوانسته دامن خود را از این قطب بندی مصون بدارد. شاید دلیل اینکه حتی مراکز پژوهشی ما هم نمی‌توانند در نقش عقل منفصل کارآیی لازم را داشته باشند، همین باشد. صحنه حتماً توسط قطب‫هایی اداره می‌شود و این به خودی خود ایراد نیست اما غیبت ناظران و عقول منفصل از صحنه که بتوانند فرای قطب‌ها صحنه را فهم کنند، می‌تواند دردسر ساز باشد. چیزی که اکنون به آن دچاریم! برگردیم به انتخابات آمریکا و قطبیزاسیونِ فهمِ آن در ایران! در قفای قطب‫بندی‫ها، عده‌ای با این تصور و این بیم که پیروزی بایدن شانس اصلاح‫طلبان را در انتخابات۱۴۰۰ بالا می‌برد، تلاش می‌کنند با تصویرسازی افراط گونه از بایدن یک تهدید بسازند. این عده با عباراتی مانند دست چدنی و کلیشه‌هایی چون «سگ زرد برادر شغال است»، تلاش می‌کنند تاثیر مثبت روانی کوتاه مدت این پیروزی را بر فضای داخلی خنثی سازند. حتی خبرهای نگران کننده‌ای از سامان دادن دلالان توسط جریانی خاص برای جلوگیری از کاهش نرخ ارز با انگیزه فشار به دولت به گوش می‌رسد که امیدوارم درست نباشد.در طرف دیگر اما گروهی دیگر چنان از تفاوت‌های بایدن و ترامپ می‌گویند و انتظارات را آنچنان بالا می‌برند که گویا بایدن بزرگ شده شهرری است و همچون یک سرباز ایرانی که درون آمریکا نفوذ کرده، در مقابل سیاست‌های چهل ساله آمریکا علیه جمهوری اسلامی خواهد ایستاد. این در حالی است که بایدن مانند اسلاف خویش هم می‌تواند تهدید باشد و هم فرصت. طبیعتاً اگر تمام مسائل کشور را به رویکرد دولت بعدی آمریکا گره زدیم، کشور را در معرض تهدید قرار داده‌ایم. اما از این جهت که بایدن روش‌های رادیکال ترامپ را نخواهد داشت و روابطش با ریاض و ابوظبی به صمیمیت ترامپ نیست، می‌تواند فرصت بازی بیشتری به ما بدهد. به نظر می‌آید بدترین موقعیت برای ما این است که کانون دشمنی یک کشور قرار بگیریم. چیزی که منتقدان ترامپ به او می‌گفتند این بود که او تمام رقیبان آمریکا را رها کرده و تمرکزش را بر ایران گذاشته بود. حتی همین اکنون که در حال و هوای انتقال قدرت است به سران منطقه قول داده در فرصت اندک باقی مانده با ایران تسویه حساب کند و هر هفته ایران را به یک چالش بکشد. این حساسیت بی امان و بی عنان نسبت به ایران، هرچند منافع آمریکا را تامین نمی‌کند اما به ضرر ما نیز تمام می‌شود. این بسیار واضح است.قطعاً تضاد ما و آمریکا با جابجایی های اینچنینی رفع نمی‌شود اما نزاع در این سطح با آمریکا قطعاً به ضرر طرفین تمام می‌شود. اگر رفتن ترامپ کمک کند به کاهش سطح نزاع، حتماً باید به چشم فرصت به آن نگاه کرد اما نه با توهم حل مشکل تاریخی ما با آمریکا. برجام یک متن تاریخی و بشری است. حتماً واجد نقایصی است. چونان هر متن دیگری که نمی توانست فاقد ایراد باشد. لذا برجام نه مقدس است و نه ننگ نامه. اما با همه دستاوردهایش و نقدهای احتمالی وارد بر آن، باید گفت محصول یک اعتماد بنفس و ابتکار عمل از سوی ما بود. گره هسته ای بعد از دوازده سال، با همین ابتکار عمل باز شد. ما نیاز داریم با اعتماد به نفسی که برجام را آفرید در میدان جدید باز هم ابتکار عمل به خرج دهیم و بازی ساز بشویم. اگر کنار بایستیم رقیبان ما در منطقه ابتکار عمل را در دست خواهند گرفت. لذا لازم است تغییرات در آمریکا را با خوانشی غیر ایدئولوژیک و خارج از میدان قطبی‌شده موجود، تبدیل به یک فرصت در ایران کرد.

more_vert استراتژی بایدن در مواجهه با ایران

ادامه مطلب

closeاستراتژی بایدن در مواجهه با ایران

پیروزی "جو بایدن" در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ و کنار رفتن "دونالد ترامپ"؛ از مهم ترین اتفاق سیاسی جهان است. ترامپ عین تهدید بود و کنار رفتن او به مثابه حذف یک عنصر تهدیدی جدی برای نظام بین المللی محسوب می شود. «جو بایدن» به عنوان پیروز انتخابات معرفی شده و به زودی بر مسند چهل و ششمین رئیس جمهوری آمریکا تکیه می‌زند. «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری کنونی این کشور نیز به طور رسمی تا کمتر از ۷۰ روز آینده از قدرت کناره گیری خواهد کرد. کنار رفتن ترامپ از اتاق بیضی شکل کاخ سفید مهم ترین اتفاق سیاسی جهان است. کنش ورزی ترامپ در سطح بین المللی و نوع نگاه اش به نهادهای بین المللی باعث شده بود که از ترامپ به عنوان پدیده قرن یاد شود. پدیده ای که تهدیدی مستقیم بر موجودیت فعلی ساختار نظام بین الملل و نظم نهفته بر آن بود. این واقعیتی انکار ناپذیر در دنیای امروز است که باخت ترامپ یک خوشحالی جهانی ایجاد کرد. این خوشحالی یک امر صرفا شعاری و تبلیغاتی نیست. چراغ سبز بازارهای بزرگ مالی و تجاری دنیا به روی کار آمدن بایدن گویای حقایق فراوانی است. تفاوت استراتژی و نظام گفتمانی بایدن و ترامپ طبیعی است که ایران نیز مثل سایر کشورهای دنیا از تحولات انتخاباتی در آمریکا خواسته و ناخواسته متاثر است. کاهش قیمت ارز و طلا در همین سه روز اخیر نشان داد که بازار اشتباه نمی کند و متناسب با واقعیت های سیاسی رفتار می کند. وقتی عصر روز چهارشنبه،۱۴ آبان نتایج اولیه شمارش آراء از پیشتازی ترامپ در برخی ایالت های کلیدی مثل فلوریدا، میشیگان و پنسلوانیا حکایت داشت؛ قیمت ارز در همان بازه زمانی جهش یافت و در مرز سی هزار توان قرار گرفت. در چین و هنگ کنگ هم چراغ بورس به رنگ قرمز و منفی در آمد و نگرانی ها تقویت شد.مقصود از بیان این مسائل تبیین تفاوت استراتژی و نظام گفتمانی میان بایدن و ترامپ است و نباید با ذهنیت کلیشه ای و پیش فرضی به تحلیل تغییر قدرت در آمریکا پرداخت. بایدن به عنوان کسی که سی سال تجربه سیاست ورزی در سطوح کلان سیاسی آمریکا از کنگره تا کاخ سفید را دارد و به عنوان شخصیتی حقوقی، الگوی رفتاری قابل پیش بینی و حساب شده دارد. مهم تر از همه، امروز مهم ترین نزاع ایران و آمریکا، برجام است. توافقی که دموکرات ها از آن به عنوان توافقی در راستای صلح و امنیت بین المللی یاد می کردند و بایدن به عنوان معاون رئیس جمهوری سابق آمریکا نقشی تعیین کننده در به سرانجام رسیدن این توافق داشت. با این تفاسیر نباید اظهارت و شعارهای تبلیغاتی بایدن را نادیده گرفت و به نظر می رسد که رئیس جمهوری منتخب مردم آمریکا انگیزه جدی برای بازگشت به برجام و در مقیاس کلی تر بازگشت به توافقات بین المللی دارد.احتمال بازگشت آمریکای به بایدن وقتی تقویت می شود که گمانه زنی ها از حضور "آنتونی بلینکن" معاون "جان کری" در کسوت وزارت خارجه حکایت دارد. بلینکن در طی همین چهار سال صدرات ترامپ در پیام های مختلف از برجام و رویه تهاجمی ترامپ انتقاد کرده است. در مساله بحث برانگیز ماشه، بلینکن در پیام توئیتری اعلام کرد که حق استفاده از مکانیسم ماشه فقط در اختیار کشورهای عضو برجام است و آمریکا حق استفاده از این مکانیسم را ندارد. باور و نگرش بلینکن بر این اصل استوار است که رهبری آمریکا با تکیه بر عنصر دیپلماسی و تعامل باز خواهد گشت و بایدن هنر و توان زنده کردن دیپلماسی در سطح جهانی برای حل مناقشات بین المللی را دارد. رویه بایدن با ایران بر اساس اتکا به اصل دیپلماسیطبیعی است که رویه بایدن نسبت به ایران هم با اتکا به اصل دیپلماسی خواهد بود. نزاع و چالش اصلی در این عرصه بر سر این محور خواهد بود که قدم اول از سوی چه کسی برداشته شود. از نگاه ایران، این آمریکاست که با خروج یکجانبه از برجام، ایران را از مزایای اقتصادی این توافق محروم ساخت و برای همین دولت جدید آمریکا در اولین قدم به توافق هسته ای بازگردد. مسلما نگاه بایدن پیچیده تر از این موضوعات خواهد بود. بایدن با اینکه برای برگشت به برجام اعلام آمادگی کرده اما این موضوع را هم مطرح ساخته که ایران هم باید به این توافق و پنچ گام خروجی که از توافق برداشته؛ برگردد. در همین خصوص محمد جواد ظریف در گفت و گو با نشریه سی بی اس گفت: ایران تحت هیچ شرایطی وارد گفت و گو در خصوص مفاد و موضوعات برجام نخواهد شد. ظریف در ادامه موضع اش را این طور تشریح کرد که اگر ایران حاضر به انجام این کار بود در چهار سال دوره ترامپ انجام می داد. برای همین اصطلاح فریز برای توافق منجمد شده برجام مطرح است. به این شکل که هم ایران و هم دولت جدید آمریکا برای شروع مذاکرات در حوزه برجام احتیاط به عمل خواهند آورد. بعد از گذر از این مرحله و احتمالا با تغییر دولت در ایران در ماه ژوئن ۲۰۲۱، جدی تر شدن مذاکرات بیشتر محتمل خواهد بود. در این شرایط احتمال اینکه آمریکا به ایران در دسترسی به اعتبارهای بین المللی و افزایش صادرات نفت در حدود ۵۰۰ هزار بشکه تخفیف هایی دهد، بالاست. قدر متیقن این است که با آمدن بایدن فضای امیدواری در کاهش نظام تحریم ها شکل گرفته و اینکه این تحریم ها به صورت تدریجی از سایه اقتصاد و تجارت کشورمان برداشته شود. البته در این خصوص باید این موضوع را هم در نظر گرفت که با توجه به اینکه بایدن در شرایطی وارد کاخ سفید شده که ترامپ همه نوع و شکل تحریم را علیه ایران اعمال کرده، خود این امر امکان امتیاز گیری و چانه زنی را برای دولت آمریکا در شروع مذاکرات احتمالی جدید بیشتر خواهد کرد. مهم ترین موضوع تحریمی ایران دو مساله صادرات نفت و دسترسی به بانک های بین المللی برای تبادل ارز است. صادرات نفت کشورمان از روزی دو و نیم میلیون بشکه به حوالی ۳۰۰ هزار بشکه رسیده و در حوزه دسترسی به منابع مالی هم با محدودیت های جدی مواجه هستیم. هم اکنون بخش مهمی از دارایی های کشور در کره جنوبی، عراق و سایر کشورها بلوکه شده است. برای همین پیش بینی می شود که دولت جدید آمریکا عجله ای برای کاهش تحریم ها تا حصول اهداف مورد نظرشان نخواهند داشت. خلاصه کلام اینکه تیم بایدن سیاست صبر آگاهانه را در قبال ایران در پیش خواهند گرفت.

more_vert سردرگمی اصولگرایان در برابر انتخابات آمریکا

ادامه مطلب

closeسردرگمی اصولگرایان در برابر انتخابات آمریکا

 روزنامه ابتکار در سرمقاله ای به قلم ژوبین صفاری،‌ نوشته است: پیش از انتخابات آمریکا برخی از رسانه های اصولگرا ترامپ را گزینه بهتری برای ریاست جمهوری آمریکا می‌دانستند هرچند که این موضوع را مستقیماً بیان نمی‌کردند اما در نوشته هایشان به صورت زیرپوستی این نگاه مشهود بود. در ادامه سرمقاله ۲۱ آبان ۱۳۹۹روزنامه ابتکار،‌ آمده است: در ادامه اما با انتخاب بایدن، موضع این رسانه‌ها با تغییر چند درجه‌ای از اساس اهمیت انتخاب بین دو گزینه را زیر سوال برد. این رسانه ها با بیان اتهام ذوق زدگی اصلاح‌طلبان و اعتدالیون از انتخاب بایدن، ترامپ و بایدن را سروته یک کرباس دانسته و اذعان کردند که انتخاب این دو تفاوت چندانی در اصل ماجرا نمی‌کند. در تحلیل این رویکرد باید گفت که انتخاب یک رئیس جمهور جدید در سیاست‌گذاری‌های کلان ایالات متحده تغییرات چندانی ایجاد نمی کند چرا که از اساس تحول انقلابی در نظام سیاسی آمریکا رخ نداده است همان طور که با تغییر یک رئیس جمهوری در ایران سیاست‌های کلان نظام نیز تغییر نمی‌کند. اما سوال اینجاست که آیا بین دولت ها و رویکرد روسای جمهوری در ایران تفاوتی نیست و نبوده که در کشورهای دیگر هم نباشد؟ قطعاً این گزاره که بین بایدن و ترامپ هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد به معنای زیر سوال رفتن موضوع انتخاب در همه کشورهاست. این همان نگاهی است که طبیعتاً برخی جریان‌های برانداز نیز به آن می پردازند و اساساً انتخابات را امری بی‌معنا می‌دانند.شاید اما این گزاره از منظر اصولگرایان معنای دیگری نیز داشته باشد. این طیف اساساً با این رویکرد که ارتباط با دنیا یک ضرورت نیست و همه مشکلات را می‌توان در داخل حل کرد حتماً تغییرات جهان را نیز با دید سر و ته یک کرباس نگاه می‌کند. به بیان دیگر چه بایدن چه ترامپ باشد، تحریم‌ها کاغذ پاره‌هایی بیش نیستند و لازم نیست درصورت حفظ احترام و عزتمندی هم مذاکره‌ای صورت گیرد. همین نگاه سبب شده تا تصمیم هایی مانند عدم تصویب لوایح مربوط به fatf گرفته شود و حتی صدای شرکای سیاسی و اقتصادی مانند روسیه و چین را هم برای مبادلات مالی در بیاورد. ناگفته پیداست که غلبه این نوع نگاه طی دهه‌های اخیر تبعاتی برای اقتصاد و معیشت کشور داشته است که البته در بیشتر مواقع این وضعیت به عوامل حاشیه ای فرافکنی شده است.از نگاه کارشناسانه شاید کمتر اقتصاددانی را بتوان یافت که قائل به توسعه اقتصادی بدون ارتباط با جهان باشد. بی‌شک اقتصاد ایران از درون دچار خسران‌های بسیاری در ساختارهای خود است که در مجالی جداگانه باید عوامل آن را که اتفاقا مهمترین اش عدم شفافیت است؛ را واکاوی کرد. اما بی‌تردید سر و ته دنیا و تغییرات آن نمی‌تواند یک کرباس باشد و قرار هم نیست از آمدن کسی ذوق زده شد. بلکه باید دانست که تغییرات در کشورهای مهم دنیا به لحاظ اثرگذاری اقتصادی و .... باید به دقت رصد شده و متناسب با آن سیاست گذاری ها را مبتنی بر عقلانیت سیاسی و دیپلماتیک ریل گذاری کرد. دشمنی آمریکا با مبانی اعتقادی کشور ما بر کسی پوشیده نیست و به حتماً این عداوت ریشه دار است اما سیاست‌ورزی درست با این دشمن بزرگ می‌تواند گزندها را تا حد زیادی کاهش دهد و برعکس آن هرگونه خطای راهبردی خواسته یا ناخواسته می‌تواند این دشمنی را با اجماع جهانی همراه کند. موضوعی که ترامپ به شدت از آن آسیب دید عدم اجماع بسیاری از کشورها با گردن کشی های او بود. امتیازی که شاید رئیس جمهوری جدید درصورت تقابل بیشتر بتواند از آن بهره ببرد.

more_vert چقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

ادامه مطلب

closeچقدر ‌به بایدن خوش‌بین باشیم؟

روزنامه دنیای اقتصاد در گفت وگویی آورد: شکست ترامپ و پیروزی بایدن در انتخابات آمریکا، امیدها و خوش‌بینی‌ها را نسبت به بهبود اوضاع افزایش داده است. چراکه جو بایدن دموکرات بارها اعلام کرده بود درصورت پیروزی در انتخابات به برجام بازمی‌گردد. روزنامه دنیای اقتصاد یکم آذر به گفت وگو با رحمن قهرمان‌پور پژوهشگر ارشد مسائل بین‌الملل پرداخت و نوشت: به‌دنبال پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا به‌نظر می‌رسد عده‌ای در داخل نسبت به این موضوع بیش از حد خوش‌بین هستند. به‌نظر شما در قیاس بایدن با دونالد ترامپ این خوش‌بینی‌ها چقدر می‌تواند درست باشد؟ نکته نخست اینکه جو بایدن حتما بهتر از دونالد ترامپ است؛ اما بهتر از سایر دموکرات‌ها نیست. این حرف به این معنا است خوش‌بینی‌ای که نسبت به بایدن در مقایسه با ترامپ وجود دارد به هر حال یک واقعیت است. یعنی نمی‌توان انکار کرد ترامپ اقداماتی انجام داده که صرف رفتن او، بسیاری را نه تنها در ایران بلکه در اروپا و کشورهای دیگر نیز امیدوار می‌کند. این خوش‌بینی چقدر واقع‌بینانه است؟ جمله دومی که گفتم ناظر به همین موضوع است که بایدن بهتر از سایر دموکرات‌ها نخواهد بود. یعنی ما با دموکرات‌ها نیز مشکل داشته و داریم و بایدن نیز جزو دموکرات‌های میانه است. بنابراین در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، وی در همان چارچوبی با ما برخورد خواهد کرد که دولت اوباما برخورد کرد. اما اگر برنی سندرز یا خانم الیزابت وارن که جزو جناح چپ دموکرات‌ها هستند، انتخاب می‌شدند، می‌توانستیم انتظار داشته باشیم که این افراد نسبت به دموکرات‌های قبلی متفاوت باشند. چون این افراد جزو جناح چپ حزب دموکرات هستند. اما بایدن جزو دموکرات‌های میانه است؛ یعنی جایی که باراک اوباما و مایکل بلومبرگ ایستاده‌اند. این افراد قصد ندارند سیاست خارجی دموکرات‌ها را به‌صورت اساسی متحول کنند. درحالی‌که شخصی چون ترامپ که در جناح افراطی حزب جمهوری‌خواه قرار دارد به جناح‌های پوپولیستی و افراطی جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر است. بنابراین رفتن ترامپ از کاخ‌سفید فی نفسه یک نوع خوش‌بینی نه تنها در ایران بلکه در کشورهای مختلف ایجاد کرده است. هرچند روی کار آمدن بایدن به این معنا نیست که بایدن کل سیاست‌ خارجی دموکرات‌ها را تغییر خواهد داد. از این منظر خوش‌بینی در داخل کشور ما باید محدود یا واقع‌بینانه باشد. درواقع نباید این‌گونه تصور کنیم که چون ترامپ بد بود و اقدامات بدی علیه ایران انجام داد، پس بایدن از ایران معذرت‌خواهی می‌کند و برای ارتباط با ایران التماس خواهد کرد. یکی از مسائلی که چندسالی است در سیاست خارجی آمریکا مطرح شده بحث کاهش تمرکز بر خاورمیانه و نگاه به چین است. به‌نظر شما این سیاست آمریکا که هم دموکرات‌ها و هم جمهوری‌خواهان به آن پایبند هستند، چقدر معادلات را برای ایران تغییر خواهد داد؟ این مساله، مساله بسیار مهمی است و در این رابطه سیاست‌گذاران ما باید توجه داشته باشند که دو نیرو، آمریکا و دولت بایدن را وادار می‌کند که به تدریج از خاورمیانه خارج شوند؛ نیروی نخست قدرت روزافزون اقتصادی چین است که اگر آمریکا نتواند در زمان مناسب، حضورش را در خاورمیانه کم کند یا هزینه‌هایش را کاهش دهد، در آن صورت ممکن است در مهار قدرت روزافزون اقتصادی چین دیر عمل کند یا موفق نشود. نیروی دوم یک اجماع‌نظر فراحزبی است که طی ۲۰ سال گذشته در داخل آمریکا شکل گرفته است مبنی بر اینکه چرا ایالات‌متحده باید در جهان خارج هزینه زیادی با هدف برقراری نظم و گسترش ارزش‌های لیبرال متحمل شود. درحالی‌که در عمل نتیجه این مداخلات خارجی آمریکا آن چیزی نبوده که این کشور به‌دنبال آن بوده است. حتی در مواردی مانند عراق هزینه‌های ‌آمریکا باعث قدرتمندتر شدن بازیگران دیگری مانند ایران شده است. حال این جریان قدرتمند که به شدت فراحزبی است به‌دنبال آن است که آمریکا در سایر مناطق از جمله خاورمیانه حضورش را کاهش دهد. بنابراین واشنگتن یک تصمیم استراتژیک برای خروج تدریجی از خاورمیانه دارد. در این خصوص خوش‌بینی‌ای که مطرح است این است که شاید چون آمریکا ناگزیر باید از خاورمیانه خارج شود، حاضر باشد از برخی مواضع گذشته خود در قبال بعضی کشورها از جمله ایران تاحدی کوتاه بیاید. این حرف به آن معنا نیست که آمریکا منافع خود را زیر پا می‌گذارد، بلکه به‌صورت ساده به این مفهوم است که شاید بایدن در قیاس با دولت اوباما حاضر باشد امتیاز بیشتری به ایران بدهد. دلیل این امتیاز دادن هم این است که درگیری، مشغله و حضور خود را در خاورمیانه کمتر کند. بنابراین به لحاظ تحلیلی، خوش‌بینی موضوعیت دارد؛ اما این خوش‌بینی نباید منجر به ساده‌اندیشی شود. همچنین این مساله که این خوش‌بینی در عمل تاچه حد، در چه زمانی و چگونه محقق خواهد شد، بستگی به عملکرد نظام تصمیم‌گیری در هر دو کشور، دیپلمات‌ها و سیاستمداران دو کشور دارد. به‌نظر شما در دوره بایدن شاهد چه تفاوت‌هایی در قبال مساله ایران در مقایسه با دولت اوباما خواهیم بود؟ مهم‌ترین تمایز این است که بایدن سعی خواهد کرد از تجربه دولت اوباما بیشترین بهره‌برداری را در تعامل با ایران داشته باشد. یعنی ممکن است بایدن از بخشی از اشتباهاتی که دولت باراک اوباما در ابتدا داشت درس بگیرد؛ همچنین احتمالا وی از تجارب افرادی چون ویلیام برنز که در مذاکرات با ایران حضور داشتند برای تعامل بهتر با تهران بیشتر استفاده خواهد کرد. در صورت ورود بایدن به کاخ‌سفید، چند ماه بعد در خرداد ماه ۱۴۰۰ انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران برگزار خواهد شد و این احتمال بسیار مطرح است که یک شخص اصولگرا رئیس‌جمهور شود. آیا این امر موجب می‌شود که بایدن در ماه‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری‌اش درصدد حل بحران هسته‌ای ایران برآید؟ بستگی به آن دارد که بایدن چگونه به صحنه نگاه کند؛ به‌نظر من اگر دولت جو بایدن به این جمع‌بندی برسد که ایران نمی‌خواهد فراتر از برجام مذاکره‌ای داشته باشد در آن صورت ممکن است فرآیند بازگشت به برجام از خرداد سال آینده نیز فراتر برود و به دولت بعدی برسد. اما اگر دولت دموکرات‌ها احساس کند که این احتمال وجود دارد بعد از برجام، راهی برای مذاکره راجع به سایر موضوعات پیدا شود، شاید بازگشت به توافق هسته‌ای سریع‌تر اتفاق بیفتد. بنابراین به‌طور خلاصه این مساله بستگی به ادراک آمریکا از نیت و تصمیم‌های ایران دارد. به‌طور کلی با توجه به صحبت‌هایی که بایدن تا به امروز در رابطه با سیاست‌هایش در قبال ایران مطرح کرده است، آیا حاضر می‌شود تنها بر سر برجام و هسته‌ای مذاکره کند یا مسائل دیگر همچون موشکی و منطقه‌ای نیز حتما باید در دستور کار مذاکرات باشد؟ مصاحبه‌ای که اخیرا آقای ظریف با روزنامه ایران انجام داد نشان می‌دهد که جواب وزارت‌خارجه به این مساله مثبت است. یعنی خوش‌بینی وزیرخارجه نسبت به اینکه بایدن می‌تواند با سه دستور اجرایی تحریم‌ها را لغو کند و به قطعنامه ۲۲۳۱ بازگردد، بیانگر آن است که در تحلیل وزارت‌خارجه، چنین امری ممکن است. درواقع وزارت‌خارجه بر این مساله تاکید کرد که اگر مساله محدود به برجام شود، امکان مذاکره و بازگشت آمریکا به برجام وجود دارد. آیا آمریکای بایدن با توجه به سیگنال‌ها از سوی ایران و با هدف اینکه تنش‌ها بین تهران و واشنگتن کاهش پیدا کند، حاضر می‌شود در گام نخست بپذیرد که فقط در رابطه با مساله هسته‌ای مذاکره شود؟ نظر شخصی من این است که در چنین شرایطی بایدن بازگشت به برجام را کمی طول خواهد داد و این امر به نفع وی خواهد بود. به عبارت ساده‌تر بایدن تلاش می‌کند که از طریق برجام، سیاست‌های منطقه‌ای ایران را مهار کند. درواقع آمریکا برای خروج تدریجی از خاورمیانه باید از پشت سر خود مطمئن شود و اطمینان یابد که در آینده در این منطقه دیگر جنگ و مناقشه‌ای رخ نمی‌دهد که آمریکا مجبور به مداخله شود. بر همین اساس واشنگتن معتقد است اگر ایران حاضر به مذاکره در مورد مسائل منطقه‌ای باشد آمریکا می‌تواند این مساله را حل کند. در چنین شرایطی اگر ایران به هر دلیل بگوید مذاکره در مورد مسائل منطقه ممنوع است واشنگتن برای تحقق این هدف خود لاجرم باید از ابزار برجام استفاده کند. یعنی بازگشتش را به برجام طولانی‌تر کند، مساله موشکی را ذیل برجام مطرح کند و با فشار کشورهای اروپایی از ایران بخواهد که در این رابطه نیز وارد گفت‌وگو شود. بنابراین مذاکره تهران و واشنگتن و مباحث احتمالی این گفت‌وگو بستگی به این دارد که دو طرف چه برداشتی از تصمیمات یکدیگر داشته باشند.

more_vert چالش‌های احیای برجام در دوره بایدن

ادامه مطلب

closeچالش‌های احیای برجام در دوره بایدن

روزنامه شرق در مطلبی آورد: بایدن پس از به‌دست‌گرفتن زمام امور، بسیاری از فرامین ریاستی ترامپ را لغو خواهد کرد، به معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی که آمریکا در دوره چهارساله ترامپ از آن خارج شده، باز خواهد گشت و در رویکردهای آمریکا در سیاست‌های منطقه‌ای تجدید نظر خواهد کرد. روزنامه شرق ۲۷ آبان یادداشتی به قلم جاوید قربان‌اوغلی دیپلمات بازنشسته منتشر کرد و نوشت: با وجود تلاش‌های پوپولیستی و اقدامات حقوقی وکلای ترامپ برای تأثیرگذاری و تغییر نتیجه انتخابات اخیر آمریکا، نهایتا او با تسلیم در مقابل روندهای استوار و نظام قانون‌مند آمریکا، شکست را پذیرفت و به این ترتیب بایدن در روز ۲۰ ژانویه سال آینده مسیحی سکان‌دار سیاست در این کشور خواهد بود. بسیاری از کشورهای جهان از اولین روزهای اعلام پیروزی کاندیدای حزب دموکرات، به انحای مختلف خرسندی خود را از کنار رفتن ترامپ ابراز کردند. از منظر بسیاری از رهبران جهان و با وجود تفاوت‌های زیاد در شکل و شیوه حکومت و نظام سیاسی، ترامپ پدیده‌ای شگفت در مدیریت ثروتمندترین و قدرتمندترین کشور جهان بود. اروپا در شش دهه گذشته پس از پایان جنگ دوم جهانی و تا قبل از روی‌کارآمدن ترامپ در سال ۲۰۱۶، با وجود تغییرات هرم قدرت در کاخ سفید، از پیوندهای مستحکم سیاسی و امنیتی توأم با احترام به آمریکا برخوردار بود، با این وجود رفتار تحقیرآمیز ترامپ با بسیاری از رهبران این قاره که برخی از کشورهای آن در زمره قدرت‌های سیاسی و اقتصادی مطرح جهان هستند و پشت‌پازدن او به معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی که شالوده نظم نوین جهانی را در چند دهه گذشته پی‌ریزی کرده، به گونه‌ای بود که گویی اروپا برای پایان دوره رئیس‌جمهور سنت‌شکن کاخ سفید روزشماری می‌کرد. با وجود مشابهت‌های دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در سیاست‌های کلان آمریکا، طبق وعده‌های بایدن در کمپین انتخاباتی‌اش و همچنین سند کنوانسیون ۲۰۲۰ حزب دموکرات که امروز «بایدن- هریس» آن را نمایندگی می‌کنند، اولویت‌های این حزب بازسازی روابط با متحدان، چندجانبه‌گرایی، عدم اشاعه هسته‌ای، تروریسم، دموکراسی و حقوق بشر است و شالوده اصلی سیاست‌های آمریکا در حداقل چهار سال آینده را تشکیل خواهد داد. بر همین اساس و منتج از وعده‌های بایدن، پیش‌بینی اینکه با ورود بایدن به کاخ سفید، تغییرات وسیعی در سیاست‌های چهار سال گذشته آمریکا صورت گیرد، کار چندان دشواری نیست. از همان اولین روز و ساعات نمایان‌شدن پیروزی بایدن، رهبران کشورهای جهان ضمن استقبال از این رویداد، کشور خود را برای آغاز روندی جدید در مناسبات سیاسی و اقتصادی با آمریکا آماده کردند. این روند حتی درباره رهبرانی مانند نخست‌وزیر اسرائیل که از قوی‌ترین روابط سیاسی و شخصی با ترامپ برخوردار بود، مصداق داشت و چنانچه ملاحظه کردیم، نتانیاهو از اولین کسانی بود که پیروزی بایدن را تبریک گفت. کمااینکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و... که بیشترین انتفاع از دوره چهارساله ترامپ نصیب کشورهایشان شده بود، نیز از این قاعده مستثنا نبودند. دلیل این امر هم روشن است و آن واقع‌گرایی در سیاست خارجی و ترجیح منافع ملی در مناسبات با کشورهای جهان است. ظاهرا تنها کشوری که از این قاعده مستثناست و بدون درنظرگرفتن تحولات شگرف سیاسی و اقتصادی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و پایان جنگ سرد و شکل‌گیری شکل جدیدی از مناسبات سیاسی در جهان، همچنان از دریچه دوران «جنگ سرد» به جهان نگریسته، جمهوری اسلامی ایران است. طرفه آنکه حتی روسیه و چین نیز که رقیب و طرف اصلی مناقشات بلوک‌های سیاسی «شرق و غرب» و اتحادیه‌های نظامی ورشو و ناتو بودند، قواعد دوران جنگ سرد را کنار گذاشته‌اند و چنانچه ملاحظه می‌شود چین با حفظ ساختارهای سیاسی و حاکمیت علی‌الاطلاق حزب کمونیست، با تغییر رویکرد در قوانین و مناسبات اقتصادی خود با جهان، گام‌های بلندی را در تبدیل‌شدن به دومین قدرت اقتصادی جهان برداشته و دور از ذهن نیست که قبل از پایان این دهه آمریکا را هم پشت سر گذاشته و به اولین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شود. تردیدی نیست که کشورمان شدیدترین آسیب‌ها را در تمام زمینه‌ها از دوره چهارساله اخیر دید. شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و به تأیید متخصصان و کنشگران تجاری کشورمان تحریم‌های هدفمند و هوشمند دوره ترامپ حتی به مراتب بسیار سهمگین‌تر از تحریم‌های منتج از قطع‌نامه‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. ترامپ با بی‌اعتنایی و دهن‌کجی به قواعد بین‌المللی و قطع‌نامه‌های سازمان ملل و حتی اسلاف خود، بیت‌المقدس را به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت شناخت و سفارت آمریکا را به این شهر منتقل کرد، انضمام جولان و بخشی از کرانه باختری به سرزمین اشغالی را تأیید کرد و مبتکر و واضع توسعه قرارداد ننگین کمپ‌دیوید و عادی‌سازی روابط دیگر دولت‌های عربی با اسرائیل شد و به بیان صریح‌تر رژیم صهیونیستی را به مرزهای ایران آورد. روشن است که نادیده‌انگاشتن برکناری چنین کسی از رأس هرم قدرت در آمریکا و مشابهت‌سازی «ترامپ-بایدن» چیزی جز ساده‌انگاری سیاسی نیست. بایدن مانند سلف دموکراتش باراک اوباما که مبتکر برجام بود، اعلام کرده که به این توافق باز خواهد گشت. این رویداد در صورت تحقق می‌تواند مهم‌ترین دستاورد انتخابات آمریکا برای ایران باشد؛ هرچند به نظر می‌رسد با توجه به تغییرات وضعیت اقتصادی و سیاسی در ایران با افت‌وخیزهایی روبه‌رو خواهد شد. اینکه این مهم چه زمانی و چگونه به منصه ظهور برسد، تا حد زیادی به عواملی نظیر اجماع سیاسی در کشور برای قبول و مدیریت این مهم نیاز دارد. چنانچه ملاحظه می‌شود دلواپسان و مخالفان کمر همت برای مانع‌تراشی و عدم تحقق این امر بسته‌اند. در کنار کنشگران داخلی، مخالفان برجام از اسرائیل گرفته تا عربستان و امارات نگرانی خود از این تحول را به صراحت بیان کرده‌اند. پادشاه عربستان در دومین خطابه علنی و رسمی خود جهان را به اتحاد در مقابل ایران فراخوانده و رژیم صهیونیستی پا را از این فراتر گذاشته و از جنگ با ایران در صورت بازگشت آمریکا به برجام سخن گفته است. در کنار این موارد علنی به سهولت می‌توان به میزان فعالیت‌های سیاسی و اطلاعاتی توسط لابی‌های این کشورها نزد تیم احتمالی بایدن پی برد. از این رو لازم است ایران خنثی‌سازی این فعالیت‌های دیپلماتیک و اطلاعاتی را جدی گرفته و شورای عالی امنیت ملی به‌عنوان بالاترین مرجع تصمیم‌سازی در کشور این موضوع را در دستور کار قرار دهد.نکته آخر اینکه مهم‌ترین تفاوت ترامپ و بایدن علاوه بر نوع نگرش این دو به توافق هسته‌ای، رویکرد آنها در ایجاد اجماع جهانی علیه ایران است. اگر ترامپ به دلایلی که در صدر این مطلب ذکر آن رفت، بی‌توجه به نظر مخالف متحدان اروپایی آمریکا از برجام خارج شد و باعث تفرقه در بین کشورهای جهان حول محور ایران شد، بایدن مانند اوباما می‌تواند اجماع جهانی علیه ایران را سازمان داده و در صورت بی‌توجهی، ایران را حتی در اجرای برجام نیز با چالش‌های جدی روبه‌رو کند. ازاین‌رو بررسی دقیق رویکردهای بایدن و به‌خصوص سند ۲۰۲۰ حزب دموکرات آمریکا از ضرورت‌های مدیریت چالش‌های پیش‌روی ایران در مدیریت مراحل آتی مذاکرات احتمالی با نمایندگان آمریکا درباره برجام خواهد بود. در همین راستا موضوعاتی مانند تحولات منطقه، توان و برد موشکی، وضعیت بازداشت‌شدگان دوتابعیتی و حقوق بشر که وجه مشترک اروپا و رئیس‌جمهور جدید آمریکاست، از گسل‌های جدی در مدیریت مذاکرات است.

more_vert انتخابات ۲۰۲۰ و شگفتانه‌های نظرسنجی

ادامه مطلب

closeانتخابات ۲۰۲۰ و شگفتانه‌های نظرسنجی

 اعلام نتایج اولیه شمارش آرا در آمریکا به معنای شکست فاحش نظرسنجی‌ها بود اما بعد از آنکه ورق به نفع «جو بایدن» برگشت، نظرسنجی‌ها توانستند تا حدی از زیر تیغ برنده انتقادات و فشارها رهایی یابند. تحقیقات نظرسنجی ابزاری برای پاسخ به پرسش‌هایی درباره رفتار انتخاباتی شامل مشارکت سیاسی، نحوه تصمیم‌گیری رای‌دهندگان، افکار عمومی و تاثیرات کمپین‌های انتخاباتی است. آنچه به عنوان نظرسنجی در آمریکا انجام می‌شود از پذیرش نسبتا بالایی بین شهروندان برخوردار است چرا که بسیاری از مردم آمریکا معتقدند این نظرسنجی‌ها به صورت علمی انجام می شود نه بر اساس داده‌های غیرعلمی. البته تجربه سال ۲۰۱۶ نشان داد نظرسنجی‌ها به طور کامل قابل اتکا نیست، به عبارتی لزوما یافته‌های نظرسنجی بر خروجی انتخابات تاثیر دقیق نخواهد داشت. سال ۲۰۱۶ در حالی که نظرسنجی‌ها نشان می‌داد اقبال با «هیلاری کلینتون» است، رای‌دهندگان کلید کاخ سفید را به دست «دونالد ترامپ» سپردند. به بیان ساده تر آرا الکترال اهمیت بالاتری نسبت به آرای عمومی دارد و نظرسنجی‌ها به این دلیل کاملا قابل اتکا نیست که در آمریکا رئیس جمهور براساس علائق رای‌دهندگان انتخاب نمی شود، چرا که ممکن است یک نفر بیشترین آرای رای‌دهندگان را به دست بیاورد، اما به دلایل متعددی نتواند رئیس جمهور این کشور شود. شاید اگر نظرسنجی در کشور دیگری انجام می‌گرفت یا اینکه روند انتخاباتی آمریکا همانند سایر کشورها بود که براساس رای مردم صورت می گرفت راحت‌تر می توانستیم پیش‌بینی کنیم که چه کسی از صندوق رای بیرون می‌آید، اما به دلیل اینکه روند انتخاباتی در آمریکا متفاوت از سایر کشورها است به صورت قطعی و از روی نظرسنجی‌ها نمی توان چنین موضوعی را بیان کرد. از سال ۱۹۳۶ نخستین نظرسنجی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شد و تاکنون سیستم نظرسنجی در هر دوره کامل‌تر شده است. با وجود این، انتخابات ۲۰۱۶ نشان داد نباید به صورت ۱۰۰ در صد به این نظرسنجی ها اعتماد کرد. در این دوره هم اکثر قریب به اتفاق نظرسنجی‌ها پیشتازی «جو بایدن» نامزد دموکرات‌ها را پیش‌بینی کردند و کارشناسان هم معتقد بودند اختلاف بین آرای بایدن و ترامپ اختلاف بالایی است و رئیس جمهور فعلی محبوبیت چندانی بین مردم کشورش ندارد با این حال درصدی را برای آرا الکترال اختصاص می دادند تا پیش‌بینی آنها ۱۰۰ درصدی نباشد شاید دوباره اتفاق ۲۰۱۶ تکرار شود . پایگاه اینترنتی «ریل کلیر پالیتیکس» Real Clear Politics که مرتبا به روز می‌شود، نشان می‌داد که تا تاریخ ۲۵ اکتبر یعنی حدود یک هفته مانده به روز انتخابات، معدل ۱۱ نظرسنجی حاکی از برتری ۸ درصدی بایدن است. از طرف دیگر، طبق پیش‌بینی پایگاه «فایو ترتی ایت» Five Thirty Eight که یکی از معتبرترین تشکیلات سنجش افکار در آمریکا به شمار می‌رود، بایدن ۸۷ درصد شانس پیروزی داشت. نشریه «اکونومیست» اما شانس پیروزی بایدن را ۹۴ درصد و ترامپ را تنها ۶ درصد برآورد کرده بود. برخی معتقدند یافته‌های بنگاه‌های شرط‌ ‌بندی‌ حتی از نظرسنجی‌ها هم معتبرترند چون پای پول در میان است میانگین آمار شرط‌ بندی‌ها در بنگاه‌های مختلف، تا تاریخ ۲۶ اکتبر، شانس پیروزی بایدن را ۶۶ درصد نشان می‌داد. آنچه به طور خاص مؤسسات نظرسنجی در ایالات‌متحده را شگفت‌زده کرد این بود ‌که در ایالت‌های ویسکانسین، پنسیلوانیا، میشیگان و اوهایو که با وجود اتحادیه‌های قدرتمند کارگری، پایگاه سنتی دموکرات‌ها به شمار می‌رفتند، عده بسیار زیادی به ترامپ رای دادند. در میان رسانه‌های مطرح آمریکایی، «فاکس نیوز» از ترامپ حمایت کرد اما شبکه‌های خبری و تلویزیونی از «سی ان ان»، «سی بی اس»، «ایِ بی سی» و «ان بی سی» گرفته تا مطبوعات با نفوذ مانند «نیویورک تایمز» و «واشنگتن پست» مخالف ترامپ‌ بودند و از بایدن‌ حمایت کردند. با پایان انتخابات، ترامپ بارها خواستار توقف شمارش آرا شد و این درحالی بود که او در نخستین ساعات شمارش آرا پیروزی‌اش را اعلام کرد. در نخستین ساعات اعلام نتایج آرا بسیاری با شگفتی به فاصله بسیار زیاد نتایج نظرسنجی‌ها با آرای شمارش شده‌ نگاه می‌کردند و نظرسنجی‌ها را همچون چهار سال پیش شکست‌خورده می‌دیدند . حالا باز هم مشخص شده، نتایج‌ نظرسنجی‌ها برای کمپین‌های انتخاباتی بسیار حیاتی است. چرا که برای استراتژیست‌ها این امکان را فراهم می‌آورد تا تاکتیک‌های مناسبی اتخاذ کنند. در صورتی که نظرسنجی‌ها با دقت و صحت بالا انجام نشوند می‌تواند احتمال شکست یک نامزد را افزایش دهد. در انتخابات ۲۰۲۰ عمده مؤسسات میزان پشتیبانی از ترامپ را کمتر از حد، برآورد کردند. آنچه به طور خاص مؤسسات نظرسنجی در ایالات‌متحده را شگفت‌زده کرد این بود ‌که در ایالت‌های ویسکانسین، پنسیلوانیا، میشیگان و اوهایو که با وجود اتحادیه‌های قدرتمند کارگری، پایگاه سنتی دموکرات‌ها به شمار می‌رفتند، عده بسیار زیادی به ترامپ رای دادند. همچنین این موضوع که حامیان ترامپ برخلاف حامیان دموکرات‌ها، به طور گسترده در انتخابات شرکت کردند. اکنون تغییراتی در رویه نظرسنجی‌های انتخاباتی نسبت به سال ۲۰۱۶ به وجود آمده است. به ‌عنوان مثال تا قبل از سال ۲۰۱۶، بیشتر نظرسنجی‌ها از طیف تحصیل‌کردگان آمریکا انجام می‌شد، زیرا تصور بر این بود که این افراد بیشتر در رای گیری‌ها شرکت می‌کنند. موسسه‌های نظرسنجی اخیرا اعلام کرده‌اند در سال ۲۰۲۰ توجه آنها به اقشاری از مردم آمریکا که کمتر دارای تحصیلات دانشگاهی یا ساکنان مناطق روستایی‌اند و کسانی که بیرون از شهرها زندگی می کنند، بیشتر شده است. نظرسنجی‌های انتخاباتی از سال ۲۰۱۶ با حاشیه‌های زیادی همراه شده و متفاوت بودن نتیجه نظرسنجی و انتخابات باعث شده مردم نسبت به صحت این نظرسنجی‌ها بی‌اعتماد شوند. از سوی دیگر مؤسسات نظرسنجی از یک مساله بشدت نگرانند و آن «شاخص بردلی» است؛ شاخصی که بیان می‌کند تعدادی از افرادی که می‌خواهند به یک نامزد انتخاباتی رأی دهند، ممکن است فضای سیاسی و اجتماعی به وجود آمده در آمریکا مانع شود بتوانند به‌راحتی و بدون خجالت کشیدن بگویند از کدام نامزد حمایت می‌کنند و جوابی بدهند که با رأی نهایی‌شان بشدت متفاوت است. شاخص بردلی در انتخابات سال ۲۰۱۶ اثری بشدت قدرتمند در نتایج انتخابات داشت. در نهایت مؤسسات نظرسنجی از این مساله شکایت دارند که شاید نحوه شمارش آرا به‌ویژه آرای پستی که با جنجال‌ها و حاشیه‌های زیادی همراه بوده است، به‌ گونه‌ای باشد که نتایج نظرسنجی‌ها کاملا اشتباه از آب دربیاید. نکته جالب اینجا است که بر اساس همین نظرسنجی‌ها تنها ۱۳ درصد مردم اعتماد دارند کار شمارش آرا عادلانه و ‌دور از تقلب انجام می‌شود. نتایجی که پس از شمارش آرا مشخص شده است نشان می دهد موسسات نظرسنجی حتی در صورت اشتباه و اعلام آماری که شاید به واقعیت نزدیک نباشد افکار عمومی را در دست دارند و جهت دهی می کنند. شاید همین امر باعث شده بسیاری پیش از اعلام قطعی آرا از انتخاب بایدن خوشحال شوند و طرفداران ترامپ هم نسبت به این انتخاب شائبه تقلب را مطرح کرده‌اند .

more_vert انتخابات امریکا، نفت و ایران

ادامه مطلب

closeانتخابات امریکا، نفت و ایران

 روزنامه اعتماد در مطلبی آورد: بازار نفت در صدر بازارهایی است که از مدت‌ها قبل از انتخابات تاریخی ۲۰۲۰ ریاست‌جمهوری امریکا به ‌شدت روند این انتخابات و ترکیب ساختار سیاسی آینده امریکا را رصد و با تحولات آن به خصوص در روزهای پس از انتخابات در شکل نوسان قیمت همراهی کرده است. روزنامه اعتماد ۱۷ آبان یادداشتی به قلم علیرضا سلطانی منتشر کرد و نوشت: بازارهای جهانی به خصوص بازار نفت در هیچ دوره‌ای به اندازه دوره ترامپ از دولت امریکا و سیاست‌های نفتی آن متاثر نبوده است. سیاست‌های غیرمتعارف ترامپ در بازار نفت در شکل توسعه و افزایش تولید نفت غیرمتعارف(شیل)، کنار گذاشتن تعهدات زیست‌محیطی و افزایش تولید نفت امریکاو به ‌طور کلی توسعه صنعت نفت امریکابا هدف افزایش اشتغال در آمریکا، بازار نفت را به‌ شدت دچار نوسان کرد و زمینه حرکت قیمت از ۷۰ دلار در هر بشکه تا منفی ۳۸ دلار در هر بشکه را فراهم کرد که امری بی‌سابقه در بازار نفت بود. این نوسان شدید حتی در مورد سیاست‌های نفتی دولت ترامپ در عرصه بین‌المللی و در مقابل رقبای نفتی به خصوص اوپک هم دیده می‌شود. ترامپ تا قبل از اپیدمی کرونا، مواضع سخت و تقابلی در برابر اوپک و اوپک پلاس در پیش گرفت اما پس از واگیری کرونا از تقابل به سوی همکاری با اوپک آن هم با هدف جلوگیری از سقوط قیمت نفت را در پیش گرفت. به این اقدامات تحریم گسترده و شدید عرضه نفت ایران و ونزوئلا که عمدتا با هدف باز کردن جایی برای ورود نفت امریکابود را باید اضافه کرد. علاوه بر این آغاز جنگ تجاری با چین و دیگر قدرت‌های نوظهور به عدم تعادل در بازار نفت کمک کرد و باعث به هم خوردن عرضه و تقاضا در بازار در نتیجه کاهش رشد اقتصادی چین همچنین به هم خوردن روند سرمایه‌گذاری و برنامه‌های توسعه‌ای در کشورهای تولیدکننده نفت شد. مجموع این سیاست‌ها و اقدامات که متاثر از سیاست‌های هیجانی، ماجراجویی‌های شخصی و رفتارهای یکجانبه و کاسب‌کارانه ترامپ و دولت او بود به بی‌ثباتی و عدم تعادل بازار نفت و عدم امکان سرمایه‌گذاری‌های برنامه‌ریزی شده در حوزه تولید نفت شد. خروج ترامپ از کاخ سفید و بازگشت ساختار سیاسی امریکا از مسیر متفاوت ۴ سال گذشته به مسیر عادی دهه‌های اخیر برای بازار نفت هم نویدبخش افزایش ثبات و تعادل خواهد بود. سیاست‌های اعلامی بایدن نسبت به بازگشت ایالات متحده به تعهدات بین‌المللی اعم از تعهدات محیط زیستی داخلی و بین‌المللی، بازگشت به برجام و رفع تحریم‌های نفتی ایران و ونزوئلا، امکان مصالحه با چین و دیگر قدرت‌های نوظهور همچنین کنار گذاشتن سیاست‌های یکجانبه در حوزه‌های مختلف، زمینه ایجاد تعادل در بازار نفت و ثبات نسبی در قیمت‌ها می‌شود. علاوه بر این سیاست‌های دولت بایدن می‌تواند منجر به توسعه و تحرک دوباره بخش‌های انرژی‌های تجدیدپذیر شود که از گردش مالی بالایی در امریکا و دیگر کشورهای توسعه یافته برخوردار است. فارغ از سیاست‌های اعلامی، استقبال جهانی از پیروزی بایدن و به عبارت دقیق‌تر شکست ترامپ تاثیر روانی بالایی در بازارهای جهانی و از جمله بازار نفت خواهد داشت. به ‌طور قطع بازار جهانی نفت، چشم انتظار بازگشت نفت ایران خواهد بود. به ‌طور طبیعی مانند ماه‌های منتهی به اجرای برجام و رفع تحریم‌های نفتی ایران در سال ۹۴ برخی کشورهای نفتی مانند عربستان‌سعودی و حتی روسیه در برابر بازگشت ایران کارشکنی کنند اما با توجه به برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته برای افزایش تولید و اجرای طرح‌های توسعه‌ای در حوزه افزایش ضریب برداشت نفت از میادین نفتی و به مرحله تولید رسیدن طرح‌های توسعه‌ای میادین جدید به ‌خصوص میادین مشترک، ایران با رفع تحریم‌ها زودتر و سریع‌تر از دوره قبل(سال ۹۴) به بازار نفت بازگردد و بازارهای خود را پس گیرد. به‌ طور طبیعی از هم‌اکنون کشورهای تولیدکننده نفت در قالب اوپک و اوپک پلاس همچنین به صورت یکجانبه باید تمهیدات لازم را برای بازگشت نفت ایران به بازار به لحاظ مدیریت و کنترل اثرات منفی بر قیمت‌ها اتخاذ کنند. بازگشت ایران به بازار نفت از این منظر که بازار و فعالان آن را از بلاتکلیفی خارج کرده به تعادل بازار و امنیت بیشتر بازار جهانی نفت کمک می‌کند. چنانکه بیان شد به لحاظ سخت‌افزاری صنعت نفت ایران آمادگی بازگشت هر چه سریع‌تر به بازارهای جهانی نفت را دارد اما مساله مهم آن است که سیاست خارجی ایران با بهره‌گیری از فرصت ایجاد شده، زمینه‌های سیاسی و دیپلماتیک این بازگشت و رسیدن ایران به حق واقعی خود را ایجاد کند.

more_vert آمریکا؛ از «مک‌کارتیسم» تا «ترامپیسم»

ادامه مطلب

closeآمریکا؛ از «مک‌کارتیسم» تا «ترامپیسم»

 روزنامه همدلی در مطلبی آورد: ترامپیسم در بعد خارجی به چین تحت عنوان رقیب اقتصادی توجه کرده و در داخل آمریکا بر پایه نژادپرستی، زن‌ستیزی، مهاجرستیزی، جنبش ملی‌گرایی پوپولیستی، کیش شخصیت، دروغگویی و بی‌صداقتی و مخالفت با رسانه‌های مستقل و بالاخره اسلام‌هراسی استوار شده است. روزنامه همدلی ۲۵ آبان یادداشتی به قلم سیف‌الرضا شهابی کارشناس سیاسی منتشر کرد و نوشت: بعد از جنگ جهانی دوم و در آستانه ورود به جنگ سرد، در حالی که «استالین» بر توسعه شوروی کمونیست در سطح جهان تاکید داشت، افکار و فعالیت ضد کمونیستی فضای داخلی آمریکا را فراگرفته بود و مقامات آمریکایی دچار هیستری ضد کمونیستی شدیدی شده بودند. سرجنبان این حرکت ضد کمونیستی یکی از سناتورهای جمهوری‌خواه آمریکا به نام «جوزف مک کارتی» بود که از سال ۱۹۵۰ تا سال ۱۹۵۴ بر طبل کمونیست‌هراسی شدیداً می‌کوبید و با سخنرانی‌های خود فضای کمونیست‌هراسی را در گستره ایالات متحده گسترانیده بود. جالب این که، ترومن رئیس جمهور وقت از حزب دموکرات آمریکا به مک‌کارتی روی خوش نشان داده بود و همراهی و همکاری می‌کرد، به صورتی که در سیاست خارجی، تمام تلاش مک‌کارتی و همراهانش بر مقابله با شوروی کمونیست را صحه گذاشته شده بود. عمده فعالیت و کارهای مک‌کارتی در داخل آمریکا بر پایه تفتیش عقاید، گزینش اشخاص برای مشاغل، مخالفت با روشنفکران، سانسور، تهیه فهرست‌های سیاه، تشکیل دادگاه‌های نمایشی و کارهای پوپولیستی و عوام‌فریبی بود و حدود ده هزار نفر به اتهام کمونیست بودن مجبور شدند شغل‌شان را از دست بدهند. دامنه این فعالیت به ‌هالیوود هم کشیده شده بود و حدود سیصد تن از کارگردانان ‌هالیوود به بهانه کمونیست بودن تحت تعقیب ماموران امنیتی و قضایی قرار گرفته بودند. در مجموع مک کارتیسم دهه پنجاه میلادی آمریکا را فرا گرفته بود تا آنکه از شدت آن به‌تدریج کاسته شد. اکنون بعد از هفتاد سال از ظهور مک‌کارتیسم، جهان شاهد مشابه آن جریان در آمریکا اما تحت عنوان «ترامپیسم» است. از آنجایی که شوروی فروپاشید و روسیه نیز از ایدئولوژی کمونیستی فاصله گرفته است،اگر مک‌کارتیسم در گستره جغرافیایی ایالات متحده محدود ماند و در بعد خارجی با شوروی مخالف بود، اما ترامپیسم مرزهای آمریکا را درنوردیده و سراسر جهان را فراگرفته، به صورتی که از توافقنامه پاریس خارج شد و از سازمان بهداشت جهانی کناره‌گیری کرد، از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل فاصله گرفت و برجام را پاره کرد.رای نیاوردن ترامپ می‌تواند طلیعه شکست ترامپیسم تلقی شود، ولی انداختن هفتاد میلیون رای در صندوق به نفع ترامپ نشانگر وجود این تفکر در بخشی از لایه‌های جامعه خصوصا اقشار کم‌سواد و حاشیه‌نشینان شهرها و لمپن‌ها و سفیدپوستان طرفدار نژادپرستی است.شاید یک دهه به درازا بکشد تا ترامپیسم از جامعه حذف شود، البته این موضوع به عملکرد بایدن ارتباط دارد. اگر بایدن در سیاست داخلی و خارجی واقع‌بینانه و موفق عمل کند، ترامپیسم زودتر محو خواهد شد، در غیر این صورت در چهار سال دیگر ترامپیسم خود را نشان خواهد داد و با قدرت بیشتر وارد کاخ سفید خواهد شد.

more_vert رسانه علیه ترامپ

ادامه مطلب

closeرسانه علیه ترامپ

روزنامه ابتکار در گزارشی نوشت: انتخابات آمریکا به اتمام رسید و حالا دیگر مشخص است که جو بایدن رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا است و ترامپ باید از کاخ سفید برود. بسیاری از کارشناسان معتقدند یکی از دلایل باخت ترامپ، رسانه‌های آمریکا و گزارش‌هایشان در مواجهه با سیاست‌های ترامپ است. در ادامه گزارش ۲۶ آبان ۱۳۹۹ که در روزنامه ابتکار منتشر شده است، می خوانیم: رسانه‌ها چقدر در پیروزی جو بایدن در انتخابات آمریکا نقش داشتند؟ سرانجام چند روز پیش بعد از روزهایی نفس‌گیر برای مردم آمریکا، جو بایدن توانست با اختلاف رای‌های الکترال آمریکا را از آن خود کند و مهمان بعدی کاخ سفید باشد. ترامپ در یکی از توئیت‌های خود در ایام انتخابات آمریکا، بایدن را رئیس‌جمهوری رسانه‌ها خواند و نوشت: «از چه زمانی رسانه‌ها اعلام می‌کنند که رئیس‌جمهوری بعدی ما چه کسی خواهد بود؟ همه ما در دو هفته گذشته چیزهای زیادی آموخته‌ایم!» اما چرا رسانه‌های آمریکا تا این حد با سیاست‌های ترامپ مخالف بودند؟ ترامپ پیش از ریاست‌جمهوری هم تا حدی خبرساز بود اما دوران ریاست‌جمهوری او چیز دیگری است. او هر روز بهانه‌ای به دست رسانه‌ها می‌داد تا کارهایش را به چالش بکشند. از سیاست‌های مهاجرتی تا مدیریت همه‌گیری کرونا، همیشه چیزی وجود داشت که از دلش طرح‌هایی بی‌نظیر بیرون بیاید. ترامپ همیشه دوست داشت تصویرش را بر جلد این مجله ببیند، اتفاقی که بارها افتاد اما نه به آن شکلی که او می‌پسندید. از ابتدای شیوع کرونا در ایالات متحده آمریکا، شیوه مدیریت دولت ترامپ انتقادات زیادی برانگیخت. حتی به باور بسیاری کارشناسان این رویداد، پاشنه آشیل ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ شد. برایان استوفر گرافیست آمریکایی در طرحی که روی جلد مجله نیویورکر رفت، این ماجرا را به خوبی تصویر کرده است. در این طرح ترامپ که اصولا میانه‌ای با ماسک زدن ندارد ماسک زده است اما بر روی چشمانش. این طرح با تیتر «همه چیز تحت کنترل است» با کنایه به نقد رفتار ترامپ می‌پردازد که مدعی است در کنترل کرونا عملکرد درخشانی داشته است.او که در سال ۲۰۱۶ به انتخاب تام شخصیت سال لقب گرفت پیش از رسیدن به کاخ سفید و در کارزار انتخابات سوژه یکی از مشهورترین طرح‌های مجله شد. تصویری از چهره‌ در حال ذوب شدن ترامپ بر جلد تایم را می‌توان مشهورترین طرح نامید که دنباله‌دار هم شد. تصویری از چهره ترامپ با یک توضیح یک‌کلمه‌ای «ذوب شدن». انگار که کسی شعله آتش را به چهره مجمسه مومی ترامپ در موزه مادام توسو گرفته باشد.اما در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ هیچ نشریه‌ای به اندازه اشپیگل در تصویرپردازی بی‌پروا نبود. طرح‌هایی که به راحتی عنوان جنجالی را به خودشان اختصاص می‌دادند و حرف‌های بسیاری برای گفتن داشتند. یکی از این طرح‌ها ترامپ را نشان می‌داد که کاردی خونین در یک دست دارد و در دست دیگرش سر بریده مجسمه آزادی است. تصویری که در نگاه اول یادآور سربریدن‌های بی‌رحمانه تروریست‌های داعشی بود. از سوی دیگر کارشناسان معتقدند یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰، رویکرد او در مواجهه با رسانه‌ها بوده است. مریم سلیمی، مدرس دانشگاه در گفت‌وگویی اظهار کرد: ترامپ چهار سال به رسانه‌ها و فعالان رسانه‌ای توهین کرد، نادیده‌شان گرفت و آن‌ها را به انتشار و اشاعه دروغ، اخبار جعلی و اطلاعات گمراه‌کننده متهم کرد. حرکت اخیر سه شبکه بزرگ خبری آمریکا ای‌بی‌سی‌، سی‌بی‌اس و ان‌بی‌سی در قطع سخنرانی ترامپ در آخرین کنفرانس خبری‌اش در کاخ سفید به دلیل ادعای تقلب و بیان سخنانی خلاف واقع، در حقیقت واکنشی به دروغ‌پراکنی ترامپ و نیز پاسخی به عملکرد رسانه‌ای او در این چهار سال بود.سلیمی گفت: ترامپ در تمام این چهار سال با توئیت‌هایش رو در روی رسانه‌ها ایستاد و به پناهگاه رسانه‌ای‌اش در رسانه‌های اجتماعی پناه برد و این در حالی بود که بارها به خصوص در دوره انتخابات ۲۰۲۰ از سوی رسانه‌های اجتماعی به دلیل انتشار اخبار و اطلاعات گمراه‌کننده، تذکر هشدار و کارت زرد گرفت و باید دید تهدید به اخراج وی از رسانه‌های اجتماعی و گرفتن کارت قرمزش از سوی این رسانه‌ها چه زمان عملی خواهد شد.او افزود: ترامپ بارها رسانه‌ها و شرکت‌های بزرگ تکنولوژی را به دخالت در انتخابات آمریکا متهم کرد و در توئیت اخیرش نیز درباره اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری از سوی رسانه‌ها نوشت: «از چه زمانی تا حالا رسانه‌های خالی از معنی اعلام می‌کنند رئیس‌جمهوری بعدی چه کسی خواهد بود؟»؛ این توئیت یعنی نبرد او با رسانه‌ها و توهین‌های رسانه‌ای‌اش که همچنان ادامه دارد.این مدرس سواد خبری گفت: رسانه‌های آمریکا وقتی شاهد پیشی گرفتن بایدن از ترامپ با فاصله زیادی در ایالت‌های مختلف بودند و با ادعاهای وی مبنی بر تقلب و پیروزی قاطعش روبه‌رو شدند، به ویژه درپی این توئیت «این انتخابات را با اختلاف زیادی پیروز شدم» بلافاصله به انتشار نتایج اقدام کرده و بایدن را به عنوان رئیس‌جمهوری معرفی کردند و با فاصله اندکی نیز رهبران و سران کشورهای مختلف بایدن را به واسطه رسمیت رسانه‌ها به رسمیت شناختند.وی افزود: این اتفاق قدرت رسانه‌ها را بیش از پیش به رخ کشید، در عین حال پیام‌های زودهنگام سران کشورهای مختلف «نه»ای آشکار به ترامپ، سیاست‌ها و عملکرد و ادعاهای غیرواقع او بود.سلیمی گفت: عاری از قضاوت درباره عملکرد ترامپ و ادعاهای وی علیه رسانه‌ها، به نبرد رسانه‌ای رفتن یک دولتمرد با رسانه‌های جریان اصلی به یاری رسانه‌های اجتماعی در نوع خود خاص بود. هرچند در دهه اخیر، بسیاری از دیالوگ‌های سیاسی و دیپلماتیک در بستر همین رسانه‌های اجتماعی شکل گرفته است.این مدرس سواد رسانه‌ای با تاکید بر این‌که بحث حمایت از رسانه‌ها مطرح نیست؛ چراکه رسانه‌ها ناشی از منافع سیاسی، اقتصادی و… خود دارای نگاه ایدئولوژیک و سوگیری‌های خاص خود هستند، گفت: بحث اصلی ضرورت درک اهمیت و قدرت رسانه‌ها و تلاش برای تعامل صحیح با رسانه‌هاست و این درسی است که ترامپ هنوز از آن عبرت نگرفته است.او افزود: پیام پنهان این اتفاق حکایت از نوعی اراده و حرکت جمعی جهانی و رسانه‌ای گره‌خورده در منافع متعدد و متنوع داشت که عملکرد رسانه‌ها و سران کشورهای مختلف و… نمودی از آن در این ایام بود.او همچنین با اشاره به تفاوت دروازه‌بانی خبر در رسانه‌های اجتماعی و رسانه‌های جریان اصلی و سنتی گفت: رسانه‌های جریان اصلی و سنتی توان دروازه‌بانی خود را با نمودهایی همچون قطع و پخش همراه با توضیح سخنان ترامپ و مواردی مانند آن را در جریان انتخابات ۲۰۲۰ به تصویر کشیدند و این دروازه‌بانی درخصوص رسانه‌های اجتماعی با برچسب هشدار زدن، تهدید به بستن صفحه و دیگر روش‌ها خودنمایی کرد. این اتفاقات از این منظر نیز قابل بحث و تامل‌اند؛ این‌که به نوعی دروازه‌بانی در همه رسانه‌ها هست ولی هر یک به شکلی و با سطح خاصی.او گفت: انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا سه نکته مهم را به نمایش درآورد؛ قدرت‌نمایی رسانه‌های جریان اصلی، قدرت‌نمایی مالکان و صاحبان رسانه‌های اجتماعی و اراده و عزم جمعی و رسانه‌ای برای ایجاد یک تغییر.وی افزود: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نمایشی از تلاشی برای بازپس‌گیری قدرت و جایگاه توسط رسانه‌های جریان اصلی در نبرد با ترامپ و به نوعی نبرد با رسانه‌های اجتماعی بود، هرچند بماند که این برتری با چه گروه از رسانه ها است.این مدرس سواد خبری گفت: تذکرهای رسانه های اجتماعی به ترامپ و پسرش و دیگر رهبران جهان به ویژه در دوره اخیر، یادآور قدرت رهبران دنیای مجازی است که در فضایی بی مرز در حال فتح جهانند آن ‌هم با اعضایی میلیاردی با هر رنگ، نژاد، فرهنگ و سرزمینی خواسته ها و قواعدشان را در قلمروشان به همگان تحمیل می کنند، خواه رهبر یک کشور باشد یا یک شهروند عادی.وی یادآور شد: باید نحوه تعامل و مواجهه با رسانه‌ها را آموخت و هوشمندانه در این عرصه‌ها ظاهر شد. حال هر میزان موقعیت اجتماعی، سیاسی و … فرد بالاتر، این مهم حیاتی‌تر خواهد بود.

more_vert پنج ایرانی-‌آمریکایی ‌در تیم انتقالی بایدن

ادامه مطلب

closeپنج ایرانی-‌آمریکایی ‌در تیم انتقالی بایدن

 روزنامه شرق در مطلبی آورد: خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانیان خارج از مرزها به فراوانی گراییده؛ حالا از بین ایرانی- آمریکایی‌ها، تعدادی در تیم انتقالی کابینه بایدن نیز حضور دارند، افرادی که می‌توانند پتانسیل نهفته‌ای برای کاستن از بار دشمنی میان ایران و آمریکا باشند. روزنامه شرق ۲۷ آبان گزارشی را منتشر کرد و نوشت: خواسته یا ناخواسته جامعه ایرانیان خارج از مرزها به فراوانی گراییده؛ بخشی از آنها به نخبگان جوامع دیگر پیوسته‌اند و بخش دیگری از آنها در سطوح متوسط و پایین در حال کار هستند اما سال‌هاست که برخی افراد از این دست در انتخابات پارلمان کشورهای مختلف شرکت می‌کنند، به مقام‌های قضائی یا سمت‌های مهم مدیریتی دست می‌یابند، نسل جوان یا میانسالی که عمدتا در کودکی به همراه خانواده ایرانی خود به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند یا آنکه در خانواده ایرانی‌الاصلی به دنیا آمده‌اند. برخی از آنها که هیچ‌گاه ایران را ندیده‌اند یا تنها در کودکی و برخی سفرهای خانوادگی تصاویری اندک از ایران به یاد دارند اما بارقه‌هایی از فرهنگ و ادبیات ایرانی را در خاطر دارند.حالا از بین ایرانی- آمریکایی‌ها، تعدادی در تیم انتقالی کابینه بایدن نیز حضور دارند، افرادی که می‌توانند پتانسیل نهفته‌ای برای کاستن از بار دشمنی میان ایران و آمریکا باشند.شاید آنها نقش تأثیرگذاری در تعیین افراد کابینه نداشته باشند یا در تعیین نقشه راه سیاست خارجی؛ اما ایرانیانی هستند از ظرفیت یک ملت و یک تمدن که سر جنگ ندارد اما زیر بار زور نمی‌رود. ظرفیتی که اگر ایرانیان مقیم کشورهای دیگر را هم پیش‌تر درمی‌یافتیم اکنون یک پتانسیل فوق‌العاده بودند. در گزارش پیش‌رو، با ایرانی - آمریکایی‌های تیم انتقالی بایدن بیشتر آشنا شوید. سوزان بی‌نیاز، وزارت خارجه«سوزان بی‌نیاز»، معروف به «سو» حقوق‌دان و مدرس حقوق در دانشگاه ییل، عمری است که از مشاوران وزارت خارجه ایالات متحده بوده است و مثل خیلی از اعضای تیم انتقالی بایدن، بعد از وقفه چهارساله دولت ترامپ، دوباره به سراغ همکاری با این نهاد آمده است. او بیش از ۳۰ سال در دفتر مشاوران حقوقی وزارت خارجه مشغول به کار بوده، اما برجسته‌ترین حوزه فعالیت او، حوزه محیط زیست و تغییر اقلیم بوده است. از وکلای ارشد این وزارتخانه در حوزه محیط زیست، او از سال ۱۹۸۹، یعنی از اوایل دولت جورج اچ دبلیو بوش، از مذاکره‌کنندگان ارشد این نهاد در زمینه تغییرات اقلیم شده و تا اواخر دولت اوباما در این حوزه به فعالیت ادامه داده است. بی‌نیاز از اعضای اصلی تیمی بود که توافق معروف پاریس را در حوزه تغییرات اقلیمی امضا کردند، توافقی که البته دولت ترامپ با دستور رئیس‌جمهور از آن خارج شد. بی‌نیاز که در سال ۲۰۱۷ و آغاز دولت ترامپ، از این نهاد خارج شد، حالا دوباره از گزینه‌های فعالیت در این حوزه به ‌حساب می‌آید و احتمالا الان در حال بررسی پرونده‌های مربوط به توافق پاریس است که بازگشت به آن از وعده‌های روز اول رئیس‌جمهور منتخب آمریکا بوده است. او در مدت فعالیتش در دوران پیش از ترامپ، همچنین مسئولیت رسیدگی به معاهدات در این زمینه را نیز برعهده داشته و در مباحث مربوط به حقوق دریایی، حقوق فضایی، دزدان دریایی سومالی، حقوق بشر، نیروهای انتظامی و موضوعات دیگر نیز مسئولیت داشته است. خارج از دولت، او در «بنیاد ملل متحد» از سازمان‌های همکار با سازمان ملل متحد نیز فعالیت داشته است. بنیاد ویکی‌پدیا، پروژه‌ای برای معرفی ۵۰۰ دانشمند زن دارد که در آن تلاش می‌شود اطلاعات مربوط به زنان موفق در زمینه‌های مختلف جمع‌آوری و منتشر شود و بی‌نیاز از جمله زنانی است که این بنیاد در فهرست دانشمندان مورد نظر خود در حوزه دیپلماسی علم قرار داده است. رامین طلوعی در وزارت خارجهمتولد آیووا، صاحب مدارک تحصیلی از هاروارد و آکسفورد که اکنون در دانشگاه استنفورد مشغول است، پیش‌تر سابقه کار در دولت باراک اوباما، جورج دبلیو بوش و بیل کلینتون را دارد، هر سه نیز در وزارت خزانه‌داری و هر سه در بخش‌های مربوط به روابط خارجی. در سال‌های آخر ریاست‌جمهوری کلینتون، او به عنوان قائم‌مقام دفتر اروپای مرکزی و جنوب شرقی وزارت خارجه کار کرد. در دوران بوش ۴۳، او مشاور ارشد معاون روابط خارجی این وزارتخانه بود و سپس خود در دوره اول و دوم بوش، مدیریت دفتر نیم‌کره غربی را تجربه کرد. بعد از چندین سال وقفه، او با تأیید سنای آمریکا در دوره دوم باراک اوباما به عنوان دستیار وزیر خزانه‌داری در توسعه و سیاست‌های مالی بین‌المللی مشغول به کار شد و مسئول هماهنگی روابط پولی بین‌المللی، هماهنگی‌های مربوط به فعالیت‌های گروه ۲۰ و دیگر روابط خارجی در حوزه اقتصادی بود. طلوعی این سمت را تا پایان دوران اوباما در اختیار داشت و حالا از اعضای تیم انتقالی بایدن در حوزه مربوط به وزارت خارجه است. مهرسا برادران، وزارت خزانه‌داری و گروه سیاست‌های مالی و بانکیاستاد حقوق در دانشگاه یوسی‌اروین و نامزد دریافت جایزه پولیتزر، متولد ارومیه ایران است و در کودکی، به همراه خانواده‌اش و در سال‌های اول پس از پیروزی انقلاب اسلامی از ایران به آمریکا مهاجرت کرده است. او در دانشگاه‌های بریگام یانگ و نیویورک تحصیل کرده و به طور مشخص در حوزه حقوق بانکی و مسائل مالی فعالیت و مطالعه داشته است و در زمینه مقررات بانکی سابقه تدریس نیز دارد. او سال گذشته به‌عنوان کارشناس برای بررسی مشکلات و پتانسیل‌های مربوط به رمزارزها، در جلسه استماع سنای آمریکا حضور پیدا کرد. هافینگتون‌پست گزارش می‌دهد که برادران، از «مورمون» های آمریکاست، معتقدان به مذهبی اقلیتی در آمریکا که اغلب هم به لحاظ سیاسی از محافظه‌کاران هستند. سناتور میت رامنی از یوتا، برجسته‌ترین سیاست‌مدار از میان معتقدان به این مذهب است و نامزد جمهوری‌خواهان برای ریاست‌جمهوری در سال ۲۰۱۲ و نیز تنها سناتور جمهوری‌خواه بوده که به استیضاح ترامپ رأی مثبت داد. برادران نیز در سال‌های گذشته نقدهای زیادی به دولت ترامپ وارد کرده است. او که البته از منتقدان حکومت ایران است، به‌خصوص در موضوع ممنوعیت سفر از کشورهای مسلمان به ایالات متحده، از ترامپ انتقاد کرد. اما حالا او در حوزه سیاست‌های پولی و بانکی و نیز وزارت خزانه‌داری، از اعضای تیم انتقالی جو بایدن است. شهرزاد شارا مهتدی، شورای محیط زیستاز دانشگاه کلمبیا، او دیگر عضو این فهرست است که سابقه‌ای، هرچند اندک، در وزارت خارجه دارد و البته بار دیگر عضو این فهرست است که در حوزه محیط زیست و تغییرات اقلیمی فعالیت داشته. مهتدی از ژانویه ۲۰۱۵ تا می ‌همان سال، یعنی حدود پنج ماه، به‌عنوان کارمند وزارت خارجه از دستیاران دفتر مدیریت و هزینه در حوزه‌های منابع طبیعی، انرژی و علوم در کاخ سفید بوده است اما مقالاتی در طول سال‌ها در حوزه تغییرات اقلیمی منتشر کرده و در آنها به طور مشخص، این مسئله جهانی را از زاویه مسائل و بحران‌های سوریه مورد بررسی قرار داده است. مهتدی حالا و در دوره انتقالی دولت بایدن، از اعضای شورایی است که زیرمجموعه کاخ سفید قرار است در زمینه محیط زیست و تغییرات اقلیم فعالیت کند. ارس جیزان؛ وزارت مسکن و شهرسازیجیزان، عضو تیم انتقالی بایدن در وزارت مسکن و شهرسازی است. او که شش سال گذشته در شرکت «کامیونیتی سولوشنز» در همین حوزه فعالیت می‌کرده است، سابقه کارآموزی در «شورای روابط خارجی» را نیز در کارنامه دارد. فوق لیسانس را در دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس و در رشته آمار کاربردی گذرانده و لیسانس خود را نیز در دانشگاه تورنتو، در رشته اقتصاد و روابط بین‌الملل گذرانده است. فعالیت‌های او اما بیشتر در زمینه شهری و به‌خصوص حوزه بی‌خانمان‌ها بوده است. او همچنین عضو گروهی به نام «کانون دوست‌داران فرهنگ ایران» در واشنگتن‌ دی‌سی است که از سال ۱۹۸۲ تشکیل شده است. در وب‌سایت این کانون، هدف این تشکیلات «گردهم‌آوردن آن دسته از ایرانیانی» خوانده شده «که علاقه‌مند به مبانی فرهنگ ایرانی، جدا از تفاوت‌های مذهبی، سیاسی و ایدئولوژیک، بر اساس ارزش‌گذاشتن و تأکید بر میراث فرهنگی مشترک در جامعه ایرانیان منطقه واشنگتن» هستند و در سابقه این کانون برگزاری نشست‌های مختلف در این زمینه با دعوت از سخنرانان از کشورهای مختلف بوده است اما در وب‌سایت همین کانون نیز، جیزان درباره بی‌خانمانی در دوران شیوع کووید۱۹ در آمریکا می‌نویسد که البته در شهر واشنگتن‌ دی‌سی، مسئله مطرحی است.

more_vert عاقبت ترامپیسم در دوران پساترامپ

ادامه مطلب

closeعاقبت ترامپیسم در دوران پساترامپ

 روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: با وجود جنجال‌های فرسایشی کنونی بر سر شمارش آرا و انتخاب برنده انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به نظر می‌رسد که بخت جو بایدن دموکرات برای ورود به کاخ سفید، به مراتب بیشتر از دونالد ترامپ، رئیس جمهوری کنونی است. روزنامه ایران شنبه ۱۷ در یادداشتی به قلم مجید تفرشی کارشناس مسایل بین الملل، نوشت: با این همه به نظر نمی‌رسد که حتی با خروج احتمالی ترامپ از ریاست جمهوری، فرهنگ و آموزه‌های ترامپیسم با سپهر سیاسی و اجتماعی امریکا و جهان وداع کند. در جریان مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا، سوای روش و منش حامیان داخلی او، شاهد حمایت‌های گروه‌های تندرویی از ترامپ بودیم که در ادعا شاید خود را پایبند موازین و اصول می‌خواندند، ولی در عمل پا به پای ترامپ در اخلاق‌ستیزی به هر وسیله‌ای در جهت حفظ یا کسب قدرت پیش رفتند. در بین گروه‌ها و اقشار ایرانی حامی ترامپ در خارج و داخل کشور، از جناح‌های مختلف بعضاً دشمن، دست‌کم یک فصل مشترک و ویژگی یکسان وجود دارد: عزم رسیدن به هدف، تغییر ساختار کنونی حکومت در ایران و کسب قدرت به هر بهایی، با کمک هر کسی در هر کجای جهان و بی‌توجه به عواقب و هزینه‌های فاجعه بار ملی و راهبردی این روش. از این رو عجیب نیست که گروه‌های ساختارشکن و ایران‌ستیز ایرانی‌نما در خارج در حمایت بی دریغ از ترامپ با برخی دوستان، هواداران و مشاوران محمود احمدی‌نژاد هم‌رأی و همگام شدند. نباید خیلی خوشبین بود که با شکست قطعی ترامپ و تثبیت نهایی پیروزی بایدن، ترامپیسم نیز به سرعت و سادگی از سپهر سیاسی امریکا و جهان غایب شود. این واقعیت که با وجود عقب ماندن در این انتخابات، تعداد آرای ترامپ در مجموع بیشتر از دوره قبل بوده، نشانگر دامنه و عمق حضور ترامپیسم است. البته که مشارکت بسیار بالای امریکایی‌ها در این دوره از انتخابات می‌تواند دلیل اصلی این افزایش آرا، برای هر دو سو باشد، ولی این واقعیت، از اهمیت تعداد غیرقابل انکار حامیان ترامپ کم نمی‌کند. ترامپ نه تنها در امریکا، که در اروپا، کانادا، استرالیا و دیگر نقاط جهان همگرایانی دارد که بعضاً و فعلاً به صورت بالقوه، حتی از خود او هم خطرناک‌ترند. مسأله دیگر، تلاش هوشمندانه و هدفمند ترامپ و همکاران او طی چهار سال اخیر برای یارگیری و چینش همفکران خود در سطوح مختلف قوه قضائیه امریکا از قضات شهرستان و ایالت گرفته تا دادستان‌های عالی کل کشور است. هیچ رئیس جمهوری در یک سده اخیر در امریکا در دور نخست ریاست جمهوری خود؛ اینگونه موازنه قضایی در کشور را به سود خود و آرای خود تغییر نداده است. این چینش تدریجی آنقدر وسیع و عمیق است که دست‌کم یک نسل طول خواهد کشید تا عرصه قضایی امریکا از ترامپ‌گرایی و دیدگاه راست افراطی رهایی یابد. این مسائل البته سوای شهوت سیری‌ناپذیر ترامپ برای حفظ قدرت به هر قیمتی و حتی بازگشت مجدد به قدرت در آینده، حتی در صورت مجبور شدن ترک کاخ سفید در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۱ است. در روزهای اخیر حامیان و سخنگویان ترامپ به صراحت عنوان کرده‌اند که به فرض شکست و قبول شکست، او از هم اکنون آماده است تا برای شرکت در مبارزات انتخاباتی ۲۰۲۴ خود را آماده و نامزد کند. مواجهه و مقابله با ترامپیسم، فقط با مقابله سیاسی و مشارکت انتخاباتی به دست نمی‌آید. انحطاط فکری ترامپ و ترامپیسم در میان جوامع مختلف شرقی و غربی وجود دارد و منحصر به امریکا نیست. تلاش برای زوال انحطاط ترامپیسم نیازمند کار فرهنگی، فکری و اجتماعی مستمر و بهره بردن از تاریخ، درس تجربه و سیلی روزگار است. نباید بگذاریم انحطاط ترامپیسم از یاد نسل‌های کنونی و بعدی برود.

more_vert آیا ترامپ رفتنی است

ادامه مطلب

closeآیا ترامپ رفتنی است

 روزنامه مردم سالاری نوشت: چون در آمریکا زندگی نمی‌کنیم نمی‌توانیم از نزدیک درباره فضای انتخاباتی این کشور داوری داشته و صرفا بر اساس تحلیل‌های موسسات پژوهشی و نظر سنجی و دریافت‌های رسانه‌ای قضاوت می‌کنیم. روزنامه مردم سالاری در چهارشنبه ۲۳ مهر، یادداشتی به قلم ابوالفضل فاتح منتشر می کند که در ادمه می خوانیم: براین‌اساس و براساس داده‌های بیش از ده موسسه نظرسنجی آمریکا تا این لحظه اختلاف در سطح ملی بین ۷ تا ۱۵ درصدی بین دو رقیب، احتمال انتخاب ترامپ را بسیار پایین می‌داند و اگر امروز انتخابات برگزار شود بایدن بخت بیشتری دارد. موسسه تحقیقاتی پیو اختلاف را ده درصد برآورد کرده و موسسه محافظه کار و جمهوری خواه راسموسین برآورد کرده است که بایدن با تفاوت ۱۲ درصد پیشروی انتخابات است. اما هنوز بیشتر از سه هفته تا انتخابات باقی است.آیا در سه هفته آینده نتیجه تغییر خواهد کرد؟ سه هفته آینده برای هر دو کمپین حیاتی است. چون هر دو طرف تلاش حداکثری خواهند داشت. جبران عقب ماندگی دشوار به نظر می‌رسد اما غیر ممکن نیست. لجستیک انتخابات آمریکا بسیار بزرگ است و روند شکل گیری افکار عمومی از نزدیک یک سال قبل آغاز شده است. سوابق دوره‌های مختلف انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نشان می‌دهد که در چنین زمانی اکثریت بسیار بالای آمریکایی‌ها تصمیم خود را گرفته‌اند، پس امکان جابجایی بیش از سه یا چهار درصد آراء در ماه پایانی به ویژه در سطح ایالت‌های کلیدی دشوار است، حال آن که نظر سنجی‌های فعلی فاصله بسیار بیشتری را بین دو رقیب نسبت به دوران رقابت هیلاری و ترامپ نشان می‌دهد. در دوره قبل خانم هیلاری کلینتون ۲ تا چهار درصد در سطح ملی پیش بود اما در سطح الکترال ایالت‌های کلیدی فاصله کمتر بود و با رشد ترامپ در هفته‌های پایانی با فاصله کم در آراء الکترال صحنه را واگذار کرد. اینک نه تنها در سطح ملی که در سطح بیش از شش ایالت از یازده ایالت کلیدی موثر از جمله پنسیلوانیا و ویسکانسین ومیشیگان و مینه سوتا و نوادا و نیو همپشایر در رای الکترال فاصله بالای ۵ درصد است که جبرانش بسیار دشوار است و در سه ایالت دیگر از جمله فلوریدا و آریزونا و کارولینای شمالی نیز بایدن پیش است گرچه این فاصله کمتر از سه درصد است و احتمال جابجایی وجود دارد. تنها در دو ایالت جورجیا و تگزاس ترامپ به شکل واضح پیش است.ترامپ گرچه در حفظ آراء پایگاه خود موفق بوده اما استراتژی انتخاباتی او در جذب آراء شناور هنوز موفقیت چندانی نداشته است و هرچه درصد رای دهندگان بالاتر رود این بخت کمتر خواهد شد. بنابراین اگر داده‌ها درست باشد و همین روال در سه هفته آینده طی شود، آمریکا به دوران ما بعد از ترامپ نزدیک می‌شود. دموکرات‌ها که تکلیفشان با ترامپ روشن است. به علاوه ترامپ هم در جریان کرونا، هم در مناظره و هم در جریان بیماری خودش و هم در مسامحه‌اش با جریان راست افراطی و هم منازعه خطرناک با چین و هم خروج از برجام و معاهدات دیگر بین‌المللی، برای مخاطب شناور آمریکایی که تعیین کننده انتخابات هستند، غیر قانع‌کننده و حتی خطرناک ظاهر شده است. به رغم برخی دستاوردهای اقتصادی، همه این رخدادها تا این لحظه کمپین ترامپ را در موقعیتی شکننده قرار داده است. برخی از قطبی‌تر کردن جامعه آمریکا، احتمال ارائه واکسن کرونا یا ماجراجویی‌های خارجی ترامپ در صورت جدی تر شدن احتمال باختش برای تغییر وضعیت انتخابات گفته اند. مخصوصا که او پیشتر قابلیت تصمیمات خطرناک و غیرقابل پیش‌بینی را نشان داده است. آری محتمل است، اما این که واکسن کرونا و یا ماجراجویی احتمالی ترامپ و قطبی تر ساختن فضای داخلی به تنهایی بتواند نتیجه را به نفع او در این شرایط که فاصله زیاد است، تغییر اساسی دهد، قطعیت ندارد و باید دید تا چه اندازه می‌تواند افکار عمومی داخلی آمریکا را به حفظ وضع موجود قانع سازد. از این روی برای پیروزی ترامپ باید در کمپین بایدن هم خطا، رسوایی یا شکست فاحش و غیر منتظره‌ای روی دهد. البته پذیرش نتیجه انتخابات نیز از چالش‌های پیش روی انتخابات آمریکا است و احتمال نهایی نشدن نتیجه در روز انتخابات و کشیده شدن به دادگاه به ویژه در صورت فاصله نزدیک آراء وجود دارد.آیا ترامپ قادر خواهد بود در مناظره ۲۲ اکتبر شرایط را به نفع خود تغییر دهد؟ بنابر آنچه گفته شد، تا امروز دشوار می‌نماید و فضا به نفع رقیب اوست. اما سه هفته باقی مانده تا انتخابات حیاتی است و به شکل تئوریک غیر ممکن نیست به ویژه این که تنها در سه دوره رئیس جمهور آمریکا به دور دوم راه نیافته است.در هر صورت انتخاب ترامپ از شرمندگی‌های دنیای جدید و از سیاه چاله‌های دموکراسی آمریکا است. امید است جامعه آمریکا با پرهیز از تکرار این اشتباه، این شرمندگی را تجدید نکند. گرچه تاریخ آمریکا از این شرمندگی‌ها زیاد داشته است. قیام رسانه‌ها به ویژه بسیاری از رسانه‌های کلاسیک و بخشی از رسانه‌های اجتماعی علیه ترامپ در این زمان و تاثیر آن بر وضعیت فعلی افکار عمومی آمریکا و جهان از نکات قابل تامل است که درباره آن بعدا بیشتر باید نوشت. رفتارهای ترامپ در طی چهار سال در فضای چند صدایی در معرض افکار عمومی بود و در زمان انتخابات بیش از هر زمان با تلاش رسانه‌های گروهی وجدان جمعی تحت تاثیر قرار گرفت و به نوعی بیدار شد. تجمیع همه رفتارها و ادبیات تهاجمی، افراطی و نژاد پرستانه در فضای مناظره و تجلی اوج نخوت به ویژه در رفتارهای فردی و برداشتن ماسک در برابر چشم میلیون‌ها بیننده، شاید امضای سقوط او توسط خودش باشد. همین حالا هم ترامپ چه بماند و چه برود در نزد افکار عمومی جهان سقوط کرده است و آمریکا برای این انتخابش مورد سوال است، گرچه می‌دانیم ریشه‌ها، میراث و آینده رویکردی که ترامپ نماد آن است، موضوع بحث دیگری است و یک شبه به وجود نیامده که یک شبه از میان برود. ممکن است گفته شود سیستم کلی دو حزب آمریکا در ارتباط با جهان دچار تغییرات اساسی نخواهد شد. اما ترامپ نماد حاکمیت افراطی ترین جریان‌های سیاسی و حزبی آمریکا است و در حوزه دیدگاه فردی نیز هیچکس نمی‌تواند ترامپ را با مثلا اوباما یکی بداند. همین تفاوت‌ها فضا را برای تدبیر ملت‌های دیگر در برابر این غول کج رفتار اقتصادی و نظامی باز می‌کند. سقوط احتمالی ترامپ، جریان راست افراطی در جهان و امثال نتانیاهو و بن سلمان را بیشتر از هر کسی نگران خواهد کرد. از این روی لابی‌های پنهان آنها در این سه هفته قویا دست به کار خواهند شد تا شرایط را تغییر دهند. از سوی دیگر بسیاری از کشورها نظیر چین، اتحادیه اروپا و یا حتی ایران نیز منتظر تغییر در هیات حاکمه آمریکا هستند تا به تنظیم جدیدی در روابط خود با این کشور بپردازند. گفته می‌شود روسیه نیز موضع میانه‌ای گرفته است. سه هفته آینده برای کمپین بایدن فرصت تثبیت و برای کمپین ترامپ زمان جبران عقب ماندگی فاحش است. درباره این که روند آراء در این سه هفته حیاتی به کجا ختم خواهد شد و احتمال روشن تر سقوط یا بقای ترامپ در هفته‌های آتی یادداشتی دیگر تقدیم خواهد شد.

more_vert هرج و مرج امریکایی

ادامه مطلب

closeهرج و مرج امریکایی

- مناظره ساعت ۹ شب ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۰ را می‌توان زشت‌ترین مناظره تاریخ امریکا دانست. مناظره‌ای که یک سوی آن یک رئیس جمهوری مستقر در کاخ سفید بود و دیگری یک مدعی داشتن لیاقت ورود به کاخ سفید. اما «دونالد ترامپ» و «جو بایدن» در این مناظره در قامت دو مردی ظاهر شدند که فاصله بسیار زیادی از پستی دارند که ممکن است در ۴ سال آینده در دست داشته باشند. روزنامه ایران پنجشنبه ۱۰ مهر، در گزارشی به مناظره دونالد ترامپ و جو بایدن پرداخت و نوشت: آنها در این مناظره ۹۰ دقیقه‌ای چیزی در توهین به یکدیگر کم نگذاشتند، طوری که کریس والاس روزنامه‌نگار، مجری و کارشناس و تحلیلگر معروف «فاکس نیوز»، شبکه مورد علاقه «ترامپ» به عنوان مجری این مناظره بارها به آنها تذکر داد. مناظره شب گذشته (سه شنبه شب) در نوع خود بی نظیرترین مناظره‌ای بود که در تاریخ امریکا شاهد آن بودیم. تاریخ مناظره‌های امریکا پر است از انتقادهایی که نامزدها علیه هم مطرح می کردند و تُن‌ صدایشان بالا می رفت، هنوز خاطره مناظره‌های هیلاری کلینتون با دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ امریکا در اذهان هست. اما این مناظره از آن جهت بی نظیر بود که در آن نه انتقاد که توهین و تخریب فراوان دیده شد. جو بایدن در این مناظره بارها مجبور شد، در واکنش به اتهام‌های ترامپ که پسر او را متهم به اعتیاد به مواد مخدر می کرد، او را همدست با روسیه بخواند و ... رئیس جمهوری امریکا را دلقک بنامد و به او بگوید: «خفه شو مرد». این سخیف‌ترین شویی بود که جامعه امریکا در اولین مناظره ۲۰۲۰ می توانست شاهد آن باشد. این مناظره همچنین آینه تمام نمای انتخاباتی بود که پیش رو است. در این مناظره بیش از هر چیز هرج و مرج حرف اول را می زد. هرج و مرجی که به باور ناظران شروع کننده همه آنها دونالد ترامپ بود. همان هرج و مرجی که مردم امریکا در ۳ سال و ۸ ماه و ۱۰ روز ریاست جمهوری دونالد ترامپ به آن عادت کرده‌اند. رئیس جمهوری امریکا در این سال‌ها با سخنان و سیاست‌هایی که در جامعه کشورش پیاده کرده است، باعث ایجاد هرج و مرجی بی سابقه در جامعه امریکا و دو قطبی شدن آن بین راست‌های افراطی مورد حمایت او و کسانی که قائل به تساوی جامعه هستند، شده است. اعتراضات ضد نژادپرستی ماه‌های اخیر در امریکا که از زمان به قتل رسیدن جورج فلوید توسط پلیس سفید پوست این کشور آغاز شده است، نمادی از دو قطبی حاضر در امریکا است. نگرانی از پیامدهای این هرج مرج که می‌تواند در انتخابات پیش رو نیز ادامه یابد، زمانی بیشتر می‌شود که نگاهی به استراتژی جدید ترامپ برای مقابله با شکست خود در انتخابات داشته باشیم. کمتر از یک هفته پیش دونالد ترامپ، در سخنانی در جمع هوادارانش اعلام کرد، ممکن است کار به دیوان عالی امریکا بکشد و نتایج انتخابات در این نهاد مشخص شود. او دیروز نیز در مناظره با بایدن تصریح کرد که اگرتقلب شود، براحتی نتیجه انتخابات را نمی پذیرد. اصرار بر این مسأله می‌تواند آتش اختلافات در انتخابات پیش‌رو را شعله‌ور تر سازد. از دیگر نکاتی که در مناظره نخست رقبای دموکرات و جمهوریخواه امریکا چشمگیر بود، این بود که ترامپ برخلاف آنچه تصور می شد، نتوانست بر حریف خود که در چند سال گذشته و نه فقط در دوره رقابت‌های انتخاباتی او را جوی «خوابالو» لقب داده بود، چیره شود. اغلب نظر سنجی‌هایی که بعد از این مناظره انجام شد نیز حاکی از آن بود که مردم امریکا معتقدند، نامزد حزب دموکرات در مناظره بهتر و قوی تر ظاهر شد. نخستین مناظره رقبای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ امریکا طبق سنت، حول محور مسائل داخلی بود که با توجه به کارنامه ترامپ و انتقاداتی که به آن مطرح می شود، بیشترین وقت مناظره به اقتصاد، کرونا و مالیات گذشت. بخش‌هایی از این مناظره جنجالی را می‌خوانید. دیوان عالی و طرح‌های درمانیکریس والاس: آیا فکر می‌کنید، قاضی برت (فردی که ترامپ اخیراً او را وارد دیوان عالی امریکا کرد)، باید این سمت را در این زمان به دست می‌گرفت؟ترامپ: خیلی ساده است ما انتخابات را بردیم و انتخابات پیامدهایی دارد. ما سنا را داریم، کاخ سفید را داریم... بنابراین می‌توانیم او را انتخاب کنیم. دموکرات‌ها هم بودند همین کار را می‌کردند. بایدن: من فکر می‌کنم این حق مردم امریکا است که قضات دیوان عالی را مشخص کنند. ما الان در میانه انتخابات هستیم و باید صبر کنیم ببینیم نظر فردی که مردم او را انتخاب می‌کنند، درباره این پست چیست. ترامپ: تو می‌خواهی تعداد زیادی از قضات رادیکال چپ را وارد دادگاه عالی کنی. بایدن: خفه می‌شوی مرد؟۲۰۰ هزار نفر از کرونا مردند. ۷ میلیون نفر مبتلا هستند و فقدان طرح درمان برای آنها یعنی چه؟ ترامپ: زمان شما که ۳۰۸ نظامی مردند. زیرا در ارتش نتوانستید مراقبت‌های درمانی لازم را داشته باشید. اینها را به من نگو. اگر شما بودید الان آمار قربانیان ۲ میلیون نفر بود. من قیمت دارو را تا ۸۰/۹۰ درصدکاهش می‌دهم. کرونا ترامپ: کار ما در مواجهه با کرونا عالی بود. هرکس غیر از این می‌گوید: به اخبار جعلی گوش کرده است. بایدن: نه او واقعیت را نگفت چون نمی‌خواست مردم بترسند. اما خودش ترسیده بود. ترامپ: اگر تو بودی وضع بدتر بود. اصلاً چیزی به اسم هوش در تو وجود ندارد. بایدن: ترامپ کسی بود که می‌گفت ۶ ماهه کرونا را نابود می‌کند. گفت ماده ضدعفونی کننده بخورید. حالا هم می‌گوید واکسن می‌سازد. ترامپ: تو چه می‌کنی؟ فقط ماسک می‌زنی. بزرگترین ماسک‌ها را او می‌زند. اقتصاد ترامپ: ما بهترین وضعیت اقتصادی را داشتیم، کرونا آن را خراب کرد. اگر بایدن بود، بدتر هم می‌شد. چون می‌خواست همه را به تعطیلی بکشد. بایدن: اما میلیاردرهایی مثل او که فقط ۷۵۰ دلار مالیات می‌دهند، وضع‌شان خوب است. ترامپ: من میلیون‌ها دلار پرداخت کردم. بروید و ببینید. پرونده من ۱۱۸ صفحه است. بایدن: من قوانین مالیاتی را که او به نفع خودش وضع کرده، تغییر می‌دهم و شرکت‌هایی را که مالیات نمی‌دهند، مجبور به دادن مالیات می‌کنم. ترامپ: آن وقت کمپانی‌ها از امریکا خارج می‌شوند. نژادپرستی و نتیجه انتخابات بایدن: شیوه حکومت داری ترامپ باعث شده است اختلافات در امریکا افزایش یافته و جامعه دو پاره شود. ترامپ: من از گروه‌های ملی‌گرای راست می‌خواهم کوتاه بیایند و منتظر بمانند. اما این را هم بگویم باید فکری به حال آنتیفا (چپ‌های افراطی) کرد. بایدن: حتی اگر پیروز نشوم، نتیجه را به رسمیت می‌شناسم. ترامپ: شیوه پستی خیلی بد است. من هم حزبی‌هایم را برای نظارت به شعب رأی‌گیری می‌فرستم. در حاشیه ■ طعنه عربی «بایدن» به «ترامپ»: استفاده «بایدن» از کلمه عربی «ان‌شاءالله» به عنوان پاسخی کنایه‌آمیز به ادعای «ترامپ» درباره پرداختن مالیاتش، با واکنش بسیاری از کاربران عرب زبان، مسلمانان و حتی پرتغالی‌ها همراه شد و مورد انتقاد بسیار قرار گرفت.■ توئیت جنجالی رئیس پلیس پورتلند: «ترامپ» در میان حرف‌هایش نقل قولی از رئیس پلیس پورتلند کرد و از حمایت او از خودش گفت. اما این سخنان با واکنش این مقام همراه شد و او در توئیتی نوشت: «شاید منظور رئیس جمهور، کلانترهای مناطق روستایی و حومه اورگان بود.»■ فروش تی‌شرت‌های «خفه شو مرد!»: پس از اینکه «جو بایدن» برای ساکت کردن «ترامپ» او را با عبارت «خفه شو مرد!» مورد خطاب قرار داد، تی‌شرت‌هایی با نقش این عبارت به قیمت ۳۰ تا ۳۳ دلار توسط کمپین دموکرات‌ها به فروش گذاشته شد.■ انتقاد تند توئیتری از دروغ‌های ترامپ: شماری از کاربران توئیتر در واکنش به اظهارات «ترامپ» درباره اینکه کمپین‌های انتخاباتی داخل سالن او هیچ تأثیر منفی بر شیوع کرونا نداشته، او را با جمله «دونالد ترامپ دروغگو است» به نقد کشیدند. بازتاب رسانه‌ای ■ جورج استفانوپولوس (سردبیر «ای بی سی نیوز»): به عنوان کسی که ۴۰ سال تجربه اجرا، پوشش خبری، برنامه‌ریزی و رصد مناظرات انتخاباتی را داشته، باید بگویم سه‌شنبه شب شاهد بدترین مناظره زندگی‌ام بودم.■ پل برنداس (ستون‌نویس یو اس ای تودی): این مناظره به هیچ وجه مسیر انتخاب رهبر یک جهان آزاد نبود. به واقع این نمایش نه تنها برای امریکایی‌ها که برای همه کسانی که روزی امریکا را تحسین می‌کردند، شرم‌آور و منزجرکننده بود.■ جفری کاباسرویس (مدیر مرکز مطالعات سیاسی نیسکانن): این مناظره نشان داد ما ملتی در مسیر افول هستیم که تنها با تحقیر یکدیگر متحد می‌شویم. در حقیقت برنده واقعی این تقابل نه کاندیداها بلکه آنهایی بودند که آرزوی سقوط امریکا را دارند.■ مارکوس فلدنکرشن (روزنامه‌نگار مجله اشپیگل): این مناظره یک شوخی سخیف و شرمساری برای امریکا بود. فریاد و توهین. دو مرد با بیش از هفتاد و چند سال سن مانند دو کودک ۵ ساله اجازه حرف زدن به هم نمی‌دادند و کنترل مناظره را از مجری گرفته بودند. «ترامپ» بازنده مناظره نخست فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بین الملل: نخستین مناظره انتخاباتی امریکا را نمی‌توان کاملاً منفی دانست. «بایدن» نقش خودش را اجرا کرد و تا حد ممکن از مناقشه با یک فرد غیرعادی نتیجه گرفت. واقعیت این است که از «ترامپ» بیش از این توقعی وجود نداشت کما اینکه «نانسی پلوسی»، رئیس مجلس نمایندگان امریکا نیز درباره او و جو مناظره به «بایدن» هشدار داده بود. در این مناظره مجری هم بلاتکلیف بود و مجبور شد بارها به رئیس جمهوری تذکر بدهد تا صحبت‌های «بایدن» را قطع نکند. «ترامپ» هم معترض به این تذکرات بود. واقعیت این است خشم زیاد، تعقل را از بین می‌برد. در این مناظره نیز «بایدن» دو باری، «ترامپ» را دلقک خطاب کرد و یک بار هم او را مورد توهین قرار داد. او از ادبیاتی استفاده کرد که در این سطح به هیچ وجه رایج نیست مگر اینکه تعمدی در میان باشد. «ترامپ» یک بازیگر و شومن است. از طرفی مجری‌گری در نمایش‌های عامیانه، مسابقات کشتی کچ و نمایش‌های تلویزیونی سبب شد او تصور کند می‌تواند در عرصه عمومی سیاسی هم همان تسلط بر صحنه عوام را داشته باشد. اما او مرتکب اشتباه بزرگی شد. بنابراین می‌توان گفت در این میدان بازنده اصلی «ترامپ» بود. اما شبکه‌ای مانند «سی ان ان» برای سرپوش گذاشتن بر این باخت، بازنده اصلی را مردم امریکا معرفی می‌کند تا با منفی قلمداد کردن هر دو کاندیدا، «ترامپ» را همتراز «بایدن» کند. با این حال آمارهای قبل و بعد از مناظره که نشاندهنده تنزل جایگاه ترامپ از ۴۲ به ۳۶ و در مقابل صعود چند پله‌ای «بایدن» از ۵۲ به ۵۶ است، خلاف این امر را نشان می‌دهد. آنچه مسلم است سطح سیاسی امریکا بسیار بالاتر از حدی است که در این مناظره به نمایش درآمد اما وقتی جامعه‌ای، فردی مانند «ترامپ» را به عنوان رئیس جمهوری برمی‌گزیند به سمت تنزل می‌رود. به عبارت دیگر این شرایط نشانه‌ای بر تفوق عوام بر قشر متفکر و تحصیلکرده در جامعه است. در حقیقت چه در امریکا و چه در جوامع دیگر؛ وقتی عرصه سیاسی در اختیار عوام قرار گیرد سطح سخن‌ها، ادعاها و شعارها نیز پایین می‌آید و شعار جای عقلانیت را می‌گیرد. در جهان امروز گرچه این موج عوامگرایی جهانی شده اما برخلاف تصورها این شرایط در کشورهای اروپایی با ادعای دارابودن فرهنگ برتر جهانی بیشتر وجود داشته و در کشورهایی مانند چین، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و به طور کلی جوامع شرقی کمتر دیده می‌شود. به طور کلی دموکرات‌های امریکا در جناحی هستند که به گروه‌های دانشگاهی و با فرهنگ گرایش دارند. بنابراین «بایدن» در وضعیت انتخاباتی مناسبی قرار دارد. اینکه او اعلام کرده به توافق «برجام» برمی‌گردد، خود نشانه احساس مسئولیت و درک او از رفتار و روش نادرست و خروج حساب نشده «ترامپ» از این توافق است. البته «ترامپ» تنها برای دلخوشی اسرائیل این اقدام را انجام داد. اما امریکا بدون «ترامپ» می‌توانست در حمایت از رژیم صهیونیستی مطلوب‌تر عمل کند و واکنش منطقی‌تری بروز دهد. «ترامپ» بخوبی می‌داند که بازنده انتخابات ماه نوامبر است به همین دلیل با وجود قدرتش به عنوان رئیس جمهور و حمایت مالی و تبلیغاتی جمهوریخواهان، مدعی تقلب در انتخابات است. در واقع او نمی‌تواند خصوصیت کاسب‌کارانه‌اش برای داشتن همه چیز با هم را نادیده بگیرد. مناظره استثنایی علی بیگدلی کارشناس اروپا و امریکا: مناظــــره سه شــــنبه شــــب نشان‌دهنده عمق دوقطبی بودن جامعه امریکاست؛ قطبی که مربوط به ترامپ است، قطب ثروتمندانی است که از قدرت فزاینده‌ای در سطح امریکا برخوردارند و به همین واسطه نوعی غرور و خودمحوری دارند که تمام اینها را می‌توان در شخصیت ترامپ دید. طرف دیگر دموکرات‌هایی هستند که خاستگاه آنها از گروه‌های میانی و پایین جامعه است که بیشتر متعلق به ایالات غربی و جنوبی امریکا هستند. این یک مناظره استثنایی بود. اگر چه در مناظره‌های امریکا این پرخاشگری‌ها سابقه دارد و در دیگر انتخابات هم شاید باشد. اما ترامپ که تحت فشار ناکامی‌های داخلی خود است، در چند مورد دچار ضعف شدید بود. نخست، مسأله کرونا بود که مدیریت درستی در آن نداشت، دوم مسأله مالیات‌ها بود و دیگر خیزش‌های اجتماعی. از همین رو تلاش می‌کرد با پریدن وسط صحبت‎های بایدن تمرکز او را به هم بزند و اجازه ندهد حملات مؤثری داشته باشد. اما موفق نشد. به طور معمول هدف از مناظره‌ها جمع کردن رأی و جذب آرای خاکستری است. به نظر من هیچ‌کدام در این خصوص موفق نبودند. اما در کل بایدن بهتر عمل کرد. پالس‌های نگران کننده یک مناظره امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل بین الملل: این مناظره ابعاد و حواشی مختلف و متعددی داشت. اما به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین فرازهای این مناظره سؤال پایانی کریس والاس، مجـــــری مناظـــــره باشد که پرسید، آیا ترامپ و بایدن، نتیجه انتخابات را می‌پذیرند و هوادارانشان را به خویشتنداری دعوت می‌کنند. این سؤال این پیام را به مخاطب می‌دهد که انتخابات ۲۰۲۰ ممکن است با پایان خوشی همراه نباشد، حواشی داشته باشد و جامعه شاهد انتقال مسالمت آمیز قدرت نباشد. هرچند بایدن به صراحت اعلام کرد، چنین کاری را خواهد کرد. اما ترامپ بار دیگر پاسخ غیر شفافی داد. این تردیدهایی را در سطح جامعه امریکا ایجاد کرده است. بویژه که کسی این صحبت را مطرح می‌کند که رهبر اپوزیسیون نیست، بلکه رئیس جمهوری است و اگر تبعیت از نتایج انتخابات نکند، می تواند دردسر ساز شود. اگر جامعه امریکا نتواند این مسائل را حل کند، با دشواری‌های اساسی در ساختار دموکراتیک خود رو به رو می شود. چنین رخدادی می تواند سرآغازی از چالش‌ها و بحران‌های سیاسی در امریکا باشد و جامعه این کشور را در آینده به سوی نظامی شبه اقتدارگرا سوق دهد که برای هر فرد امریکایی نگران کننده است.

more_vert ۲ سیزده ‌آبان تاریخ‌ساز

ادامه مطلب

close۲ سیزده ‌آبان تاریخ‌ساز

روزنامه جهان صنعت در گزارشی،‌ آورده است: ۱۳ آبان ۱۳۹۹ برای آمریکایی‌ها یک روز هیجان‌انگیز است و به نظر می‌رسد اگر تعارف‌ها و سخنان سیاسیون را چندان جدی نگیریم که برای ایران تفاوتی نمی‌کند که بایدن برنده شود یا ترامپ، باید گفت یک روز تاریخ‌ساز دیگر برای ایران باز هم با مشارکت آمریکایی‌ها رقم می‌خورد. در ادامه گزارش ۱۲ آبان ۱۳۹۹ روزنامه جهان صنعت،‌ می خوانیم: ۲۶۷ روز از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران گذشته بود که گروهی از دانشجویان ایرانی با عبور از دیوارهای سفارت آمریکا، این محل استقرار دیپلمات‌های آمریکایی و وابستگان سیاسی، نظامی آن را گروگان گرفتند. در آن روزها، امام خمینی (ره) رهبر انقلاب بودند، شادروان مهدی بازرگان نخست‌وزیر و در ظاهر نفر دوم کشور به حساب می‌آمدند و شهیدان بهشتی و باهنر زنده بودند و در بطن کشور تحولات شگفتی در حال وقوع بود.در آن سال انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز نزدیک بود و برعکس امروز یک دموکرات به نام جیمی کارتر رییس‌جمهور بود که با یک جمهوریخواه سرسخت به نام رونالد ریگان در حال مبارزه بود.رییس‌جمهور دموکرات وقت بدون درنگ نخستین تحریم‌های اقتصادی ایران را تصویب کرد و ضمن قطع همه روابط اقتصادی و سیاسی خود با ایران ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را مصادره کرد.چند روز پس از آن بود که ابوالحسن بنی‌صدر نخستین رییس‌جمهور ایران از طرف دولت وقت اعلام کرد ایران نیز با یانکی‌ها و امپریالیسم آمریکا قطع رابطه می‌کند. در همان ماه از طرف دولت آمریکا علیه ایران وضعیت اضطراری ملی اعلام شد و همه دلارها، شمش‌های طلا، اعتبارات بانکی و اوراق بهادار ایران در آمریکا، آسیا و اروپا توقیف شد.آن‌طور که شمار قابل اعتنایی از تحلیلگران می‌گویند، رخدادهای ایران و تسخیر سفارت آمریکا یکی از دلایل شکست جیمی کارتر و روی کار آمدن یک دولت جمهوریخواه در آمریکا شد. در دی ماه ۱۳۵۹ بود که ایران پس از ۴۴۴ روز گروگان‌های آمریکایی را آزاد کرد. پس از ۴۱ سالحالا پس از ۴۱ سال به ۱۳ آبان رسیده‌ایم. براساس اطلاعات و با ردگیری تحولات در آمریکا، در این روز انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا برگزار می‌شود. این بار اما یک جمهوریخواه است که در کاخ سفید ریاست می‌کند و یک دموکرات است که می‌خواهد او را شکست دهد. برخی باور دارند در انتخابات فردا نیز نقش پایداری و ایستادگی ایران در برابر راهبرد فشار حداکثری دولت ترامپ یکی از دلایل احتمالی شکست ترامپ خواهد بود. در این صورت و اگر آن‌طور که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد جو بایدن بتواند بر دونالد ترامپ غلبه کند، آیا باید منتظر باشیم همانند ۴۱ سال پیش بخشی از سخت‌گیری‌های تحریم‌ها بلافاصله برداشته شود؟ به نظر می‌رسد برخی در داخل ایران با وجود اینکه می‌گویند برایشان تفاوت ندارد که ترامپ برنده شود یا بایدن، اما امیدوارند دونالد ترامپ هرگز بیشترین رای مردم آمریکا را نصیب خود نکند زیرا برخی گمانه‌زنی‌های ناخوشایند درباره تغییر رفتار وی مطرح می‌شود. شباهت‌ها و اختلاف‌های دو سیزده‌آباندر ۴۱ سال سپری شده از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ تا امروز در ایران تحولات بزرگی رخ داده است. ایران در این مدت یک جنگ تمام‌عیار هشت ساله با عراق که برخی پشتیبانی‌ها از سوی دولت‌های آمریکا را نیز داشت به پایان رساند. ایران در این جنگ طولانی تجربه گرانبهایی از تحمل روزهای سخت را به دست آورد که در این دو سه سال اخیر به کارش آمد. یکی دیگر از شباهت‌های آبان ۱۳۵۹ با روزهای در حال جریان رسیدن به نقطه جوش مناسبات ایران و آمریکا بود. در سال ۱۳۵۹ ایران به لحاظ سیاسی در وضعیت خاصی گرفتار شده بود و علاقه‌مند بود با رهاسازی گروگان‌ها از فشار سیاسی آمریکا علیه خود بکاهد. در این روزها نیز تضادهای ایران و آمریکا به اوج رسیده و ایران علاقه‌مند است با پیروزی جو بایدن بر ترامپ از فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران کاسته شود و اقتصاد ایران نفس بکشد.یکی دیگر از شباهت‌های آبان ۱۳۵۹ و آبان ۱۳۹۹ در مناسبات ایران و آمریکا، آشتی‌ناپذیری دو نظام سیاسی حاکم بر دو کشور برای سازگاری با ذات نظام رقیب است.واقعیت این است که در همه ۴۱ سال سپری شده و با وجود اینکه در ایران یک دگرگونی بنیادین در توزیع قدرت میان دو جناح سیاسی رخ داده اما آن گروهی که بیشترین قدرت را در اختیار دارد با نظام سیاسی آمریکا دست‌کم در ظاهر سر سازش ندارد. تحولات خوبدر همه سال‌هایی که رونالد ریگان جمهوریخواه در کاخ سفید بود با ایران آشتی نکرد اما تحریم‌های اقتصادی را نیز گسترش نداد. کامیابی‌های ریگان در آمریکا موجب شد یک جمهوریخواه دیگر در آمریکا برنده انتخابات شود. در سال ۱۳۷۱ اما با روی کار آمدن بیل کلینتون در آمریکا و در حالی که در ایران نیز یک رییس‌جمهور میانه‌رو دولت را در اختیار داشت به نظر می‌رسید مناسبات دو کشور به سوی صلح بیشتر در برابر دشمنی بیشتر پیش برود. اما در حالی که یک شرکت نفت آمریکایی آماده شده بود مذاکرات برای سرمایه‌گذاری در ایران را شروع کند، در اسفند ۱۳۷۳ بیل کلینتون دموکرات برای نخستین‌بار سرمایه‌گذاری «شرکت‌های آمریکایی» در صنعت نفت و گاز ایران را تحریم کرد. به دنبال این تصمیم کلینتون کنگره آمریکا گامی فراتر برداشت و قانون مشهور به داماتو را تصویب کرد که بر اساس آن همه شرکت‌های خارجی را از سرمایه‌گذاری بیش از رقم ۲۰ میلیون دلار در نفت و گاز ایران ممنوع اعلام کرد که ایران را در موقعیت نامناسبی از نظر توسعه صنعت نفت و گاز قرار داد.در حالی که در سال‌های آخر دولت دوم شادروان آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی اتفاق فوق‌العاده‌ای میان ایران و آمریکا رخ نداده بود با پیروزی اصلاح‌طلبان در ایران راهبرد آمریکایی‌ها تغییر کرد. مادلین آلبرایت وزیر خارجه دموکرات آمریکا با امید به بهبود مناسبات تهران- واشنگتن از مشارکت آمریکا در کودتا علیه دولت محمد مصدق ابراز تاسف کرد و خواستار بهبود روابط دو کشور شد. در بهمن ۱۳۷۶ برای نخستین‌بار یک تیم ورزشی از آمریکا هم به ایران آمد که اتفاق بزرگی بود.بوش پسر و پرونده هسته‌ایدر ۲۰ ژانویه ۲۰۰۱ میلادی مصادف با اول بهمن ۱۳۷۹ اما دموکرات‌ها در انتخابات جمهوریخواهان باختند و جورج دبلیو بوش (بوش پسر) رییس‌جمهور آمریکا شد. حمله به برج‌های تجارت جهانی در آمریکا موجب شد بوش ایران را در کنار عراق و کره‌شمالی محور شرارت بخواند. در مهرماه ۱۳۸۲ اما داستان پرونده هسته‌ای ایران در کانون توجه قرار گرفت و بیانیه مشهور به سعدآباد با نمایندگان کشورهای آلمان، فرانسه و انگلستان امضا شد اما جان بولتون آمریکایی آن را به شکست رساند.از ۱۳۸۷ تا امروزدر خرداد ۱۳۸۸ بود که در یک انتخابات پرسروصدا و با پیامدهای گسترده محمود احمدی‌نژاد برای بار دوم رییس‌جمهور شد. در زمستان ۱۳۸۷ اما در آمریکا بار دیگر دموکرات‌ها توانستند باراک اوباما را به کاخ سفید بفرستند.در دوره حکومت اوباما در کاخ سفید در فاصله سال‌های ۱۳۸۸ تا رفتن محمود احمدی‌نژاد از نهاد ریاست‌جمهوری ایران وارد یک دوران سخت تحریم شد. در خرداد ۱۳۸۹ چهارمین دور تحریم‌های ایران از سوی اوباما امضا شد و بخش پتروشیمی، مالی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران و نیز بانک مرکزی تحریم شدند.در دی‌ماه ۱۳۹۰ از طرف اوباما تحریم‌های ایران تشدید شد و شرکت‌های خارجی طرف معامله با ایران از دسترسی به نظام مالی آمریکا محروم شدند اگر با ایران دادوستد می‌کردند.در تیرماه ۱۳۹۴ بود که آخرین دور گفت‌وگوهای هسته‌ای به نتیجه رسید و صلح بزرگ انجام و قرارداد مشهور به «برجام» منعقد شد.در بهمن ۱۳۹۴ وزارت خزانه‌داری آمریکا به صورت محرمانه مجوزی صادر کرد و به ایران اجازه داد ۷/۵ میلیارد دلار پول خود در عمان را برداشت کند. در اردیبهشت ۱۳۹۵ وزیر خارجه آمریکا پس از دیدار با نمایندگان بانک‌های اروپایی در لندن اعلام کرد پس از توافق برجام بانک‌ها حق انجام دادوستد مشروع با ایران را دارند. در آبان ۱۳۹۵ وزارت خزانه‌داری آمریکا به شرکت هواپیمایی ایرباس فرانسه مجوز فروش هواپیماهای مسافربری به شرکت‌ هواپیمایی ملی ایران را صادر کرد.ترامپ آمددر بهمن ۱۳۹۵ اما دونالد ترامپ رییس‌جمهور عجیب امروز آمریکا به ‌طور رسمی فعالیت خود در نهاد ریاست‌جمهوری را آغاز کرد. در اردیبهشت ۱۳۹۷ بود که تحریم‌ها از سر گرفته شد.در همه روزهای پس از شروع تحریم‌ها در هر مقطع زمانی شاهد سخت‌تر و تشدید شدن تحریم‌ها بوده و هستیم.در همه روزها و ماه‌ها و هفته‌های پس از شروع تحریم‌ها مجادله میان آمریکا و ایران در حوزه سیاست و در برخی وضعیت‌ها در حوزه نظامی تشدید شده است. راهبرد فشار حداکثری از ۱۳۹۷ تا امروز ابعاد گسترده‌ای داشته است. تحریم ۴۵ مدیر و دو نهاد مرتبط با وزارت اطلاعات، تحریم شرکت‌های چینی و اماراتی مرتبط با صنعت نفت ایران، تحریم خودروسازان، تحریم صنعت پتروشیمی و تحریم‌های چندگانه بر شدت تحریم‌ها اضافه کرده است.۱۳ آبان تاریخ‌ساز۱۳ آبان ۱۳۹۹ برای آمریکایی‌ها یک روز هیجان‌انگیز است و به نظر می‌رسد اگر تعارف‌ها و سخنان سیاسیون را چندان جدی نگیریم که برای ایران تفاوتی نمی‌کند که بایدن برنده شود یا ترامپ، باید گفت یک روز تاریخ‌ساز دیگر برای ایران باز هم با مشارکت آمریکایی‌ها رقم می‌خورد. به نظر می‌رسد ماندن ترامپ دست‌کم در ظاهر کار برای ایران روزهای سخت‌تری خواهد بود تا رفتن او.اگر بایدن بیاید و داستان تحریم‌های ایران را از حالت سخت و فزاینده تعدیل کند و بخشی از دارایی‌های ایران را آزاد کند، روز سرنوشت برای ایران خواهد بود.

more_vert شکست آمریکا و تولد جریان سوم

ادامه مطلب

closeشکست آمریکا و تولد جریان سوم

روزنامه کیهان در مطلبی آورد: شکست ترامپ در انتخابات آمریکا، شکست یک «دوره خاص» از خصومت شدید آمریکا علیه ایران نیز هست و از این رو این شکست برهه‌ای خاص از تاریخ سیاسی آمریکا در مقابل ایران هم تلقی می‌شود. همه می‌دانند که موضوع نحوه مواجهه با ایران یکی از چند سوژه انتخاباتی بود که از سوی دو طرف مطرح می‌شد. روزنامه کیهان ۱۸ آبان یادداشتی به قلم سعدالله زارعی کارشناس مسایل منطقه و بین‌الملل منتشر کرد در گزیده ای از آن می خوانیم: توماس فریدمن، ستون‌نویس مشهور نیویورک‌تایمز درباره انتخابات اخیر آمریکا نظریه‌ای دارد که با آنچه این روزها در آمریکا می‌گذرد نیز در همخوانی کامل است. فریدمن می‌نویسد؛ «با گذشت چند روز از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هنوز نمی‌دانیم چه کسی برنده است اما قطعاً می‌دانیم که آمریکا شکست خورده است». «شکست ترامپ در انتخابات آمریکا، شکست یک «دوره خاص» از خصومت شدید آمریکا علیه ایران نیز هست» و از این رو این شکست برهه‌ای خاص از تاریخ سیاسی آمریکا در مقابل ایران هم تلقی می‌شود. همه می‌دانند که موضوع نحوه مواجهه با ایران یکی از چند سوژه انتخاباتی بود که از سوی دو طرف مطرح می‌شد. در این بین ترامپ با استناد به سیاست «فشار حداکثری» مدعی بود توانسته ایران را مهار کند و حتی وعده می‌داد در روزهای اول پس از پیروزی دوباره، ایران مذاکره مجدد را خواهد پذیرفت. از این‌رو شکست دونالد ترامپ، شکست سیاست‌های خارجی آمریکا در مقطع «چهار ساله اخیر» هم هست و این یعنی ایران در هماوردی به پیروزی رسیده چرا که معمار سیاست فشار حداکثری میدان را ترک می‌کند، در حالی که حریف او همچنان هل من مبارز می‌طلبد و در صحنه مبارزه باقی مانده است.بدیهی است این به معنای استقبال از بایدن نیست. درخصوص شرایط پیش‌روی آمریکا و نیز آنچه به ما مربوط می‌شود، نکاتی وجود دارد؛ ۱- آنچه برای حریف در صحنه مبارزه مهم است، شکست طرف مقابل در «میدان» است وقتی حریف میدان را ترک می‌کند و یا زمان را از دست می‌دهد، این برای طرف مقابل پیروزی به حساب می‌آید. در خود آمریکا و میان مقامات این کشور مطرح بود که در دوره ترامپ فشار آمریکا بر ایران متراکم گردیده و دامنه این فشار به هر فرد و یا شرکت خارجی که در مظان همکاری با ایران بود هم رسید و لذا بسیاری از راه‌های ورود کالا به ایران و یا خروج کالا از ایران مسدود گردید. شکست ترامپ در انتخابات دور دوم، از حیث شکست یک مقطع از سیاست‌های ضدایرانی آمریکا برای ما بسیار مهم است و می‌تواند یک دستاورد بزرگ هم تلقی شود. در این فضا دولت جمهوری اسلامی باید از فرصت حدود شش ماهه‌ای که تا تثبیت دولت جدید آمریکا پیش‌رو دارد، حداکثر تلاش خود را برای رفع محدودیت‌های قبلی و دورزدن تحریم‌ها به کار گیرد چرا که آمریکا با ضعیف‌ترین دوران حاکمیت خود روبه‌روست و بسیاری از کشورهای طرف تجارت ایران مانند گذشته حاضر به پذیرش دستورات دیکته شده آمریکا نیستند. الان زمان ‌آن است که دولت از شرایط فشل آمریکا برای کاهش فشارهای موجود بر ملت ایران استفاده نماید و همه ظرفیت خود را برای آن بسیج کند. ۲- پس از چند دهه، این اولین‌بار است که در آمریکا «بگومگوهای انتخاباتی» با پایان یافتن زمان انتخابات به پایان نخواهد رسید. کما اینکه مداخله رؤسای‌جمهور پیشین در انتخابات اخیر آمریکا که توأم با تاختن به «رئیس‌جمهور مستقر» بود ‌سابقه نداشت. از سوی دیگر رئیس‌جمهور شکست‌خورده، پیروزی رقیب را نپذیرفته و مدعی است انتخابات -که فرمانداران و نه دولت برگزار می‌کنند- سالم برگزار نشده است. در عین‌حال دونالد ترامپ اگرچه شکست‌خورده اما آراء او نسبت به دوره قبل افزایش هم داشته است. او در دوره قبل ۶۴.۵ میلیون و هم‌اینک تقریبا ۷۵.۴ میلیون رأی آورده است. از این‌رو قطعاً بگومگوها به پس از انتخابات منتقل می‌شود و این به آن معناست که گرچه -حسب روندی که مشاهده می‌شود- بایدن برنده انتخابات خواهد بود اما آراء او در بسیاری از ایالت‌ها به آراء رقیب بسیار نزدیک بوده تا جایی که گاهی به کمتر از یک درصد رسیده بود و از سوی دیگر رقیب او با افزایش رأی نسبت به دوره اول میدان را خالی کرده است. این به آن معناست که بایدن پیر از همین الان با یک اپوزیسیون قوی که در ضمن پایگاه اجتماعی قدرتمند و «آراء معنادار» ی دارد مواجه است و این موقعیت دولت آینده آمریکا را لرزان و ضعیف می‌کند. ۳- افزایش «آراء تهاجمی» انتخابات آمریکا که در دو دهه گذشته سابقه نداشت، وضع به هیجان‌رسیده جامعه آمریکا را به تصویر کشید. افزایش آراء در انتخابات ۲۰۲۰ آمریکا نشانه افزایش محبوبیت دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه نبود. چرا که وضع به هم‌ریخته آمریکا در دوره‌های اخیر در حوزه‌های مختلف از جمله در مسایل بهداشتی، اقتصادی و سیاست خارجی جایی برای افزایش اقبال به دو حزب سنتی آمریکا نگذاشته بود. در واقع جامعه آمریکا فقط می‌توانست در داربست سیاسی میان دو حزب نقش‌آفرینی کند و این نقش‌آفرینی با رفتارهای خارج از کنترل توأم گردید که به وجهه (Position) هر دو حزب آسیب وارد کرد. بنابراین همچنان‌که از نظر مدل رفتاری دو کاندیدای اصلی، این یک انتخابات تهاجمی بود، در تحلیل نوع عملکرد مخاطبین و مشارکت‌کنندگان نیز این یک انتخابات تهاجمی بود. رفتار دو طرف و گرایش هر دو به سمت خشونت بیانگر آن است که جامعه آمریکا به «جامعه‌ای قطبی‌شده» بدل گردیده است و تنش‌های اجتماعی میان دو قطب رو به افزایش خواهد گذاشت و عناصر افراطی هر دو طرف تلاش خواهند کرد در میان دستگاه حاکمیتی برای اجرای اهداف تنش‌افزای خود یارگیری نمایند. در اینجا سؤال اصلی این است که این دو حزب سنتی تا کجا می‌توانند به این خواسته‌ها تمکین کنند و تا چه حد می‌توانند با تأکید بر اصول پیشین به سطحی از مهار تمایلات تندروانه اجتماعی دست پیدا کنند. رفتار دو حزب در روزهای اخیر بیانگر آن است که هر دو حزب به این موضوع توجه دارند. مهار شدید رسانه‌های سنتی (تلویزیون‌ها) و رسانه‌های جدید (شبکه‌های اجتماعی) نشان داد که هر دو حزب از افزایش مطالبات و رخنه مطالبات‌گران به سطوح حکومت نگرانی داشته و حاضرند سهم خود را در کنترل وضعیت بپذیرند. اما سؤال این است که آیا چنین رویه‌ای رفتارهای ‌گریز از مرکز رأی‌دهندگان را افزایش نخواهد داد و در نهایت داربست‌ها و هنجارهای سیاسی دو حزب را در انتخابات‌های بعدی نخواهد شکست. این دو حزب ممکن است بتوانند تا حد زیادی شورش‌های پس از انتخابات را مهار کنند که نشانه‌های آن هم کم و بیش آشکار شده است، اما قطعاً نمی‌توانند نارضایتی‌هایی که به پدیدارشدن موج سنگین سوم نوامبر انجامید را مهار نمایند.

more_vert ۴ عامل مؤثر بر تورم ایران

ادامه مطلب

close۴ عامل مؤثر بر تورم ایران

 روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران از شاخص قیمت مصرف کننده، درصد تغییر قیمت‌ها در مهرماه امسال را نسبت به ماه مشابه سال قبل یا همان نرخ تورم نقطه‌ای مهر ماه ١٣٩٩ را ٤١.٤ درصد نشان می‌دهد. روزنامه ایران دوشنبه پنجم آبان در یادداشتی به قلم احسان سلطانی پژوهشگر اقتصادی آورده است: به این معنی که خانوارهای کشور به طور میانگین ٤١.٤ درصد بیشتر از مهر ١٣٩٨ برای خرید یک «مجموعه کالاها و خدمات یکسان» هزینه کرده‌اند و این نرخ تورم نقطه‌ای مهر ماه در مقایسه با تورم ماه قبل نیز ۷ درصد افزایش داشته است. البته در یک بررسی دقیق‌تر به نظر می‌رسد که این نرخ برای بخش کالاها بالاتر از رقم اعلامی مرکز آمار باشد، چراکه نیمی از سبد نرخ تورم را کالاها تشکیل می‌دهند و نیمی دیگر را خدمات؛ و به چند دلیل می‌توان گفت که نرخ تورم قابل لمس برای مردم اکنون در رقم بالاتری قرار دارد. وقتی نرخ دلار در مهرماه امسال نسبت به مهر ۱۳۹۸ حدود ۱۵۰ درصد افزایش داشته است، نمی‌توان تناسب میان قیمت کالاهای مصرفی مردم و نرخ دلار را نادیده گرفت. هرچند که نرخ تورم بخش خدمات، آن را در سبد نرخ تورم به نسبت تعدیل می‌کند. با این حال ملاک بررسی را گزارش مرکز آمار قرار می‌دهیم و در یک نگاه کلی، امسال سه اتفاق رخ داده که روی نرخ تورم اثر داشته است. نخست نرخ دلار است که روی قیمت تمام شده همه بخش‌ها اعم از واردات، کالاهای ساخت داخل، تأمین مواد اولیه تولید و کالاهای واسطه‌ای اثر داشته است. موضوع دوم، حذف ارز دولتی برای برخی بخش‌ها مانند نهاده‌های دامی و اقلام کالایی نظیر کره است. اتفاق سوم، روشن شدن موتور تورم در بخش خدمات و سرعت گرفتن آن است که در نهایت روی نرخ تورم اثر می‌گذارد. در کنار این سه اتفاق، عامل مؤثر دیگر روی نرخ تورم، قیمت مسکن بوده است که بیش از دو برابر نسبت به سال قبل شده و این موضوع هزینه مسکن را بیش از دو برابر بالا برده است و می‌توان گفت که تورم دارایی‌ها مثل مسکن عامل چهارم محسوب می‌شود. برخی معتقدند که حجم نقدینگی نیز در تورم نقش داشته اما عامل و کانال اصلی همان نرخ دلار است و اگر روند کنونی ادامه دار باشد، در ماه‌های آتی و تا پایان سال‌جاری نیز شاهد این وضعیت تورمی خواهیم بود. ضمن آنکه در برخی بخش‌ها نظیر پوشاک به سبب قدرت کشش قیمتی ضعیف در بخش تقاضا، شاهد سرکوب قیمتی بوده‌ایم و احتمالاً با اتمام موجودی کالاها، بزودی شاهد افزایش قیمت در این بخش‌ها و به تبع آن تورم خواهیم بود. در این میان یک عامل دیگر نیز روی نرخ تورم فزاینده مؤثر بوده و خواهد بود. آن هم تحریم هاست که هزینه‌های مبادله‌ای و واردات را افزایش و میزان ارز در دسترس را کاهش داده است. اکنون پیش‌بینی‌ها از انتخابات امریکا به نفع جو بایدن، نامزد دموکرات انتخابات امریکاست و اگر این اتفاق بیفتد یک عامل مهم از اقتصاد ایران حذف خواهد شد که روی روابط خارجی ایران و در نهایت نرخ تورم مؤثر واقع می‌شود. این عامل «ترامپ هراسی» است که برخی محتکران و سوداگران نیز به آن دامن زده‌اند. با این حال مسأله‌ای که دولت باید آن را در نظر داشته باشد -چه با تغییر رئیس جمهوری امریکا و چه با انتخاب مجدد «دونالد ترامپ» - این است که در موقعیت جنگی که الان کشور ما با آن دست به گریبان است، مکانیسم بازار پاسخگو نیست و نتیجه این اعتماد چیزی جز افزایش احتکار دلار و کالا و در نهایت نرخ تورم نخواهد بود. در ماه‌های اخیر حتی کشورهای توسعه یافته مانند امریکا و انگلیس نیز به سبب شیوع ویروس کرونا تا اندازه‌ای از این سیستم دور شده‌اند و به سمت تزریق منابع مالی به اقتصاد و افزایش دخالت‌ها رفته‌اند. چه برسد به شرایط جنگی حال حاضر اقتصاد ایران که درگیر مسأله شیوع ویروس کرونا نیز هست. لذا نیاز است که دولت با اقتدار بیشتری به کنترل و سختگیری اقتصادی بپردازد و درک بهتری از شرایط موجود داشته باشد. اکنون زمان اعتماد به مکانیسم بازار یا تسلیم در برابر فشار ذینفعان این مکانیسم نیست. دولت باید با قاطعیت بیشتری با محتکران دلار و کالا و قاچاقچیان کالا از کشور برخورد کند. حساب‌های ملی مرکز آمار و تراز ارزی بانک مرکزی و سایر آمار ملی کشور نشان می‌دهد که در سال ۹۸ حدود ۵۰ میلیارد دلار به‌صورت کالا از کشور خارج شده و ارز آن برنگشته است. دولت باید با مواردی این چنین برخورد کند و قوه قضائیه و قوه مقننه نیز نباید در این شرایط دولت را تنها بگذارند. در غیر این صورت تورم فزاینده ادامه خواهد داشت و با تداوم این جریان آینده خوبی در انتظار کشور نخواهد بود. فراموش نکنیم که کشور در شرایط نرمال نیست که بتوانیم بر اساس قاعده نرمال بازی کنیم. دولت، بانک مرکزی، وقوه مقننه و قضائیه می‌توانند در کنار هم راهی را برای مدیریت شرایط در هر سناریوی احتمالی «بایدن یا ترامپ» طراحی و اجرا کنند تا این نرخ تورم فزاینده و ویرانگر پایدار نباشد.

more_vert هژمون ‌آمریکا و سقوط ترامپ

ادامه مطلب

closeهژمون ‌آمریکا و سقوط ترامپ

 روزنامه همدلی در مطلبی آورد: از زمان ورود ترامپ به کاخ سفید همه چیز به چالش کشیده شد؛ از نقش رهبری سیاسی ایالات متحده بر جهان تا جایگاه نهادهای بین‌المللی. تاجری که توانست بر مهم‌ترین کرسی سیاسی جهان تکیه بزند، بیش از آنکه دغدغه تداوم رهبری سیاسی ‌آمریکا را داشته باشد، به چرتکه اقتصادی نظر افکنده است؛ چرتکه‌ای که قادر به محاسبه جایگاه سیاسی ابرقدرت در یک نظام تک‌قطبی نیست. ‌ روزنامه همدلی پنجم آبان یادداشتی به قلم علی تقوی کارشناس روابط بین‌الملل منتشر کرد در گزیده‌ای از آن می‌خوانیم: آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم با پیمان ناتو و مارشال توانست با کمک‌های نظامی و اقتصادی به اروپا از نفوذ شوروی جلوگیری کند و خود را به عنوان رهبر جهان غرب معرفی کند. این کشور بعد از فروپاشی شوروی سابق و در مرحله دوم حوادث ۱۱سپتامبر با معرفی تروریسم سازمان یافته به عنوان دشمن جدید ‌آمریکا و جهان متمدن، به تنها رهبر سیاسی و اقتصادی جهان تبدیل شد. کشوری که توانسته بود با قدرت نظامی و اقتصادی، خود را به عنوان تنها قدرت بزرگ در جهانی تک‌قطبی ببیند، حال با رهبری ترامپ شرایط را متفاوت می‌بیند. شعارهای ساختارشکنانه ترامپ قبل از انتخابات ۲۰۱۶ و اقدامات یک‌جانبه در خروج از توفق‌ها و معاهدات بین‌المللی بعد از ریاست جمهوری و همچنین ترجیح مسائل اقتصادی بر مسائل سیاسی و کم‌اهمیت کردن نقش رهبری سیاسی ‌آمریکا در جهانی تک‌قطبی، هم اعتماد کشورهایی که خود را زیر سپر امنیتی ‌آمریکا می‌دیدند از بین برده است و هم نهادهای سیاسی قدرتمند و تاثیرگذار در انتخابات را به سمت رقیب متمایل کرده است. توافق‌ها و پیمان‌هایی همچون توافق پاریس، پیمان نفتا، پیمان تجاری اقیانوس آرام، پیمان نیویورک و از همه مهم‌تر بحث بر سر بودجه ناتو، چالش‌هایی است که نقش رهبری ‌آمریکا را به عنوان رهبری سیاسی جهان کمرنگ کرده است. چنین رفتارهایی برای اروپاییان که بیشترین ارتباط سیاسی و اقتصادی را با دولت ‌آمریکا داشتند دیگر قابل توجه نیست. ایالات متحده تا قبل از دولت ترامپ همچنان به سیاست هزینه برای نفوذ و حفظ رهبری بر جهان ادامه می‌داد. ترامپ که هزینه اقتصادی برایش قابل توجیه نبود، با شروع دوره ریاست جمهوری خود با شعار «اول ‌آمریکا» به کاخ سفید وارد شد و تغییراتی در نقش نفوذ ‌آمریکا اعمال کرد. ترامپ از زمان ورود به کاخ سفید بارها به شرکای اروپایی خود و همچنین متحدان حاشیه‌نشین خلیج فارس هشدار داد که ‌آمریکا دیگر مجانی از کسی دفاع نخواهد کرد. این سیاست‌ها انحراف از استراتژی ‌آمریکا در چند دهه اخیر است که می‌توان بر نظم جهانی به رهبری ایالات متحده پایان دهد. چنین سیاست‌هایی در زمانی انجام می‌شود که با افزایش قدرت چین امکان تغییر از جهان تک‌قطبی به جهان دوقطبی یا چند قطبی دور از ذهن نیست. در زمانی که ‌آمریکا بیش از هر چیزی نیاز به حفظ نظام تک‌قطبی دارد تا بتواند به رهبری خود بر جهان ادامه دهد؛ تاجری بر مسند قدرت است که باورهای متفاوتی نسبت به سیاست دارد. نیازی و باوری که هرچند ترامپ با آن بیگانه است ولی نهادهای قدرت و تاثیرگذار در انتخابات ‌آمریکا به خوبی آن را درک می‌کنند. سیاست‌های انزواگرایانه دولت ترامپ برای نهادهای قدرت و بخصوص مجتمع‌های صنعتی - نظامی که نقش تعیین کننده‌ای در انتخابات ‌آمریکا دارند، قابل توجیه نیست. انزجار ترامپ از مجتمع‌های صنعتی – نظامی و تقلید از سیاست‌های آیزنهاوری در مقطع کنونی می‌تواند دوره ریاست جمهوری ترامپ را چهار ساله کند. فارغ از نظرسنجی‌ها که از پیشی گرفتن بایدن حکایت دارد، ترجیح سیاست‌های اقتصادی بر هژمونی ‌آمریکا که در تضاد با منافع بلندمدت ایالات متحده است، این امکان را می‌دهد که ترامپ هم مانند بوش پدر، بیش از یک دوره کرسی ریاست جمهوری را در کارنامه سیاسی خود نبیند. ‌

more_vert انتخابات امریکا و اقتصاد ایران

ادامه مطلب

closeانتخابات امریکا و اقتصاد ایران

روزنامه ایران در یادداشتی نوشت: لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی که مبدع فلسفه زبان هم است، می‌گوید، پاسخ درست همیشه در سؤال درست وجود دارد. سؤال را اگر درست بپرسیم، بدون شک پاسخ درست را هم دریافت خواهیم کرد. روزنامه ایران سه شنبه ۲۰ آبان در یادداشتی به قلم منصور بیطرف دبیر سرویس اقتصادی، آورده است: لودویگ ویتگنشتاین، فیلسوف اتریشی که مبدع فلسفه زبان هم است، می‌گوید، پاسخ درست همیشه در سؤال درست وجود دارد. سؤال را اگر درست بپرسیم، بدون شک پاسخ درست را هم دریافت خواهیم کرد. شاید مشکل اکثر ما این باشد که نمی‌دانیم سؤال درست در کجاست. برای مثال اگر دعوایی را در خیابان ببینیم بدون شک ظاهر دعوا ما را به این نتیجه می‌رساند که دو فرد عصبانی با هم گلاویز شده‌اند اما اینکه چرا عصبانی هستند و چه عواملی آنها را به این سمت کشانده، مدنظر ما قرار نمی‌گیرد. بنا بر آخرین تحقیقاتی که صورت گرفته، مردم ایران جزو سه کشور اول عصبانی جهان هستند که دلایل آن را می‌توان در خیلی از عوامل از جمله مسائل اقتصادی و کاهش درآمدها و افزایش هزینه‌ها جست‌وجو کرد. یک فرد سرپرست خانوار برای آنکه بتواند حداقل‌های سفره خانواده را نگه دارد مجبور است چند شغل داشته باشد. از این‌رو از این فرد نمی‌توان به هیچ‌وجه انتظار داشت که آرامش خود را در شرایط چالشی حفظ کند و اگر در خانواده این فرد، فرد بیماری هم باشد که قیمت داروی آن سرسام‌آور باشد، دیگر اصلاً نمی‌توان انتظار بروز خشونت از او را نداشت. لذا شاید به خاطر همین مسائل باشد که کوچکترین تحولاتی که در عرصه سیاست، اعم از داخلی یا خارجی، رخ دهد که بر اقتصاد خانوارها تأثیر بسزایی بگذارد، مورد توجه همگان قرار گیرد حتی اگر این تحول اتفاق مهمی مانند انتخابات امریکا باشد. انتخاباتی که به گفته خود آنها تاریخی‌ترین انتخابات آن کشور بود چون برای اولین بار در آن کشور مسائل سیاسی دوقطبی شده بود و همین کافی بود که بیش از ۱۴۰ میلیون نفر به خط شوند تا رئیس جمهور منتخب خود را انتخاب کنند. جدا از خود امریکا، فضای سیاسی ایران هم به نوعی به این انتخابات گره خورده بود و از یک هفته قبل از انتخابات بحث آن آنچنان در فضای سیاسی ایران داغ بود که اکثر مردم از افراد عادی گرفته تا نخبگان دانشگاهی این سؤال را مطرح می‌کردند که، «چه کسی برنده می‌شود؛ ترامپ یا بایدن.» چون هرکدام که انتخاب می‌شدند به هر حال سرنوشت آینده کشور ما هم از آن بی‌تأثیر نمی‌بود. اما به هر روی شاید برای اولین بار بود که انتظارات اقتصادی مردم ایران ناخواسته به سرنوشت انتخابات امریکا گره خورده بود. اتفاقی که پیش از این ما در دوره‌های گذشته به هیچ وجه شاهد آن نبودیم. بنابراین، سؤال این است که چرا انتخابات امریکا برای ایران یا بهتر بگوییم برای مردم ایران، اهمیت یافته و مهم شده بود؟ پیش از این برای مردم کوچه و خیابان ایران مهم نبود که بوش رئیس جمهور امریکا شود یا بیل کلینتون، اوباما باشد یا مک کین، زیرا هرکدام از آنها سیاست مشخصی را در قبال ایران داشتند و ایران هم در مقابل، سیاست تعریف شده خود را در پی گرفته بود. این ماجرا تا سال ۱۳۸۴ همین‌گونه ادامه یافت. اما از سال ۱۳۸۴ ورق‌ها به گونه‌ای دیگر برگشت و همین برگشتن ورق‌ها سرنوشت ایران را هم به مسیری کشاند که اکنون شاهد آن هستیم. بهتر است برای تبیین این ماجرا به سال ۱۳۸۴ برگردیم، سالی که انتخابات نهمین ریاست جمهوری ایران برگزار شد و در آن کارزار انتخاباتی، محمود احمدی‌نژاد به ریاست جمهوری ایران رسید. انتخاب محمود احمدی‌نژاد عملاً بسیاری از اصول و رفتارهای پیشین دولتمردان ایران را تغییر داد. تا پیش از این، ایران برای حل مسأله هسته‌ای خود که از سال ۱۳۸۲ زیر ذره بین قدرت‌های اروپایی قرار گرفته بود با تروئیکا (بریتانیا، آلمان و فرانسه) مذاکره می‌کرد و آن قدرت‌ها داشتند به نیابت از دیگر قدرت‌ها مسائل فی‌مابین را حل می‌کردند، اما با راه یافتن احمدی‌نژاد به کاخ ریاست جمهوری این روند به گونه‌ای دیگر تغییر یافت و عاقبت کار به جایی رسید که مسأله ایران به یک معضل جهانی تبدیل و حل آن به شورای امنیت سازمان ملل محول شد. یادمان نمی‌رود زمانی که شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه‌هایی علیه ایران صادر می‌کرد، رئیس جمهور وقت آن قطعنامه را «کاغذ پاره» نامید و با ادبیات سخیف با آنها برخورد می‌کرد. در آن مراحل بود که پای ایالات متحده برای اولین بار به مذاکرات هسته‌ای ایران باز شد و گروه ۱+۵ برای حل آن شکل گرفت. در واقع در این گروه، مابقی ۵ کشور تحت سلطه امریکا قرار داشتند و معتقد بودند که ایران باید مشکلش را با امریکا حل کند تا آنها هم به نوبه خود وارد مدار قرار گیرند. یعنی معضلی که در سال ۱۳۸۲ یا ۱۳۸۳ با سه کشور اروپایی حل می‌شد و همه جهان هم متفق بودند، رئیس جمهور وقت آن را به مسیری کشاند که ابتدا آن را یک معضل جهانی کرد و سپس پای امریکا را به میز مذاکره کشاند و توافق تروئیکا به توافق غیرمستقیم ایران و امریکا بدل شد؛ توافق و مذاکراتی که با انتخاب روحانی به ریاست جمهوری به «برجام» منتهی شد. ما اکنون در پی بررسی نقاط ضعف یا قوت برجام نیستیم اما آنچه که مهم است این است که اشتباهات گذشته دولتمردان ما باعث تغییر مسیری شد که اکنون نتیجه نهایی انتخابات امریکا برای سرنوشت اقتصاد ایران آنقدر اهمیت پیدا کرده است که نمود آن را می‌توان در بازار ارز مشاهده کرد. فی‌الواقع اگر تاریخ محکمه‌ای می‌داشت و اگر وجدان تاریخی روشن می‌بود می‌بایست گذشته مان و رئیس جمهور وقت‌مان را به زیر سؤال می‌بردیم. در آن صورت شاید می‌توانستیم پاسخ مناسبی را برای آیندگان دریافت کنیم.