جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert علائم کمبود اعتماد به نفس در خودتان را بشناسید

ادامه مطلب

closeعلائم کمبود اعتماد به نفس در خودتان را بشناسید

افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، قبل از رسیدن به اهداف و رؤیاهای خود تسلیم می‌شوند. آن‌قدر انرژی‌های منفی دارند که رمقی برایشان باقی نمی‌ماند. همیشه باید خود را باور داشت و به دنبال آرزوها رفت و از شکست نهراسید. هر کسی اشتباه می‌کند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیل‌تراشی می‌کند و برای دیگران توضیح می‌دهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران می‌بینند. بحث ما مساله کمبود اعتماد به نفس است. یعنی وقتی نگاه منفی در تمام امور روزانه‌ شما جاری است، همیشه منتظر شکست هستید و از نظر احساسی، فیزیکی یا روان‌شناسی ضعیف شده‌اید. در ادامه چند مورد از علائم کمبود اعتماد به نفس مطرح شده‌ است. آنها را بخوانید و سعی کنید خود را بهتر بشناسید. گام اول برای حل هر مسئله‌ای شناخت آن است پس قبل از هر چیز باید بدانیم علائم کمبود اعتماد به نفس چیست و افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند چگونه رفتار می‌کنند؟ در جمع راحت نیستند افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در جمع راحت نیستند. به ویژه وقتی دوست و آشنایی برای همراهی ندارند، صحبت کردن در جمع برای‌شان بسیار دشوار است. این افراد سعی می‌کنند خود را به روش‌های مختلف سرگرم کنند تا از ارتباط با سایرین دوری کنند و این روزها چه چیزی بهتر از تلفن همراه برای فرار از جمع؟! اگر شما هم این‌طور هستید، قدم اول را بردارید و با خود عهد کنید که در جمع با تلفن‌تان کار نکنید یا الکی خود را مشغول به کاری نشان ندهید. فقط به فکر این باشید که چطور سر صحبت را باز کنید و با اعتماد به نفس حرف بزنید. به خود بگویید: «من هم مثل بقیه افراد قدرت حرف‌ زدن و ارتباط برقرار‌ کردن رو دارم و اگه با کسی سر صحبت رو باز کنم، حتما گفت‌و‌گوی خوبی خواهیم‌ داشت.» بیهوده موافقت می‌کنند افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در بحث‌ها سریعا عقب‌نشینی می‌کنند. آنها توان متقاعد کردن دیگران را در خود نمی‌بینند. حتی وقتی که واقعا حق با دیگران نباشد، بیهوده با آنها موافقت می‌کنند تا نیازی به ادامه‌ بحث پیش نیاید. با آرامش، نظر واقعی خود را مطرح‌ کنید. انتقادپذیر نیستند انتقاد‌پذیر باشید. اگر دوست‌تان در مورد مسئله‌ای از شما انتقاد کرده است، از او نرنجید(خب البته ما در اینجا فرض کرده‌ایم دوست شما اصول انتقاد سازنده را به درستی رعایت کرده است!). سعی‌ کنید به آن بیندیشید و در صورت منطقی بودن، عیب خود را رفع‌ کنید. از علائم کمبود اعتماد به نفس، این است که فرد مذکور از شنیدن نقد سایرین آزرده می‌شود و در خود می‌شکند. این افراد با شنیدن نقد عصبانی می‌شوند و ناراحتی‌شان روی بقیه‌ کارهایشان هم اثر می‌گذارد. مثلا نقدی که همکارش به او وارد کرده‌ است، باعث بدخلقی او با دوستان و خانواده‌اش می‌شود. زود تسلیم می‌شوند افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، قبل از رسیدن به اهداف و رؤیاهای خود تسلیم می‌شوند. آن‌قدر انرژی‌های منفی دارند که رمقی برایشان باقی نمی‌ماند. همیشه باید خود را باور داشت و به دنبال آرزوها رفت و از شکست نهراسید. مدام مقایسه می‌کنند از دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس، مقایسه‌ خود با دیگران است، به ویژه مقایسه با افرادی که موفق‌تر هستند. افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، به جای اینکه روی مسیر خود تمرکز کنند، مدام نگاه‌شان به دیگران است. مقایسه‌ کردن با دیگران مسخره‌ترین کار ممکن است. همان‌طور که بعضی از افراد از شما موفق‌تر هستند، دسته‌ای دیگر نیز وجود دارند که شما از آنها برتر هستید. پس خودتان را فقط و فقط با خودتان مقایسه‌ کنید. مهم‌ترین رقیب شما خودتان هستید. اشتباهات‌شان را توجیه می‌کنند هر کسی اشتباه می‌کند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیل‌تراشی می‌کند و برای دیگران توضیح می‌دهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا‌ کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران می‌بینند. تقصیرات را به گردن دیگران می‌اندازند این افراد دیگران را بانی همه چیز می‌دانند، چه خوب و چه بد، البته بیشتر بدی‌ها را نتیجه‌ اعمال دیگران می‌دانند. با این کار مسئولیت را از خود سلب می‌کنند و از بار پذیرش آن شانه خالی می‌کنند. بهانه‌تراشی می‌کنند از دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس بهانه‌تراشی و دلیل آوردن در برابر انتقاد سایرین است. فردی که اعتماد به نفس کافی دارد، به آرامی به نقد و نظر دیگران گوش می‌کند و سر فرصت با بررسی و تحلیل آن نقد، تصمیم لازم را برای تغییر یا بی‌اعتنایی می‌گیرد. اما اگر در مقابل انتقاد دیگران سریعا شروع به دلیل و بهانه آوردن می‌کنید، یعنی یکی از علائم کمبود اعتماد به نفس در شما پیدا شده‌ است. در واقع می‌خواهید به دیگران ثابت کنید که ارزشمند هستید و هیچ وقت اشتباه نمی‌کنید. در حالی‌که همه افراد ممکن است اشتباه کنند. به تایید شدن نیاز دارند نمی‌توان همه را راضی نگه‌ داشت. اگر کارتان را به بهترین شکل ممکن انجام بدهید یا حتی درست‌ترین و منطقی‌ترین حرف ممکن را بزنید، باز هم فردی پیدا می‌شود که با شما مخالف است. متأسفانه افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، این طور به قضیه نگاه نمی‌کنند. آنها مدام در پی تأیید و رضایت دیگران هستند. از پیروزی‌هایشان لذت نمی‌برند وقتی کمبود اعتماد به نفس داشته‌ باشید، از پیروزی‌هایتان هم لذت نمی‌برید. افرادی که این ویژگی‌ را دارند، نقش خود را در تمام وقایع، چه مثبت و چه منفی کم‌رنگ می‌بینند. بنابراین همه‌ موفقیت‌های خود را به پای شانس می‌گذارند و مطمئن هستند، دفعه‌ دیگری در کار نیست و شانس همین یک‌بار در خانه‌شان را زده‌ است. از تغییر می‌ترسند ترس از تغییر هم یکی دیگر از علائم کمبود اعتماد به نفس است. افراد این چنینی، میلی به تغییر ندارند. حتی اگر در وضعیت کاری یا زندگی نامناسبی باشند، از تغییر می‌ترسند و توان لازم برای مدیریت‌ چالش‌های ناشی از تغییر را ندارند. منفی‌بافی می‌کنند از دیگر علائم کمبود اعتماد به نفس بدبینی است. افراد بدبین مدام غر می‌زنند و همه چیز را با منفی‌بافی نقد می‌کنند. به عبارت خودمانی، زبان خوش ندارند و احساسات منفی‌شان را به دوستان، همکاران و خانواده نیز منتقل می‌کنند. آنها خوش‌بین نیستند برای داشتن اعتماد به نفس، لازم است خوش بینی را چاشنی زندگی خود کنید. از آینده می‌ترسند افرادی که کمبود اعتماد به نفس دارند، همیشه از آینده می‌ترسند. نمی‌توانند از زمان حال بهره ببرند. کمال‌گرا هستند این افراد دوست دارند به کمال هر چیز دست پیدا‌ کنند. اما به‌رغم این میل، جرات کافی برای تلاش ندارند. در حقیقت ترس‌های آینده موجب می‌شود فکر کنند برای ابراز نظر و موفق بودن باید کاملِ کامل باشند. پس وقتی به نهایت موفقیت دست نمی‌یابند، خود را ناقص می‌بینند و خجالت به سراغ‌شان می‌آید. با شناخت علائم کمبود اعتماد به نفس ضمن اینکه می‌توانید مشکلات احتمالی خود را درباره‌ این ویژگی نامطلوب شناسایی و رفع کنید، رفتار دیگران را هم بهتر درک خواهید کرد و اگر با فردی رو‌به‌رو بشوید که علائم کمبود اعتماد به نفس دارد، با او راحت‌تر ارتباط برقرار خواهید‌ کرد. اعتماد به نفس یکی از اصلی‌ترین محرک‌ها برای موفقیت است. کسب آن کمی تلاش و همت می‌خواهد.

more_vert چگونه با افراد مانع‌تراش و همیشه مخالف کنار بیاییم؟

ادامه مطلب

closeچگونه با افراد مانع‌تراش و همیشه مخالف کنار بیاییم؟

شاید یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های موجود در کسب‌وکار این است که مجبورید با افراد بسیاری کارکنید که همیشه با شما هم‌نظر نیستند یا انگیزه‌هایشان با شما مشترک نیست. به گزارش بیزینس ترند؛ تنوع عقاید و نظرات می‌تواند بسیار سودمند باشد، اما اغلب اوقات این افراد خواسته یا ناخواسته از سرعت شما می‌کاهند یا راه شما را مسدود می‌کنند. صرف‌نظر از نیت آن‌ها، به طریقی شما باید دغدغه‌های آن‌ها را برطرف کنید تا بتوانید به مسیر خود ادامه دهید. از آن جایی که هر نو پیشرفت نوآورانه‌ای به احتمال زیاد با مقاومت مواجه می‌شود، شما به یک دسته ابزار و تمهیدات قوی برای برخورد با افرادی نیاز دارید که در مسیرتان به سوی موفقیت مانع‌تراشی می‌کنند. صرف این که آن‌ها باعث می‌شوند احساس درماندگی کنید بدین معنی نیست که آن‌ها حتماً شما را از دستیابی به اهدافتان بازخواهند داشت. این شش توصیه و اندکی اراده محکم به شما کمک خواهد کرد بر هر حریفی چیره شوید. 1. چرایی مانع‌تراشی را کشف کنید. شاید برخی افراد بی‌هدف و بی‌جهت مانع‌تراشی کنند، اما اغلب افراد منطقی انگیزه‌ای برای این کار خود دارند. مقداری تحقیق کنید تا به نیات حقیقی این فرد پی ببرید. طبیعت متفاوت فردی شاید هیچ سنخیتی با شما نداشته باشد، اما اگر بتوانید به ریشه مسئله دست پیدا کنید، ممکن است راهی پیدا کنید تا آن فرد را آرام کنید و به نوعی مصالحه برسید. تا زمانی که دقیقاً کشف نکنید چرا او مخالفت می‌کند، فقط در حال تلف کردن وقت و انرژی باارزش خود هستید. 2. به زبان فرد حرف بزنید.در بسیاری از مواقع، مجادله‌های بی‌پایان در واقع فقط ناشی از اشتباهات ساده در ارتباطات است. ممکن است شما در حوزه خاصی دانش و تخصص داشته باشید که طرف مقابلتان نسبت به آن ناآشنا است. همچنین ممکن است او باشد که دانش و تخصص مرتبط را دارد و شما ندارید. در هر صورت، به نفع هر دو طرف است که آن چه را می‌دانند به اشتراک بگذارند و با درکی درست و مشترک با یکدیگر کار کنند. وقتی را صرف این کنید که از دیدگاه شخص نسبت مسئله مورد نظر آگاهی پیدا کنید. به محض این که متوجه شوید طرف مقابلتان چگونه موقعیت را برای خود مفهوم‌سازی می‌کند و از ادبیات و واژگانی که فرد به شکلی شهودی درک می‌کند آگاه شوید، می‌توانید هر نوع اختلالی را که در کانال ارتباطی‌تان وجود دارد از بین ببرید. 3. چیزی را که می‌خواهد به او بدهید.یکی از اسرار مذاکرات موفقیت‌آمیز این است که کشف کنید برای طرف مقابل چه چیزی بیش‌ترین ارزش را دارد. باارزش‌ترین و بزرگ‌ترین خواسته از نظر فرد چیست که تمایل دارد میز مذاکره را با برآورده شدن آن ترک کند؟ از چه چیزی حاضر است صرف‌نظر کند؟ به محض این که متوجه شوید فرد چه چیزی می‌خواهد، در صورت امکان، شرایط را به شیوه‌ای تدوین کنید تا بتوانید آن خواسته فرد را برآورده کنید؛ و به خاطر داشته باشید – حتماً این چیز نباید شکلی فیزیکی و مادی داشته باشد. ممکن است یک فرصت، قدردانی در جمع یا پاداش دیگری باشد. ممکن است حتی محافظت در برابر تهدیدی باشد که فرد در افق دید خود آن را احساس می‌کند. اگر قادر نیستید خواسته‌های فرد را به طور کامل برآورده کنید، از او بخواهید گزینه دیگری پیشنهاد دهد و نشان دهید که حاضرید برای هدفی برتر مصالحه کنید. 4. کاری کنید فرد نسبت به شما وابستگی پیدا کند.افراد نسبت به افرادی که مورد علاقه و احترامشان هستند بیشتر تلاش می‌کنند با نزاکت رفتار کنند و با آن‌ها همراهی کنند؛ بنابراین، سعی کنید رابطه مثبتی با فرد برقرار کنید. به نیازها و خواسته‌های او حقیقتاً توجه کنید. نشان دهید که دغدغه‌های فرد را درک می‌کنید. به او کمک کنید متوجه شود شما همه چیز را فقط در اهداف نمی‌بینید. به فرد کمک کنید به شکلی هیجان‌انگیز و الهام‌بخش منافع والای موجود در اهداف شما را ببیند. 5. فرد را دور بزنید.گاهی اوقات، شما به هیچ طریقی نمی‌توانید برخی افراد را با خود همراه کنید. در چنین حالتی به دنبال راه‌های دیگر به سوی اهدف خود بگردید. در حالت ایده‌آل، شما ترجیح می‌دهید افرادی که مانع‌تراشی می‌کنند کنار بکشند؛ اما اگر چنین کاری نکردند، از خلاقیت خود بهره بگیرید تا راه‌های دیگری را برای دستیابی به اهداف خود بیابید. نیازی نیست در این فرایند به کسی بی‌احترامی کنید. به خصوص که ممکن است مانع‌تراشان امروز فردا حامیان شما باشند. 6. دیدگاه و موضع خودتان را هم بازبینی کنید.فردی که آن سوی میز قرار دارد ممکن است در حال حاضر مایع رنج و گرفتاری شما باشد؛ اما شما هم احتمالاً مایع رنج و گرفتاری او هستید. شاید این شما هستید که از روی احساسات مقاومت یا لجبازی می‌کنید. لحظه‌ای از میدان نبرد کنار بکشید و درباره رفتار خودتان تأمل کنید. شاید راه‌هایی وجود داشته باشد تا به شکلی صادقانه با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید، حسن نیت خود را نشان دهید و تنش ایجادشده را کاهش دهید. حتی می‌توانید از طرف مقابل بخواهید بگوید مشخصاً چه کاری می‌توانید انجام دهید تا موقعیت را درست کنید. ممکن است از سادگی پاسخی که دریافت می‌کنید شگفت‌زده شوید. در نهایت، حداقل، به نقطه‌ای رسیده‌اید می‌توانید منشأ تعارض را به وضوح شناسایی کنید.

more_vert چند مورد برای پیشرفت در کار

ادامه مطلب

closeچند مورد برای پیشرفت در کار

برای بهترین مشاوره شغلی کمتر پیش می آید که فرد مورد اعتماد و با تدبیر در اطراف خود پیدا کنید. در اینجا به چند نمونه از بهترین توصیه ها برای یافتن شغل یا پیشرفت در آن را اشاره می کنیم. فرم تقاضای کار را پر کنید برای ورود به شغل جدید، چه راهی بهتر از پرکردن فرم تقاضای کار وجود دارد؟ این خیلی ابتدایی و در عین حال بسیار ترسناک به نظر می رسد. «گاهی بهترین چیزها در زندگی، بزرگ و ترسناک، متفاوت، و سرشار از تغییر هستند، اما لازم است یک روز قدم به سوی آن ها بردارید». «روی آن دکمه کلیک می کنید، آن فرم را پر می کنید، تلفن می کنید و ایمیل می فرستید. از این شانس استفاده کنید، این ریسک را بپذیرید و شکست بخورید. این قدر شکست بخورید تا اینکه بالاخره جواب تلفن شما را بدهند. این هرگز برای آدم ترسو که هرگز فرم تقاضایی را پر نکرده اتفاق نمی افتد». ترس را از خود دور کنید و فرم تقاضا را پر کنید. چیزی برای از دست دادن ندارید! صرف نظر از حرفه تان، یک هنرمند باشید پیروی از دستورات و انجام کارها آسان است؛ اما آزمایش حد و مرزهای خلاقیت‌تان دشوارتر است – باید سعی تان را بکنید. «با به چالش کشیدن وضع موجود و فراتر رفتن از حدود کارهایی که می توان انجام داد شما به خلق ارزش می پردازید و اغلب اوقات، این امر نیازمند فکر کردن در ورای مرزهای کنونی است. از اینکه در محیط کار یک هنرمند باشید نترسید». اگر ذهنیت یک هنرمند را داشته باشید، می توانید در شغل تان کارهای بزرگی بکنید. تا رسیدن به هدف، گزینه های موجود را کنار نگذارید یکی از دوستان موفق می گوید : به استادش در دانشگاه گفته بود که قصد دارد بعد از فارغ التحصیلی به واشنگتن دی سی برود. استادش از او پرسیده بود آیا در آنجا شغلی برای خود دست و پا کرده است؟ خب معلوم است – او شغلی نداشت. بنابراین، استادش به او گفت تا زمانی که به یکی از گزینه های شغلی دست نیافته بقیۀ گزینه ها را کنار نگذارد. این دوست می گوید: «من در نهایت سر از سیلیکون ولی در کالیفرنیا ( مرکز علم کامپیوتر دنیا) درآوردم». بهانه نیاورید به جای اینکه بنشینید برای انجام ندادن کاری بهانه تراشی کنید، آن را در دست گرفته و انجامش دهید. فرقی نمی کند کجا می روید، طوری رفتار کنید که انگار به آنجا تعلق دارید خیلی آسان است که ترس از موقعیت هایی را که در آن ها احساس تعلق نمی کنید در خود نهادینه کنید. شاید شما در یک جلسه ارائه در دپارتمان دیگری شرکت کرده اید یا کاری به شما واگذار شده که خارج از وظایف معمول شماست. اعتماد به نفس خود را حفظ کنید و طوری رفتار کنید که به آن جا یا آن کار تعلق دارید زیرا به آن تعلق دارید. تشکر کنید آداب معاشرت را در محل کار هرگز فراموش نکنید. افراد به تشریفات کوچک توجه دارند، و وقتی شما مودب باشید احتمال دستیابی به چیزی که می خواهید بیشتر است. بر بهبود ضعف هایتان تمرکز نکنید برخلاف توصیه های معمول تمرکز بر نقاط ضعف، پیشنهاد می شود به جای آن بر روی قابلیت های خود تمرکز کنید. «فرد وسوسه می شود که تلاش کند تبدیل به کارمندی خوش‌نقش شود. اما این غیر سازنده است. برای موقعیت شغلی تان بهتر است که در چیزی ضعیف باشید، این ضعف را پذیرفته و به جلو حرکت کنید». وقت خود را صرف توصیه نامه نکنید پیدا کردن کسانی که مایل به نوشتن توصیه نامه برای شما باشند طاقت فرسا و آزاردهنده است. خصوصا اگر لازم باشد هر چند وقت یکبار به آن ها یادآوری کنید چنین کاری را تکرار کنند. این کار را نکنید. بگذارید این کار شما باشد که توانایی تان را نشان می دهد. اگر کسی از شما پرسید چه کسی شما را توصیه می کند، این جواب را به او بگویید: من خودم را توصیه می کنم و کارم نیز مرا توصیه می کند. من پیشنهاد می کنم من را بر اساس آنچه در فلان شرکت انجام داده ام ارزیابی کنید و بهتر است به جای صحبت کردن با کسی که من به شما پیشنهاد می کنم، با هر کسی که دوست دارید در آن شرکت صحبت کنید و برای اینکه شناخت بهتری از عملکرد و شخصیت من در آنجا به دست بیاورید، با افراد به طور هماهنگ نشده صحبت کنید. از زمان حال لذت ببرید وقتی بحث کار مطرح می شود، باید عاشق کاری باشید که انجام می دهید – سعی کنید از آن لذت ببرید. زندگی کوتاه است. بهترین استفاده را از آن بکنید. الهام بخش کسی باشید. اینقدر بخندید تا دل درد بگیرید. وقتی از پس کار بزرگی برآمدید، فریاد بکشید. به همکارانتان بگویید چقدر فوق العاده هستند. می دانید چرا؟ فوق‌العاده بودن واگیردار است. منبع: بانوی شهر

more_vert مردی که شما را جدی نمی گیرد

ادامه مطلب

closeمردی که شما را جدی نمی گیرد

گاهی زن ها در همان اوایل آشنایی و ازدواج، حتی در سال های اول زندگی مشترک متوجه می شوند که در گیر مردی هستند که به نحوی در دسترس نیست. چه از نظر عاطفی، فیزیکی و یا قانونی... چگونه می توانیم با چنین مردی زندگی مشترک بسازیم؟ " مرد دور از دسترس " چه کسی است؟ مرد سرشلوغ به لحاظ عاطفی، جسمانی و روحی در دسترس نمی باشد اما از تمامی لذتهای موجود در یک رابطه خودش را بهره مند می کند. اما کسی نیست که بتوانید به او تکیه کنید. زمانی که شما خودتان را به او نزدیک می کنید عقب نشینی می کند و اگر شکایت کنید و حرف از جدایی بزنید با کلی بهانه و با کلماتی که به ندرت به آنها معتقد است و عمل می کند به سراغ شما می آید. فرض کنید که در دوران خوش نامزدی همیشه باید چشم انتظار پیامکی از جانب او باشید. لحظه ها را بشمارید تا عصر شود و همدیگر را ببینید اما او هر بار به بهانه ای از شما غافل شود. یک باربه بهانه کار، یک بار به بهانه دوستانش و یک بار به بهانه درس. در نهایت شما نصیب وقت های اضافه او می شوید و همیشه باید منتظر دیدن و داشتن او شوید. این وضعیت هیچ ارتباطی به عشق و دوست داشتن ندارد و صرفا به معنی آن است که شما اولویت اول زندگی او نیستید و چیزهای مهم تری در زندگی اش وجود دارد که به شما ترجیح می دهد. همسر شما اگر عادت دارد همه چیز را به شما اولویت دهد به هیچ وجه شریک زندگی خوبی نیست. اگر قرار بود زیر یک سقف هم باز احساس تنهایی کنید چه ضرورتی به ازدواج بود؟ چرا زن شماره 2 هستید؟ اصطلاح زن شماره 2 را به کسانی اطلاق می کنند که با وجود آنکه همسری دارند، اما همسرشان آنها را جدی نمی گیرد. او شما را می خواهد اما هیچگونه حمایتی از شما نمی کند. نمی توانید برای با او بودن در آینده برنامه ریزی کنید. نمی توانید روی او به عنوان شریک زندگی تان حساب کنید یا فکر کنید او پدر فرزندتان باشد. این موضوع اغلب تقصیر طرف مقابل شماست. او یا گرفتاری هایش زیاد است یا وابستگی هایی مثل دوستان، کار، خانواده یا حتی موضوعات و علاقمندی های شخصی اش ممکن است رابطه تان را به اینجا رسانده باشند. همسر شما اگر عادت دارد همه چیز را به شما اولویت دهد به هیچ وجه شریک زندگی خوبی نیست. اگر قرار بود زیر یک سقف هم باز احساس تنهایی کنید چه ضرورتی به ازدواج بود؟ ممکن است او با تنهایی اش خو گرفته باشد و نخواهد هیچ کس را به خلوتش راه دهد. به همین دلیل تنها پارک رفتن، تنها کنسرت رفتن، تنها خرید رفتن و پیاده روی در تنهایی را به همه چیز ترجیح می دهد. اما گاهی هم ممکن است اشتباهی از جانب شما درمیان باشد که رابطه تان را سرد و فاصله دار می کند. مثلا اعتماد به نفس پایینی دارید و فکر می کنید که دوست داشتنی نیستید. حتی باور نمی کنید که بتوانید چیزی را تغییر دهید. شاید بی حوصله هستید و فکر می کنید برقراری ارتباط خیلی سخت است. در هر صورت اگر اولویت زندگی یکدیگر نباشید، ضرورتی ندارد که نامزدیتان را تا ازدواج ادامه دهید. در این صورت یک تنهایی مداوم و همیشگی را در زندگی تحمل خواهید کرد. چه طور بفهمید اولویت او هستید یا نه؟به عمل فرد توجه کنید نه کلماتش. وقتی مریض می شوید تلفنی حالتان را می پرسد و میگوید در اولین فرصتی که دست داد سری به شما می زند یا هرطور شده مرخصی می گیرد و شما را به دکتر می برد و دوباره پیش خانواده تان برمی گرداند؟ آیا به نیازهای شما همان اندازه اهمیت می دهد که برای برآوردن نیازهای خودش اهمیت قایل است؟ در جلسات خواستگاری از او بپرسید که 5 اولویت اصلی زندگی اش را نام ببرد. اگر اولین اولویت خانواده نبود، بدانید که همسر مناسبی برای شما نیست. اگر در توجیه سردی اش چیزی می گویید که به نظر شبیه توجیه می آید، تقلای زیادی نکنید. این توجیه ها نباید شما را فریب دهد. به او بگویید چه انتظاراتی دارید و منتظر برآورده شدنشان باشید. اگر برآورده نشد، خودتان را با توجیه ها سرگرم نکنید. منبع: آی بانو

more_vert کتاب تو بهترینی

ادامه مطلب

closeکتاب تو بهترینی

پریسا سلطانی در کتاب تو بهترینی، دلنوشته‌های زیبایی برایتان نوشته تا باور کنید می‌توانید همان آرزوی دست نیافتنی ذهن‌تان باشید. باور کنید آن قدر قوی و محکم هستید که هیچ موجودی همچون شما آفریده نشده که فرشتگان بر او سجده کنند. باور کنید به خوبی آسمان آبی روشن و شفاف هستید و اگر گاهی ابری می‌شوید، بدانید که پس از هر سختی آسانی است و اگر در امواج طوفانی به سر می‌برید مطمئن باشید قوی‌تر، محکم‌تر و راسخ‌تر از همه طوفان‌ها باز خواهید گشت. بدانید از اعماق قلب خدایی هست آن‌قدر مهربان که با نگاه ناامید شما ناراحت و با نگاه شاد شما خوشحال می‌گردد، آن‌قدر نزدیک به شماست که بهتر از هر کسی شما را می‌فهمد، می‌شنود و برایتان سخن می‌گوید آنگونه که نمی‌بینید اما نشانه‌هایش را برای حال خوب‌تان می‌فرستد در هر لحظه و هر جا. در بخشی از کتاب تو بهترینی می‌خوانید: در شلوغی‌های شهر مراقب «حال خوبت» باش، بی‌هوا دل نبند، شاید کسی قلبش را خانه جا گذاشته، بی‌بهانه بخند شاید همین حوالی کسی چشم انتظار دیدن لبخند توست، بی‌هوا سکوت نکن هر جا لازم است محکم حرفت را بزن، بی‌پروا تلاشت را بکن، بی‌غصه کسی را نیافتم در این شهر شلوغ، شاید باید من و تو همان کلاس اولی‌های مهربانی باشیم، بیا مهربانی را دوباره از نو بنویسیم، مشکلات شهر تلنبار است پس بی‌هوا بخند و بی‌خیال باش، بی‌هوا از سر جوی‌های سرد و خاکستری بپر، بی‌بهانه خوب باش، خوب باش و خوب باش. اگر الان مشکلی داری من مطمئنم به زودی تمام می شود، چون خدا خودش گفته است: "فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا (سوره اشرح آیه 5)"، می‌دانم دوباره می‌خندی، می‌دانم دوباره با تمام احساست با خودت، با اطرافیانت مهربان می‌شوی، همه این‌ها را می‌دانم چون به قوی بودن تو ایمان دارم... فهرست مطالبپیشگفتارفصل یکم: شاد باش و زندگی را زیبا بسازفصل دوم: امیدواری و استمرار فراموشت نشودفصل سوم: همیشه انتخاب کنفصل چهارم: ببخش تا همیشه آرامش داشته باشیفصل پنجم: آرزوهایت را به واقعیت برسانفصل ششم: جملات تأکیدیسخن پایانی

more_vert کتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید

ادامه مطلب

closeکتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید

در کتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید نوشتۀ برایان تریسی، بزرگ‌ترین ایده‌هایی که تا به حال کشف شده را خواهید آموخت. می‌آموزید چگونه بیشتر از آنچه تا به حال فکر می‌کردید، کار انجام دهید. یاد خواهید گرفت چگونه کارایی‌تان را دو و سه برابر کنید و خودتان را یکی از ارزشمندترین افراد در سازمان‌تان کنید. زمانه‌ی فوق‌العاده‌ای برای زندگی کردن است. هیچگاه در طول تاریخ کسب‌و‌کار بیشتر از امروز به مدیران خوب نیاز نبوده است. ولی هنوز ٪20 از مدیران هستند که ٪80 نتایج را به بار می‌آورند. ٪20 از مدیران هستند که بیشترین پول را درمی‌آورند، سریع‌تر ترفیع می‌گیرند و زودتر از ٪80 دیگر به استقلال مالی می‌رسند. چرا اینطور است؟ ساده است؛ مدیران برتر می‌دانند چطور از افرادشان بیشترین بهره‌وری و کارایی را بگیرند و این چیزی است که در کتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید (21Great Way To Become An Outstanding Manager) یاد خواهید گرفت. برایان تریسی (Brian Tracy)، نویسنده این کتاب، یکی از بزرگ‌ترین سخنرانان دنیا در زمینه‌ی رهبری و مدیریت است. او 20 سال تلاش کرد و خودش را کم‌کم بالا کشید. با فروش شروع کرد و در نهایت در راس یک شرکت 265 میلیون دلاری قرار گرفت. تریسی به عنوان مشاور و تعلیم دهنده با بیش از 500 شرکت همکاری کرده که بعضی از بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا هم بین آن‌ها هستند. او مدرک بازرگانی دارد؛ صدها کتاب و مقاله درباره‌ی مدیریت خوانده و بیشتر از 250000 مدیر را در سراسر ایالات متحده و 23 کشور دیگر آموزش داده است. همه‌ی مدیران موفق 3 گرایش دارند. اول اینکه آن‌ها نتیجه‌محور هستند. آن‌ها شدیداً روی خوب انجام دادن کارها تمرکز می‌کنند. دوم اینکه آن‌ها به راه‌حل گرایش دارند. آن‌ها به جای اینکه بهانه‌تراشی کنند یا دیگران را سرزنش کنند، شدیداً روی پیدا کردن راه‌حل برای موانع و سدهایی که در طول روز پیش می‌آید، تمرکز می‌کنند. سوم اینکه همه‌ی مدیران موفق شدیداً عملگرا هستند. آن‌ها دائماً در حال حرکت هستند. آن‌ها با جستجو و مرکز توجه قرار دادن اداره و شرکت‌شان مدیریت می‌کنند. وقتی از کتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید، ایده خوبی گرفتید، باید مصمم شوید که فوراً شروع کنید. رابطه‌ی مستقیمی بین اینکه چقدر سریع ایده جدید را عملی می‌کنید و اینکه آیا هیچ‌وقت ایده جدید را شروع کنید یا نه وجود دارد. اگر کارایی داشته باشد، مهارت جدید یاد گرفتید. اگر فوراً جواب ندهد، بازخوردهایی می‌گیرید که می‌توانید خود را با آن اصلاح کنید و به جلو حرکت کنید. در بخشی از کتاب 21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشید می‌خوانیم: شجاعت دومین خصلت شخصیتی شایع بین رهبران واقعی است. دارا بودن تصویر ذهنی اولین آن‌هاست. برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ، باید در خودتان شجاعت به وجود بیاورید که ریسک کنید، که از حوزه‌ی آسایش‌تان بیرون بیایید و کارهایی را که تضمینی برای موفقیت ندارند امتحان کنید. در پژوهش‌های متعدد مشخص شده مدیران برتر آن‌هایی هستند که علی رغم احتمال همیشگی شکست، ناکامی و ناامیدی، باز هم حاضرند اقدام به کار تازه‌ای بکنند، با ایمان قدم بردارند و به دنبال چیزی بالاتر و بهتر بروند. فهرست مطالب21 روش عالی برای اینکه مدیر برجسته باشیدمقدمهایده کلیدی شماره 1: وضوح واجب استایده کلیدی شماره 2: شایستگی ضروری استایده کلیدی شماره 3: محدودیت‌های‌تان را بشناسیدایده کلیدی شماره 4: خلاقیت‌تان را آشکار کنیدایده کلیدی شماره 5: با تمام ذهن‌تان روی یک چیز تمرکز کنیدایده کلیدی شماره 6: اگر به چیزی اعتقاد دارید از انجامش نترسیدایده کلیدی شماره 7: شخصیت‌تان را پرورش بدهیدایده کلیدی شماره 8: برای همه جزئیات از قبل برنامه‌ریزی کنیدایده کلیدی شماره 9: قبل از شروع به کار، آن را سازمان‌دهی کنیدایده کلیدی شماره 10: در همه‌ی رده‌ها، درست کارمند بگیریدایده کلیدی شماره 11: به طور مؤثر تفویض اختیار کنیدایده کلیدی شماره 12: انتظارات‌تان را بررسی کنیدایده کلیدی شماره 13: برای کارآیی معیار بگذاریدایده کلیدی شماره 14: همه را در جریان بگذاریدایده کلیدی شماره 15: توجه‌تان را روی سطوح بالای کارآیی متمرکز کنید.ایده کلیدی شماره 16: خودتان را وقف رضایت مشتری بکنیدایده کلیدی شماره 17: برای سودآوری بالا تلاش کنیدایده کلیدی شماره 18: در همه‌چیز به کیفیت مقید باشیدایده کلیدی شماره 19: روی بهبود مداوم تمرکز کنیدایده کلیدی شماره 20: پیوسته نوآوری کنیدایده کلیدی شماره 21: افرادتان را پرورش بدهیدنتیجه‌گیری

more_vert نوجوانان و شبکه های ارتباطی اجتماعی

ادامه مطلب

closeنوجوانان و شبکه های ارتباطی اجتماعی

با توجه به وجود شبکه های اجتماعی و استفاده ناگزیر همگی ما از این امکان، همچنین حساسیت دوران نوجوانی عزیزانمان که خواه ناخواه در معرض استفاده از این ابزار قرار می گیرند، رعایت مواردی در این رابطه ضروری به نظر می رسد تا کمترین آسیب را متوجه روند تحصیلی و رشد شخصیتی آنان شود...

more_vert کتاب بی‌سوادی

ادامه مطلب

closeکتاب بی‌سوادی

کتاب "بی‌سوادی" تألیف حمید وجکانی روش‌های ساده و راه‌های میان‌بری برای یادگیری دارد که مطالعه آن می‌تواند برای همه موثر باشد. بعضی از ما تا یک کتاب را باز می‌کنیم، هنوز چند صفحه‌ای از آن را نخوانده کنار می‌گذاریم؟ انگار حوصله‌مان نمی‌کشد... مشکل کجاست؟ همه‌ی ما که دوست داریم کتاب بخوانیم و مطالعه داشته باشیم! همیشه به ما گفته‌اند که کتاب بخوانید؛ اما تا به حال گفته‌اند چگونه بخوانیم؟ اگر شما هم عاشق کتاب هستید و مانند من از آن دسته افراد بودید که کتاب‌های بسیاری می‌خریدید یا دانلود می‌کردید و نمی‌خواندید! و کتاب‌هایتان مدت‌ها در گوشه‌ی اتاق‌تان می‌ماند، با جرأت می‌گویم این بخش برای شماست. این کتاب در رابطه با کتاب و کتاب خوانی است و علاقه مند سازی افراد به مطالعه است. علاوه بر آن یک کتاب آموزشی است که در آن تکنیک های مطالعه صحیح و تند خوانی آموزش داده شده است.فهرست مطالب مقدمه از دکتر محمد سیدامقدمهفصل اول: چرا کتاب نمی‌خوانیم؟همه‌ی ما بیماریمشنونده خودش باید عاقل باشد!راه‌حل چیست؟من از خواندن متنفرمنترس، شروع کن!فصل دوم: نحوه صحیح مطالعهاولین سوال: کجا بخوانیم؟دنبال بهانه نباش!دومین سؤال. چه زمانی مطالعه کنیم؟این قسمت را به آن‌هایی که به دنبال بهانه هستند، می‌گویماز خوابتان بگذرید!سومین سؤال: چطور بخوانیم؟فصل سوم: تمرکزساده‌ترین راه چیست؟شلکستمرینات تمرکزتمرین اول: شمارش معکوس از 50 تا 0تمرین دوم: کشوهای ذهنیتمرین سوم: ثبت اشیاءتمرین چهارم: کارهای عجیب و غریب!تمرین پنجم: تمرین تیزحسی (رادیو تلویزیونی)مهم‌ترین روش تمرکز «روش خودم»روش هدفونبزرگ‌ترین دزد‌های تمرکزدزدگیر تمرکز!فصل چهارم: حافظهانواع حافظهحافظه‌ی بلندمدتبه زبان ساده‌ترمرورسازماندهی یا دسته‌بندی اطلاعاتبسط‌دادناصول تقویت حافظهانجام کارها با دست مخالفچند نکته و راهکار جالبمی‌دانید قانون مورفی چیست؟آیا می‌دانید 1+1 چند می‌شود؟سرهنگ ساندرس را می‌شناسید؟فصل پنجم: تند خوانیمزایای تندخوانیافزایش اعتمادبه‌نفسسرعت‌گیرهاسرعت‌گیر اول: بلندخوانیبهترین راهکار برای مقابله با بلند‌خوانینتیجه‌گیرینیروی چراییتکنیک‌های تندخوانیتکنیک ریتم با انگشتواقعاً این موضوع عجیب نیست؟متوجه تفاوت آن‌ها شدید؟شرایط استفاده از این تکنیکعلامت‌گذاری روی نوشته‌هانقطه‌گذاری چپ و راستوارونه‌خوانی!ستاره بازی کنید!تمرین خط میانیتمرین سرعت و دقتاول از اشتباهات شخصی‌تان بگوییداصل قلاب ذهنیسخن پایانیراه‌حل چیست؟تشکر و تقدیرفهرست منابع

more_vert با ترک این رفتارهای مخرب به آرامش و خوشبختی نزدیک می شوید

ادامه مطلب

closeبا ترک این رفتارهای مخرب به آرامش و خوشبختی نزدیک می شوید

تا به حال به این فکر کرده اید که اگر می توانستیم ذهنمان را از افکار و رفتارهای مخرب پاک کنیم چقدر سالم تر، خوشحال تر و آرام تر زندگی می کردیم؟ همین حالا شروع کنید و با ترک این رفتارها، گامی به سوی خوشبختی بردارید. ۱ ) مقایسه چه زمانی می توانید دست از مقایسه ی زندگی خود با دیگران بردارید؟ وقتی فاصله ی خالی بین خود و دیگران را پر کنید. این یعنی به جای اینکه باطن زندگی تان را با ظاهر زندگی بقیه مقایسه کنید، دست از این رفتارهای مخرب بکشید. همواره به یک سال گذشته خودتان نگاه کنید و ببینید که کجا بودید و حال چقدر پیشرفت کرده اید. در یک سال گذشته چقدر مطلب جدید یاد گرفته اید و چقدر به جلو حرکت کرده اید و چه قدر دیگر باید جلو بروید. فقط روی زندگی خودتان تمرکز کنید. ۲ ) خستگی چرا همیشه خسته هستم؟ این یکی از شایع ترین رفتارهای بد است. شب ها زودتر بخوابید. دوش بگیرید. کتاب بخوانید. شبها به جای پرسه زدن در شبکه های اجتماعی موسیقی آرامش بخش گوش کنید. لباس های صبح فردا و صبحانه را حاضر کنید تا صبح استرس نداشته باشید و از این قبیل کارهای ساده که به زندگی نظم می بخشد. استراحت کافی واقعا موضوع پیچیده ای نیست که از پس آن بر نیایید. ۳ ) بهانه همه ی چیزهایی که همواره در زندگی خواسته اید، پشت بهانه هایی که برای نرسیدن به آن ها گرفته اید پنهان شده اند. تا به حال به خود گفته اید چه چیزهایی را نمی توانید داشته باشید؟ شغل خوب؟ رابطه ی راضی کننده؟ پول کافی؟ بدن سالم ؟ آیا این از رفتارهای مخرب و آسیب زننده نیست؟ از خود بپرسید : آیا ممکن است من در مورد رسیدن به این خواسته ام اشتباه فکر کنم؟ به دیگرانی که چیزهایی که شما می خواستید به دست آورده اند، نگاه کنید. نه با نگاه مقایسه ای، بلکه با نگاه موشکافانه، ببینید چه کرده اند. آیا این به آن معنی نیست که چیزهایی که می خواهید دست یافتنی هستند؟ ۴ ) احساس گناه احساس گناه کشنده است. همچنین نشان می دهد که در گذشته زندگی می کنید. احساس گناه یکی از ناسالم ترین، مخرب ترین و ناراحت ترین احساساتی است که می توانید داشته باشید. نباید به رفتارهای مخرب مثل احساس گناه فضای فکری و ذهنی لازم را بدهید تا از شرش خلاص شوید. ۵ ) پیشیمانی همواره به خاطر داشته باشید که در هر زمانی، شما با توجه به دانش و منابعی که در اختیار داشته اید تلاش کردید که بهترین تصمیم را اتخاذ کنید. این کاری است که تمام آدم ها انجام می دهند. پس به خودتان سخت نگیرید. شاید حتی لازم باشد خود را ببخشید. ۶ ) کینه اگر برای مدت زیادی کینه ای از شخصی به دل گرفته اید، و احساس می کنید که نمی توانید آن شخص را ببخشید، هیچ اشکالی ندارد. گاهی بخشیدن بسیار سخت است. اما کاری که باید بکنید این است که آن شخص یا اشخاص را به کل از زندگی خود و از ذهنتان بیرون کنید. اگر به کسی فکر نکنید، به یاد خشم و ناراحتی تان از آن شخص نخواهید افتاد! ۷) آشفتگی و به هم ریختگی آشفتگی و انباشتگی یکی دیگر از آن رفتارهای مخرب و بیهوده است. لباس هایی که نمی پوشید را به خیریه بدهید. کمد هایتان را وارسی کنید و هر چیز اضافه را دور بریزید یا حتما استفاده کنید. کشو های لوازم آرایش و خرده ریزه ها، قفسه های حمام، کتاب خانه، ایمیل ها، هارد دیسک و حافظه ی کامپیوتر و حتی اپلیکیشن های روی موبایلتان را چک کنید و هر آنچه به کار نمی آید را سریعا حذف کنید. به یاد داشته باشید همه ی رفتارهای مخرب ما تکرار می شوند و قدرت تخریب گر خود را در طول زندگی حفظ می کنند، مگر اینکه ما مستقیم به سراغشان برویم، آن ها را درست ببینیم و بشناسیم و سعی کنیم هر چه سریع تر از شرشان راحت شویم. منبع: بانوی شهر

more_vert کتاب حوالی تو

ادامه مطلب

closeکتاب حوالی تو

کتاب حوالی تو زمزمه‌هایی از میان قلب و روح پرستو فولادی، در قالب مجموعه دل‌نوشته‌هایی عاشقانه، زلال و بی‌تکلف است. اگر فقط سمت چپ سینه‌تان خالی از عشق نباشد، در این اثر چیزی به جز احساسات خالص و صادقانه نمی‌یابید؛ چیزی که این روز‌ها کیمیاست و بیش از هر اتفاقی لایق تحسین است. در بخشی از کتاب حوالی تو می‌خوانیم: بلند شودو فنجان چای بریز.کنارم بشین.نگاهم کن.حرفی بزن.شعری بخوان.مویی بباف.فالی بگیر.دلی را گرم کن.خیالت راحت.این شب حالا‌ حالا صبح نمی‌شود. فهرست مطالبمقدمه نویسندهدلیلگم شدهدل‌تنگیتماشاییمادرعطر بهار نارنججان عشقخوابپروازبهانهپناهشماطرح لبخندبلدسرنوشتزبانِ بارانحالِ خوب زندگیرفت و آمددیوان اشعارجو گندمیآسمانمشقامشبغزلمعجزهحوالی توماخیال راحتنگاهخبرچینگاه و بی‌گاهاسم مستعارزندگیجماعت عاشقماهعکس یادگاریمینیاتورپروانگیبوی غریب پائیزشیرین زبانشوققصه‌نویسراهقیامتچای دارچینپا به پاسوغاتیکفش‌های کتانیتواعتباردل مشغولیکوکلبریزطلوعبوی یاسهوای دلبرکتقلب منواژهبرگردجای امنتفألافق تهرانتصویر رؤیاییکبوتر آزادیخط بریلصبر ایوبجا به جااعترافموسیقیداننذرآیه قرآنشور شیرینسرزمیندیوانگینقش گل ابریشمقامتحرف تازهرفتدعابمانخلوتباوردل و دیدهحرفوقت کوچبغضآبروی پائیزطلوع فرداامتحاندلِ سیرتمام منگاهیسایهفاجعهلیلای مجنوندرد دوریچشم دلشب‌نشینیشالسلامارتباط با نویسنده

more_vert نقش عذرخواهی در استحکام روابط اجتماعی

ادامه مطلب

closeنقش عذرخواهی در استحکام روابط اجتماعی

در جوامع ابتدایی و غیرایمانی، آن چه بیش از پیش به چشم می آید، منافع و مصالح است؛ زیرا افراد جامعه برای منافع و مصالحی در کنار هم گرد آمده اند. لذا در تضاد منافع و مانند آن نیازمند قوانین عقلانی عادلانه ای هستند تا مرزها را مشخص کنند و دست تجاوز به حقوق را قطع نماید و یا دور سازد.با این همه به علل روان شناسی و غیرآن، شرایط به گونه ای رقم می خورد که اشخاص حتی تن به پوزش زبانی نمی دهند و عذرخواهی نمی کنند. این جاست که گره ای که با دست باز می شود، دیگر با دندان نیز باز نخواهد شد. آموزش پوزش خواهی به افراد جامعه به ویژه کودکان در سن جامعه پذیری از اصول تربیت اسلام است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی سعی کرده تبیین روشنی از مساله ارائه دهد. اینک با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم. هر جامعه ای بر پایه پیوندها و روابط اجتماعی، شکل می گیرد. هرچند که علل و عوامل پیوندها از خویشی گرفته تا منافع پایدار یا زودگذر در نوسان است، ولی همین علل و عوامل موجب می شود تا عناصر گوناگون جامعه به عنوان اعضای آن در کنار هم قرار گیرند. به سخن دیگر، پازل جامعه، ترکیبی از عناصر و افرادی است که گاه تنها در کوچک ترین امور با هم مشترک هستند و همین اشتراک موجب می شود تا در کنار دیگر اعضا و اجزا، جامعه را بسازد. البته هرچه مشترکات میان افراد و اجزا بیش تر باشد، جامعه از استحکام بیش تر و بهتری برخوردار خواهد بود؛ از این رو جوامع ایمانی که از آن به امت یاد می شود به سبب اشتراکات در عقیده و ایمان و نیز عواطف و احساسات دارای استحکام و انسجام بیش تری است. ● جامعه ایمانی، گذر تا مرز ایثار دراین جوامع ایمانی، همکاری ها تا مرز همدلی ها و همدردی ها بالا می رود و فراتر از عدالت، احسان است که روابط اجتماعی میان افراد جامعه ایمانی را تنظیم می کند و برادر ایمانی جایگزین عضویت اجتماعی می شود و انسان ها تا حد ایثار و گذشت بالا می روند و از حق عادلانه خویش می گذرند تا دیگر برادران ایمانی از نصیب و بهره ای بیش تر برخوردار شوند؛ زیرا براین باورند که آن چه مصرف می کنند، مصرف شده ولی آن چه بخشیده اند، با افزایشی چند برابر و مضاعف ذخیره شده است، درحالی که از آثار غیرمستقیم ایثار خود نیز در همین دنیا بهره مند می شوند. در جوامع ابتدایی و غیرایمانی، آن چه بیش از پیش به چشم می آید، منافع و مصالح است؛ زیرا افراد جامعه برای منافع و مصالحی در کنار هم گرد آمده اند. لذا در تضاد منافع و مانند آن نیازمند قوانین عقلانی عادلانه ای هستند تا مرزها را مشخص کنند و دست تجاوز به حقوق را قطع نماید و یا دور سازد. شگفت این که حتی در روابط میان همسران نیز این گونه عمل می شود؛ زیرا عقد میان همسران را قراردادی همانند دیگر قراردادهای اجتماعی مانند خرید و فروش می دانند که هرکسی کالایی را می دهد و بهایی می ستاند. این گونه است که حقوق همسران در چارچوب قراردادهایی همانند دیگر قراردادها تعیین و تبیین می شود. هر یک از همسران، در این چارچوب زندگی می کند و حقوق خویش را می طلبد. اما در جوامع ایمانی که بر پایه فطرت بنیان گذاشته شده است، روابط میان افراد جامعه چه رسد به همسران، بر پایه مودت و محبت نهاده شده است و هر یک از افراد جامعه با دیگری، از جایگاه ولایت رفتار می کند. همین ولایت محبت است که انسان ها را تا مرز همدلی بلکه همدردی و ایثار بالا می برد و روابط بر محور احسان فراتر از عدالت و حقوق شکل می گیرد. در میان همسران، این مسئله به مراتب تشدید می شود و آن چه در همه جا دیده می شود، احسان و عفو و ایثار می باشد. ازاین رو کمترین تضاد را می توان در میان همسران یافت؛ زیرا عشق و محبت و مودت است که حاکم بر روح زندگی خانوادگی است و همسران کم ترین توجه را به حقوق خویش دارند؛ زیرا می کوشند تا فراتر از حقوق با یک دیگر تعامل داشته باشند و از روی احسان و محبت و مودت با هم رفتار نمایند. در جامعه ایمانی نیز این گونه عمل می شود. از این رو، کم تر چیزی به نام تضاد منافع و اختلاف در حقوق پیش می آید؛ زیرا هر کسی می کوشد تا با دیگری از روی احسان و ایثار عمل نماید و فراتر از عدالت و حقوق، در حق دیگری نیکی و احسان کند. اگر در جوامع بشری عدالت باید به عنوان کف روابط باشد که تاکنون نبوده، در جوامع ایمانی و امت اسلامی کف روابط باید احسان و سقف آن ایثار و گذشت باشد؛ به گونه ای که دیگران حتی اسیران از دشمنان را بر خود مقدم دارند و در حق ایشان ایثار کنند. خداوند در آیاتی چند، کف روابط میان مومنان را احسان دانسته و اگر بر عدالت تاکید کرده است تنها برای آن است که جامعه در یک فرایندی می بایست از مرز عدالت شروع کند و از آن جایی که بسیاری از مردم حتی تن به احکام عقل و اصول عدالت نمی دهند، بر آن تاکید شده است؛ اما اگر جامعه ایمانی عدالت را به جا آورده و سپس از مقام عقل به مقام دل برسد و احسان و همدلی را کف روابط اجتماعی قرار دهد، آن گاه می توان به مقام ایثاری رسید که حتی خود نمی خورد و به دیگری می دهد. چنان که اهل بیت(ع) در اوج قرار گرفتند و حتی به اسیرانی از دشمنان خود ایثار کردند. خداوند در آیات ۸ و ۹ سوره دهر یا همان انسان درباره ایثارگری اهل بیت(ع) به عنوان سرمشق و الگوی جامعه ایمانی می فرماید: و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا ¤ انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لاشکورا؛ طعام خود را با میل و اشتهایی که بدان دارند (و براساس محبت الهی)، به مسکین و یتیم و اسیر می خورانند (و می گویند) ما به خاطر خدایمان شما را اطعام می کنیم و از شما پاداشی نمی خواهیم و در انتظار تشکر و سپاسی هم نمی مانیم. خداوند در آیه ۹ سوره حشر نیز وضعیت مومنان را این گونه تشریح و تبیین می کند: و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه ؛ آنان تهیدستان را بر خودشان مقدم می دارند، اگر چه نیاز سخت به آن غذا و یا نعمت داشته باشند. بنابراین، جامعه ایمانی فراتر از عدالت و احسان بر مدار ایثار می گردد؛ هرچند که چنین کاری برای توده های مردم سخت است ولی لازم است که دست کم کف جامعه انسانی یعنی عدالت و کف جامعه ایمانی یعنی احسان را مراعات کنند. اگر در جامعه ایمانی این گونه عمل شود، دیگر جایی برای اختلافات نخواهد ماند و روابط در اوج برادری ایمانی خواهد بود. اما چنان که گفته شد، کم تر کسانی هستند که در مقام ایثار قرار می گیرند و امید است که جامعه ایمانی بر اساس احسان رفتار نماید و از خطا و گناهان افراد جامعه چشم پوشی و گذشت کند و پوزش ایشان را بپذیرد. ● عذرخواهیگامی در مسیر احسان چنان که گفته شد، جامعه ایمانی در اوج خود بر مدار و محور ایثار می گردد، اما از آن جایی که توده های مردم حتی با عدالت خو نگرفته اند چه رسد به احسان و ایثار، لازم است تا در یک فرآیندی از عدالت فراتر آیند و در مقام احسان، زندگی و روابط اجتماعی را سامان دهند. این جاست که هر عضوی از اعضای جامعه ایمانی لازم است تا نسبت به حقوق خود برای افزایش ارتباط اجتماعی گذشت کند و اگر در همه موارد نمی تواند، دست کم در برخی از موارد از در احسان و گذشت وارد شود. بسیار پیش می آید که افراد جامعه به سبب خطا در حکم و یا اشتباه در مقام موضوع شناسی و مقام تطبیق، دچار خطار و اشتباه می شوند و حتی گاه به سبب جهالت و نادانی، گناهی را مرتکب می شوند و در دام ابلیس و شیطان می افتند. در این موارد، عمل به عدالت و حق موجب می شود که کار بر افراد جامعه سخت تر شود، زیرا کینه ها را نیز گاه سبب می شود. در این جاست که احسان و گذشت می تواند، جامعه را به سوی کمال سوق دهد؛ زیرا به جای حکم عقل به حکم دل و عواطف توجه شده و مهر و محبت را اصالت بخشیده و جایگزین خشونت عدالت می کند. البته برای بسیاری از مردم، عذرخواهی سخت است و بدتر این که برای برخی دیگر حتی عذرتراشی و بهانه جویی آسان می باشد. جامعه ایمانی باید به گونه ای تربیت شود که عذرخواهی براساس نیت پاک و خلوص (توبه، آیات ۱۹ تا ۳۹) انجام گیرد و از عذرتراشی بیرون رود؛ زیرا عذرتراشی نه تنها کار را به سامان نمی رساند بلکه سخت تر و بدتر می کند. بنابراین می بایست صادقانه و خالصانه عذر تقصیر آورد و توبه خویش را به نمایش گذاشت و تمرد و طغیان را در نفس و جان خویش توبیخ کرد. البته بهتر است که عذرخواهی و پوزش طلبی پیش از آن که زمان و وقت آن بگذرد انجام گیرد، نه این که آن قدر طول داد که از زمان خود بگذرد و اثر خود را از دست دهد. خداوند در آیات ۳۱ تا ۵۱ سوره قیامت به این نکته توجه می دهد که ارزش عذرخواهی در این است که در زمان خود اتفاق بیفتد و این اندازه طولانی نشود که دیگر ارزش خود را از دست دهد. هر کسی می داند که چه کرده و چگونه به خطا و اشتباه افتاده و یا گناهی مرتکب شده است. پس بهتر است که براساس شناختی که از خود دارد، دست از بهانه تراشی و بهانه جویی بردارد و با پوزش از خدا یا افراد جامعه ای که در حق ایشان ظلم و ستمی روا داشته و حقی را ناحق کرده، خود را در مسیر احسان قرار دهد. هرگاه شخص، عذر بخواهد خود را در معرض احسان الهی و مردم قرار داده است و از برکات احسان خود و جامعه برخوردار و بهره مند می شود. ● کاری نکن تا پوزش بخواهی انسان نباید کاری کند که مجبور به عذرخواهی شود. اگر کارهای انسان همواره معروف و خیر و پسندیده باشد، نیازی به عذر و پوزش نیست. اما به هر حال انسان در شرایطی قرار می گیرد که لازم است که عذر بخواهد. در این جاست که پذیرش پوزش از سوی دیگران به عنوان احسان تلقی می شود. البته گاه شرایطی ایجاد می شود که شخص می بایست به صراحت موضع خود را در مسئله بیان کند و عذر خود را اعلام کند. این مسئله به ویژه در مواردی که باید به قطع موقت یا دایم رابطه ای بینجامد لازم و ضروری است تا این قطع رابطه به معنای خروج از دایره ایمان تلقی نگردد و روابط برادری را از میان برندارد و به کینه و دشمنی تبدیل نشود؛ زیرا در برخی از موارد لازم است تا شخصی نوع رابطه خود را با دیگری محدود کرده یا حتی قطع نماید؛ زیرا دلیل قوی تر وجود دارد که اجازه تداوم رابطه را نمی دهد. در داستان خضر(ع) و موسی(ع) این مطلب مورد توجه قرارگرفته است که قطع هرگونه رابطه باید براساس دلیل و عذر مقبولی باشد. از آن جایی که موسی(ع) متعهد شده بود که تا پایان همراهی پرسشی نکند، اما تخلف وی موجب شد تا حضرت خضر(ع) عذر موجهی برای جدایی داشته باشد. (کهف، آیات۶۷و ۸۷) اما اگر این عذرخواهی پس از زمان طولانی اتفاق افتد یا به معنایی عذرتراشی باشد، در این گونه موارد عذر پذیرفته نمی شود (نساء، آیه۷۹) و یا عذر کسانی که تمام زشتی ها را تا جایی که می توانند انجام می دهند و هنگام ناتوانی عذر می تراشند، پذیرفته نخواهد شد. (توبه، آیات ۲۶تا ۶۶ و نیز آیات۲۴و ۳۴ و روم، آیات۷۵ و نیز غافر، آیه۲۵ و قیامت، آیات۳۱تا ۵۱) اما درباره کسانی که می دانید در اثر خطا و اشتباهی گناهی مرتکب شده اند می بایست تا جایی که امکان دارد حتی برای انجام عمل و کارشان توجیهاتی تراشید تا شخص خود را بیابد و از اشتباه خود درس گیرد. امیر مؤمنان علی(ع) در این باره فرمودند: اقبل عذر اخیک، و ان لم یکن له عذر فالتمس له عذرا؛ عذر برای خود را بپذیر، و اگر او عذری نداشت برادر خطای او عذری بتراش. (بحارالانوار، ج۴۷، ص۱۶۵) البته چنان که گفته شد، انسان باید کاری نکند که مجبور به پوزش باشد. از این رو پیامبر(ص) می فرماید: ایاک و ما تعتذر منه؛ فان فیه الشرک الخفی؛ زنهار از کاری که به سبب آن پوزش بخواهی؛ زیرا در این کار شرک پنهان، است. (بحارالانوار؛ ج۸۷، ص۲۰۰، ح۸۲.) و امیرمؤمنان می فرماید: ایاک و ما تعتذر منه؛ فانه لایعتذر من خیر؛ زنهار از کاری که به سبب آن پوزش بخواهی؛ چرا که از کار خوب پوزش خواهی نمی شود. (بحارالانوار: ج۱۷، ص۳۶۹، ح۹۱) بنابراین بهتر است کاری کرد که نیازمند پوزش نباشد، چرا که عزت آدمی در آن است. امیر مؤمنان می فرماید: الاستغناء عن العذر أعز من الصدق به؛ نیاز نیافتن به پوزش خواهی، عزت بخش تر از پوزش خواهی موجه است. (نهج البلاغه، الحکمه ۹۲۳) از آن حضرت در نامه ای به حارث همدانی آمده است: و احذر کل عمل اذا سئل عنه صاحبه انکره أو اعتذر منه، و لا تجعل عرضک غرضا لنبال القول؛ بپرهیز از هر کاری که اگر از کننده آن درباره اش بازخواست شود، انکارش کند و یا پوزش خواهد و آبروی خود را آماج تیرهای سخن مردم قرار مده. (نهج البلاغه، نامه۹۶) پذیرش عذر، امری پسندیده است. بنابراین اگر کسی عذر و پوزش خواست باید پوزش وی پذیرفته شود. خداوند در آیه۹۹۱ سوره اعراف به پیامبر(ص) فرمان می دهد که عذر خطاکاران را بپذیرد و آنان را به سبب بدکاری شان مواخذه نکند. (مجمع البیان، ج۳و ۴، ص۷۸۷) زیرا پذیرش عذر مؤمنان معذور، تبلور غفران و رحمت الهی است. (توبه، آیات۶۸ و ۱۹ و نیز نحل، آیات۶۰۱ و ۰۱۱) از امام حسن مجتبی(ص) روایت است که فرمود: در انتقام گرفتن شتاب مکن و راهی برای پوزش خواهی و عفو باقی بگذار. بنابراین، اگر عذری آورد از وی بپذیرید و اگر مؤمن است حتی برای کارش خودتان عذری بتراشید و او را مواخذه نکنید؛ زیرا این گونه احسان و ایثار موجب می شود تا روابط اجتماعی گرم تر و صمیمی تر شود و الفت میان افراد آن افزایش یابد و کینه ها و دشمنی ها به صلح و صفا و مهر و محبت تبدیل گردد. منبع: نیکو

more_vert حواس پرتی و علل آن و راهکارهایی برای جلوگیری از آن

ادامه مطلب

closeحواس پرتی و علل آن و راهکارهایی برای جلوگیری از آن

حواس پرتی نقطه مقابل تمرکز حواس است . " تمرکز حواس ، استعدادِثابت نگه داشتن توجه و دقت روی موضوع یا کاری است که به میل و اراده انتخاب شده است ، و مانع شدن از این که این دقت و توجه به موضوعات دیگری متوجه شود" به تعبیر دیگر تمرکز حواس عملی دفاعی علیه تاخت و تاز افکار خارجی است که این افکار باعث حواس پرتی افراد می شوند . بنابر این حواس پرتی یعنی خارج شدن از روند مطالعه و فرو رفتن در افکار و تخیلات یا انجام کار دیگر .عوامل برهم زننده تمرکز و هوشیاری انجام کارهای خسته‌کنندهبرخی از وظایف ما در طول روز جالب‌تر از بقیه است. بنابراین کاملاً طبیعی است حین انجام کارهای خسته‌کننده تمرکز بیشتر مختل شود. وقتی بی‌حوصله هستید هر چیزی، از تماس تلفنی گرفته تا گرد و غبار روی میز کار می‌تواند تمرکز شما را از بین ببرد. بنابراین برای حل این مشکل، بین کار به خودتان استراحت دهید و با یک لیوان چای یا بیسکویت از خودتان پذیرایی کنید. افکار آزاردهندهبه طور حتم کار کردن در شرایطی که نگران هستید، ساده نیست. اگر دائم به برنامه‌های مربوط به بچه‌های‌تان فکر می‌کنید یا اگر هنوز بابت بحث کاری دیروز ناراحت هستید، مطمئن باشید نمی‌توانید در محل کارتان هم موفق عمل کنید. چون این افکار عامل مهمی برای برهم زدن تمرکز است. اگر شما هم با این مشکل روبه‌رو هستید، برای تمرکز بیشتر و پیشگیری از بروز بیماری‌های مختلف بهتر است افکار آزاردهنده را روی کاغذی یادداشت کنید تا وضعیت بهتر شود. انجام چند کار با همکودک خردسال‌تان را در آغوش گرفته‌اید و کتاب می‌خوانید. در همین زمان پاسخ ایمیلی را هم می‌دهید و برای خرید روزانه هم فهرست تهیه می‌کنید! اگر شما هم در انجام چنین کارهایی استاد شده‌اید و می‌توانید چندین کار متفاوت را در یک زمان انجام دهید، دوباره و با دقتی بیشتر به شرایط بیندیشید. تحقیقات نشان داده است هر بار که انسان توجه و تمرکزش را تغییر می‌دهد تا کار دیگری انجام دهد، زمانی از دست خواهد رفت. بنابراین نتیجه می‌گیریم انجام سه کار هم‌زمان بیشتر از انجام دادن آن‌ها به ترتیب و پشت سر هم زمان می‌برد. پس تا جایی که امکان دارد در هر زمان تنها یک کار خاص را انجام دهید. با این کار از نگرانی و استرس و بروز مشکلات جسمی ناشی از آن نیز پیشگیری می‌کنید. گرسنگیمغز بدون تأمین سوخت مورد نیاز نمی‌تواند درست عمل کند؛ البته حواس‌تان باشد صبحانه یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مواد غذایی مورد نیاز بدن است که نباید فراموش شود. بنابراین همیشه به فکر تأمین انرژی باشید و اجازه ندهید گرسنگی، قدرت توجه و تمرکز را از شما بگیرد. افسردگیخیلی از افراد به اشتباه تصور می‌کنند افسردگی به معنای غمگین بودن است. در حالی که طبق نظر متخصصان، افسردگی یکی از بیماری‌های جدی است که علائم خاص خود را ایجاد می‌کند و باید به درستی درمان شود. افسردگی علاوه بر ایجاد حس ناامیدی، غمگین بودن، بی‌تفاوتی و پوچی می‌تواند تمرکز و توجه فرد را نیز مختل کند. بنابراین اگر شما هم این مشکلات را دارید، بهتر است به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا درمان مناسب صورت گیرد. متأسفانه بعضی از داروهایی که برای درمان افسردگی یا بیماری‌های دیگر استفاده می‌شوند نیز ممکن است با تمرکز فرد تداخل داشته باشند. در این شرایط باید با پزشک یا داروساز صحبت کنید و از وی کمک بخواهید. استرس و خستگیاسترس مشکلات زیادی برای فرد ایجاد می‌کند که بر هم خوردن تمرکز یکی از آن‌هاست. البته وقتی این تأثیرات در جسم هم خودشان را نشان دهند، شرایط بدتر می‌شود؛ مثل عضلات سفت و دردناک، سردرد یا افزایش ضربان قلب. مطمئن باشید این موارد همگی می‌توانند تمرکز شما را از بین ببرند. علاوه بر استرس، نباید از خستگی هم غافل شد. مطالعات نشان می‌دهد کم‌خوابی می‌تواند تمرکز و حافظه کوتاه مدت را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین هیچ وقت به بهانه انجام کار یا تفریح، خواب شبانه کافی ـ 7 تا 9 ساعت ـ را نادیده نگیرید. کوچک شدن مغزبا کوچک شدن مغز، بخش‌هایی از آن که مسوول برخی اعمال در انسان است، تحلیل رفته و به مرور از بین می‌روند. همین مسأله رفته‌رفته باعث ایجاد برخی مشکلات از قبیل بروز آلزایمر و زوال عقل شده و افراد سالمند و اطرافیان آن‌ها را با دردسرهای زیادی مواجه می‌کند. اثرات ناشی از تحلیل رفتن بافت مغز به طور کلی تمام جوانب زندگی فرد را در بر گرفته و تفکر، احساسات و اعمال او را فرا می‌گیرد. فرد دچار کاهش حافظه شده و به مرور وقایعی را که برایش اتفاق افتاده است، فراموش می‌کند. این مسأله حتی می‌تواند اسم یا نشانی یک فرد را هم شامل شود. فرد ممکن است حالات و احساسات فردی خود را از دست داده و هرچه بیماری پیشرفت کند، با اطرافیان خود بیگانگی بیشتری احساس می‌کند و در اتخاذ تصمیم و نحوه تفکر خود دچار مشکل می‌شود. کم توجهیبرخی پزشکان معتقدند حواس پرتی در بیشتر موارد مربوط به کم توجهی است و ارتباطی با بیماری مغزی ندارد. به طور کلی برای به یاد آوردن موضوع یا انبار کردن اطلاعات بر روی حافظه، باید ابتدا آن‌ها را ضبط کرد و باید دانست که چگونه این اطلاعات را جمع آوری کرد. پژوهشگران می‌گویند هنگامی که افراد ذهن مشغولی و استرس داشته باشند، ضبط اطلاعات در حافظه آن‌ها به بدی انجام می‌گیرد و جمع آوری اطلاعات نیز به همین شکل خواهد بود.   جلوگیری از حواس پرتی یکی از مواقعی که خیلی افراد حواس شان پرت می شود و تمرکز ندارند، زمان مطالعه است   راهکارهایی برای جلوگیری از حواس پرتی یادداشت کنیدیکی از راهکارها این است که، هر وقت وسط انجام دادن کارتان به سراغ دیدن سایت یا سایت های اینترنتی می روید یا تلفن تان را چک می کنید یا جلوی برنامه تلویزیونی می نشینید، در دفترچه یادداشت تان بنویسید. به این ترتیب دفعه بعد که هر یک از این کارها را انجام دادید، هوشیارانه خواهد بود. مثلا هر بار که تلفن تان را چک می کنید، یک خط روی برگه ای بکشید که به منزله تعداد بررسی های تلفن تان است. به این ترتیب ضمیر ناخودآگاه تان فعال شده و موقع انجام دادن هر یک از کارهای فوق هوشیار خواهید بود و این رفتارها را ناخودآگاهانه انجام نمی دهید. موضوع حواس پرتی را بنویسیدبه یاد داشته باشید هرچه بتوانید وسایل محیط اطراف مطالعه تان را منظم تر بچینید و در عین حال سادگی آن را هم رعایت کنید متمرکزتر می شوید. به خودتان بگویید که در چه ساعتی اجازه تخیل یا فکر کردن دارید. موضوع حواس پرتی تان را یادداشت کنید، برای خود چند پله تا رسیدن به تمرکز طراحی کنید که در آن از 5 دقیقه یا... شروع و به زمان های طولانی تر برسید. گاهی اوقات کار بیش از حد شما را خسته می کند تا جایی که به دنبال موضوعی برای فرار هستید. یا ممکن است در مورد موضوعات مورد علاقه تان زیاد رویاپردازی کنید و به جای پیروی کردن از برنامه ای منظم در تخیلات تان فرو روید. با یافتن دلیل حواس پرتی تان می توانید آن را نیز درمان کنید. فرمان تمرکز را به دست بگیرید مؤثرترین عواملی که تمرکز را قوی یا ضعیف می کند به ریشه های درونی مانند شرایط جسمی، روحی، انگیزش و شیوه های یادگیری بستگی دارد. اگر می خواهید تمرکز به یادگیری تان کمک کند و مانع تراشی نکند این تمرین ها را به کار ببرید. ارزشی که برای کارتان قائل می شوید و انگیزه و هدف شما، به حافظه تان اجازه تمرکز یا حواس پرتی می دهد؛ علت و فواید کاری که می کنید را پیدا کنید تا قدرت تمرکز داشته باشید. منبع: تبیان

more_vert کتاب 12 ماه یا 12 سال؟

ادامه مطلب

closeکتاب 12 ماه یا 12 سال؟

کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ نوشته‌ی سبحان قاسمیان، برای مدیران، کارآفرینان و علاقمندان کسب و کار نوشته شده است که می‌خواهند با کارآفرینی، بهترین زندگی را برای خود و خانواده ایجاد کنند. اگر به زندگی کارآفرینان، مدیران و هر فرد موفقی دقت کنید به یک نتیجه عجیب دست پیدا می‌کنید و آن سرعت پیشرفت فقط در یک دوازده ماه طلایی می‌باشد. این دستورالعمل سال‌ها پیش توسط متخصصین علم موفقیت نیز بیان شده است. هر فردی در زندگی یک 12 ماهی دارد که در آن پیشرفتش به‌ اندازه 12 سال می‌باشد. اگر 12 سال منتظر بمانید که آن 12 ماه طلایی خود به‌ خود از راه برسد، رویایی بیش نیست. پس باید کارهایی انجام دهید که این 12 ماه طلایی هر چه زودتر رخ دهد و نتایج آن را مشاهده کنید. لازم نیست که حتما 12 سال زمان بگذارید. می‌توانید حتی بعد از دو ماه تلاش هم این 12 ماه طلایی را در زندگی خود به وجود آورید. اگر 12 سال، معمولی کار کنید احتمالا به بیشتر هدف‌هایتان می‌رسید. ولی اگر هر ماه یک تغییر کوچک در زندگی‌تان ایجاد کنید در 12 ماه خیلی راحت به تمامی اهدافتان خواهید رسید و فرصت کافی برای انتخاب هدف‌های بزرگتر دارید. برای خیلی از افراد و به خصوص کارآفرینان این 12 ماه طلایی خیلی زودتر در زندگیشان اتفاق می‌افتد و گاهی اوقات در سال‌های بعد هم آن را مشاهده می‌کنند؛ و حتی ممکن است تبدیل به 12 سال طلایی شود. اگر شما درآمدتان را از مشتریان دریافت می‌کنید پس کارآفرین هستید که شجاعت ورود به دنیای کسب و کار را داشته‌اید. می‌توانید با چند تغییر ساده، زندگی و کار دلخواه‌تان را بسازید. اگر رشد کسب و کارتان بیشتر شود کیفیت زندگی هم بهتر می‌شود. این کتاب شانسی به دست شما نرسیده است. شما به چنین جرقه‌ای نیاز داشتید. پس فرصت را از دست ندهید. شروع کنید. مطالب کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ از ده‌ها کتاب مدیریتی، زندگی افراد موفق، ارتباط با کسب‌ و کارهای مختلف و تجربیات کارآفرینان جمع‌آوری شده است و خواندن آن به‌ تنهایی نمی‌تواند شغل و زندگی شما را تغییر دهد. این اثر به شما راهکارهای عملی و ایده‌هایی خواهد داد که باید متناسب با حرفه و زندگی خود آن‌ها را سازگار کنید و به کار گیرید. کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ برخلاف کتاب‌های مشابه، به شما وعده تغییر و پیشرفت فوری نمی‌دهد. این کتاب به شما یک برنامه می‌دهد که آرام‌ آرام تغییرات اساسی در زندگی و کارتان ایجاد کنید و خیلی سریع‌تر از باورتان به هدف‌هایتان برسید. البته اول‌ از همه باید بخواهید که پیشرفت کنید. برای رسیدن به موفقیت، لازم نیست کارهای خیلی بزرگ انجام داد. با انجام کارهای کوچک و تأثیرگذار به صورت مداوم هم می‌توان خیلی زود به موفقیت‌های بزرگ رسید. در بخشی از کتاب 12 ماه یا 12 سال؟ می‌خوانیم: یکی از استراتژی‌هایی که من سال‌ها از آن استفاده کردم و هنوز هم استفاده می‌کنم. فرار کردن از افراد منفی‌باف و بهانه‌گیر است. قطعن در اطراف ما کسانی هستند که منتظرند تا یک ایده را مطرح کنید. آن‌ها تمام تلاش خود را برای اشتباه بودن ایده شما و بهانه‌گیری انجام می‌دهند. به‌ طوری‌که واقعن احساس می‌کنید اشتباه بزرگی را دارید مرتکب می‌شوید. توصیه‌ای که می‌توانم داشته باشم این است که اگر خواستید ایده‌ای را اجرا کنید حتما با چند نفر مرتبط یا حتی غیر مرتبط مشورت کنید. افرادی را انتخاب کنید که می‌توانند به شما کمک کنند و واقعیات کار را برای شما روشن کنند. نه اینکه بهانه‌های کوچک و بزرگ را به شما یاد دهند. فرض کنید می‌خواهید خانه‌ای بخرید و پولتان ‌هم شاید کم باشد. کافی است که این مورد را با کسی که خانه ندارد یا خانه‌ای نخریده است مطرح کنید. احتمالن اگر شما را به قتل نرساند حتما با شما درگیر خواهد شد. چون می‌گوید که اوضاع خانه خوب نیست. پول ندارید، بدهکار می‌شوید، می‌روید زندان، زندگی‌تان از هم می‌پاشد و هزاران بهانه دیگر. همین ایده را با چند نفر که خانه خریده‌اند یا حداقل خانه دارند مطرح کنید. برای شما هزار دلیل می‌آورند که تصمیم خوبی گرفتید. راه‌هایی برای شما پیشنهاد می‌کنند که به‌ راحتی بتوانید پول خرید خانه را تأمین کنید که شاید به فکر خودتان نمی‌رسید. حد آخر هم اگر حتی در خرید خانه‌ای اشتباه کنید یاد خواهید گرفت که دفعه بعد چطور خانه بخرید. بنابراین ایده‌ها و برنامه‌هایتان را با کسانی که بی‌دلیل مخالف هستند و همیشه دنبال بهانه هستند مطرح نکنید. روش‌هایی پیدا کنید که به‌ صورت پنهان از افراد بهانه‌گیر که سد راه شما می‌شوند کارتان را انجام دهید. حتی اگر لازم است جا به جا شوید. به محله‌ای یا شهری دیگر بروید و کارتان را انجام دهید. من چند ماه مخفیانه کارم را شروع کردم. وقتی‌که به نتیجه رسیدم اعلام کردم که چه‌کاری دارم انجام می‌دهم. اگر از همان روز اول با افراد بهانه‌گیر موضوع هدفم را مطرح کرده بودم به‌ احتمال‌ زیاد نمی‌توانستم این کتاب را بنویسم. فهرست مطالب پیش‌خوانچرا 12؟12 ماه طلایی را خودتان ایجاد کنید.نوشتن کتاب چقدر طول کشید؟آیا سرعت زیاد خطای کار را بیشتر می‌کند؟آیا می‌توان در 12 ماه موفق شد؟مهارت زیاد و سرعت زیادآیا این کتاب برای من نوشته‌ شده است؟چرا این کتاب می‌تواند به پیشرفت شما کمک کند؟عجله نکنید!پیشرفت شما فقط به چند نکته ساده وابسته است!برای موفقیت تصمیمتان را گرفته‌اید.قطعن به هدف‌هایتان خواهید رسید.عوامل مختلف روی یکدیگر اثر دارند.به موفقیت دیگران ‌هم کمک کنید.کتاب را هدیه ندهید!چگونه کتاب را بخوانم؟روشی نوین برای آموزش موضوعات پیچیدهفصل 1: شروع سفر 12 ماههاز کجا شروع کنم؟ثبات یعنی پسرفت!بهانه‌گیری ممنوعچگونه بهانه‌گیری را از وجودمان حذف کنیم؟مسابقه بهانه‌گیریکار بهانه‌گیری را یکسره کنید!چرا مغز انسان بهانه‌ها را دوست دارد؟کلکسیون بهانهخودمان را برای موفقیت آماده کنیم.پروانه‌ها را دنبال نکنید.برای رسیدن به هر هدفی خودتان را آماده دریافت کنید.پیشرفتتان را ثبت کنید.اقداماتی که برای شروع سفر 12 ماهه انجام می‌دهمفصل2: نتیجه 12 تلاشبه کجا می‌خواهیم برسیم؟چشم‌اندازتان را مشخص کنید.ترسیم چشم‌اندازبرای چشم‌اندازتان الگو پیدا کنید.چگونه هدف‌گذاری کنیم؟هدف‌ها را پیگیری کنیم.هدف‌هایتان را در معرض دیدتان بگذارید.اولویت‌بندی هدف‌هاجنبه‌های مختلف زندگیالان تعیین کنید چه چیزهایی در زندگی می‌خواهیدکار عملی:هدف‌ها را خردکنید!هدف‌های روزانه داشته باشید.هدف‌ها و برنامه‌تان را بازبینی کنید.هدف‌ها را به کارهای اجرایی کوچک تبدیل کنید.درآمدتان را سه برابر کنید.هدف را تبدیل به عادت کنیم.الگوی موفقیت برای خودتان پیدا کنید.اقداماتی برای رسیدن به نتیجه 12 تلاشفصل 3: رسیدگی به خوددر خانه ساعتی را با خودتان خلوت کنید.مهم‌ترین سرمایههفته‌ای چند بار به طبیعت بروید.ورزش اصل اساسی کارآفرینی است!ورزش را وظیفه خودتان کنید.دفترچه راهنمای استفاده از خودتان را بخوانید یا بنویسید.درخت بکارید یا گلدان داشته باشید.نفس بکشید.درس‌هایی که یاد می‌گیرید به دیگران‌ هم یاد دهید.سفر برای شما اجباری است.مسافرت خارجی بروید. دنیا را ببینید.موفقیت را ریسک‌ها می‌سازند.خودتان تصمیم بگیرید حتی اگر ریسک دارد.اقدامات برای رسیدگی به خودفصل 4: تغییر در روش زندگیتصمیمات اساسی و مهم را زودتر بگیرید.روزانه تصمیمات مهم را بگیرید و فکرتان را آزاد کنید.موارد ناراحت کنند را بنویسید و حل کنید.مشکلات آن‌قدر هم مشکل نیستند.موارد آزاردهنده را کاملا پاک‌ کنید.کمی مرموز باشیم. پنهان‌کاری هم بد نیست!اخلاق و رفتار دیگران را زود نمی‌توانید تغییر دهید.اول برای کارهای مهم زندگی برنامه‌ریزی کنید.با اطرافیان ارتباط داشته باشید.محل کار کوچکی در خانه داشته باشید.کمی تغییر در برنامه روزانه، زندگی شما را متحول می‌کند.لیست خوشحالی داشته باشید.به دیگران کمک کنید تا بیشتر داشته باشید.بخشش‌های متنوع داشته باشید.از ثروتمندان و افراد موفق استفاده کنیم.یادگیری مهم‌ترین کار یک کارآفرینتغییرات اساسی زندگی کارآفرینچه مهارتی برای کارآفرینی نیاز دارید؟محدودیت سنی برای کارآفرینی وجود ندارد.اقداماتی برای تغییر در روش زندگیفصل 5: 12 عادت عمیقزندگی را عادت‌ها می‌سازند.یک ماه زمان برای ایجاد یا تغییر عادت‌هابرنامه‌ریزی برای ایجاد عادتاقدامات کوچک نتایج بزرگکارهای سخت را تبدیل به عادت‌های لذت‌بخش کنیم.کارهای مهمی که باید عادت شوندهرماه یک عادت بزرگبرنامه عادت جدید را علنی کنید.عادت‌های کم‌ارزش را حذف کنید.در یک سال چقدر تغییر می‌کنید؟اقداماتی برای 12 عادت عمیقفصل 6: ساخت و بازسازی کسب‌ و کارترس از کارآفرینیاز کارهای خیلی کم ریسک و کوچک شروع کنید.نبود سرمایه بدترین بهانه!خودتان را سرمایه‌گذاری کنید.شغلتان را از دست ندهید.تفاوت کسب‌وکار با شغلچرا افراد زندگی استخدامی و کارمندی را ترجیح می‌دهند؟هنوز کار دلخواهم را پیدا نکردم.پیدا کردن شغل موردعلاقه تلاش زیاد می‌خواهد.مشکل فارغ‌التحصیلان بیکار!اگر شکست بخورم دیگران مسخره می‌کنند؟وارد چه‌ کاری شوم؟با چقدر سرمایه باید شروع کنم؟بهانه‌گیری برای شروع ممنوع!برای شروع کار کمی آرام‌ترهوش موردنیاز کارآفرینیتبدیل تخصص به پولانتخاب نام کسب‌وکارنام تجاری‌تان را ثبت کنید.ارزش نام کسب‌وکاروب‌سایت داشته باشید.مجوز و ثبت و مالکیتایده‌های خوب زود کپی می‌شوند.اقداماتی برای ساخت و بازسازی کسب‌وکارفصل 7: پایه‌های کسب‌ و کاربازاریابی و فروش مهم‌ترین اصل کسب‌ و کاربازاریابی مهم‌ترین هنر کارآفرینبازاریابی و فروش در کنار همعلم بازاریابی را باید یاد بگیریم.بازاریابی فقط تبلیغات نیست.خیلی از تبلیغات رایج پول تلف کن هستند.شناسایی کانال‌های بازاریابیسنجش نتایج تبلیغاتمقدار بازدهی تبلیغاتاز تبلیغات ارزان شروع کنید.با چند روش متفاوت تبلیغ کنید.هرروز به گلدانتان آب دهید!فروش نتیجه بازاریابی است.فروشندگی حرفه‌ایویژگی‌های یک فروشنده حرفه‌ایاعتمادسازی در فروشمعاینه خریدارانتشخیص نیاز مشتریتجویز محصول و خدمات مناسبپیشنهاد فروشساده‌سازی فرایندهای سیستمسیستم را هرروز بهینه کنید.حسابداری نشان‌دهنده عدد شیرین کسب‌ و کارکارآفرین باید حسابداری بلد باشد.از ثبت حساب‌های شخصی شروع کنید.اقدامات اجرایی برای پایه‌های کسب‌وکارفصل 8: رشد 12 برابری کسب‌ و کاربه شرایط فعلی عادت نکنیم.کسب‌ و کارتان را از نو و با ایده‌های نو بسازید.ایده‌های کوچک می‌تواند کسب‌ و کار را بی‌رقیب کند.شناخت حوزه برتریبر روی برتری‌هایتان را برتر کنید.استفاده از فنّاوری در زندگی و کسب‌ و کارایده‌ها را در مقیاسی کوچک امتحان کنید.دفترهای جادویی یک کارآفرینسه دفتر مهم را تهیه کنید.دفتر ایده‌ها یک گنج باارزشاز گنج‌هایی که ایجاد می‌کنید استفاده کنید.کارآفرین تنهاکسب‌ و کارتان را با استخدام رشد دهید.افسانه‌های استخدام بهانه هستند.استخدام اولین همکاراولین همکار را خودتان باید بسازید.با وسواس زیاد استخدام کنید.استخدام خوب، کسب کار را متحول می‌کند.اخراج بزرگ‌ترین لطف است.انگیزه دادن روزانه به کارمندانمعیار همکاری کارمندان فقط پول نیست.استخدام همکاران بعدیکارها را به دیگران واگذار کنید.کارها را بی اصول واگذار نکنید.اقداماتی برای رشد 12 برابری کسب‌وکارفصل 9: 12 سرعت‌گیر موفقیتشبکه‌های اجتماعی و تلفن را محدود کنید.اگر تخصص دارید بهانه‌های تخصصی می‌آورید!شکست کسب‌ و کار یا شکست کارآفرین؟دلایل ساده شکست کارآفرینانجابجا کردن شاخه‌ها خسته‌تان می‌کند.با تمرکز روی یک زمینه کاری تلاش کنید.نداشتن یک مهارت می‌تواند سبب شکست شود.شراکت ممنوع!اطرافیان و خانواده گاهی سد راه می‌شوند.کسب‌ و کارتان را به‌ دور از چشم مخالفان شروع کنید.حواستان به رقیبان هم باشد.برخی رقیبان را تبدیل به دوستان کنید و پیشرفت کنید.بر سر قیمت رقابت نکنید. خدمات بهتر ارائه دهید.تله برای افراد باهوشتلویزیون چند اینچ دارید؟زندگی بدون تلویزیوناقداماتی برای مقابله با سرعت‌گیرهای موفقیتفصل 10: یادگیری و استفاده از دانسته‌هابرخی مهارت‌ها را اجبارن باید یاد بگیرید.ایجاد علاقه و انگیزه برای یادگیریچه‌کارهایی انجام دهیم که انگیزه حفظ شود؟هدف‌ها را تصویری کنید.مطالب انگیزشی بخوانید.گروه‌های انگیزشی پیدا کنید.ایده‌هایتان را یادداشت کنید.معجزه عادت به مطالعهلیست خرید کتاب داشته باشید.12 ماه کتاب خواندناز تلویزیون استفاده کنید!به مدرسه و دانشگاه اکتفا نکنیم.اعتیاد به یادگیریدر دانشگاه سیار ثبت‌نام کنید!در هر زمینه‌ای می‌توانید آموزش ببینید.نقش تحصیلات در موفقیتمدرک خیلی اهمیت ندارد.ترس از یادگیری مهارت جدیدبرای یادگیری مهارت ایدئال‌گرا نباشیماقداماتی برای یادگیری و استفاده از دانسته‌هافصل 11: تعادل زندگی و کارخودتان را ارزیابی کنید.زندگی را فدای کار نکنیم.زندگی کردن و لذت بردنساعات روزانه را برای کارهای مهم تقسیم کنید.خسارت‌های بزرگ از اشتباهات کوچک ناشی می‌شوند.تعادل 888انحراف از 888بازدهی کارتان را بیشتر کنید و ساعات کار را کمترخواب و خانواده را نمی‌توان خرید.شارژ باطری‌های خودمانیک روز در هفته تعطیل باشید.به خودتان مرخصی اجباری بدهید.مسافرت اجباری بروید.به کارمندانتان مرخصی اجباری دهید.محل ساخت ایده‌های خوبکارتان را مربع روبیک نکنید.زیاد مهمانی بروید. مهمانی سادهموفقیت‌ها را جشن بگیرید و چالش جدید تعریف کنید.اقداماتی برای تعادل زندگی و کارفصل 12: آخرش که چی؟!میراث مالی باقی نگذارید!فرزندانتان را هم کارآفرین کنید.همین امروز هم باید خوب زندگی کرد.در زندگی‌تان همه باید برنده باشند.پس‌انداز کردن از درآمد کسب‌ و کارکجا سرمایه‌گذاری کنم؟سرمایه‌گذاری در املاکآخرش که چی؟

more_vert کتاب دهمین پنجره

ادامه مطلب

closeکتاب دهمین پنجره

به بهانه انتشار رسمی ویندوز 10 پرونده‌ای حدودا 50 صفحه‌ای را در شماره 171 ماهنامه (مرداد 94) به این موضوع اختصاص داده‌ایم. در این پرونده ویژه می‌توانید با مهم‌ترین ویژگی‌ها و به‌روزرسانی‌های ویندوز 10 نسبت به ویندوزهای قبلی آشنا شوید و هر چیزی که باید درباره این سیستم‌عامل جدید مایکروسافت بدانید را بخوانید! به دلایل بسیاری می‌توان یقین داشت که دهمین پنجره مایکروسافت مهم‌ترین و تاریخی‌ترین نسخه آن تاکنون به حساب می‌آید. هم از این نظر که مایکروسافت سرانجام با درک دنیای جدید محاسباتی (محاسبات همراه، سرویس‌های ابری) یک حرکت عملی و بلندپروازانه را در این مسیر آغاز کره است و هم از آن رو که به گواه گفته‌های رسمی و غیر رسمی بزرگ‌ترین غول نرم‌افزاری دنیا این آخرین نسخه عمده ویندوز با این شیوه عرضه خواهد بود. به این معنا که از این به بعد شاهد به‌روزسانی‌های متعدد خواهیم بود و دیگر نسخه‌‌ای کلی از ویندوز را نخواهیم دید. اما آیا این حرکت مایکروسافت در نهایت بازی را به نفع این شرکت تغییر خواهد داد؟ آیا عرضه نسخه سیستم عامل ویندوز، پنجره‌ای که از بطن تاریخ صنعت کامپیوترهای شخصی بیرون آمده برای رقابت در فضایی که گوگل، اپل و سایرین در آن حضوری فعالی دارند کافی خواهد بود. فهرست مطالبدهمین پنجرهچگونه سیستم خود را به ویندوز 10 ارتقا دهیم؟دسکتاپ ویندوز 10 چه حرفی برای گفتن دارد؟یک پانل مدیریت کارآمدتازه نفس دنیای مرورگرهاسلام بر کورتانابرنامه‌های کاربردی ویندوز 10ویژگی‌های امنیتی ویندوز 10مرکز فرماندهی کارآمد

more_vert نیاز فطری کودکان به بازی

ادامه مطلب

closeنیاز فطری کودکان به بازی

نیاز فطری و طبیعى فرزندان به بازی و سرگرمی‌های سالم  قالُوا یا أَبانا ما لَکَ لا تَأْمَنَّا عَلى‏ یُوسُفَ وَ إِنَّا لَهُ لَناصِحُونَ أَرْسِلْهُ مَعَنا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ قالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ قالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ- سوره یوسف آیات۱۱ تا ۱۴

more_vert آشنایی با جدیدترین رژیم دنیا

ادامه مطلب

closeآشنایی با جدیدترین رژیم دنیا

بسیاری از افراد به خصوص نزدیک به ایام تعطیلات که می شود دوست دارند وزن خود را کاهش دهنند و شاداب تر به نظر برسند. جالب است بدانید که اخیرا نوعی رژیم شهودی، یعنی رژیم وابسته به سلیقه شخصی افراد متداول شده است که بر اساس آن افراد به بدن خود اعتماد می کنند. رژیم شهودی یک تمرین اعتماد سازی بین مغز و بدن شماست. در این رژیم خبری از کالری شماری و فشار بیش از حد بر بدن نیست و شما دقیقا به همان میزانی غذا می خورید که بدنتان می خواهد. شاید در ابتدا این رژیم بسیار عجیب یا حتی سخت به نظر برسد. اما اعتماد به بدنتان می تواند نتایجی بسیار مثبت به همراه داشته باشد. توجه به این نکته که بدنتان فشار بیش از حد برخی رژیمهای سنگین را تاب نمی آورد و البته تغذیه بر اساس روشهای استاندارد و دلخواه بدن شما اساس این رژیم را تشکیل می دهد. در این رژیم باید توجه کنید که چه زمانی نیاز به نوشیدن آب دارید، چه زمانی احساس ضعف می کنید، چه زمانی میل دارید لبنیات و سبزیجات بخورید. درواقع این یک رژیم منعطف بر اساس آهنگ درونی بدن شما است و در آن شما تحت یک رژیم سنگین قرار نمی گیرید. با همه این ها باید مراقب باشید که با زیاده روی، بدن خود را دستخوش مشکلات جانبی نکنید. درواقع اعتماد به ندای درونی بدن به مفهوم پرخوری و زیاده روی نیست. مطالب شاید برایتان سوال باشد این رژیم چه مزیتی نسبت به دیگر انواع رژیمها دارد؟ درواقع این رژیم مانع از این می شود که شما خود را با بهانه این که رژیم مناسب بدنتان نیست فریب داده و در میانه راه رژیم اصلی را بشکنید. در چنین رژیمی با توجه به انعطاف بالا، امکان شکسته شدن رژیم بسیار کمتر خواهد بود. درواقع در این رژیم شما به جای سرکوب صدای بدنتان به آن توجه می کنید و سعی خواهید کرد بر اساس این صدا،ریتم رژیم خود را تنظیم کنید.

more_vert کودکانمان مسئولیت را دوست دارند

ادامه مطلب

closeکودکانمان مسئولیت را دوست دارند

دانش‌آموزان هر‌چه بیشتر در قبال رفتارشان احساس مسئولیت کنند، نیاز کمتری به مدیریت از سوی معلم خواهند داشت. بنابراین معلمان به هر بهانه‌ای می‌بایست به جمعیت دانش‌آموزان مسئولیت‌پذیر، بیفزایند./ ی ارسال مطلب توسط زهرا جعفری

more_vert عشق مردانی با این خصوصیات واقعی است!

ادامه مطلب

closeعشق مردانی با این خصوصیات واقعی است!

عشق یکی از مقدس ترین واژه ها در هر ملیتی است که باعث ایجاد پیوند زناشویی بین هر دختر و پسری می شود، ولی گاهی عشق های زودگذر با عشق های واقعی اشتباه گرفته می شوند. با ما همراه شوید تا خصوصیات یک عشق واقعی را به شما معرفی کنیم. در روابط بین دختر و پسر بسیار پیش می آید که عشق واقعی و اصیل با عشق های زودگذر و هوس های ناگهانی اشتباه گرفته می شود و در این روابط کسی که بیشتری ضربه را می خورد دختر است. البته این را هم باید گفت در این روابط پسرها هم ضربه بدی خورده و دیگر نمی توانند به طرف مقابل شان اعتماد کنند. به همین بهانه در این مقاله سعی کرده ایم خصوصیات یک عشق واقعی را به شما نشان دهیم. خصوصیات یک عشق واقعی چیست؟ 1 - عشق واقعی هیچ گاه به نفرت تبدیل نمی شود فقط ممکن است بعد از بروز اتفاقات ناخوشایند به بی تفاوتی تبدیل شود و اگر عشقی روزی به تنفر تبدیل شد بدانید عشق نبوده و فقط یک رابطه بوده است. 2 - عشق مراقبت و مواظبت می خواهد و آدم عاشق اساسا مهربان است. 3 - عشق سالم دارای آگاهی و شناخت است و به دنبال شناخت طرف است که از آن لذت ببرد. 4 - رابطه عاشقانه ای که شادی نیاورد دروغ است ، آدم عاشق دنبال دست آویز نمی گردد تا به او گیر دهد ،دنبال شناخت است تا بیشتر دوستش داشته باشد. 5 - عشق واقعی شوق و شور و هیجان دارد. 6 - عشق واقعی دارای خصوصیت فعال بودن است. 7 - عشق واقعی امن و آرام است و سوء ظن و تشویش و اضطراب ندارد و امنیت را در خود احساس می کند. 8 - عشق واقعی باعث احساس بهتر و پیشرفت می شود. 9 - عشق دارای حرمت است .حرمت با احترام فرق دارد احترام یعنی هرچه طرف مقابل گفت ما قبول کنیم ولو غیر منطقی باشد. حرمت یعنی هر دونفر برابر هستند، یکی هستند، انسان هستند و یکی بر دیگری برتری ندارد. 10 - خصوصیت دیگر عشق آرامش است در عین فعالیت. آرامش در سایه عمل به این موضع که هرچه در زندگی می توانیم تغییر دهیم تغییر دهیم و چیزهایی را که نمی توانیم تغییر دهیم بپذیریم به دست می آید. منبع: زندگی ایده آل

more_vert کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر

ادامه مطلب

closeکتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر

اگر رابطه‌تان در معرض خطر قرار گرفته، طراوت خود را از دست داده و کسل‌کننده شده است و یا اینکه ممکن است تا حدودی خوب باشد، اما احساس می‌کنید می‌تواند بهتر از این باشد، حتما کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر، اثر آلن فی، را بخوانید. در حقیقت بیشتر رابطه‌ها کارآمد نیستند یا به‌ هیچ‌ وجه کارایی ندارند، به‌ مدت طولانی کارایی نداشته‌اند یا کارایی چندانی ندارند. به‌ یقین آن‌ها آن‌ قدر که باید، خوب نیستند. چرا رابطه‌ها کارایی خود را از دست می‌دهند؟ ساده‌ترین جواب این است که بیشتر زوج‌ها نمی‌دانند چطور باید عمل کنند تا رابطه‌شان کارآمد شود. بیشتر اشخاص زندگی را بدون برخورداری از مهارت‌های لازم برای خلق و حفظ رابطه‌ای با کیفیت سپری می‌کنند. استفاده از اصولی که در کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر (Making it as a Couple)، آمده است، هما‌ن‌طور که به زوج‌های بسیاری در مطبم کمک کرده است، به شما نیز کمک می‌کند این مهارت‌ها را فرا بگیرید و ارتباطتان را تا جایی‌ که ممکن است، خوب و کارآمد کنید. با به‌ کارگیری این مهارت‌ها که بر اساس روان‌شناسی ارتباطی جدید هستند، خواهید دید که چطور رابطه‌ای ناموفق می‌تواند در مدت‌ زمانی کوتاه، حتی بعد از سال‌ها ناراحتی و ناخشنودی، بهبود یابد و رشد کند. رابطه‌ها بنا به دو دلیل اساسی موفق می‌شوند: انتخاب همسر مناسب، جایی که شما و همسرتان با خلق‌ و خو، منش، عادات و علایق سازگارانه شروع ‌کنید؛ و مدیریت کارآمد، یعنی کاری که با مواد خام و اولیه می‌کنید. اگر متأهل هستید، پس خوب یا بد، همسرتان را از قبل انتخاب کرده‌اید. بنابراین، کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهرِ آلن فی(allen fay) بیشتر در زمینه‌ی مدیریت کارآمد به دردتان می‌خورد. اگر ازدواج نکرده‌اید، این کتاب می‌تواند به شما در هر رابطه‌ای که در آینده خواهید داشت، کمک کند. برای مدیریت بهتر رابطه‌ی خود، به تلاش و برنامه‌ریزی نیاز است؛ اما مزایای حاصل به زحمتش می‌ارزد. برای موفقیت در این زمینه، فقط سه مؤلفه لازم است: انگیزه، آگاهی و ابزارها. از آن‌ جا که اکنون در حال خواندن کتاب هستید، پس انگیزه‌ی کافی برای شروعی خوب را دارید. بخش دوم بر رشد آگاهی نسبت به کارهایی که انجام می‌دهید و ممکن است مانع خوشبختی‌تان شود، متمرکز است و بخش سوم زرادخانه‌ای از ابزارهایی را معرفی می‌کند که یکنواختی و رکودی را که موجب ناکارامدی رابطه‌تان شده است، اصلاح می‌کند و بهبود می‌بخشد. قبل از این‌که به مطالب اصلی کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر، دام‌ها و ابزارها بپردازیم، بیایید ببینیم چه انتخاب‌هایی دارید. اگر در رابطه‌ای ناکارامد و ناراحت‌کننده هستید، چهار انتخاب دارید: 1. ارتباطتان را همین‌طور که هست بپذیرید. 2. از داشتن چنین ارتباطی رنج ببرید و تحمل کنید. 3. به رابطه‌تان پایان دهید. 4. برای ایجاد رابطه‌ای بهتر و کارامد تلاش کنید. کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر، درباره‌ی انتخاب چهارم است. این کتاب به الگوهای عادتی اشاره می‌کند که مانع شادمانی‌تان می‌شود و همچنین ابزارهایی در اختیار شما قرار می‌دهد که با استفاده از آن‌ها تاحدودی می‌توانید هر رابطه‌ای را بهبود دهید. در مواردی که با همسرتان ناسازگاری شدیدی دارید؛ جایی‌ که ارتباط بین شما و همسرتان رضایت‌ بخش نیست یا مواضع طرفین در مورد مسائل اصلی ازدواج با هم هماهنگ نیست (برای مثال، یکی از همسران بی‌برو برگرد باید بچه‌دار شود تا احساس رضایت کند و دیگری تحت هیچ شرایطی بچه نمی‌خواهد)، می‌توانید به ارتباطتان پایان دهید. درک و پذیرش این واقعیت که اشتباه کرده‌اید و برای یکدیگر مناسب نیستید، موجب شرمساری نیست. آنچه در ارتباط با زوج‌ها خیلی ناراحتم می‌کند این است که بیشتر اشخاص خواهان ارتباط خوب و کارآمد هستند؛ اما نمی‌دانند چطور باید عمل کنند. رابطه‌ی ما هرگز بهبود نخواهد یافت، پس چرا به خودم زحمت بدهم. اشخاصی که در رابطه‌ی خود احساس رضایت یا خشنودی نمی‌کنند اغلب چنین احساسی را مطرح می‌کنند. اگر از ادامه‌ی رابطه مطمئن نیستید‌؛ اما انتخاب می‌کنید که یک ماه یا حتی یک روز دیگر با او زندگی کنید، چرا آن را تا حد امکان تحمل‌پذیرتر نکنید؟ اگر تصمیم گرفته‌اید به ارتباطتان پایان دهید، می‌توانید چنین کاری انجام دهید؛ اما اگر تا زمان تجدیدنظر یا انجام اقدامات ضروری می‌خواهید به ارتباطتان ادامه دهید، چرا به ارتباطی ناکارامدتر تن دهید؟ چرا از روز، هفته یا ماه بعد برای تمرین مهارت‌هایی استفاده نکنید که به شما کمک کند برای رابطه‌ی بعدی‌تان یا همین رابطه‌ای که دارید، همسری مؤثرتر شوید. حتی برای شروع ارتباطی مؤثرتر، مجبور نیستید با هم بمانید. از طرفی، ممکن است به این نتیجه برسید که می‌توانید به‌عنوان زوج برای بهبود ارتباطتان تلاش کنید. حالا ما آماده‌ایم که به دو سؤال عملی درباره‌ی رابطه‌تان پاسخ دهیم: چه مشکلی در ارتباطتان وجود دارد و چطور می‌خواهید آن را بهتر کنید؟ در بخشی از کتاب ۵۴ دام در روابط بین زن و شوهر می‌خوانیم: تجربه‌های منفی گذشته، به‌ویژه کارهای ناخوشایندی را که همسرتان در قبال شما انجام داده است، بازگو نکنید: ● به یاد می‌آورم که چطور به خواهرم توهین کردی. ● تو نمی‌خواستی ما بچه‌دار شویم و حالا من خیلی پیر شده‌ام. در حالی که برخی رخدادها جزئی به‌نظر می‌رسند و برخی خیلی مهم‌تر، مهم این است که به یاد داشته باشید گذشته گذشته و مرده است. گذشته تنها به دو طریق ارزشمند است: 1. یادآوری تجربه‌های خوشایند2. یادگیری و کسب تجربه از اشتباهات بازگویی ناخشنودی‌ها و حرف‌های قدیمی باعث دوری و آزردگی بین زوج‌ها می‌شود. اگر رفتاری آن‌قدر از نظر شما بد بود که رابطه‌تان را تمام کنید، به هر طریقی چنین کاری بکنید؛ اما اگر انتخاب کردید با همسرتان بمانید و ادامه دهید، به خودتان بگویید که آن را فراموش می‌کنید و همسرتان را کلافه نکنید. من می‌گویم به جای بخشیدن، فراموش کنید. فراموش کردن خیلی بهتر از بخشیدن است. بخشیدن یعنی این‌که همسرتان اشتباه کرده و حق با شما بوده است. این رویه شما را در یک موقعیت اخلاقی برتر قرار می‌دهد و خود همین نیز موجب مشکل می‌شود. فهرست مطالببخش اول: مقدمهبخش دوم: دام‌های ارتباطمقدمه1. بازگو‌یی گله و شکایت‌های گذشته2. عدم تأیید3. انتقاد کردن4. سرزنش دیگری و موجه جلوه دادن خود5. متهم کردن6. سین‌جیم کردن همسر7. تهدید کردن8. اعتبار کسب کردن9. حق دادن به خود10. افسوس خوردن11. فراگیر دانستن عقیده‌ی خود12. یکی دانستن فرد با رفتارش13. به کار‌گیری قانون تبعیض14. نشان دادن رفتار فوق‌العاده منفی15. به کار‌گیری زبان هیجانی منفی16. استفاده از اصطلاحات مبهم17. جدی گرفتن مسائل بی‌اهمیت18. استفاده از مفاهیم روان‌شناختی19. مقایسه‌های منفی20. «نه» گفتن21. متوسل شدن به شخص سوم برای کسب حمایت22. بی‌اعتنایی23. عدم تقویت مثبت24. بی‌اعتبار کردن درک و برداشت همسر25. تنبیه رفتار مثبت26. انجام عملی خوب اما با بدخلقی27. بی‌ارزش کردن مشارکت‌ها یا پیشرفت‌های همسر28. توقع انگیزه‌های خالص29. به کار بردن «همیشه» و «هرگز»30. اطمینان ‌خاطر زورکی31. تعهدهای اجباری32. توصیه‌های ناخواسته33. دستور دادن34. سوءاستفاده از اعتماد35. بدگویی از همسر نزد دیگران36. تلافی کردن37. بهانه‌تراشی38. دروغگویی39. وسواس در حقیقت‌گویی40. شکاک بودن41. به خود گرفتن نامعقول42. عدم پذیرش مسؤولیت برای احساسات خودتان43. حمله به ارتباطات اساسی همسرتان44. مراقبت افراطی45. حرف زدن به‌جای همسر46. تصمیم‌گیری‌های یک‌جانبه47. تعبیر و تفسیرهای مغرضانه48. سوءاستفاده از نقاط ضعف‌ همسرتان49. گله و شکایت50. پیش‌بینی‌های منفی51. بازداری همسرتان از انجام کاری که برای او مهم است52. ذهن‌خوانی53. اجازه‌ی دخالت دادن به عوامل بیرونی54. وانمود می‌کنید خواهان ارتباط بهتری هستید در حالی که این‌طور نیستبخش سوم: ابزارهای ارتباطیمقدمهارزیابییادآور‌هااعلام همکاریرویکرد حل مشکلدستور دادن به خودنظارت بر خویشتنتعریف و تمجید از خودضبط صوتتحلیل متنمرور ذهنیتمرین نقشتمرین وکیلچطور به وضعیتی ناجور خاتمه دهیماز نو شروع کردنتمرین بغل کردنبرقراری ارتباط از طریق نوشتنآهسته حرف زدنفعالیت‌های بدون تنشخصوصیات مثبت همسرتان را فهرست کنیدتمرین گوش دادنزمان گفتگوقراردادهاحساسیت‌زداییتغییر رفتار منفی همسرتان1. قاطعیت2. نادیده گرفتن3. تشویق، موافقت یا الگوبرداری از رفتار (ارتباط متناقض)تمرین شور و هیجانشور و هیجان منفیانتظار از شخص سومنتیجه‌

more_vert کتاب آیین دوست‌یابی: چطور به یک فرد اجتماعی و محبوب تبدیل شویم

ادامه مطلب

closeکتاب آیین دوست‌یابی: چطور به یک فرد اجتماعی و محبوب تبدیل شویم

کتاب آیین دوست‌یابی: چطور به یک فرد اجتماعی و محبوب تبدیل شویم نوشته دیل کارنگی، به شما کمک می‌کند میزان اعتماد به نفس‌، نفوذ و تاثیرگذاری‌تان را بالا ببرید و یاد خواهید گرفت که چگونه دیگران را وادار کنید در کنار شما کار کنند، بدون این که مانع حرکت آن‌ها در مسیر خودشان شوید. تعامل با دیگران احتمالا بزرگ‌ترین چالشی است که هر فردی با آن روبرو است و فرقی نمی‌کند که شغل، اهداف یا تمایلات شما چه باشند. با صرف زمان کافی و تلاش برای یادگیری تعامل بهتر با افرادی که در اطراف ما وجود دارند، می‌توانیم توانایی‌ها‌یمان را افزایش دهیم تا هر کاری که بخواهیم را انجام دهیم. دیل کارنگی (Dale Carnegie) نویسنده و سخنرانی آمریکایی در زمینه‌ی پیشرفت شخصی، فروشندگی و سخنرانی در جمع بود. او در یک خانواده‌ی فقیر به دنیا آمد. دیل در نوجوانی مجبور بود ساعت ۴ صبح از خواب برخیزد تا شیر گاوهای خانواده را بدوشد. او در خانه‌ی خود در نیویورک در گذشت. یکی از شاخص‌ترین و مهم‌ترین ایده‌ی کارنگی در کتاب‌هایش این بود که می‌توان اخلاق برخی را با تغییر دادن رفتارمان در مقابل‌شان، تغییر داد. در بخشی از میکروکتاب آیین دوست‌یابی: چطور به یک فرد اجتماعی و محبوب تبدیل شویم (How to Win Friends and Influence People) می‌خوانید: مسیر مستقیمی که ما را وارد قلب دیگران می‌کند این است که درباره‌ی چیزهایی صحبت کنیم که برای آن‌ها بیشترین اهمیت را دارد، نه چیزهایی که برای خود ما مهم هستند. اگر همیشه تلاش کنید چیزها را از دیدگاه دیگران ببینید و درباره‌ی چیزهایی که آن‌ها علاقه‌ دارند صحبت کنید، در این صورت افراد بسیار زیادی تمایل خواهند داشت با شما ارتباط داشته باشند. اگر بتوانید پیش‌بینی کنید که چه موضوعی بیش از همه به قلب شنونده‌تان نزدیک است و درباره‌ی آخرین پیشرفت‌ها در آن حوزه صحبت کنید در این صورت افراد از این که شما تا چه اندازه به مسائل مهم زندگی‌ آن‌ها اشراف دارید، شگفت‌زده می‌شوند و دوست دارند ساعت‌ها با شما صحبت کنند. این هنر سازگار کردن خود با افرادی است که می‌خواهید آن‌ها را تحت تاثیر قرار دهید.فهرست مطالب میکروکتاب چیست؟درباره کتابدرباره نویسندهفصل اول: اگر می‌خواهید عسل بردارید به کندو لگد نزنیدراز بزرگ تعامل با دیگرانتمامی دنیا از آن کسی‌ست که بتوانید این کار را انجام دهدکسی که نمی‌تواند همیشه تنها خواهد بودفصل دوم: ۶ روش برای وادار کردن افراد به این که شما را دوست داشته باشنداین کارها را انجام دهید تا همه جا از حضور شما استقبال شودیک روش ساده برای برخورد خوب در نخستین دیداراگر این کار را انجام ندهید دچار مشکل خواهید شدیک راه ساده برای تبدیل شدن به یک فرد خوش‌صحبتچگونه افراد را به خود علاقه‌مند کنیمچگونه افراد را وادار کنید شما را فورا دوست داشته باشندفصل سوم: چگونه افراد را در مسیر تفکر خودتان وارد کنیدنمی‌توانید در یک مشاجره برنده باشیدروش‌های قطعی برای دشمن تراشی و چگونگی پرهیز کردن از آن‌هااگر اشتباه می‌کنید اشتباه‌تان را بپذیریدیک قطره عسلراز سقراطسوپاپ اطمینان در مدیریت کردن شکایت‌هاچگونه دیگران را وادار کنیم با ما همکاری کنندفرمولی که به شکل فوق‌العاده‌ای برای شما کار خواهد کردچیزی که همه‌ی افراد می‌خواهندجاذبه‌ای که همه‌ی افراد آن را دوست دارنددر فیلم‌ها و تلویزیون این اتفاق می‌افتد. چرا شما آن را انجام ندهید؟هنگامی که هیچ چیز دیگری جواب نمی‌دهد این مورد را امتحان کنیدفصل چهارم: اصول رهبری خوباگر قرار است اشتباه را پیدا کنید، در این صورت باید از ابتدا شروع کنیدچگونه انتقاد کنید و بخاطر این کار کسی از شما متنفر نشودابتدا درباره‌ی اشتباهات خودتان صحبت کنیدهیچ کس دوست ندارد که به او دستور داده شوداجازه دهید طرف مقابل وجهه‌اش را حفظ کندچگونه افراد را به سمت موفقیت سوق دهیدبرای دیگران ارزش و احترام قائل شویدکاری کنید که به نظر برسد به راحتی می‌توان اشتباهات را اصلاح کردکاری کنید که افراد از انجام وظایفی که به آن‌ها محول می‌کنید، خوشحال شوندپایان