جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله نسبت دین و ایدئولوژی؛ دین ایدئولوژیک، ایدئولوژی دینی

ادامه مطلب

closeمقاله نسبت دین و ایدئولوژی؛ دین ایدئولوژیک، ایدئولوژی دینی

مقاله علمی و پژوهشی " نسبت دین و ایدئولوژی؛ دین ایدئولوژیک، ایدئولوژی دینی" مقاله ای است در 22 صفحه و با 31 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اندیشه نوین دینی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  ایدئولوژی، دین ایدئولوژیک، ایدئولوژی دینی، شریعتی، فرهنگ پرداخته شده است چکیده مقاله ارزیابی نسبت دین با جهان‌بینی و ایدئولوژی از جمله مباحث جذاب و چالش‌زا در مطالعات دین‌شناختی است. این پژوهش، با رویکرد نظری و تحلیلی و با هدف پاسخ به این دست سؤالات که آیا ایدئولوژی همسان با دین است یا بخشی از آن، ایدئولوژی‌سازی دین، تعبیری رسا است یا مسامحی، دین ایدئولوژیک چه آثار و پیامدهایی دارد، و واکاوی آرای دکتر شریعتی در این عرصه تدوین یافته است. نوع تفسیر اندیشمندان مسلمان و غربی از ایدئولوژی و تلقی شریعتی از آن و میزان دوری و نزدیکی وی به تفسیر ایدئولوژی اسلامی، پیامدهای دین ایدئولوژیک و نقد و بررسی دیدگاه شریعتی در این زمینه از جمله مباحث این مقاله است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که 1. دین، در یک اصطلاح، اعم از ایدئولوژی است؛ هرچند ممکن است جنبه ایدئولوژیک داشته باشد؛ 2. گاهی نیز دین، معادل ایدئولوژی نیست؛ نظیر دین غیرایدئولوژیک در تفسیر شریعتی که به صورت «نهاد» درآمده است؛ 3. ایدئولوژی لزوماً امری دینی نیست؛ نظیر مکتب مارکسیسم که ایدئولوژی غیردینی است؛ 4. هرچند دین، معادل ایدئولوژی نیست، رسالت ادیان توحیدی فحوای ایدئولوژیک داشته‌اند. دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله علمی و پژوهشی نظرات و ایدئولوژی ها در مطبوعات

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی نظرات و ایدئولوژی ها در مطبوعات

مقاله علمی و پژوهشی" نظرات و ایدئولوژی ها در مطبوعات " مقاله ای است در 34  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به نظرات و ایدئولوژی ها در مطبوعات ، ایدئولوژی ، گفتمان ، ساختارهای شناختی ، دلالت ضمنی ، کارکردهای اجتماعی ، ساختارهای گفتمان و انسجام موضعی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی و اجتماعی گرایش به آن

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی و اجتماعی گرایش به آن

مقاله علمی و پژوهشی" ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی و اجتماعی گرایش به آن " مقاله ای است در 24 صفحه با 39 عنوان فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مطالعات جامعه شناختی منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی موضوعات ایدئولوژی جریان داعش و دلایل تاریخی و اجتماعی گرایش به آن ، موعودگرایی ، سلفی گری ، بنیادگرایی اسلامی ، ساختار داعش ، خلافت اسلامی و گفتمان دولت اسلامی مطرح شده است   محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی مبانی و اصول تبلیغات سیاسی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی مبانی و اصول تبلیغات سیاسی

مقاله علمی و پژوهشی" مبانی و اصول تبلیغات سیاسی " مقاله ای است در 37 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به مبانی و اصول تبلیغات سیاسی، جنگ روانی ، شست و شوی مغزی ، آثار تبلیغات و ایدئولوژی سیاسی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد. مبانی تبلیغات سیاسی+اصول تبلیغات سیاسی+جنگ روانی+شست و شوی مغزی+آثار تبلیغات+ایدئولوژی سیاسی +بانک مقالات+ مقالات مدیریت رسانه + مقالات رسانه ای

more_vert مقاله علمی و پژوهشی بازنمایی های رسانه ای در جهان نابرابر

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی بازنمایی های رسانه ای در جهان نابرابر

مقاله علمی و پژوهشی" بازنمایی های رسانه ای در جهان نابرابر " مقاله ای است در 18  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به بازنمایی های رسانه ای در جهان نابرابر ، تحلیل محتوا ، رسانه های جمعی ،گفتمان و ایدئولوژی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی

مقاله علمی و پژوهشی" گفتمان روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی " مقاله ای است در 29  صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به گفتمان روزنامه نگاری، ایدئولوژی ، ارزشیابی ، ارزیابی ، عینیت ، ذهنیت ، گزارش خبری ، سوگیری ، روزنامه نگاری و معنی شناسی ارزشی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert بیماری هلندی ماهیت پوپولیستی دارد

ادامه مطلب

closeبیماری هلندی ماهیت پوپولیستی دارد

 از زمانی که طلای سیاه بلای جانکاه شد، نفرین منابع دامان روزگارمان را گرفت. در گذشته‌های نه چندان دور تصور بر آن بود که رابطه مستقیمی میان وفور منابع و رشد اقتصادی کشورها وجود دارد اما عملکرد کشورهایی که چرخ اقتصادشان بر پایه درآمدهای طبیعی می‌چرخد، نشان داد به دلایل نهادی و از منظر اقتصاد سیاسی آنچه وفور منابع برای کشورها به بار می‌آورد چیزی نیست جز رانت‌جویی، فساد اداری، توزیع ناعادلانه ثروت و توسعه نیافتگی در تمام ابعاد آن. روزنامه ایران در گفت و گو با سعید لیلاز اقتصاددان و عضوهیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، آورده است:سعید لیلاز از منظر تاریخ اقتصادی به تبیین این واقعه از ابتدای دهه ۵۰ تا به امروز پرداخت و از آن به عنوان بیماری هلندی یاد کرد که هم تجربه ناپذیر است و هم ویروس آن قابل انتقال به دولت‌های بعدی است. اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ به طور قابل توجهی افزایش درآمد نفتی را تجربه کردیم که نتیجه آن نه تنها به رشد اقتصادی کشور منجر نشد بلکه می‌توان گفت به نوعی ساختار بوروکراتیک ایران را دستخوش یکسری جاه طلبی‌ها کرد. تحلیل شما از این رخداد تاریخی چیست؟این موضوع در آن دهه برای نخستین بار اتفاق افتاد و تا پیش از آن کارشناسان ایرانی و حتی خاورمیانه با اصطلاح بیماری هلندی آشنا نبودند و هیچ درکی از آن نداشتند درنتیجه کشور به دام درآمدهای نفتی افتاد. در سال های بعد دوباره این اتفاق تکرار شد و ما به همان دامی افتادیم که سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ گرفتار شده بودیم. به نظر می‌رسد بیماری هلندی یک بیماری تجربه ناپذیر است یعنی انباشت تجربه برای آن اتفاق نمی‌افتد، چرا که پنج بار در اقتصاد ایران تکرار شده است.این بیماری در اقتصاد ایران از سال ۵۱، ۵۲ با افزایش بی‌سابقه قیمت نفت آغاز شد پس از آن در سال‌های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ درآمد ارزی حاصل از صادرات نفت در آن دو سال به ۵۰ میلیارد دلار رسید. یک بار دیگر هم از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ این اتفاق افتاد که باز درهمان چاله افتادیم. بارآخر هم بعد از پذیرش برجام بود. زمانی که درآمدهای نفتی روبه بهبودی رفت و درآمد کشور افزایش پیدا کرد. به نظر می‌رسد هر دولتی که در دام بیماری هلندی بیفتد به آن گرفتار می‌شود. جالب‌تر آنکه ویروس این بیماری هم قابل انتقال است. علت وخیم بودن بیماری هلندی چیست؟ این تجربه تکرار شونده مختص جامعه ایران است؟این بیماری ناشی از ماهیت پوپولیستی ساختارهای سیاسی است و تنها مختص ایران نیست و در بسیاری از کشورها از جمله روسیه، عربستان و نروژ هم اتفاق افتاده است. در کل می‌توان گفت هنگامی که وفور منابع اتفاق می‌افتد انسان‌ها، رژیم‌ها، حکومت‌ها و سیستم‌ها شروع به بی‌انضباطی می‌کنند. این رویداد هنگامی که در سال ۱۳۵۳ در ایران رخ داد منجر به تجدیدنظر در برنامه پنجم توسعه شد. برنامه پنجمی که ۳۰ میلیارد دلار درآمد خارجی داشت. رقمی که نسبت به برنامه قبلی که ۱۰ میلیارد دلار بود به سه برابر رسید و این خود تورم زا بود.این رقم دوباره افزایش پیدا کرد و به ۲۲۰ میلیارد دلار رسید، یعنی برنامه‌ای که عملکرد قبلی آن ۱۰ میلیارد دلار بود عملکرد بعدی آن را بر ۲۲۰ میلیارد دلار بستند. به گونه‌ای که فکر می‌کردند این درآمد نفت تا ابد افزایشی خواهد بود. مانند کاری که رئیس جمهوری پیشین انجام داد. در دهه ۵۰ ورود دلارهای نفتی باعث شد که کل سازمان و ساختار اقتصادی ایران را بهم بریزد و به دنبال آن ساختارهای اجتماعی و سیاسی هم دچار مشکل شود. در حوزه اقتصادی هم تورم شدید اتفاق افتاد و تبعیض چنان رشد پیدا کرد که سقوط رژیم تنها چاره آن بود. انقلاب اسلامی، اقتصاد ایران را نجات داده است و آن ناهماهنگی که در ساختار رژیم گذشته اتفاق افتاده بود اصلاً چاره پذیر نبود چون که در داخل شاکله آن نظام امکان هیچ کاری وجود نداشت.ما در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۰به همین مشکل دچار شدیم، اما چون اقتصاد ایران بزرگ‌تر شده بود هم میزان شوک اقتصادی کمتر بود و هم این موضوع قابل کنترل بود.این بار رژیم سرنگون نشد ولی تلاطم‌های بسیاری را ایجاد کرد. حتی اتفاق‌های سال ۱۳۸۸ به این مسائل و مشکلات اقتصادی ارتباط دارد چرا که همان پیامدهای دوران شاه دیده می‌شد، اما اقتصاد ایران بزرگ بود و شوک نفتی کمتر توانست روی این تلاطم‌ها اثرگذار باشد. پس اقتصاد ایران در مواجهه با درآمدهای نفتی محکوم به تکراراست؟نه تنها ایران بلکه همه دولت‌ها و ساختارهای سیاسی این گونه هستند. حتی افراد هم اگر دچار وفور منابع بادآورده بشوند، ناگزیر به بی‌انضباطی هستند اما تفاوت در این است که با هر بار تکرار شدت لطمه از دفعات گذشته کمتر می‌شود و اثرات آن را بهتر می‌توان کنترل کرد.جالب توجه آنکه عربستان هم در همین دام افتاد.در واقع همه کشورهای نفتی تجربه‌هایی مانند کشور ایران داشته‌اند و مسأله درآمدهای نفتی و مشکلات حاصل از آن تجربه‌ای انباشت ناپذیر است. به تعبیر شما برون رفت از بیماری هلندی تجربه ناپذیر است اما چطور الگوبرداری نهادها و سیاستگذاری‌های اقتصادی ما در مواجهه با این اتفاق در طول دهه‌های مختلف یکسان بوده است؟ گویا ما در این زمینه الگوبرداری می‌کنیم.بله همین طور است اما این موضوع در اختیار کسی نیست و به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد. هنگامی که وفور منافع اتفاق می‌افتد، بی‌انضباطی جزو جدایی ناپذیر مسأله است. در سال‌های ۶۳-۱۳۶۲ و در اوج جنگ تحمیلی و در حالی که یک دولت انقلابی روی کار بود به همان اندازه که فشار خارجی اجازه می‌داد و به همان اندازه که درآمدهای نفتی افزایش پیدا کرد، کشور دچار بی‌انضباطی مالی شد درحالی که از تجربه پیشین فقط چند سال می‌گذشت. در چنین شرایطی نوع نظام سیاسی و ایدئولوژی آنها باعث تفاوت در واکنش به مسأله نمی‌شود بدین معنا که عملکرد دولت هویدا با عملکرد برخی دولت‌های بعد از انقلاب یکسان بود.در سال ۱۳۵۲ نخست‌وزیر وقت با عجله به مجلس می‌رود و با خوشحالی اعلام می‌کند که تخم مرغ با هواپیما وارد ایران شده است. شبیه همین اتفاق در سال‌های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۶ اتفاق افتاد. سه چهره سیاسی با سه ایدئولوژی و رویکرد مختلف واکنش یکسانی به موضوع داشتند. اگر تحلیل را به سطح خرد بیاوریم، تبعات وفور منابع و درآمدهای نفتی در رفتار اقتصادی مردم چگونه تبلور یافته است؟مردم با سرعت خود را با بی‌انضباطی جدید تطبیق می‌دهند. بی‌انضباطی که به اعماق جامعه ایران نفوذ کرد و یک الگوی مصرف متکی به واردات و مصرف‌گرایی را در ایران به وجود آورد.این موضوع بشدت در مردم ایران رسوخ کرد و تأثیر گذاشت. در تمام ۱۵ سال آخر رژیم پهلوی با وجود آنکه رشد تولید مواد غذایی از نرخ رشد جمعیت بیشتر بود اما میل به مصرف آن قدر بالا رفت که تا سال ۱۳۵۶ایران به واردکننده مواد غذایی تبدیل شد.شبیه این اتفاق را در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۰ می‌بینیم که انگور از فرانسه و سیر ترشی از چین وارد می‌شود.در شرایطی که میوه‌هایی که خودمان تولید کننده اصلی آن هستیم از خارج وارد می‌شود یعنی چقدر الگوهای مصرف توده مردم تحت سیاست‌های اقتصادی با سرعت قابلیت فساد پذیری دارد.

more_vert مقاله نقش اخلاق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

ادامه مطلب

closeمقاله نقش اخلاق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

مقاله علمی و پژوهشی " نقش اخلاق در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران" مقاله ای است در 20 صفحه و با 32 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اخلاق وحیانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  اخلاق؛ اسلام؛ ایران؛ نوواقع‌گرایی؛ سیاست خارجیپرداخته شده است چکیده مقاله در دنیای امروز، کشورها در سیاست خارجی خود، اغلب همسو با نظریهٴ نوواقع‌گرایی،  برای افزایش قدرت و منافع، تلاش می‌کنند. آن‌ها در شرایط حاکمیت هرج و مرج و جدایی اخلاق از سیاست، در عرصهٴ بین‌الملل، اقدام و عمل می‌کنند. برخلاف این رویهٴ حاکم، در اسلام، اخلاق اساس سیاست را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل، هدف اصلی سیاست خارجی ایران بر اساس قانون اساسی آن، فقط کسب منافع ملی نیست، بلکه تحقق منافع بشریت است؛ اگرچه چنین هدفی به فداکردن منافع اقتصادی منجر شود. هدف اصلی این مقاله، مقایسهٴ سیاست خارجی ایران و سیاست خارجی مبتنی بر نظریه‌های حاکم بر روابط بین‌الملل از منظر «نوواقع‌گرایی»، «لیبرالیسم» و «سازه‌انگاری» است. روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی ـ تحلیلی است و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعهٴ کتابخانه‌ای گردآوری شده است. این مطالعه نشان می‌دهد که همهٴ دولت‌ها با وجود تفاوت در شرایط سیاسی، اقتصادی، ارزش‌های فرهنگی و ایدئولوژی، اهداف مشابهی را دربارهٴ منافع ملی در عرصهٴ بین‌الملل دنبال می‌کنند. حال آن که در اسلام، ملت مبنای تصمیم‌گیری نیست و یک دولت اسلامی، به منافع همهٴ انسان‌های روی زمین، توجه دارد.    عنوان مقاله [English] The Role of Ethics in the Foreign Policy of the Islamic Republic of Iran چکیده [English] Most states in today’s world have regulated their foreign policies in accordance with the theory of Neorealism and are working towards enhancing their power and interests. These states operate in international arena under the reign of chaos and secularization of politics. In contrast to this predominant approach, ethics is at the core of politics in Islam. This is why the main purpose of the foreign policy of Iran, based on its constitution, is not just the achievement of its national interests, but the realization of the interests of the entire humanity, though this goal might lead to the sacrifice of some financial interests. The purpose of this paper, thus, is to compare the foreign policy of Iran and the foreign policy based on the theories dominating the international relations based on “Neorealism”, “Liberalism”, and “Constructivism”. The research method adopted in this study is of descriptive-analytic kind and the data have been gathered through a library research method. The results revealed that despite differences in their political, financial, cultural and ideological conditions, all governments pursue similar goals regarding their national interests in the international arena. However, based on Islam’s viewpoint, one particular nation must not be the basis for decision-making and an Islamic government must pay attention to the interests of all the people of the world.    کلیدواژه‌ها [English] Ethics, Islam, Iran, Neorealism, Foreign Policy دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert کتاب در جستجوی فلسطین

ادامه مطلب

closeکتاب در جستجوی فلسطین

کتاب در جستجوی فلسطین به قلم راجا شهاده و پنی جانسون، که موفق به دریافت جایزه MEMO Palestine Book Award برای بهترین کتاب در فلسطین شده است، تجربه‌های متفاوتی از تبعید را نشان داده و در هر فصل مولفه جدیدی برای به تصویر کشیدن فلسطین ارائه می‌دهد. نویسندگی در فلسطین اغلب با بسیاری از ایدئولوژی‌ها همراه است. متاسفانه از درون فلسطین نوشته‌های بسیار اندکی وجود دارد اما کتاب در جستجوی فلسطین (Seeking Palestine: new Palestinian writing on exile and home) مجموعه‌ای گسترده‌ از این نوشته‌ها را در اختیار شما قرار می‌دهد. با این حال نتایج بدست آمده نیز، کمتر از میزانی است که بتوان تصوری دقیق از فلسطین به دست آورد. نویسندگان فلسطینی، در کتاب‌هایشان در جست و جوی تبعید و خانه هستند. حال آنکه زیبایی و دوستی، بخش‌هایی هستند که هرگز تبعید را به عرصه رمان محض نمی‌کاهند اما جنبه سیاسی و تاریخی را از سال 1948 به آوارگی فلسطینی می‌دهند. پنی جانسون (Penny Johnson) که محقق و فعال در مؤسسه مطالعات زنان است و راجا شهاده (Raja Shehadeh)، وکیل و نویسنده یادداشت‌های روزانه اشغال، از جشنواره ادبیات فلسطین که گلچین ادبی ابتدا در آن جا شکل گرفت، الهام گرفته‌اند. نویسندگان در اینجا وطن و تبعید را واژه نمی‌دانند، و به دنبال تصاویر، باقی مانده‌ها و خاطراتی هستند که مه را از روی تپه‌ها محو سازد. رجا شهاده یک "پرده‌ی باریک" از مه سفید را زمانی مشاهده می‌کند که در سال 2003 به دیدار خرابه‌های بمباران شده‌ی مقطع توسط اسرائیل می‌رود، جایی که در آن زمان بخشی از قلمروی فلسطین بوده است. در سه دست نوشته‌ی روزانه از یک تبعیدگاه داخلی رجا شهاده به "لایه‌های معنایی" آنچه مشاهده کرده است پی می‌برد و زمانی که می‌فهمد فلسطین/اسرائیل دیگر برای مردمشان مفهوم خانه ندارند شگفت‌زده می‌شود. فلسطین همانطور که از لحاظ سیاسی تحت محاصره است، یک اجبار خاص برای اهالی نواحی دور افتاده‌ی خود دارد که اصرار دارند که خاطره‌سازی برایشان یک عادت شود. کتاب در جستجوی فلسطین چالش‌هایی که امروزه فلسطینی‌های سرزمین‌های اشغالی با آن رو به رو هستند را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که صادق، شوخ طبع، دارای اتهام سیاسی و صمیمی، گلچینی است که از «پالفست» بیرون آمده است یعنی همان جشنواره ادبی فلسطین که بسیاری از نویسندگان از سراسر جهان در آن حضور داشته‌اند. پنی جانسون محقق مستقلی است که با مؤسسه مطالعات زنان در دانشگاه Birzeit همکاری‌های نزدیکی دارد، او مطالعات زنان را مورد بررسی قرار داده و آن‌ها را ویرایش می‌کند. نوشته‌ها و پژوهش‌ها در فلسطین بر ازدواج‌ها و جنگ‌ها، همسران زندانیان سیاسی و بحث جوانان فلسطینی در مورد ازدواج مناسب و نامناسب تمرکز دارد. رجا شهاده وکیل و نویسنده اهل رام‌الله فلسطین است. او سازمان پیشگامان حقوق بشر فراجناحی با نام الحق را که به کمیسیون بین المللی حقوقدانان وابسته است را بنیانگذاری کرده و نویسنده چندین کتاب در مورد حقوق بین الملل، حقوق بشر و خاورمیانه است. علاوه بر این شهاده موفق به کسب جایزه Palestinian Walks با کتاب «شکاف در زمان: سفر با عمو عثمانی» و «خاطرات روزانه اشغال» است. در بخشی از کتاب در جستجوی فلسطین می‌خوانیم: زمانی که داشتم سعی می‌کردم به کمک یک چنگال و یک سنگ در قوطی را باز کنم روغن بودار ماهی تن بیرون پاشید و همه‌ی لباس و دست‌های من را کثیف کرد. در چنین شرایطی بودم که شنیدم یکی از دخترها از راهرو می‌دود به سمت من و اسمم را صدا می‌زند. وقتی من را دید متوقف شد و گفت: "اوناهاشن! بهتره بدویی بری به خوابگاه. خانم هدایت فرستاده دنبالت. باید بری پیش خانم هند. " ترس بر من چیره شد. به قدری قلبم تند می‌زد که احساس می‌کردم همین حالا از سینه‌ام به بیرون پرت خواهد شد. من باید از ترس یخ می‌زدم زیرا او گفت: "سوزی، بهتره قبل از اینکه خانم هدایت تو رو اینجا پیدا کنه بیای بیرون." حرف‌های او کمی مرا آرام کرد. خانم هدایت هنوز نمی‌دانست که من در خوابگاه نیستم و بنابراین در مورد تن ماهی هم چیزی نمی‌دانست. اما آیا درست شنیده بودم که خانم هند می‌خواسته مرا ببیند؟ او هیچ وقت این درخواست را نداشته بود. خانم هند صاحب نوانخانه است و اغلب زمان ندارد که در مورد جزییات زندگی ما کنجکاوی کند. او همیشه به قدری مشغول سفر برای جمع آوری پول برای نوانخانه بود که فکرش را هم نمی‌کردم که روزی بخواهد هیچ یک از ما را ببیند. در حقیقت حتی فکر نمی‌کردم نام مرا بداند. پرسیدم: "چرا خانم هند میخواد منو ببینه؟ اسممو گفت؟ سوزی؟" او گفت: "من از کجا بدونم بیشعور؟ من اینجام که جونتو از دست خانم هدایت نجات بدم. اگه یه درصد بفهمه چیکار می‌کردی تو رو می‌کشه و میندازه جلوی الاغا. تو باید به جای این سوالای احمقانه‌ت از من تشکر کنی و بری ببینی خانم هند چیکارت داره. " این‌ها را گفت و رفت. من آن قوطی تن ماهی باز نشده‌ی درب و داغان را پشت سر او پرتاب کردم. او به نوانخانه بازگشت و من از درهای سیاه فلزی که همیشه در آن ساعت قفل بودند به طبقه‌ی پایین رفتم. فهرست مطالبسپاسگزاریپنی جانسون: مقدمه: نه وطن، نه تبعید را نمی‌توان با واژه بیان کرددور همچون قلب من از من: سوزن ابوالهوابشارا دومانی: آوازی از حیفاشریف س. الموسی: غیبت قابل تحمل: یادآوری اردوگاهلیلا ابولغد: پشت در: تحصیلات سیاسی من و پدرمادیانا شبلی: دختران کوچک جنینصعود امیری: عقدهرجا شهاده: خاطرات روزانه‌ی یک تبعید داخلی: سه ورودیمرید برقوتی: محمود رانندهرما حمامی: خانه و تبعید در اورشلیمرعنا برکات: حق انتظار: تبعید، خانه و بازگشتفادی جوداه: فلسطین به گونه‌ای که هرگز نبوده است: شش شعر و یک مقدمهجین سعید مکدیسی: فلسطینی شدنمیشا هیلر: پیازها و الماس هاکارما نابلوسی: تبعید از انقلابنویسندگان

more_vert تاثیرات مثبت آرایش و لباس زیبا بر سلامت روان

ادامه مطلب

closeتاثیرات مثبت آرایش و لباس زیبا بر سلامت روان

پژوهش های متعددی درباره تاثیرات منفی استفاده از شیوه هایی مانند آرایش، عمل های زیبایی و ... به منظور افزایش زیبایی ظاهری انجام شده است، که همه ما کم و بیش از نتایج آنها آگاهیم. در این مطلب می خواهیم به بررسی تاثیر مثبت استفاده از عوامل تأثیرگذار بر زیبایی بر سلامت روان بپردازیم و روی دیگر سکه را نیز ببینیم. عوامل متعددی می توانند در زیبایی ظاهری افراد تأثیر بگذارند که در این بخش به مهمترین آنها اشاره می کنیم. مو نتایج پژوهش های متعدد نشان داده است که کم شدن و فقدان مو باعث کاهش احساس رضایت و بهزیستی و اعتماد به نفس می شود. کاهش تمام یا بخشی از موها که گاهی نشانه سرطان یا بیماری های دیگر است این پیام را می رساند که فرد بیمار است یا در شرایط جسمی و روحی نامطلوبی به سر می برد. از دست دادن مژه و ابرو که پوشاندن آن به مراتب دشوارتر است می تواند برای فرد دردناکتر باشد. البته این خود مو نیست که مسئله ساز است بلکه نقش فقدان آن در ایجاد خود پنداره بدنی نامطلوب باعث ایجاد ناراحتی در افراد می شود. از نظر تاریخی مو همیشه نشانه ثروت و پایگاه اجتماعی بوده است. رنگ، فر، اکستنشن (افزودن مو) نشانه میزان پولی است که فرد می تواند برای آن هزینه کند. مو می تواند راحت ترین گزینه برای ایجاد تغییر در چهره نیز باشد. با تغییر حالت و رنگ مو می توان نشانه های میانسالی را پنهان کرد. آرایش آرایش چه با هدف استتار و چه زیبایی، قرن هاست که توسط هر دو جنس استفاده می شود. روان شناسی آرایش بر فواید آن و نقش آن در ایجاد اعتماد به نفس و بهبود وضعیت عاطفی و بهزیستی تاکید دارد. عمل آرایش کردن که به طور فیزیکی با افزودن مواد رنگی و هنر تزیین صورت می گیرد می تواند باعث ایجاد احساسات خوشایند و لذت شود. تحقیقات روان شناسی به نام «کوریچی» در سال 2008 نشان می دهد که آرایش با دو هدف صورت می گیرد: استتار یا پوشاندن عیب ها و یا آرایش به منظور زیباتر شدن. در مورد کسانی که از فونداسیون و کرم های پوشاننده آرایشی استفاده می کنند اضطراب بیشتری گزارش شده است اما کسانی که از مواد دیگر آرایشی برای زیباتر کردن خود استفاده می کنند عزت نفس، خودپنداره مثبت و تأثیرگذاری بیشتری داشته اند. آرایش در دختران نوجوان یک نوع تشریفات است و نقش مهمی در زندگی آنها ایفا می کند چرا که آنها به این وسیله از کودکی خود متمایز می شوند. این نوع آرایش شکلی نمادین دارد و گاهی شبیه سازی بزرگسالی است و نقش مهمی در شکل گیری و ساختار هویت خود دارد. لباس حتی اگر کسی آرایش نداشته باشد یا از زیور آلات استفاده نکند، لباس هایش نقش مهمی در زندگی او بازی می کنند. «توماس کارلایل» نظریه پرداز لباس معتقد است که لباس در نشان دادن جامعه و فرهنگ نقش بسزایی دارد. کارلایل لباس را به عرصه علم وارد کرد. در نظریه او نقش لباس در عرصه فرهنگ و تجربیات انسانی مهم و قابل توجه است و نشانه سنت، ارزش ها، ایدئولوژی و حتی جایگاه هیجانی افراد است. لباس بخش مهمی از زندگی روزمره ما است و نقش مهمی در تولید لذت و سرخوشی و سعادت و حتی نشان دان اخلاقیات ما دارد. جمله معروف «کینان» در مورد لباس «ما در لباس هایمان زندگی می کنیم» بیانگر اهمیت آن است . تزیینات بدنی تزئینات بدنی شامل تاتو، گوشواره و انواع پیرسینگ می شود. در گذشته روان شناسی بیشتر به آثار مخرب این نوع تزئینات و آسیب شناسی آن می پرداخت اما امروزه مواردی از تأثیر مثبت آن بر تجربه های خوشایند و ایجاد بهزیستی نیز گزارش شده است. تاتو ابتدایی ترین و باستانی ترین هنر تزئینی بدن است و در تمام اقوام و فرهنگ ها پیشینه ای طولانی دارد. هزاران سال است که مردم از تزیین پوست برای زیبایی بهره می گیرند. کلمه تاتو از زبان تاهیتی به معنی سوراخ سوراخ شدن گرفته شده است و سالیان سال است که بشر از آن به منظور بیان هیجانات مثبت استفاده کرده است. مانند نشان دادن شجاعت در جنگ، رتبه در گروه، سن و وضعیت تأهل. انواع مختلف تاتو امروزه رواج فراوانی پیدا کرده است. تاتوی آماتور به اشکال ساده ای مانند قلب و گل گفته می شود. انواع دیگری از تاتو، مانند تاتوی فرهنگی که الگوی خاصی از عناصر فرهنگی فرد را به نمایش می گذارد، تاتوی آرایشی که گاهی اجزای صورت مانند ابرو و لب را تغییر می دهد و تاتوی پزشکی که برای از بین بردن یا همرنگ کردن آثار جراحت به کار می رود نیز وجود دارد. تاتو می تواند وسیله ای برای بیان هویت فردی، عقاید و باورها یا وابستگی به گروه اجتماعی خاص باشد. ما در اینجا به اثرات مثبت تزییات بدنی پرداختیم و توصیه می شود که خواننده در مورد عواقب منفی آن مانند ایجاد عفونت و بیماری هشیار باشد. پاک کردن تاتو که امروزه مرسوم است نیز می تواند دردناک بوده و باعث عواقب ناخوشایند شود. جراحی زیبایی امروزه آمار جراحی های زیبایی چند برابر شده است. برای مثال 30 درصد از دانشجویان حداقل یک عمل زیبایی داشته اند. 33 درصد اعضای خانواده ای داشته اند که عمل جراحی زیبایی داشته است و 60 درصد کسی را می شناسند که جراحی زیبایی انجام داده است. انگیزه جراحی های زیبایی گاهی نقص و ناهمگونی اعضا است ولی در موارد بسیاری نقص و بدشکلی وجود ندارد و اعمال زیبایی به دلایل روانی صورت می گیرد. در مورد تأثیر مخرب جراحی های زیبایی بر وضعیت مالی و سلامت افراد در گذشته پژوهش های بسیاری صورت گرفته، بنابراین ما در اینجا به اثرات مثبت آن در شکل گیری تصویر مثبت از خود می پردازیم. اعمال جراحی زیبایی که به رضایت فرد منجر می شوند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی ایفا می کنند. رضایت از نتیجه عمل در افراد مختلف متفاوت است. پژوهش ها نشان می دهد که کسانی که شکل یک عضو را تغییر داده اند (مثل جراحی بینی)، رضایت بیشتری از کسانی دارند که بخشی از چهره را دستکاری می کنند (مانند کشیدن پوست). طبیعی است که هر چه فرد نگاه واقع بینانه تری به عمل زیبایی داشته باشد و انتظارات معقول تری از نتایج این عمل داشته باشد پس از آن رضایت بیشتری کسب می کند. همان طور که پیش تر ذکر شد، اگر چه ما در این گفتار به بررسی تأثیرات مثبت عوامل موثر در زیبایی ظاهری مانند آرایش، تاتو و اعمال زیبایی بر روان افراد پرداختیم، اما این گفته به معنای تأیید این اعمال نیست. پژوهش های متعددی درباره اثرات منفی استفاده از این شیوه ها به منظور افزایش هیجانات مثبت و بهبود کیفیت زندگی انجام گرفته است که باید نتایج آنها را نیز مد نظر قرار دهیم. منبع: ماهنامه سپیده دانایی

more_vert انتخاب دانشجوی فداکار؛ گامی برای ترویج فرهنگ ازخودگذشتگی

ادامه مطلب

closeانتخاب دانشجوی فداکار؛ گامی برای ترویج فرهنگ ازخودگذشتگی

برگزاری هشت دوره آئین اعطای تندیس فداکاری دانشجویان از سوی جهاد دانشگاهی از جمله اقدامات فرهنگی حوزه دانشگاهیان در راستای تقویت و ترویج فرهنگ ازخودگذشتگی به شمار می‌رود. فداکاری جزو آن دسته ویژگی های اخلاقی است که در هر فردی یافت نمی شود. با وجود این، در طول تاریخ همواره انسان‌هایی بوده‌اند که در بزنگاه‌های تعیین‌کننده‌ سرنوشت بشر، با گذشتن از جان و مال خود، گام در راه احیای اخلاق و انسانیت برداشته‌اند. آنان در صلح و جنگ و امن و خطر برای خود نقشی تاریخ‌ساز آفریده اند. آنجا که جان انسانی به خطر می‌افتد و آنجا که انسانی چشم یاری به هم‌نوع خویش می‌دوزد، افرادی ظهور می یابند که جان خود را به خطر انداخته و وارد میدان می شوند. آئین اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران یکی از اقداماتی است که با هدف حفظ و ترویج مصادیق فداکاری به ویژه میان جامعه جوان و دانشجو برگزار می شود. در برگزاری سالانه این رویداد فرهنگی از دانشجویان و گروه‌های دانشجویی فعال در حوزه مصادیق فداکاری چون حضور داوطلبانه در دفاع از کشور، انقلاب اسلامی و حریم اهل‌البیت (علیهم السلام) و ارائه خدمات پیشگیرانه و امدادرسانی داوطلبانه در حوادث و رخدادهای طبیعی یا غیرمترقبه (با تأکید بر دانشجویان و گروه‌های دانشجویی فعال در سیل اخیر) قدردانی می‌شود. انجام فعالیت‌های داوطلبانه در امور خیریه، تامین ارگان‌های حیاتی بیماران نیازمند از طریق اهدای خون و عضو، مشارکت داوطلبانه در سازندگی، آبادانی و محرومیت‌زدایی کشور و انجام فعالیت‌های داوطلبانه در حوزه‌های سلامت و توانبخشی از جمله سایر مصادیق فداکاری به شمار می رود که در این آئین موردنظر قرار می گیرد. آئین اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران با همکاری سازمان جهاد دانشگاهی تهران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان جوانان جمعیت هلال‌احمر، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، سازمان بهزیستی کشور، سازمان انتقال خون ایران، سازمان بسیج دانشجویی کشور، کمیته امداد امام خمینی(ره) برگزار می‌شود. هشت دوره از این آئین برگزار شده و اینک فراخوان نهمین دوره آن اعلام شده است. نهمین آیین تندیس ملی فداکاری دانشجویان بر اساس فراخوان نهمین دوره آیین تندیس ملی فداکاری دانشجویان، ثبت نام در این آیین از ۱۲ شهریورماه گذشته آغاز و تا ۲۰ مهرماه ۹۸ ادامه دارد. علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت نام و شرکت در این آئین باید به نشانی www.tandisefadakari.ir مراجعه کرده و آثار خود را ارسال کنند. ساز وکار آئین ملی فداکاری دانشجویان نخستین آئین اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران در سال ۸۳ به دنبال تقدیر از دانشجویان فعال در امدادرسانی‌های فاجعه‌ زلزله بم برگزار شد، آئین دوم تا پنجم نیز به طور سالانه تا سال ۸۷ برگزار شد اما با وقفه‌ای ۸ ساله دبیرخانه آئین در سال ۹۵ در سازمان جهاد ‌دانشگاهی تهران فعالیت خود را از سر گرفت و ششمین و هفتمین آئین اعطای تندیس ملی فداکاری به دانشجویان را با حمایت سازمان‌های همکار در سال‌های ۹۵ و ۹۶ برگزار کرد. در این طرح، هر سال، از دانشجویانی که در کارهای خیر و نیکوکارانه، امداد و نجات انسان‌ها و پاسداری از میهن و هم‌میهنان خویش مشارکتی فعال، مؤثر و داوطلبانه داشته‌اند، قدردانی می‌شود. این دانشجویان یا از سوی سازمان‌ها و نهادهای رسمی معرفی یا از سوی شماری از دانشجویان به دبیرخانه شناسانده می‌شوند. برای اجرای طرح، یک شورای سیاست‌گذار متشکل از نمایندگان سازمان‌ها و نهادهای همکار تشکیل می‌شود که نحوه برگزاری برنامه، چیستی هدایا، نحوه برگزاری مراسم اعطای جایزه و مصادیق فداکاری را مشخص می‌کند. کارگروه بررسی اسناد و اعطای تندیس فداکاری (کمیته انتخاب) نیز پس از بررسی موارد رسیده درباره اعطای تندیس تصمیم می‌گیرد. دبیرخانه‌ دائمِ طرح تندیس فداکاری از سال ۱۳۸۳ در سازمان جهاد دانشگاهی تهران بنیاد نهاده شده است. سخنی از دارندگان تندیس ملی فداکاری دانشجویان مریم پاکدامن منتخب دومین آیین اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران در گفت وگو با خبرنگار دانشگاه ایرنا با اشاره به ارزش معنوی دریافت تندیس ملی فداکاری گفت: این تندیس نماد یک حرکت بشردوستانه در دوران جوانی است. فعالیت‌های داوطلبانه جلوه زیبایی از زندگی هر فردی است. وقوع زلزله بم در ۵ دی‌ماه ۸۲ سرآغاز فعالیت‌های داوطلبانه‌ ام قرار گرفت. وی به دلیل همکاری با گروه‌های خیریه دانشجویی فعالیت در راه‌اندازی کتابخانه جمعیت هلال‌احمر همراهی و همکاری با دانشجویان روشندل دانشگاه جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای زلزله بم برگزیده این آئین شد. فتاح محمدی نیز دارنده تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران با بیان این‌که فطرت هر انسان مبتنی بر حس نوع‌دوستی انسان و حتی عقلی و مبانی دینی و اعتقادی و مورد پسند در همه مکاتب دینی است، عنوان کرد: انسان علاقه‌مند است در صورت داشتن توانمندی توان خود را در راستای کمک‌رسانی به هم‌نوع خود استفاده کند. این جانباز فداکار با بیان این‌که این ارزش در دین مبین اسلام ویژگی برجسته‌ای است گفت: آثار مفید کمک به هم‌نوع به خود فرد و جامعه برمی‌گردد با ترویج این حس نوع‌دوستی ضریب امنیت جامعه افزایش می‌یابد. وی با بیان این‌که این حس نوع‌دوستی در فرهنگ عشایری هم نمود دوچندان دارد، افزود: این حس نوع‌دوستی در فرهنگ عشایری هم برگرفته از مبانی دینی و اعتقادی و حتی عرف است. محمدی نیز به دلیل خدمت ۹۹ ماهه در جبهه های جنگ به همراه ۱۵ روز اسارت و ۴۰ درصد جانبازی تندیس ملی دانشجویان فداکار را دریافت کرد. محسن وفامهر منتخب دومین آئین تندیس فداکاری دانشجویان ایران با بیان این‌که روحیه ایثار و فداکاری باید از دوران مدرسه به‌ویژه دوران دبستان و کودکی به فرزندان آموخته شود به خبرنگار ایرنا گفت: مدرسه، هیات های مذهبی، خانواده، والدین و محیط‌های آموزشی در این زمینه موثر هستند و در نتیجه تعلیم و تربیت دینی و مذهبی است که فرد متعهد و مسئول با روحیه جهادی پرورش می‌یابد. این خبر مدرسه ساز اظهار داشت: بر اساس آیات قرآن دوست داشتن کشور از ایمان است که آخرین نمونه بارز آن در امدادرسانی هم‌وطنان در سیل اخیر بود که روحیه ایثارگری و جهادی به صورت الهی در افراد ایجاد شد چون زمینه آموزه‌های دینی در آن‌ها وجود داشت. این منتخب دومین آئین تندیس فداکاری دانشجویان ایران با انتقاد از کم‌رنگ شدن آموزش‌های عقیدتی و ایدئولوژی در مدارس و دانشگاه‌ها می‌گوید: با تعلیم و تربیت اسلامی روحیه جهادی و ایثارگری پرورش می‌یابد. ابراهیم مولوی نیز برگزیده چهارمین آیین اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران معتقد است: تقدیر در این آیین حس خوب دیده شدن فعالیت‌ها را به افراد القا می کند. البته خداوند ناظر بر حسنات و نیات است. «هادی غروی» پرستار بازنشسته و مدرس کشوری امداد و نجات و برگزیده پنجمین آئین تندیس ملی فداکاری به دانشجویان ایران با بیان این‌که فعالیت در اقدامات انسان‌دوستانه بهترین خاطرات زندگی‌ام را رقم زده است، می‌گوید: اوج فعالیت‌های فداکارانه‌ام حضور در جبهه و امدادرسانی در ۸ سال دفاع مقدس بود.

more_vert روند تحزب در ایران؛ کُند اما رو به جلو

ادامه مطلب

closeروند تحزب در ایران؛ کُند اما رو به جلو

 نزدیک به صدسالی از شکل‌گیری نخستین احزاب در ایران می‌گذرد اما سیستم حزبی در کشور ما همچنان و آن‌طور که باید پانگرفته‌است. با این حال و با نگاهی گذرا به روند تاریخی فعالیت احزاب در ایران، می‌شود قدری به آینده تحزب در کشورمان امیدوار بود. حزب تشکلی با هدف تاثیرگذاری بر فرایندهای سیاسی و سهیم‌شدن در قدرت است که این تاثیرگذاری معمولاً از طریق نامزد کردن کسانی با دیدگاه‌هایی همسو با حزب جهت کسب مسئولیت‌ها و مناصب سیاسی صورت می‌گیرد. احزاب معمولا در روندهایی چون کارزارهای انتخاباتی، فعالیت‌های آموزشی یا اعتراض‌های سیاسی مشارکت می‌کنند. این سازمان‌های سیاسی به طور معمول با به‌کار بستن یک ایدئولوژی خاص یا دیدگاه مشخص به دنبال دستیابی به اهدافی هستند که در ساختار و برنامه‌های‌شان پیش‌بینی شده‌ است؛ اهدافی که همچون یک محور افرادی را به دور خود گرد می‌آورند. احزاب هم اکنون در فضای سیاسی ایران نیز وجود دارند. در این میان، احزابی هستند که نامشان بیشتر به گوشمان خورده و تاثیرگذاری ملموسی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی داشته‌اند و احزابی نیز وجود دارند که چندان فعال نبوده‌اند یا فعالیت‌شان با موانع و محدودیت‌هایی همراه بوده است. با وجود فعالیت احزاب در ایران برخی کارشناسان و اندیشمندان عرصه سیاست بر این باورند که این سازمان‌های سیاسی در کشور ما تاکنون نتوانسته‌اند کارکرد مناسبی داشته باشند و آنگونه که باید دیدگاه‌ها و مطالبات مردم را نمایندگی کنند چرا که احزاب در ایران بنا به برخی دلایل سیاسی و اجتماعی تکامل چندانی نیافته‌اند. احزاب در ایران از چالش‌های تئوریک رنج می‌برند اینکه «دولت امانت ملی از طرف ملت به حاکم است یا حکومت امانت شرعی از طرف شارع به حاکم است؟» مباحثه‌ای دیرین است که به باور تحلیلگران تا به امروز ادامه پیدا کرده و کارکرد احزاب را از خود متاثر ساخته است. از این‌رو، برخی بر این عقیده‌اند که احزاب در ایران از مسائل تئوریک رنج می‌برند و از دیدگاه فقه و شرع از یک‌سو و قوانین مدرن از سوی دیگر، مبنای مشترکی برای شکل‌گیری آنان وجود ندارد. ‌«داوود فیرحی» نویسنده و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، ریشه نبود نظام حزبی قوی در ایران را در مباحث تئوریک می‌داند. وی در همین ارتباط، اواخر تیرماه امسال در نشست دفتر حزب تازه تاسیس ‌«جمهوریت ایران اسلامی» عنوان داشت: چون در مباحث تئوریک حزب، وفاقی صورت نگرفته است، طبیعتا احزاب در جامعه ایران هم نتوانسته‌اند پایگاه اجتماعی قابل تاملی پیدا کنند. واقعیت این است که رقابت‌های حزبی نیازمند مبنای مشترک است. در ایران احزاب هنوز نتوانسته‌اند به این مبنای مشترک برسند و چون به این مبنا نرسیده‌اند، ما آنچنان که باید تکامل حزبی چندانی نداشته‌ایم. فرهنگ سیاسی جامعه؛ چالشی در مسیر رشد یکی از مشکلات حزب در محیط پیرامونی، مقاومت ساختار سیاسی مقابل مفهوم دموکراتیک حزب و پذیرفته نبودن مفهوم تحزب از سوی جامعه است. بر این اساس، فیرحی مشکل دیگر در مسیر تکامل احزاب در ایران را در فرهنگ سیاسی جامعه می‌داند و در این زمینه معتقد است: جامعه ما مقابل حزب گارد می‌گیرد و عضویت در حزب را امتیاز قلمداد نمی‌کند. نخبگان مذهبی، حزب را وحدت‌شکن و عامل تفرقه می‌دانند. فرهنگ سیاسی ما هنوز این موارد را دارد و نخبگان مذهبی ما درک روشنی از مفهوم مدرن حزب ندارند. «محمدعلی وکیلی» از اعضای هیات رئیسه مجلس و عضو فراکسیون امید نیز به‌تازگی در اظهاراتی در این زمینه گفته است: فقر فرهنگ سیاسی و ارتباط اجتماعی سبب فعالیت مقطعی و کم رنگ احزاب شده است. ‌«هادی خانیکی» روزنامه نگار و استاد علوم ارتباطات نیز در مقاله‌ای در این زمینه می‌نویسد: ایران حداقل در یکصد سال اخیر به ضعف جامعه مدنی در سطح اجتماعی و به ضعف تحزب در سطح سیاسی گرفتار بوده است. چرا تحزب نهادینه نمی‌شود؟ در کنار چالش‌هایی که پیشتر در خصوص موانع گسترش و تکامل احزاب در کشور به آنها اشاره شد، برخی نیز کم‌توجهی مسوولان به تحزب‌گرایی را از جمله موانع رشد احزاب در کشور می‌دانند. «قدرتعلی حشمتیان» رییس پیشین خانه احزاب ایران و دبیر کل حزب «مستقل و اعتدال» چندی پیش در گفت‌وگویی رسانه‌ای، در پاسخ به اینکه چرا احزاب نتوانسته‌اند به جایگاه واقعی خود در نظام سیاسی کشور دست یابند، اظهار داشت: پاسخ را باید در کم توجهی مسوولان به اهمیت تحزب جستجو کرد. وی افزود: متاسفانه باید گفت به‌رغم اینکه امام خمینی (ره) در سال‌های نخست انقلاب به تحزب اعتماد و با شکل‌گیری احزاب موافقت کرد، همچنین به‌رغم اینکه مقام معظم رهبری خودشان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بودند و به حزب اعتقاد دارند و بزرگانی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی به تحزب اعتقاد داشتند، به رغم اینکه «حسن روحانی» شخص رییس جمهوری و دیگر دوستان در حزب بودند و با حزب بالا آمدند، اما باید گفت در عمل احزاب در کشور ما به خاطر شیوع شعارگرایی به حاشیه رانده می‌شوند. ‌«الیاس حضرتی» نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نیز بر این باور است که شکل نگرفتن احزاب قوی در ایران به نبود حمایت‌های رسمی باز می‌گردد. وی به‌تازگی در این‌باره در سخنانی که از سوی خبرگزاری «خانه ملت» منتشر شد، گفت: نظام حزبی مکمل نظام پارلمانی است اما متاسفانه در کشور ما به رسمیت شناخته نشده است. این عضو شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» تاکید دارد: در شرایط کنونی ساختار حکومتی نسبت به احزاب دید خوشبینانه‌ای ندارد، بنابراین حکومت اعتمادی برای شراکت احزاب در این ساختار ندارد، در صورتی که استقرار نظام حزبی و مجلس حزبی و دولت برآمده از حزب، مسئولیت امور تقنینی و اجرایی متوجه یک حزب یا ائتلافی از چند حزب می‌شود. با وجود چالش‌ها می‌توان به رشد احزاب امیدوار بود؟ نزدیک به صدسالی از شکل‌گیری نخستین احزاب در ایران می‌گذرد اما سیستم حزبی در کشور ما همچنان و آن‌طور که باید پا نگرفته است. با این حال با نگاهی گذرا به روند تاریخی فعالیت احزاب در ایران، می‌شود قدری به آینده تحزب در کشورمان امیدوار بود. به دنبال شکل‌گیری و فعالیت هرچند نیم‌بندِ احزاب به ویژه در طول سالیان پس از انقلاب اسلامی، به تدریج بیشتر نیروها و تفکرات سیاسی مختلف ضرورت حضور احزاب در جامعه ایران را پذیرفته‌اند. به عبارتی اغلب فعالان سیاسی، حزب را ضرورتی برای فضای سیاسی کشور می‌دانند؛ چرا که رخدادهای مربوط به احزاب نشان داده حتی انحلال یک حزب غالبا نه به خاموشی آن که به تولد حزبی دیگر با همان فعالان منجر می‌شود. آخرین و البته معدود تفکراتی که در سال‌های اخیر مخالفت جدی با وجود احزاب در فضای سیاسی کشور داشت، مربوط به نیروهای سیاسی بود که تفکری توده‌ای و جمعیتی داشتند و فعالیت‌های‌شان در دولت‌های نهم و دهم منجر به انحلال خانه احزاب ایران شد. اما شواهد نشان می‌دهد این عده نیز این روزها به این باور رسیده‌اند که اصل حزب باید به رسمیت شناخته‌شود. راه‌اندازی دوباره «خانه احزاب» پس از روی کار آمدن دولت روحانی صورت گرفت تا نمادی برای حرکت به سمت تحزب باشد. نسخ قانون احزاب مصوب سال ۱۳۶۰ و شکل‌گیری قانون احزاب جدید در دولت یازدهم و در سال ۱۳۹۵ نیز خود از حیات احزاب در ایران حتی زیر برخی محدودیت‌ها و موانع نشان دارد. هرچند برخی انتقادها نیز در خصوص قانون احزاب جدید مطرح است اما بر اساس این قانون، تاکنون بیش از ۲۵۰ تشکل سیاسی از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب مجوز گرفته‌اند. اگرچه شکل‌گیری برخی از این احزاب همچنان روی کاغذ است اما با نگاهی خوشبینانه می‌شود این اتفاق را گام مثبتی در جهت گسترش و تکامل احزاب دانست.

more_vert 6 عامل زمینه‌ ساز خشونت را جدی بگیرید

ادامه مطلب

close6 عامل زمینه‌ ساز خشونت را جدی بگیرید

«خشونت» همواره در تاریخ بشر قصه و غصه‌ای پردامنه داشته ‌است. و این روزها به دلیل اقدام‌های خشونت‌آمیز داعش، خشونت و خشونت ورزی و دلایل زمینه‌ساز آن به دغدغه‌ای برای اهالی فکر بدل شده‌ است. از این رو، 24 دی ‌ماه مؤسسه پرسش میزبان استاد مصطفی ملکیان و دکتر احسان شریعتی و کریم نصر شد تا درباره خشونت به بحث نشینند. این همایش در حالی برگزار شد که نمایشگاه طراحی‌ای با عنوان «بازگشت» نیز در این مؤسسه عرضه‌ شد؛ این نمایشگاه به سفارش مؤسسه پرسش و توسط گالری نات بر اساس مجموعه «فجایع جنگ» فرانسیسکو کویا، نقاش و طراح نامدار اسپانیایی قرن ۱۸، شکل گرفت و در آن آثار برخی از مهمترین نقاشان و طراحان ایرانی عرضه شد. در ابتدای این نشست کریم نصر که به نمایندگی از طراحان این نمایشگاه در نشست حاضر شده ‌بود، بحث خود را نه با محوریت خشونت بلکه صرفاً به موضوع «طراحی و معنا» اختصاص داد و کوشید تا تعریفی از طراحی ارائه کند. به زعم او، تعاریف بسیاری از طراحی وجود دارد که هر یک از زاویه‌ای به طراحی و معانی برآمده از آن می‌نگرد، ادبیات، فلسفه، جامعه‌شناسی و... . هر یک از دریچه‌ای طراحی را معنا می‌کنند اما با این حال او تنها معنایی را برای طراحی جامع می‌دید که در آن به مسأله خطوط و سطور تأکید شده ‌باشد چرا که معتقد است معانی در میان خطوط و سطور قرار می‌گیرد. آنچه در ادامه می‌آید متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی استاد ملکیان در این نشست است. به علاوه متن سخنرانی دکتر احسان شریعتی هم به منظور انتشار در اختیار «صفحه اندیشه» قرار گرفت که از این بابت از ایشان سپاسگزاریم. موضوع بحث ما در این گفتار «خشونت برای چه» است. از این رو، نخست باید مراد از «خشونت» برای مخاطب مشخص شود. واقعیت این است که خشونت در عرف علوم اجتماعی امروز به یک معنا استعمال نمی‌شود، در برخی از معانی و تعابیر خشونت به طور کامل، منفی و دفاع ناپذیر تعریف می‌شود اما در برخی معانی دیگر خشونت به دو قسم «دفاع پذیر» و «دفاع ناپذیر» تقسیم می‌شود. با این حال، تعریف من از خشونت، با اندکی تغییر بسیار نزدیک به تعریف سیمون وی است. به زعم او، اگر عقلانیت در مقام نظر، «بی‌دلیل» و آزادی در مقام عمل «بدون حقی» پاس داشته ‌نشود، در این دو صورت خشونت ورزیده‌ شده ‌است. خشونت مورد نظر من در این گفتار این خواهد بود و از آنجایی که به تعبیر کانت انسانیت ما به عقلانیت نظری و آزادی عملی ما است، بنابراین اگر من بدون هیچ دلیلی خشونت ورزیدم و عقلانیت فکری و آزادی عمل شما را نادیده گرفتم، آنگاه من انسانیت شما را لگدمال کرده‌ام؛ پس من شما را انسان نانگاشته‌ام. وقتی شما را انسان نانگارم به تعبیری فلسفی شما را «شخص» ندانسته‌ام و شخص ندانستن شما همان شیء دانستن شما است. بنابراین خشونت فرآیندی است که به «شی‌ءشدگی شخص» می‌انجامد که طی آن «کیستی» افراد به «چیستی» تبدیل می‌شود. و از سوی دیگر، باز به تعبیری که در فلسفه آمده است، شیءشدگی به ابزارشدگی می‌انجامد و کسی که شیء شد طبعاً ابزار خواهد شد و ابزاری دیدن و برخورد کردن با افراد در دامنه تعریف خشونت قرار می‌گیرد. حال، این سؤال پیش می‌آید که چرا انسان دست به خشونت می‌زند؟ در پاسخ به این سؤال باید بر این نکته تأکید کرد که بحث از منظر روانشناسی اجتماعی طرح می‌شود اما همین بحث هم از نظر جامعه‌شناختی قابل تکرار است. مبنای بحث من، نظریه‌ای در روانشناسی ‌است که براساس آن محال است انسان دست به عمل ارادی بزند مگر آنکه یک میل با چند باور در درون او دست به دست هم داده ‌باشند و از آنجا که در اینجا خشونت «ارادی» مفروض می‌شود، بنابراین افرادی که خشونت می‌ورزند در درون‌شان میل و باورهایی به وجود آمده است که با دست به دست دادن آن میل، به عمل ارادی خشونت سوق داده شده‌اند؛ علت تأکید بر عمل «ارادی» خشونت از این جهت است که خشونت‌های ناشی از بیماری‌های روان‌نژندی از این بحث جدا است. این خشونت محل بحث ما در اینجا نیست. بحث ما در این گفتار است که چرا انسان به طور ارادی خشونت می‌ورزد؟ 1. اگر فردی به لحاظ روانشناختی معتقد به «آشکارگی حقیقت» باشد، آن وقت لامحاله، دست به خشونت خواهد زد؛ یعنی اگر معتقد باشد که در باب یک موضوع، مشکل یا مسأله، حقیقت کاملاً روشن است، در آن صورت چه احساس و برخوردی نسبت به کسانی که به آن واقعیت عریان اعتقاد ندارند، خواهد داشت؟ افراد معمولاً در برابر کسانی که آگاهانه در مقابل حق می‌ایستند راهی جز خشونت را نمی‌یابند. 2. اما اگر فردی معتقد به نظریه «ناآشکارگی حقیقت» باشد، یعنی بر این باور باشد که در برابر هر مشکل، مسأله و موضوع حق مطلب آشکار نیست؛ حق همیشه تو در تو است و پرونده آن همیشه باز است، در آن صورت، کسی را که با عقیده او مخالفت می‌کند در تخالف با یک حقیقت واضح و مسلمی نمی‌بیند و نسبت به مخالفان خود با کینه، نفرت و خصومت برخورد نمی‌کند چراکه می‌پذیرد حقیقت نزد کسی نیست. این نظریه یک نظریه معرفت‌شناختی است، اگر معتقد به ناآشکارگی حقیقت باشیم همیشه اهل مدارای عملی و تکثرگرایی نظری خواهیم بود. اما براساس نظریه «آشکارگی حقیقت» که دقیقاً، هم‌معنی با «ایدئولوژیک اندیشی» است؛ زندگی فرد ایدئولوژیک‌‌اندیش می‌تواند با خشونت آمیخته شود. ایدئولوژیک بودن منحصر به ادیان و مذاهب نیست. به عنوان مثال، اگر فکر کنیم مارکس به یکسری حقایق پاسخ داده است، ما می‌توانیم یک مارکسیست ایدئولوژیک شویم، اگر فکر کنیم لیبرالیسم به همه حقایق پاسخ داده ‌است یک لیبرال ایدئولوژیک می‌توانیم بشویم. ایدئولوژی می‌تواند دینی، علمی، فلسفی و... . باشد. 3. علت دیگری که می‌تواند به رفتار خشونت‌آمیز منجر شود، فقدان دلیل افراد برای مدعایشان است. نداشتن دلیل برای مدعا، نخستین زمینه برای خشونت‌ورزی است که نخست در گفتار و سپس در رفتار، خود را نشان می‌دهد. واقعیت این است که افراد یا با استدلال می‌توانند طرف مقابل را اقناع کنند، یا اگر استدلال کافی و متقن ندارند به فریب متوسل می‌شوند، اما چنانچه گاهی به دلیل علم، قدرت تفکر و تعقل در طرف مقابل، نتوان به فریب او دست یافت، «خشونت» راهکار پایانی است؛ کسی که با فقدان استدلال مواجه است به خشونت متوسل می‌شود. از این رو، خشونت می‌تواند ناشی از ضعف قدرت استدلال باشد. 4. به لحاظ روانشناختی «عقده حقارت» همیشه باعث خشونت است. اگر در برابر مخالف و دشمن احساس ضعف داشته ‌باشیم، رو به خشونت خواهیم‌ آورد. خشونت وزریدن رژیم‌ها، دلیل بر قدرت آنها نیست و اتفاقاً برآمده از ضعف آنها است؛ انسان وقتی خود را در مقابل مخالفانش قوی ببیند، با طمأنینه رفتار خواهد‌ کرد و در غیر این صورت چاره‌ای جز خشونت‌ورزی نخواهد ‌داشت. از این رو، رژیم‌هایی که مدارا دارند، قوی‌تر هستند. 5. یکی دیگر از دلایلی که خشونت می‌ورزیم این است که بخواهیم جهان را به صورتی نشدنی درآوریم. در این صورت نیز باید به خشونت متوسل شد. از این رو، افرادی که رؤیاهای ناشدنی و غیر واقع گرایانه دارند برای تحقق بخشیدن به رؤیاهایشان چاره‌ای جز خشونت نخواهند داشت. مثل اتحاد جماهیر شوری لنینیستی که می‌خواست جامعه بی‌طبقه ایجاد کند. 6. نکته دیگر وقتی است که فرد احساس می‌کند فضای حیاتی‌اش از دست رفته است، در این شرایط نیز افراد دست به خشونت می‌زنند، که این هم در دو صورت آشکار می‌شود؛ نخست اینکه، بپندارد که نیازهای فیزیولوژیک‌اش در معرض نابودی است، در نتیجه خشونت خواهد ورزید چرا که چیزی برای از دست دادن ندارد یا اینکه نیازهای مراتب بعدی را با روش‌های مسالمت‌آمیز قابل تحقق نبیند یا وقتی که نهادهای اجتماعی از این امر ممانعت کنند فرد به خشونت رو می‌آورد. از این رو، تا زمانی که این مسائل وجود داشته باشد خشونت نیز حاکم خواهد بود و در میان این موارد ششگانه، بیش از همه بر ایدئولوژیک‌اندیشی و سپس از بین رفتن فضای حیاتی برای بعضی از مردم در جهان تأکید دارم و معتقدم این دو عامل بیش از بقیه زمینه‌ساز خشونت‌ورزی در جهان هستند که نمونه‌های آن را می‌توان در اقدام‌های گروهک‌هایی همچون داعش دید. منبع: روزنامه ایران

more_vert درباره داریوش شایگان

ادامه مطلب

closeدرباره داریوش شایگان

داریوش شایگان نویسنده، هندشناس، ‌پژوهشگر و فیلسوف معاصر ایرانی محسوب می‌شود که در کتاب آسیا در برابر غرب به بروز غربزدگی جمعی در آسیا می‌پردازد و این اتفاق را حاصل تقدیر تاریخ و روح زمانه‌ می‌داند.  

more_vert سیری در مبارزات سیاسی علامه محمدتقی جعفری

ادامه مطلب

closeسیری در مبارزات سیاسی علامه محمدتقی جعفری

علامه محمدتقی جعفری یکی از اندیشمندان، فلاسفه و عرفای معاصر در ۲۵ آبان ۱۳۷۷ به دیار باقی شتافت،‌ از آنجا که این عالم بزرگ به عنوان اندیشمند و فیلسوف مطرح بوده، کمتر درباره فعالیت‌های سیاسی وی صحبت شده است. به گزارش مرکز اسناد انقلاب اسلامی با نگاهی به سوابق عملکرد این اندیشمند معروف مشخص می‌شود او در دوران نهضت اسلامی به شیوه‌های‌ خاص خود با رژیم پهلوی می‌جنگید. این نکته مورد اشاره‌ حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی نیز قرار گرفته است. وی علامه جعفری را از افراد وفادار به امام و منابر و صحبت‌های وی را نیز به نفع نهضت اسلامی دانسته است. علاوه بر این، فعالیت‌های علامه جعفری موجب شده بود سازمان اطلاعات و امنیت کشور چندین بار وی را احضار کند. حساسیت ساواک نسبت به اقدامات و فعالیت‌های علامه جعفری تا آن حد بود که مکالمات تلفنی وی به طور مرتب کنترل می‌شد. علامه همانند سایر افراد دیگر در مبارزه‌ سیاسی - فرهنگی در دوران رژیم شاه از تعرض نیروهای رژیم در امان نماند. اما علی‌رغم تمامی تلاش‌ها که حتی منجر به حمله به منزل ایشان در سال ۱۳۵۲ و بازرسی کتابخانه‌ وی گردید، رژیم در جلوگیری از فعالیت‌های ایشان ناکام بود. علی‌رغم این موضوع که ظاهرا به نظر می‌رسد علامه جعفری به عنوان اندیشمند و فیلسوف صرفا به تبیین و تشریح اصول فلسفه‌ اسلامی اشتغال داشته و در نتیجه نقشی در زمینه‌ مسائل سیاسی - اجتماعی عصر خویش نداشته است، با نگاهی به سوابق عملکرد این اندیشمند، نقش ارزشمند وی در دفاع از مبانی اسلامی در مقابل هجمه‌های منتقدان و مخالفان و روشنگری و آگاه سازی اذهان جامعه، به خصوص قشر جوان و دانشجویان نقش وی در این زمینه بیشتر نمایان می‌شود. این نوشتار کوتاه به واکاوی فعالیت‌های سیاسی علامه طباطبایی در دوران نهضت اسلامی می‌پردازد. مقابله با افکار و اندیشه‌های مارکسیستی علامه جعفری از همان زمان که مدارج و مراحل علمی و کسب دانش و معرفت را در حوزه‌های علمیه‌ تهران، قم، تبریز و نجف و... به پایان رسانید، به واسطه‌ تیزهوشی و احاطه‌ کامل و عمیق بر مسائل اسلامی و در کنار آن آشنایی عمیق با مکاتب فکری و فلسفی غربی، درصدد دفاع از احکام اسلامی برآمد. این موضوع زمانی بود که ایدئولوژی مارکسیستی، که بعد از انقلاب روسیه در این کشور حاکم گردیده بود با ادعای مبارزه با استعمار و استثمار و تبعیض و بی‌عدالتی توانسته بود افکار و اندیشه‌های بسیاری از کسانی را که از استعمار غرب و عملکرد نظام سرمایه‌داری منزجر بودند به خود جذب نماید. این مکتب پس از شهریور ۱۳۲۰ و به واسطه‌ تقویت افکار کمونیستی و فعالیت گسترده‌ حزب متشکل و سازمان یافته‌ توده توانسته بود نفوذ گسترده‌ای در میان طبقات مختلف مردم و بالاخص دانشجویان جوان دانشگاه‌ها به وجود آورد. به دنبال این مسئله چند تن از شخصیت‌های اسلامی، ، وظیفه‌ روشنگری و دفاع از اسلام را برعهده گرفتند. علامه جعفری نیز در این میان نقش بسیار مهمی داشت. محمدرضا حکیمی در کتاب خود این مسئله را چنین بیان می‌کند: «شماری از روحانیون آگاه به ادای برخی تکالیف پرداختند و با نوشتن کتاب‌ها و رساله‌ها و تشکیل مجالس و طرح کردن بحث‌ها و برگزار کردن سخنرانی‌هایی به بخش‌هایی از نیازهای شناخته شده‌ زمان پاسخ گفتند که اگر بخواهیم در اینجا نمونه‌ای از این گونه کسان ذکر کنیم، باید یاد کنیم از استاد شیخ محمدتقی جعفری تبریزی، استاد مرتضی مطهری این دو عالم اسلامی و متفکر الهی از راه تألیف و تدریس و جلسه‌های بحث عمومی و خصوصی و سخنرانی‌های فراوان در محافل و دانشگاه‌های سراسر کشور خدمات بسیار کرده‌اند و گروه وسیعی از جوانان و صاحب نظران را در شناخت ابعادی از اسلام یاری‌های شایسته داده‌اند. نام ایشان را به عنوان نمونه آوردم ولیکن باید اعتراف کنیم که این گونه افراد بسیار کم بوده‌اند و اکنون نیز کم‌اند». مبارزات فرهنگی علامه جعفری به مناسبت‌های مختلف به دعوت انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های مختلف کشور، پیرامون موضوعات و مباحث فلسفی و معارف اسلامی همچون توحید، سرنوشت بشر، تعلم و تربیت، اخلاق و نظام جامعه، رابطه‌ اسلام با دانش، ارزش علم در دین اسلام و... به سخنرانی می‌پرداخت. علاوه بر سخنرانی‌ها، مقالات مذهبی متعددی از ایشان در مجلات وابسته به انجمن‌های اسلامی و دانشجویان خارج از کشور چاپ می‌شد. در کنار این موضوع، علامه جعفری با مشارکت افرادی همچون شهید مطهری جهت نشر و گسترش معارف اسلامی، به تشکیل حسینیه‌ ارشاد همت گماشت که همین مؤسسه بعدها به عنوان یکی از مهمترین و مؤثرترین مراکز در دفاع و گسترش افکار مذهبی در میان اقشار مختلف جامعه و بالاخص دانشجویان و روشنفکران گردید و نقش مهمی را در این زمینه ایفا کرد. همچنین او در هیئت‌ها و حسینیه‌های مذهبی مختلف مانند هیئت مکتب الرضا، محبان الائمه، هدایت، اصفهانی‌های آبادان و امثال آن نیز به تشریح و تبیین مسائل مختلف اسلامی می‌پرداخت. با توجه به عمق اندیشه و وسعت معلومات وی، از طرف انجمن مباحثه با بهائیان نیز از ایشان دعوت‌هایی به عمل‌ می‌آمد. در کنار این گونه فعالیت‌ها، سخنرانی‌های متعددی در منزل شخصیت‌ها و فعالان مذهبی برگزار می‌نمود که در آن خیل کثیری از مشتاقان که عمدتا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان بودند شرکت می‌کردند. بالاخص در این زمینه جلسات متعددی را می‌توان ذکر کرد که هر هفته به مدت دو روز در منزل استاد برگزار می‌شد و قسمت اعظم شرکت کنندگان آن دانشجویان و دانشیاران دانشکده‌ علوم انسانی و حقوق و پزشکی و کشاورزی و بعضی از مدارس عالی بودند و استاد پیرامون فلسفه و معارف اسلامی سخنرانی می‌کرد. احضار از سوی ساواک با توجه به اینگونه فعالیت‌ها، سازمان اطلاعات و امنیت کشور چندین بار علامه جعفری را احضار نمود سؤالاتی را از وی در زمینه‌ فعالیت‌هایش پرسید. همچنین مکالمات تلفنی علامه به طور مرتب توسط مأموران ساواک کنترل می‌شد. ساواک به مأموران خود دستور داده بود که سخنرانی‌های استاد در حسینیه ارشاد را تحت کنترل و مراقبت شدید قرار دهند. چنان که در یکی از گزارش‌های این مأموران آمده است که: «با توجه به مطالعه عمیق واعظ مذکور [علامه جعفری] همواره دانشجویان و افراد روشنفکری که زمینه‌های مذهبی آماده‌ای داشته‌اند، مشتاق به شرکت در جلسات مورد بحث بوده‌اند و گزارش‌های واصله حاکی از آن است که تعدادی از افراد شرکت کننده در جلسات مورد بحث را تقریبا همیشه پاره‌ای از دانشجویان ناراحت تشکیل داده‌اند». در این زمینه فرزند علامه حکایتی را نقل می کنند. او می‌گوید: «در سال ۵۵ جوانی به استاد مراجعه می‌کند و ضمن ابراز علاقه به استاد، خود را فرد غریبی در شهر تهران معرفی می‌کند که به دنبال مکانی برای سکونت می‌گردد. استاد ضمن ابراز محبت، یکی از اتاق‌های منزل خود را در اختیار آن جوان می‌گذارد. آن جوان برای مدت شش ماه در منزل استاد اقامت می‌کند و در درس‌های ایشان حاضر می‌شود. در تمام این مدت خرج جوان و غذای او از ناحیه‌ استاد و بیت استاد تأمین می‌شد. در طول مدت اقامت آن جوان تعدادی از دوستان استاد به ایشان اظهار می‌کنند که ممکن است آن شخص مأمور ساواک باشد. استاد به این حرف‌ها توجهی نمی‌کند و همچنان جوان را مورد محبت خویش قرار می‌دهد. پس از شش ماه آن جوان از منزل استاد می‌رود و به طور کلی ناپدید می‌شود. پس از آن گاهی که صحبت از آن جوان و احتمال مأمور بودن او پیش می‌آمد، استاد می‌فرمود: «من می‌دانستم که او مأمور ساواک است». فعالیت‌های علامه جعفری در زمینه‌های فرهنگی و بالاخص ارتباط و همکاری ایشان با استاد مطهری در حسینیه‌ ارشاد و أنس و رفاقت وی با آیت‌الله صدوقی نیز می‌تواند از جمله شواهد مبتنی بر وجود نوعی مبارزه به شیوه‌ علامه جعفری علیه رژیم شاه باشد. این نکته مورد اشاره‌ محمدتقی فلسفی واعظ مشهور نیز قرار گرفته است. وی محمد تقی جعفری را از افراد وفادار به امام و منابر و صحبت‌های وی را نیز به نفع امام دانسته است. همچنین به گفته دری نجف آبادی: «... شاید کمتر کسی از مردم و حتی خواص مبارزان و نزدیکان ایشان تصور می‌کرد که ممکن است در سازمان اطلاعات و امنیت رژیم شاه پرونده‌ای مفصل برای استاد علامه تشکیل یافته باشد و اساساً برخی را گمان نمی‌رفت که ایشان در زمره‌ یاران اولین حضرت امام خمینی(ره) در شکل‌گیری و تداوم انقلاب اسلامی، عالمانه و از سرتدبیر، سهمی ارزشمند و وافر در پی‌ریزی و بنای ساختمان فکری و عقیدتی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است.» سرانجام علامه نیز مانند سایر افراد دیگر در مبارزه‌ سیاسی - فرهنگی در دوران رژیم شاه از تعرض نیروهای رژیم در امان نماند. اما علی‌رغم تمامی تلاش‌ها که حتی منجر به حمله به منزل ایشان در سال ۱۳۵۲ و بازرسی کتابخانه‌ وی گردید، رژیم در جلوگیری از فعالیت‌های ایشان ناکام بود.

more_vert اصلاح نگرش‌ها، عامل جهش اقتصادی چین

ادامه مطلب

closeاصلاح نگرش‌ها، عامل جهش اقتصادی چین

 رهبران پکن با انجام اصلاح نگش خود به امور سیاسی و اقتصادی و اجرای برنامه‌های دقیق توسعه‌ای توانستند رشد خیره‌کننده و بی سابقه‌ای را رقم بزنند که جمهوری خلق چین را در کمتر از نیم قرن از یک کشور فقیر به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرد. جمهوری خلق چین سالهاست تلاش می‌کند خود را برای خروج از یک حالت انفعالی و انزواجویانه آماده کند و پکن را به یک قدرت منطقه‌ای و بین المللی توانا به اعمال نفوذ در نظام بین‌المللی تبدیل نماید. رهبران چین چند دهه است که دریافتند با رویکردهای ایدئولوژیک کمونیستی خود قادر به کسب هیچگونه موفقیتی نیستند. در عوض آن‌ها سعی کردند با ایجاد اصلاحات گفتمانی، ساختاری و رویه‌ای در گام نخست اقتصادی پویا، رو به رشد و برتر را به دست بیاورند و در مراحل بعدی اهداف سیاسی و جهانی خود را دنبال کنند. چین با همین رویکرد در طول سالیان گذشته توانسته است دستاوردهای بسیار چشمگیر اقتصادی و سیاسی را به دست آورد. گذشته از فضای سیاسی نسبتاً بسته این کشور، چین در میان رژیم‌های اقتدارگرای مدرن توانسته است در چند مرحله انتقال قدرت موفقی را از یک رهبر زنده به یک رهبر غیرخویشاوند به سرانجام برساند. رهبران رده اول چین همزمان سه سمت تعیین‌کننده را دارند: آن‌ها همزمان دبیرکل حزب کمونیست، رئیس کمیسیون نظامی مرکزی (که کنترل ارتش را در اختیار دارد) و رئیس‌جمهوری کشور (یک نقش تشریفاتی که اختیار نهایی دولت را به او اعطا می‌کند) را در اختیار دارند. با اینحال، این تغییرات پیچیده با موفقیت به اجرا در آمد و خللی در برنامه‌های بلندمدت این کشور ایجاد نشد. از جنبه‌های اقتصادی نیز پکن از دهه ۱۹۸۰ میلادی تابحال رشد چشمگیری را تجربه کرده است. نظام کمونیستی چین اصلاحات کنترل شده‌ای را در پیش گرفت به گونه‌ای که چین را از یک کشور تقریبا فقیر به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل کرده است. ساختار این کشور یک نظام دیوان‌سالار-اقتدارگرا است که در روش مدیریت اقتصاد کشور از سیاست درهای باز و اقتصاد آزاد پیروی می‌کند. ادامه این روند رو به رشد نگرانی‌هایی را درباره اهداف پکن و آینده نظم بین المللی به ویژه در ایالات متحده آمریکا ایجاد کرده است. تنش‌زدایی و اصلاحات سیاسی حزب کمونیست چین از سال ۱۹۴۹ بر این کشور حکومت کرده و چند ماه قبل هفتاد سالگی حاکمیت خود بر این کشور را جشن گرفت. کارشناسان نظام سیاسی چین را یک ساختار کمونیستی مختلط ارزیابی می‌کنند زیرا در طول سال‌های گذشته به بازبینی در برخی باورهای کمونیستی دست زده است. برخلاف آنکه مارکسیست‌ها اعتقاد دارند طبقه کارگر باید از طریق جنگ، تمرد و انقلاب به حقوق خود دست یابد، بازبینی‌هایی که پکن ساختار سیاسی این کشور ایجاد کرد در تضاد با این اصل بود و جنگ و تمرد را رد کرده و به جای آن تحول از بالا به پایین را مطرح کرد. «محمدحسین باقی» که در کتاب «معمای چین» به تحلیل مسیر و خط مشی‌های چین در دوره معاصر به ویژه از زمان اصلاحات پرداخته بر این باور است که در واقع چینی‌ها دریافتند که کمونیسم نمی‌تواند به جنگ با سرمایه‌داری بپردازد، بنابراین تلاش کردند سیستم سوسیالیستی را با مختصات چینی پایه‌گذاری کنند که در آن ضمن تعامل با سرمایه‌داری و استفاده از مزایای آن، اندیشه سیاسی نوینی را که هر دو انگاره را در خود دارد پی‌ریزی کنند. از این رو، تحلیلگران دولت چین را یک دولت کمونیست لیبرال می‌نامند که ترکیبی از کمونیسم به شکل‌های توتالیتر و لیبرالی را همراه با اصلاح طلبی کنفوسیوسی بازطراحی کرده است. همزیستی مسالمت آمیز با غرب و نظام سرمایه‌داری و کاستن از شدت مخاصمه یکی از مهمترین ویژگی‌های رویکرد تازه پکن از سه دهه پایانی قرن بیستم تاکنون بوده است. همزمان تصمیم‌گیران چین تلاش کردند تا چهره تهدیدآمیزی را که غرب و همسایگان از پکن داشتند اصلاح کنند، از بروز درگیری اجتناب ورزند و در مقابل تمرکز و تلاش خود را بر رشد و توجه به درون معطوف سازند. چینی‌ها با تغییر نظام اندیشه‌ای خود به جای ستیز با جهان، از ایدئولوژی رادیکال دوران مائو دور شدند و عملگرایی اقتصادی «دنگ شیائو پینگ» را به اجرا در آوردند. آن‌ها همزمان به تقویت درون، قدرت سازی و نهادسازی پرداختند. به همین علت بود که دنگ شیائو پینگ رئیس جمهوری پیشین چین تاکید داشت پکن باید قابلیت‌های خود را پنهان کند و برای خود زمان بخرد. در سه دهه پایانی قرن ۲۰، چین با همین دیدگاه توانست در ابعاد داخلی بسیار قدرتمندتر از قبل شود و خود را توانمند سازد و در بعد خارجی نیز اعتماد همسایگان و قدرت‌های جهان را جلب کرد. خط مشی‌های اقتصادی بعد از انقلاب کمونیستی ۱۹۴۹ چین، مائو با رویکردهای تند ضدامپریالیستی عنان امور این کشور را در دست گرفت. وی تا ۲۷ سال برنامه‌های اقتصادی گوناگونی را دنبال کرد که در بیشتر آن‌ها کرملین را الگوی پکن قرار داده بود. پس از مائو اما میانه‌روها به رهبری دنگ شیائو پینگ سیاست‌هایی را دنبال کردند که پنجره تازه‌ای را به روی چین گشود و توسعه اقتصادی را همراه با ایده‌آلیسم مساوات گرایانه حاکم کرد. اصلاحات چین از سال ۱۹۷۸ و دوسال پس از مرگ مائو کلید خرد. با اینکه چین در گذشته‌ها از قدرت‌های جهان به ویژه در حوزه اقتصادی به شمار می‌رفت، به یکباره این روند قطع شد. چین حتی در قرن ۱۸ از ثروتمدترین کشورها بود که در صنعت و کشاورزی از جمله پیشروترین‌های جهان به شمار می‌رفت. اما روند استعمار سرنوشت دیگری را برای پکن رقم زد و به تدریج تا میانه‌های قرن بیستم دوران افول چین رقم خورد و آن را به کشوری ضعیف تبدیل کرد که حتی در مقابل قدرت‌های آنروز جهان قادر نبود بخش‌هایی از قلمروی سرزمینی خود همچون تایوان، هنگ کنگ و ماکائو را حفظ کند. در نیمه قرن بیستم چین با رویکردهای ضدامپریالیستی که برای دولت اولویت داشت از بزرگترین واردکننده‌های انرژی و مواد معدنی و دیگر منابع به شمار می‌رفت. اما با خاتمه دوران مائو، و با تغییر نگاه‌ها، دیدگاه‌های حزب کمونیست به تدریج به سوی بازسازی چین از خاکسترهای جنگ جهانی متمرکز شد و این حزب بار دیگر اقتصاد را در اولویت قرار داد. خیزش چین در سال‌های بعد باعث شد تا چین را در زمانی اندک از یک «کوتوله اقتصادی» به غول اقتصادی جهان تبدیل کند؛ در واقع شیائو پینگ جرقه این جهش بزرگ را زد. دنگ با تمرکز بر اقتصاد و هدف قرار دادن توسعه، ابتدا به تغییر کادرها روی آورد. وی دیپلماسی و سیاست خارجی پکن را فعال ساخت و در سفرهای خارجی پرشمار هیات‌های این کشور تلاش کردند تا از تجربه دیگر کشورها در مدیریت اقتصاد استفاده کنند و مفهوم و مسیر درستی از نوسازی را به دست بیاورند. در دوره دنگ شیائو پینگ دیگر سرمایه‌داری مذموم نبود و در عوض به عنوان ابزاری برای عبور از فقر دیده شد. از ۱۹۷۸ برنامه «اصلاح و بازگشایی» تدوین شد و به اجرا در آمد. بعد از آن هم چند برنامه دیگر با موفقیت به اجرا در آمد. از جمله رئوس این دوره گذار پذیرش اشتباهات گذشته و تبیین اهداف روشن اقتصادی، حرکت به سوی نوسازی سوسیالیستی با تاکید بر منافع و رفاه مردم و تلاش برای اولویت دادن به کارآفرینان صنعتی بود. چینی‌ها در واقع تلاش کردند تا از سرمایه‌داری برای نجات سوسیالیسم استفاده کنند. آن‌ها برنامه ریزی‌های دولتی را همچون قفسی برای پرواز اقتصاد چین تصور کردند و تلاش کردند تا در برنامه‌های ۵ ساله دیوارهای این قفس یا محدودیت‌ها را کمرنگ‌تر کنند. آن‌ها به صورت مداوم قفس را با اندازه و توانایی پرنده سازگار کردند. در این چارچوب اتحاد نخبگان چینی، بهره برداری از دستاوردهای فرهنگی و یادگیری از تجربه دیگر کشورها موجب شد تا چین با اجرای موفقیت آمیز سوسیالیسم به سبک دنگ شیائو پینگ - که در دوره رهبران بعدی هم دنبال شد- مراحل رشد را با سرعتی خیره‌کننده طی کند. دکترین همسایه خوب، دیپلماسی قدرت‌های بزرگ، دیپلماسی حاشیه‌ای و بینامنطقه ای از جمله طرح‌های موفق پکن در طول دهه های اخیر بودند. شی جین پینگ رئیس جمهوری کنونی چین که تا سال ۲۰۲۳ در قدرت باقی خواهد ماند نیز رویای چین برای ورود به عصر جدید قدرت را دنبال می‌کند. رشد اقتصادی جمهوری خلق چین به اندازه‌ای خیره کننده بود که به اعتقاد تحلیلگران بسیاری از آرایش‌های بین المللی را به چالش کشیده است. پکن در مدت کمتر از ۵۰ سال بسیاری از چارچوب‌هایی را که ایالات متحده در عرصه جهانی به ویژه در حوزه اقتصاد ایجاد کرده بود -- مانند توافق تجارت و تعرفه‌ها (گات) و بعد از آن سازمان تجارت جهانی -- را به چالش کشید و نقش تعیین کننده‌ای را در دیگر سازمان‌ها کسب نمود. در سال ۲۰۱۴، اقتصاد ایالات متحده، نزدیک به ۱۷ تریلیون دلار کالا و خدمات تولید کرد و در سال ۲۰۱۸ این رقم به ۲۰ هزار میلیارد دلار رسید. در سال ۲۰۱۴ چین ۱۰ تریلیون دلار تولید کرد و در سال ۲۰۱۸ این رقم به بیش از ۱۴ هزار میلیارد دلار رسید. به اعتقاد تحلیلگران اگر هر دو کشور مسیر کنونی رشد تولید ناخالص داخلی را حفظ کنند احتمالا چین قادر خواهد بود در سال ۲۰۳۰ به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل شود. جمهوری اسلامی ایران نیز از سال ها پیش از انقلاب اسلامی، برنامه‌های توسعه‌ای گوناگونی را تدوین کرده است تا بتواند موجب توسعه کشور شود. به اعتقاد کارشناسان چالش‌های مختلف سیاسی و اقتصادی در کنار ضعف ساختاری در برنامه‌ریزی مناسب و اجرا باعث شده است هیچ‌یک از این تلاش‌ها نتیجه مطلوب در تدوین مدل بومی توسعه به همراه نداشته باشد. به نظر می رسد، تهران با استفاده از تجربه و حتی کارشناسان چینی می‌تواند نخستین گام مهم در مسیر پیشرفت یعنی برنامه‌ریزی دقیق توسعه‌ بومی قابل اجرا را رقم بزند.

more_vert توسعه سیاسی شاهراه نوسازی و پیشرفت

ادامه مطلب

closeتوسعه سیاسی شاهراه نوسازی و پیشرفت

نوسازی و توسعه سیاسی ناظر بر اهدافی است که تحقق آن می‌تواند به کاهش شکاف میان نهادهای سیاسی با سایر نهادها در اقتصاد و جامعه منجر شود و از این طریق راه ترقی، پیشرفت و رفاه همگانی هموار خواهد شد. به گزارش، گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، توسعه یا نوسازی مفهومی است که برای تبیین تحولات عصر مدرن بکار گرفته شده است. توسعه، دگردیسی و تغییراتی ایجاد می‌کند و به پیوستگی هرچه بیشتر نهادهای دولتی و اجتماعی یاری می‌رساند. در این میان، توسعه سیاسی یکی از مهم ترین زیرشاخه های توسعه به شمار می رود که مفاهیم مدرنی چون دولت ملی، ارتش ملی، بوروکراسی، اقتصاد بازار ، تکنولوژی مدرن و غیره بی‌شک زاده آن هستند؛ مفاهیمی که تحقق آنها در یک جامعه به آرامش اجتماعی و رفاه مادی بیشتر برای شهروندان می انجامد. چرایی شکل‌گیری نظریات مربوط به نوسازی و توسعه مطالعات توسعه در نیمه دوم سده بیستم، از سوی پژوهشگران غربی به عنوان رشته‌ای مستقل ایجاد شد. نگرانی از تضعیف موقعیت غرب نسبت به شوروی در کشورهای جهان سوم و ترس از نفوذ و گسترش کمونیسم در این کشورهای فقر زده، عامل اصلی بسط مفهوم توسعه نزد پژوهشگران غربی بود. پس از جنگ جهانی دوم، اقتصاد توسعه نیز به عنوان شاخه‌ای در علم اقتصاد و در خلال مطالعاتی که پیش از آن دوره به اقتصاد استعماری معروف بود شکل گرفت. به طور کلی، هدف اولیه از مطالعات توسعه، شناسایی چشم‌اندازهای اقتصادی جهان سوم پس از استعمار زدایی و استقلال این کشورها بود. دیدگاه‌های مربوط به توسعه سیاسی اندیشمندان مختلف در طول دهه‌های گذشته تعاریف متنوعی را از توسعه به ویژه توسعه سیاسی ارائه داده‌اند. «رابرت پکینهام» نوسازی سیاسی را اینگونه تعریف می ‌کند: «کارکردی از یک نظام اجتماعی است که مشارکت‌های مردمی را در فرایندهای حکومتی و سیاسی در تمام سطوح آسان می‌سازد و پر کردن شکاف‌های منطقه‌ای، مذهبی، کاستی، زبانی، قبیله ‌ای یا شکاف‌های دیگر را تسهیل می‌کند.» ‌«ساموئل هانتینگتون» از جمله اندیشمندانی است، که نظریات مهمی در باب نوسازی سیاسی دارد و در این باره تعریف خاصی را ارائه می دهد. وی در کتاب «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی»، می‌نویسد: «نوسازی سیاسی یکی از ابعاد نوسازی است. نوسازی سیاسی را باید حرکت از جامعه سنتی به جامعه نوین دانست.» به باور این اندیشمند، دگرگون‌سازی ارزش‌های سنتی و الگوهای رفتاری، گسترش دامنه وفاداری‌ها از خانواده، دهکده و قبیله به ملت، عقلایی کردن ساختار اقتدار، جایگزین سازی معیارهای دستاوردی به جای معیارهای انتسابی و روی آوردن به یک نظام برابرانه توزیع منابع مادی، از جمله شرایط نوسازی سیاسی محسوب می‌شوند. برخی اندیشمندان نیز نوسازی را مفهومی نسبی‌ و ذهنی می‌دانند. «نیتل» و «رابرتسون» نوسازی را فرایندی می‌دانستند که نخبگان ملی به کمک آن به طور موفقیت‌آمیزی احساس حقارت‌شان را کاهش می‌دهند و به سمت تعادل با ملل جا افتاده و برخوردار از مقام و منزلت بالا حرکت می‌کنند. با باور این دو، این هدف از یک سو به ارزش‌ها و مقتضیات نظام بین‌المللی بستگی دارد و از سوی دیگر به ارزش‌ها، حالات و توانایی‌های نخبگان نسبت به خواسته‌های ملت. کانون و محور اصلی این تحلیل، نظام بین‌المللی است یعنی نظامی که بر اساس آن ارزش‌ها و اهداف هر کسی در رابطه با ارزش‌ها و اهداف نظام بین الملل تعریف می‌شوند. توجه و تاکید افراطی بیشتر اندیشمندان حوزه نوسازی سیاسی بر نمونه‌ها و الگوها، معیارها و ملاک‌های بین‌المللی توسعه اما همواره انتقاداتی را متوجه نظریه‌های مربوط به نوسازی سیاسی کرده است. منتقدان بر این باورند که هر جامعه باید نوسازی را از دید و منظر ارزش‌ها و اصول بومی و محلی خود آغاز کند تا بتواند به توسعه و رشدی همگانی و طولانی‌مدت که با تمامی ابعاد و شئونات اجتماع سازگار است، دست یابد. در همین زمینه، «محمد عابدی اردکانی» در کتاب «سنت و نوسازی سیاسی» می‌نویسد: نوسازی سیاسی به فـرایندی اطـلاق می شود که از طریق آن نخبگان با هـر نـوع ایدئولوژی سیاسی به طور موفقیت‌آمیزی درصدد تفسیر ارزش‌های بومی(ملی، فرهنگی یا مذهبی) به گونه‌ای برمی‌آیند که بسیج و مشارکت مردمی، همبستگی، حس اعتماد به نفس، هویت فردی و اجتماعی، جرات و جسارت و توان سـیاسی و تـاسیس نهادهای سیاسی عقلانی و تـخصصی و تـفکیک یافته را در پی داشته باشد. فراز و نشیب‌های روند توسعه سیاسی در ایران معاصر روند توسعه سیاسی در ایران افت‌وخیزهای خاصی داشته است که تاریخ توسعه سیاسی در کشورمان را با دیگر جوامع به‌ویژه جوامع غربی متفاوت می‌کند. با پیروزی انقلاب مشروطه بر حکومت مطلقه شاهی در سال ۱۲۸۵، برخی از مولفه های توسعه سیاسی از جمله مشارکت سیاسی در قالب ایجاد نظام پارلمانی بروز و ظهور یافت که تصویب قانون اساسی و متمم آن نتیجه چنین مشارکت سیاسی بود؛ رخدادی که خود قدمی در مسیر توسعه سیاسی به شمار می‌رفت. این دوره نخستین دوره از توسعه سیاسی در ایران به شمار می‌رود. این دوره اگرچه با آغاز سلطنت رضاشاه در ۱۳۰۴ به پایان رسید، اما سرآغاز روند توسعه سیاسی در ایران است، زیرا نخست‌وزیر یا همان رییس‌الوزرا به‌جای پادشاه امور اجرایی را در اختیار می‌گرفت و پادشاه صرفا سلطنت داشت. مجلس نیز که خواست‌های مردم را نمایندگی می‌کرد، عملکرد به نسبت مستقل و مقتدرانه‌ای داشت. مسئولیت و پاسخگویی نخست‌وزیر در مقابل مجلس شورای ملی نیز یکی از محدودیت‌هایی بود که بر سر راه استبدادطلبی و خودکامگی قرار داشت. رضا شاه اما مسیر توسعه سیاسی حاصل ‌شده به‌موجب انقلاب مشروطه را به سمت اقتدارگرایی منحرف کرد و مؤلفه‌های توسعه سیاسی را حذف و تهی از معنا کرد. از نگاه او، نوسازی کشور تنها از راه خودکامگی و سرکوب نهادهای دموکراتیک دست‌یافتنی بود. پس از اشغال ایران به دست انگلیس و شوروی در شهریور ۱۳۲۰ و سقوط حکومت رضاشاه و روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، اختناق و سرکوب گذشته تاحدی تعدیل و فرصتی دوباره فراهم شد تا نگاه آزادیخواهان به عرصه سیاسی معطوف گردد. اگر چه اندیشمندان سیاسی ایران از جمله ‌«همایون کاتوزیان» ده سال نخست این دوره را بی‌نظم و ترتیب می‌خوانند اما در این دوره قدرت مجلس تا اندازه‌ای به قدرت دربار می چربید. از این‌رو در این دوره شاهد برخی نشانه‌های توسعه سیاسی بودیم. «حسین بشیریه» محقق و مدرس سیاسی در مورد این مقطع زمانی می‌گوید: «در ده‌ساله اول، چنانکه گفتیم نظام سیاسی متکثر و کم‌وبیش مبتنی بر اجرای قانون اساسی بود. در نتیجه مجلس مهم‌ترین نهاد سیاسی به‌شمار می‌رفت. در همین دوران دربار سلطنتی چندان قدرتی نداشت و بسیاری از امتیازات خود را از دست داد. برخلاف گذشته مجلس به‌جای دربار تعیین وزرا را به عهده گرفت. همچنین مجلس قانونی در خصوص بازگرداندن اراضی سلطنتی به صاحبان اصلی آن‌ها تصویب کرد. در انتخابات مجلس چهاردهم پس از سقوط رضاشاه، دربار نتوانست هیچ‌گونه نفوذی اعمال کند.» دوره سوم روند توسعه سیاسی مربوط به دهه ۱۳۳۰ است. در این دوره که از اواخر دهه ۱۳۳۰ آغاز شد و در مقطعی کوتاه اوایل دهه ۱۳۴۰ پایان یافت، انجام اصلاحات اقتصادی- سیاسی در ایران در دستور کار قرار گرفت. این دوره همزمان بود با روی کار آمدن دولت «جان اف کِندی» در آمریکا و استراتژی دولت او برای در امان ماندن کشورهای جهان‌سومی وابسته به آمریکا از انقلاب‌های کمونیستی؛ استراتژی که معطوف به برخی اصلاحات و آزادی‌های مدنی قابل‌کنترل بود تا در کشورهای جهان سوم زمینه‌ای برای انقلاب‌های کمونیستی ایجاد نشود. در نتیجه این دیدگاه، فضای سیاسی و اجتماعی ایران تا حدی گشوده شد اما با وجود مبارزات پراکنده و مستقل آزادیخواهان و گروه‌های سیاسی وابسته به آنان، این فضا در واپسین سال‌های حکومت پهلوی به‌ شدت سرکوب شد. توسعه سیاسی در دوران انقلاب نگاهی به روند توسعه سیاسی و اجتماعی در دوران پس از انقلاب اسلامی نشان می‌دهد، برخلاف آنکه برخی گفتمان‌های رسمی پس از انقلاب پیشرفت‌هایی را در خصوص شاخص‌های توسعه نسبت به حکومت پهلوی به ثبت رسانده‌اند، هنوز نمی توان این ایده را تایید کرد که نظام جمهوری اسلامی از منظر توسعه سیاسی به مدل حکمرانی خوب نزدیک شده است، چرا که در خصوص وضعیت برخی از شاخص‌های مهم توسعه و مدل حکمرانی خوب در ایران در مقایسه با متوسط جهانی آنها، کشور ایران نتوانسته رتبه‌های خوبی را بدست آورد. بشیریه در کتاب «موانع توسعه سیاسی در ایران» به‌عنوان پژوهشی که به موانع تاریخی و ساختاری توسعه‌ سیاسی در ایران می‌پردازد، سه عامل ساختار قدرت سیاسی، شکاف‌ها و چند پارگی‌های اجتماعی و فرهنگی از قبیل سنت و تجدد و فرهنگ سیاسی به‌ ویژه فرهنگ سیاسی گروه حاکمه را که از آن به عنوان فرهنگ سیاسی پدرسالارانه نام برده شده، مورد بررسی قرار داده و استدلال می‌کند که این سه عامل در تعامل با هم از موانع توسعه‌ سیاسی در ایران بوده است. ‌«عبدالعلی قوام» مدرس علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی نیز در کتاب «توسعه سیاسی و تحول اداری» هدف اصلی از ورود به فرایند نوسازی را افزایش ظرفیت نظام برای پاسخگویی مناسب‌تر نسبت به تقاضاهای فزاینده جامعه می داند. اینها همه نشان می‌دهد که اگرچه با روی‌کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، بخشی از طرفداران توسعه سیاسی از عرصه اجتماعی پیش از انقلاب اسلامی وارد عرصه سیاسی پس از انقلاب شدند اما برخی از این مدافعان توسعه سیاسی به مرور از اهداف‌شان فاصله گرفته و نتوانستند آنگونه که باید مولفه‌های توسعه سیاسی را در کشور به بار بنشانند. اجرای این مهم بی‌شک نیازمند پایبندی به آرمان‌های توسعه سیاسی و نیز درک درست سیاست مدرن و الزامات آن از سوی آنان است و می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر از گذشته رقم زند.

more_vert دانشگاه‌ها و ضرورت تعامل ارگانیک با نظام سیاسی

ادامه مطلب

closeدانشگاه‌ها و ضرورت تعامل ارگانیک با نظام سیاسی

«سعید نصرتی»، کارشناس سیاستگذاری فرهنگی وزارت علوم، تحقیقات و فناوریهرچند نمی‌توان منکر «ارتباط ارگانیک» و «مناسبات کارکردی» بین نظام علمی و دانشگاهی با نظام سیاسی بود اما بدون تردید یکی از راه‌های توسعه دانشگاه‌، گسترش تعامل ارگانیک بین این دو نظام است. آموزش عالی به معنای امروزین در ایران، بر خلاف سایر جوامع از قدمت چندان زیادی برخوردار نیست. به عنوان مثال دانشگاه‌های اروپایی که بعضا قدمتی بالغ بر ۵ قرن دارند در قیاس با ایران -که با تاسیس «دارالمعلمین مرکزی» در سال ۱۲۹۷ شمسی آغاز شد- به مثابه درختی تنومند هستند که از دوران‌های گذار و چالشی خود، نظیر نظارت و دخالت نهادهای بیرونی عبور کرده و هم‌اکنون به فعالیت اصلی‌شان یعنی شناسایی مسائل جامعه و ارائه راه حل برای آن رسیده‌اند. این ویژگی برای آموزش عالی در ایران نشان می‌دهد که هرچند این نهاد در دوره‌ای توانسته با تربیت نیروی انسانی بخشی از نیازهای جامعه را تامین نماید، اما به دلیل اهمیت و اثرگذاری آن در جامعه همواره مورد توجه نهادهای خارج از دانشگاه بوده است. این امر طی زمان، موجب شده تا آموزش عالی از مسئولیت اصلی خود باز بماند. به همین دلیل آموزش عالی در ایران بیش از این‌که متوجه امر آموزش برای تامین نیازهای جامعه باشد، در چالش با آن‌ها قرار گرفته است. آموزش عالی در ایران هرچند عنصر کلیدی در فرآیندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به شمار می‌رود، اما توجه به مسائل آن در رابطه با نهادهای بیرونی از اهمیتی انکار ناپذیر برخوردار است.   انزوای آموزش عالی در فقدان روابط بین سازمانی سیستم آموزش عالی یکی از عناصر کلیدی فرآیندهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هر کشوری است. چرا که آموزش عالی معرف نوع مهمی از سرمایه­‌گذاری در منابع انسانی است که با فراهم آوردن و ارتقاء دانش، مهارت­‌ها و نگرش­‌های مورد نیاز کارکنان ارشد فنی، حرفه‌­ای و مدیریتی به توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کمک شایانی می‌کند. از این دیدگاه آموزش عالی نه تنها موجب ترویج دانش می­‌شود، بلکه با پیشرفت­‌های پژوهشی، فناورانه و علمی، دانش جدیدی را هم به وجود می­‌آورد. این نهاد علمی اهداف و نقش ویژه‌­ای را در جامعه بر عهده دارد که از آن جمله می­‌توان به تربیت نیروی انسانی متخصص مورد نیاز جامعه، ترویج و ارتقای دانش، عمق بخشیدن به نگرش­‌های علمی و فرهنگی، تعمیق فرهنگ گفتگو، مدارا و کار جمعی، ارتقای تنوع و غنای فرهنگی، نظریه‌­پردازی برای حل مسائل و بحران­‌های جهانی، گسترش تحقیق و فراهم نمودن زمینه مساعد برای توسعه کشور اشاره کرد. مضاف بر این‌که رسالت­‌های دیگری را همچون آماده کردن جامعه برای برخورد ریشه‌­ای با مسائل و مشکلات و کاویدن جنبه‌های نظری، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در حل و فصل آسیب­‌ها و تدوین سیاست و راهبرد برای مقابله با آنها هم بر عهده این نظام است. دنیای امروز به قول «پیتر دراکر» دنیای تحولات و تغییرات مداوم و عصر عدم تداوم‌­ها است. هر چه سرعت تغییرات بیشتر و محتوای آن پیچیده‌­تر باشد، امکان مدیریت آن برای استفادة بهتر نیز کاهش می­‌یابد. بدین ترتیب ضرورت تدوین چشم­انداز و برنامه­‌های بلندمدت و میان‌مدت هم افزون‌تر می‌گردد. باید درنظر داشت که هر قدر سرعت تغییرات بالاتر باشد، نیاز به نورافکن­‌های قویتـر جهت نظارت بر روند اجرای آن هم بیشتر احساس می‌­شود. هرچند آموزش عالی ایران همگام با این تحولات جهانی همواره کوشیده تا در قالب اهداف برنامه­‌های پنج‌ساله توسعه، به تقویت جایگاه نظام آموزش عالی در کشور مبادرت ورزد و پاسـخگوی نیازهای گوناگون و نـوین جامعه باشد، اما در این زمینه با چالش‌های اساسی روبروست. واقعیت آن است که در حال حاضر نظام برنامه‌ریزی توسعه کشور با مشکل عمده عدم ارتباط با سایر نظام‌های کشور روبه‌­رو است؛ درواقع روابط سازمان یافته‌­ای بین این نظام علمی و سایر نظام­‌های کشور وجود ندارد. تعارض بین ساختار کلان آموزش عالی و برنامه‌های توسعه هم‌اکنون وضعیت به‌گونه‌ای است که نظام آموزش عالی به طور مستقل راه خود را رفته و گویی اساساً کارکرد دیگری غیر از تولید دانش ندارد. سـایر نظـام‌­هـا نیز نیازهای خـود را براساس تقاضای داخلی و خارجی بدون ارتباط با آموزش عالی برآورده می­‌کنند که هر کدام به ­گونه­‌ای رها و مـستقل راه خود را ادامه می­‌دهند. باید اذعان کرد که نقش هماهنگی نظام آموزش عالی با نظام­‌های دیگر بر عهده ساختار کلان و سطح نهادی آن است. از این دیدگاه ساختار آموزش عالی در این سطح و در بین مجموعه کلان دولت نوعی ساختار وظیفه‌­ای است که مأمور و مسؤول انجام وظیفه‌­ای خاص است و لزوماً متعهد بـه در نظر داشتن وظایف وزارتخانه‌­های دیگر نیست. چنین ساختاری اگرچه در انجام وظایف ویژه امکان موفقیت دارد، اما در اجرای برنامه‌­های توسعه کـه تـک‌وظیفه‌­ای نیستند بـا تنگناهایی روبه ­رو می‌­شود. اصولاً برنامه‌­های توسعه و بخصوص برنامه­‌های توسعه بخش آموزش عالی از نوعی کلیت و جامعیت برخوردارند که برخلاف ساختار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری چند وظیفه­‌ای هستند و برای اجرا نیاز بـه وحدت و اتفاق بین چند ساختار وظیفه‌­ای دارند. بنابراین نوعی تعـارض بـین سـاختار کلان نظام آموزش عالی و ویژگی­‌های برنامه­‌های توسعه، اهداف و محیط اجرای آن وجود دارد که ضرورت بهبود و اصلاح آن را ایجاب می‌­کند. آموزش عالی عرصه تقاضاهای بیرونی می‌­توان بر این نکته اذعان داشت که علی­رغم همه موانع و مسائل، آموزش عالی در ایران همچنان در معرض تقاضاهای گوناگون و متنوع بیرونی قرار داشته و در راهبردهای ملی اثرگذاری قابل ملاحظه‌­ای­ دارد. به تعبیر «شاپور اعتماد» وقتی از آموزش عالی سخن به میان می­‌آید، مقصود وجود نهادهای اجتماعی لازم برای پرورش و تولید افراد دانشمند در امور مختلف علمی، فنی، پزشکی و اجتماعی است که هر کدام از آنان بتوانند به طور بالقوه این چرخ را بگردانند یا به عرصه جامعه وارد شوند. علی­رغم این اهمیت و با وجود این ناهمگونی ساختاری بین هویت علمی و مبتنی بر دانش با دیگر هویت اداری و بروکراتیک در کشور، نوعی تضاد معرفتی نیز درون ساختار آموزش عالی ایران در بخش فرهنگی و اجتماعی نیز قابل مشاهده است. این تضاد در عین حال که به ساختار کلی آموزش عالی در ایران و موانع فراروی آن در برشمردن نسل­‌های متنوع دانشگاهی(مانند دانشگاه در خدمت دین، دانشگاه در خدمت دولت – ملت، دانشگاه در جستجوی حقیقت و دانشگاه کارآفرین) برمی­‌گردد، به زیرحوزه­‌های درون ساختاری نظیر سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی نیز مرتبط است که یکی از زیر حوزه­‌های مهم آن است. سعید نصرتی علیرغم این‌که بررسی مسائل ساختاری نظام آموزش عالی ایران در دستور کار برنامه سوم توسعه قرار داشته و در این سند، به نبود اختیارات، انعطاف و پویایی در نظام آموزش عالی و مؤسسه‌های وابسته بـرای پاسخگویی سریع بـه نیازهای در حال تحول جامعه، رشد شتابان دنیای علم و فناوری، عدم انسجام، هماهنگی و ثبات در سیاست­‌های کلان آموزش عالی، فقدان نظام جامع و کارآمد ارزیابی و نظارت، به عنوان بخشی از مشکلات ساختاری بخـش اشاره شده است، اما اصلاحات سازمانی در نظام آموزش عالی نیز به منظور افزایش پویایی انعطاف و رقابت علمی از طریق اعطای اختیارات کافی و... به دانشگاه‌ها و همچنین کاهش تعدد مراجع تصمیم‌گیری و ...، به عنوان بخشی از سیاست‌­های راهبردی برنامه، هم پذیرفته شده است. با این وجود، راهکارهای اجرایـی و قانونی مؤثر برای تحقق این راهبرد، عملاً محدود بـه تهیه لایحه قانونی تشکیل وزارت علـوم، تحقیقات و فناوری شد، که حداکثر می­‌توانست به اصلاحات ساختاری در سـطح وزارت، بیانجامد. بی­‌توجهی به مسائل ساختاری موجود و سـطوح بـالاتر(فرا وزارتی) در یک نگرش جامع، موجب گردید که در عمل همان لایحه وزارت نیز، پس از بـیش از ٤ سال تلاش جهت تهیه در وزارت و تصویب در دولت و مجلس شـورای اسلامی، بـا رد در شورای نگهبان به سرنوشت نـامطلوب فعلـی دچـار شـود، کـه خـود حاکی از وجـود یـک مسأله ساختاری جدی دیگر در نظام سیاستگذاری کشور است. غلبه سازمان اداری بر نیروی انسانی به اعتقاد «نعمت ­الله فاضلی»، جامعه‌شناس و محقق اجتماعی یکی از کنش­گران حوزه دانشگاه و آموزش عالی در ایران، از ابتدای تشکیل دانشگاه یعنی از زمان تأسیس دارالفنون در ۱۵۰ سال پیش تا به امروز در «سازمان دانشگاه» در ایران،‌ همواره غلبه سازمان «اداری» بر «نیروی انسانی» و «عاملیت» بوده است. به عبارت دیگر، ساختارها بیش از آن که در خدمت خودشکوفایی و بروز خلاقیت‌ها، ‌ایجاد امنیت و آزادی برای بیان، فراهم کردن تسهیلات برای بروز خلاقیت‌ها و ایجاد محیطی ترغیب کننده برای آموزش فکر و خلاقیت باشند، در خدمت هدف‌ها و آمال‌ها و ایده‌آل‌های غایی نیروهای بیرون از نظام دانشگاهی بوده‌اند. هرچند نمی‌توان منکر «ارتباط ارگانیک» و «مناسبات کارکردی» بین نظام علمی و دانشگاهی با نظام سیاسی بود، ولیکن باید از «ارتباط مکانیکی» مبتنی بر اعمال «عریان قدرت» پرهیز کرد. بدون تردید یکی از راه‌های توسعه دانشگاه‌، توسعه تعامل ارگانیک آن با نظام سیاسی است. دانشگاه در ایران از همان ابتدای تأسیس به عنوان بخشی از نظام دیوان‌سالار حکومتی تعریف شد. این نظام اداری وظیفه دانشگاه را نه شکوفایی استعدادها بلکه تربیت نیروی انسانی ماهر و در عین حال مطیع و خادم نظام سیاسی در نظر داشت. در این نظام دانشگاهی، افراد بایستی استعدادها و تجربه‌های قومیتی، جنسیتی و اجتماعی و فرهنگی خود را کنار می‌گذاشتند و به جای آن جامه «شهروند مطیع» را به تن می‌کردند. در این شرایط، نظام برنامه‌ریزی درسی، روش‌های آموزش، پژوهش و دیگر مؤلفه‌های ساختاری دانشگاه، به گونه‌ای طراحی می‌شوند که به جای توجه به خواست‌ها، نگرش‌ها و توانایی‌های افراد، بیش از هر چیز به مثابه «دستگاه ایدئولوژیک دولتی» به تلقین ایدئولوژی‌های سیاسی و درونی‌سازی ارزش‌های سیاسی در دانشجویان و استادان بپردازد. در این شرایط، هویت‌های فرهنگی و «زیست جهان دانشگاهی» توسط سیستم، تحت کنترل و انقیاد سیاسی در می‌آید. باید در نظر داشت که در داخل نظام آموزشی، یک شبکه گسترده و تو در تو از نهادها قرار دارند که به صورت افقی و عمودی به یکدیگر وصل می‌شوند. یک تصمیم سیاسی در مورد هر جزء این شبکه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای در کل نظام بر جای بگذارد. این در حالیست که در بیرون نظام آموزشی، همه افراد به نوعی با آن سروکار دارند و خود را محق و واجد شرایط برای ارائه نظر درباره آن می‌دانند. بنابراین سیاست‌گذاری، تلاش برای ایجاد تعادل و توازن در میان تقاضاها و درخواست‌های حمایتی ضد و نقیض یا حداقل، گسترده و با فاصله، از طرف اجزا مختلف یک جامعه در آموزش برای خود منافعی را متصور هستند، که نمی‌توان این سیاست‌ها را بدون در نظر داشتن فعالیت‌های کارشناسی دقیق و علمی اتخاذ و به مرحله اجرا رساند.

more_vert فدائیان اسلام؛ مبارزانی آرمان‌گرا برای تحقق احکام الهی

ادامه مطلب

closeفدائیان اسلام؛ مبارزانی آرمان‌گرا برای تحقق احکام الهی

جمعیت فداییان اسلام از پیشتازان جهاد مسلحانه به رهبری سیدنواب صفوی به شمار می‌روند که بیشتر از خانواده‌های متدین، کم‌درآمد، بازاریان خرده‌پا و جوانان بودند و شور و شوق مبارزه انقلابی در سر داشتند. این جمعیت در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ خورشیدی نقش ویژه‌ای را در تحول اندیشه‌های سیاسی، شکل‌گیری نهضت اسلامی و همچنین مبارزه برای تحقق احکام الهی ایفا کردند.

more_vert طاعون؛ روایت آلبر کامو از اندوه جامعه انسانی

ادامه مطلب

closeطاعون؛ روایت آلبر کامو از اندوه جامعه انسانی

ایرنا- رمان طاعون یکی از شاهکارهای بی‌نظیر آلبر کامو نابغه ادبیات فرانسه به شمار می‌رود که ابعاد مختلف زندگی اجتماعی مردم را در مواجهه با فاجعه طاعون(دیکتاتوری و فاشیسم) به تصویر می‌کشد. در این اثر، طاعون در تخیل نویسنده به عنوان واضح‌ترین و گویاترین جلوه از اندوه جامعه انسانی که می‌تواند بر جامعه بشری مستولی شود، وجود داشت.