جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert مقاله علمی و پژوهشی اعتیاد اینترنتی و دانشجویان

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی اعتیاد اینترنتی و دانشجویان

مقاله علمی و پژوهشی" اعتیاد اینترنتی و دانشجویان " مقاله ای است در 13 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به اعتیاد اینترنتی و دانشجویان ، فناوری نوین ، جوامع شبکه ای ، ارتباطات انسانی و تحصیلات تکمیلی اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert مقاله علمی و پژوهشی محیط خانوادگی و اعتیاد به اینترنت

ادامه مطلب

closeمقاله علمی و پژوهشی محیط خانوادگی و اعتیاد به اینترنت

مقاله علمی و پژوهشی" محیط خانوادگی و اعتیاد به اینترنت " مقاله ای است در 12 صفحه که در مجلات معتبر علمی با رویکرد مدیریت رسانه منتشر شده است . در این مقاله علمی و پژوهشی به محیط خانوادگی و اعتیاد به اینترنت ، جنسیت ، برون گرایی و توافق پذیری اشاره شده است. محتوای این مقاله می تواند مورد استفاده دانشجویان دوره دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد برای تهیه رساله دکترا و پایان نامه ارشد قرار گیرد.

more_vert 3 دلیل اعتیاد به موبایل را بشناسید!

ادامه مطلب

close3 دلیل اعتیاد به موبایل را بشناسید!

حدود دو میلیارد نفر در سراسر جهان اکنون از تلفن هوشمند برخوردارند و به ندرت می‌توان کسی را بدون گوشی دید. تحقیقات جدید به توضیح دلایلی پرداخته که افراد بطور فزآینده‌ای خانواده و دوستان خود را فدای تلفن همراهشان می‌کنند. محققان داشنگاه کنت، سه دلیل برای این امر معرفی کرده‌اند که شامل اعتیاد به اینترنت، ترس از دست دادن رویدادها و عدم کنترل بر خود است. این تحقیق که در مجله Computers in Human Behaviour منتشر شده، این سه عامل را با تلفن هوشمند مرتبط دانسته است. یافته‌های محققان نشان داد که اعتیاد به اینترنت بطور مستقیم با رفتارهای بی‌اعتنایی ناشی از توجه بیش از حد افراد به تلفن هوشمند مرتبط است. این تحقیق شامل 251 شرکت‌کننده با سنین 18 تا 66 سال بود که در مورد کاربری تلفن همراه و تجربه بی‌اعتنایی مرتبط با آن مورد سوال قرار گرفتند. نتایج نشانگر ارتباط اعتیاد به تلفن هوشمند با رفتارهای بی‌اعتنائی ناشی از استفاده از آن بود. به گفته محققان، این رفتار یکی از عوامل مهم در ارتباطات مدرن است که می‌تواند پایه‌گذار تحقیقات جدید باشد. سال گذشته یک تحقیق آمریکایی نشان داد که 46 درصد افراد توسط همسرشان مورد بی‌اعتنایی ناشی از استفاده از تلفن همراه قرار گرفته‌اند و بیش از یک سوم آن‌ها به این دلیل دچار افسردگی شده بودند. محققان دریافتند که هر چه یک فرد بیشتر به تلفن هوشمند خود توجه می‌کرد، همسر وی احساس رضایت کمتری در رابطه داشت. منبع: ایسنا

more_vert گام گذاشتن به دنیای ناشناخته‌ها

ادامه مطلب

closeگام گذاشتن به دنیای ناشناخته‌ها

تا همین چند سال پیش کسی گمان نمی‌کرد که آسیب‌های مغزی وارده به یک بیمار که طی یک حادثه تصادف دچار ضربه مغزی می‌شود می‌تواند برگشت‌پذیر باشد. این تفکر که بافت عصبی یا مجموعه سازمان‌یافته مغز بعد از آسیب دیدن نمی‌تواند خود را ترمیم کند با کشف هر چه بیشتر ساز و کار "انعطاف‌پذیری عصبی" رو به زوال رفت. پلاستیسیتی عصبی در مدارهای نورونی این اجازه را به مغز می‌دهد تا در پاسخ‌ به بسیاری از تحریکات بیرونی و درونی تغییر کند. جالب اینجاست که این خاصیت در تمام مراحل تکامل مغز از جنینی تا مرگ وجود دارد. این خاصیت به ما اجازه می‌دهد تا برنامه‌های بازتوانی شناختی را بتوانیم روی مغزهای آسیب‌دیده پیاده کنیم تا آرام آرام دوباره توانایی‌های از دست رفته خود را پیدا کنند و از نو جوانه بزنند. با اجرای برنامه‌های توانبخشی یا بازتوانی شناختی می‌توان انتظار داشت که سیناپس‌های عصبی جدید تشکیل شود و سیناپس‌های قدیمی قوی تقویت شوند. در این ماجرا و طی آن باید تعریف دقیقی از بازتوانی شناختی و نیز آسیب‌های عصبی ارائه داد. بازتوانی شناختی یک اصطلاح کلی به معنای ارتقای توانمندی‌های شناختی مغز آسیب‌دیده مانند توجه، حافظه، حل مسئله و برنامه‌ریزی است. آسیب مغزی نیز گستره وسیعی از آسیب‌های ناشی از صدمه، بیماری‌های روانپزشکی مثل اسکیزوفرنی و آلزایمر تا رفتارهای اعتیادی را شامل می‌شود. اما پا گذاشتن به دنیای اعتیاد یعنی پا گذاشتن به دنیای ناشناخته‌ها. طیف رفتارهای اعتیادی در افراد آن‌قدر گسترده است که هر میزان مطالعه پزشکی، آماری و شناختی از اعتیاد هنوز هم نتوانسته است بر تمام جنبه‌های این دنیا نور بیفکند و زوایای تاریک آن را روشن کند. به هر میزان که طیف اعتیاد و رفتارها و مواد گوناگون آن گسترده است، طیف مداخلاتی که برای پیشگیری، درمان و بازتوانی رفتارهای اعتیادی می‌توان انجام داد نیز گسترده است و این مداخلات با انواع و اقسام چالش‌ها دست به گریبان هستند. اگر تنها این مداخلات را به بحث مداخلات شناختی محدود کنیم، باز هم همان گستردگی و همان چالش‌ها حفظ می‌شود. اعتیاد در واقع ترکیبی از وابستگی و تخریب است. بنا به ده فرمان ضروری برای درمان اعتیاد، درمانگران موظف هستند که توانایی‌های شناختی فرد در حال درمان را به مرور بازگردانند. همچنین باید وضعیت شناختی فرد مددجو حین ترک مواد به دقت پایش شود تا در مواقع ضرورت، کمک‌های لازم به او صورت بپذیرد. ساز و کار اصلی در این بازتوانی، افزایش کنترل مغز بر حالت‌های هیجانی است که باید به کمک تمرینات یا احیانا ابزارها تقویت شود. طی گزارشات از دو دهه اخیر فعالیت کلینیک‌هایی که به درمان سوء استفاده از مواد می‌پردازند، تعداد بسیار کمی از این مراکز، برنامه‌های بازتوانی شناختی را نیز به برنامه‌های معمول درمان خود اضافه کرده‌اند. گستره این برنامه‌ها نیز از حل یک جدول سودوکوی ساده تا بازی‌های برنامه‌ریزی شده پیشرفته کامپیوتری متغیر است. شاید اگر دید جامع‌نگر را تقویت و به این موضوع توجه کنیم که اعتیاد در هر انسان به هر چیزی که می‌خواهد باشد یک اتفاق واحد را از نظر بیولوژیک رقم می‌زند آنگاه دستمان برای مطالعات و مداخلات مرسومی که از بازتوانی شناختی می‌شناسیم بازتر شود شاید روزی بتوان به آرمان جامعه بدون اعتیاد فکر کرد.   سعید روستایی | عضو ستاد توسعه علوم و فناوری‌های شناختی

more_vert مقاله اثر اعتیاد و فعالیت بدنی رت مادر بر شاخص های رشد جسمی فرزندان نر

ادامه مطلب

closeمقاله اثر اعتیاد و فعالیت بدنی رت مادر بر شاخص های رشد جسمی فرزندان نر

مقاله علمی و پژوهشی " اثر اعتیاد و فعالیت بدنی رت مادر بر شاخص های رشد جسمی فرزندان نر" مقاله ای است در 23 صفحه و با 47 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد رشد و یادگیری حرکتی و ورزشی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به اعتیاد؛ بارداری؛ شاخص های رشد جسمی.؛ فعالیت بدنی؛ مورفین پرداخته شده است چکیده مقاله هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر اعتیاد و فعالیت بدنی رت مادر بر شاخص‌های رشد جسمی فرزندان نر است. روش تحقیق از نوع تجربی است. جامعه آماری تحقیق، رت‌های صحرایی نژاد آلبینو – ویستار بخش پرورش حیوانات آزمایشگاهی انستیتو پاستور بودند. در نهایت نتایج حاصل از عملکرد 116 فرزند نر در 4 گروه (مادر معتاد، مادر ورزشکار، مادر معتاد ورزشکار، گروه دست‌نخورده) و 80 مادر (به‌منظور ارزیابی مدت زمان بارداری) ارزیابی شد. داروی مورد استفاده در این تحقیق آمپول‌های مورفین 10 میلی‌گرمی ساخت کارخانه داروپخش تهران بود. به‌طور کلی باتوجه به نتایج به‌دست‌آمده از شاخص‌های رشدی (قد، وزن، پهنای سر و دوره جنینی) تأثیرات اعتیاد (قبل از بارداری) در دوره ابتدایی رشد (5 روز اول) پس از تولد نقش مؤثری بر شاخص‌های رشدی داشته که این امر ممکن است با افزایش دوره بارداری به تبع تأثیرات مورفین مرتبط باشد (01/0>P). اما روند رشد آزمودنی‌هایی که از مادران ورزشکار به‌دنیا آمده بودند، در نهایت بهتر بود (01/0>P)، به‌نحوی که ورزش در مادران معتاد تأثیر مخرب اعتیاد را تا حدی تقلیل می‌دهد. عنوان مقاله [English] The Effect of Physical Exercise and Addiction on Male Offspring's Physical Growth Indexes چکیده [English] The purpose of this research was to investigate the effect of physical exercise and addiction of female rats on male offspring's physical growth indexes. The research method was experimental. Statistical population consisted of female rats (albino – wistar) obtained from Pasteur Institute, Iran. The data were gathered from 116 male offspring (including 4 groups: addicted mother– sporting mother – addictive sporting mother and intact group) and 80 mothers (to estimate the length of pregnancy). The drug used in this study was manufactured by Daroopakhsh factory. The findings from physical growth indexes (height, weight, head circumference and gestational days) suggested that addiction (before pregnancy) played an effective role in physical growth indexes within the first 5 days which can be due to the increased pregnancy period (P<0.001). But the growth process of those subjects born of sporting mothers was better (P<0.001) in a way that exercise in addicted mothers diminished the devastating effect of addiction. کلیدواژه‌ها [English] Addiction, exercise, Morphine, Physical growth indexes., pregnancy دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert مقاله تأثیر حمایت اجتماعی بر رفاه کارکنان با میانجی‌‌گری اعتیاد به‌کار و تعلق‌خاطر‌کاری

ادامه مطلب

closeمقاله تأثیر حمایت اجتماعی بر رفاه کارکنان با میانجی‌‌گری اعتیاد به‌کار و تعلق‌خاطر‌کاری

مقاله علمی و پژوهشی " تأثیر حمایت اجتماعی بر رفاه کارکنان با میانجی‌‌گری اعتیاد به‌کار و تعلق‌خاطر‌کاری" مقاله ای است در 26 صفحه و با 36 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد مدیریت منابع انسانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث اعتیاد به کار؛ تعلق خاطر کاری؛ حمایت اجتماعی؛ رفاه پرداخته شده است چکیده مقاله امروزه، سازمان‌ها همۀ جنبه‌های مختلف زندگی انسان را در برگرفته‌اند و بسیاری از افراد، بخش زیادی از زندگی‌ خود را به کار اختصاص می‌دهند. افزایش حمایت اجتماعی موجب می‌شود افراد به سازمان تعلق‌خاطر بیشتری داشته، رضایت آنها از شغل خود بیشتر شده و درنتیجه بیشتر مایل بوده که در سازمان بمانند و کمتر به ترک خدمت گرایش داشته باشند. هدف این مقاله بررسی تأثیر حمایت اجتماعی بر رفاه کارکنان با میانجی‌گری اعتیاد به کار و تعلق خاطر‌کاری می‌باشد. داده‌های این پژوهش از بین 188 نفر از کارکنان سازمان ملی استاندارد ایران به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده گردآوری شده است. برای آزمون فرضیه‏ها، از آزمون‌های آماری ‎شامل تحلیل همبستگی و مدل‌سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می‏دهد تعلق خاطر‌کاری بر رضایت شغلی، تأثیر مثبت و بر استرس درک‌شده و اختلالات خواب تأثیر منفی دارد. همچنین اعتیاد به کار بر رضایت شغلی تأثیر منفی و بر استرس درک‌شده و اختلالات خواب، تأثیر مثبت دارد. نتایج حاصله، نقش میانجی‌گری تعلق‌خاطر کاری بین حمایت اجتماعی مربوط به کار و رضایت شغلی، استرس درک‌شده و اختلالات خواب را تأیید کرد. همچنین نقش میانجی‌گری اعتیاد به کار در رابطه بین حمایت اجتماعی مربوط به کار و اختلالات خواب نیز تأیید شد. عنوان مقاله [English] The Effect of Social Support of the Employees Welfare with Mediation of Work Addiction and Belonging چکیده [English] Organization have covered all aspects of human life. Most people spent a great part of their lives on working. Increasing social support makes employees show higher belongings to their job. They become more satisfied and would like to stay in the organization for longer time without any intention to leave it. This research aims at assessing the role of more social support on employees’ welfare with relation to work addiction and belongings. The data is collected from a number of 188 employees in the Iranian National Standard Organization through random sampling. The hypotheses were tested by correlation analysis and structural equations modeling. The results indicated that work belonging positively affects job satisfaction. Yet, it showed a negative relation with perceived stress and sleep disorders. On the other hand, work addiction has negative affect on job satisfaction. It has positive effects on perceived stress and sleep disorders. The result confirmed the mediation role of work addiction in the relationship between social support and sleep disorders. کلیدواژه‌ها [English] Work Addiction, Work Belonging, Social Support, Welfare دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواننداز محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert چه کسانی بیشتر به موبایل معتاد می شوند؟

ادامه مطلب

closeچه کسانی بیشتر به موبایل معتاد می شوند؟

شما چند بار در طول روز گوشی هوشمندتان را چک می کنید؟ بر اساس تحقیقی که به تازگی انجام شده مردم معمولی آمریکا به طور متوسط هر شش و نیم دقیقه یک بار گوشی هوشمند خود را چک می کنند یا به عبارتی دیگر 150 بار در طول روز این کار را انجام می دهند. البته برخی تحقیقات دیگر نشان می دهد که بررسی گوشی در طول شبانه روز از 300 بار هم تجاوز می کند. قضیه برای قشر جوان اما بسیار حادتر است؛ 53 درصد افراد بین 15 تا 30 ساله بسیار زودتر و بیشتر خودشان را تسلیم گوشی های هوشمندشان می کنند. این آمار نشان می دهد که بیشتر این افراد به گوشی های هوشمند خود اعتیاد پیدا کرده اند. دانشمندی آمریکایی که حدود 20 سال روی اعتیاد به خرید کردن افراد تحقیق کرده است، می گوید می تواند به خوبی تشخیص دهد که چه موقع تمایلات افراد جنبه غیرعادی پیدا می کند و برای سلامتی شان مضر می شود. بر اساس آمار موجود بین 80 تا 90 درصد مردم موقع رانندگی از گوشی های هوشمند خود استفاده می کنند که از نظر این محقق به نوعی گویای نوعی از اعتیاد است که برای سلامتی زیان آور است. گوشی هوشمند و اعتیاد بر اساس آمار موجود در آمریکا، دلیل وقوع 6 هزار تصادف رانندگی منجر به مرگ و 9 میلیارد دلار خسارت جانبی در سال به استفاده از گوشی هوشمند در هنگام رانندگی بر می گردد؛ بنابراین روشن است که این نحوه اعتیاد به گوشی ها کاملا اشتباه و برای انسان زیان آور است. علاوه بر این، پروفسور «ای رابرت»، استاد دانشگاه، معتقد است که بیشتر حواس پرتی دانشجویانش در هنگام تدریس نیز به استفاده از گوشی ها بر می گردد. اما چرا مردم جان خود و دیگران را برای گرفتن سلفی به خطر می اندازند؟ این همیشه برای ما سوال بوده که آیا کسانی هستند که به خاطر نوع شخصیت شان بیش از دیگران به گوشی های هوشمند اعتیاد پیدا کنند؟ آیا تحقیقی انجام شده که نشان دهد افراد با توجه به نوع شخصیت خود تا چه حد امکان دارد در دام اعتیاد به گوشی های هوشمند بیفتند؟ یک تعهد سرگیجه آور در سال 2014 میلادی تحقیقی انجام شد که نشان داد افراد جوان تر زمان بیشتری را با گوشی خود سپری می کنند. نتیجه این تحقیق همچنین مشخص کرد که دانش آموزان کالج های آمریکا روزانه بین 48 دقیقه تا هشت ساعت از زمان خود را با کار کردن با گوشی های هوشمند سپری می کنند. 67 درصد این دانش آموزان حتی هنگام خواب هم گوشی های شان را همره داشتند و آن را در حالت ویبره قرار می دادند و حتی 46 درصد آنها گفته بودند که بدون وجود گوشی های هوشمندشان می میرند. روانشناسان برای درمان مقاومت در برابر اینترنت (گوشی) توصیه هایی ارائه می دهند. شاید باور نکنید اما حتی هنوز هم کسانی هستند که دوست ندارند توسط گوشی های هوشمند احاطه شوند و سعی می کنند تا حد ممکن از استفاده از این گوشی ها اجتناب کنند. این افراد کسانی را که به گوشی های هوشمند معتاد شده اند دیده و دریافته اند که آنها کنترل خود را از دست داده و اراده خود را به گوشی های شان سپرده اند. برخی از مشخصه های اصلی فرد معتاد به گوشی، سکوت، خوشی، مقاومت کردن و دوری گزیدن از سایر افراد اجتماع است که توسط محققان شناسایی شده اند. برای آن که بفهمیم چه چیزی موجب می شود افراد نسبت به اعتیاد گوشی های موبایل مستعدتر باشند، بد نیست به کتاب پروفسور ای رابرت به نام «بیشتر از یک چیز خوب» نگاهی بیندازیم. وی می نویسد: «پروفسور جیمز رابرت با دو همکار خود به نام های کریس پالیگ و کریس مانولیس تحقیق پیمایشی را کلید زدند تا بفهمند افراد یا شخصیت ها و ویژگی های مختلف تا چه اندازه کمتر یا بیشتر به گوشی های هوشمند خود معتاد می شوند. این سه محقق 346 دانشجوی معمولی از کالج های آمریکا را به عنوان نمونه آماری خود انتخاب کردند تا ببینند کدام یک از هفت شخصیت اصلی بیشتر به اعتیاد به موبایل دچار می شوند. در این تحقق این محققان کشف کردند کسانی که ظرفیت کمتری دارند و کسانی که سریع تصمیم می گیرند، بیشتر به گوشی های هوشمند خود اعتیاد پیدا کرده اند. پس در نتیجه اگر شما از تمرکز روی آنچه در اطراف تان هست یا از انجام وظایف خود آزرده هستید، احتمال بیشتری وجود دارد که به دام اعتیاد موبایلی کشیده شوید.» محققان همچنین فهمیده اند که چه زمانی ظرفیت توجه ما پایین می آید. مطالعه ای که در سال 2015 میلادی توسط مایکروسافت انجام شده نشان می دهد متوسط ظرفیت توجه افراد معمولی در حدود 8.25 ثانیه یا کمتر است که این میزان چهار ثانیه از ظرفیت توجه 15 سال پیش انسان ها کمتر است و این موضوع ضمن آن که از نشانه های اعتیاد بشر به گوشی های هوشمند است، خود می تواند موجب تشدید اعتیاد به گوشی نیز بشود. علایم اعتیاد به گوشی هوشمند زمانی که یکی از این ویژگی ها را در خودتان ببینید می توانید بفهمید که احتمال ابتلا به اعتیاد موبایلی در شما افزایش یافته است. اولین نشانه آن بی ثباتی عاطفی است. آدم های دمدمی مزاج احتمال بیشتری دارد که به اعتیاد به دیوایس های سلولوییدی خود کشیده شوند در حالی که انسان های با ثبات، کمتر دچار اعتیاد به موبایل می شوند. افراد دمدمی مزاج به این دلیل بیشتر به اعتیاد به گوشی خود کشیده می شوند که با آن احساس آرامش بیشتری می کنند و برای دقایقی بی خیالی را به کمک گوشی هوشمند خود تجربه می کنند و همین موجب می شود که اعتیاد آنها به گوشی مستحکم تر شود. در واقع بررسی شبکه های اجتماعی و بالا و پایین کردن اخبار برای این تیپ افراد، تنوع طلبی وافر آنها را تسکین داده و ارضا می کند. محققان متوجه شده اند دانشجویان برونگرا که مرتب به فکر میهمانی رفتن و ارتباط برقرار کردن با اطرافیان خود هستند نسبت به افراد درونگرا بیشتر ممکن است که در دام اعتیاد موبایلی گرفتار شوند. محققان همچنین متوجه شده اند که احساس در ارتباط بودن با دیگران بزرگترین عامل احساسی است که مردم را به اعتیاد به گوشی های هوشمندشان می کشاند در حالی که انسان های درونگرا که نیاز کمتری به در ارتباط بودن با دیگران احساس می کنند، احتمال کمتری دارد که به موبایل خود معتاد شوند. علاوه بر این، به تازگی گزارش شده دانشجویان مادی گرا بیشتر به گوشی های هوشمند خود وابسته هستند. شاید به نظر عجیب برسد اما گوشی های هوشمند این روزها نقش اساسی را در زندگی جوانان و بزرگسالان ایفا می کنند، به گونه ای که اگر در سال های قبل شخصیت افراد به لباس و ماشین آنها ارجاع داده می شد، حالا با توجه به نوع گوشی هر فرد، دیگران در اماکن عمومی شخصیت آنها را داوری می کنند. در واقع گوشی های هوشمند به بهترین نحو بیانگر تناقض درونی تکنولوژی برای ما هستند. گوشی های هوشمند از یک سو بشر را به آرزوهای پیشین خود که امکان برقراری ارتباط با تمام نقاط جهان و بسیاری دیگر از آرزوهای دور و دراز او است رسانده اند و از سوی دیگر انسان را به برده خود تبدیل کرده اند. این دیگر به ما بستگی دارد که چه مسیری را انتخاب کنیم تا از این ابزار بهره سودمندانه ببریم یا به برده آنها تبدیل شویم. منبع: عصرارتباط

more_vert با افراد معتاد چگونه رفتار کنیم چه قبل و چه بعد از اعتیاد؟

ادامه مطلب

closeبا افراد معتاد چگونه رفتار کنیم چه قبل و چه بعد از اعتیاد؟

این فقط خودِ فرد معتاد نیست که از پیامدهای ویرانگر مصرف مواد مخدر اسیب می بیند، بلکه زندگی خانواده و اطرافیان اشخاص معتاد هم از آسیب ها این بحران در امان نخواهد بود. این بحران به قدری شایع است که بی شک عده ی زیادی از مردم حداقل یک نفر را در خانواده، بستگان یا دوست های و اشنایان شان که به دام اعتیاد دچار شده باشد، سراغ دارند. از این جهت ، به خانواده هایی که از نزدیک با بحران اعتیاد دست وپنجه نرم میکنند ، توصیه میشود که نحوه رفتار با فرد معتاد قبل و پس از ترک اعتیاد را یاد بگیرند تا راحت تر بتوانند عزیران شان را از این بلای دامن گیر آزادی ببخشند.   در مورد اعتیاد اطلاعات کاملی کسب کنید زمانی که متوجه شدید که یکی از اطرافیانتان درگیر اعتیاد شده تلاش کنید تا جایی که میتوانید در مورد نوع اعتیاد وی و شیوه ترک آن تحقیق کنید. هرچه اطلاعات بیشتری در این مورد داشته باشید، درک بهتری از شرایط خواهید داشت و بهتر میتوانید به وی کمک کنید.   فرد معتاد را در استفاده مواد مخدر همراهی نکنید بر نفس خود تسلط داشته باشید و هیچوقت به پیشنهاد استفاده دورهمی مواد مخدر« آری» نگویید. یعنی در هر شرایطی در خودداری از اعتیاد کوشا باشید و مغلوب هیچ وسوسه ای نشوید. نباید به طرف مقابل اجازه بدهید به شما بقبولاند که این رفتارش برعکس آنچه باور دارید، اشتباه و مشکل دار نیست.   به حرف های آن ها گوش کنید. بجای این که آن ها را نصیحت کنید، یاد بگیرید هنگامی که فرد از شما کمک می خواهد بدون این که در برابر وی تسلیم شوید یا از نظر مالی به وی کمک کنید، به حرف هایش گوش دهید.   همه چیز را به اعتیاد وی ربط ندهید هر مشکلی در منزل و خانواده به وجود می آید را گردن وی و اعتیادش نیندازید. اعتیاد فرد امکان دارد نمودی از مشکلات داخل خانواده باشد. با افزایش فشار و دادن حس گناه به وی تنها ترک را مشکل تر می کنید.   هیچوقت با وی قهر نکنید افرادی که درگیر اعتیاد میشوند معمولاً روحیه بسیار اسیب پذیری دارند و نسبت به دریافت تائید و توجه از سایرین بیش تر حساس هستند. به همین خاطر آنها نسبت به طرد شدن حساسیت بیشتری از خود نشان می‌دهند و قهر کردن شما میتواند بیش از پیش وی را در دام اعتیاد فرو ببرد.   تحقیر و توهین نکنید فرد معتاد به میزان کافی آسیب دیده و از خود عصبانی است. با تحقیر کردن وی، فشارهای روحی را بیش تر کردید و با افزایش فشارها، مصرف بیش تر خواهد شد.   تنها نگویید ترک کن، بلکه راه حل داشته باشید این که به طرف مقابل بگویید:« اگه دوستم داری، ترک کن.»، در اکثر مواقع راه به جایی نمی برد. درواقع، تنها این که از طرف مقابل بخواهید اعتیادش را ترک کند و هیچ راه حل خاصی در پیش نگیرید، نتیجه ی مثبتی دربر نخواهد داشت. فرد معتاد به قدری خود را ناگزیر به استفاده مواد مخدر حس میکند که معمولاً این تمایل مفرط یا میل اضطراری به ادامه ی مصرف را از عشقش به خانواده پرقدرت تر می بیند. هرگاه این واقعیت را پذیرفتید، آن وقت است که باید دست به یک راه حل عملی بزنید.   درباره برنامه های ترک اعتیاد تحقیق کنید درباره مرکزهای ترک اعتیاد و شیوه های بازپروری تحقیق کنید. هر برنامه ای را که برای ترک اعتیاد عزیزتان در نظر می گیرید، حتماً پرس وجو کنید که ببینید دقیقا به چه شکلی باید پیش برده شود یا واقعا چه قدر کارایی دارد. میتوانید با افردی که قبلا برنامه ی انتخابی تان را امتحان نموده اند ، مشورت کنید. خلاصه این که در مسیری قدم بگذارید که برای تان قابل درک و روشن باشد.   روی درخواست تان برای ترک اصرار کنید از این که ترک اعتیاد و بازپروری تنها راهکار ممکن است ، اصلاً کوتاه نیایید. خانواده هایی که یکی از دوستان شان معتاد است، مدام از این می ترسند که روزی خبر برسد که عزیزشان فوت کره یا بازداشت شده است. پس حتماً مسئله ترک اعتیاد و شروع برنامه ی بازپروری را جدّی بگیرید. باید طرف مقابل را متوجه سازید که این اقدام تنها راهکاری است که می پذیرید و با هیچ قول و قسم پوچی از این قبیل که« دیگه قول می دم کم تر بکشم.» یا« بخدا این بار که بکشم بار ی آخره.» خام نشوید.   از شیوه های اجباری استفاده نکنید شیوه های قهرامیز و اجباری میتوانند تأثیرات معکوسی بر روند ترک بگذارد. استفاده از شیوه هایی مثل بردن فرد به کمپ های اجباری در بسیاری از مواقع منجر به تشدید اوضاع میشوند . به دلیل آن که فرد حس میکند که شما درک متقابلی از شرایط جسمی و روانی وی ندارید. در نتیجه مقاومت بیشتری در خصوص ترک در وی ایجاد خواهد کرد.   حمایت کردن به وی نشان دهید که برای ترک کردن بطور همه جانبه از وی حمایت خواهید کرد. منظور از حمایت، بعد مادی نیست بلکه حمایت روحی و روانی بسیار از آن مهم تر است. این که فرد معتاد حس کند که وی و شرایطی که دارد را درک می کنید و از سختی ها و مشکلات ترک اعتیاد آگاه هستید، سبب میشود که با اطمینان بیشتری تصمیم به ترک بگیرد و انگیزه خود را از دست ندهد. رفتار اشتباه شما، چه بسا اگر سبب ترک شود، امکان دارد برگشت دوباره به مواد را در پی داشته باشد. به ویژه این که اگر ترک روی داد ، باید از نظر حمایتی و روانی هم چنان حساس باشید تا برگشت اتفاق نیفتد.   رفتار با فرد معتاد در حال ترک در صورتی که موفق شدید یک فرد معتاد را راضی به ترک اعتیاد کنید، گام بزرگی برداشته اید، ولی این پایان راه نیست. برای این که روش رفتار با فرد معتاد در حال ترک بسیار مهم است.   توقعات خود را مدیریت کنید باید بدانید که روند ترک اعتیاد طولانی مدت و زمان بر است، بدین ترتیب توقع نداشته باشید که در طی یک هفته یا چند روز اتفاق نمی افتد. بنابراین صبر داشته باشید و با یک رفتار اشتباه، روند ترک اعتیاد را مختل نکنید. مراجعه به مشاوره و صحبت با خانواده هایی که این روند را طی نموده اند سبب میشود که رفتار و توقعات درستی از این مرحله به دست آورید.   به وی اعتماد کنید پس از ترک باید به وی اعتماد کنید و هیچگاه کاری نکنید که حس کند به وی اعتماد ندارید. اراده و سعی وی را برای پیروزی بر این بیماری ستایش کنید و بارها بگویید که به وی افتخار می کنید که بردباری سختی ترک را داشته و اینک پاک و سلامت است.   فرد معتاد را تا بهبودی کامل تنها نگذارید وقتی فرد معتاد در مرکز ترک اعتیاد و بازپروری بستری شد، به این معنی نیست که تمامی مشکلات حل شده است. فرد معتاد هم چنان به محبّت، راهنمایی و حمایت تان درطول و پس از دوره ی درمان نیاز خواهد داشت تا بتواند زندگی جدید و سالمی را برای خود بنا کند. پس به حمایت هایتان ادامه بدهید و تلاش کنید که به عزیزتان قدم به قدم تا برگشت به زندگی طبیعی یاری برسانید.   وی را بعنوان عضوی از خانواده بپذیرید سرد بودن جو خانه و جدا بودن فرد معتاد از بقیه خانواده منجر به حس طرد شدگی و برگشت به طرف مواد مخدر میشود . باهم غذا خوردن، حرف زدن و خندیدن سبب میشود که فرد از محیط گذشته خود دور شود و در تصمیم ترک اعتیاد خود بااراده باقی بماند. نخستین محیط اجتماعی هر انسانی، منزل و خانواده است. بنابراین مفید واقع شدن در خانواده و این باور که خانواده به وی نیاز دارد، بزرگترین انگیزه برای آزادی از موادمخدر است.   رفتار با فرد معتاد بعد از ترک لازم است بدانید که ترک کردن ، نخستین گام در سلسله مراتب درمانی است، بنابراین بعد از ترک نباید وی را تنها بگذارید، بلکه باید با رفتار مناسب کمک کنید تا مابقی مراحل را هم به خوبی پیش برود و از اعتیاد خلاص شود. گام های بعدی ترک اعتیاد عبارتند از: -وارد شدن دوباره فرد به جامعه -یاد گرفتن مهارت نه گفتن -معاشرت با دوست های تازه -پیدا کردن شغلی مناسب و نداشتن وقت خالی -ورزش کردن منظم -ستایش شدن از طرف سایرین بخاطر پیروزی در ترک اعتیاد

more_vert اعتیاد شما به گوشی چقدر است؟

ادامه مطلب

closeاعتیاد شما به گوشی چقدر است؟

زندگی در کنار این افراد که تلفن‌همراه پاره تن‌شان شده، بسیار دشوار است. افرادی که این وابستگی و دل‌بستگی را دارند، مدام نگرانند شارژ باتری‌شان تمام و ارتباط‌شان با اینترنت و جهان هستی قطع شود. با کمک این تست می‌فهمید که اعتیاد به موبایل چقدر جدی است! اگر هنوز برای‌تان مشخص نیست که دانسته یا نادانسته به موبوفوبیا مبتلا شده‌اید یا نه، به‌راحتی می‌توانید احتمال ابتلای‌تان به این بیماری را با انجام این تست محک بزنید. شاید شخصا مبتلا به این بیماری نباشید اما ممکن است نزدیک‌تان افرادی را مشاهده کنید که لحظه‌ای نمی‌توانند بدون گوشی تلفن‌همراه‌شان باشند؛ دائم آن را به‌دست می‌گیرند و پیامک‌های‌شان را چک می‌کنند تا مبادا خبر یا کامنتی را در یکی از شبکه‌های اجتماعی از دست بدهند. زندگی در کنار این افراد که تلفن‌همراه پاره تن‌شان شده، بسیار دشوار است. افرادی که این وابستگی و دل‌بستگی را دارند، مدام نگرانند شارژ باتری‌شان تمام و ارتباط‌شان با اینترنت و جهان هستی قطع شود. این افراد حتی به‌خاطر ترس از جا گذاشتن گوشی تلفن‌همراه‌شان دائما زجر می‌کشند و زندگی را برای خود و اطرافیان‌شان تیره و تار می‌کنند. برای اطمینان از اینکه احتمال ابتلای شما یا یکی از اطرافیان‌تان به موبوفوبیا چقدر است این تست را انجام دهید تا دوز اعتیادتان به گوشی تلفن‌همراه را کشف کنید. سوالات زیر را پاسخ دهید و متناسب با دیدگاهی که درباره هر کدام از آنها دارید از یک تا هفت به خودتان امتیاز دهید. عدد یک به معنای به‌شدت مخالف است و عدد هفت به معنای به‌شدت موافق. 1. اگر هر لحظه که اراده می‌کنم به اطلاعات و داده‌های گوشی تلفن‌همراهم دسترسی نداشته باشم احساس ناراحتی می‌کنم. 2. اگر حین کار نتوانتم به اطلاعاتی که در گوشی تلفن‌همراه من است دسترسی پیدا کنم بسیار اذیت می‌شوم. 3. درصورتی که نتوانم از طریق گوشی به اخبار روز یا وضعیت آب‌وهوا یا آنچه در طول روز اتفاق افتاده، دسترسی پیدا کنم عصبی می‌شوم. 4. اگر نتوانم از تلفن‌همراهم استفاده کنم یا گوشی تلفنم خراب باشد عصبانی و کلافه می‌شوم. 5. اگر شارژ گوشی تلفن‌همراهم در حال تمام شدن باشد، احساس ترس می‌کنم و نگران می‌شوم. 6. اگر از خدماتی که به‌صورت محدود یا ماهانه روی گوشی تلفن‌همراهم دارم، استفاده کنم همیشه مضطربم که مبادا تمام شود. 7. اگر گوشی تلفن‌همراهم را فراموش کنم، می‌ترسم به خرید بروم یا خانه را ترک کنم. 8. اگر گوشی تلفن‌همراه را با خود نداشته باشم، مضطرب می‌شوم چون نمی‌توانم فورا با خانواده یا دوستانم در ارتباط باشم. 9. اگر گوشی تلفن‌همراه با خود نداشته باشم، نگران می‌شوم چون نمی‌توانم به پیام‌ها و تماس‌های بی‌پاسخم دسترسی داشته باشم. 10. اگر تلفن‌همراهم را با خود نداشته باشم، نگران وضعیت خانواده‌ام می‌شوم و نمی‌توانم از سلامت آنها باخبر شوم. 11. اگر تلفن‌همراهم را نداشته باشم، عصبی می‌شوم چون نگران می‌شوم مبادا کسی برای تماس گرفتن با من تلاش کرده باشد و موفق نشده باشد. 12. اگر تلفن همراهم از من دور باشد تمام روابط و دسترسی من به شماره تلفن‌های دوستانم قطع می‌شود. 13. بدون تلفن‌همراهم تمام ارتباطات من با دنیای مجازی و شبکه‌های آنلاین ازدست می‌رود و من ناراحت می‌شوم. 14. اگر تلفن‌همراهم از من دور باشد، احساس ناامنی می‌کنم چون احساس می‌کنم فردی از طریق آن به اطلاعات شخصی من و اطلاعاتی که در شبکه‌های آنلاین دارم، دسترسی پیدا می‌کند. 15. اگر تلفن‌همراهم از من دور باشد، مضطرب می‌شوم چون به ای‌میل‌هایم دسترسی پیدا نمی‌کنم. 16. بدون تلفن‌همراهم احساس ناامنی دارم و اصلا نمی‌دانم چه کنم. دوز اعتیاد شما چقدر است؟ بعد از آنکه عدد هر یک از سوالات بالا را مشخص کردید، تعداد اعداد مشابه را بشمارید. برای نمونه ببینید چند بار عدد 7 تکرار شده. یا عدد 5 چند بار در پاسخ پرسشنامه‌تان وجود دارد. اعدادی که ما بین یک تا 7 قرار می‌گیرند از شماره یک تا هفت به مرور از میزان موافقت‌شان کاسته و بر میزان مخالفت‌شان افزوده می‌شود. درنهایت هر چه تعداد اعداد نزدیک به عدد 7 بیشتر باشد، میزان اعتیاد شما به گوشی تلفن‌همراه‌تان بیشتر و احتمال ابتلای شما به بیماری موبوفوبیا بیشتر است و برای کنترل آن باید از مشاور کمک‌بگیرید. بنابراین افرادی که اعداد 6،5 و 7 در پاسخنامه‌شان بیشتر تکرار شده به موبوفوبیا دچارند. افرادی که اعداد 3 و 4 در پاسخنامه‌شان تکرار شده باید مراقبت بیشتری داشته باشند و گوش به زنگ باشند چون احتمال ابتلای آنها به موبوفوبیا وجود دارد و افرادی که تکرار اعداد 2،1 و 3 در پاسخنامه‌شان زیاد است در گروه افراد سالم جای می‌گیرند. منبع: مجله سیب سبز

more_vert هشدار؛ اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن کودکان

ادامه مطلب

closeهشدار؛ اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن کودکان

یک متخصص روانشناس کودک و نوجوان ضمن بیان اینکه اعتیاد به تلفن‌های همراه شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن محسوب می‌شود که فعال‌ترین گروه در این زمینه را نسل نوجوان و جوان جامعه تشکیل می‌دهند، به تشریح علت تمایل نوجوانان به اینترنت و تاثیرات آن بر رفتار آنها پرداخت. گوهریسنا انزانی- متخصص روانشناس کودک و نوجوان در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه وابستگی به تکنولوژی در قالب اعتیاد مدرن بین جوانان و نوجوانان پدید آمده و تبدیل به کالای فرهنگی و اجتماعی شده است، افزود: به نظر می‌رسد استفاده از اینترنت به طوری که موجب بروز مشکلات روان‌شناختی، اجتماعی، درسی، شغلی و... شود در جامعه ما فراگیر بوده و می‌تواند صدمات جدی جسمانی، مالی، اجتماعی، روانی و خانوادگی زیادی را ایجاد کند. شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر؛ اعتیاد به تلفن‌های همراه وی با بیان اینکه بر اساس تحقیقات در حال حاضر اعتیاد به تلفن‌های همراه شایع‌ترین اعتیاد بدون مواد مخدر در دنیای مدرن محسوب می‌شود، اظهار کرد: در ایران روند روزافزون استفاده از موبایل در شهرهای بزرگ واقعیت انکار ناپذیری است، این درحالیست که طبق تحقیقات، فعال‌ترین گروه در این زمینه را نسل نوجوان و جوان جوامع تشکیل می‌دهند، چراکه نوجوانان در راستای فضای گسترده موبایل و شبکه‌های اینترنتی سحر و جادو می‌شوند در نتیجه به استفاده افراطی از تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی روی می‌آورند. این متخصص روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به اینکه نوجوانان از طریق زنگ موبایل و تصاویری که در فضای مجازی منتشر می‌کنند می‌توانند هویت جدید و پنهانی برای خود بسازند، ادامه داد: دوران ۱۲ تا ۱۸ سالگی هر فرد از دشوارترین، پرتنش‌ترین و هیجان‌انگیزترین دوره‌های زندگی هر فرد به شمار می‌رود، به همین دلیل والدین باید در زمینه استفاده از گوشی‌های همراه و شبکه‌های اینترنتی توسط فرزندانشان آگاهانه برخورد کنند. در حال حاضر رشد چشمگیر استفاده از فضاهای مجازی و تلفن‌های همراه توسط نوجوانان، نگرانی‌ زیادی برای والدین ایجاد کرده است، این در حالیست که نه تنها در ایران پژوهش‌های اندکی در زمینه انجام شده بلکه حتی کار فرهنگی، آموزشی و برنامه‌ریزی مناسبی نیز صورت نگرفته است، این امر باعث شده نوجوانان ما در سیکل معیوب چرخش کنند و توان حذف رفتارهای اعتیادی خود را نداشته باشند. چرا برخی نوجوانان معتاد به اینترنت می‌شوند؟ وی بیان کرد: طبق پژوهش‌های انجام شده، اعتیاد به اینترنت اغلب مربوط به شوک‌های روحی و کمبودهای عاطفی دوران کودکی، ویژگی‌های شخصیتی، تعهد کم به خانواده، شرطی شدن، دریافت پاداش از شبکه‌های اجتماعی، درگیری با طلاق عاطفی والدین یا طلاق رسمی و اعتیاد بروز می‌یابد. برخی از پژوهشگران نیز اعتیاد به اینترنت را با کیفیت خواب بررسی کرده‌اند که بر اساس آن افرادی که از تلفن‌های همراه به طور افراطی استفاده می‌کنند، خواب‌های تکه تکه دارند و این روند موجب آسیب در ظرفیت یادگیری و عملکرد تحصیلی آنها می‌شود. تاثیرات استفاده از شبکه‌های مجازی و تلفن همراه وی با تاکید بر اینکه والدینی که در زمینه مدیریت استفاده از تلفن‌ همراه توسط فرزندانشان ناتوان‌اند، تلفن‌های همراه به مکان ملاقات خصوصی نامناسبی برای فرزندانشان تبدیل می‌شود، گفت: تلفن‌های همراه دارای برخی از اثرات مطلوب کارکردی هستند، اما ایجاد حس بی‌پروایی جنسی، افزایش مصرف نمایشی، ایجاد فضای امن برای افراد کج‌رو، ایجاد شبکه‌های ارتباطی پنهان، وابستگی و اعتیاد از کارکردهای نامطلوب این ابزار به شمار می‌رود. به گفته انزانی، براساس تحقیقاتی انجام شده در ایران، کاربرد تلفن‌ همراه در ایران شامل اطلاع‌جویی، فواید اجتماعی، رضایت‌مندی عاطفی و ‌کم‌تحرکی نوجوان است. بنابر اظهارات این روانشناس و طبق تحقیقات انجام شده توسط انجمن روانشناسی آمریکا، اعتیاد به اینترنت موجب اختلالات عملکردی در افراد می‌شود، این اختلالاتی دارای هفت شاخص اصلی کاهش تحمل فرد، ظهور علائم درد در فرد، استفاده بیش از حد معین زمانی از اینترنت، کاهش فعالیت‌های اجتماعی -تفریحی و تحصیلی، تداوم استفاده از اینترنت با وجود آگاهی از اثرات منفی هستند که حداقل سه معیار آن طی یک ماه در فرد مشاهده می‌شوند. انزانی ادامه داد: برخی تحقیقات نشان می‌دهد نوجوانانی که به طور بیمارگونه از اینترنت یا گوشی‌های همراه استفاده می‌کنند، دچار احساس ناکامی، افت تحصیلی، اجتماع‌گریزی، تنهایی، حواس‌پرتی، سردرد، خستگی، ضعف حافظه، کناره‌گیری، فرار از مشکلات، تمایل به شب بیداری‌، از هم گسیختگی روابط خانوادگی و عاطفی، اعتیاد به مواد و الکل، اضطراب و استرس می‌شوند. آنها تبدیل به افرادی درون‌گرا و خجالتی می‌شوند. فعالیت‌های بدنی و اعتماد به نفس، مهارت‌های شناختی، رشد اجتماعی، خلاقیت، تحرک و سلامت روان در آنها کاهش و تفکر وسواسی‌شان افزایش می‌یابد. این روانشناس عدم علاقه به مدرسه، فقدان انگیزه به درس خواندن، مشکل تفریحی، مشکل ارتباطی، بروز مشکل در رفتارهای حل مسئله و رفتارهای جرات‌مندانه، گسترش روابط بین فردی نامناسب، گرایش به جنس مخالف، وابستگی، اعتیاد، بروز مشکلات جسمی نگران‌کننده، فرار از واقعیت، و فراموشی مسئولیت‌های روزمره را از دیگر علائم این دسته از نوجوانان دانست. چرا برخی والدین ترجیح می‌دهند فرزندانشان را با تلفن همراه سرگرم کنند؟ این متخصص روانشناسی بر این باور است که والدینی که درگیر کارهای روزمره‌شان هستند، به جای آنکه زمانی را کنار فرزندانشان صرف کنند ترجیح می‌دهند فرزندانشان را با تلفن‌های همراه سرگرم کنند، حال آنکه این ابزار باعث دوری والدین از فرزندان می‌شود. شاید دلیل تهیه تلفن‌ همراه برای فرزندان این باشد که خانواده‌ها ترجیح دهند دسترسی راحت‌تری به فرزندان خود داشته باشند، با فرزندشان قرار بگذارند، از برنامه‌های روزانه و موقعیت دقیق او آگاه باشند، این درحالیست که والدین زمینه‌های منفی مانند آگاهی از مطالب غیر ضروری، ارسال و دریافت پیام‌های نامناسب، اتلاف وقت و .. را در نظر نگرفته و کودکان خود را در معرض امواج رادیویی مضر قرار می‌دهند و باعث می‌شوند آنها نتوانند عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشند. وی معتقد است: در حال حاضر به دلیل اینکه اغلب خانواده‌ها تک فرزند یا دو فرزند هستند ترجیح می‌دهند همه نیازهای فرزندان‌شان را بدون پیامداندیشی آن برآورده کنند و همین روند باعث می‌شود نوجوانان به سادگی و به شیوه‌ای محتاطانه و هوشمندانه از قید نظارت و سلطه والدینشان رها شوند. انزانی با تاکید بر اینکه چگونگی عملکرد خانواده عامل کلیدی در کاهش خطرات فعلی و آینده فرزندان است، گفت: والدین می‌توانند با ایجاد فضایی امن برای نوجوانان،‌ فرزندانشان را از رفتارهای اعتیادی دور کنند. کافیست به فرزندان خود توجه با کیفیتی داشته باشند، برای آنها حس حمایت ایجاد کنند، به نوجوانان خود اطمینان خاطر دهند که همیشه از والدینشان کمک بگیرند، برای فرزندان خود برنامه‌ریزی و زمان‌بندی مناسبی داشته باشند، اوقات فراغت مناسبی را باتوجه به علایق و تیپ‌های شخصیتی فرزندانشان فراهم کنند و قوانین فرزندپروری را بدانند. وی ادامه داد: در واقع جایگزین‌های مناسبی برای کاهش رفتارهای اعتیاد به تلفن‌های همراه وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به ارتباط کلامی مناسب میان اعضای خانواده، برنامه‌های تفریحی مشترک، ورزش و زمان‌بندی‌های دقیق اشاره کرد. چنانچه والدین بتوانند حمایت‌های اجتماعی بالایی از فرزندان خود داشته باشند، فرزندان آنها کمتر به سمت شبکه‌های اجتماعی متمایل می‌شوند.

more_vert از اعتیاد عاطفی چه می دانید؟

ادامه مطلب

closeاز اعتیاد عاطفی چه می دانید؟

زن و شوهر دو زوج مکمل‌اند. اینان سنت نبی اکرم را به جای آورده‌اند و با ازدواج می‌روند که حیات دمنده‌ای را رقم بزنند که نه تنها سعادت و شکوهمندی بزرگی برای خود فراهم سازند... بلکه فرزندانی برومند و شاداب به جامعه تحویل دهند و این دو رسالت مهم ممکن نمی‌شود، مگر در سایه فهم و درک یکدیگر. تنور رابطه‌ها گرم نمی‌شوند، ‌مگر در سایه اندیشه و تفکر. قلب‌ها به یکدیگر نزدیک نمی‌شود، مگر در سایه ایثار، زندگی‌ها به تفاهم و یکرنگی نمی‌رسد، ‌مگر در سایه شناخت خود و همسر. آلفرد آدلر می‌گوید: ”انسان رابطه گراست و نیاز به حشر و نشر دارد. با حرف زدن و با گوش دادن نیازهای روحی و روانی‌اش برطرف می‌شود، زیرا اجتماعی به دنیا آمده و زندگی در اجتماع به او امنیت می‌دهد." اریک فروم می‌گوید: ”انسان از لحظه‌ای که به دنیا می‌آید تا آن دمی که از جهان می‌رود، هر کاری که می‌کند در جهت رفع احساس تنهایی‌اش است. عشق می‌ورزد تا عشق دریافت کند. می‌بخشد تا مهر و محبت عایدش شود. میهمانی می‌دهد تا مدح و ثنا، دست و پا کند. در جمع حضور پیدا می‌کند، زیرا از تنهایی وحشت دارد. به دنبال همدلی است، زیرا به مونسی قابل اطمینانی نیاز دارد. در فکر پیدا کردن همدمی است،‌ زیرا نیاز به جفت دارد. در فکر تسخیر قلب‌هاست، زیرا فتح کردن را دوست دارد. با سلیقه، عقیده و باورهایش عاشق می‌شود، بدون این‌که بداند ناخودآگاه به چه راهی کشیده شده است. نیاز به جفت، منحصر به بشر نیست. پرندگان، حشرات و پروانه‌ها همه و همه جفتی دارند. عاشق می‌شوند و با خواندن،‌ ندای عاشقانه سر می‌دهند و تولیدمثل می‌کنند تا بقای طبیعت تداوم یابد، ولی انسان که اشرف مخلوقات است، شرایط ویژه‌ای دارد. آیا ممکن است فاکتوری منفعت‌طلبی و احساس مالکیت را در دوستی‌ها به فراموشی بسپاریم و اگر چنین اتفاقی افتاد آیا ما حق داریم که بگوییم عشق بی‌آلایش یعنی دوست داشتن در حد متعالی؟ و اگر به این درجه از رشد و شکوفایی عقلی و احساسی رسیدیم، حق داریم که بگوییم به دو افتخار زیر نایل گشته‌ایم: الف: بر عزت نفسمان افزوده شده و در نتیجه احترام به خودمان زیادتر شده است. ب: به وحدت وجود می‌رسیم، یعنی با دوست داشتن هویت شخصی خود را از دست نمی‌دهیم. وابستگی زیاد به همسر اعتیاد عاطفی چیزی شبیه اعتیاد به موادمخدر یا اعتقاد به مشروبات الکلی است چنین عاشقی اجازه رشد،‌ بالندگی و شکوفایی را به طرف مقابلش می‌دهد، یعنی به عنوان پشتیبانی استوار تلاش می‌کند که معشوق به توانمندی درونی برسد، زیرا می‌داند کسی که از درون توانمند شد، قادر است به دیگران توانمندی ببخشد. پس عاشقی که میل دارد معشوق به روش او تصمیم بگیرد، کماکان درگیر ”من" خودش است و احساس مالکیت سراسر وجودش را فرا گرفته است. عاشقی که دایما تلاش می‌کند که معشوق را تغییر دهد، از احترام به خود محروم و هنوز نمی‌داند که عاشق واقعی، معشوق را همان‌طور که هست می‌پذیرد. براندن می‌گوید: ”عشق و عاطفه به هیچ وجه نمی‌تواند جایگزین هویت انسانی شود." یعنی شما ضمن این‌که شخصی را دوست دارید، هویت خود را از دست نمی‌دهید. ولی دیگر فلاسفه اعتقاد دارند اگر شما عاشقی شیدا و دلداده‌ای بی‌چون و چرا باشید حرمت به خود را از دست می‌دهید. یعنی به جای عشق به طرف مقابلتان، به او اعتیاد پیدا می‌کنید،‌ زیرا دیگر هویتی برای شما باقی نمانده که در پناه آن استقلال خود را حفظ کنید. در این صورت اگر خللی به رابطه شما وارد شود، دچار افت روحی و روانی شده و تا مرز از خود بی‌خود شدن پیش می‌روید. خودکشی‌ها، اسیدپاشی‌ها و متنفرشدن‌ها از معشوق، همه و همه ناشی از، از دست دادن هویت است. اگر عاشقی ارزش و احترام لازم را برای خود قایل باشد، به یقین جدایی‌ها را فاجعه نمی‌پندارد و دست به اعمال جنون‌آمیز نمی‌زند. پس اگر بخواهید عاشقی معرفی شوید که عشق اصیل و سالم را می‌شناسد، باید ضمن احترام به خود، به عقیده، سلیقه و ‌آلاآعلاقه‌های معشوق خود احترام بگذارید و این مهم میسر نمی‌شود، مگر طرفین از یک رشد درونی و غنای معنوی برخوردار باشند. از نظر روان‌شناسان اعتیاد عاطفی چیزی شبیه اعتیاد به موادمخدر یا اعتقاد به مشروبات الکلی است که شخص فقط به حکم نیاز به طرف او جذب می‌شود. پس فقر معنوی در عاشق باعث می‌شود که به شدت به معشوق وابسته شده و در خیلی از موارد آویزان او شود و اگر به دلایلی رابطه‌اش قطع یا تضعیف شود معتاد عاطفی دچار چالش‌های شدیدی می‌شود و همانند معتادی که او را از مصرف موادمخدر منع کرده‌اند، در تب و تاب می‌افتد. عاشق واقعی نه کسی را استعمار می‌کند و نه مستعمره کسی می‌شود. کسی که استقلال رای و نظر دارد،‌ نه ملک مطلق کسی می‌شود و نه احساس مالکیت بر دیگری دارد. اغلب کسانی که مایلند مستعمره نفرت‌انگیز دیگران بشوند باید در تفکر خود تجدیدنظر کرده و تلاش نمایند تا دوباره هویت انسانی خود را بازیابند. برای این‌که نتیجه‌گیری مختصری از این بحث بسیار پیچیده بگیریم، مشخصات عشق اصیل را برمی‌شماریم: عشاق واقعی ضمن احترام به خود، به ارزش و اعتبار معشوق بها می‌دهند. هر کدام در فکر رشد و بالندگی دیگری هستند. فرق عشق را با دوست داشتن می‌دانند و حساب این دو را از هم جدا کرده‌اند. در عین این‌که یک دل و یک دلبرند، قادرند دیگران را دوست بدارند و برای امنیت یکدیگر تلاش کنند و بالاخره قدرشناس یکدیگر باشند. به این ترتیب نهال عشق که در ابتدا نورس بود، تدریجا همه وجود عاشق و معشوق را در بر می‌گیرد و به درخت تنومندی با ریشه‌های مقاوم تبدیل می‌شود. منبع: موفقیت

more_vert دلیل اعتیاد به خشم چیست؟

ادامه مطلب

closeدلیل اعتیاد به خشم چیست؟

روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) 1. بیولوژی اعصاب انسان، خشم را مزیت می‌داند. بخشی از این پیامد مربوط به لحظه‌ای است که خشم حس خوبی دارد، احساس اینکه کاری انجام می‌شود. خشم، تمام ترمزهای اخلاقی و منطقی مغز را لگدمال می‌کند چون از سیستم کناره‌ای آغازین ما نشات می‌گیرد: مرکز مغزی اتوماتیک‌ترین احساسات ما مانند ترس و علاقه. سیستم کناره‌ای، مستقیم‌ترین ارتباط را با سیستم واکنش جنگ یا گریز ما دارد و شامل کنترل روی حملات آدرنالین، هشیاری، و سایر غرایزی می‌شود که شما را آماده جنگ یا فرار سریع می‌کند. 2. خشم، مشابه سایر اعتیادهاست. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که خشم، می‌تواند به حملاتی مشابه فعالیت‌های هیجان خواهی منجر شود، که در این فعالیت‌ها، خطر موجب برانگیختگی دریافتگرهای پاداش دوپامین در مغز می‌شود، یا مانند شکل‌های دیگراعتیاد مانند قمار، ورز‌ش‌های شدید، حتی داروهایی مانند کوکائین و متامفتامین‌ها. خشم می‌تواند پاداش خودش باشد، اما مانند سایر اعتیادها، عواقب نهایی، خطرناک و واقعی هستند و افراد از انگیزه‌های خشم در آن لحظه پیوری می‌کنند بدون این‌که به پیامدهایش توجهی داشته باشند. 3. خشم، شکنندگی نفس را بیشتر می‌کند. شکنندگی و آسیب نفس، جنبه روانشناسی هم دارد، که اغلب در شخصیت‌های خود شیفته دیده می‌شود؛ حملات بعداز خشم می‌توانند با احساسات نهفته ضعف یا عدم امنیت روی دهند، به عنوان راهی برای احساس قدرت در لحظه و غلبه بر احساس ضعف و عدم امنیت. خشم همچنین به افراد این احساس را می‌دهد که مختصرا نسبت به چیزهایی که عموما کنترلی روی‌شان ندارند، احساس کنترل کنند. متاسفانه نتایج ناخوشایند، پیامدهای منفی جلوه شما نزد دیگران را که باعث آزارتان می‌شود، تشدید می‌کند و چرخه ناامنی ادامه پیدا می‌کند. یک چرخه خطرناک از خشم و کج خلقی و مجازات که در نهایت به شخص خشمگین آسیب می‌زند. 4. خشم ممکن است آشنا و خوشایند باشد و همچنین روشی برای خودداری احساسی. متاسفانه برای بعضی‌ها که در محیطی همیشه آشفته و ناآرام بزرگ شده‌اند، بی‌ثباتی و دگرگون‌پذیری خشم ممکن است خودسرانه تبدیل به حالتی خوشایند شود و به سردرگمی یا فرار از احساسات ناخوشایند پنهان مانند خلاء یا ترس منجر گردد. حمله خشم و ناسازگاری، حس آشنایی داده و نزدیکی مخربی ایجاد می‌کند که ممکن است فردی این احساس را به مقابله با احساسات منفی‌تر مانند شکست یا اندوه ترجیح دهد. جدای از محیط‌های خانوادگی دلخراش، افسران جنگ هم در معرض این اعتیاد اشنا قرار دارند، چون تا مدتها در موقعیت‌های پر از تهدید گذشته باقی می‌مانند و آن شرایط در دوره‌های مختلف زمانی برای‌شات تکرار می‌شود. بنابراین ارزش این را دارد که از خود بپرسید آیا به خشم اعتیاد دارید؟ اگر چنین است، استراتژی‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کند. مانند: روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) درمان هرنوع اختلال مانند افسردگی، اضطراب، و اختلال تنش‌زای پس از حادثه(PTSD) که می‌تواند خشم را به‌عنوان یکی از علائم بروز دهد. استراتژی‌های مثبت غلبه بر استرس مانند شوخی و سرگرمی/ ورزش/ یوگا / مدیتیشن/ سفر. یادگرفتن رفتارهای جایگزین مانند چگونگی حل مسئله به‌طور ساختاری و اتکای کمتر روی ظغیان‌های ناگهانی، صحبت درباره محرک‌های خشم با دیگران پیش از آن‌که روی دهند، تمرین تفکر/ باور و …درمورد گرایشات‌تان صادقانه با اعضای خانواده و دوستان صحبت کنید. اما درست مانند هر اعتیاد دیگری، اولین قدم، تائید و پذیرفتن این است که مشکلی وجود دارد؛ و برای خیلی از افراد این سخت‌ترین قدم است تا زمانی‌که متاسفانه چیزی روی دهد که راه برگشتی باقی نگذارد. تصدیق این موضوع که خشم شما تبدیل به یک مشکل شده، نیاز به خردمندی، بلوغ و شجاعت دارد و متاسفانه بسیاری از افراد هنوز به عقب برنگشته‌اند تا تاثیر رفتارشان را روی اطرافیان‌شان ببینند،آگاهی، اولین قدم برای دوباره ساختن است. منبع: مجله سلامت

more_vert چرا نمی‌توانیم از صفحه موبایل چشم برداریم؟

ادامه مطلب

closeچرا نمی‌توانیم از صفحه موبایل چشم برداریم؟

«آدام آلتر» با 36 سال سن استادیار دانشکده اقتصاد استرن در دانشگاه نیویورک است و درباره روان‌شناسی و بازاریابی تحقیق می‌کند. گفتنی است «آدام آلتر» یک روان‌شناس اجتماعی نیز هست. او در کتاب جدید خود به نام «مقاومت‌ناپذیر: رشد تکنولوژی اعتیادآور و موضوع در دام نگه‌داشتن ما» به تحقیق درباره اعتیاد بسیاری از ما انسان‌ها (جوانان، نوجوانان و بزرگ‌سالان) به محصولات دیجیتال نوین پرداخته و دراین‌باره هشدار می‌دهد. (آن‌هم اعتیاد نه به معنای سمبولیک، بلکه به معنای واقعی کلمه معتادشدن). لازم به ذکر است که این گفت‌وگو در دفتر روزنامه نیویورک‌تایمز حدود دو ساعت زمان برده، ولی این گفت‌وگو برای شفافیت بیشتر و ایجاز، کمی تصحیح و خلاصه شده است. چه چیزی باعث شده است که شما فکر کنید مردم به وسایل دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی معتاد هستند؟ در گذشته ما فکر می‌کردیم اعتیاد چیزی است که به موادی مثل هروئین، کوکائین و نیکوتین مربوط می‌شود. امروزه ما با یک پدیده اعتیاد رفتاری مواجه هستیم. یک رهبر صنعت فناوری درباره آن به من گفت که مردم در حال حاضر نزدیک به سه ساعت در روز را مشغول کارکردن با موبایل‌هایشان هستند و این در حالی است که پسران نوجوان گاهی اوقات چندین هفته را تنهایی در اتاق‌هایشان درحال بازی با بازی‌های رایانه‌ای سپری می‌کنند. از سوی دیگر در موقعیتی هستیم که صاحبان اپلیکیشن اسنپ‌چت به این افتخار می‌کنند که کاربران این اپلیکیشن روزانه بیش از 18 بار این برنامه را باز می‌کنند. اعتیاد رفتاری اکنون به‌شدت زیاد شده است. براساس یک تحقیق که در سال 2011 انجام گرفت، مشخص شد 41 درصد از ما حداقل یک نوع از اعتیاد رفتاری را دارا هستیم. مسلما در سال‌های اخیر میزان اعتیاد به این وسایل با زیادشدن شبکه‌های اعتیادآور اجتماعی و تلفن‌های هوشمند و تبلت افزایش یافته است. شما اعتیاد را چگونه تعریف می‌کنید؟ تعریفی که من از اعتیاد دارم، این است که اعتیاد چیزی است که شما در کوتاه‌مدت از انجام‌دادن آن لذت می‌برید و در درازمدت به شما آسیب می‌زند، ولی شما به‌هرصورت به دلیل وسواس بی‌اراده، این کار را باز هم انجام می‌دهید. ما از نظر بیولوژیکی مستعد وابسته‌شدن به این‌گونه وسایل هستیم. اگر شما کسی را مقابل یک ماشین بازی قمار قرار دهید، مغز این انسان از لحاظ کیفی مانند زمانی به نظر می‌رسد که هروئین مصرف می‌کند. اگر شما کسی هستید که به صورت وسواس‌گونه بازی‌های رایانه‌ای را انجام می‌دهید (البته نه هرکسی؛ بلکه منظور کسانی است که به یک بازی خاص معتاد هستند) همان لحظه‌ای که کامپیوتر، بازی را شروع می‌کند مغز شما مانند شخص معتاد به مواد مخدر، عمل خواهد کرد. ساختمان مغز ما طوری است که اگر یک تجربه باعث فشار دکمه مناسبی در مغز شود، موجب ترشح دوپامین می‌شود که با ترشح این ماده احساس خوشی کوتاه‌مدتی به ما دست می‌دهد. اما اشکال اینجاست که در طولانی‌مدت نوعی مقاومت ایجاد می‌کند و باعث می‌شود ما به آن ماده بیشتر احتیاج پیدا کنیم. به عبارت دیگر باعث شکسته‌شدن اراده ما خواهد شد. آیا طراحان تکنولوژی‌های جدید در جریان کاری که انجام می‌دهند، هستند؟ کسانی که بازی‌های رایانه‌ای را خلق می‌کنند، نمی‌گویند که به دنبال خلق‌کردن اعتیاد هستند. آنها فقط می‌خواهند که شما بیشترین زمان ممکن را صرف محصولات‌شان بکنید. بعضی از بازی‌های داخل گوشی‌های هوشمند نیازمند پرداخت پول از جانب شما برای ادامه‌دادن بازی هستند. طراحان این بازی‌ها امکان برنده‌شدن مکرر را به شما می‌دهند؛ شبیه همان ماشین‌های بازی موجود در قمارخانه‌ها که گاه‌به‌گاه به شما امکان برد می‌دهند تا شما را علاقه‌مند نگه دارند. جای تعجب نیست که تولیدکنندگان این بازی‌ها اغلب نسخه‌های مختلفی از یک بازی را منتشر و امتحان می‌کنند که کدام نسخه مقاومت مصرف‌کننده را بیشتر می‌شکند و به مدت طولانی‌تری توجه آنها را به خود جلب می‌کند که البته این روش نتیجه نیز داده است. من برای کتابی که در حال نوشتن آن بودم با یک مرد جوان مصاحبه کردم که به مدت 45 روز متوالی جلوی کامپیوتر نشسته و مشغول بازی با بازی‌های رایانه‌ای بود. بازی‌کردن وسواس‌گونه باقی عمرش را نیز نابود کرده بود و درنهایت کارش به یک کلینیک ترک اعتیاد به نام «شروع دوباره» در ایالت واشنگتن کشیده شد و اینجا جایی است که در درمان وابستگی به این بازی‌ها تخصص دارند. آیا ما به قانونی برای حفاظت از خودمان احتیاج داریم؟ درنظرگرفتن قانون، ایده بدی نیست. حداقل برای بازی‌های رایانه‌ای در چین و کره‌جنوبی چندین طرح پیشنهادی به نام قوانین سیندرلا وجود دارد. هدف از این طرح‌ها، محافظت‌کردن بچه‌ها در مقابل بازی‌های خاص بعد از نیمه‌شب است. در سراسر آسیای شرقی اعتیاد به بازی‌ها و اینترنت یک مشکل بسیار جدی است. در چین میلیون‌ها جوان با این مشکل مواجهند و برای رفع این مشکل کمپ‌هایی دارند که والدین، فرزندان خود را برای ماه‌ها به آنجا می‌فرستند و در آنجا درمانگران، آنها را با یک برنامه ترک اعتیاد درمان می‌کنند.   چرا شما ادعا می‌کنید که مقدار زیادی از این وسایل الکترونیکی جدید باعث این اعتیاد رفتاری شده‌اند؟ خب، شما به رفتار مردم نگاه کنید. براساس یک نظرسنجی 60 درصد از بزرگ‌سالان می‌گویند که موبایل‌هایشان را هنگام خواب در کنار خود می‌گذارند. نظرسنجی دیگری حاکی است که نیمی از پاسخ‌دهندگان ادعا کرده‌اند در طول شب ایمیل‌هایشان را باز می‌کنند. به‌علاوه این ابزارهای جدید به نوعی به ابزارهای کامل در خدمت رسانه‌های اعتیادآور تبدیل شده‌اند. یعنی اگر بازی‌ها و شبکه‌های اجتماعی قبلا فقط روی کامپیوترهای خانه‌های ما بودند، الان وسایل همراهی که همواره با ما هستند این امکان را به ما می‌دهند که در همه‌جا به آنها دسترسی داشته باشیم. امروزه ما بی‌وقفه در حال سرزدن به شبکه‌های اجتماعی‌مان هستیم که باعث به‌هم‌ریختن کار و زندگی روزانه ما می‌شود. به جای اینکه متوجه باشیم که در کجا قدم می‌زنیم و با چه کسانی صحبت می‌کنیم، دچار این وسواس شده‌ایم که در اینستاگرم چند تا لایک می‌گیریم. این کار چه آسیبی به ما می‌زند؟ اگر شما روزانه به مدت سه ساعت سرگرم گوشی‌تان باشید، این مدت‌زمانی است که شما از برخورد چهره‌به‌چهره با مردم محروم شده‌اید. گوشی‌های هوشمند هر چیزی را که شما در لحظه از آن لذت می‌برید به شما می‌دهد، ولی این چیزها به ابتکار عمل احتیاج ندارند. شما هیچ‌وقت نیاز ندارید چیزی را به خاطر بسپارید چون همه‌چیز در گوشی شما و روبه‌روی شماست. شما احتیاج ندارید که توانایی به‌خاطرسپردن‌تان را افزایش دهید و نیازی به خلق ایده‌های جدید ندارید. من موضوع جالبی را فهمیدم و آن این است که «استیو جابز» در یک مصاحبه در سال 2010 گفته بود که بچه‌هایش از آی‌پد استفاده نمی‌کنند. در حقیقت تعداد باور نکردنی‌ای از غول‌های تکنولوژی ساکن در دره سیلیکون اجازه نمی‌دهند که بچه‌هایشان به ابزارهای خاصی نزدیک شوند. در دیگر منطقه مهم شهر یک مدرسه خصوصی وجود دارد که در این مدرسه به بچه‌ها اجازه استفاده از هیچ نوع تکنولوژی‌ای مثل آیفون یا آی‌پد داده نمی‌شود. موضوع جالب درباره این مدرسه این است که 75 درصد از والدین بچه‌ها خود در زمره مدیران اجرائی شرکت‌های صاحب این تکنولوژی‌ها هستند. آگاهی از وجود این مقررات در این مدرسه من را به سمت نوشتن کتاب «مقاومت‌ناپذیر» سوق داد که در این محصولات چه چیزی هست که از دیدگاه متخصصان آن‌قدر احتمال خطرناک‌بودنشان می‌رود. شما یک پسر 11ماهه دارید، وقتی با او هستید چگونه با تکنولوژی برخورد می‌کنید؟ من سعی می‌کنم وقتی در کنار او هستم از موبایلم استفاده نکنم. درواقع این یکی از بهترین راه‌هایی است که من را مجبور کرده از گوشی خودم زیاد استفاده نکنم. آیا خود شما به این وسایل اعتیاد دارید؟ بله، فکر می‌کنم به آنها اعتیاد دارم. من هم گه‌گاهی به بازی‌های مختلف روی تلفنم اعتیاد پیدا کرده‌ام. مانند بسیاری از مردم شرکت‌کننده در نظرسنجی اشاره‌شده در قبل، من نیز معتاد به ایمیل‌هایم هستم و نمی‌توانم از نگاه‌کردن به آنها دست بردارم و اگر قبل از خواب ایمیل‌هایم را چک نکنم، نمی‌توانم بخوابم. هرچه تلاش می‌کنم این کار را انجام ندهم، اما باز موبایلم را در کنار تختم می‌گذارم. تکنولوژی برای زنجیرکردن ما به خود طراحی شده است. ایمیل‌ها انتهایی ندارند. برنامه‌های ارتباط جمعی بی‌پایان هستند. سایتی مانند توییتر مطالبی دارد که پایان‌ناپذیرند. شما می‌توانید 24ساعته پای آنها بنشینید و هیچ‌وقت کارتان تمامی ندارد و شما مجددا برای چیزهای بیشتری به این شبکه‌ها برخواهید گشت. اگر شما بخواهید به دوستی برای ترک اعتیاد رفتاری‌اش توصیه‌ای کنید، چه چیزی را پیشنهاد می‌دهید؟ من پیشنهاد می‌کنم که آنها درباره اینکه چگونه به تکنولوژی اجازه می‌دهند به زندگی‌شان حمله کند، دقت بیشتری داشته باشند و مهم‌تر هم اینکه آنها باید این ابزارها را خاموش کنند. من از این ایده خوشم می‌آید. برای مثال به مدت شش شب به ایمیل‌هایشان پاسخ ندهند. عموما من می‌گویم که وقت بیشتری برای گذراندن در طبیعت پیدا کنند. مثلا به طور رودررو با کسی بنشینند و مکالمه‌ای طولانی بدون حضور هیچ‌گونه تکنولوژی داشته باشند. باید ساعاتی از روز را طوری گذراند که انگار دهه 1950 است یا در جایی بنشینید که نتوان گفت در چه عصری قرار دارید و نمی‌توانید بگویید در چه زمانی هستید. نباید همیشه خیره به صفحه گوشی‌هایتان باشید. منبع: روزنامه شرق

more_vert غم و اندوه؛ اصلی‌ترین محرک‌ سیگاری‌ها

ادامه مطلب

closeغم و اندوه؛ اصلی‌ترین محرک‌ سیگاری‌ها

تحقیقات جدید پژوهشگران دانشگاه هاروارد نشان می‌دهد که احساساتی چون غم و اندوه بیشتر از سایر احساسات منفی چون خشم یا استرس، افراد را به سیگار کشیدن تحریک می‌کند. به گزارش پایگاه اینترنتی «سایک سنترال»، تیمی از محققان دانشگاه هاروارد برای پاسخ به سؤالات مختلف در مورد ماهیت اعتیاد به سیگار، چهار مطالعه انجام دادند. آن‌ها می‌خواستند بدانند که چه چیزی فرد را به سمت سیگار کشیدن سوق می‌دهد؟ احساسات چه نقشی در این رفتار اعتیادآور دارند؟ چرا برخی افراد سیگاری سالها پس از ترک، بار دیگر سیگار کشیدن را آغاز می‌کنند؟ و این که اگر سیاست‌گذاران پاسخ این سوالات را در اختیار داشته باشند، چگونه می‌توانند به مبارزه علیه همه‌گیری اعتیاد به سیگار در جهان کمک کنند؟ این چهار مطالعه که در انجام آن‌ها از روش‌های مختلفی استفاده شده بود، همگی نشان دادند که غم و اندوه، بیش از سایر احساسات منفی، میل به سیگار کشیدن را در افراد افزایش می‌دهد. چارلز دوریسون مولف ارشد این پژوهش از دانشگاه هاروارد می‌گوید: باور عموم بر این است که هر نوع احساس منفی خواه خشم، انزجار، استرس، اندوه، ترس باشد و خواه شرم، احتمال این که افراد هوس سیگار کشیدن کنند را افزایش می‌دهد اما نتایج مطالعات ما نشان داد که حقیقت از این باور سنتی ظریف‌تر است و ناراحتی و اندوه به طور خاص محرکی قوی در ترغیب افراد به استفاده از مواد اعتیادآور این چنینی است. در یکی از این چهار مطالعه، محققان داده‌های به دست آمده از یک نظرسنجی را که وضعیت ۱۰.۶۸۵ نفر را طی ۲۰ سال پیگیری کرده بود، مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. به استناد یافته‌های این آنالیز؛ غم و اندوه در بین شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی با سیگاری بودن و بازگشت دوباره به سیگار کشیدن یک و دو دهه بعد از ترک همراه بود. در حقیقت هر چه این افراد غمگین‌تر بودند، احتمال سیگاری بودنشان بیشتر بود. نکته قابل توجه این است که سایر احساسات منفی چنین رابطه‌ای با سیگار کشیدن را از خود نشان ندادند. در یک مطالعه دیگر، این تیم تحقیقاتی در صدد کشف و بررسی رابطه علت و معلولی برآمد: آیا این غم و اندوه است که باعث می‌شود افراد سیگار بکشند یا اینکه رویدادهای منفی زندگی باعث غم و اندوه و سیگار کشیدن شده است؟ آن‌ها برای این منظور ۴۲۵ نفر از افراد سیگاری را برای انجام یک مطالعه آنلاین جذب کردند: به یک سوم از آن‌ها یک کلیپ ویدیویی غم انگیز نشان داده شد. یک سوم دیگر یک کلیپ ویدیویی خنثی درباره کار با چوب مشاهده کرده و به یک سوم باقی مانده نیز سومین فیلم که یک فیلم منزجر کننده از یک توالت کثیف بود، نمایش داده شد. سپس از همه شرکت‌کنندگان خواسته شد تا در مورد یک تجربه شخصی مرتبط با فیلم‌هایی که دیده بودند، چیزی بنویسند. این مطالعه نشان داد افرادی که ویدئو غم‌انگیز را مشاهده کرده و در مورد تجربه مشابه خود نوشته بودند، نسبت به دو گروه دیگر، میل بیشتری به سیگار کشیدن دارند. در مطالعه بعدی، محققان ۱۵۸ فرد سیگاری را به کار گرفتند تا چگونگی تاثیر غم و اندوه بر سیگار کشیدن این افراد را مورد بررسی قرار دهند. شرکت کنندگان ملزم شده بودند تا حداقل هشت ساعت قبل از آزمایش از کشیدن سیگار خودداری کنند. این شرکت کنندگان در ابتدا به طور تصادفی در دو گروه غم و اندوه و احساس خنثی قرار گرفتند. این افراد سیگاری در یک اتاق خصوصی در آزمایشگاه تحقیقاتی توتون و تنباکو هاروارد نشسته بودند، یا ویدئو غم انگیز را تماشا می‌کردند و در مورد تجربه شخصی خود در این باره می‌نوشتند و یا ویدئو خنثی را مشاهده کرده و در مورد محیط کاری خود می‌نوشتند. آن‌ها سپس از طریق دستگاهی که حجم پُک‌ها و سرعت و طول آن‌ها را آزمایش می‌کرد، شروع به سیگار کشیدن کردند. یافته‌های به دست آمده از این پژوهش نشان داد، افراد سیگاری که ناراحت هستند دود بیشتری را در هر پُک به داخل می‌کشند و سرعت این پُک زدن‌ها نیز در آن‌ها به مراتب بیشتر است. به گفته دوریسون، نتایج این پژوهش به کشف راه درست برای مقابله با تهدید همه‌گیری اعتیاد به سیگار در جهان کمک می‌کند. جزئیات این مطالعه در مجله Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است.

more_vert دلیل اعتیاد به خشم چیست؟

ادامه مطلب

closeدلیل اعتیاد به خشم چیست؟

خشم، در آمریکا یک اپیدمی است؛ همه چیز را آلوده کرده، از بگومگوهای رسانه‌ای تا جنون جاده، جنگ‌ها، کشتارهای دسته‌جمعی. اما جدای از ابعاد‌ خطرناک گسترده‌تر این احساس اساسی بشر و ارتباطش با خشونت، خشم، در معیارهای کوچک‌تر،روی زندگی روزمره شخصی ما هم تاثیراتی دارد. همه‌چیز، از درماندگی در محل کار گرفته تا اختلافات خانوادگی می‌تواند باعث بروز استرس، اضطراب و افسردگی شود. با این‌که می‌دانیم عصبانیت و خشم تا چه اندازه می‌تواند مخرب و دردناک باشد، چرا وقتی بروز می‌کند سرشار از آن می‌شویم؟ چرا علی رغم تمام پیامدهای خطرناکش، به افتادن در دامش ادامه می‌دهیم؟ پیامدهای قانونی، اجتماعی، مالی، جسمی، … بیولوژی اعصاب انسان، خشم را مزیت می‌داند. بخشی از این پیامد مربوط به لحظه‌ای است که خشم حس خوبی دارد، احساس اینکه کاری انجام می‌شود. خشم، تمام ترمزهای اخلاقی و منطقی مغز را لگدمال می‌کند چون از سیستم کناره‌ای آغازین ما نشات می‌گیرد: مرکز مغزی اتوماتیک‌ترین احساسات ما مانند ترس و علاقه. سیستم کناره‌ای، مستقیم‌ترین ارتباط را با سیستم واکنش جنگ یا گریز ما دارد و شامل کنترل روی حملات آدرنالین، هشیاری، و سایر غرایزی می‌شود که شما را آماده جنگ یا فرار سریع می‌کند. خشم، مشابه سایر اعتیادهاست. چیزی که اتفاق می‌افتد این است که خشم، می‌تواند به حملاتی مشابه فعالیت‌های هیجان خواهی منجر شود، که در این فعالیت‌ها، خطر موجب برانگیختگی دریافتگرهای پاداش دوپامین در مغز می‌شود، یا مانند شکل‌های دیگراعتیاد مانند قمار، ورز‌ش‌های شدید، حتی داروهایی مانند کوکائین و متامفتامین‌ها. خشم می‌تواند پاداش خودش باشد، اما مانند سایر اعتیادها، عواقب نهایی، خطرناک و واقعی هستند و افراد از انگیزه‌های خشم در آن لحظه پیوری می‌کنند بدون این‌که به پیامدهایش توجهی داشته باشند. خشم، شکنندگی نفس را بیشتر می‌کند. شکنندگی و آسیب نفس، جنبه روانشناسی هم دارد، که اغلب در شخصیت‌های خود شیفته دیده می‌شود؛ حملات بعداز خشم می‌توانند با احساسات نهفته ضعف یا عدم امنیت روی دهند، به عنوان راهی برای احساس قدرت در لحظه و غلبه بر احساس ضعف و عدم امنیت. خشم همچنین به افراد این احساس را می‌دهد که مختصرا نسبت به چیزهایی که عموما کنترلی روی‌شان ندارند، احساس کنترل کنند. متاسفانه نتایج ناخوشایند، پیامدهای منفی جلوه شما نزد دیگران را که باعث آزارتان می‌شود، تشدید می‌کند و چرخه ناامنی ادامه پیدا می‌کند. یک چرخه خطرناک از خشم و کج خلقی و مجازات که در نهایت به شخص خشمگین آسیب می‌زند. خشم ممکن است آشنا و خوشایند باشد و همچنین روشی برای خودداری احساسی. متاسفانه برای بعضی‌ها که در محیطی همیشه آشفته و ناآرام بزرگ شده‌اند، بی‌ثباتی و دگرگون‌پذیری خشم ممکن است خودسرانه تبدیل به حالتی خوشایند شود و به سردرگمی یا فرار از احساسات ناخوشایند پنهان مانند خلاء یا ترس منجر گردد. حمله خشم و ناسازگاری، حس آشنایی داده و نزدیکی مخربی ایجاد می‌کند که ممکن است فردی این احساس را به مقابله با احساسات منفی‌تر مانند شکست یا اندوه ترجیح دهد. جدای از محیط‌های خانوادگی دلخراش، افسران جنگ هم در معرض این اعتیاد اشنا قرار دارند، چون تا مدتها در موقعیت‌های پر از تهدید گذشته باقی می‌مانند و آن شرایط در دوره‌های مختلف زمانی برای‌شات تکرار می‌شود. بنابراین ارزش این را دارد که از خود بپرسید آیا به خشم اعتیاد دارید؟ اگر چنین است، استراتژی‌هایی وجود دارد که به شما کمک می‌کند. مانند: روان درمانی (گاهی برای مدیریت خشم از روش روان-شناخت درمانی استفاده می‌شود، و همچنین درمانی برای مقابله/مشاهده دینامیک‌های پنهان میان‌فردی و مسائل گذشته که می‌تواند برانگیزاننده خشم باشد.) درمان هرنوع اختلال مانند افسردگی، اضطراب، و اختلال تنش‌زای پس از حادثه(PTSD) که می‌تواند خشم را به‌عنوان یکی از علائم بروز دهد. استراتژی‌های مثبت غلبه بر استرس مانند شوخی و سرگرمی/ ورزش/ یوگا / مدیتیشن/ سفر. یادگرفتن رفتارهای جایگزین مانند چگونگی حل مسئله به‌طور ساختاری و اتکای کمتر روی ظغیان‌های ناگهانی، صحبت درباره محرک‌های خشم با دیگران پیش از آن‌که روی دهند، تمرین تفکر/ باور و … درمورد گرایشات‌تان صادقانه با اعضای خانواده و دوستان صحبت کنید. اما درست مانند هر اعتیاد دیگری، اولین قدم، تائید و پذیرفتن این است که مشکلی وجود دارد؛ و برای خیلی از افراد این سخت‌ترین قدم است تا زمانی‌که متاسفانه چیزی روی دهد که راه برگشتی باقی نگذارد. تصدیق این موضوع که خشم شما تبدیل به یک مشکل شده، نیاز به خردمندی، بلوغ و شجاعت دارد و متاسفانه بسیاری از افراد هنوز به عقب برنگشته‌اند تا تاثیر رفتارشان را روی اطرافیان‌شان ببینند،آگاهی، اولین قدم برای دوباره ساختن است.

more_vert نشانه های افسردگی فصلی که باید آنها را بشناسید

ادامه مطلب

closeنشانه های افسردگی فصلی که باید آنها را بشناسید

یک روانشناس با تشریح علائم بروز افسردگی فصلی گفت: مقاومت نسبت به درمان و مراجعه نکردن به پزشک در زمان بروز افسردگی باعث تشدید بیماری و کند شدن روند درمان می‌شود، متاسفانه در کشور ما باور عمومی و اشتباه مانع پیگیری روند بیماری می‌شود زیرا افراد تصور می‌کنند با مصرف داروهای اعصاب و افسردگی به آن اعتیاد پیدا می‌کنند. قاسم زاد، روانشناس در مورد بروز افسردگی فصلی اظهار کرد: برخی همزمان با تغییر فصل با اختلالات خلقی و روحی مواجه می‌شوند که با توجه به علائم آن می‌توان نسبت به درمان افسردگی اقدام کرد. در صورتی که فرد در مراحل اولیه بروز بیماری، درمان نشود پس از مدتی روند بیماری شدت گرفته و درمان به سختی محقق می‌شود. وی در مورد علایم بروز افسردگی فصلی گفت: افسردگی علائم جسمانی و روانی خاصی دارد از جمله علائم جسمی می‌توان به کاهش انرژی، کاهش کارآمدی فرد، تغییر وزن، برهم خوردگی ساعت خواب، تغییر در اشتها و از علائم روانی می‌توان به کند شدن در کارها، بی میلی و تغییر در روابط زناشویی، کاهش میل جنسی، تمایل به گریه کردن و خمودگی اشاره کرد. قاسم زاد افزود: افرادی که در زندگی خود سابقه بروز افسردگی دارند حتما پس از برخورد با این علائم باید بلافاصله به پزشک مراجعه کنند تا وارد مرحله درمان دارویی شوند و در کنار آن نیز اقدامات روان درمانی و روان شناختی نیز انجام دهند تا بتوانند به صورت عملی با بروز علائم افسردگی مقابله کنند. این روانشناس یادآور شد: افسردگی فصلی کاهش روابط بین فردی و خانوادگی را در پی دارد که فرد در روند شغلی و زندگی شاهد افت انرژی و کارایی می‌شود و اطرافیان فرد افسرده با مشاهده چنین حالتی به او تذکر می‌دهند و این مساله می‌تواند از نظر روحی و روانی به فرد آسیب وارد کند زیرا وقتی کارایی فردی کاهش پیدا می‌کند و نمی‌تواند رضایت اطرافیان و کارفرمایان را تامین کند برهمین اساس در پی گلایه‌ها و انتقادات اطرافیان اعتماد به نفس فرد نیز کاهش می‌یابد. وی تاکید کرد: با وجود این تغییرات زمینه برای نا امیدی، ناتوانی، ناکارآمدی، اضطراب و افسردگی بیشتر فرد مبتلا به اختلال افسردگی فراهم می‌شود البته میزان بروز افسردگی فصلی در پاییز و زمستان بیشتر از سایر فصول است اما برخی از افراد در فصل بهار نیز دچار این مشکل می‌شوند. قاسم زاد ادامه داد: اگر درمان‌های صحیح و به موقع برای افسردگی صورت گیرد از بروز مجدد آن جلوگیری می‌شود اما در این نوع اختلال، فرد با هوشیاری و آگاهی کامل به بیماری مبتلا می‌شود برهمین اساس خود فرد می‌تواند سریع به پزشک مراجعه کند. این روانشناس گفت: در سایر کشورهای دنیا وقتی فرد با علائم بروز افسردگی مواجه می‌شود در همان مراحل اولیه به پزشک مراجعه و نسبت به درمان اقدام می‌کند اما در کشور ما نوعی مقاومت در مصرف داروها و مراجعه به روانشناس و روانپزشک وجود دارد به طوری که به دلیل باورهای اشتباه عمومی فرد نسبت به درمان و مصرف دارو مقاومت دارد. مردم تصور می‌کنند با مصرف داروهای افسردگی و اعصاب به مرور زمان به آن اعتیاد پیدا می‌کنند در حالی که واقعا چنین نیست و این تصور به اشتباه رواج یافته است. منبع: سلامت نیوز

more_vert مقاله تبیین تخالف نظر و عمل از دیدگاه فارابی و ابن سینا

ادامه مطلب

closeمقاله تبیین تخالف نظر و عمل از دیدگاه فارابی و ابن سینا

مقاله علمی و پژوهشی " تبیین تخالف نظر و عمل از دیدگاه فارابی و ابن سینا" مقاله ای است در 22 صفحه و با 16 فهرست منبع که در مجلات معتبر علمی و پژوهشی با رویکرد اخلاق وحیانی منتشر شده است در این مقاله علمی و پژوهشی به مباحث  گرایش؛ افعال؛ اقناع؛ انفعالات نفسانی، دیدگاه فارابی و دیدگاه ابن سینا پرداخته شده است چکیده مقاله فارابی و ابن‌سینا عللی را که تخالف نظر و عمل را تببین پسین می‌کنند و راهکار بالقوه این تخالف‌اند و همچنین از عوامل و مؤلفه‌های پیشین تخالف‌سازند، در آثارشان پراکنده بررسی کرده‌اند. تناسب کیفیت علم با سطوح ادراکی مختلف می‌تواند عاملی مهم در توجه به مؤلفه‌های تخالف باشد. باتوجه‌به پیروی بیشتر افراد از ظن و تخییل، شخص حتی با وجود علم مضاد با تخیلات و ظنیات خود، همچنان براساس ظنیات و تخیلات خود عمل می‌کند و دربرابر آن‌ها منفعل می‌شود. چنین چیزی نمایانگر تأثیر قوی تخییل در سطح تصوری و به‌تبع آن اقناع در سطح تصدیقی است؛ به‌گونه‌ای‌که می‌توان عوامل نقصان یا پیشرفت هر برنامه‌ای را در پرتو این دو بعد ارزیابی کرد. از دیگر عوامل تخالف، نبود انگیزش، ارشاد، شوق و همچنین خلقیات، انفعالات و عوامل روانی است که به آن‌ها توطئات ذهنی می‌گویند. گرایش مردم به تبعیت از امیال، بیانگر جایگاه هریک در افعال ارادی است. فارابی و ابن‌سینا به نقش اعتیاد نیز توجه کرده‌اند. این اعتیاد، نقش نظر و علم را در مبادی فعل ارادی کاهش می‌دهد. باید توجه کرد که دامنۀ افراد خاصی برای جایگاه هریک از عوامل تخالف بیان شده است؛ درنتیجه، مسئلۀ تحقیق و پاسخ‌های آن در دو سطح توصیفی و تحلیلی، مطلق نیستند و نسبت به افراد و شرایط متغیر است. عنوان مقاله [English] the explanation of opposition of Thought and act in Farabie's and Avecina's view چکیده [English] The soul’s tendency as the origin of intentional act is considered by Farabi and Avesina. the votes effects of capricious wind and the acts consequences of tendencies causes the importance of discussion about the emotional acts origin. Both Farabis and Avesina considers the apprehensions of emotions and tendencies and acts consequences in common people as basis for societies need to the rhetoric in behaviors dimension. The individuals encouragement to the intentional act according to the take part peace of heart and impulsion, tendency desire and etc. in creating act causes the appearance of the role of persuasion and affections of it in his dimension and the attract tendencies. The persuasions position in this dimension could consider in the basis such as persuasion as the foundation of the intentional acts, the effects tendencies of persuasion and persuasive affairs and the consideration impulsions dimension and emotional persuasion and rhetoric such affections create a type of aspiration and the precedence the type of act. That it don’t perform in the absence of such affairs. Persuasion could be very important in alteration, conciliation and in order to direction of the acts in emotional dimension. کلیدواژه‌ها [English] "Tendencies", "acts ", "persuasion", " impulsion" دانشجویان دوره دکترا و کارشناسی ارشد می تواند از محتوای این مقاله برای رساله دکترا و پایان نامه کارشناسی ارشد بهره ببرند .

more_vert 9 اعتیاد که 90 درصد ما با آن درگیر هستیم

ادامه مطلب

close9 اعتیاد که 90 درصد ما با آن درگیر هستیم

همه ما به افکارمان وابسته هستیم و اگر نتوانیم افکارمان را تغییر دهیم، خودمان را هم نمی‌توانیم تغییر دهیم. در ادامه به 9 ویژگی اشاره می‌کنیم که 90 درصد ما به آن‌ها دچار هستیم. 1-راحت طلبی هیچ موفقیتی بدون کار و تلاش به دست نمی‌آید و صبر، تنها راه تحمل سختی‌هاست. وقتی منتظر می‌مانیم که همه‌چیز خودبه‌خود روبه‌راه شود در واقع تخم ناامیدی را در وجودمان می‌کاریم که اسباب تسلیم‌شدن هر چه سریع‌ترمان را فراهم می‌آورد. می‌دانید ایراد تسلیم شدن در چیست؟ در ندانستن! تسلیم شدن فرصت این‌را که ببینید چه در چنته دارید، از شما می‌گیرد! شجاع باشید! روی کارهایی دست بگذارید که هیچ‌کس حتی به آن‌ها فکر نمی‌کند. کارهایی که از آن می‌ترسید وتوان شما را به چالش می‌کشد چون این فعالیت‌ها معرف شماست. این کارهاست که فرق بین زندگی‌کردن و وجودداشتن و فاصله بین راه‌بلدی و راه‌رفتن را نشان می‌دهد و سرانجام فرق بین زندگی معمولی و زندگی سرشار از موفقیت و شادی را می‌نمایاند. 2-محدود کردن ذهن ما محصول گذشته‌مان هستیم نه زندانی آن. وقتی دست از یادگیری برمی‌دارید درواقع قید پیداکردن معنای زندگی را زده‌اید. وقتی همواره در حاشیه امنی که برای خود ساخته‌اید، ساکنید انتظار موفقیت نداشته باشید. موفقیت حاصل ماجراجویی و تجربه تازه‌هاست. درعین‌حال که به ارزش‌های اصلی خود پایبندید باید قلب و ذهنتان را به روی تجربه‌ها، احساسات و ایده‌های جدید بگشایید. وقتی مسئله‌ای را از زوایای مختلف بررسی می‌کنید نگاه جامع‌تر و روشن‌تری نسبت به آن می‌یابید. نگاه خود به زندگی را به چالش بکشید و جادوی زندگی را درک کنید. 3-مقایسه خود با دیگران و رقابت با آن‌ها اگر دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید، می‌توانید به هر چیزی که برایتان مهم است دست یابید. اصلاً مجبور نیستید کاری را بکنید که همه انجام می‌دهند. اعتیاد به مقایسه‌کردن خودتان با دیگران، چیزی جز سرخوردگی به همراه ندارد در عوض با مقایسه‌کردن خودتان با خودتان پیشرفت بهتری نصیبتان خواهد شد. شما با هیچ‌کس جز خودتان در رقابت نیستید. در نظر داشته باشید به‌جای رقابت با دیگران می‌توانید با همکاری آن‌ها روی اهداف مشترکی کارکنید و با هم به هدفی دست‌یابید که هیچ‌کدام به‌تنهایی قادر به رسیدن به آن نیستید. 4-چشم به راه تایید دیگران شما برای خوب‌بودن به تأیید و اجازه هیچ‌کس نیاز ندارید. این جمله را با خود تکرار و به آن فکر کنید. در ۹۹ درصد مواقع، قضاوت و ترک‌کردن و نپذیرفتنی که از طرف دیگران با آن مواجه می‌شوید متوجه خود شما نیست، بلکه این نوع رفتار حاصل ناامنی‌ها، محدودیت‌ها و نیازهای آن‌هاست و مطلقاً نیازی نیست آن‌ها را جدی بگیرید. ارزش شما به تعریف و نگاه دیگران وابسته نیست، بلکه موضوعی ذاتی است. شما زنده‌اید و به همین دلیل باارزشید. شما مجازید که فکر و احساس کنید. حق‌دارید برای تأمین نیازهایتان تلاش کنید و چیزی را به خودتان اختصاص دهید، اما به این حقیقت توجه کنید که آنچه هستید، با ارزش است. 5-با همه‌چیز احساسی و شخصی برخورد کردن کسی باعث شده بیشتر در ترافیک معطل شوید. کسی برای شما نامه نمی‌نویسد. همکارانتان برای ناهار منتظرتان نماندند. دلیل برای ناراحتی زیاد است، اما چه چیزی شمارا ناراحت می‌کند؟ همه‌چیز را به خودتان می‌گیرید درحالی‌که ممکن است نیتی پشت این رفتار نباشد. این کار را با خودتان نکنید. طوری رفتار نکنید که انگار همه می‌خواهند به شما آسیب برسانند. رفتار دیگران به خودشان مربوط است، خودتان را درگیر نکنید. 6-با دیگران مهربان‌تر از خودتان هستید زندگی خیلی زیباتر است وقتی‌که بهترین دوست خودتان باشید. به خودتان سخت نگیرید و خودتان را فراموش نکنید. خیالتان راحت باشد هستند کسانی که هم فراموشتان کنند و هم به شما سخت بگیرند، لازم نیست خودتان را به‌زحمت بیندازید. توجه به خودتان اصلاً خودخواهانه نیست. اگر مراقب خودتان نباشید توانایی مراقبت از هیچ‌کس دیگری را نیز نخواهید داشت. 7-فکر می‌کنید به اندازه کافی ندارید که ببخشید از تقسیم آنچه دارید، نترسید. بخشندگی شمارا از اینکه برده دارایی‌هایتان باشید حفظ می‌کند. به‌بیان‌دیگر بخشندگی تنها کمک به دیگران نیست بلکه آزادی را برای شما به ارمغان می‌آورد .اگر نتوانید چیزی را بی‌دریغ به کسی بدهید هیچ‌گاه طعم توانگری واقعی را نخواهید چشید، برای قلب و ذهن هیچ تمرینی بهتر از خم‌شدن و گرفتن دست افتادگان نیست. 8-اعتیاد به فکر زیاد گاهی ذهن‌تان بدون دلیل خاصی درگیر مسائلی می‌شود که حتی امکان اتفاق افتادن آن‌هم وجود ندارد؛ از گلودرد بمیرید! گواهی‌نامه گمشده‌تان به دست کسی بیفتد و هویت‌تان را جعل کند. منفی‌بافی، منفی‌بافی می‌آورد. این افکار مانند جریان شدید آب شما را از ساحل دور می کند و اگر مراقب نباشید شما را غرق می‌کند. خودتان را به مسائل پیچیده مشغول نکنید. جواب‌ها به ذهن‌های آرام راحت‌تر خطور می‌کند. رفتارهای توأم با آرامش، شما را به بهترین نتیجه می‌رساند. وقتی با ترس و استرس با مسائل روبه رو می‌شوید نه‌تنها چیزی حل نمی‌شود بلکه مشکلات چند برابر می‌شود. 9-به این فکر می‌کنید که اوضاع چطور می‌توانست باشد قبل از اینکه بتوانید واقعاً امروز را فراموش کنید لازم است که بخشی از وجودتان بمیرد! باید روزی که گذشت را با همه متعلقاتش به گذشته‌ها بسپارید ازجمله چیزی که می‌توانست اتفاق بیفتد، کاری که می‌توانستید بکنید و نکردید و... شما باید بدانید چیزهایی هست که نمی‌توانید تغییر دهید مثل اتفاقی که افتاده یا نظر مردم در آن لحظه خاص و نتایجی که حاصل انتخاب شما یا دیگران است. وقتی این حقیقت را درک کردید، معنای واقعی بخشیدن خود و دیگران را لمس می‌کنید. حرف آخر اگر شما با هرکدام از موارد ذکرشده درگیرید، بدانید که تنها نیستید. هرکدام از ما تلاش می‌کنیم که زندگی بهتر و درک روشن‌تری داشته باشیم و از اعتیادهای ذکرشده آزاد شویم. نکته مهم این است که بدانید ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است، هیچ‌گاه برای قدم‌برداشتن در مسیر درست دیر نیست، اعتیاد از هر نوعی که باشد حل‌شدنی است. منبع: سلامت نیوز

more_vert همسر معتاد و چگونه زندگی کردن با آنها ا

ادامه مطلب

closeهمسر معتاد و چگونه زندگی کردن با آنها ا

به گزارش شفاآنلاین ،در این میان‌کم نیستند زنان و مردانی که به دلیل اعتیاد، همسرانشان عطای زندگی مشترک را به لقای آن بخشیده و برای جدایی راهی دادگاه خانواده شده‌اند. مرضیه هم یکی از زنانی است‌که دیگر امیدی به ادامه زندگی با همسر معتادش ندارد. او هفته گذشته تصمیم خود را برای جدایی گرفت و به دادگاه خانواده رفت، اما قبل از ارائه دادخواست به اتاق مشاوره رفت تا با روانشناسان مشورت کند. از همسر معتادم خسته شده ام حدود سه سال است ازدواج کرده ام. آن هم با پسری که به اعتقاد و اصرار پدرم، پسر خوبی بود و نباید او را از دست می دادم. هیچ علاقه ای به شوهرم نداشتم، اما پدرم می گفت بعد از عقد، او را دوست خواهی داشت؛ آن هم در شرایطی که من و او به لحاظ فرهنگی و اقتصادی با هم تناسبی نداشتیم و از طرف دیگر ظاهر خوبی هم نداشت که جذبش شوم. با این حال چون از نظر روحی نیاز شدیدی به همدم داشتم، برخلاف میل باطنی ام به ازدواج با او تن دادم. در دوران عقد، علاقه ای که منتظر بودم تا در من نسبت به او ایجاد شود، به وجود نیامد و فقط تحملش می کردم و همیشه آرزو داشتم با فرد دیگری که به او علاقه داشتم، ازدواج کنم. برخلاف من، شوهرم عاشقم بود و به قول اطرافیان مثل پروانه دور من می گشت. هرچه سعی کردم، نتوانستم او را در قلبم جای دهم. موضوع را با خانواده ام در میان گذاشتم و گفتم او با مردی که در رویاهایم می دیدم، خیلی فاصله دارد و می خواهم از او جدا شوم، اما آنها پس از هر بار طرح موضوع مخالفت می کردند و در جواب من می گفتند مرد به این خوبی چه مشکلی دارد. وقتی او تو را تا به این حد دوست دارد، چرا می خواهی از او جدا شوی؟ همیشه به شوهرم می گفتم دوستش ندارم. او هم به شوخی در جواب می گفت، اما من تو را دوست دارم و نمی خواهم از دستت بدهم. تاریخ عروسی در حال نزدیک شدن بود و من هنوز راه حلی برای فرار و جدایی از همسرم پیدا نکرده بودم. برخلاف دخترانی که بی صبرانه منتظر روز عروسی شان هستند، من از این موضوع خوشحال نبودم، اما بالاخره این اتفاق افتاد و وارد خانه او شدم. پس از یک ماه، متوجه رفتارها و پیامک های مشکوک شوهرم شدم. احساس می کردم چیزی را از من پنهان می کند. او را زیر نظر گرفتم و در یک فرصت مناسب که به حمام رفته بود، سراغ گوشی اش رفتم و با خواندن یکی از پیامک ها متوجه شدم که همراه برادران و جوانان فامیلش تریاک مصرف می کند. دنیا روی سرم خراب شد. از آنجا که آدم توداری نیستم، به شوهرم گفتم که متوجه اعتیاد او شده ام. اول عصبانی و منکر همه چیز شد، اما وقتی گفتم می دانم چه قراری با برادرها و اقوامت برای مصرف موادمخدر گذاشته ای، اعتراف کرد که به طور تفننی مواد مصرف می کند، اما این چه مصرف تفننی بود که سه روز پشت سر هم ادامه داشت. این تفننی نبود. اگر در این مدت ذره ای علاقه به شوهرم پیدا کرده بودم، با برملا شدن این راز، همان را هم از دست دادم. مساله اعتیاد شوهرم را به هر دو خانواده گفتم. خانواده شوهرم که آبروی خود و پسر معتادشان را در خطر می دیدند، گفتند مقصر تویی و با توقعاتی که داشتی، پسر ما را معتاد کردی. به شوهرم گفتم تصمیم گرفته ام از او جدا شوم. همسرم نزد پدرم رفت و گفت اگر از او جدا نشوم، قول می دهد دیگر مواد مصرف نکند. پدرم هم وقتی پشیمانی اش را دید از من خواست تا فرصت دوباره ای به او بدهم. همین کار را کردم، اما به دو هفته نکشید که سراغ مواد رفت و دوباره دستش پیش من رو شد. این بار هم با گفتن این که غلط کردم و دیگر نزد رفقایم نمی روم، فرصت دادم. هر باری که به او فرصت می دادم، بیشتر از او بدم می آمد و نسبت به او بی اعتمادتر می شدم. به او گفتم اگر نمی کشی بیا و آزمایش بده. روز آزمایش هم با کلی کلک اعتیادش را مخفی کرد. دکتر برای این که همسرم سمت موادمخدر نرود، برای او دارو نوشت، اما شوهرم داروها را در ظاهر می خورد، اما باز هم سمت مواد رفت. بیشتر از این ناراحتم که برادرانش به جای دلسوزی او را پای بساط می نشاندند. اوایل به زور از او تست می گرفتم، اما الان دیگر تست هم نمی دهد و می گوید با این کار شخصیتم را زیر سوال می بری. از طرف دیگر از صبح زود تا آخر شب سر کار است و البته کارش طوری است که می تواند از زیر کار دربرود و مواد مصرف کند. خیلی به طلاق فکر کرده ام، اما خانواده ام دوست ندارند دختر مطلقه داشته باشند. هر بار به بهانه این که بعدها کسی پیدا نمی شود، با او ازدواج کنی یا نمی توانی اعتیادش را در دادگاه ثابت کنی و باید از همه چیزت بگذری، یا همه مردها همین طوری هستند، من را از طلاق منصرف می کنند. زندگی و جوانی ام دارد نابود می شود و نمی دانم چه کنم؟ امید به ادامه زندگی با فرد معتاد دکتر پرویز رزاقی/ روان شناس و مدرس دانشگاه: اولین دلیل گرایش برخی افراد به مصرف موادمخدر به تیپ شخصیتی و روانی فرد مربوط است. کسانی که اعتماد به نفس پایین و ویژگی های خلقی افسرده دارند و برای درمان به مصرف موادمخدر پناه می برند، رفتارهای تکانشی دارند و ناسازگار هستند، گرایش به مصرف مواد در آنها بیش از دیگران دیده می شود. دومین علت، عوامل محیطی است. وقتی فرد در محیطی باشد که مواد به آسانی در اختیار او قرار می گیرد و با دوستانی در ارتباط باشد که مصرف کننده مواد هستند، طبعا او نیز به سمت اعتیاد کشیده خواهد شد. عامل سوم، عوامل خانوادگی است. تنش در روابط میان زوجین و فضای روانی ناسالم در خانواده همراه با تحقیر و سرزنش، برآورده نشدن نیازهای عاطفی ـ احساسی فرد، ناکام ماندن در زندگی مشترک و به نوعی دست نیافتن به هدف هایی که پس از ازدواج به آنها می اندیشید، از جمله عوامل خانوادگی است. عامل چهارم پیام های پزشکی است که از دیگران یا اعضای خانواده اش دریافت می کند. برای مثال می گویند مواد بزن دردت خوب می شود. بخصوص این که این پیام از سوی کسی باشد که به فرد معتاد بگوید من درد عضلانی داشتم و مواد زدم و خوب شدم. این حرف، انگیزه او را برای مصرف مواد دوچندان می کند. زندگی با همسر معتاد، چه زن چه مرد، مشکلات خاص خودش را دارد. با این حال و با طرح چند پرسش می توان به این نتیجه رسید که آیا می توان به ادامه زندگی با زن یا مرد معتاد امیدوار بود یا خیر؟ اولین پرسش این است که این فرد آیا کسی است که بتواند ترک کند؟ تصمیم به انجام چنین کاری دارد و به اصطلاح مرد این کار است یا فقط حرفش را می زند؟ خانواده و زن و بچه اش برایش مهم هستند؟ یا خانواده چندان برایشان مهم نیست و تلاش چندانی برای ترک مواد نمی‎کند؟ مدت زمان مصرفش چقدر است؟ چه نوع موادی مصرف می کند؟ تزریقی است؟ برای امیدوار بودن به یک فرد معتاد باید به چند عامل توجه کرد. اگر زن یا مرد معتاد شخصیتی خانواده مدار داشت و زن و بچه اش برایش مهم بود، ویژگی خلقی آرام تری داشت، دست بزن نداشت، میزان موادی ‎ که مصرف می کند کم است، نوع مواد مخدر مصرفی اش از جنس شیشه، کراک و هروئین نیست و حاضر است به کمپ برود و مواد را ترک کند، می توان امیدوار بود به یک زندگی سالم و به آغوش گرم خانواده بازگردد، اما اگر فرد معتاد مدت زمان زیادی است که موادمخدر مصرف می کند، از موادمخدر صنعتی همچون شیشه و کراک استفاده می کند، میزان مصرفش زیاد است، از نظر شخصیتی ضعیف است، ادامه زندگی با او همراه با تنش و مشکلات است، به کرات تصمیم گرفته به کمپ برود و ترک کند، اما موفق به ترک نشده یا حاضر نیست برای ترک به کمپ برود.

more_vert چطور در شرایط بحران مانند زلزله استرس خود را کاهش دهیم؟

ادامه مطلب

closeچطور در شرایط بحران مانند زلزله استرس خود را کاهش دهیم؟

چطور در شرایط بحران مانند زلزله استرس خود را کاهش دهیم؟مهم ترین مسائل در شرایط بحرانی، مانند زلزله، حفظ خونسردی و کاهش استرس است. در این مقاله چند نکته بیان می شود که در کاهش استرس به شما کمک می کند. اسدی معاون فنی دفتر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد نکاتی را برای کاهش استرس و پایداری سلامت روان در شرایط بحران بیان کرد که در ادامه به آنها اشاره می کنیم: - از نشر و گسترش اخبار مربوط به موارد احتمالی مصدومین و کشته ها در فضای مجازی خودداری کنید. - کودکان را در کنار خود نگهدارید، و تا حد امکان از آنها جدا نشوید. - مسؤولیت نگهداری از کودکان و سالمندان را به یکی از افراد جوانتر خانواده بسپارید. - اخبار و اطلاعات مربوط به حادثه را فقط از طریق رسانه های ملی گوش کنید. - آقایان تلاش نکنند که همه کار را خودشان انجام بدهند، و متناسب با توان سایر اعضای خانواده به آنها مسؤولیت بدهند. - از رفتارهای انفرادی، هیجانی و قهرمانگرایی بپرهیزید. چطور در شرایط بحران مانند زلزله استرس خود را کاهش دهیم؟ - با ارسال پیام های مثبت مثل اینکه کسی کشته نشده ، یا کسی آسیب جدی ندیده ، تخریب زیاد نبوده، نیروهای امدادگران اورژانس، هلال احمر، پلیس، و مسئولین در محل حادثه حضور دارند، به دیگران امید و آرامش بدهید. - به دستورات نیروهای اورژانس، امدادگران، پلیس و پزشکان گوش کنید و این دستورات را اجرا کنید. - سعی کنید کنار هم باشید و درحین آرامش، هوشیار باشید. - سعی کنید فعالیت های روزمره و ساده زندگی رو در کنار هم انجام دهید. منبع: جام جم