جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert درباره اردشیر محصص

ادامه مطلب

closeدرباره اردشیر محصص

 ۱۸ شهریور سالروز تولد اردشیر محصص کاریکاتوریست و هنرمند توانای معاصر کشور است. او به دلیل شناخت عمیق جامعه تبدیل به کنشگری سیاسی و اجتماعی شده بود، در واقع وی با آگاهی و ریزبینی به ترسیم جزییات ضروری جهان پرداخت و در ساده‌ترین و خلاصه‌ترین طرح‌هایش نیز ویژگی خاص اردشیر بودن را بر جای گذاشت. دلایل بسیاری دخیل هستند تا هنرمند و آثارش در طول زمان تبدیل به موجودی منحصربه فرد و دارای تشخص شود و هنرش برای آیندگان نیز قابل خوانش و تعریف شده باشد اما در مورد اردشیر محصص، همچنان مهم ترین دلیل زنده بودن آثارش، آهنگ فراگیر، نگرش انتقادی و ریشه های عمیق هویتی قابل شناخت در گزارش های تصویری او از جهان پیرامونش بود. این هنرمند دست به ترسیم جهانی برده که بسیار واقعی و گزنده است، آن قدر که به ناچار می خندی و از تناسب و مهارتش در ترسیم این جهان لذت می بری. در همه آثارش با نوعی از خطوط کنترل شده در حین تنوع با ترکیب بندی و پرسپکتیو خاص او مواجه هستیم. کیفیتی از طراحی که تنها در اعجاز و ایجاز هنر وی می توان یافت. محصص بیش از یک طنزپرداز یا کاریکاتوریست به دلیل شناخت عمیق جامعه و تاریخش تبدیل به کنشگری سیاسی و اجتماعی شده است. در واقع او با آگاهی و ریزبینی به ترسیم جزییات ضروری جهان پرداخته و در ساده ترین و خلاصه ترین طرح هایش نیز ویژگی خاص اردشیر بودن را بر جای گذاشته است. جوانی باریک‌اندام، صبور و کم‌حرف که در لحظه‌های سکوت، مداد طراحیش را آرام و بی‌وقفه روی سطح کاغذ کاهی بزرگ به‌حرکت درمی‌آورد و با حرکات ماهرانه‌ای به شاکله‌ ناپیدای مدادی جان می‌بخشید. این شیوه طراحی که طراح نامدار و بلندآوازه، محصص، به‌کار می‌گرفت در واقع گشودن فصل جدیدی در هنر طنز تصویری در ایران بود. (۱) زندگینامه اردشیر محصص اردشیر محصص در ۱۸ شهریور۱۳۱۷ خورشیدی در لاهیجان و در خانواده ای فرهنگی چشم به جهان گشود. در همان دوران کودکی بود که نخستین جوانه های هنر تجسمی در ذهن اردشیر جرقه زد و به این عرصه قدم نهاد. او در ۱۲ سالگی به تهران رفت و تحصیلات مقدماتی خود را در رشته ادبی به پایان برد و با قبول شدن در دانشگاه حقوق، راه پدر را که یکی از قضات آن دوران بود، ادامه داد. اما پس از مدت کوتاهی اردشیر از کار حقوق استعفا کرد و برای همیشه خود را وقف طراحی کرد. آثار برجای مانده از مصحح شغل‌ طراحی‌ را از اواخر دهه ۳۰ آغاز کرد و وقتی احمد شاملو متولی کتاب هفته شد، این‌ فرصت را برای مـحصص مـحیا کرد تا آسوده خاطر از سانسورهای رایج‌ سردبیر و فضای سنگین آن سال‌ها هرچه دل تنگش‌ می‌خواهد بکشد و چاپ کند و این آزاددستی، ۶ دهه دوام آورد. چاپ آثارش در نشریاتی مثل کـیهان، اطـلاعات، آیندگان و نگین‌، نگاه‌ روشنفکران نسبت به جایگاه کاریکاتور و تصویرسازی را زیر و رو کرد و بعد از این شهرت در وطن، پایش را به نیویورک تایمز و آفریقای جوان کشید. آثار این طراح طنزاندیش در نشریاتی چون‌ گـرافیک‌ دیـزاین‌، اپوس،گرافیس، آرت دایرکش به‌ چاپ‌ رسیدند و همین سندی است بر اینکه پیش از دیگر طراحان ایرانی جایگاهی‌ برای خودش به دور از ایران دست‌وپا کرده بود. افرادی‌ مثل‌ احمد شاملو، حاج سـید جـوادی، جواد مـجابی و ... در معرفی‌ اردشیر محصص سـهم بسزایی داشتند و جامع‌ترین‌ کتاب درباره این نوشته‌ها کتابی است با عنوان دیباچه که‌ انتشارات مروارید در ۱۳۵۴ خورشیدی آن را منتشر کرد. اردشیر را به طور عموم به دوره هوای‌ طوفانی بـه یـاد مـی‌آورند. حال آنکه وقتی کارنامه‌اش را مرور می کنیم، می ‌بینیم کـارنامه و وقایع چیز دیگر است. محصص پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ‌ نیویورک هجرت کرد و همواره‌ منتقدی طغیانگر بود که زشتی‌های پیرامونش را با چرخش قلم به نقد مـی‌کشید و عـاملان‌ آن‌را رسوا می‌ساخت. محصص در داخل‌ و خارج از ایران، تـأثیر خـود را بر هنر ایرانی‌ آنچنان‌ گـذاشت‌ کـه تـا سالیان متمادی از ذهن‌ها نـرود و بـسیاری‌ برایش بنویسند و آثارش را بـه بـحث بنشینند. بـه عـقیده بسیاری از نظریه پردازان آنچه محصص را شخصیتی‌ جـالب و قابل بحث می‌کند، فراتر از هنرش، هوش هنرمندانه در نوع‌ ارایه و تبلیغ آثارش است. در سال‌های دهه ۵۰ و در دوره‌ای که مـنابع مدرن و کتاب‌های منتشر شده‌ از آثار طراحان و کـاریکاتوریست‌های پیـشرو در جـهان بـه نـدرت به ایران‌ راه می یافت، محصص کوشید تا این منابع را گردآوری کند. در واقع کـاریکاتور نو در ایران از ۲‌ منبع‌ روزنامه‌ها و مـجلات فـرانسوی و اروپای شـرقی الهام می‌گرفت و محصص با الگوگیری از این منابع و با قدرت و تیزهوشی در به کارگیری‌ خصوصیات‌ آنها به زبانی شخصی‌ دست‌ یافت که وی را از دیگر طراحان و کـاریکاتوریست‌های ایرانی متمایز می‌کرد. در روزگاری‌ که‌ کاریکاتور ایران‌، راه ابتذال را در پیش گرفته بود و در چاه سطحی‌نگری در ارتباط با مسایل روز گرفتار آمده‌ بود، محصص در زیر لایه‌های سطحی، مفاهیمی را جـستجو مـی‌کرد که‌ می‌شد، نمونه‌های‌ عینی آن‌را در وقایع معاصر ایران جستجو کرد. یکی از منابع الهام محصص، عکس‌هایی بودند که از ‌عکاسخانه‌ تهامی در میدان بهارستان، می‌خرید. تصاویری که از وقـایع‌ دوران‌ قاجار ثبت شده بودند. این تصاویر، خودبه‌خود طـنزی‌ سـیاه و تأثیرگذار در دل داشتند و محصص با خطوطی قدرتمند آنها را وارد طرح‌ها و کاریکاتورهایش می‌کرد اما آنچه او را به عنوان هنرمندی‌ جهانی به دیگران معرفی کرد، آثاری بود که از وی در نیویورک تایمز به چاپ می‌رسید. آثار محصص در آنـجا جـنبه‌های تصویرسازی هـوشمندانه و قدرتمند داشت که پیش از این، او این تجربه را در تصویرسازی‌های‌ مقالات علی اصغر حاج‌ سید جوادی در روزنامه کیهان آزموده بـود و به شهادت بسیاری، گاهی طرح‌های محصص از مقالات‌ حاج سید جوادی پیـشروانه‌تر و تـأثیرگذارتر بـود. شناخت معجزه ژورنالیسم به وسیله محصص، او را به چهره‌ای تـبدیل‌ کـرد که در عرصه هنرهای‌ تجسمی‌ ایران‌ شاید بیشترین مقاله، نقد و یادداشت درباره وی‌ نوشته و منتشر شـده است. نویسندگانی که در کنار اردشیر به مدد او می‌آمدند و در تبلیغ‌ آثار او نقشی تأثیرگذار ایـفا می‌کردند. این پشتوانه تـبلیغی بـه‌ ساخت‌ اتمسفری گرداگرد آثار محصص‌ می‌انجامید که کمتر فردی می‌توانست در نقد آثار او قلم‌فرسایی کند. طرح‌ها و کاریکاتورهای اردشیر محصص‌ به‌ دلیل‌ متفاوت بودن و گاهی به شدت تجریدی شدن، مخاطبان خاص می‌یافت‌ و در ایـران، نشریات معدودی به چاپ آن شیوه از طراحی و کاریکاتور می‌پرداختند. این تفاوت را بزرگانی نظیر احمد شاملو شناختند و به‌ محصص امکان انتشار و گسترش آثاری را دادند که او دل‌ در گرو خط های آن طرح‌ها داده بود، آثاری که محصص را تـبدیل بـه اردشیر کرد. اردشیر هنرمندی بود که هرگز برای خوش آمدن‌ شخصی به خلق‌ آثارش‌ نمی‌پرداخت. او آن چیزی را تصویر می‌کرد که به آن باور داشت. این‌ معجزه‌ای‌ است‌ که در خـط های سـاده‌ و روان اما قدرتمندش می‌توان یافت.(۲)   سبک آثار محصص او با ترجمه‌ کتاب ارزنده‌ برگزیده‌ آثار کاریکاتوریست‌های فرانسوی که در ایران منتشر شد، سیر تحول کاریکاتورهای بدون شرح و مفهومی را شتاب بخشید. در بررسی آثار قدیمی محصص به کاریکاتورهایی برمی‌خوریم که مثل همه‌ آغازگران این هنر در مطبوعات ایران با شرح همراه است و در ادامه با کاریکاتورهای ساده‌تر و با شرح کوتاه‌تر و یک‌کلمه‌ای تداوم می‌یابد اما در همه‌ آن آثار شیوه و نوع خطی که این هنرمند به‌کار می‌گیرد، شوخ‌طبعی و طنزی گزنده دارد که بعدها با بلوغی چشمگیر و در نقدی تمام‌عیار، هزارتوی بوروکراسی و مردسالاری در جامعه‌ ایران از روزگار قاجار را آشکار می‌کند. خط‌های آشنایی که محصص در آثارش پیش روی مخاطب می‌نهد از نخستین مشق‌های کاریکاتور در توفیق تا صفحه‌های روزنامه‌ کیهان سال‌های ۵۰ خورشیدی سبک کار او در این حیطه از هنر ژورنالیستی را تشکیل می‌دهد و درنهایت بسیار سیال و پرجاذبه می‌شود و به اوج پختگی می‌رسد. به‌صورتی که طرحی ساده از هنرمند در کنار هر نوشته‌ای به آن ارزش افزوده‌ای می‌بخشد. داوود شهیدی هنرمند کاریکاتوریست درباره‌ اردشیر محصص می گوید: «او هنرمندی جهانی بود و توانست در کنار بزرگان تاریخ هنر جهان مطرح شود. اردشیر تئوری طنز گرافیک را به طور مستمر ارایه داد و به دلیل عشق به تاریخ ایران معضلات ایران را در آثارش مطرح کرد و چه از نظر محتوای فکری و چه از لحاظ فرم، نقاشی و گرافیک قاجاریه را در طرح‌های خود زنده کرد. محصص در هنر ترسیمی‌ به عرصه طنز نزدیک شد و هنر ایرانی را در آثار خود اعتلا بخشید.» اردشیر محصص، در برهه‌ای از کار هنری‌اش، تحت تأثیر رولان توپور، طراح فرانسوی و خالق واهمه‌های بی‌نام‌ونشان، قرار می‌گیرد و این تأثیرپذیری فضای تازه‌ شکل‌گیری طرح‌های حجمی و بیان تصویری غنی‌تر هنرمند را ایجاد می‌کند. توپور و هنرمندان طراح بلندآوازه‌ای مانند براد هلند آمریکایی و گور مولن فرانسوی که به‌نوعی زخم‌ها و مصیبت‌های برآمده از جنگ جهانی دوم را با دریافتی حسی در خویشتن داشتند در عرصه‌ طراحی به طغیانی روی آوردند که درواقع بازخورد جهانی جنگی ویرانگر بر وجدان بشریت بود. طنز تصویری سیاه در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی شکل گرفت. در ایران محصص و دیگر هنرمندان از همین شیوه تأسی جستند. به این ترتیب، محصص مانند دیگر هنرمندان عرصه‌ طنز تصویری سیاه از طراحانی چون توپور تأثیر و الهام گرفت و حتی در مواردی کار آن‌ها را تکرار کرد اما چندی نگذشت که این برداشت‌ها را با مایه‌ها و هنر ایرانی همراه کرد و در سایه‌ استعداد و خلاقیت خود به آثاری ارزشمند و جهانی رسید. محصص در جستجوی این شاخه از طنز، تصویری هوشمندانه و نگاهی فراتر از اطراف را دنبال کرد و ضمن نقد قدرت در هر جای جهان، حنجره‌ زخمی آفریقا را به نمایش گذاشت؛ قاره‌ای که با وجود ثروت‌های بزرگ سرزمینی در آتش جنگ داخلی می‌سوخت و گرسنگی می‌کشید. محصص با همین تجربه‌های گرانقدر به نقد مناسبات اجتماعی در ایران روی آورد و با کاوش در عکس‌های قدیمی و بازآفرینی آن‌ها این فصل از هنر طنز تصویری را گشود.(۳) سرانجام اردشیر محصص اردشیر در مقام یکی از نقادان طنزاندیش به شهرتی جهانی رسید. او در واپسین ساعات یکی از روزهای پاییزی به علت بیماری در ۱۳۸۷ خورشیدی و در نیویورک چشم از جهان فروبست. منابع: ۱. زندگینامه اردشیر محصص ۲. مجله خواندنی ها سوم مهر ۱۳۵۱ ص ۱۷ و ۱۸ ۳. مجله تهران مصور. شماره ۱۵۰۰ بیست. یکم تیر ۱۳۵۱

more_vert کتاب ره‌آورد هند: برگردان هفت متن پهلوی به فارسی

ادامه مطلب

closeکتاب ره‌آورد هند: برگردان هفت متن پهلوی به فارسی

کتاب ره‌آورد هند: برگردان هفت متن پهلوی به فارسی به سفر چند ماهه صادق هدایت به هند و فراگیری زبان و خط پهلوی در آن کشور اشاره دارد. سفر صادق هدایت به هند و اقامتش در بمبئی که حدود یک سال (۱۳۱۵-۱۳۱۶ خ.) به طول انجامید، به‌ جز انتشار رمان «بوف کور» دستاورد دیگری نیز برای او به‌ همراه داشت و آن فراگیری زبان و خط پهلوی و ترجمه‌ی چند متن از پهلوی به فارسی بود. برخی از این متون در هند و برخی در بازگشت به ایران ترجمه و در قالب کتاب‌ها و مقالات پراکنده‌ای منتشر شدند. چندی از این ترجمه‌ها امروزه نایابند و در دسترس نیستند. از آن‌جا که سال‌های زیادی از ترجمه‌های هدایت می‌گذرد و در این مدت دانشمندان و زبان‌شناسان دیگری هم به سراغ این متون رفته‌اند، در مقدمه‌ی کتاب حاضر ضمن اشاره به دیگر ترجمه‌ها و پژوهش‌های صورت گرفته، خوانش هدایت در برخی موارد از جمله اصطلاحات، اسامی خاص جغرافیایی و اشخاص مورد بررسی قرارگرفته و گاه پیشنهادهایی مطرح شده است. عناوین این متون که در کتاب ره‌آورد هند، برای نخستین‌ بار به‌ صورت یک‌جا و در مجموعه‌ای مستقل گرد آمده‌اند عبارتند از: «گجسته ابالیش»، «زندِ وهومن‌یسن»، «شهرستان‌های ایران»، «کارنامه‌ی اردشیرِپاپکان»، «گزارش گمان‌شکن»، «یادگار جاماسپ»، «آمدن شاه بهرامِ ورجاوند.» هدایت در بمبئی زبان پهلوی را نزد یکی از دانشمندان پارسی هند، یعنی بهرام گور تهمورث انکلساریا فرا می‌گیرد. بنا به نامه‌های هدایت او دو سه روز در هفته برای یادگیری پهلوی نزد انکلساریا می‌رفته است. هدایت با بسیاری از متون پهلوی موجود در مراکزی چون موسسه‌ی خاورشناسی «کاما»، آشنا می‌شود. انکلساریا به او پیشنهاد می‌کند که پنج شش ماه با او همکاری کند تا برخی از متون پهلوی را به خط فارسی درآورند و همچنین به تصحیح و تنظیم یک فرهنگ بپردازند. در آخرین نامه‌ای که هدایت از بمبئی برای مجتبی مینوی می‌فرستد، اشاره دارد که در این مدت دو کتاب «کارنامۀ اردشیر» و «شکند گمانی ویچار» {گزارشِ گمان‌شکن} را به متن فارسی درآورده و ترجمه کرده است. هدایت در ترجمه‌هایش گاه پاورقی‌هایی افزوده و افزون بر معنی برخی واژه‌های پهلوی، نظریات خود درباره‌ی پاره‌ای موضوعات را در آن بیان کرده است. در مورد آثار جغرافیایی و تاریخی مثل «شهرستان‌های ایرانشهر» و «کارنامه اردشیر بابکان» که در آن‌ها به اسامی مکان‌های بسیاری بر می‌خوریم، هدایت برای جایابی این مکان‌ها به آثار مهم‌ترین جغرافی‌نویسان و مورخان دوره‌ی اسلامی رجوع می‌کند. او همچنین بسیاری از دیگر ترجمه‌های متون پهلوی به زبان‌های مختلف اروپایی را می‌شناخته و گاه در خلال نامه‌نگاری‌هایش با مجتبی مینوی از او می‌خواهد تا این ترجمه‌ها را برای مقابله‌ی کارش ارسال کند... . در بخشی از کتاب ره‌آورد هند می‌خوانیم: کارنامه اردشیر پاپکان بازمانده یکی از کهنه‌ترین متن‌های پهلوی است، که پس از تاراج کتاب‌های پیش از اسلام ایران هنوز در دست مانده است. البته هر کس با شاهنامه فردوسی سر و کار داشته، کم و بیش از موضوع این کتاب آگاه است. داستان مزبور یک تکه ادبی شیرین و دلچسبی است که حکایت از گزارش دوره پادشاهی پر گیر و دار اردشیر می‌نماید؛ و با زبان ادبی ساده و گیرنده‌ای برشته نگارش در آمده که تاکنون نظیر آن در ادبیات فارسی دیده نشده است. برخلاف کلیه افسانه‌ها و حکایاتی که راجع به اشخاص سرشناس تاریخی نوشته شده، که دور سر آن‌ها هاله تقدس گذاشته و جامه زهد و تقوی به آن‌ها پوشانیده‌اند؛ به‌ طوری‌ که از جزئیات زندگی آن‌ها پند و اندرز و سرمشق زندگی برای مردمان معمولی استخراج کرده‌اند (مانند اسکندرنامه و غیره). - نویسنده این داستان با نظر حقیقت‌بین و موشکافی استادانه‌ای پهلوانان خود را با احساسات و سستی‌های انسانی بدون شاخ و برگ برای ما شرح می‌دهد. و پیش‌آمدها به‌ قدری طبیعی است که خواننده بدشواری می‌تواند شک و تردید بخود راه بدهد. همان‌ طوریکه امروزه نیز نویسندگان زبردست اروپا همین رویه را در شرح زندگی اشخاص معروف دنبال می‌کنند: (مثل: شکست‌ها و سرگردانی‌های اردشیر - عاشقی‌های صاعقه‌آسا - مخاطب ساختن بانوان با الفاظ خشن - بی‌اعتنائی اردشیر به پند و نصایح پاپک و غیره که به هیچ وجه در کتب قدما سابقه ندارد). موضوع خارق‌العاده برای مردمان امروزه یکی «فره ایزدی» است که مانند روح‌القدس بشکل بره به اردشیر می‌رسد و در مواقع باریک از او پشتیبانی می‌کند‌. دیگر در آمدن آذر فرنبغ به‌ صورت خروس، (در دهم - 7) برای اینکه مانع از مسموم شدن اردشیر بشود. و نیز «کرم هفتواد» که ظاهراً صفات اژدها را دارد، تا اندازه‌ای اغراق‌آمیز به نظر می‌آید. البته همه این‌ها مربوط به اعتقادات عامیانه آن زمان و دین زرتشتی می‌باشد.فهرست مطالب هدایت و هندچاپ «بوف کور»فراگیریِ پهلویمتون پهلویمشخصات کتاب‌شناسی متونکتاب‌نامهمتون پهلویگجسته ابالیششهرستان‌های ایرانکارنامه‌ی اردشیر پاپکانگزارش گمان‌شکنزندِ وهومن‌یسنیادگارِ جاماسپآمدنِ شاه بهرام ورجاوندتصاویر

more_vert درباره پرویز شاپور

ادامه مطلب

closeدرباره پرویز شاپور

 پرویز شاپور نویسنده و طراح ایرانی محسوب می‌شود که نامش با عنوان گونه ادبیِ مختصر و مفیدی به نامِ کاریکلماتور پیوند خورده است؛ نوشته‌هایی کوتاه یک یا ۲ جمله‌ای و اغلب طنزآمیز که ظرافت و دیدی شاعرانه داشتند.

more_vert کتاب هنر خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ

ادامه مطلب

closeکتاب هنر خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ

در کتاب هنر خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ نوشته اردشیر کاویانی، پیچیده‌ترین اصطلاحات کامپیوتری که فروشندگان نمی‌خواهند شما بدانید را به ساده‌ترین شکل ممکن یاد می‌گیرید. خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ یک هنر است. هنری که اگر به درستی با آن آشنا نباشید سرتان کلاه می‌رود. دیگر لازم نیست از کسی بپرسید کدام کامپیوتر یا لپ‌تاپ مناسب شما است. بعد از مطالعه این کتاب، شما هم می‌توانید به دیگران درباره خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ مشاوره بدهید. هنر خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ برای کسانی نوشته‌ شده است که قصد دارند خودشان قطعات کامپیوتر و لپ‌تاپ را بشناسند و از این طریق بتوانند کامپیوتر و لپ‌تاپ مناسبی بخرند. امروز دیگر دنیای کامپیوتر آن‌ قدر کوچک نیست که بتوان گفت یک کامپیوتر خوب می‌خواهم یا یک کامپیوتر متوسط. عوامل متعددی در انتخاب شما دخالت دارند که باید آن‌ها را بشناسید. اگر می‌خواهید در هنگام خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ سرتان کلاه نرود و هزینۀ اضافی متحمل نشوید، این کتاب حتما به‌ کارتان می‌آید. تمامی مطالب این کتاب آزموده و کاربردی و حاصل تجربه و دانش است، نه مطالبی گردآوری‌ شده از اینترنت و تجربه‌ نشده. در این کتاب، مثال‌ها و نکاتی گفته‌ شده که کافی است تنها یک ‌بار آن‌ها را با افراد حرفه‌ای مطرح کنید تا اطمینان یابید اطلاعاتتان کافی است و مطالبی که پیش رویتان قرار گرفته کاربردی و مفید است. کتاب‌های مشابه دربارۀ خرید قطعات کامپیوتر، همگی ترجمه‌اند و فقط مشخصات قطعات کامپیوتری را مطرح می‌کنند و پر از تعریف‌هایی هستند که خود نویسنده نیز از آن‌ها سر در نمی‌آورد؛ ولی اردشیر کاویانی در این کتاب از ساده‌ترین تعریف‌ها و مثال‌های ممکن استفاده کرده‌ تا برای مخاطب فارسی‌ زبان گویا و ملموس باشد. در بخشی از کتاب هنر خرید کامپیوتر و لپ‌تاپ می‌خوانید: برخی کارت‌های گرافیک را می‌توان طوری پیکربندی کرد که به‌ صورت اشتراکی به پردازش تصویر بپردازند. این تکنولوژی برای قدرت‌ بخشیدن به کار‌های گرافیکی و بازی‌ها طراحی ‌شده است و کارت گرافیک شما باید این قابلیت را پشتیبانی کند. دو شرکت بزرگ تولید کنندۀ پردازنده‌های گرافیکی، یعنی انویدیا و ای‌ام‌دی، هر کدام تکنولوژی منحصر به خود را طراحی کرده‌اند. تکنولوژی SLI مربوط به شرکت انویدیا است و تکنولوژی CrossFire مربوط به شرکت ای‌ام‌دی است. برای استفاده از این تکنولوژی کافی است حداقل دو کارت گرافیک یکسان را خریداری و روی مادربرد متصل کنید. حواستان باشد مادربرد شما باید بیش از یک درگاه PCI-Express x16 داشته باشد و یکی از دو تکنولوژی SLI و CrossFire را پشتیبانی کند. برای مثال، اگر مادربردتان از تکنولوژی SLI پشتیبانی می‌کند، باید به‌ سراغ کارت‌های گرافیک اِنویدیا بروید. قطعۀ کوچکی به‌ نام Bridge روی مادربرد قرار دارد که باید آن را به کارت‌های گرافیک متصل کنید تا با یکدیگر همکاری کنند. فهرست مطالبمقدمهفصل اول: کامپیوترهای رومیزیانواع کامپیوترهای رومیزیمعیار‌های انتخاب کامپیوترمغز متفکر کامپیوتر؛ پردازندۀ مرکزیقلب بدون تپش؛ مادربرد (برد اصلی)حافظۀ اصلی (رم کامپیوتر)حافظۀ جانبی (هارددیسک‌ها و حافظه‌های اس‌اس‌دی)کارت گرافیکدرایو دی‌وی‌دیمنبع تغذیه (POWER)کیس کامپیوترمانیتور (نمایشگر)صفحه‌کلید (کیبورد)ماوساسپیکروِب‌کم (دوربین کنفرانس)فصل دوم: کامپیوترهای آمادهکامپیوترهای آل‌این‌وانفصل سوم: لپ‌تاپدسته‌بندی لپ‌تاپ‌هاانتخاب لپ‌تاپ مناسبارتقای لپ‌تاپلپ‌تاپ‌هایی با کاربرد خاصکدام لپ‌تاپ مناسب کار شماست؟فصل چهارم: لوازم جانبیچرا باید از لوازم جانبی استفاده کنیم؟انواع لوازم جانبیکیف لپ‌تاپپایۀ خنک‌کنندۀ لپ‌تاپ (CoolPad)اِستند لپ‌تاپ (Stand)ماوس و کیبورد اکسترنالبرچسب حروف فارسی کیبورددیسک‌درایو اکسترنالهاب یواِس‌بیماوس‌پدقلم نوریمحافظ برقتبدیل سه‌شاخه به دوشاخهکابل HDMI

more_vert کتاب "زنده‌باد زاینده‌رود" کتابی با رویکرد زیست محیطی

ادامه مطلب

closeکتاب "زنده‌باد زاینده‌رود" کتابی با رویکرد زیست محیطی

 "زنده‌باد زاینده‌رود" عنوان کتابی است نویسنده آن مهرنوش ضیا شهابی با رویکرد زیست محیطی به این رودخانه بزرگ فلات مرکزی ایران پرداخته است. به گزارش ایرنا، این کتاب ۱۲۷ صفحه‌ای از سری کتاب‌های سبز و جوانان و حفظ محیط زیست برای دومین بار در سال ۸۸ توسط شرکت انتشارات فنی ایران در سه هزار نسخه روانه بازار شده است. فصل تولد، زندگی، نام و نشان گذشته و اکنون، زاینده رود این هدیه آسمانی، باز زاینده رود چه کرده‌ایم، زاینده رود یک حلقه از یک زنجیره و سرانجام ۶ فصل این کتاب را تشکیل می‌دهد و بخش‌های بعدی پرسش‌ها، واژه نامه، پی نوشت‌ها، کتابنامه و عکسنامه وجود دارد. در فصل اول کتاب مباحثی همچون محل آغاز و مناطقی که از ان عبور می کند و تالاب گاوخونی که در نهایت این رود به آن می‌ریزد مورد بررسی قرار می‌گیرد. در فصل دوم به نام‌های مختلف بزرگترین رودخانه مرکزی ایران شامل زنده رود، زرین رود و زاینده رود اشاره شده است و بیشتر درباره مقوله های تاریخی و اماکن باستانی این منطقه بخصوص در دیار اصفهان می‌خوانیم. فصل سوم این کتاب به بررسی تاریخی، جغرافیایی و فنی رودخانه زاینده رود اختصاص دارد، در بخشی از این فصل آمده است: زاینده رود از نظر مقدار آب، شانزدهمین رود ایران است اما به دلیل وسعت حوضه آبیاری و موقعیت جغرافیایی، یکی از مهمترین رودخانه های ایران به شمار می‌رود، وجود این رودخانه در نواحی خشک و بی آب مرکزی کشور ما نعمتی پربها و به راستی کم نظیر است، نیاکان ما قدر این نعمت را می‌دانستند و بهره مندی از آب زاینده رود از دیرباز قوانین و مقررات دقیقی داشته است. در کتاب اعلاق النفیسه، اردشیر بابکان را بانی تقسیم آب زاینده رود دانسته و گفته اند که او این کار را به دست فردی به نام "مهرین وردان" انجام داده، بنا به تقسیمی که کسری اردشیر بن بابک کرده بود، آبراه تقسیم می کنند و برای هر قریه ای از این روستاها سهمی مشخص و معلوم با زمان معدودی قرار داده بود که بر حسب اندازه‌های معینی آب را به هر قریه جاری می ساخت. آنچنان که هر کس به حق سهم خود را از آن بر می گرفت.دور از ذهن نیست که وضع مقررات برای استفاده از آب زاینده‌رود حتی به قبل از دوران ساسانیان برگردد، زیرا بومیان فلات ایران و ایرانیان باستان برای آب ارزش بسیاری قائل بودند. همانطور که در مقدمه کتاب نیز گفتیم، آناهیتا الهه آب‌ها یکی از قدرتمندترین ایزدان , فلات ایران به شمار می‌رفت و نه فقط در معابد و آتشکده‌های خود، بلکه در متون متأخر زرتشتی نیز مورد ستایش و پرستش قرار می‌گرفت. در فصل چهارم با عنوان با زاینده رود چه کرده‌ایم؟ آسیب هایی که بواسطه فعالیت های انسانی به پیکره این رودخانه زده شده مورد تحلیل قرار می‌گیرد، برای مثال ورود فاضلاب و کودهای شیمیایی به رودخانه که سبب آلودگی بخشی از آن شده بررسی می‌شود. در فصل پنجم کتاب با عنوان زاینده رود یک حلقه از یک زنجیره، نویسنده درباره محیط زیست این رودخانه و موجودات و گونه های جانوری که در اطراف آن زندگی می کننده نوشته است. در صفحاتی از این بخش حیوانات در خطر انقراض حوضه آبریز آن به شکل مصور معرفی شده اند و با چاپ تصویری از یوز ایرانی و نوشتن عباراتی با عنوان بگذاریم زنده بماند این حیوان که بیم انقراض آن هر لحظه می رود را تاکید کرده است. به گزارش ایرنا، نگاهی به خشکی‌های دوره‌ای زاینده رود، کاهش تخصیص آب کشاورزی، فرونشست زمین، ریزگردها، مشکلات عدیده زیست محیطی بخصوص برای تالاب بین المللی گاوخونی و آمار و ارقام مربوط به بارندگی‌ها در حوضه آبریز زاینده‌رود بعنوان یکی از اصلی‌ترین منابع آب مرکزی ایران از یک سو و کاهش حدود ۵۰ درصدی بارش‌ها و کم شدن میزان ذخیره سد زاینده‌رود از سوی دیگر لزوم اجرای هرچه سریع‌تر پروژه‌های آبی در این خطه را گوشزد می‌کند. کم‌آبی مناطق مرکزی ایران و خشکی زاینده‌رود به‌عنوان شاهرگ حیاتی این مناطق، یکی از اصلی‌ترین مشکلات امروز کشورمان است، زاینده‌ رودی که قرن‌ها سرچشمه حیات و رشد در مرکز ایران زمین بوده، سال‌هاست بر اثر بی‌توجهی و دخالت بی‌حساب و کتاب در نظام طبیعت، گرفتار خشکی شده، جریان دوره‌ای، نه دائم این رودخانه مشکلات متعددی برای محیط ‌زیست، پوشش گیاهی و گونه‌های جانوری ، بخش کشاورزی و تامین آب آشامیدنی ایجاد کرده است.

more_vert انوشیروان روحانی؛ خالق قطعاتی به یاد ماندنی در موسیقی

ادامه مطلب

closeانوشیروان روحانی؛ خالق قطعاتی به یاد ماندنی در موسیقی

 انوشیروان روحانی از جمله پرآوازه‌ترین، پرکارترین و با اصالت‌ترین آهنگسازان معاصر به شمار می‌رود که ساخت حدود ۵۰۰ قطعه موسیقیایی از قبیل موسیقی فیلم، ترانه تا قطعات کلاسیک نام او را در کنار بزرگان موسیقی ایران همچون «همایون خرم» و «روح الله خالقی» قرار می‌دهد

more_vert کتاب چهارمقاله و مرزبان نامه

ادامه مطلب

closeکتاب چهارمقاله و مرزبان نامه

در کتاب چهارمقاله و مرزبان‌نامه، همراه با بازگردان به نثر روان امروزی، به بازخوانی و بازگردانی دو مقاله دبیری و شاعری از کتاب چهار مقاله تألیف نظامی عروضی گنجوی و چهار باب از کتاب مرزبان نامه تألیف اسپهبد مرزبان بن شروین پرداخته شده است. به نقل از مؤلفین کتاب، دکتر محمدرضا یوسفی (عضو هیات علمی دانشگاه قم) و رقیه ابراهیمی شهرآباد (عضو هیات علمی جامعة المصطفی(ص)): لازمه بهره‌برداری از آثار مصنوع، آشنایی با معانی لغات و ترکیبات، آرایه‌های ادبی و شرح ابیات و عبارات آن است. بازگردانی این قسم تألیفات به نثر روان امروزی علاوه بر آن‌که لذت ادبی خواندن یک متن قدیمی را به خواننده منتقل می‌کند، او را قادر می‌سازد هم‌زمان با خواندن متن اصلی، معانی لغات و دشواری‌های آن را نیز مرور کند که این کار می‌تواند لذت ادبی وی را دوچندان نماید. کتاب حاضر بازگردان دو مقاله دبیری و شاعری از کتاب چهار مقاله یعنی حدود یک دوم از آن کتاب و چهار باب اول از کتاب مرزبان‌نامه یعنی حدود یک سوم آن کتاب است که به صورت تقریباً کامل همراه با بازگردان آن، روبه‌روی همان صفحه، در اختیار خوانندگان قرار گرفته است. به‌ویژه دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی در هر دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد قرار گیرد. چهارمقاله، نوشته ابوالحسن نظام‌الدین (یا نجم‌الدین) احمد بن عمر بن علی سمرقندی، معروف به «نظامی عروضی» نویسنده نام‌بردار است. او از نویسندگان برجسته قرن ششم و از ملازمان شاهان غوریه بود. نام اصلی این کتاب مجمع النوادر است، اما از آن روی که در آن از چهار فن و دانش سخن رفته، بیشتر به «چهار مقاله» شهرت یافته است. آن چهار فن: دبیری، شاعری، طب و نجوم است. «گویا مؤلف از آن [رو] در کتاب خود به این چهار فن پرداخته است که باور داشته سامان هر پادشاهی و استواری هر فرمانروایی، بازبسته به این چهار گروه است. چهارمقاله در تاریخ ادبیات ما از چند جنبه اهمیت دارد: یکی قدمت آن است؛ زیرا این کتاب در حدود سال 550 تألیف شده و از اندک آثار دل‌انگیز فارسی باقی مانده پیش از حمله مغول است. دوم به لحاظ اشتمال بر بسیاری مطالب تاریخی و شرح احوال بسیاری از بزرگان شعر و نثر فارسی که در حد یک تاریخ ادبیات معتبر کارآیی دارد. سوم به سبب سبک انشای آن در ایجاز لفظ و اشباع معنا و سلاست کلام و خلق مترادفات پی‌درپی و سجع‌های طولانی و انواع آرایه‌های بدیعی. مرحوم قزوینی از این نظر، کتاب چهارمقاله را با تاریخ بیهقی، تذکرة‌الاولیای عطار، گلستان سعدی، تاریخ گزیده حمدالله مستوفی و منشآت قائم مقام مقایسه کرده است و ملک‌الشعرای بهار نیز نظری مشابه دارد: می‌توان گفت بعد از تاریخ بیهقی و قابوس‌نامه و سیاست‌نامه، این کتاب خاتم کتب ادبی متقدمان است؛ متن چهارمقاله را دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی همراه کلیله و دمنه می‌خوانند و متن مرزبان‌نامه را در مقطع کارشناسی ارشد همراه با تاریخ جهان‌گشای جوینی می‌گذرانند.فهرست مطالب سخن ناشرمقدمه پژوهشگاه بین‌المللی المصطفی(ص)مقدمهچند نکته در باب این کتاببخش نخست: چهارمقالهمقالت اول: در ماهیت دبیری و کیفیت دبیر کامل و آنچه تعلق بدین داردمقالت دوم: در ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعربخش دوم: مرزبان‌نامهباب اوّل: در تعریف کتاب و ذکر واضع و بیان اسباب وضع مرزبان‌نامهباب دوم: در ملکِ نیکبخت و وصایایی که فرزندان را به وقت وفات فرمودباب سوم :در مَلِک اردشیر و دانایِ مِهران‌بهباب چهارم‌: در دیو گاوپای و دانایِ دینی‌فهرست لغات، ترکیبات، اصطلاحات و نام‌های خاصفهرست منابع‌

more_vert قتل افشار طوس؛ دستاویزی برای فشار به دولت مصدق

ادامه مطلب

closeقتل افشار طوس؛ دستاویزی برای فشار به دولت مصدق

محمود افشارطوس به عنوان افسری فعال و کوشا در دولت محمد مصدق به مقام ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد اما در یک توطئه سیاسی ربوده شد و جسد طناب پیچ شده او در کوه‌های لشکرک شمال تهران کشف شد تا پرونده قتل او با هیاهو و تبلیغات شدید مخالفان به یک چالش برای دولت مصدق تبدیل شود. محمود افشارطوس در ۱۲۸۴ خورشیدی در تهران در خانواده حسین‌خان شبل‌السلطنه متولد شد. پس از انجام تحصیلات ابتدایی و متوسطه در دبیرستان نظام، وارد دانشکده افسری شد و در ۱۳۰۸ خورشیدی به درجه ستوان دومی رسید؛ افسری فعال و کوشا که سرگرد شد که غائله آذربایجان پس از آزادی آذربایجان، وقتی با غارت اموال مردم توسط ارتشیان مواجه شد، به این امر شدیداً اعتراض کرد و در جواب مقامات بالاتر خود عنوان داشت که ما برای مردم جنگیده‌ایم نه اینکه علیه آن‌ها وارد عمل شویم، اما افشارطوس بعد از این ماجرا در انزوا قرار گرفت و از مسوولیت‌های مهم کنار گذاشته شد. ترفیع‌هایش به عقب افتاد و هنگام اخذ درجه سرتیپی، ترفیع او بیش از سه سال تا زمان حکومت ملی محمد مصدق به تعویق افتاد. افشار طوس با خواهرزاده مصدق به نام فاطمه بیات دختر شیخ العراقین ازدواج کرد. نزدیکی به مصدق افشارطوس از دوران نخست‌وزیری رزم‌آرا و شروع مبارزات ملی از نظر ایدئولوژیک متحول شد. او مصدق را به تمام معنا قبول داشت و ‌نهایت تلاش خود را در کمک به او به کار بست. وی که نسبتی فامیلی هم با مصدق داشت، مورد اطمینان و توجه قرار گرفت تا اینکه با استعفای سرتیپ زنگنه فرماندار نظامی تهران به این سمت رسید و سپس به جای سرتیپ کمال به ریاست شهربانی کل کشور منصوب شد. در همین زمان او به همراه جمعی از افسران طرفدار نهضت ملی، «افسران ملی» را تشکیل دادند و در خنثی‌سازی توطئه‌های مخالفان نهضت ملی نقش اساسی ایفا کردند. ناپدید شدن در کوچه صفی‌علیشاه افشار طوس هنگامی که در منصب ریاست شهربانی کل کشور بود، تلاش می‌کرد که میان مخالفان و افسران بازنشسته و دولت، نقش میانجی را ایفا کند. به همین دلیل در ۳۱ فروردین ۱۳۳۲ خورشیدی به نحو مرموزی در کوچه صفی‌علیشاه ناپدید شد. خبر که به مصدق رسید، وی به سرعت دستور رسیدگی داد. به دنبال صدور دستور نخست‌وزیر تلاش‌ها برای یافتن نشانی از رییس کل شهربانی آغاز شد. بیش از یک هزار مامور کل منطقه را محاصره کرده و همه خانه‌ها را بازرسی کردند و مجرب‌ترین ماموران به کار گرفته شدند و جهت کنترل ماشین‌ها هم اقداماتی صورت گرفت اما رییس شهربانی به طرز اسرارآمیزی مفقود شده بود. قتل در تپه‌های لشکرک برای پیدا کردن افشارطوس از طرف دولت مبلغ ۵۰ هزار تومان مژدگانی اعلام شد و به دستور دکتر مصدق، وزیر کشور پرونده را شخصاً زیر نظر گرفت. سرهنگ نادری از اعضای سازمان افسران ملی، در منصب ریاست اداره کارآگاهی، پرونده را به طور ویژه دنبال کرد و همچنین غلامحسین صدیقی با افسران رکن دو ارتش و سرهنگ حسینقلی سررشته که افسری لایق و درستکار بود نیز دیدار کرد و نظر سرهنگ سررشته را جهت پیگیری پرونده پرسید که وی در قبال اختیارات ویژه فراقانونی جهت بازرسی هر محل و بازداشت هر فرد، پیگیری پرونده را پذیرفت و شروع به کار کرد تا اینکه در ۶ اردیبهشت ۱۳۳۲ خورشیدی جسد افشارطوس در تپه‌های لشگرک واقع در شمال تهران کشف شد. در دوازدهم همین ماه فرمانداری در اعلامیه‌ای اطلاع داد که: رئیس شهربانی به وسیله چند تن از افسران بازنشسته و مخالفان دولت، به قتل رسیده و دکتر بقایی و سرلشکر زاهدی در این جنایت دست داشته‌اند. روزنامه‌ها عکس‌های وحشتناکی از جسد طناب پیچ شده افشارطوس که صورت او تماماً سیاه شده بود و به وضع بسیار فجیعی کشته شده بود، چاپ کردند.   تشییع جنازه افشارطوس به صورت یک همبستگی عظیم ملی درآمد و با حضور گسترده مردم و اکثریت دولتمردان جسد او در آرامگاه خانوادگی آن‌ها در بیمارستان شهدای تجریش به خاک سپرده شد. آن روز عزای ملی اعلام شد. همسر مصدق هم با لباس سیاه در مراسم شرکت کرده و موسیقی از برنامه‌های رادیو حذف شد.   دستگیری متهمان قتل افشار طوس در تهران بازتاب وسیعی پیدا کرد و روزنامه اطلاعات شماره ۸۰۷۴ نوشت: روی هم رفته امروز در کلیه محافل حتی محافل دولتی گم شدن رئیس شهربانی را یک واقعه مهم و اسرارآمیز می‌دانستند، زیرا مشارالیه حامل اسناد و مدارکی نبوده و معلوم نیست اگر افرادی او را توقیف و مخفی کرده‌اند، منظورشان از این کار چه بوده است! فرماندار نظامی در اعلامیه‌های متعدد چهار تن از امرای بازنشسته ارتش به اسامی سرتیپ منزه، سرتیپ علی اصغر مزینی، سرتیپ بایندر و سرتیپ نصرالله زاهدی را متهم و بازداشت کرد و عاملیت مظفر بقایی را در قتل تشریح کرد. پرونده به سرعت تشکیل یافت و عبدالعلی لطفی وزیر وقت دادگستری لایحه سلب مصونیت بقایی را به مجلس داد و صریحاً اعلام کرد به موجب مدارک متقن او در این قتل دست داشته است. سرتیپ علی اصغر مزینی در برگه های بازجویی خود، همان زمان به شرح دسیسه چینی های بقایی و اردشیر زاهدی می پردازد. اردشیر زاهدی هم در خاطرات خود فاش می کند که خبر سفر محمدرضا پهلوی در ۹ اسفند را او به بقایی می دهد. از سویی دیگر، حامیان بقایی کشاندن پای رییس حزب را به ماجرای قتل افشار طوس توطئه ای از جانب مصدق علیه بقایی می دانند. حتی مدعی شدند که افشار طوس درصدد برکناری مصدق بوده است. فضل‌الله زاهدی در کنار مظفر بقاییگازیوروسکی مورخ آمریکایی می نویسد: در اواخر آوریل [۱۹۵۳] ژنرال افشارطوس، رییس پلیس ملی، ربوده و کشته شد. ام‌آی۶ ربودن افشارطوس را برنامه‌ریزی کرده بود با هدف مهیا کردن زمینه کودتا ولی قصد نداشت، او را به قتل برساند. روزنامه آبزرور چاپ لندن در شماره ۲۷ مه سال ۱۹۸۵میلادی در گزارشی با اشاره به ماجرای قتل افشارطوس می نویسد: در آوریل ۱۹۵۳ افسران شاه‌پرست که به دستور رشیدیان‌ها کار می‌کردند رییس شهربانی مصدق تیمسار افشارطوس را ربودند. یک منبع ام‌آی۶ برای اولین بار اعتراف می‌کند که ربودن افشارطوس بخشی از عملیات چکمه بود که به منظور تقویت روحیه مخالفان مصدق و نمایش ناتوانی هواداران او طرح‌ریزی شده بود. افشارطوس را پس از ربوده شدن در غاری نگهداری می‌کردند. احساسات بالا گرفته بود. افشارطوس بی احتیاطی کرد و سخنان موهنی درباره شاه بر زبان آورد. افسر جوانی که مامور حفاظت او بود، طپانچه را برکشید و او را کشت. کشتن او جزئی از برنامه ما نبود ولی چنین اتفاقی افتاد. در جریان تحقیقات روشن شد که افشارطوس بعد از جلسه‌ای در خانه حسین خطیبی ربوده شده و به روستای متعلق به عبدالله امیرعلایی، واقع در لشکرک انتقال یافته و در ساعت چهار بعدازظهر در غار تلو به قتل رسیده است. در این ماجرا علاوه بر خطیبی و افسران نامبرده، هادی افشارقاسملو و سرگرد فریدون بلوچ‌قرایی نیز شرکت داشتند. یک هفته بعد بود که بر اساس اعتراف های متهمان، مظفر بقایی و زاهدی به شرکت در توطئه قتل افشارطوس متهم شدند و اعلام شد که زاهدی، دوست نزدیک حسین خطیبی بوده و او نیز در ماجرا دخالت داشته است. بر این اساس گفته شد که تصمیم به قتل افشارطوس در خانه بقایی گرفته شده و قاتلان قصد داشتند، وزرای خارجه و دفاع را نیز بکشند و بقایی را نخست‌وزیر کنند.   تبرئه و آزادی متهمان پرونده قتل افشارطوس با هیاهو و تبلیغات شدید مخالفان به یک چالش شدید برای دولت مصدق تبدیل شد و سرانجام با دلایل و مستندات محکم در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۳۲ خورشیدی تحویل دادرسی ارتش شد و افرادی همچون بقائی و خطیبی و سرتیپ‌های بازنشسته عوامل اصلی و دیگران مجری نظرات آن‌ها بودند اما با گذشت زمان متهمان این پرونده تحت حمایت قرار گرفتند و بازپرسان در کار اهمال کردند اما به دلیل تبعات بسیار شدید و هیاهوی مخالفان و نمایندگان مخالف مجلس و احتمال اعمال نفوذ مصدق در پرونده و ایجاد بحران جدید، امکان تعویض بازپرسان نیز وجود نداشت. در ‌نهایت با فشار دولت و مقامات، هشتم مرداد ۱۳۳۲ بازپرس قرار مجرمیت را صادر کرده و پرونده در ۱۳ مرداد به دادگاه جنایی تحویل شد تا خارج از نوبت رسیدگی شود اما وقوع کودتای ۲۸ مرداد باعث شد تا تمام اعتراف های پیشین متهمان را نادیده بگیرند و در ۱۲ شهریور ۱۳۳۲ خورشیدی دادستان تهران با تبدیل قرار متهمین موافقت کردند و همه آنها آزاد شدند. زاهدی نخست‌وزیر کودتا از تمامی مسببان ماجرا دلجوئی کرد به آنان مقام و موقعیت هایی دادند و محمدرضا پهلوی به خبرنگار یک مجله آلمانی گفت: نیمه شبی رییس شهربانی کل کشور به وسیله فرد ناشناسی ربوده و کشته شد. دکتر مصدق از این جریان اطلاع داشت و اقدامی نکرد.

more_vert کتاب موسیقی در ایران از پیشدادیان تا ساسانیان

ادامه مطلب

closeکتاب موسیقی در ایران از پیشدادیان تا ساسانیان

کتاب موسیقی در ایران از پیشدادیان تا ساسانیان اثر بابک محمدی، به عنوان چهارمین جلد از مجموعه‌ی تاریخ برای همه، نگاهی تاریخی به موسیقی و سازها دارد. موسیقی قدرت پیوستگی زیادی دارد و از آن می‌توان در تفاهم اجتماعی و همدلی عمومی بهره برد. در مقیاس و دیدی وسیع‌تر، موسیقی طنین یکپارچگی عالم است. ایرانی در شناخت و دریافت موسیقی به آنجا رسیده که هر حرکت برگ، هر جفای خار و جستجوی پیوسته‌ی جویبار... همهمه‌ی جنگل و سکوت سنگ در آغوش کوهستان خاموش... نعره‌ی نخجیر جفت جوی، بوی گل و هیاهوی بی‌امان بلبل، برای او در حکم پرده‌هایی از سمفونی بزرگ طبیعت و آفرینش است. این اندیشه‌های لطیف در نزد ایرانی، همه جلوه‌های عشق بیکرانی است که همواره به هستی و آفرینش داشته و این همهمه و فریاد همیشگی، ترنم عاشقانه و موسیقی عارفانه‌ی اوست. داستان موسیقی ایران، داستانی است پر از فراز و نشیب و در این میان آنچه ما را به مبدأ پیدایش این هنر نزدیک می‌کند کشف نی‌های استخوانی مربوط به هزاره‌های قبل از میلاد است که در نوع خود ابتدایی‌ترین و اولین نمونه‌های سازهای موسیقی محسوب می‌شود. از زمانی که بشر توانست انفعالات درونی خود را به وسیلۀ صدا نمایش دهد و وزن را از صداهای منظم و مختلف طبیعت به دست آورد، موسیقی را به وجود آورد زیرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است. چون تشخیص موزون از غیر موزون در طبیعت بشر است و هر چیز موزون مطابق طبع انسان است. آواز، رقص، شعر که هر سه موزونند و مورد پسند بشر؛ از همان دوران قدیم به صورت آداب و رسوم جزو زندگی ملل دنیا درآمدند؛ با پیشرفت تمدن و با اختراع آلات و ادوات موسیقی بشر از نواهایی که در ذهنش حالت دلپذیر ایجاد می‌کرد، تقلید نمود و با سرودهای مذهبی به نیایش رب‌النوع‌ها پرداخت و موسیقی را رکن اصلی دین قرار داد و از رقص و آوازهای ضربی و غیر ضربی در جشن، سرور و مراسم مذهبی خود استفاده نمود. پس ریشۀ موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد، موسیقی صوتی با سخن به وجود آمده و در واقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشی‌ها و رنج‌های خود را با صدا نمایش دهد، مبدأ موسیقی است. مهم‌ترین اسناد حضور موسیقی در دوران باستانی ایران، یافته‌های باستان‌شناسی بوده است. بدیهی است چون پهنۀ فرهنگی ایران قدیم بسی فراتر از جغرافیای فعلی ایران بوده، کاوش‌های باستان‌شناسی در سرزمین‌های پیرامونی کنونی ایران نیز در تکمیل تحقیقات سازشناسی باستانی ایران نقش مهمی ایفا کرده است. به طوری که تاریخ تمدن موسیقی در فلات ایران، قبل از دستاوردهای این کاوش‌ها، با تکیه بر اشاراتی که در متون کهن تاریخی در این باره وجود داشته، از دوره هخامنشی عقب‌تر نمی‌رفته؛ نظیر آنچه در آثار هرودوت و گزنوفون مورخان یونانی وجود دارد و در آن توضیحاتی درباره حضور موسیقی در دوران هخامنشی داده شده است. اما امروزه یافته‌های باستان‌شناسی گواهی می‌دهند که تاریخ حضور موسیقی و ساز در تمدن ایرانی به هزاره‌های قبل‌تر از تاریخ هخامنشیان و به دوران تمدن عیلامی و حوزه‌های تمدنی کوچک‌تر در فلات ایران باز می‌گردد. به گونه‌ای که امروزه نقش‌های مانده از سازها و نوازندگان موسیقی در دوران باستانی تمدن ایرانی، قدمتی بیش از هفت هزار سال یافته‌اند. در بخشی از کتاب موسیقی در ایران از پیشدادیان تا ساسانیان می‌خوانیم: اردشیر بابکان در طى سلطنت کمتر از بیست ساله خود، ایران را به مدارج بالایى از نظم و اعتبار رساند. تعیین نظام طبقاتى مردم و موسیقى‌دان‌ها از ابتکارهاى او است و در زمان او، خنیاگران و رامشگران که از دیرباز جزء طبقات متوسط و گاهى جزء طبقه پست جامعه بودند، به سطح درباریان ترقى داده شدند. او درباریان را به هفت طبقه تقسیم کرده بود و موسیقى‌دان‌ها پنجمین طبقه از آن‌ها بودند. بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانى پس از یادگیرى علوم و فنون، موسیقى را نیز آموخت. وى به موسیقى علاقه بسیار داشت و بعد از نشستن بر تخت پادشاهی، اولین کارى که کرد، رسیدگى به وضع موسیقى‌دان‌ها و تأمین رفاه آن‌ها بود. او موسیقى‌دان‌ها را از نظر مقام به طبقه سوم نشاند. علاقه بهرام گور به ادبیات و موسیقی، سبب ترویج این دو رشته گردید و به سبب ارتباط ایران و هندوستان در زمان او، ایران از علوم و ادبیات و موسیقى هند نیز بهره‌مند شد. حمزه اصفهانى نوشته است: «بهرام گور حکم فرمود که مردم ایران نیمى از روز کار کنند و نیم دیگر را به خوشى بگذرانند». بهرام گور در جنگ و شادی، در رزم و بزم از موسیقى غافل نمى‌شد. در نقش‌هاى بجا مانده از دوره ساسانی، نشانه‌هاى وجود موسیقى و دختران خنیاگر در شکارها فراوان است. این رسم که در ایران و هند برقرار بود، تا سال‌ها بعد و قرن‌هاى متمادى ادامه داشت. در مراسم شکار، موسیقى فقط براى سرگرمى نبود بلکه جنبه‌هاى کاربردى داشت. حکیم فردوسى در وصف روزگار بهرام اشاره‌هاى فراوانى به حضور درخشان موسیقى در جاى جاى زندگى عصر او دارد. فهرست مطالبسخن نخستمقدمهموسیقی در ایران از پیشدادیان تا ساسانیانکهن‌ترین آثار شعر و موسیقی آریائیانموسیقی دوره‌ی پیشدادیانموسیقی دوره‌ی هخامنشیانابزار موسیقی در دوره هخامنشیساسانیان و شعر و موسیقیموسیقی‌دانان عصر ساسانیداستان آشنایی خسروپرویز با باربدآشنایی با مفاهیم و ابزار موسیقیپیدایش موسیقیپیدایش کلمه‌ی موزیکپیدایش نتانواع سازهای جهانیساختار سازهای کوبه‌ایارتباط روانشناسی و موسیقیمنابع و مآخذ

more_vert فریدون رهنما؛ شخصیتی پیشرو و تاثیرگذار در ادبیات و هنر ایران

ادامه مطلب

closeفریدون رهنما؛ شخصیتی پیشرو و تاثیرگذار در ادبیات و هنر ایران

 فریدون رهنما از جمله شخصیت‌های تأثیرگذار در شعر معاصر و سینماگران صاحب سیک‌ عصر حاضر به شمار می‌آید که در دهه ۴۰ خورشیدی، دوران موسوم به «دوران طلایی ادبیات در ایران»، کمتر شخصی را همچون فریدون رهنما بتوان یافت که تا این حد در شعر آوانگارد ایران نقش بازی کرده است.

more_vert مسعود مهرابی؛ خالق تاریخ سینمای ایران

ادامه مطلب

closeمسعود مهرابی؛ خالق تاریخ سینمای ایران

محمد تقی زاده مسعود مهرابی روزنامه نگار، طراح و یکی از نویسندگان قدیمی نشریات سینمایی به شمار می‌رود که تلاش‌های وی در کنار ۲ تن از دیگر مدیران «مجله فیلم» یعنی عباس یاری و هوشنگ گلمکانی که به «سه تفنگدار سینمای ایران» شهرت داشتند، باعث دوام و ماندگاری بیش از ۴ دهه مجله فیلم و تبدیل آن به با ثبات‌ترین نشریه سینمایی بعد انقلاب شد.

more_vert جشن ۱۲۰ سالگی سینما

ادامه مطلب

closeجشن ۱۲۰ سالگی سینما

محمد تقی زاده صد سال پس از ورود سینما به ایران و در ۲۱ شهریور ۱۳۷۹ خورشیدی به پاس بزرگداشت اهالی هنر هفتم، روز سینما نامگذاری شد و از آن سال تا به حال به جز یک وقفه کوتاه ۲ ساله، هر سال درچنین روزی اهالی فرهنگ و هنر در ایران یاد و نام سینما به مثابه هنر، صنعت و زندگی را گرامی می‌دارند.

more_vert احمد کسروی؛ زبان‌شناس و تاریخ نگار معاصر ایرانی

ادامه مطلب

closeاحمد کسروی؛ زبان‌شناس و تاریخ نگار معاصر ایرانی

احمد کسروی مورخ، زبان‌شناس، حقوق‌دان و از رجال فکری و فرهنگی معاصر بود که تاریخ برای او، وسیله بیدارسازی و آگاهی‌بخشی عموم مردم محسوب می‌شد. وی شالوده جدیدی را به سبک و سیاق غیرسنتی و معمول در عرصه تاریخ‌نگاری ایرانی پی‌ریزی کرده‌است.

more_vert همه باهم علیه کرونا

ادامه مطلب

closeهمه باهم علیه کرونا

کرونا مسأله مشترک و نگرانی عمومی است و راه مقابله با آن تجهیز همگانی به سلاح آگاهی و داروی خودمراقبتی است. گام اول از رعایت بهداشت فردی شروع می‌شود تا گام نهایی که حفظ بهداشت عمومی است و این راه جز با مشارکت همه اقشار و نهادهای اجتماعی و همبستگی ملی قابل عبور نیست. روزنامه ایران در گفت و گو با کارشناسان، آورده است: استقبال چهره‌های اجتماعی، فرهنگی و ورزشی از پیشنهاد «ایران» مردم بدون هراس و ترس، با رعایت بهداشت فردی و توجه به تصمیم‌های وزارت بهداشت با شیوع ویروس کرونا مقابله کنند گفتارهایی از : مصطفی معین ، محسن هاشمی، معصومه ابتکار، شهیندخت مولاوردی، علی نوبخت، زهرانژاد بهرام، گیتی خزاعی، محمدعلی جعفریه، الهه رضایی، احسان قائم مقامی، پوران درخشنده، فرزانه فصیحی، بهنام محمودی، افشین هاشمی، اردشیر کامکار و مجید رضاییان۱۰ مورد جدید ابتلا به کروناویروس ۲۰۱۹ شناسایی قطعی شدند که یک نفر از آنها درگذشت کمپین ملی برای مقابله با کرونا؛ این پیشنهاد روزنامه «ایران» برای ایجاد همبستگی عمومی در مواجهه با ویروسی است که تا دیروز بنا به آمار رسمی جان ۵ نفر از هموطنان ما را گرفته و ۱۸ نفر را مبتلا کرده است. حال برای مقابله با این بیماری که جز مراقبت‌های فردی و رعایت موازین بهداشتی برای پیشگیری، تاکنون پادزهر و دارویی برای درمان آن نیست، روزنامه ایران پیشنهاد ایجاد کمپین ملی را مطرح کرده و در گفت‌وگو با صاحبنظران و چهره‌های حوزه‌های مختلف؛ از اجتماعی و فرهنگی تا ورزشی و سیاسی پاسخ مثبت برای راه‌اندازی آن و توصیه‌هایی جهت اجرای مفید آن گرفته است. آنچه در گفت‌وگوهای «ایران» با این چهره‌ها به آن تأکید شد، این است که این بیماری را جز با همبستگی ملی، اطلاع‌رسانی درست و اعتماد به نظام بهداشت و درمان کشور نمی‌توان از پای درآورد و شکست داد. راه حل این چهره‌ها جایگزین کردن کرونازدایی به جای کروناهراسی از طریق توجه به توصیه منابع موثق و پرهیز از شایعات و ترس‌هایی است که با تزریق اطلاعات نادرست گریبان جامعه را می‌گیرد. روزنامه «ایران» با پیشنهاد کمپین درصدد است تا بتواند تریبونی باشد برای همه افراد و اقشار مؤثر اجتماعی که در کنار نظام رسمی سیاستگذاری بخشی از راهبرد اطلاع‌رسانی و اعتمادافزایی را برعهده گیرند و با استفاده از ظرفیت رسانه‌های رسمی کشور بتوانند در همدلی و همراهی با مردم و کاهش خطرات ناشی از شیوع این ویروس قدم بردارند. «ایران» آمادگی دارد در روزهای آینده با مشارکت دیگر چهره‌ها و اقشار اجتماعی گام‌های دیگری برای اجرای بهتر کمپین پیشنهادی خود بردارد. انتشار اخبار مبتلایان و بیماران مشکوک به ویروس جدید کرونا در چند روز گذشته واکنش‌های گسترده‌ای را به‌همراه داشته است برخی افراد ضمن ابراز نگرانی معتقدند باید هرچه سریع‌تر اقدامات پیشگیرانه و اورژانسی را برای مقابله با ویروس کرونا در پیش بگیرند. در همین زمینه اگرچه وزارت بهداشت دستورالعمل‌های پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا را به شیوه‌های مختلف و از جمله به شکل ترسیم اینفوگرافی به مردم اطلاع‌رسانی کرده است اما با این حال برخی کارشناسان معتقدند مردم باید دست‌به‌دست هم دهند تا بتوانیم با این بیماری بدرستی مقابله کنیم به این مفهوم که مبارزه با ویروس جدید یک مشارکت همگانی را می‌طلبد.به همین بهانه «ایران» پیشنهاد تشکیل کمپین مقابله با کرونا با هدف همبستگی اجتماعی و عبور از این بحران را می‌دهد، امید است با پیوستن و همیاری اقشار مختلف جامعه در این کمپین بتوان آسیب‌های جسمی و روحی این بیماری را به حداقل رساند. مسأله کرونا نباید سیاسی شودمعصومه ابتکار ایمونولوژیست و معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده مهم‌ترین مسأله در مورد بیماری کرونا این است که درباره این بیماری فقط باید علمی صحبت کرد و همه حرف‌ها باید مبتنی بر داده‌های علمی باشد و نباید هر فرد غیرمتخصصی اظهار نظر کند. این مسأله نباید سیاسی شود، زیرا این کار غیر انسانی و از اساس غلط است. در این حوزه نباید خبرسازی شود و مردم را با خبرسازی ترساند، این کار هم قطعاً اشتباه است. در زمینه مبارزه با بیماری کرونا باید پروتکل‌های سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت را مدنظر قرار داد و به آنها عمل کرد. آنچه که بیشتر از سایر موارد، سبب نگرانی مردم شده، ناشناخته بودن بیماری است. بر اساس تحقیقات به عمل آمده و آمارهای موجود این بیماری تنها ۳ درصد مرگ و میر دارد و نسبت به سایر بیماری‌ها خیلی خطرناک به شمار نمی‌آید. هر چه که به جلو پیش می‌رویم، اطلاعات هم در زمینه بیماری کامل‌تر می‌شود. با توجه به تجربه‌ای که از کرونا در چین به دست آمده، این ویروس با تماس با اشیا بسرعت منتقل می‌شود و سطوح و اشیای آلوده به عطسه یا سرفه بیماران تا ۷ روز آلوده بوده و بیماری را به افراد دیگر منتقل می‌کنند. مردم باید توجه داشته باشند که به‌صورت مرتب دست‌های خود را شست‌وشو دهند و در محیط‌های کاری و بیرون از خانه حتی الامکان به‌صورت خود دست نزنند. این ویروس از طریق هوا و تنفس هم قابلیت انتقال دارد و بهتر است که افرادی با بیماری‌های زمینه‌ای، بیمارانی که به تازگی عمل پیوند داشته‌اند، افرادی که سیستم ایمنی پایینی دارند و سالمندان که نیاز به مراقبت‌های بیشتری دارند، با توجه کامل به دستورالعمل‌های وزارت بهداشت در محیط‌های عمومی حضور پیدا نکنند. تب از علائم اولیه این بیماری است و افراد در صورت مشاهده علائم اولیه بیماری باید بسرعت به پزشک مراجعه کنند. دستورالعمل‌های خاص، وظیفه وزارت بهداشت است که به‌صورت مکرر در حال اعلام اخبار به شهروندان است.البته شبکه بهداشت و درمان کشور ما در مقایسه با خیلی از کشورهای دیگر قدرتمندتر بوده و مردم باید به آن اعتماد داشته باشند و همکاری‌های لازم را بدون ترس و واهمه و با رعایت مسائل ایمنی و بهداشتی به عمل آورند. رفت و آمدها و حضور در جمع‌های بزرگ و سفرهای غیرضروری از جمله اقداماتی است که باید مدنظر قرار بگیرد. شایعاتی در خصوص اعلام نشدن تعداد بیماران محتمل مطرح می‌شود که در پاسخ به آن باید گفت با توجه به همزمانی این بیماری با پیک آنفلوانزا اعلام تعداد بیماران احتمالی مبتلا به کرونا در زمان کوتاه امکانپذیر نبود. از آن جایی که تشخیص قطعی کرونا فقط با تست‌های ژنتیکی امکان پذیر است و تشخیص‌های بالینی این بیماری و آنفلوانزا شباهت زیادی به هم دارند، نمی‌توان از پزشکان انتظار داشت که با مشاهده بیمار و در فرصت زمانی کوتاهی ابتلا به بیماری را به‌صورت قطعی تشخیص دهند. در خصوص بیماری کرونا باید از هرگونه موضوع‌گیری و قضاوت دوری کرد و با حفظ آرامش و همراهی و کمک همه نهادها می‌توان از انتشار بیماری جلوگیری کرد. باید با آگاهی محوری با کرونا مقابله کنیماحسان قائم مقامی کاپیتان تیم ملی شطرنجانسان‌ها در جوامع امروزی باید از آگاهی‌هایی که خیلی راحت و سهل‌الوصول در اختیارشان قرار می‌گیرد، نهایت استفاده را ببرند ولی متأسفانه هنوز دیده می‌شود که خیلی‌ها به طریق سنتی با موضوعات برخورد می‌کنند. یعنی وقتی مسأله‌ای ورد زبان‌ها می‌شود، کلی اطلاعات غلط، سینه به سینه و دهان به دهان می‌چرخد و متأسفانه می‌تواند بار آموزشی منفی داشته باشد یا خودش به اشاعه مشکل دامن بزند و در ادامه شرایط را سخت‌تر کند. من فکر می‌کنم هر چه با آگاهی محوری حرکت کنیم و از افراد خبره استفاده و اظهار نظرهای درست و موثق را منتقل کنیم طبعاً شانس مقابله مؤثر با این تیپ معضلات و بیماری‌ها نیز افزایش پیدا کند. من هم معتقدم که اگر کمپینی برای مقابله با بیماری کرونا تشکیل شود و از افراد متخصص و با دانش در آن استفاده شود که راهکاری مؤثر و ساده را بخوبی یاد می‌دهند، می‌توانیم برای مبارزه و ریشه کن کردن هر چه سریعتر این ویروس مؤثر باشیم. من فکر می‌کنم که کارهای اجتماعی نتیجه‌اش خیلی زود مشخص می‌شود و در کشورهای متمدن و مترقی دنیا به این‌گونه موضوعات اهتمام می‌ورزند و کمپین‌هایی از این دست را تشکیل می‌دهند که به نفع آحاد مردم است.البته در کشور ما برگزاری کمپین‌ها با کندی صورت گرفته و می‌گیرد و امیدوارم تغییراتی را شاهد باشیم تا مردم ما اینقدر دچار مشکل نشوند. واقع بینی و برداشت‌های صحیح از آن چیزی که در جریان است، باعث می‌شود که افراد با بینش صحیح به مقابله با کرونا بپردازند. کمپینی برای کاهش ابتلا به بیماریفرزانه فصیحی ملی پوش دو و میدانی«قطعاً تشکیل چنین کمپینی تأثیر دارد. اما به نظر من مردم آنقدر خودشان نسبت به بیماری کرونا آگاهی پیدا کرده‌اند که همه در حال رعایت کردن هستند. امیدوارم این پیشگیری‌ها ادامه دار باشد و بیشتر هم شود. به گونه‌ای که هرکسی خودش به فکر باشد و اصلاً نیازی نباشد که یک فرد شناخته شده بخواهد آن را متذکر شود. اگر همه همان نکات به ظاهر ساده را رعایت کنند، می‌تواند در پیشگیری و کنترل این بیماری تأثیرگذار باشد.» همیاری عمومی برای مهار کرونادکتر علی نوبخت حقیقی رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامیایجاد کمپین با هدف همبستگی اجتماعی در برابر ویروس کرونا ایده بسیار خوبی است چرا که واگیر بودن این بیماری و ارتباط آن با همه مردم اهمیت توجه به این بیماری را صد چندان می‌کند. ویروس کرونا زن و مرد، کوچک و بزرگ، نظامی، روحانی، طبیب، مهندس، وکیل، کارمند و همه و همه را می‌تواند گرفتار کند بنابراین، این پیشنهاد خوب روزنامه ایران به همکاری‌های بین بخشی می‌افزاید تا دست در دست هم بر این ترس همگانی غلبه کنیم و از این بحران خارج شویم. فوت چند نفر ایرانی در اثر ابتلا به کرونا و آمار مبتلایان به ایجاد ترس از این بیماری در جامعه دامن زده است و هم اینک ترس از بیماری تبدیل به مسأله‌ای فراگیر شده است. در همین زمینه لازم است انجمن‌های علمی تخصصی پزشکی به مسأله ورود کنند و نظرات علمی‌شان را مبتنی بر آخرین یافته‌های پزشکی اعلام کنند، علاوه بر این صداوسیما نیز همان‌طور که در روز انتخابات همه وقت و زمانش را به این موضوع اختصاص داد که البته حرکت خوبی هم است این رویه را درباره ویروس کرونا نیز باید در پیش بگیرد. رسانه ملی باید اخبار مربوط به کرونا را به روز پخش کند و در این زمینه با کمک کارشناسان خبره برنامه‌های زنده در راستای روش‌های پیشگیری و بهداشت فردی اجرا کند. ایجاد یک کمپین با هدف افزایش همکاری‌های عمومی برای مقابله با ویروس کرونا موجب می‌شود افراد خودشان را تنها احساس نکنند و اطمینان خاطر داشته باشند که همه با هم هستیم. حضور گروه‌های مرجع در این کمپین کمک می‌کند مردم برخی توصیه‌ها را جدی‌تر بگیرند از جمله اینکه از تشکیل جلسات گروهی و اردوها و مسافرت‌های گروهی پرهیز کنند. آموزش بهداشت در این کمپین بخش مهم ماجرا است اینکه با ایجاد کمپین، بر ترس عمومی غلبه کرده و به جای آن پیام‌های بهداشتی را به‌طور دقیق به مردم آموزش دهیم. ناآگاهی، عامل ترس مردم گیتی خزاعیجامعه شناسهنگامــــــی که مســــــــأله‌ای در جامعه‌ای به وجود می‌آید اگر دولت‌ها و حاکمیت شفاف باشند، مردم هم نگرانی‌های کمتری خواهند داشت. آنچه مردم را می‌ترساند، ناآگاهی است چون نمی‌دانند چه وضعیتی در انتظار آنها است. اخباری از فوت ناگهانی به‌دلیل ابتلا به کرونا مردم را نگران کرده و اولین چیزی که در ذهن مردم عادی و شهروندان به وجود آمده این است که تعداد مبتلایان بسیار بالا است و فوت هر یک نفر نشان از تعداد مبتلایان زیادی دارد. اولین قدم این است که باید اطلاع رسانی‌ها به‌صورت دقیق صورت بگیرد. کمپین مردمی در خصوص مقابله با بیماری کرونا به‌صورت خودجوش به وجود آمده و باید سعی شود از حضور در محل‌های شلوغ خودداری شود. به‌دلیل ازدحام جمعیت میزان مبتلایان بالا می‌رود و باید این مسأله را جدی گرفت. اقدامات دقیق مدیریتی باید از طریق حاکمیت و با همکاری مردم انجام شود. به‌عنوان نمونه شهرداری تهران دستور داده که تمامی اغذیه فروشی‌های متروها تعطیل شوند. این اقدام شهرداری سبب می‌شود که مردم به شهرداری اعتماد بیشتری داشته باشند و در موارد دیگر هم مواردی را که یادآوری می‌کند، مورد توجه قرار می‌دهند. آموزش به مردم از طریق کمپینمحمدعلی جعفریه مدیریت انتشارات ثالثباید توصیه بهداشتی و آموزش‌های لازم به مردم درباره کرونا در این کمپین ارائه شود. متأسفانه مردم ما هنوز آموزش لازم را ندیده‌اند که چطور با ویروس کرونا برخورد کنند و همه اینها باعث می‌شود که کنترل شیوع آن در کشور دشوارتر شود. برهمین اساس لازم است دولت و در کنار آن مسئولان نهادهای دیگر هرچه سریع تر دست به کار شود. اینکه می گویند به مردم دست ندهید یا همدیگر را بغل نکنید برای پیشگیری از این ویروس کفایت نمی‌کند، چون همه ما هر روز از مترو، تاکسی و وسایل نقلیه استفاده می کنیم و این ویروس ناخودآگاه پخش می‌شود. بنابراین نیاز است در این شرایط همه باهم کمک کنند تا هموطنان آسیب کمتری ببینند. افزایش اطلاع‌رسانی بهنام محمودی بازیکن سابق تیم ملی والیبالمهم‌ترین راه مقابله با ویروس کشنده کرونا این است که بدانیم چگونه می‌توانیم با این ویروس مقابله کنیم. خوشبختانه پس از شیوع کرونا، در فضای مجازی و حتی صداوسیما اطلاع‌رسانی خوبی برای مقابله با این ویروس شده است و در حال حاضر تمامی مردم کشورمان می‌دانند که چگونه می‌توانند مانع شیوع این ویروس کاملاً خطرناک شوند. تشکیل کمپین‌هایی برای مقابله با این ویروس باعث می‌شود تا اطلاع‌رسانی در سطوح بالاتری انجام شود و این موضوع به مردم کمک شایانی خواهد کرد، کاری که توسط کشورهای اروپایی صورت می‌گیرد و باعث می‌شود تا این کشورها تلفات کمتری داشته باشند و میزان مرگ و میر در این کشورها بسیار ناچیز شود. علاوه بر بحث اطلاع رسانی، دولت باید از نظر ارائه خدمات بهداشتی به افرادی که به این ویروس مبتلا شده‌اند، کمک کند تا شاهد مرگ هموطنان‌مان نباشیم. مبارزه با کرونا عزمی ملی می‌طلبدشهیندخت مولاوردی حقوقدان و پژوهشگر حوزه زناندر بحث مقابله با بیماری کرونا چندین ملاحظه را باید در نظر گرفت. واقعیت این است که این ویروس به یک اپیدمی جهانی تبدیل شده و مهار و کنترل آن نیازمند تقسیم کاری جهانی است که مسئولیت آن به‌صورت مشترک بر دوش همه انسان‌های کره زمین است.بعد از رسانه‌ای شدن بیماری کرونا که از کشور چین آغاز شد، مشخص شد که این ویروس حد و مرزی نمی‌شناسد و می‌تواند بسیاری از کشورها را درگیر کند. اگر بخواهیم در داخل کشور در مهار و کنترل این بیماری موفقیتی داشته باشیم، نیازمند عزمی ملی و جدی هستیم.فراتر از توصیه‌های بهداشتی باید تجربه‌های کشور چین را هم که در چند مقوله پیگیری می‌شود، مدنظر قرار دهیم. با توجه به وسعت شیوع و اینکه کشور چین توانسته تقریباً بیماری را نسبت به جمعیت زیادی که دارد، مهار کند، می‌توان از راهکارهای مورد استفاده آنها نیز بهره برد. باید از سه زاویه تبلیغی، درمانی و خودمراقبتی به‌صورت همزمان و به موازات یکدیگر به مسأله نگاه شود. مقابله با کرونا، نمی‌تواند وظیفه یک یا چند دستگاه باشد بلکه مشارکت همه نهادها، دستگاه‌ها و مردم را می‌طلبد.از جنبه تبلیغی، صداوسیما، شبکه‌های اجتماعی و تریبون‌های مختلف از جمله نمازجمعه و جماعات می‌توانند کمک‌کننده باشند. از جنبه درمانی صرفاً نمی‌توانیم بگوییم که وزارت بهداشت تمامی وظایف و مسئولیت‌ها را یک تنه به عهده دارد، بلکه نهادها و دستگاه‌هایی که در این زمینه وظیفه ذاتی در این خصوص دارند هم باید همکاری‌های لازم را به عهده بگیرند. نهادهای مدنی و کلیه دستگاه‌های دولتی و غیردولتی و همه شهروندان در این برهه زمانی مسئول هستند و باید به‌عنوان حلقه‌های یک زنجیره عمل کنند.علاوه بر این موارد رعایت بهداشت خانوادگی و شهروندی در محیط کار هم می‌تواند اثرگذاری لازم را داشته باشد. نباید تنها منتظر پروتکل‌های وزارت بهداشت باشیم. در این مواقع باید همه احساس مسئولیت داشته باشند و به موازات این مشارکت مردمی، دولت و حاکمیت هم باید با شفافیت و صداقت و ارائه راهکارهای مناسب در مهار این بیماری گام‌های مؤثری بردارند. کمپینی برای همبستگی اجتماعیمحسن هاشمی رئیس شورای شهر تهرانآنچه مهم است اینکه مردم و مسئولان باید در این شرایط همبستگی و اتحاد خود را حفظ کرده و در جهت آرامش اوضاع قدم بردارند. مردم باید به توصیه‌های وزارت بهداشت عمل کرده و نه مسأله را کوچک شمرده و نه آن را بیش از حد بزرگ و بحرانی جلوه دهند. درحقیقت باید با واقعیت‌ها روبه‌رو شد و از شایعات و خبررسانی‌های غلط و اغراق شده پرهیز کرد. باید بپذیریم وزارت بهداشت باید مدیریت بحران را برعهده بگیرد و اگر کمپینی هم در جهت همبستگی براه افتاده است، اهداف و دستورالعمل‌های وزارت بهداشت را سرلوحه قرار داده و به تذکرات و توصیه‌ها عمل کنند. ضمن آنکه باید اطلاع‌رسانی دقیق و بیشتر باشد. رسانه ملی نقش پررنگی دارد و باید درست عمل کند. مردم هم باید خوب گوش کرده و براساس دستورالعمل‌ها عمل کنند تا مشکلی به وجود نیاید. با اتحاد این بیماری را مهار کنیمزهرانژاد بهرام عضو شورای شهر تهرانمسئولان نمی‌توانند بدون حضور مردم کاری را انجام دهند. آنها فقط می‌توانند ظرفیت‌ها و امکانات لازم را فراهم کرده و این مردم هستند که می‌توانند از اپیدمی شدن این ویروس پیشگیری کنند. بنابراین شهروندان باید با همبستگی در این حوزه پیشگام شده و به توصیه‌های وزارت بهداشت عمل کنند. خوشبختانه مردم تا این جای کارخوب جلو آمده‌اند و بهداشت فردی را رعایت می‌کنند و این نشان می‌دهد که در انجام نکات اولیه نسبت به ۵-۶ دهه پیش آگاهتر شده‌ایم. درحال حاضر ۸۵ درصد جمعیت کشور باسواد هستند. همبستگی، مهم‌ترین نقطه اتکای مهار این بیماری است. کشور ما روزهای سخت زیادی را پشت سر گذاشته است.اما مردم همواره توانمند و قوی ظاهر شده‌اند و این ویروس هم نمی‌تواند آنها را زمین گیر کند. فقط کافیست در کنار یکدیگر و متحد باشند. توصیه های بهداشتی را از طریق کمپین بگوییمالهه رضایی مجری تلویزیونمتأسفانه در چند روز اخیر شاهد ابتلای تعدادی از هموطنان‌مان به بیماری کرونا بوده‌ایم. این موضوع چنان ترسی در بین بسیاری از افراد جامعه ایجاد کرده که آنها بیشتر زمان خود را به کسب اطلاعات بیشتر در مورد این بیماری و تعداد مبتلایان به آن می‌گذرانند.حتی اولین موضوع صحبت هنگام دیدار اقوام و دوستان بیماری کرونا و حواشی آن است. این در حالی است که ما باید واقع بین باشیم همان‌گونه که نباید سخنان افرادی که می‌گویند هیچ اتفاقی نیفتاده و نترسید را بپذیریم نباید از بزرگنمایی‌ها و اطلاعات نادرستی که در صفحه‌های مجازی منتشر می‌شود نیز بترسیم. راه‌اندازی کمپین مقابله با بیماری کرونا می‌تواند بسیار راه گشا باشد، مردم می‌توانند راهکارهای درست را از طریق این کمپین بیاموزند، پزشکان می‌توانند توصیه‌های بهداشتی درست را از همین طریق به مردم ارائه دهند. باید کاری کرد تا اعتمادسازی صورت بگیرد، در این صورت است که اگر فردی احساس بیماری کند به جای ترس می‌بایست به مراکز درمانی مراجعه خواهد کرد. هیچکس از کرونا در امان نیستپوران درخشنده کارگردانمتأسفانه چند روزی می‌شود که ویروس کرونا به ایران هم رسیده است. ویروسی که هیچ‌کس از آن مصون نیست. بنابراین برای پیشگیری از ابتلا به کرونا باید اولین قدم را خودمان برداریم. دراین کمپین باید تمام مسائلی که مربوط به کرونا و پیشگیری از آن است به مردم آموزش داده شود. در این برهه زمانی لازم است همه تلاش کنیم تا آلوده نشویم و این کارها گام‌هایی است که باید برداریم تا به یکدیگر کمک کنیم. برای مثال مسافرت نکنیم، با یکدیگر دست ندهیم و نکات بهداشتی را جدی بگیریم. برهمین اساس، این کمپین مسأله مهمی است و به نظر من باید آن را جدی بگیریم تا این ویروس تلفات کمتری داشته باشد. البته مسئولان هم باید تمام تدابیر لازم را برای مهار کرونا انجام دهند. فرهنگ سازی برای مراقبت های فردیافشین هاشمی بازیگر و کارگردانقطعاً ایجاد یک کمپین مقابله با کرونا به فرهنگ‌سازی مراقبت‌های فردی و رعایت نکات بهداشتی کمک می‌کند اما راهش را باید متخصصان حوزه بهداشت و درمان طراحی کنند. اگرچه هرگونه حرکت جمعی درباره اطلاع‌رسانی در خصوص روش‌های پیشگیری با کرونا خوب است اما معتقدم نباید دلایل فردی مزاحم اطلاع‌رسانی دقیق و علمی شود و اقدامات علمی را زیر سؤال ببرد. به‌نظرم ایده تشکیل کمپین را باید طراحان که همان دولت است انجام دهد چرا که ما سواد و تخصص لازم را در این زمینه نداریم، من به‌عنوان یک هنرمند نمی‌دانم چگونه در برابر این ویروس مبارزه کنم چون بحث علمی است و باید دولت طرح آن را ارائه دهد و ما نیز همراه با مردم آموزش‌ها را اجرا کنیم و بدین ترتیب از پیامدهای ترس عمومی در امان بمانیم. به مردم دربرابر کرونا راهکار ارائه کنیداردشیر کامکار موسیقیدانمن به‌عنــــــــوان یـــک موسیقیــدان هیــــــــــــچ تخصصی ندارم تا با ایجاد کمپین مردم را دعوت به مقابله با ویروس کرونا کنم. اما با توجه به اطلاعاتی که از سوی سازمان بهداشت جهانی منتشر می‌شود، متوجه شده ام هنوز هیچ دارویی برای درمان ویروس جدید کرونا وجود ندارد برای همین اطلاعات و روش‌های درمان هنوز درباره این بیماری کامل نیست، با وجود این مسئولان وزارت بهداشت باید آموزش‌های مربوط به پیشگیری و مقابله با کرونا را به مردم آموزش دهند و همه دست به دست هم نکات بهداشتی را رعایت کنیم ولی اینکه راهکارش چگونه است، باید مسئولان وزارت بهداشت راهکار دهند چرا که چگونگی مقابله با ویروس کرونا را من بلد نیستم.

more_vert درباره محمد جواد مشکور

ادامه مطلب

closeدرباره محمد جواد مشکور

 محمدجواد مشکور، مورخ و ادیب برجسته ایرانی به شمار می‌رود که در حوزه‌های علمی و پژوهشی برای شناساندن فرهنگ ایران و اسلام به جهانیان تلاش بسیاری کرد و توانست به بسیاری از نکات ابهام‌آمیز تاریخ ایران باستان پاسخ دهد و بیش از ۵۰ اثر از خود برجای بگذارد.

more_vert درباره محمدرضا لطفی

ادامه مطلب

closeدرباره محمدرضا لطفی

محمدرضا لطفی آهنگساز و نوازنده چیره‌دست بسیاری از سازها از جمله سنتور، تار، سه تار، کمانچه، نی و پیانو به شمار می‌رود که با خلق آثاری بی‌بدیل و پژوهش در موسیقی سنتی ایران به یکی از برجسته‌ترین استادان این عرصه تبدیل شد و نام خود را برای همیشه در این هنر جاودانه کرد.

more_vert ۷۰ سال افتان و خیزان سینمای ایران

ادامه مطلب

close۷۰ سال افتان و خیزان سینمای ایران

سارا بقاییایرنا-سینمای ایران که کوتاه زمانی پس از سینمای جهان کار خود را شروع کرد، در طی دوره‌ای نزدیک به ۷۰ سال (از ۱۲۷۹ تا ۱۳۴۹) مسیری را پیمود که فیلم‌هایش نشان از روزهای افتان و خیزان آن دارد.

more_vert شورای نگهبان با سازوکار نظارتی

ادامه مطلب

closeشورای نگهبان با سازوکار نظارتی

 شورای نگهبان به‌عنوان نهادی نظارتی، وظیفه حراست و نگهبانی از احکام و پاسداری از قانون اساسی را برعهده دارد؛ نهادی که از ۶ فقیه و ۶ حقوقدان تشکیل می‌شود که فقیهان براساس حکم رهبری و دیگر اعضا با معرفی رییس قوه قضاییه و رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به این شورا راه می‌یابند. امام خمینی در۳۰ بهمن ۱۳۵۸ خورشیدی در حکمی، فقهای شورای نگهبان را انتخاب کردند، حکمی که توسط حاج سیداحمد خمینی اعلام شد. ایشان با اعلام این خبر گفتند: افراد تعیین شده به جز آقای محمدرضا مهدوی کنی که از مجتهدین تهران هستند، همگی از مدرسین مجتهد حوزه علمیه قم می‌باشند و بر قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی نظارت خواهند کرد، تا این قوانین هیچگونه مخالفتی با اسلام نداشته باشد. اسامی ۶ تن تعیین شده به شرح زیر می‌باشند: حضرات آیات: حاج شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، حاج شیخ لطف‌الله صافی، حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی، حاج شیخ غلامرضا رضوانی، حاج شیخ احمد جنتی، حاج شیخ یوسف صانعی. به این ترتیب با برگزاری مرحله اول نخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸ خورشیدی و نیز دومین مرحله در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۹ خورشیدی، مجلس اول کار خود را در هفت خرداد همان سال آغاز کرد تا اینکه در تیرماه از طرف شورای عالی قضایی ۱۲ حقوقدان برای انتخاب ۶ حقوقدان شورای نگهبان به مجلس معرفی شدند و رأی‌گیری در ۲۶ تیر انجام شد و پس از انتخاب ۶ حقوقدان، شورای نگهبان در ۲۶ تیر ۱۳۵۹ خورشیدی به طور رسمی کار خود را آغاز کرد که از آن زمان تاکنون افرادی به عنوان فقیه و حقوقدان در این نهاد خدمت کرده اند.   فقها به موجب اصل ۹۱ قانون اساسی، انتخاب فقهای شورای نگهبان با مقام معظم رهبری است. علاوه بر اصل ۹۱، بند (۶) اصل ۱۱۰ نیز «نصب، عزل و قبول استعفای فقهای شورای نگهبان» را جزء وظایف و اختیارات رهبری دانسته است. بدین ترتیب، هرگاه یکی از اعضای فقیه شورای نگهبان نتواند وظایف خود را به درستی انجام دهد، مقام معظم رهبری می­ تواند وی را بر کنار کند. همچنین اگر عضوی از فقها از سِمَت خود استعفا دهد، پذیرش استعفای وی با مقام معظم رهبری است. از زمان تاسیس شورای نگهبان تا به امروز افراد مختلفی به عنوان فقیه در این نهاد خدمت کرده اند که در ادامه به آنها اشاره ای مختصر می شود. آیت‌الله غلامرضا ‌رضوانی: متولد ۱۳۰۹ خورشیدی در خمین و دارای اجتهاد است. وی در دوره اول، سوم، چهارم و پنجم به عنوان یکی از فقها در شورای نگهبان بوده است. آیت الله رضوانی سوابقی همچون عضو مجلس خبرگان رهبری، تدریس خارج در نجف اشرف و تهران، نماینده حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در بازار و رییس دیوان عدالت اداری در کارنامه خود دارد و در شامگاه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲ خورشیدی چشم از جهان فروبست. آیت الله صادق اردشیر (آملی) لاریجانی: متولد۱۳۳۹ خورشیدی در نجف و دارای اجتهاد است. او در دوره های چهارم و پنجم عضو شورای نگهبان بود. آیت الله رضا استادی: متولد ۱۳۱۶ خورشیدی در تهران و دارای اجتهاد است. وی در دوره چهارم عضو فقهای شورای نگهبان بود. آیت اله سیدحسن طاهری خرم‌آبادی: متولد ۱۳۱۷ خورشیدی در خرم آباد و دارای تحصیلات اجتهاد است که در دوره چهارم عضو شورای نگهبان بود. وی پس از مدتی بیماری در ۱۶ شهریور ۱۳۹۲ خورشیدی در بیمارستان شهید بهشتی قم چشم از جهان فروبست. آیت الله محمدحسن قدیری: متولد ۱۳۱۵ خورشیدی در اصفهان و دارای تحصیلات اجتهاد است که در دوره چهارم عضو شورای نگهبان بود. وی در تیر ۱۳۸۰ در پی استعفای آیت الله طاهری خرم آبادی، به عضویت شورای نگهبان درآمد و در مهرماه ۱۳۸۷ خورشیدی دارفانی را وداع گفت. آیت الله محمدآقا امامی(کاشانی): در ۱۳۱۰ خورشیدی در کاشان به دنیا آمد. او دارای تحصیلات اجتهاد و در دوره های اول تا سوم عضو فقهای شورای نگهبان بود که در مرداد ۱۳۷۸ خورشیدی از این مسوولیت استعفا کرد. آیت الله محمد محمدی دعوی سرایی(گیلانی): متولد۱۳۰۷ خورشیدی در رودسر و دارای تحصیلات اجتهاد بود که در دوره های اول تا سوم عضو شورای نگهبان بود تا اینکه در اسفند ۱۳۷۳ خورشیدی به دلیل تصدی ریاست دیوان عالی کشور از شورای نگهبان خارج شد. آیت الله لطف الله صافی(گلپایگانی): متولد ۱۲۹۷ خورشیدی در گلپایگان و دارای تحصیلات اجتهاد و یکی از فقهای دوره اول و دوم شورای نگهبان بود که در تیر ۱۳۶۷ خورشیدی از عضویت در شورای نگهبان استعفا کرد. آیت الله یوسف صانعی: در ۱۳۱۶ خورشیدی در اصفهان دیده به جهان گشود. وی دارای تحصیلات اجتهاد در عضو فقهای دوره اول شورای نگهبان بود که در ۱۹ دی ۱۳۶۱ خورشیدی از عضویت در این نهاد استعفا داد. آیت الله محمدرضا مهدوی کنی: متولد ۱۳۱۰ خورشیدی در تهران، دارای تحصیلات اجتهاد و عضو فقهای دوره اول شورای نگهبان بود که در ۱۲ آذر ۱۳۵۹ خورشیدی به دلیل پذیرش وزارت کشور کابینه شهید رجایی از عضویت در شورای نگهبان استعفا کرد تا اینکه در ۲۱ بهمن ۱۳۶۰ خورشیدی پس از رحلت آیت الله ربانی شیرازی مجدداً به عضویت شورای نگهبان درآمد. آیت الله محمدمهدی ربانی رانکوهی (املشی): در ۱۳۱۷ خورشیدی در املش به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات اجتهاد و یکی از فقهای دوره اول شورای نگهبان بود. آیت الله عبدالرحیم ربانی(شیرازی): در ۱۳۰۱ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات اجتهاد و یکی از فقهای دوره اول شورای نگهبان بود. آیت الله احمد جنتی: متولد ۱۳۰۵ خورشیدی در اصفهان و دارای تحصیلات اجتهاد است. او یکی از فقهای دوره اول تا هفتم شورای نگهبان است. آیت الله جنتی با سابقه ترین عضو فقهای شورای نگهبان است و پس از منصوب شدن از طرف امام خمینی(ره) در اسفند ۱۳۵۸ خورشیدی در تمام ادوار شورای نگهبان حضور داشته است. آیت الله محمد مومن: متولد ۱۳۱۹ خورشیدی در قم و دارای تحصیلات اجتهاد بود که در دوره های اول تا ششم عضو فقای شورای نگهبان بود. آیت الله محمد یزدی: در ۱۳۱۰ خورشیدی در اصفهان دیده به جهان گشود. وی دارای تحصیلات اجتهاد و در دوره های دوم، چهارم ، پنجم و ششم عضو فقهای شورای نگهبان بود. با استعفای آیت الله صافی گلپایگانی در تیرماه ۱۳۶۷ خورشیدی آیت الله یزدی از طرف امام خمینی(ره) به جای وی به عضویت شورا درآمد. آیت الله یزدی در ۱۳۶۸ خورشیدی به عنوان رییس قوه قضائیه منصوب شد. پس از پایان خدمت در قوه قضائیه در ۱۳۷۸ خورشیدی مجدداً به عضویت شورای نگهبان درآمد. آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی: در ۱۳۲۷ خورشیدی در کربلا به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات اجتهاد و عضو فقهای شورای نگهبان در دوره های سوم، پنجم و ششم بود. آیت الله شاهرودی در تیر ۱۳۷۸ خورشیدی به عنوان رییس قوه قضاییه منصوب شد و آیت الله یزدی به جای وی به عضویت شورای نگهبان درآمد. پس از پایان خدمت در قوه قضاییه مجددا در مرداد ۱۳۸۸ خورشیدی به جای آیت الله لاریجانی به عضویت شورای نگهبان درآمد. آیت الله‌ سیدمحمدرضا مدرسی‌یزدی: در ۱۳۳۴ خورشیدی در یزد به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات اجتهاد و عضو فقهای شورای نگهبان در دوره های پنجم، ششم و هفتم است. آیت الله مهدی شب‌زنده‌دار: در ۱۳۳۲ خورشیدی در داراب دیده به جهان گشود. وی دارای تحصیلات اجتهاد و عضو فقهای شورای نگهبان در دوره ششم و هفتم است. آیت الله شب‌زنده‌دار پس از رحلت آیت الله شیخ غلامرضا رضوانی خمینی در ۱۳۹۲ خورشیدی به عضویت شورای نگهبان منصوب شد. حقوقدانان در اصل ۹۱ در خصوص شرایط عضویت حقوق­دانان در شورای نگهبان آمده است: ۶ نفر حقوق­دان در رشته­‌های مختلف حقوقی، از میان حقوق­دانان مسلمانی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرفی می­‌شوند و با رای مجلس انتخاب می­‌گردند. این افراد از ابتدا تاکنون عبارتند از: سیامک ره‌پیک: متولد ۱۳۴۲ خورشیدی در تهران و دارای مدرک دکتری حقوق خصوصی که در دوره پنجم به عضویت این نهاد درآمد. وی سوابقی همچون رئیس دانشگاه علوم قضایی، سردبیر فصلنامه دیدگاه های حقوقی، مدیر مسوول فصلنامه مطالعات راهبردی و رئیس پژوهشکده مطالعات راهبردی را در کارنامه خود دارد. حجت‌الاسلام محمد سلیمی: متولد ۱۳۳۳ خورشیدی در همدان و دارای تحصیلات سطح چهار حوزوی معادل دکتری است. وی در دوره پنجم عضو این نهاد بود. سلیمی دارای سوابقی همچون حاکم شرع دادگاه های انقلاب اسلامی در استان های تهران، خراسان، فارس و همدان، رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان همدان، رییس شعبه ۳۱ دیوان عالی کشور، رییس شعبه دوم دادگاه ویژه روحانیت، دادستان کل ویژه روحانیت و مدرس حقوق در دانشگاه است. حسینعلی امیری: متولد ۱۳۴۵ خورشیدی در سنقر است. امیری مدرک تحصیلی دکتری تخصصی حقوق عمومی دارد که در دوره پنجم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون معاون قوه قضائیه و رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، رییس کل دادگستری استان های خوزستان، کردستان و فارس و مدرس دانشگاه در کارنامه خود دارد. غلامحسین الهام: متولد ۱۳۳۸ خورشیدی در اندیمشک و دارای مدرک دکتری حقوق جزا و جرم شناسی است که در دوره پنجم در این سمت بوده است. وی دارای سوابق عضو هیات علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، قائم مقام و معاون سیاسی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، سخنگوی قوه قضائیه، سخنگوی شورای نگهبان، رئیس مرکز تحقیقات شورای نگهبان، سخنگوی دولت محمود احمدی نژاد، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، وزیر دادگستری، معاون دانشکده حقوق دانشگاه تهران، معاون اداری و مالی دانشگاه تهران، رئیس مرکز پژوهش های سازمان تبلیغات اسلامی، دادستان، دادیار و قاضی است. ابراهیم عزیزی: متولد ۱۳۴۲ خورشیدی در کرمانشاه و دارای دکتری حقوق خصوصی است که در دوره چهارم و پنجم در این سمت ایفای نقش کرد. عزیزی سوابقی همچون نماینده مجلس شورای اسلامی، معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهوری و معاون برنامه‌ریزی، نظارت راهبردی رییسجمهوری و سخنگوی شورای نگهبان را در کارنامه خود دارد. حجت الاسلام عباس کعبی نسب: متولد ۱۳۴۱ خورشیدی در اهواز است که در دوره پنجم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. کعبی نسب دارای اجتهاد و کارشناسی ارشد رشته حقوق عمومی است. وی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مدرس دانشگاه، عضو شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، نائب رئیس مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، عضو مجلس خبرگان رهبری، مخبر کمیسیون سیاسی و اجتماعی مجلس خبرگان رهبری و نائب رئیس کمیسیون حراست مجلس خبرگان رهبری است. سیدرضا زواره ای: در ۱۳۱۷ خورشیدی در ورامین به دنیا آمد. او دارای کارشناسی حقوق قضایی و در دوره های سوم و چهارم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. زواره ای دارای سوابقی همچون معلم، وکیل دادگستری، دادستان دادسرای انقلاب اسلامی، سرپرست شهرداری تهران، رئیس ستاد امنیت کشور و معاون وزیر کشور در کابینه شهید رجائی، نماینده مجلس شورای اسلامی، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، عضو شورای مرکزی جمعیت مؤتلفه اسلامی، مدرس دانشگاه و قائم مقام دبیر شورای نگهبان بود. علی آراد: متولد ۱۳۰۶ خورشیدی آذرشهر و دارای دکتری حقوق قضایی است که در دوره اول و چهارم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. او دارای سوابقی همچون قاضی دادگاه جنایی، قاضی دیوان عالی کشور، مشاور رئیس قوه قضائیه، عضو دادگاه انتظامی قضات، مستشار دادگاه استان تهران و رئیس دادگاه بخش بود. حسن ابراهیم حبیبی: متولد ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران و دارای دکترای حقوق قضائی، دکترای جامعه شناسی، سطح (حوزوی) بود که در دوره دوم، سوم و چهارم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی دارای سوابقی همچون عضو کمیته تدوین پیش نویس قانون اساسی، نماینده مجلس شورای اسلامی، وزیر دادگستری، عضو و سخنگوی شورای انقلاب، وزیر فرهنگ و آموزش عالی، عضو شورای بازنگری قانون اساسی، معاون اول رئیس جمهوری، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، رئیس هیات امناء فرهنگستان های جمهوری اسلامی ایران، عضو هیات نمایندگی ایران در کنفرانس عمومی یونسکو، مؤسس و رئیس بنیاد ایران شناسی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو دیوان دائمی داوری (لاهه) بود. احمد علیزاده: متولد ۱۳۱۸ خورشیدی در سوادکوه و دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق است که در دوره های دوم و سوم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون نماینده مجلس شورای اسلامی، دادستان دیوان محاسبات، معاون رئیس قوه قضائیه و مدرس دانشگاه را در کارنامه خود دارد. حسین مهرپور محمدآبادی: متولد ۱۳۳۲ خورشیدی در یزد و دارای مدرک دکترای حقوق خصوصی است که در دوره های اول، دوم و سوم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون معاون قوه قضائیه، معاون حقوقی و بررس یهای فقهی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، مشاور وزیر امور خارجه، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای عالی هلال احمر در کارنامه خود دارد. خسرو بیژنی: متولد ۱۳۱۵ خورشیدی در بابل و دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق قضایی است که در دوره دوم و سوم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. بیژنی سوابقی همچون رئیس دادگاه های صلح تهران، معاون اجرائی قوه قضائیه، رئیس دادگاه بخش تهران، رئیس دادگاه شهرستان تهران، قائم مقام دبیر شورای نگهبان و بازپرس دادسرای انقلاب اسلامی تهران را در کارنامه خود دارد. سیدجلال الدین مدنی کرمانی: در ۱۳۱۶ خورشیدی در کرمان به دنیا آمد. وی دارای مدرک دکتری علوم سیاسی و در دوره دوم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. مدنی کرمانی سوابقی همچون مشاور رئیس قوه قضائیه، استاد دانشگاه، دادیار دادسرای عمومی زابل، دادرس دادگاه بخش زاهدان، رئیس دادگاه بخش آمل، دادیار دادسرای عمومی تهران، رئیس دادگاه شهرستان تهران و مدیر کل آموزش دادگستری در کارنامه دارد. حسن فاخری: متولد ۱۳۰۲ خورشیدی در تهران و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد حقوق است. وی در دوره های دوم و سوم در شورای نگهبان بود و سوابقی همچون معاون اول دادستان کل کشور، دادیار دیوان عالی کشور، مستشار دیوان عالی کشور، رئیس اداره عفو و بخشودگی دادگستری و رئیس شعبه پنجم دیوان عالی کشور در کارنامه دارد. حجت الاسلام محمدرضا عباسی فرد: متولد ۱۳۲۸ خورشیدی در کوهدشت و دارای تحصیلات دکتری فقه و مبانی حقوق، خارج است که در دوره های دوم و سوم در این نهاد بود. عباسی فر سوابقی همچون عضو حزب جمهوری اسلامی، نماینده مجلس شورای اسلامی، مشاور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. معاون رییس قوه قضائیه، رییس دیوان عدالت اداری، معاون اجرایی قوه قضاییه و عضو مجلس خبرگان رهبری در کارنامه دارد. گودرز افتخار جهرمی: متولد ۱۳۲۲ خورشیدی در جهرم و دارای تحصیلات دکتری تخصصی حقوق عمومی است. وی در دوره های اول و سوم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. جهرمی سوابقی همچون استاد حقوق و رئیس دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، سرپرست دفتر خدمات حقوقی بین المللی نهاد ریاست جمهوری، عضو هیأت مدیره کانون وکلا و نماینده مدیران مسوول مطبوعات در هیات نظارت بر مطبوعات (طی پنج دوره) در کارنامه دارد. عباسعلی کدخدایی: متولد ۱۳۴۰ خورشیدی اصفهان و دارای تحصیلات دکتری حقوق بین الملل است که در دوره های چهارم، پنجم و هفتم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون استاد دانشگاه تهران، قائم مقام دبیر شورای نگهبان، معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان و سخنگوی شورای نگهبان در کارنامه دارد. محمدرضا علیزاده: در ۱۳۳۰ خورشیدی در سوادکوه به دنیا آمد. علیزاده دارای تحصیلات کارشناسی ارشد حقوق است که در دوره های دوم تا هفتم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. او همچنین سوابقی همچون معاون رئیس قوه قضاییه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، معاون بازرسی کل کشور، دادستان انقلاب اسلامی قائمشهر، مدیرکل ارزشیابی قضات و قائم مقام دبیر شورای نگهبان در کارنامه دارد. محسن اسماعیلی: متولد ۱۳۴۴ خورشیدی در تهران و دارای تحصیلات دکتری حقوق خصوصی و اجتهاد است که در دوره های چهارم، پنجم و ششم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون رییس دانشکده حقوق دانشگاه امام صادق (ع) و استاد دانشگاه است. سیدفضل الله موسوی: در ۱۳۳۲ خورشیدی در اصفهان به دنیا آمد. موسوی دارای مدرک دکتری حقوق بین‌الملل است که در دوره هفتم عضو حقوقدان شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون استاد دانشگاه تهران، رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، مدیر گروه حقوق عمومی و بین الملل دانشگاه تهران، نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی، عضو هیات مرکزی نظارت بر انتخابات دوره دهم و میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، رئیس کمیسیون حقوقی ستاد نقشه جامع علمی کشور در شورای انقلاب فرهنگی در کارنامه دارد. سام سوادکوهی فر: متولد ۱۳۳۶ خورشیدی در تهران و دارای مدرک دکتری حقوق خصوصی است که در دوره ششم عضو شورای نگهبان بود. وی سوابقی همچون دادیار در دادگستری استان‌های مازندران، گیلان، خوزستان، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، سرپرست دادسرای شمیران، رییس دادگستری اسلامشهر، معاون دادگستری تهران، مدیرکل تدوین لوایح و مقررات وزارت دادگستری، دادیار دیوان عالی کشور، عضو معاون در شعب دیوان عالی کشور، مستشار دیوان عالی کشور، عضو هیات علمی و استادیار دانشگاه دارد.

more_vert درباره نیما یوشیج

ادامه مطلب

closeدرباره نیما یوشیج

علی اسفندیاری که به نیما یوشیج شهرت دارد، شاعری است که در راه تجدد واقعی در شعر فارسی تلاش کرد. وی با مجموعه تأثیرگذار افسانه که مانیفست شعر نو فارسی بود در فضای راکد شعر ایران، انقلابی نوین را بنا نهاد و به نوعی تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید.  

more_vert روایت تاریخی جدایی بحرین از ایران

ادامه مطلب

closeروایت تاریخی جدایی بحرین از ایران

بحرین که به لحاظ تاریخی بخشی از خاک ایران محسوب می‌شد در اواسط سده نوزدهم میلادی تحت سلطه انگلیس درآمد تا اینکه در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۴۹ خورشیدی، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه ۲۷۸ را صادر کرد که در آن خواسته مردم بحرین نسبت به جدایی از ایران مورد تایید قرار گرفته بود.