جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert آیت‌الله ابراهیم بن حسین خویی؛ عالم و متفکری ژرف اندیش

ادامه مطلب

closeآیت‌الله ابراهیم بن حسین خویی؛ عالم و متفکری ژرف اندیش

آیت الله ابراهیم بن حسین خویی مشهور به علامه خویی یکی از عالمان وارسته به شمار می‌رود که تمام دارایی خود را وقف ساخت امور خیریه کرد، وی همچنین به مدارج والایی در علم دست یافت و توانست آثار متعدد علمی در موضوعات مختلف فقه، اصول و حدیث از خود به یادگار بگذارد. آیت الله ابراهیم بن حسین خویی مشهور به علامه خویی در ۱۲۱۱ خورشیدی در خوی دیده به جهان گشود. اجداد وی از طبقه اشراف شهر بودند. پدرش از رجال صاحب نام خوی و مدّتی والی خراسان بود. علامه خویی مقدمات علوم را در زادگاهش فرا گرفت و پس از طی مقدمات و سطوح به حوزه علمیه نجف اشرف رفت و در محضر فقیهان برجسته‌ای چون شیخ مرتضی انصاری و سیدحسین کوه کمره‌ای کسب علم کرد و توانست پس از پایان تحصیلات با اخذ درجه اجتهاد با دستی پر به زادگاه خود برگردد و به ارشاد، تحقیق و تدریس بپردازد. علامه خویی در خصوص تحصیل و ورود خود به حوزه علمیه چنین می نویسد: اگر چه من اقل علما و عملا و اکثر خطا و زللاً هستم، ولی خواستم که خود را در جمله جمیله ایشان منظور بدارم؛ تا اسم من در ذکر اسامی شریفه جلیله، داخل بشود. فاقول؛ رفتم به معلم به سعی و التماس خودم و علوم ادیبه را در بلده خوی، خواندم و خود را در سلک مشتغلین و محصلین قرار دادم و حال آن که من از اهل این مراتب نبودم، الا این که وارد شده «من تشبه بقوم فو منهم»؛ هر کسی خود را به قومی تشبیه کند، پس از ایشان است. اوژن اوبن سفیر فرانسه که در ۱۲۴۲ خورشیدی دیداری از خوی داشته است و درباره آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی چنین می نویسد: مجتهد بزرگ شهر، حاجی میرزا ابراهیم آقا، از احترام فوق‌ العاده عموم مردم برخوردار است. خانه ‌اش کوچک است و تنها یکی از اطاق‌های آن که با فرش مفروش شده پنجره ‌اش به حیاط کوچکی باز می‌شود. در آستانه در، طبق رسمی قدیمی، محجر چوبی گذاشته ‌اند؛ یعنی در این جا باید کفش‌ها را از پا درآورد. مرد محترم کهنسال، نزدیک پنجره اطاق، در میان تعداد بیشماری کتاب، در موضوعات فقه اسلامی و پرونده ‌هایی که برای اتخاذ تصمیم و صدور رأی به حضور وی آورده ‌اند، نشسته است. بعد از ادامه تحصیل در نجف و کسب فیض از محضر استادان بزرگ به شهر خود بازگشته است، تا دین و عدالت را در میان همشهریان خود گسترش دهد. خدمات و موقوفات علامه خویی ثروت قابل توجهی داشت و از درآمدهای خود معمولا مقدار ناچیزی را به مصرف شخصی رسانده بقیه را صرف خیرات می کرد و تمام دارایی خود را وقف کرد. او موقوفات خود را به صورت کتابچه ای در ۲۸صفحه با یک مقدمه و سه باب و چند فصل تنظیم و به امضای علمای مشهور آن زمان و میرزا محمدعلی ولیعهد حکومت وقت رساند. در مقدمه وقفنامه، درباره بی ‌اعتباری دنیا و مصرف اموال در راه خدا چنین آورده است: بر ضمائر صافیه اولی‌الالباب و قلوب راکیه ارباب بصیرت، مخفی و مستور نیست که هر آفریده را اندیشه بقای جاودانی؛ محض خیال و بنی نوع انسان را در این سرای فانی، ثبات و قرار؛ فرض محال است. این عالم نیکوکار منزل مسکونی خود را به حسینیه تبدیل و آن را وقف کرد. همچنین وقف یک قطعه قبرستان، ساخت یک باب غسالخانه و سه پل بزرگ به نام‌های قره قشون، سید تاج‌ الدین و بولاماج و احداث قنات‌های آبی و حمام نیز از امور خیریه‌ ای است که به وسیله او صورت گرفتند. همچنین اوژن اوبن سفیر فرانسه در این ارتباط می نویسد: به موجب وصیتش، بعد از درگذشت وی، همه دارایی ‌اش وقف امام سوم است. عده ‌ای که به دیدار و زیارت وی می ‌آیند، قابل شمارش نیست. او چندین بار به زیارت مکه نایل شده و با وجود کبر سن، حداقل در سال یکبار، به شهرهای کربلا و مشهد مشرف می‌شود. اهالی خوی، هنگامی که او را می ‌بینند، با چنین علو و مقام، چون یک فرد عادی، کفش‌ها زیر بغل، در مسجدی مشغول دعا خواندن است، سخت به هیجان می ‌آیند. فعالیت های فرهنگی و علمی این فقیه وارسته، آثار علمی بسیاری را در موضوعات مختلف فقهی، اصول و حدیث به رشته تحریر درآورده است که برای نمونه می توان به شرح نهج‌البلاغه موسوم به الدُّرَّةُ النّجفیه «الدرة النجفیه فی شرح نهج‌البلاغه الحیدریه»، شرح اربعین حدیث، ملخص المقال فی تحقیق احوال الرجال، الاربعون حدیثا و الدعوات که به دعاها و ذکرها پرداخته است، اشاره کرد. علامه امینی در کتاب الغدیر در خصوص این اندیشمند می نویسد: او در طلیعه علمای ژرف بین و متبحر قرار داشت و از شخصیت‌هایی بود که در همه رشته‌ های علمی زبردست و ماهر بود، از فقه و اصول و حدیث گرفته تا عقیده ‌شناسی، فلسفه، عرفان و رجال. در اخلاق سرمشق و نمونه بود و مقتدا به شمار می رفت. در هر یک از علوم استادی بی ‌نظیر و پهلوانی دلیر بود. شهادت سرانجام این عالم در۲۳ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی در جریان حوادث مشروطیت در خوی به شهادت رسید. در حقیقت همزمان با نهضت مشروطیت، خوی از شهرهایی بود که دلبستگی شدیدی به نهضت داشت و در حمایت از نهضت دنباله ‌رو تبریز بود. آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی که در میان مردم جایگاه مذهبی، سیاسی و مردمی ویژه ای داشت، رویه بی‌طرفی را در پیش گرفت و به کارگشایی امور شرعی ‌پرداخت. در این زمان فردی که از مجاهدین افراطی بود در ۲۳ شهریور ۱۲۸۶ خورشیدی در خوی، میرزا ابراهیم دنبلی را به همراه آقا ضیا، خواهرزاده وی به ضرب گلوله به شهادت رساند و با توجه به اوضاع آشفته آن روزگار، علامه خویی را ابتدا در حسینیه میرزا ابراهیم آقا که به وسیله خودش ساخته شده بود به خاک سپردند و بعد از گذشت چهار سال پیکر وی را به نجف انتقال دادند. علامه امینی در کتاب الغدیر می نویسد: صبحدم ششم شعبان ۱۳۲۵ (۲۳ شهریور ۱۲۸۶)در حیاط خانه اش بود که ناگهان به سوی او تیر اندازی شد. او به راه خدا و راه دینداری و شرف و خدمات خردمندانه اش شهید راه حق گردید و از کشته شدن او مصیبت سهمگین به پیکر اسلام و مسلمین وارد شد که جگر خداپرستان را خون نمود و در دژ دین شکاف انداخت. علامه اردوباری در رثای این شهید قصیدۀ آتشین سرود و پس از شهادت پیکر خون آلود او به آرامگاه وی که در نجف اشرف تعیین شده بود، مدفون گردید. در معرفی کامل علامه خویی در وقف نامه کتاب وقف نامه اثر محمد الوانسازخویی که در ۱۳۸۸ خورشیدی به وسیله نشر طلوع شمس چاپ شد. این کتاب مروری بر زندگینامه و شخصیت علمی و معنوی آیت الله میرزا ابراهیم دنبلی خویی است، سپس برخی از موقوفات به جای مانده از وی اعم از حسینیه، کتابخانه و اموال منقول و غیرمنقول معرفی شده و متن وقف‌نامه مربوط به آنها درج شده است.

more_vert بررسی مفهوم و شروط نسخ از دیدگاه آیت‌الله خویی

ادامه مطلب

closeبررسی مفهوم و شروط نسخ از دیدگاه آیت‌الله خویی

چکیده فقیه، اصولی و مفسر گران‌قدر معاصر، آیت‌الله خویی، در کتاب البیان، نظریاتی جامع درباره‌ی نسخ ارائه کرده و با استفاده از شروطی برای نسخ اصطلاحی، جز در یک مورد، ادعای نسخ سایر آیات را قابل مناقشه برشمرده‌اند. با توجه به این که مفهوم نسخ در زمره ی جعل اصطلاح نبوده و دارای آثار شرعی است؛ توسعه یا تضییق مفهوم آن، تنها در پرتو مبانی و ادله ی معتبر، قابل انجام است. در این مقاله، شروط متعددی که ایشان برای صدق نسخ قائل شده‌اند، استخراج شده است. سپس سه مبنای «صدق معنای لغوی»، «کاربردهای روایی و قرآنی» و «لوازم عقلی کلامی»، به عنوان مبانی لازم برای داوری درباره ی شروط تعیین شده است. در نهایت، «وجود تعارض مستقر» و «هم‌زمان نبودن تشریع و نسخ حکم»، به عنوان شروط اصلی و در رده ی بعد، انشاء بودن آیه ی منسوخ، شروط قابل قبول خواهند بود. با این فرض، بین آراء قرآنی، روایات و فتاوای فقهی تلائم برقرار خواهد شد؛ نیز باید تصریح کرد که منسوخ نبودن برخی آیات، در آثار فقهی این اندیشمند، انعکاس نیافته است.

more_vert کتاب چگونه نویسنده یا شاعر شدیم به قلم پانزده ادیب معاصر ایران

ادامه مطلب

closeکتاب چگونه نویسنده یا شاعر شدیم به قلم پانزده ادیب معاصر ایران

کتاب چگونه نویسنده یا شاعر شدیم به قلم پانزده ادیب معاصر ایران اثر سید مهدی سیدقطبی و مهدی کریمی دربردارنده نگارش پانزده شیوه‌نامه نویسندگی از پانزده تن از نویسندگان و شاعران مشهور معاصر ایران است که مطالعه و اجرای آن برای همه علاقمندان به خوش‌خوانی متن و روانی کلام زبان فارسی لازم است. «چگونه نویسنده یا شاعر شدید؟»، این پرسشی است که نصرالله فلسفی مدیر روزنامه امید از بسیاری از نویسندگان و شاعران نامی ایران در سال 1322 کرده است و پانزده تن از ادبای معاصر ایران به شرح زیر، به آن پاسخ دادند: حسین سمعیعی (ادیب‌السلطنه)، سعید نفیسی، علی هاشمی حائری، لطفعلی صورتگر، صادق رضازادۀ شفق، زین‌العابدین رهنما، علی دشتی، عیسی صدیق، رشید یاسمی، ابراهیم پورداود، علی‌اکبر سیاسی، فرج‌الله بهرامی (دبیر اعظم)، نظام‌وفا آرائی، غلامعلی رعدی آذرخشی، محمد حجازی. اگرچه از زمان نگارش کتاب چگونه نویسنده یا شاعر شدیم به قلم پانزده ادیب معاصر ایران، حدود هفتاد و پنج سال گذشته است اما همچنان برای همه فارسی زبانان مفید و کاربردی است. با وجود اینکه اکثر ادبای مطرح در کتاب حاضر در ضمن نوشتن «شیوه‌نامه نویسندگی» به شرح زندگی خود نیز پرداخته‌اند اما برای آشنایی بیشتر خوانندگان در قسمت «اشاره» زندگی‌نامه هر یک از آن‌ها ارائه شده است. در بخشی از کتاب چگونه نویسنده یا شاعر شدیم به قلم پانزده ادیب معاصر ایران می‌خوانیم: حسین سمیعی (ادیب‌السلطنه)ذوق‌های ادبی و شوق و توجه‌ای که آدمی را به هنرهای زیبا مانند شعر و شاعری و دبیری و موسیقی و صورتگری و جز آن پیدا می‌شود، غریزه و خاصیتی است که در نهاد آدمی نهفته و با آب و گل وی سرشته است. بسیار دیده می‌شود که برخی اشخاص بی‌آن‌که از علم ادب چیزی آموخته و از شعر و شاعری بهره‌ای گرفته باشند، به حکم همان ذوق فطری هم از اوان کودکی به سخنان موزون شوق و علاقه‌ای دارند و خود نیز جسته جسته سخنانی موزون می‌سرایند و اندک اندک این غریزه در آن‌ها نشو و نما یافته و البته با آموختن اصول علمی و ادبی و فراگرفتن آداب شاعری و سخن‌سرایی و تتبع و بررسی در آثار استادان و سخن‌سنجان به حد کمال توانند رسید.فهرست مطالب مقدمهچگونه نویسنده یا شاعر شدیمبه قلم 15 ادیب معاصر ایرانحسین سمیعی (ادیب‌السلطنه)اشارهاین‌گونه نویسنده و شاعر شدمسعید نفیسیاشارهاین‌گونه نویسنده شدمعلی هاشمی حائریاشارهاین‌گونه نویسنده شدملطفعلی صورتگراشارهاین‌گونه شاعر و نویسنده شدمصادق رضازادۀ شفقاشارهاین گونه شاعر و نویسنده شدمزین‌العابدین رهنمااشارهاین‌گونه نویسنده شدمعلی دشتیاشارهاین‌گونه نویسنده شدمعیسی صدیقاشارهاین‌گونه نویسنده شدمرشید یاسمیاشارهاین‌گونه شاعر و نویسنده شدمابراهیم پورداوداشارهاین‌گونه نویسنده و شاعر شدمعلی‌اکبر سیاسیاشارهاین‌گونه نویسنده شدمفرج‌الله بهرامی (دبیر اعظم)اشارهاین‌گونه نویسنده شدمنظام‌وفا آرانیاشارهاین‌گونه شاعر شدمغلامعلی رعدی آذرخشیاشارهاین‌گونه شاعر شدممحمد حجازیاشارهاین‌گونه نویسنده شدمکتابنامه

more_vert زندگی امام صادق (ع) ابو عبد الله جعفر صادق ابن محمد باقر بن علی بن

ادامه مطلب

closeزندگی امام صادق (ع) ابو عبد الله جعفر صادق ابن محمد باقر بن علی بن

امام جعفر صادق (ع) در پگاه روز جمعه یا دوشنبه هفدهم ربیع الاول و یا غره رجب سال 80 هجری، معروف به سال قحطی، در مدینه دیده به جهان گشود. اما بنا به گفته شیخ مفید و کلینی و شهید، ولادت آن حضرت در سال 83 هجری اتفاق افتاده است. لکن ابن طلحه روایت نخست را صحیح تر می داند و ابن خشاب نیز در این باره گوید: چنان که ذراع برای ما نقل کرده، روایت نخست، سال 80 هجری، صحیح است. وفات آن امام (ع) در دوشنبه روزی از ماه شوال و بنا به نوشته مؤلف جنات الخلود در 25 شوال و به روایتی نیمه ماه رجب سال 148 هجری روی داده است. با این حساب می توان عمر آن حضرت را 68 یا 65 سال گفت که از این مقدار 12 سال و چند روزی و یا 15 سال با جدش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و 19 سال با پدرش و 34 سال پس از پدرش زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار می آید و نیز بقیه مدتی است که سلطنت هشام بن عبد الملک، و خلافت ولید بن یزید بن عبد الملک و یزید بن ولید عبد الملک، ملقب به ناقص، ابراهیم بن ولید و مروان بن محمد ادامه داشته است. وفات امام صادق (ع) پس از گذشت ده سال از خلافت منصور عباسی روی داد و پس از مرگ در آرامگاه بقیع، در جوار پدرش امام باقر و جدش امام زین العابدین و عموی بزرگوارش امام حسن بن علی علیهم السلام به خاک سپرده شد. مادر امام صادق (ع)کنیه مادر امام (ع) را ام فروه گفته اند. برخی نیز کنیه او را ام القاسم نوشته و اسم او را قریبه یا فاطمه، پدرش قاسم بن محمد بن ابی بکر و مادرش را اسماء، دختر عبد الرحمن بن ابی بکر ذکر کرده اند. و این همان مفهوم فرمایش امام صادق (ع) است که گفت: به راستی ابو بکر دو بار مرا به دنیا آورد. و شریف رضی نیز در این باره سروده است: و حزنا عتیقا و هو غایة فخرکم بمولد بنت القاسم بن محمد (1) شیخ کلینی در کتاب کافی به سند خود از عبد الاعلی نقل کرده است که گفت: روزی ام فروه را دیدم که به گرد کعبه طواف می کرد، او لباسی بر تن کرده بود که با آن شناخته نمی شد پس حجر الاسود را با دست چپ استلام کرد. ناگهان یکی از مردانی که به طواف مشغول بود رو به ام فروه کرد و گفت: ای بنده خدا، سنت را خطا کرده ای. پس ام فروه گفت: ما از علم شما بی نیازیم. کنیه امام صادق (ع)کنیه آن حضرت ابو عبد الله بوده است و این کنیه از دیگر کنیه های وی معروف تر و مشهورتر است. محمد بن طلحه گوید: برخی کنیه آن حضرت را ابو اسماعیل دانسته اند. ابن شهر آشوب نیز در کتاب مناقب می گوید: آن حضرت مکنی به ابو عبد الله و ابو اسماعیل و کنیه خاص وی ابو موسی بوده است. لقب امام صادق (ع)آن حضرت القاب چندی داشت که مشهورترین آنها صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. از آنجا که وی در بیان و گفتار راستگو بود، او را صادق خواندند. نقش انگشتری امام صادق (ع)نقش انگشتری آن حضرت «الله ولیی و عصمتی من خلقه »بوده است. البته روایات مختلفی درباره نقش انگشتری امام (ع) نقل شده است. مانند: «ما شاء الله لا قوة الا بالله، استغفر الله، الله خالق کل شی، انت ثقتی فاعصمنی من خلقک، یا ثقتی قنی شر جمیع خلقک، اللهم انت ثقتی فقنی شر خلقک، انت ثقتی فاعصمنی من الناس، الله عونی و عصمتی من الناس، ربی عصمتی من خلقه ». روایت شده است که امام موسی کاظم (ع) ، انگشتری امام صادق (ع) را به هفت دینار و در روایتی دیگر به هفتاد دینار خریداری کرد. فرزندان امام صادق (ع)آن حضرت ده فرزند داشت. هفت پسر و سه دختر. برخی فرزندان آن حضرت را یازده تن ذکر کرده اند که هفت نفر از آنان پسر و باقی دختر بوده اند. نام فرزندان آن حضرت چنین بوده است: اسماعیل اعرج که او را اسماعیل امین نیز خوانده اند، عبد الله، ام فروه، وی همان کسی است که با پسر عموی خود که همراه با زید بن علی قیام کرده بود ازدواج کرد. شیخ مفید گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب بوده است. عبد العزیز بن اخضر جنابذی گوید: مادر آنان فاطمه، دختر حسین اثرم بن حسن بن علی بن ابی طالب نام داشته است. فرزندان دیگر آن امام (ع) عبارت بودند از: امام موسی کاظم، محمد دیباج و اسحاق و فاطمه کبری، که از کنیزی به نام حمیده بربریه، زاده شده بودند. عبد العزیز بن اخضر جنابذی گوید: وی به همسری محمد بن ابراهیم بن محمد بن علی بن عبد الله بن عباس درآمد و در خانه او نیز وفات یافت. دیگر از فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: عباس، علی عریضی، اسماء و فاطمه صغری، که هر یک از کنیزی متولد شده بودند. کسانی که فرزندان امام (ع) را ده تن دانسته اند از ذکر نام فاطمه کبری خودداری کرده اند و آنان که اولاد وی را یازده نفر کرده اند فاطمه کبری را جزو فرزندان امام صادق (ع) قلمداد کرده اند. از عبارت ابن شهر آشوب در کتاب مناقب چنین برمی آید که ام فروه همان اسماء بوده است. چنان که می گوید: «اسماء ام فروه، کسی است که پسر عمویش که در رکاب زید بن علی قیام کرده، او را به زنی گرفت ». صحت این نظر بعید نیست. چرا که ام فروه، کنیه به حساب می آید نه اسم. با این ترتیب اگر فاطمه کبری را جزو فرزندان امام ذکر کنیم و ام فروه و اسماء را یک تن بدانیم، اولاد آن امام همان ده تن خواهد بود. پی نوشت: 1 - و اندوهی کهن است و آن بلندای افتخار شماست به میلاد دختر قاسم بن محمد.

more_vert درباره میرزا ابراهیم اصفهانی خوزانی

ادامه مطلب

closeدرباره میرزا ابراهیم اصفهانی خوزانی

 میرزا ابراهیم اصفهانی خوزانی از فقها و مشایخ بزرگ اسلام سده ۱۲ به شمار می‌رفت که به مقام شیخ الاسلامی اصفهان و قاضی نظامی نادر شاه رسید از وی کتاب و رساله‌هایی از جمله حواشی بر کتاب اربعه، رساله در تحریم غنا و...به یادگار مانده است. میرزا ابراهیم اصفهانی فرزند میرزا غیاث الدین محمد در روستای خوزان از توابع اصفهان دیده به جهان گشود.(۱) در منابع و اسناد معتبر در خصوص تاریخ تولد وی مطلبی وجود ندارد. او از جمله مردان مشهور تشیع و فقها و مشایخ بزرگ اسلام محسوب می شد که بعد از پایان تحصیلات در اصفهان به تدریس پرداخت، سپس در اصفهان به عنوان قاضی مشغول به کار شد و پس از مدتی به مقام شیخ الاسلامی این شهر منصوب گشت. بنابر روایت و قول اسناد، وی سال ها بر مسند تدریس، فتوی و رهبری در اصفهان تکیه زده بود. این عالم نامدار از جمعی از بزرگان فقها و محدثین از جمله میر محمد حسین خاتون آبادی، میرمحمد باقر خلیفه سلطانی، شیخ حسین ماحوزی، میرزا محمد رحیم سبزواری، ملامحمد قاسم هزار جریبی و...اجازه اجتهاد دریافت کرد. همچنین بعدها متصدی منصب قضاوت در ارتش نادرشاه افشار شد. (۲) عبد النبی قزوینی وی را از نوادر روزگار و از بزرگان علمای شیعه در عصر خویش و دیگر اعصار می داند و می گوید «او در فقه و اصول ماهر و در حکمت و فلسفه حاذق و دارای ذهن وقاد و فهم عمیق و فکر کامل است» (۳) شاگرد دانشمند توانای وی باقر هزار جریبی در اجازه نامه ای که برای آیت الله بحر العلوم نگاشته بود، او را عالمی فاضل و فقیهی عالی مقام و دین پژوهی نجیب خوانده است. (۴) میرزا ابراهیم اصفهانی از شاگردان شیخ الاسلام امیر محمد حسین خاتون آبادی، فقیه پرهیزگار حاج محمد طاهر و پیر حاج مقصود علی اصفهانی محسوب می شود و دیگر اساتید این عالم پرهیزگار می‌توان به ملاعلی نقی بن محمد کمره ای، ملامحمد نصیر گلپایگانی، نظام الدین حسین بن محمد اسماعیل خادم، ابی البرکات بن محمد اسماعیل، جمال الدین محمد بن نظام الدین حسن و ملاکمال الدین محمد فسوی اشاره کرد. (۵) تالیفات: میرزا ابراهیم اصفهانی با تکیه بر دانش و تجربه های گرانبهایی که در طول سال های دانش اندوزی به دست آورده بود، آثاری ارزشمند را به رشته تحریر درآورد. از کتاب ها و رساله های او، رساله ای در تحریم آوازه خوانی است که در رد رسالۀ سید ماجد بحرانی دانشمند توانا نوشته شده، رسالۀ فی الدراهم و الدنانیر المسکوکه، رساله ای مربوط به تفسیر آیۀ «و اذا قرئی القرآن فاستمعو اله و انصتو لعلّکم ترحمون» و رساله فی شرعیه تلقین میت الاطفال که این ۲ رساله در مجموعه وقفی حاج عماد فهرسی به آستان قدس رضوی دیده می شود و از آثار دیگر او می توان به رساله ای در مساله لزوم الخروج عن الماء فی الغسل الارتماسی و وجوب صب الماء علی الاعضاء الثلاثه فی الترتیبی اشاره کرد. (۶) سرانجام سرانجام این عالم فاضل و متبحر در فقه، اصول و حکمت در ۱۱۶۰ قمری دیده از جهان فروبست، برخی بر این باور هستند که توسط نادرشاه افشار شهید شده است اما آقا بزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشیعه راجع به کشته شدن او در دوره افشاریه توسط نادرشاه اشاره ای کرده، اما از شرح شهادتش چیزی یاد نمی کند. (۷) منابع ۱- امین، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۲، دارالتعارف المطبوعات بیروت، ص ۲۰۳ ۲- کشمیری، محمد علی، نجوم الاسماء فی تراجم العلماء، قم : مکتب بصیرتی، ۱۳۵۲ ش، ص۲۳۱ ۳- قزوینی، عبد النبی، تتمیم امل الآمال، تحقیق : سید احمد حسینی، نشر کتابخانۀ آیت الله مرعشی قم، ۱۴۰۷ ھ . ق ( ۱۳۶۴ ش)، ص۵۷ ۴- امینی نجفی، عبدالحسین، شهیدان راه فضیلت، ترجمه جلال الدین فارسی، انتشارات روزبه، چاپ چهارم، ۱۳۶۳، صص ۳۵۹ و ۳۶۰ ۵- موسسه دائره المعارف فقه اسلامی، فقه اهل بیت، ج۲۴، ص۱۸۷ ۶- تهرانی، آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه(الکواکب المنتثره فی القرن الثانی بعد العشره)، تحقیق : علی نقی منزوی، نشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، ص۸، ۹ ۷- تهرانی، آقابزرگ، طبقات اعلام الشیعه(الکواکب المنتثره فی القرن الثانی بعد العشره)، تحقیق : علی نقی منزوی، نشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۲، ص۸

more_vert کتاب بوستان اشک: زیارت عاشورا به همراه ترجمه منظوم

ادامه مطلب

closeکتاب بوستان اشک: زیارت عاشورا به همراه ترجمه منظوم

  علی بوستان طاهری در کتاب بوستان اشک: زیارت عاشورا به همراه ترجمه منظوم، ترجمه‌ی این زیارت را که بر اساس روایات از احادیث معتبر است به صورت منظوم به رشته‌ی تحریر درآورده. این ترجمه منظوم شامل 114 بیت در قالب مثنوی است. طاهری این کتاب را با مباحث دعا و تضرع و بندگی درآمیخته و شهاب تشکری آرانی شاعر و نویسنده معاصر مقدمه‌ای برای آن نوشته است. با علی بوستانی طاهری بیشتر آشنا شویم: علی بوستانی طاهری سال 1345 در طاهرآباد کاشان و در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. او در رشته مهندسی تکنولوژی نساجی به تحصیل پرداخت و سپس به عنوان کارشناس ارشد در اداره دارایی کاشان مشغول به کار شد. او که یکی از اعضای انجمن‌های ادبی در کاشان است، از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. کتاب‌های بوستان عشق و بوستان نور از دیگر آثار اوست که محتوایی آیینی و توحیدی دارند. در بخشی از کتاب بوستان اشک می‌خوانیم: خدا، ‌ای خدای حسین (ع)، بحق ولای حسین (ع)صفابخش قلبی که شد، محبت سرای حسین (ع)تو‌ ای خالق جان ما، چنان کن ولایی مراکه در راه عشق و وفا، دهم جان برای حسین (ع)همه عشق و مستی حسین (ع)، همه حق پرستی حسین (ع)همه جان هستی حسین (ع)، دو عالم فدای حسین (ع)ز جبرئیل آید ندا، که ای بندگان خدابهشت و گلستان ما، سراسر به پای حسین (ع)

more_vert درباره آیت الله جواد تبریزی

ادامه مطلب

closeدرباره آیت الله جواد تبریزی

 آیت الله جواد تبریزی، یکی از مراجع عالی قدر و فقهای برجسته عصر معاصر و از استادان تاثیرگذار و تحول آفرین در حوزه علمیه قم بود. او افزون بر تقدیم شاگردان برجسته به حوزه ها، آثار و تألیفات متعددی در فقه شیعه را نیز به یادگار نهاد. در لابه لای اوراق کتاب تاریخ بشریت و حیات انسانی، چهره های تابناک و برجسته ای بودند که این دوران را با بهترین امتیاز پشت سرگذاشته و با دستیابی به قله قدس و معرفت مقام آدمیت و انسانیت را کسب کردند. عالم وارسته، حاج میرزا جواد تبریزی از جمله عارفان فرهیخته ای بود که با سرمایه عمر خود را با تهذیب خویش و دیگران برکت داد و با هدایت خلق خدا و تربیت شاگردان و عالمان وارسته نام خود را در شبستان عشق و معرفت جاودانه ساخت. زندگی و احوال در ۱۳۰۵ خورشیدی در خانواده ای مذهبی در تبریز کودکی چشم به جهان گشود که نام او را جواد نامیدند. او آموزش علوم را در مدارس زادگاهش آغاز کرد و همپای دوستان خود تحصیلات علوم جدید را در همان شهر به پایان رسانید. جواد از این به بعد راه خود را در پیگیری علوم جدا کرد تا فراگیری دانش را با خواسته های قلبی اش منطبق سازد. هوش و استعدادش تا آن حد آشکار بود که در خانواده، مدرسه و محیط زندگی همگان بدان معترف بودند و وی را برای کسب علم جهت موفقیت و رسیدن به شغل و حرفه ای خاص تر ترغیب می کردند اما جواد تبریزی به سبب علاقه زیاد به مکتب غنی اهل بیت(ع) و روحانیت شیعه سودای دیگری در سر داشت. از این رو از ۱۸ سالگی با شوق فراوان و با وجود مخالفت اطرافیان به مدرسه حوزوی تبریز روی آورد و در ۱۳۲۳ خورشیدی تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و در مدت چهارسال مقدمات و مقداری از دروس سطح را در زادگاهش به پایان رساند. او در ۱۳۲۷ خورشیدی تبریز را با هدف استقرار در قم و حضور در حوزه علمیه ترک کرد و در قم رحل اقامت افکند و با پیگیری دروس سطح و اتمام این دوره، خود را برای حضور در درس استادان خارج آماده کرد.(۱) قم، مأمن امنی برای میرزا جواد میرزا جواد که دیگر در بطن جریان زندگی پرتپش حوزه علمیه قم در دوره زعامت آیت الله بروجردی قرار داشت به جمع شاگردان درس های خارج اساتیدی چون آیت الله سیدمحمد حجت پیوست و همزمان فرصت یافت تا زکات علم خود را بپردازد. بنابراین مشغول تدریس کتاب های سطح نیز شد. این دوره پنج سال طول کشید. در طول این مدت چهار سال از محضر آیت الله رضی زنوزی تبریزی بهره کامل برد و از جلسات پرشکوه درست آیت الله بروجردی استاد مسلم در فقه و اصول بهره لازم را گرفت در حالیکه به دلیل بروز استعدادهایش و موفقیت در فراگیری آموزه های استاد بزرگش آیت الله بروجردی از طرف او به عنوان ممتحن طلاب حوزه علمیه قم انتخاب شد اما میرزا جواد که در ادامه تزکیه، تعلیم و تعلم به آیت الله بروجردی اشتهار یافت و در سال های نخست اقامت در قم بیشترین تدریس را در مسجد نور مقابل شیخان داشت که طلاب و فضلاء بسیاری از محضر درس او فیض می بردند.(۲) میرزا جواد علاقه وافر خود را به ادامه علم آموزی از میراث ماندگار و معنوی علوی، آن هم در جوار مرقد مطهر امام علی(ع) حفظ کرده بود تا آن حد که تنها آرزویش هجرت به نجف اشرف و پیوستن به راهیان علوم دینی در حوزه پرآوازه علمیه این شهر روحانی بود اما به سبب فقدان امکانات و وجود مشکلات، تحقق آرزویش را در افق دور دست می دید اما تعلق خاطر عمیق به این سفر وی را برای رسیدن به هدفش کوشاتر می کرد و خلوص نیت او نیز سبب شد که خدای متعال این فرصت مغتنم را فراهم سازد. میرزا جواد در ۱۳۳۲ خورشیدی جهت ادامه تحصیلات به نجف اشرف رفت و تا سال ها نیز بدون استفاده از شهریه و وجوهات معمول در حوزه های علمیه با امکاناتی که در اختیارش قرار می گرفت در نجف به درس و بحث می پرداخت و از افاضات استادان بزرگ و عالی مقام بهره مند شد اما بیشتر از همه از محضر ۲ استاد شاخص حوزه علمیه نجف یعنی آیت الله حاج سید عبدالهادی شیرازی و آیت الله سیدابوالقاسم خویی استفاده کرد. آقا میرزا جواد در بدو ورود به درس آیت الله خویی مورد توجه استاد قرار گرفت تا آن حد که به شورای استفتاء دعوت شد. عضویت او در هیأت استفتای آیت الله خویی، برای وی برکاتی داشت. آیت الله خویی، اعتبار علمی او را تثبیت کرد و وجهه علمی وی را در حوزه بالا برد. از طرفی فرصتی بود که آیت الله تبریزی با مسایل مختلف جهان اسلام و به خصوص جهان تشیع در سراسر جهان آشنا شود زیرا مرجعیت آیت الله خویی، جهانی بود و مقلدان وی در سراسر دنیا وجود داشته اند و از مناطق مختلف جهان استفتا نموده و مسایل خود را با او در میان می نهادند. (۳) در این ایام حوزه های درس نجف در اوج شکوفایی و شور و نشاط بود. از این رو آقا جواد با تمام توان و با آمادگی ذهنی و روحی کامل در جلسات درس استادان مبرز و معروف حاضر می شد و در اوج کمال عملی به مرحله اجتهاد نایل آمد. کم و بیش آوازه علمی آیت الله شیخ جواد تبریزی در حوزه های علمیه پیچید و عده ای از افراد خبره و فضال و اساتید حوزه علمیه، او را به عنوان مجتهد اعلم معرفی کردند. شیعیان از داخل ایران و خارج مانند عربستان و کشورهای خلیج نیز از وی درخواست رساله عملیه کردند، بنابراین وی با احساس مسوولیت مرجعیت را قبول و رساله عملیه خود را منتشر کرد. عزیمت به ایران میرزا جواد تبریزی پس از گذشت ۲۳ سال حضور دائم و فعال در حوزه علمیه نجف اشرف که همراه با آموختن و تحقیق و تدریس و تبلیغ بود، سرانجام در ۱۳۵۵ خورشیدی به هنگام مراجعت از زیارت حرم امام حسین(ع) توسط عوامل رژیم بعث عراق دستگیر و به ایران فرستاده شد. این دستگیری در حقیقت همزمان با اقدام رژیم بعث حاکم بر عراق در دستگیری ایرانیان مقیم عراق و اخراج آنها از این کشور بود. او پس از ورود به ایران بار دیگر در قم ساکن شد و فعالیت های خود را در حوزه علمیه این شهر از سر گرفت. حاج میرزا جواد در مدت اقامت در قم از تمامی وقت خود در مسیر تحقق و تالیف و بحث و تدریس و تربیت شاگردان استفاده کرد و در طول تدریس هزاران طلبه فاضل را تربیت کرد و به جامعه اسلامی تحویل داد و بر اساس روایت همه راویان، حوزه درس او یکی از شلوغ ترین حوزه های درسی در قم به حساب می آمد و تا آخرین روزهای تدریس، درس خارج فقه وی یکی از پررونق ترین جلسات این درس بود.(۴) تالیفات از میرزا آقا جواد تبریزی تألیفاتی به یادگار مانده است که تعدادی از آنها چاپ و منتشر شده اند. ارشاد الطالب، اسس القضاء و الشهادات، طبقات الرجال، تکمله منهاج الصالحین و تعلیقه بر آن، رساله توضیح المسایل، مناسک، شرح کفایه الاصول ... از جمله کتاب های تالیف شده به وسیله این اندیشمند است. نگاه میرزا جواد تبریزی به سیاست برخلاف گروهی از عالمان دینی که توجه و التفاتی به امر سیاسی ندارند و در غیاب سیاست زندگی می کنند، آیت الله تبریزی از جمله فقیهانی بود که به سیاست نگرشی ایجابی داشت و میان دین و سیاست پیوند برقرار می کرد. بدون تردید میرزا جواد تبریزی به دلیل منظر و نیز احاطه ای که بر فقه داشت، استمرار بخش تفکر فقهی آیت الله خویی در حوزه علمیه قم به حساب می آمد. مهمترین اثری که میرزا جواد تبریزی به تفصیل درباره زندگی سیاسی شیعیان در ۲ عصر حضور و غیبت سخن گفته ارشاد الطالب است. او در این اثر همانند بسیاری از فقها از سه منصب برای فقیه جامع الشرایط سخن گفته است. از نظر او حکومت اسلامی در عصر غیبت باید فردی صالح باشد و حدود و تعزیرات شرعی را به اجرا در آورد و به هر تصرفی که موجب حفظ جامعه اسلامی است، اقدام کند. (۵) سرانجام سرانجام این اندیشمند عارف پس از حیات و زندگانی پربار در ۱۳۸۵ خورشیدی رخ از نقاب خاک کشید. منابع: ۱- تبریزی، آیت الله میرزا جواد، قم، نینوا ۲- همان ۳- جعفریان، رسول۱۳۸۵، مقالات تاریخی ، دفتر۴، قم: دلیل ما ۴- آیت الله میرزا جواد تبریزی و حق فقیه در اقامه حکومت دینی ۵- جامع الدرر، ج۲، ص ۲۲۸)

more_vert آیت الله امینی روحانی انقلابی معتدل

ادامه مطلب

closeآیت الله امینی روحانی انقلابی معتدل

 سابقه آشنایی من با آیت‌الله ابراهیم امینی به سال‌های بسیار دور بازمی‌گردد. آشنایی من با این عالم بزرگوار حتی از سن انقلاب اسلامی نیز بیشتر است و شاید بتوان گفت این تعامل و دوستی سابقه‌ای بیش از ۵۰ سال دارد. روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم محمد تقی رهبر می نویسد: زمانی که من برای تحصیل دروس حوزوی به قم رفتم با آیت‌الله امینی آشنا شدم. ایشان چند سالی از من بزرگ‌تر بود اما به نوعی با یکدیگر هم‌درس بودیم و معاشرت می‌کردیم. شاید یکی از دلایلی که ما با یکدیگر در دوران تحصیل انس گرفتیم، این بود که هم من و هم ایشان اصفهانی بودیم و... در منطقه نجف‌آباد زندگی کرده ‌بودیم و هم برخی از دروس همچون درس علامه طباطبایی یا درس آیت‌الله بروجردی و برخی موارد دیگر را با هم گذراندیم و این موضوعات باعث شده ‌بود که ما با یکدیگر معاشرتی بیشتر و انس و الفت داشته ‌باشیم. البته سن ایشان از من بیشتر بود و در درس و حوزه بر من مقدم بودند اما جلسات و درس‌هایی نیز با یکدیگر گذراندیم و در واقع می‌توان گفت، آشنایی ما از حوزه آغاز شد.آیت‌الله ابراهیم امینی مرد بزرگوار، انسانی متدین و ساده‌زیست بود، ویژگی‌هایی که از همان دوران حوزه تا پایان عمر همراه ایشان بود. در منطقه صفاییه قم خانه‌ای معمولی داشت و تا پایان عمر خانه‌شان عوض نشد. اساسا حب دنیا و امور دنیوی در دل ایشان نبود. در روایات دینی ما هم تاکید شده یکی از ویژگی‌های عالم دینی این است که فریفته دنیا نباشد و اگر این‌گونه بود نباید در دین به او اعتماد کرد. آیت‌الله امینی به ‌واقع یک عالم دینی ساده‌زیست بود. از سویی علاوه بر ویژگی‌های اخلاقی برجسته ایشان به لحاظ علمی نیز شخصیت برجسته حوزوی به حساب می‌آمد بنابراین از آیت‌الله امینی می‌توان به عنوان الگوی روحانیون و حوزویان یاد کرد.به‌ خاطر دارم زمانی که ایشان نماز جماعت را در مسجد آیت‌الله بروجردی برگزار می‌کردند پس از نماز طلبه‌ها، دانشجویان و بسیاری از افراد گرد ایشان جمع می‌شدند و پرسش‌هایی را مطرح می‌کردند. آیت‌الله امینی هم با روی گشاده و آغوشی باز به همه سوالات آنها پاسخ می‌داد. این ویژگی برای همه روحانیون و حوزویان از اهمیت بسزایی برخوردار است و باید این رفتار الگو قرار گیرد.فارغ از ویژگی‌های شخصیتی و علمی والا و ارزشمندی که داشت از ابتدا در صف انقلابیون قرار گرفت. پس از پیروزی انقلاب هم در صف جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در عرصه انقلاب حضور داشت و پس از آن نیز در سمت‌های مختلفی از جمله مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان رهبری و... به کشور و انقلاب خدمت کرد. آیت‌الله امینی از جمله روحانیون مورد توجه حضرت امام و پس از ایشان مورد توجه رهبری بود.آیت‌الله امینی از جمله روحانیون معتدل در عرصه سیاسی و اجتماعی بود. ویژگی که برای روحانیت و برای همه ما در این دوران لازم است. ایشان در عین پایبندی به اصول و انقلاب و تعهد دینی که داشت، انسانی متکی بر منطق بود و اهل تشنج یا تحقیر دیگری نبود. این ویژگی مهم آیت‌الله امینی باید برای همه ما الگو باشد؛ چراکه امروز آنقدر دشمن خارجی داریم که نیازی به شکاف و اختلافات داخلی نیست. ایشان جزء روحانیونی بود که همواره در عین پایبندی به اصول بر خط‌مشی اعتدال اعتقاد داشت و معتقد بود که باید با وحدت و انسجام پیش رفت تا سوژه‌ای به دست دشمن داده نشود.

more_vert کتاب دیوان منسوب به امام حسین (ع)

ادامه مطلب

closeکتاب دیوان منسوب به امام حسین (ع)

کتاب دیوان منسوب به امام حسین (ع) اثر محمد عبدالرحیم، برای آشنایی با امام حسین (ع) از کلمات خود آن حضرت بهره برده است. دیوان گران‌بهای حاضر از لحاظ فکری و انتخاب مضامین، نسبت نزدیکی با دیوان منسوب به علی بن ابی‌طالب (ع) دارد و باید گفت که این فرزند پاک، نهالی از آن شجره طیبه است. امام حسین (ع) کسی است که جز درباره نحوه شهادت، اطلاعات چندانی از ایشان نداریم؛ در حالی که سراسر زندگی این امام همام، سرشار از درس‌ها و نکته‌های نابی است که شاید به اندازه شهادت ایشان، در زندگی تک تک ما راه گشا باشد. فصل اول این کتاب، احادیث نبوی درباره امام حسین (ع) آمده و پس از توضیح مختصری از زندگی امام در فصل دوم، در فصل سوم به سخنان گهربار امام پرداخته شده است. فصل آخر این کتاب، شامل اشعار منتسب به امام حسین (ع) است که نمونه‌ای از آن را در بخش بالا آوردیم. در بخشی از کتاب دیوان منسوب به امام حسین (ع) می‌خوانیم: آنان را که دوست داشتم از این جهان رخت بربسته‌اند. اینک من هستم و کسانی که دوستشان ندارم. در میان مردمی زندگی می‌کنم که پشت سرم ناسزا می‌گویند اما من از آنان به بدی یاد نمی‌کنم. آنکه با تمام توانایی نابودی مرا آرزو می‌کند، من برای راهنمایی و هدایتش امر به معروف می‌کنم. با کینه و خشم به زخم زبان پناه می‌برد، آن چیزی که من هرگز به سوی آن نمی‌روم. او حشرات نیش زننده را در اطراف من می‌بیند که طنین افکنده‌اند، اما به دفع آن‌ها نمی‌پردازد.هرگاه که آتش کینه، رو به خاموشی رود، آتش بیاران معرکه آتش کینه را شعله ورتر می‌کنند. فهرست مطالبپیشگفتار مترجممقدمهفصل اوّل: احادیث نبوی(ع) درباره امام حسین(ع)احادیث نبوی در شأن امام حسین(ع)احادیث نبوی در خصوص شهادت امام حسین(ع)فصل دوم: زندگی نامه حسین بن علی(ع)فصل سوم: سخنان گهربار امام حسین(ع)فصل چهارم: ذکر چند داستان درباره امام حسین(ع)فصل پنجم: دیوان حسین ‌بن ‌علی(ع)

more_vert کتاب از نیمکت تا آسمان

ادامه مطلب

closeکتاب از نیمکت تا آسمان

از نیمکت تا آسمان؛ روایتی از یک شهید دانش‌آموزکتاب «از نیمکت تا آسمان» روایتی داستانی از زندگی شهید حسین الله‌پرست شهید دانش‌آموز دوران دفاع مقدس هرمزگان است.

more_vert درباره عباس زریاب‌ خویی

ادامه مطلب

closeدرباره عباس زریاب‌ خویی

عباس زریاب‌خویی مورخ، ادیب، مترجم و نسخه‌شناسی برجسته بود که از علوم و معارف دوران اسلامی و تاریخ و فرهنگ ایران پیش از اسلام آشنایی کامل داشت و از همین رهگذر هم در طول زندگی خود خدمات ارزنده‌ای به فرهنگ و تمدن این مرز و بوم کهن عرضه کرد.

more_vert کتاب تجلی قرآن کریم در شعر معاصر

ادامه مطلب

closeکتاب تجلی قرآن کریم در شعر معاصر

کتاب تجلی قرآن کریم در شعر معاصر با هدف بررسی انواع تاثیرپذیری سروده شاعران یکصد سال اخیر توسط دکتر سید احمد ذبیحی استادیار جهاددانشگاهی تالیف شده است. در این کتاب شعر شاعران مهم سه دوره اخیر به همراه سبک و شرح حال بیش از 20 تن از آنان به همراه 2500 نمونه با توجه به مضامین قرآنی طبقه بندی شده است. دانشجویان رشته ادبیات فارسی و معارف قرآن و شاعران علاقه مند به مضامین قرآن از مخاطبان این کتاب خواهند بود. نویسنده در مقدمه این اثر که در پنج فصل تدوین شده است، ابتدا به اهمیت و جایگاه قرآن در میان مسلمانان و به تبع آن در ادب فارسی پرداخته، سپس موارد مختلفی از انعکاس آیات وحی در اشعار فارسی را مورد بررسی قرار داده است که از جمله موضوعات بیان شده در این مبحث می‌توان به تجلی قرآن در ادب منظوم، دلیل توجه شاعران به آیات وحی، اسرائیلیات و چگونگی بازتاب آنها در ادبیات منظوم ایران، دلیل ورود اسرائیلیات و ... اشاره کرد.فهرست مطالب فصل اول: کلیاتاهمیت و جایگاه قرآن کریم، اعجاز قرآن و دلایل آن، اعجاز قرآن از منظر علم روز، اعجاز در هماهنگی قرآن، مهم‌ترین اعجاز قرآن، زیبایی‌های قرآن، قرآن شفاست، قرآن، هنر و ادبیات، جلوه‌های هنری در قرآن، صورخیال و تصویرآفرینی، تجلی آیات الهی در ادبیات فارسی، تجلیات قرآن کریم در ادب منظوم معاصر، دلایل تجلیات و اثرگذاری قرآن کریم بر ادب فارسی، انواع تجلیات ( اثرپذیری)، اسرائیلی‌ات، تأثیر اسرائیلی‌ات بر ادبیات فارسی، علل نفوذ اسرائیلی‌ات در تفاسیر و احادیث، مخالفت قرآن و پیامبر گرامی اسلام با اسرائیلی‌ات، تفاوت داستان‌های قرآن با داستان‌های تورات و انجیل، ویژگی‌های اسرائیلی‌ات، تلمیحات، ویژگی‌های ادبیات منظوم در دوره‌ی معاصر، دیدگاه‌های رهبر عظیم الشان انقلاب در باره‌ی شعر معاصر .پیشگفتارمقدمهدوره‌های شعر معاصردوره‌ی اول - انقلاب مشروطهویژگی‌های شعر دوره‌ی مشروطهشاعران دوره‌ی اولاقبال لاهوری، ادیب الممالک فراهانی، ملک الشعرای بهار، پروین اعتصامی، عارف قزوینی، ایرج میرزا، فرخی یزدیدوره‌ی دوم - فترتویژگی‌های شعر دوره‌ی فترت، شاعران دوره‌ی دوممحمد حسین شهریار، سیمیندخت وحیدی، هوشنگ ابتهاج، مهدی اخوان ثالث، فریدون مشیری، سهراب سپهری، احمد شاملودوره‌ی سوم - انقلاب اسلامیویژگی‌های شعر دوره‌ی انقلاب اسلامیشاعران دوره‌ی سومنصرالله مردانی، غلامرضا رحمدل، مهرداد اوستا، قیصرامین پور، طاهره صفارزاده، احمد عزیزی، مشفق کاشانی، امام خمینی (ره).فصل دوم: مضامین قرآنیتوحیدنام خدا، وحدانیت، حمد پروردگار، الله اکبر، ربی قریب، هو یحیی، خداوند قادر و فعال، خداوند آسمان و زمین، خداوند سمیع و بصیر، خداوند عالم غیب، خداوند رزاق، خداوند رئوف، خداوند عزیز و هدایتگر، اسماء الحسنی، الله نور، خداوند عرش و فرش، خداوند توبه پذیرنبوتخلقت حضرت آدم (علیه السلام)خلقت حضرت آدم (ع)، خلقت انسان در رنج، تبارک الله، آدم و روح الهی، انسان و خلیفه اللهی، علم الاسماء و کرامت بنی آدم، سجده‌ی فرشتگان بر آدم (ع) و نافرمانی ابلیس، اسکان در بهشت، نافرمانی آدم (ع) و هبوط، پیمان ازلی، عهد الست و حضرت آدم (ع)، امانت الهی، هابیل و قابیلحضرت ابراهیم خلیل الله (علیه السلام)حضرت ابراهیم (ع) بت شکن، حضرت ابراهیم (ع) و آتش، حضرت ابراهیم (ع) و ستارگان، حضرت ابراهیم (ع) و چهار پرنده، حضرت ابراهیم (ع) و آئین توحیدی، حضرت ابراهیم (ع) و کعبه، حضرت ابراهیم (ع) و ذبح اسماعیل(ع)حضرت یوسف (ع)محبت حضرت یعقوب (ع) به حضرت یوسف(ع)، حسن باطن و زیبایی ظاهرحضرت یوسف (ع)، حضرت یوسف (ع) و نیرنگ و حسادت برادران، به چاه افکندن یوسف(ع)، گرگ و پیراهن یوسف (ع)، به بردگی رفتن یوسف (ع)، یوسف(ع) و عشق ِزلیخا، زنان دربار و ترنج، به زندان افتادن یوسف(ع)، خوابگزاری یوسف(ع)، ز چاه برآمدن و به جاه رسیدن ِحضرت یوسف (ع)، برادران و یوسف(ع)، بینایی پدر با بوی پیراهن یوسف (ع)، وصال یعقوب (ع) و یوسف (ع)حضرت سلیمان (علیه السلام)حضرت سلیمان (ع) و قدرت و سلطنت، حضرت سلیمان (ع) و باد، جن، طیور و حضرت سلیمان (ع)، حضرت سلیمان(ع) و هدهد، سبا، بلقیس، مور و حضرت سلیمان (ع)، حضرت سلیمان(ع) و خاتم انگشتریحضرت موسی (علیه السلام)حضرت موسی (ع)، گهواره و نیل و فرعون، ساحران و عصا، ید بیضا، تجلی خدا در کوه طور، بهانه‌ی بنی اسراییل، غرق شدن فرعونیان، هارون، گوساله‌ی سامری، قارون، خضر، سرگردانی در بیابان، بیرون آوردن نعلین، منّ و سلوی، سخن گفتن با پروردگارحضرت عیسی(علیه السلام)حضرت مریم (س) و حضرت جبرائیل، حضرت عیسی (ع) و نطق در گهواره، دم حیات بخش، مائده و پرندگان، فلک چهارم، حضرت عیسی (ع) و صلیبحضرت محمد( صلی الله علیه و آله و سلم)حضرت محمد (ص) پیامبرِ امّی، خاتم پیامبران، محمد رحمه العالمین، معراج پیامبراکرم (ص)، مازاغ البصر، حضرت محمد (ص) و رسالت، حضرت محمد (ص) شق القمر، حضرت محمد (ص) اسوهی حسنه، صلوات برحضرت محمد(ص) ، حضرت محمد (ص) و شرح صدردیگر پـیامبرانحضرت ادریس (ع)، حضرت ایوب (ع)، حضرت داود (ع)، حضرت صالح (ع)، حضرت نوح (ع)، حضرت هود (ع)، حضرت یحیی (ع)، حضرت یونس (ع) .امامتحضرت زهرا (س)، حضرت امام علی (ع)، حضرت امام حسین (ع)، حضرت امام باقر(ع)، حضرت امام صادق(ع)، حضرت امام رضا(ع)، حضرت امام مهدی (عج ) .عــدلمـعـادقیامت، رجعت، عزرائیل، صور، محشر، نامه‌ی اعمال، عذاب الهی، جهنم، جنت.قرآن کریم و سوره‌های آنآفرینشآب مایه‌ی حیات، هدف از خلقت، نظم خلقتفروع و احکام دینینماز، روزه، زکات، حج، جهاد و شهادت، حرمت شراب و قمار، امر به معروف و نهی از منکرصفات و مضامین اخلاقی والاآرامش، احسان و انفاق، اغتنام فرصت، برادری، بصیرت، تواضع، راستی و صداقت، سعی وتلاش، شکر، صبر و استقامت، قناعت، مشورت، نیکی به والدینمضامین و صفات پست اخلاقیبخل وحسد، بد گمانی، ترس، خودپسندی، دروغ و ترفند، ریا و منت، مکر و نیرنگ، نفاق و دورویی، نفس امّارهعالم در تسبیح خدافصل سوم: مضامین قرآنی دیگراختیار و جبر، ابلیس/ شیطان، ادعونی استجب لکم، جاء الحق، حبل الله، حروف مقطعه، دنیا لعب، ربنا / مناجات، رنگ خدا، روح الامین، سوگندها، شراب الهی، شفاعت، صرصر، عالم بی عمل، عشق، علم الیقین، قدر، قصاص، رضوان، کعبه، کفرو شرک، کوثر و تسنیم، کهف، گوش‌های ناشنوا، لات و عزی، مکافات عمل، نیایش، ناپایداری ظلم، نشان رخسار، نصرقریب، نور و ظلمت، وحدت، هجرت .فصل چهارم: دیگر تجلیات قرآنیفصل پنجم: تحلیل محتواچکیده فارسی و انگلیسیجدولنمایه‌ی شاعرانمنابع پژوهش

more_vert کتاب "حجت خدا" و ۱۱۰ داستان از مجاهدت‌های شهید حُججی

ادامه مطلب

closeکتاب "حجت خدا" و ۱۱۰ داستان از مجاهدت‌های شهید حُججی

کتاب "حجت خدا" مجموعه‌ای شامل ۱۱۰ داستان کوتاه از زندگی و فعالیت‌های مجاهدانه شهید محسن حُججی است که از سوی گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شده است. در یکی از اوراق ابتدایی کتاب کلامی از رهبر اندیشمند انقلاب آمده که شهید حججی عزیز، حجت خدا در مقابل چشمان همگان شد. در ادامه کتاب به بانوی دمشق حضرت زینب کبری سلام‌الله علیها، همان کسی که محسن را به آرزویش رساند، روح مطهر شهید حاج احمد کاظمی، همان کسی که محسن در کلاس شهادتش زانوی شاگردی زد و همچنین خانواده این شهید، بعنوان کوه های صبر و مقاومت تقدیم شده است. در بجای مقدمه دلنوشته‌ای از شهید مدافع حرم، پس از اولین اعزام به سوریه آمده که با یا رب الحُسین آغاز می شود و با یا اله العالمین و این جمله که خدایا من از همه چیز این دنیا گذشتم، تو نیز از من بگذر و این همه را فقط از لطف تو می‌دانم. پس ای که مرا خوانده‌ای راه نشانم بده به انتها می‌رسد. به گفته مادرش درست در لحظه اذان ظهر بیست و یکمین روز از تیرماه سال ۱۳۷۰ است که صدای گریه بچه و ذکر مقدس الله‌اکبر با هم در می‌آمیزند و خبر از تولد محسن کوچولو می‌دهند. دوران بچگی را در هیات‌های مذهبی سپری می‌کند و روزه و نمازش ترک نمی‌شود. سوم دبیرستان را در مدرسه شهید کاظمی می‌گذارند و بقدری در فیزیک و ریاضی قوی است که گاهی بجای معلم و استاد به بچه‌ها درس می‌دهد. محسن پای ثابت اردوهای جهادی بسیج هم هست. صبح‌های جمعه با دوستان و بچه های محل والیبال بازی می‌کنند. محسن دستی هم در ادبیات و رباتیک دارد و تابستان‌ها به شرط اینکه وقت اذان اجازه دهند برود نماز اول وقت، در قنادی مشغول می‌شود. او کتاب‌خوان است و مرکز کتابخوانی نون والقلم را در نجف‌آباد راه می‌اندازد. تنها آرزوی آقا محسن محسن ازدواج می‌کند. مهریه همسرش یک سکه به نیت یگانگی خدا، پنج مثقال طلا به نیت پنج تن، ۱۲ شاخه گل نرگس به نیت امام زمان(عج)، ۱۴ مثقال نمک به نیت نمک زندگی، ۱۲۴هزار صلوات و حفظ کل قرآن با ترجمه است که این قلم آخری را به علت اعزام به سوریه و شهادت نمی‌تواند تمام کند. جای جای کتاب واژگان شهید و شهادت موج می‌زنند. حاج حسین یکتا را که دعوت می‌کنند نجف آباد باز هم از شهادت می‌گوید. محسن اما به یکی از دوستانش می‌گوید که دوست دارد شهید شود، شهادتش همه را تکان دهد و با همه شهدا فرق کند. این بزرگترین آرزویش در این دنیای فانی است. تنها دعای سفر مشهدالرضایش هم خواسته‌ای از امام رئوف نیست جز شهادت در راه خدا. بعد از نقل داستانک‌هایی از اردوهای جهادی و استخدام در نهاد مقدس سپاه، اولین بار به منطقه عبطین سوریه اعزام می‌شوند. لیلهُ الفتوح زمانی که داعش قصد دارد شهر العیس را بگیرد محسن و گروهش غوغا می‌کنند و ضربه سنگینی به داعشی‌های آمریکایی وارد می‌کنند. فردای آن روز حاج قاسم سلیمانی را می‌بیند که می‌گوید: دست مریزاد، دیشب کیا روی تانک بودند؟ حسابی شاهکار کردند. حاج قاسم به خاطر شلیک‌های زیاد و دقیق محسن و گروهش، اسم آن شب را «لیله‌الفتوح» گذاشت. همسر عزیزم دوستت دارم. این جمله‌ای است که محسن روی قطعه چوبی حکاکی کرده و از سوریه برای همسرش سوغات آورده است. او به ملاقات آیت‌الله ناصری می رود و روحیه می‌گیرد. برای اعزام دوم چله جمکران می‌گیرد تا اینکه در شب سی و ششم جواب می‌گیرد و بار دیگر عازم سوریه جنگ‌زده می‌شود. جابر جابر، احمد... محسن حتی طبق نقل صفحه ۷۲ کتاب، بریدن سرش را پیش‌بینی می‌کند. نام جهادی او در سوریه «جابر» است. بالاخره روز موعود فرا می‌رسد. ۱۶ مرداد ماه ۱۳۹۶، جابرجابر احمد، جابرجابر احمد...اما پاسخی از آن سوی بی‌‍سیم به گوش نمی‌رسد. محسن عزیز را در شهر القائم عراق چرخاندند، دست‌هایش را جدا وسنگبارانش کردند، شکنجه دادند و دست آخر سرش را بریدند و به آرزویش که همان شهادت زینبی بود رساندند. حاج قاسم اما آتش غیرت شده بود. پیام داد و به داعش گفت: ای حیوانات انسان‌نما، ای فرزندان اسراییل و آمریکا، منتظر باشید. به زودی انتقام خون شهید حججی را می‌گیریم. به شدیدترین شکل ممکن. وصیت‌نامه شهید در صفحه‌های پایانی کتاب اما خواندنی است. غافل نشدن از ولایت، تلاش برای تقویت حجاب و بویژه چادر، فریب فرهنگ غرب را نخوردن و مولا علی ابن ابیطالب علیه‌السلام را الگو قرار دادن از مهمترین نکته‌های وصیت این شهید عاشق حسین(ع) است. انتشارات شهید ابراهیم هادی کتاب حجت خدا را در ۹۸ صفحه روانه بازار کتاب کرده است.

more_vert معرفی اساتید نمونه کشوری

ادامه مطلب

closeمعرفی اساتید نمونه کشوری

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اسامی ۱۶ استاد نمونه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور را اعلام کرد. به گزارش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، از آنجا که به دلیل شیوع ویروس کووید ۱۹، امکان برگزاری آیین تجلیل از استادان نمونه کشوری به سیاق و روال سال‌های گذشته فراهم نیست، پس از تایید نهایی و معرفی استادان نمونه، وزیر علوم با توجه به شرایط جدید در تماس‌های تلفنی جداگانه‌ای به آنها تبریک گفت و از تلاش ها و فعالیت های علمی، پژوهشی و فناورانه آنها قدردانی کرد. منصور غلامی در تماس‌های تلفنی جداگانه‌ای با ۱۶ تن از استادان نمونه منتخب دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور، انتخاب آنها را به عنوان استاد نمونه تبریک گفت. اسامی ۱۶ استاد برجسته دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور به شرح زیر است: محمد ابراهیم زاده موسوی رشته صنایع غذایی عضو هیأت علمی دانشگاه تهران محمد الماسی کاشی رشته فیزیک عضو هیأت علمی دانشگاه کاشان امیر امین یزدی رشته روان‌شناسی عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد منصور انبیاء رشته شیمی تجزیه عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران محمد صالح اولیا رشته مهندسی صنایع عضو هیأت علمی دانشگاه یزد علی ایرانمنش رشته ریاضی محض عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس ناهید پوررضا رشته شیمی تجزیه عضو هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز محمدرضا رحیم‌پور رشته مهندسی شیمی عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز بهرام رضائی رشته کانه‌آرائی عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی امیرکبیر عباس شاکری حسین آباد رشته علوم اقتصادی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی محمد حسین صنعتی رشته بیوتکنولوژی عضو هیأت علمی پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری احمد ضابطی جهرمی رشته پژوهش هنر عضو هیأت علمی دانشگاه صدا و سیما امیرحسین فقهی رشته مهندسی هسته‌ای عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی محمود مدرس هاشمی رشته مهندسی برق عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی اصفهان ولی الله میرخانی رشته شیمی معدنی عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان حمید وحید دستجردی رشته فلسفه عضو هیأت علمی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده قرار است مراسم رسمی تجلیل از استادان نمونه دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های کشور در سال ۱۳۹۹ پس از عادی شدن شرایط و رفع بیماری کووید ۱۹ برگزار شود.

more_vert کتاب گنجینه جواهر یا کشکول ممتاز

ادامه مطلب

closeکتاب گنجینه جواهر یا کشکول ممتاز

کتاب گنجینه جواهر یا کشکول ممتاز مجموعه از مطالب ارزشمند و اخلاقی است که بخشی از کتاب تقدیم می گردد:پاداش معلمی که به کودک بسم الله، یاد دهدو حضرت رسول صلی علیه و اله و سلم فرمود: وقتی معلم بسم الله الرحمن الرحیم را به بچه تعلیم داد خدای متعال آزادی (از آتش جهنم ) را برای بچه و پدر و مادرش و برای معلمش بنویسد.و روایت شده که پیامبری از پیامبران خدا بر قبری که صاحبش عذاب می شد مرور کرد سپس مدتی بعد از آنجا گذشت، او را در عذاب ندید ، اصحابش از سبب بر طرف شدن عذاب از او سئوال کردند ، آن حضرت فرمود : او بچه ای را از خود به یادگار گذاشته و مادرش او را پیش معلم آورد و معلم بسم الله الرحمن الرحیم را به او تلقین کرده، پس من حیا می کنم مردی را عذاب کنم که بچه اش بگوید بسم الله الرحمن الرحیم (و نام مرا به عنوان رحمانیت و رحیمیت ببرد و از رحمانیت و رحیم بودن من نیست که کسی را عذاب کنم که فرزندش نام مرا به این عنوان ببرد).و از حضرت رسول (ص ) نقل است که فرمود : کسیکه کاغذی را که بسم الله در آن نوشته برای احترام به پروردگار از مصدقین و تصدیق کنندگان به حساب می آید ، و عذاب از پدر و مادرش تخفیف داده می شود اگر چه مشرک باشند.و فرمود : کسی که در اول وضویش بسم الله بگوید جمیع بدانش طاهر شود و از این وضو تا وضوی بعدی کفاره گناهانش می گردد ، و کسی که بسم الله نگوید بدنش (از گناهان ) پاک نشده مگر همانجا که آب به آن رسیده است.

more_vert دانلود مقاله علمی و پژوهشی نقد و تحلیل رویکردهای حج امام حسین (ع)

ادامه مطلب

closeدانلود مقاله علمی و پژوهشی نقد و تحلیل رویکردهای حج امام حسین (ع)

مقاله علمی و پژوهشی نقد و تحلیل رویکردهای حج امام حسین (ع) مقاله ای است که در 15 صفحه و با 15 عنوان فهرست منابع منتشر شده است . در این مقاله موضوعات امام حسین (ع)؛ تبدیل؛ جوامع روائی؛ حج؛ عمره؛ قاعده فقهی؛ مصدود مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

more_vert نتیجه پذیرش بدون آزمون دانشگاه‌ها

ادامه مطلب

closeنتیجه پذیرش بدون آزمون دانشگاه‌ها

رئیس سازمان سنجش آموزش کشور گفت: نتیجه نهایی پذیرش های بدون آزمون دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور امروز اعلام می شود. ابراهیم خدایی در گفت و گو با خبرنگار دانشگاه و آموزش ایرنا گفت: این نتیجه تا قبل از پایان امروز در سایت سازمان سنجش آموزش کشور منتشر می شود.بر اساس اعلام حسین توکلی مشاور عالی این سازمان، ۲۹۶ هزار نفر در این دوره از پذیرش ها ثبت نام کردند.ظرفیت پذیرش ۵۹۶ هزار نفر اعلام شد که تمام داوطلبان پذیرفته شده و نشده در کنکور سراسری ۹۸ امکان ثبت نام در این دوره ها را داشتند.ثبت نام برای پذیرش بدون آزمون دانشگاه ها از ۲۰ اسفند ماه ۹۷ آغاز شد و ۲۸ شهریور به پایان رسید.

more_vert کتاب عقیق، مجاهدتهای فرمانده همیشه خندان دفاع مقدس

ادامه مطلب

closeکتاب عقیق، مجاهدتهای فرمانده همیشه خندان دفاع مقدس

کتاب "عقیق" علاوه بر روایت رشادتهای سردار شهید حسین خرازی، روزهای خاطره و خطر نبرد هشت ساله جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران اسلامی را روایت می‌کند. روایتی از رشادت‌های ناتمام و فراموش نشدنی سردار شهید اصفهانی سپاه اسلام "حاج حسین خرازی" به قلم نصرت‌الله محمودزاده در ۱۲ فصل و در هر دو جبهه غرب و جنوب کشور. نویسنده در جایی از مقدمه کتاب می‌نویسد: چشم‌ها که به تابوت می‌افتاد، هق‌هق گریه‌ها اوج می‌گرفت و سینه زنی به راه می‌افتاد. همه دم گرفته بودند. وای حسین کشته شد، وای حسین کشته شد. معلوم نبود منظورشان کدام حسین است... فصل‌های کمتری از کتاب به جبهه‌های سرد، سخت و مظلومیت‌های رزمندگان در غرب کشور و فصل‌های بیشتری به نبردها و عملیات‌ها در جنوب گرم و آتشین اختصاص دارد. فصل نخست، داستان حضور دلگرم اصفهانی‌ها در سنندج شلوغ و مملو از ضد انقلاب را بازگو کرده و در فصل بعد این حسین خرازی است که از غرب به جنوب می‌رود و درآغوش آقا رحیم صفوی آرام می‌گیرد. آن روزها اهواز هنوز کامل جنگی نشده و آقا رحیم می‌گوید: بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا عزل شد. بعد هم خبر می‌رسد قرار است آیت‌الله بهشتی به منطقه بیایند و اگر ردانی‌پور بخواهد سری هم به رزمندگان اصفهانی خواهد زد. آیت الله که آمد تا اسم بنی‌صدر را شنید چهره‌اش تغییر کرد و به فکر فرو رفت. در این ‌جا هم مشغله‌های شهر و کشور را به یاد آورد. ناملایمات سیاسی پایتخت رنجش می‌داد. فکر می‌کرد در جبهه خبری از جار وجنجال های سیاسی نیست اما تازه فهمید ترکش توطئه‌های سیاسی را در جبهه هم به عینه می‌شود دید. در سیر داستانی کتاب این بچه‌های اصفهانند که یکی یکی شهید می‌شوند. در جایی ردانی پور با حسین همراه می‌شود و چند بار نام عملیات را زمزمه می‌کند: فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا... فصل سوم، تلخ نوشت سربریدن شهید رضایی به دست افسر بعثی مستی است که داد می‌زند: هدیه خوبی است برای فرمانده پاسدارها، اینها دارخوین را فلج کره‌اند. سر را جدا می‌کند و با خود می‌برد. انگار عاشورای امام حسین(ع) در برابر چشمان حاج حسین است که تکرار و تکرار می‌شود. در کارزار جنگ، حسین قصه ما شب هنگام یادش به حضرت زهرا(س) می افتد و از ردانی‌پور می خواهد روضه و دعای کمیل بخواند. چه جایی بهتر از اینجا. تنهای تنها، ما هستیم وخدا، می‌خواهم به بی‌بی فاطمه متوسل شوم. اگر غیر این بود چه لزومی داشت این‌جا را به اصفهان ترجیح بدهیم. کوچه پس‌کوچه های خرمشهر خدیورپور، فنایی، عسگری و شماری از بسیجیان گمنامانه شهید می شوند. اشک در چشمان همه حلقه زده و حسین جمع رزمندگان را ترک می‌کند. چشمش به احمد کاظمی فرمانده تیپ نجف اشرف می افتد و می‌گوید: شهر در انتظار ماست. احمد اما از حسین بی تاب تر است و می‌گوید: بهتر است اول خودمان وارد شویم. کوچه پس کوچه‌های خرمشهر مرا سیراب می‌کند. اصابت گلوله‌ای به چشم ردانی‌پور در فصل هفتم و عملیات والفجر ۲، فرمانده روحانی یا به قول خودش طلبه جبهه‌های نبرد را به آرزوی دیرینه‌اش می‌رساند و کمر حسین را در تپه شهدا خم می‌کند. دشت شیلر، کوه‌های سخت و خشن کردستان و نبردهای ناجوان‌مردانه ضد انقلاب در غرب و شمال غرب، مردم را تار و مار کرده تا اینکه عملیات والفجر ۴ در بانه و مریوان تدارک می‌شود. یکی از رزمنده‌ها بنام زرین می گوید: وقت آن است که لشکر امام حسین(ع) دست مردم را به ضریح سالار شهیدان برساند. فصل نهم فصل طلاییه و هورالهویزه است. همین جاست که یکی از دستان حسین خندان جبهه ها قطع می‌شود و با یک دست به اصفهان باز می‌گردد و گذشته زادگاهش بویژه فعالیت هایش در "مسجد سید" را مرور می‌کند. مظلوم‌ترین قشر جامعه او خیلی زود ساز سفر کوک می‌کند و عازم مناطق جنگی می‌شود. در جایی بسیجی‌ها را می‌بیند که در خوابی عمیق فرورفته‌اند. اینها مظلوم‌ترین قشر جامعه هستند. در چند روز گذشته با تمام وجود جنگیدند. ۱۵ روز روی خندق مقاومت کردند. اولین شبی است که پلک‌هایشان آرام و قرار گرفته است. در صفحه ۲۰۶ کتاب نامه‌ای به تاریخ ۲۷اسفندماه ۱۳۶۳ منتشر شده است. نامه ای از امام آینه ها حضرت روح الله که فرمانده کل سپاه به دست حسین می‌رساند و روحی تازه در درونش می‌دمد. امام می‌فرماید: «محکم باشید و مطمئن باشید که پیروزید. اگر کار برای خدا باشد شکست ندارد.» درگیری در فاو عراق با گارد مخصوص صدام و تکاوران ترسوی رژیم بعث در فصل ۱۱ گنجانده شده و آخرین فصل کتاب در حالی شهادت حسین خرازی را بازخوانی می‌کند که او در بقیع، مکه و سرزمین وحی حضور دارد و از این پس حاج حسین صدایش می‌کنند. حاجی حالا لباس احرام بر تن دارد و آماده شهادت است. اینجا در شرق بصره نوای «وای حسین کشته شد» بلند می‌شود. ترکشی بزرگ پشتش را سوراخ کرده و از سینه‌اش بیرون می‌زند. قلبش متلاشی می‌شود و فقط هنگام اصابت ترکش نفسی همراه با تبسم می‌کشد. خنده‌ای بر چهره‌اش نقش می بندد و با همان تبسم همیشگی به امام شهیدش ملحق می‌شود. سیما فیلم با اقتباس از این کتاب زندگی‌نامه شهید خرازی را به تصویر کشیده و همچنین کتاب عقیق در سومین دوره کتاب سال دفاع مقدس، رتبه اول را از آن خود کرده است. انتشارات ستارگان درخشان وابسته به مرکز حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس اصفهان کتاب «عقیق» را در ۲۸۰ صفحه، قطع رقعی منتشر کرده است.

more_vert کتاب "ساحل سپیده" گزیده آثار آیت‌الله مظاهری

ادامه مطلب

closeکتاب "ساحل سپیده" گزیده آثار آیت‌الله مظاهری

کتاب "ساحل سپیده" گزیده‌ای از آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی مظاهری(حفظه‌الله) از مراجع تقلید شیعه در اصفهان است که به کوشش حجت‌الاسلام حبیب‌رضا ارزانی به رشته تحریر درآمده است. بزرگداشت همه اصناف و دانشوران به ویژه عالمان دینی و مراجع تقلید فریضه دینی و وظیفه‌ای علمی است. جامعه‌ای که نخبگان علمی خود را قدر می‌نهد و بر صدر می‌نشاند گویای این است که به چنان بلوغ عقلی دست یافته که سرمایه‌های معنوی را برتر از میراث مادی می‌داند. مرجع تقلید، مجتهدی است که گروهی از شیعیان در مسائل فقهی بر اساس فتاوای او عمل می‌کنند و وجوهات شرعی را در اختیار او قرار می‌دهند. با توجه به گستره جغرافیایی تشیع، در هر دوره به طور معمول چندین مجتهد عهده‌دار این منصب بوده‌اند و در موارد معدودی، فقط یک نفر در بین اکثریت شیعیان جهان به عنوان مرجع تقلید عام وجود داشته است. این افراد با عناوین احترام‌آمیزی همچون آیت الله العظمی و آیت الله نام‌ برده می‌شوند. بیشترین مراجع تقلید شیعه، ساکن عراق (نجف، کربلا،‌ سامرا) و ایران (قم،‌ مشهد،‌ اصفهان،‌ تهران) بوده‌اند. آیت‌الله العظمی حسین مظاهری یکی از این عالمان دینی، متولد سال ۱۳۱۲ در شهر تیران استان اصفهان استاد اخلاق، عضو جامعه مدرسین، زعیم حوزه علمیه اصفهان و از مراجع تقلید شیعه است. مظاهری، سالیان بسیاری در حوزه‌های علمیه علاوه بر دروس اخلاق به تدریس دروس مختلف فقهی، اصولی، فلسفی، اقتصاد اسلامی پرداخته‌است. او چندین بار، شرح منظومه، نهایةالحکمة و بخش‌هایی از اسفار اربعه را تدریس کرده و از سال ۱۳۵۶ تاکنون به تدریس دروس خارج فقه و اصول اشتغال داشته‌است. کنگره نکوداشت آیت‌الله العظمی مظاهری این مرجع عالیقدر ۲۵ آذر ۱۳۹۵ در اصفهان برگزار شد. کنگره نکوداشت این شخصیت مذهبی شخصیت سلسله آثاری را درباره وی منتشر کرده است که کتاب "ساحل سپیده" یکی از آن‌هاست و در بردارنده مجموعه آثار این عالم فرزانه است. کتاب "ساحل سپیده" گزیده آثار مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله‌العظمی مظاهری (حفظه‌الله) سال ۱۳۹۵ به کوشش حجت الاسلام حبیب‌رضا ارزانی با شمارگان یک‌هزار نسخه و در ۳۴۶ صفحه توسط نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم شعبه اصفهان به چاپ رسید. این کتاب در ۱۶ بخش از جمله درنگی در اصول عقاید، دانش اخلاق اسلامی، انسان و جایگاه آن در اسلام، حریم‌های اخلاق، تقوا و خویشتنداری، صبر و کیمیای سعادت، ارتباط عاطفی با خدا، اخلاص، علم‌جویی، دعا، فروغ دین، توبه و بازگشت، جوان و نیروهای کنترل‌کننده تدوین و نگارش شده است.

more_vert درباره امین‌الله حسین

ادامه مطلب

closeدرباره امین‌الله حسین

 امین‌الله حسین یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایرانی الاصل به شمار می‌رود که خارج از ایران بیشتر از داخل شناخته می‌شود و با وجود تصنیفات و قطعات متعدد موسیقیایی وی که مملو از روح وطن‌پرستی و ایرانی بودن است در میان نسل جدیدتر علاقمند به موسیقی مهجور مانده است. امین‌الله آندره حسین ۳۰ خرداد ۱۲۸۴ خورشیدی(مصادف با ۱۹۰۵ میلادی) در سمرقند متولد شد، اصالت او از خانواده ای بازرگان و شناخته شده بود که اصالت ایرانی داشت. به زودی خانواده اش به مسکو کوچ کرد تا امکان تحصیل منظم امین‌الله فراهم شود. همان جا بود که در ۱۲۹۶ خورشیدی، انقلاب بلشویکی روی داد و پدر ناگزیر، او را برای ادامه تحصیل به آلمان فرستاد، تا پس از پایان دبیرستان علاقه پدر را به داشتن فرزندی پزشک تامین کند. اما سرنوشت که چون چرخی دائم در گردش است (آغازین مصراع ترانه کارمینا بورانا اثر کارل ارف) موسیقی‌دوست جوان را از آلمان به فرانسه رهنمون شد تا نخستین ایرانی یا ایرانی‌الاصل شود که به کنسرواتوار پاریس قدم نهاد. در آلمان هم البته همزمان با طب از محضر استادان کنسرواتوار اشتوتگارت، آرتور اشنابل در پیانو و کلات در آهنگسازی بهره برد. به نظر می‌رسد، پدر کمک های مالی را بعد از این داستان قطع کرد، چرا که پس از آن امین‌الله همیشه با تهیدستی مواجه بود. می‌گفت بعد از نخستین اجرای جهانی سمفونی پرسپولیس که با اقبال بی‌نظیر شنوندگان پاریسی روبه‌رو شد، وقتی با همسر فرانسوی به طرف منزل می‌رفت، پشیزی برای صرف شام نداشت. نخستین شخصی که گوش امین‌الله را به موسیقی سپرد، مادرش بود که با صفحه‌های گرامافون از استادان آواز و تار ایرانی، فضای خانه را از آوای فرشتگان می‌آکند. در واقع تنها منبع درآمد حسین، تصنیف موسیقی فیلم بود و بیشتر آثارش در این زمینه به فیلم های به کارگردانی فرزندش روبر حسین مربوط می‌شود. بعدها در سال های دهه ۱۹۷۰ میلادی از کمک‌های مالی از طرف دولت وقت ایران هم بهره‌مند شد تا مانند چایکوفسکی پس از دریافت کمک مالی از نادژدا فون مک با فراغتی بیشتر به خلق آثارش بپردازد.   حسین به روایت آثار موسیقیایی و تصنیفات آثار موسیقی حسین از نغمه‌های ایرانی و عشق به ایران زمین آکنده است و در آن موج می‌زنند. تار را در حد استادی می‌نواخت. فارسی را به شیرینی صحبت می‌کرد و به خوبی می‌نوشت. بهترین آثار او که اکثرشان برنامه ای هستند، یا تم ایرانی دارند، یا داستان ایرانی، یا هر دو. ۲ سمفونی نفیس حسین، آریا و پرسپولیس، از کوچ آریایی ها به سرزمین پارس و بعد شکوه و عظمت هخامنشیان حکایت دارد، اثر درخشان حسین مینیاتورهای ایرانی و سوئیت شهرزاد در ۱۹۷۵ میلادی تصنیف شد. این مینیاتورها قطعات ارکستری کوتاهی هستند که تم آنها را بیشتر ایرانیان موسیقی‌دوست می‌شناسند، شاید بی آن که نام اثر را بدانند یا مصنف آنها را بشناسند. چهار قطعه بی‌نظیر برای تار سلو با مایه ایرانی، از زیباترین کارهای حسین به شمار می‌آیند؛ راپسودی های ایرانی نمره ۱ و ۲ که اولی در شور است و دومی در چهارگاه که با چهار مضرابی به راستی زیبا پایان می‌یابد؛ قطعه «تو را دوست دارم وطنم» و قطعه «عبادت زردشت» . البته حسین تغییراتی در پرده‌های تار داده بود که سازش را منحصر به فرد ساخته‌بود و بعد از او شخصی آن را دنبال نکرد. تصنیفات امین‌الله حسین برای دیگر سازها غیر از تار منحصر است به آثاری برای پیانو که ساز اصلی او محسوب می‌شد. قطعاتی کوتاه برای پیانو سلو برپایه رباعی های خیام و سه کنسرتو برای پیانو و ارکستر از آثار او در این زمینه هستند. بیشتر آثار حسین بر روی صفحه‌های موسیقی از شرکت های بزرگ صفحه پرکنی از قبیل فیلیپس ضبط شده و موجود است. برگزیده‌ای بازاری از این آثار بر روی ۲ کاست جمع‌آوری شده و در بازار تهران در دسترس علاقه‌مندان است. این ۲ کاست هر چند نمی‌تواند، نظر موسیقی‌دوستان جدی‌تر را جلب کند و پخش آنها در زمان حیات آهنگساز مورد اعتراض او بود اما برای آشنایی عموم ایرانیان با هنر و نام امین‌الله حسین بد نیست. نامی که پس از وفات او در ۱۹۸۳ میلادی (مصادف با ۱۸ خرداد ۱۳۶۲ خورشیدی) و نیز بعد از گذر یک نسل دارد، فراموش می‌شود.   حسین به روایت دیگر هنرمندان لوسین مایار ناشر کمپانی فرانسوی روی صفحه‌ای که شامل سمفونی پرسپولیس است، حسین را اینگونه می‌ستاید: او، همانند یک مُغ (به معنی روحانی ایرانی) و به لطف قریحهٔ آهنگسازی خویش، خط سیری را که روشنایی روز طی می‌کند، پشت سر گذاشته‌است. حسی از افسون تمدنی دیرینه سال، در سراسر کارهای او موج می‌زند. او موسیقیدانی است که ریشه‌ها را جستجو می‌کند و ارزش‌های جاری در شعر ایران بزرگ را تمیز می‌دهد. رنه دومی نیل نقّاد هنری نشریهٔ لوموند دربارهٔ امین‌الله حسین چنین اظهار نظر می‌کند: در مینیاتورهای ایرانی، روح پارسی را می‌توان مجسم دید. هنر حسین، انسان را به گذشته‌ای زنده و نشاط‌بخش می‌برد که همچنان از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌است. مجموعه‌ای که او فراهم آورده‌است، از یک شخصیت برازنده، یک زبان موسیقی اصیل، پاک، روشن و یک احساس قوی حکایت دارد که بلافاصله به قلب راه می‌یابد. او همچنین از زبان صمیمی، تازگی شیوهٔ ترکیب و رنگ‌آمیزی ماهرانهٔ موسیقی حسین صحبت می‌کند. وی پس از حضور در جشنواره‌ای که به افتخار امین‌الله حسین برپا شده بود، می‌نویسد: در این اصوات که بر بافت موسیقی کلاسیک غربی استوار است، جان ایران را متبلور دیدم. کشوری که در زیر آسمان آبی و بر زمین سخت و خشکش، زیباترین گل های سرخ جهان می‌روید. خصلت مردم این سرزمین، همچون گل های سرخ آن آمیزه‌ای از احساسات افراط آمیز و نرم و لطافت بار است و شگفت آن‌که حسین نیز بازتاب این تضادها و تناقض هاست. در سمفونی شن‌ها، آرامش اندوهگین دشت‌های بی‌کرانه، ناگهان با همهمهٔ گردبادی افسارگسیخته درهم می‌ریزد. پرداختن به چنین درونمایه‌ای، پس از تجربهٔ موفق بورودین، دل و جرأت می‌خواسته‌است. مهارت حسین در تقسیم وظایفی حساس بین سازهای مختلف، تحسین‌انگیز است. گویی او، رنگین‌کمانی از نواها در آسمان می‌آراید. فهرستی از محبوب ترین قطعات حسین در یک آلبومهنری مالرب نقاد سرشناس دیگری که همزمان با حسین می‌زیسته، این عقیده را ابراز می‌دارد: ما با موسیقی اصیل ایرانی و فواصل آن که به مراتب پرشمارتر از فواصل غربی است، آشنا هستیم. هنگام گوش دادن به راپسودی‌های حسین که مجموعه‌ای از خیالپردازی‌های او در زمینه‌های فرهنگ بومی و نیاکانی است، این احساس به ما دست می‌دهد که مانند مونتسکیو فریاد برآوریم «آه. آه. آقای حسین، آیا شما ایرانی هستید؟ این غیرممکن است. چگونه می‌توان ایرانی بود و این آهنگ‌ها را نوشت! آندره چنان نغمات فولکلوریک ایرانی را در لایه‌ای از هارمونی غربی قرار می‌دهد که دیگر قابل شناسایی نیست…»