جستجو در بایگانی
برای جستجو در عنوان حداقل ۴ حرف وارد کنید.
//

_____.

//

_____.

_

_

_

 
 
more_vert حسین قلمی و نگاه عاشقانه او به هنر موسیقی

ادامه مطلب

closeحسین قلمی و نگاه عاشقانه او به هنر موسیقی

 حسین قلمی از برجسته‌ترین و سرشناس‌ترین سازندگان سازهای ایرانی در دوران معاصر به شمار می‌رود. نگاه عاشقانه او به هنر موسیقی، عاملی بود که سبب شد تا وی در این مسیر تمام توان خویش را به کار بندد و بدین ترتیب نام خود را در این عرصه مانا سازد. ساخت ساز به نوعی یک صنعت به شمار می رود که تاریخچه آن در ایران به چندین سده پیش بازمی گردد. صنعتی که میراث بزرگان عرصه موسیقی است و امروز با کمی فراز و نشیب و با وجود سختی‌ها در ساخت و فروش این ابزار باز هم راه خودش را ادامه می‌دهد. برخی از تولیدکنندگان این ادوات معتقدند که این صنعت امنیت شغلی پایینی دارد با وجود اینکه کیفیت سازهای ساخت ایران سبب شده است تا مورد استقبال نوازندگان قرار گیرد و همچنین از این تولیدات به کشورهای دیگر چون انگلیس، هلند و عراق نیز صادر شود. در تاریخ سازشناسی که «زاکس آلمانی» آن را نوشته، آمده است که ساز «ویولن» غربی، چگونه از حاشیه آفریقا رفته رفته به اروپا آمد و با تکامل آن به شکل ویولن‌های کنونی در موسیقی کلاسیک و محلی درآمده است. همین ساز بعدها هنگامی که به هند می‌رود، به‌طور کامل تکنیک اجرایی آن عوض شده و به ساز هندی که بیانگر موسیقی کلاسیک هند است، درمی‌آید. نوازندگان بلندپایه‌ای مانند «شانکار و سوبرامنیوم» که خانواده آنها برای سال‌های متمادی به اجرا و معرفی آن پرداخته‌اند، نقش مهمی در معرفی این ساز داشته‌اند. فارابی که در تاریخ سازشناسی به‌عنوان پدر این علم شناخته می‌شود، نوع‌شناسی سازهای گوناگون منطقه را سازماندهی کرده و به خوبی نشان می‌دهد، گونه‌های سازها چگونه تقسیم شده و تکامل یافته است. از این‌رو علم سازشناسی بر این عقیده است که سازهای مختلف در کشورهای گوناگون جهان به‌دست یک سازنده ساخته نشده بلکه همچون زبان و دیگر پدیده‌های اجتماعی که در دنیا ریشه‌دار هستند، مانند غذا و لباس مردم همراه با نیازهای انسان‌ها تکامل یافته و سازندگان اولیه آن فرد نبوده و در هزاران سال تکامل یافته و هرسازی با ذائقه ملی، نقش بارز خود را تاکنون ایفاء کرده است. برای نمونه با نگاهی به صنعت سه‌تار یا سنتورسازی در ایران درمی‌یابیم که فردی نمی‌تواند، مدعی باشد، این ۲ ساز را یک فرد اختراع کرده یا ساخته است، زیرا اگر اینچنین بود، باید نامی از سازندگان اولیه این صنعت در تاریخ ادبیات یا تاریخ‌های اجتماعی و هنری دیده می‌شد. صنعت سازسازی امروز اما در کنار بی‌مهری‌ها و سختی‌هایی که در ساخت آن وجود دارد، یکی از صنایع بی حاشیه به حساب می آید که فردی سراغی از آن نمی‌گیرد. از این‌رو دستمزدهای اندک، سختی‌های ساخت یک ساز و نگاه عاشقانه به هنر موسیقی، همگی از مولفه‌هایی است که یک سازنده ساز باید آن را بپذیرد و با آن کنار بیاید. موسیقی ایرانی از زمان های بسیار قدیم همواره با ساز و آواز توأم بوده است و در کـتاب‌های تاریخی نیز هـرگـاه به موسیقی اشاره شده بـیـشتر نام الحان و ترانه ها بر جای مانده است. اما شکی نیست که موسیقی سازی نیز دارای اهـمیت بوده است. در حدود ۱۰۰ سال پیش موسیقی سازی به تـدریج راهـی مشخص در پـیش گـرفـت و در این رشته نوازندگـان و آهـنگـسازانی به وجود آمده و نوآوری هایی در این زمینه انجام دادند که در این میان می توان به حسین قلمی اشاره کرد. او از استادان صاحب سبک و شناخته شده عرصه سازسازی به شمار می رود.   زندگینامه حسین قلمی حسین قلمی در ۱۳۱۸ خورشیدی در یکی از شهرستان های استان اصفهان چشم به جهان گشود. او تحصیلات تکمیلی خود را در زادگاهش به پایان رسانید. وی یکی از سازندگان لوازم و آلات موسیقی ایرانی است که کارشناسان این حوزه کارش را در حد عالی و ممتاز می دانند. از همان زمان کودکی به سبب علاقه به هنر سازسازی وارد این شغل شد و تصمیم گرفت تا سازهای مختلفی همچون ویولن، سنتور و دیگر ادوات موسیقی را بسازد.   فعالیت های اجرایی قلمی روند سازسازی کشور در کارگاه فرهنگ و هنر ادامه داشت تا زمانی که وزارت فرهنگ و هنر تشکیل شد. قلمی در ۱۳۵۳ به استخدام امور اداری وزارت فرهنگ و هنر وقت درآمد و تحت نظر استاد ابراهیم قنبری مهر با اصول و فنون سازسازی در سطح عالی آشنا شد و در ۱۳۷۸ به کارگاه سازسازی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تهران منتقل شد و به مدت پنج سال در آنجا به کار مشغول بود و سپس بازنشسته شد. این هنرمند افزون بر ساخت تار به ساخت سازهای دیگری چون قیچک، رباب، کمانچه و سه تار نیز همت گماشت و در ۱۳۸۳ خورشیدی موفق به دریافت درجه یک هنری دکتری در رشته سازسازی شد. او در نمایشگاه و جشنواره‌های موسیقی مختلفی به عنوان داور و کارشناس ارزشیابی ساز حضور داشت. همچنین او مقام نخست در ساخت رباب در جشنواره موسیقی فجر را کسب کرده‌ است. شاگردان حسین قلمی حسین قلمی، توانست در طول فعالیت های خود شاگردان بسیاری را تربیت کند. سیامک قلمی، ایرج طباطبایی، پرویز حسینی و پرویز نصیری از جمله این افراد هستند که در کدام در این عرصه صاحب سبک شناخته می شوند. سازهای ساخته شده به وسیله استاد قلمی همواره مورد توجه نوازندگان مطرح در خارج و داخل کشور بوده است. نکته قابل توجه در سال‌های گذشته در خصوص ساخت ساز رباب، الگوی رباب ۳ اکتاو با نام خورشید است که آقای سعید اشتری آن را طراحی و توسط استاد حسین قلمی ساخته شده است. این رباب به وسیله سعید ساغرچی در برنامه پژوهشی یازدهمین جشنواره موسیقی نواحی کشور رونمایی و در خصوص نحوه طراحی و مراحل ساخت این ساز صحبت شد. رباب خورشید بسیار خوش صدا بوده و به تأیید بیشتر اساتید از جمله داریوش پیرنیاکان، کیوان ساکت، محمد فیروزی، فریدون شهبازیان، صادق چراغی و تعدادی دیگر از هنرمندان رسیده است. سرانجام حسین قلمی سرانجام حسین قلمی، هنرمندان پیشکسوتِ سازنده ساز، در۶ تیر ۱۳۹۹ خورشیدی به دلیل بیماری، چشم از جهان فروبست و پیکر این هنرمند فقید در زادگاهش به خاک سپرده شد.

more_vert درباره محمد بهشتی

ادامه مطلب

closeدرباره محمد بهشتی

 آیت الله سید محمد بهشتی از جمله شاخص‌ترین چهره‌های نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود که نقش مهم وی در پیروزی و استقرار انقلاب اسلامی و شکل‌گیری دستگاه قضایی اسلامی بر همگان آشکار است. وی با تسلط بر علوم روز و نگرش سیاسی، مدرسه علمیه حقانی را پایه‌گذاری کرد و در آن دروس دینی را به نوین‌ترین روش‌ها آموزش داد.

more_vert جاودانه تاریخ

ادامه مطلب

closeجاودانه تاریخ

 ۷۲ پرستوی عاشق آن شب سیاه و ظلمانی در آسمان شهادت به پرواز درآمدند تا به رسم عاشقی، طرحی نو دراندازند.

more_vert بهشتی متفکر بهشتی سیاستمدار

ادامه مطلب

closeبهشتی متفکر بهشتی سیاستمدار

 بهشتی یک مصلح است و مصلحان برای اصلاح‌گری‌شان به‌طور مداوم بین ۲ عرصه نظر و عمل در حال رفت و آمد هستند. یعنی پرسش‌های زمانه را در پیشگاه نظر می‌گذارند و پاسخ‌های نظری را در عرصه عمل آزمایش می‌کنند. خوشبختانه، برخلاف نسل اول و دوم انقلاب، نسل سوم و چهارم بیشتر در پی شناخت بهشتی به‌عنوان یک «نواندیش دینی» هستند. روزنامه ایران به گفت و گو با علیرضا بهشتی، استاد علوم‌ سیاسی دانشگاه تربیت مدرس پرداخته و نوشت: برخی بر این باورند که رجوع به شهید بهشتی در سه دهه اول انقلاب بیشتر رجوعی نوستالژیک بود؛ اما امروز رجوع به ایشان بیشتر با هدف بازشناسی است. آیا این تلقی، می‌تواند به آن معنا باشد که شهید بهشتی در دوره‌ای که زندگی می‌کرد چندان توسط جامعه‌اش درک نشد و آیا می‌توان از او به‌عنوان «متفکر نسل آینده» سخن گفت؟بله، به یک معنا می‌توان گفت که نسبت جامعه ایرانی با شهید بهشتی دچار تحول شده است، اما این تحول تدریجی بوده و عوامل گوناگونی موجب آن شده است؛ از جمله می‌توان به تغییرات نسلی اشاره کرد. در دو دهه نخست حیات جمهوری اسلامی، اکثریت شهروندان نسبت به حوادث تاریخی در موقعیت یک «مشاهده‌گر» قرار داشتند؛ یعنی خودشان آن وقایع و حوادث را تجربه کرده بودند. اما این تجربه تاریخی همراه با تجزیه و تحلیل علمی نبود، بلکه تفسیری که هر فرد داشت تحت تأثیر دو عامل شکل گرفته بود: «تجربه شخصی» و «تبلیغات رسمی». از دهه سوم تاریخ جمهوری اسلامی تا امروز، شاهد شکل‌گیری اکثریتی در جامعه توسط اقشاری هستیم که نه چنین تجربه تاریخی را داشته‌اند و نه ضرورتاً نگرش خود به تاریخ این چند دهه را براساس چارچوب‌های تعیین‌شده از سوی دستگاه‌های تبلیغات رسمی کسب می‌کنند. بخشی از این اکثریت جدید اساساً علاقه‌ای به شناخت هویت تاریخی خودشان ندارند و با مشاهده برخی ناکامی‌های ناشی از سیاست‌های غلط این چند دهه و وضعیت نابسامان خودشان و جامعه پیرامونشان، نگاهشان را از درون به بیرون تغییر جهت داده و در پی بازتعریف خودشان در عرصه جهانی هستند. بخشی هم با اتخاذ نگاه انتقادی به چند دهه گذشته، می‌خواهند هویت تاریخی خودشان و جامعه‌شان را مورد بازشناسی و بازتعریف قرار دهند که فی‌نفسه پدیده مبارکی است؛ هرچند نتایج آن، بسته به نوع مرجعیت تاریخ‌نگاری که به آن اعتماد می‌کنند، می‌تواند مثبت یا منفی ارزیابی شود. مثلاً بسته به اینکه متون تاریخ رسمی را قابل اعتماد بداند یا به متون تاریخ منتشر شده در خارج از چارچوب خوانش رسمی از تاریخ مراجعه کند، یا به لحاظ درجه اعتبار، به تاریخ‌شفاهی بسنده کند یا حاضر باشد وقت بیشتری بگذارد و اسناد و مدارک معتبرتر تاریخی را هم مطالعه کند، بازبینی‌اش شکل می‌گیرد. در برخورد با شهید بهشتی هم همین تحول را می‌توان مشاهده کرد. برای نسل اول و دوم انقلاب، بهشتی بیشتر یا در سایه مظلومیت و شهادتش یا در سایه تصویری که از او یک سیاستمدار قدرت‌طلب و انحصارطلب ارائه می‌کرد شناخته می‌شد. در حالی که نسل سوم و چهارم، بیشتر به‌دنبال شناخت او به‌عنوان چهره‌ای مؤثر در تحولات فکری و تاریخی است. این تحول در سال‌های گذشته که نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار می‌شد قابل لمس بود. به‌عنوان مثال، در سال ۱۳۹۷ غرفه بنیاد نشر آثار و اندیشه‌های شهید آیت‌الله دکتر بهشتی در حدود ده هزار بازدیدکننده داشت. نسل اول و دومی‌ها بیشتر دنبال آثاری بودند که تاریخ تجربه‌شده‌شان را تداعی می‌کرد؛ مثل دی‌وی‌دی مناظره‌های تلویزیونی سال ۱۳۶۰، در حالی که بازدیدکنندگان از نسل سوم و چهارم، که طیف بسیار متنوعی از سبک‌های زندگی را هم دربر می‌گرفت، جست‌وجوگرانی بودند که می‌خواستند بدون پیش‌داوری خاصی، بهشتی را بشناسند و به همین دلیل، آثار اندیشه‌ای شهید بهشتی را می‌خریدند. برای این نسل‌ جدید، بهشتی به‌عنوان سرمایه‌ای مطرح است که برای «شناخت گذشته» و «ترسیم راه آینده» می‌توان از آن استفاده کرد. به این معنا، اکثریت قابل‌توجهی از نسل‌های اول و دوم با بهشتی آشنا هستند، اما او را نمی‌شناسند. من در برخوردها و دیدارها مشاهده کرده‌ام که شناخت معاشران و معاصران بهشتی از او نیز ناقص، جزئی‌نگر و شخصی است و غالباً بر اساس همین شناخت کلی، خودشان را از مطالعه آثار ایشان مستغنی ‌می‌دانند. بر این اساس، امروز از کدام بهشتی حرف می‌زنیم؛ «بهشتی متفکر» یا «بهشتی سیاستمدار»؟ چه می‌شود که یک متفکر از زمانه‌اش فراتر می‌رود؟ پاسخ درست این است که بهشتی یک مصلح است و مصلحان برای اصلاح‌گری‌شان به‌طور مداوم بین دو عرصه «نظر» و «عمل» در حال رفت و آمد هستند. یعنی پرسش‌های زمانه را در پیشگاه نظر می‌گذارند و پاسخ‌های نظری را در عرصه عمل آزمایش می‌کنند. خوشبختانه، برخلاف نسل اول و دوم انقلاب، نسل سوم و چهارم بیشتر در پی شناخت بهشتی به‌عنوان یک «نواندیش دینی» هستند. اندیشه‌ای که دارای انسجام درونی باشد و تشکیل منظومه فکری بدهد، در صدد پاسخ به پرسش‌های زمان باشد و نه صرفاً پاسخ به شبهات و مکاتب فکری رقیب، زبانش معاصر باشد و بتواند با نسل‌های بعد از خودش رابطه برقرار کند و مخاطبانش را بجای وعظ و خطابه به «گفت‌وگوی نقادانه سازنده» دعوت کند، از طول عمر بیشتری برخوردار خواهد بود. میزان و نوع استقبالی که از آثار منتشر شده از شهید بهشتی می‌شود به ما نشان می‌دهد که اندیشه شهید بهشتی از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است و در نتیجه هنوز زنده است و مخاطب جوان را جذب می‌کند. برایم جالب است که شهید بهشتی و اندیشه‌اش حذف‌ناشدنی است و به همین علت کسانی که مایل نیستند اندیشه ایشان مطرح شود، معمولاً ناچار به مصادره، تحریف و گزینش آن هستند. جامعه امروز ما از شهید بهشتی چه چیزی به ارث برده است؟ رد پای آراء و افکار ایشان را در کدام عرصه‌ها بیشتر می‌بینید؟ پاسخ به این پرسش بسیار دشوار است. بهشتی را به‌عنوان «مصلحی اندیشمند» می‌شناسند که در رهبری انقلاب و معماری نظام پس از انقلاب نقش مهم ایفا کرده‌است. با این همه، به‌عنوان مثال در باب با قانون اساسی، نوشتن همه نقاط قوت و ضعف ساختار قانونی کنونی به پای بهشتی نه به لحاظ علمی و نه به لحاظ تاریخی کار درستی نیست. قانون اساسی حاصل یک کار جمعی است و دیدگاه‌ های شهید بهشتی در برخی از موارد متبلور است و در برخی موارد نادیده گرفته شده است. به اضافه اینکه بازنگری سال ۱۳۶۸، دست‌کم در نسبت با نگرش شهید بهشتی، گامی به عقب بشمار می‌آید. یا مثلاً قوه قضائیه کنونی با آنچه شهید بهشتی در صدد ساختن آن بود فاصله‌ای بسیار دارد. یا احزاب سیاسی کنونی تفاوت بسیاری دارند با تصویری که شهید بهشتی از حزب سیاسی و نقش آن داشت و به مقدار بسیار کمی توانست طی عمر کوتاهش در دوره پس از پیروزی انقلاب در حزب جمهوری اسلامی محقق کند و از این جهت پروژه‌ای ناتمام به‌حساب می‌آید. یا نوین‌سازی حوزه علمیه و بازنگری در علوم اسلامی که در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ پایه‌گذاری کرد که آنها هم پروژه‌های ناتمام به‌حساب می‌آیند آنچه امروز مشاهده می‌کنیم فاصله‌های معناداری دارد. برای آشنایی بیشتر، به خوانندگان‌تان مطالعه آثار آقایان محمد سروش محلاتی و سیدجواد ورعی درباره شهید بهشتی را توصیه می‌کنم تا این فاصله را به‌طور مستند مشاهده کنند. همچنین کتاب درسی بسیار مفیدی که به تازگی توسط بنیاد نشر منتشر شده با عنوان «زیست و اندیشه شهید آیت‌الله دکتر بهشتی» که به‌طور آنلاین هم قابل تهیه است. تصور می‌کنم اگر شهید بهشتی امروز زنده می‌شد، از مشاهده شکل و شمایل نظام و جامعه شگفت‌زده می‌شد. مخاطب امروز شهید بهشتی را چه بخش‌هایی از جامعه می‌دانید؟مخاطب اندیشه شهید بهشتی همه کسانی هستند که بدون اینکه بخواهند از هویت تاریخی جامعه ایرانی فرار کنند، در صدد یافتن راه‌هایی برای اصلاح بنیادین و ساختاری نظام و جامعه هستند، کسانی که سعی می‌کنند شیوه همزیستی چهار مؤلفه تشکیل‌دهنده هویت ملی ما یعنی «ایرانیت»، «خداجویی»، «سنت» و «مدرنیته» را بیابند تا از رهگذر آن، الگوی ایرانی توسعه و پیشرفت را تبیین کنند و ایران و ایرانی را از بن‌بست کنونی نجات دهند. چقدر حوزه و دانشگاه هر یک توانستند میراث‌داران خوبی برای اندیشه ایشان باشند؟ در مورد میراث‌داری، واقعیت این است که نه حوزه و نه دانشگاه اساساً قدم مؤثری برای شناخت اندیشه‌های شهید بهشتی برنداشته‌اند تا سؤال درباره میزان دوری یا نزدیکی این دو نهاد با میراث شهید بهشتی موضوعیت داشته باشد.

more_vert درباره علی اندرزگو

ادامه مطلب

closeدرباره علی اندرزگو

حجت­‌الاسلام سید علی اندرزگو روحانی مبارز، مجاهد و خستگی­‌ناپذیر بود که در طول مبارزات خود با رژیم پهلوی با گروه‌های مختلفی ارتباط داشت و همواره با نام­‌های مختلف و تغییر لباس در تهران، قم، مشهد، عراق، افغانستان و... به مبارزه ادامه می‌پرداخت.

more_vert نگاهی به مجموعه داستانی «درآغوش خدا»

ادامه مطلب

closeنگاهی به مجموعه داستانی «درآغوش خدا»

«در آغوش خدا» عنوان مجموعه داستان‌های کوتاه نوشته «سعیده انصاریان» است که به تازگی روانه بازار کتاب شده است. این کتاب ۸۶ صفحه‌ای، در قطع رقعی و با شمارگان یک‌هزار نسخه از سوی انتشارات ارشک اراک منتشر شده و قیمت هر جلد از آن ۲۰ هزار تومان تعیین شده است. در این مجموعه ۱۵ داستان کوتاه با عنوان‌های آیینه، نصرت، پیرزن، دکه روزنامه‌فروشی، بوته گوجه فرنگی، هامپل و بالگون، هندونه فروش، من، هازل، عروج کریستوفر، عروسک گردان، مسخ و جنون، در آغوش خدا و لولیتا، کارنا ارائه شده است. داستان‌های ارایه شده در این مجموعه از ترکیب‌بندی واژگانی مناسب و فراز و فرود مطلوبی برخوردارند و نویسنده در عین اینکه سادگی در گفتار را رعایت کرده با بهره‌گیری از تکنیک‌های نوشتاری در تصویرسازی و جذابیت محتوا موفق عمل کرده است. تمامی داستان‌های ارایه شده در این مجموعه با وجود کوتاهی از قالب روایی قوی برخوردار هستند و شخصیت‌ها در خلال داستان به خوبی پردازش شده و ارتباط معنادار خود را با مخاطب می‌یابند. باوجود اینکه برخی از عنوان‌های داستانی این مجموعه برگرفته از نام شخصیت‌های خارجی است اما جذابیت‌های خود را دارد و کشش داستانی به بهترین شکل در جای جای این اثر رعایت شده و خواندن آن خالی از لطف نیست. از این نویسنده اثر دیگری به نام «زمان روشنی» به چاپ رسیده است.

more_vert قائم مقام فراهانی؛ بانی طرحی نو در بساط کهنه قاجاری

ادامه مطلب

closeقائم مقام فراهانی؛ بانی طرحی نو در بساط کهنه قاجاری

میرزا ابوالقاسم فراهانی صدراعظم قاجار و یکی از شخصیت‌های صاحب اندیشه برای اداره امور حکمرانی و فردی اصلاح‌طلب محسوب می‌شد که به دنبال طرحی نو در تحولات ایران عصر قاجار بود. این ادیب دانا و سخنور چیره‌دست، امور سیاسی را تا جایی که امکان داشت به خوبی اداره می‌کرد اما در نهایت مقهور استبداد پادشاهی و دسیسه‌های آشکار و پنهان درباریان شد. دوره قاجار را باید دوره گذر از مسیر سنتی به طرف دوره اصلاحات اداری و تغییرات اساسی در سیاست کشور دانست؛ دوره ای که وجود رقابت های سیاسی کشورهای بزرگ مانند روسیه و انگلیس از یک طرف و تغییرات مرزی و از دست دادن نواحی مختلف مملکت از طرفی دیگر باعث ایجاد تغییر سیاسی در داخل شده بود. بنابراین در چنین دوره پر فراز و نشیبی مصائب و مشکلات زیادی دامن گیر مردم می شد اما در این میان افرادی بودند که یکه و تنها در برابر سیل بدخواهان داخلی و خارجی چه آنان که دانسته وچه آنان که ندانسته آب به آسیاب دشمن می ریختند، ایستادگی کرده و برای خوشی چند روزه دنیا و چند صباحی حکومت و سروری بر مردم، آرمان ها و ارزش های خود را به فراموشی نسپردند و در راستای اعتلای کشور از جان خویش گذشته و فداکاری ها کردند که یکی از این شخصیت ها میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی بود. تولد و خانواده میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی فرزند عیسی بزرگ در ۱۱۵۸ خورشیدی درست در سالی که کریم خان زند درگذشت در هزاوه فراهان اراک تولد یافت. او تحصیلات خود را در خانواده‌ای که مظهر علم، ادب، اخلاق و سیاست بود، آغاز کرد. از این خانواده همین بس که وقتی محمدحسین فراهانی با آغامحمدخان همکاری نکرد، شاه کتابخانه بی‌نظیر و نفیس او را تصاحب کرد و بعد از درگذشت آغامحمدخان انگلیسی‌ها کتابخانه او را به مبلغ سرسام‌آوری از دلالان وطن‌فروش خریداری کرده و به لندن فرستادند. به هرترتیب پدرش سیدالوزراء میرزا عیسی فراهانی، مشهور به میرزا بزرگ از سادات حسینی و از مردم هزاوه فراهان از توابع اراک بود. وی زیر نظر پدر دانشمند خود تربیت یافت و علوم متداول زمان را آموخت تا اینکه بعد از درگذشت پدرش که وزیر آذربایجان بود به امر فتحعلی‌شاه، جانشین پدرش شد. قائم مقام در کش و قوس سیاست قائم مقام بعد از مدتی کار در تهران به تبریز رفت. چند صباحی در دفتر عباس میرزا ولیعهد به نویسندگی مشغول شد و در سفرهای جنگی با او همراه شد. بعد پیشکاری شاهزاده را به عهده گرفت و در بسیاری از جنگ‌های ایران و روس شرکت داشت تا اینکه به وزارت ولیعهد رسید. وی با بعضی از کارهای ولیعهد مخالفت می‌کرد، پس از یک سال وزارت در اثر تلاش مخالفانش به اتهام دوستی با روس‌ها از کار برکنار شد تا اینکه پس از سه سال دوباره به پیشکاری آذربایجان و وزارت نایب‌السلطنه منصوب شد اما به دلیل اینکه دیدگاهش در جنگ های ایران و روس مبنی بر توقف جنگ بود، دوباره از کار برکنار و به خراسان اعزام شد تا اینکه در اوایل جنگ دوم روس و ایران، مشاور عباس میرزا شد و با دختر نهم فتحعلی شاه بنام گوهرملک خانم معروف به شاه بی‌بی خواهر اعیانی نایب‌السلطنه ازدواج کرد. قائم مقام در صلح و عقد معاهده با روس که در پایان جنگ های ایران و روس اتفاق افتاد، تلاش فراوانی کرد و ضمن معاهده، حمایت تزار را نسبت به خانواده عباس میرزا جلب و پادشاهی او را با وجود برادران بزرگ و مقتدر دیگر تثبیت کرد. با درگذشت عباس میرزا در خراسان، قائم مقام به عنوان وزارت محمدمیرزا ولیعهد جدید انتخاب شد و با درگذشت فتحعلی شاه در اصفهان، قائم مقام وسایل جلوس محمد میرزا را فراهم کرد. در تبریز، خطبه‌ای به نام او خوانده شد و شاه اندک زمانی بعد به همراهی قائم مقام به طرف تهران حرکت و دوباره مراسم تاج‌گذاری برگزار کرد و قائم مقام در منصب صدراعظم مشغول مملکتداری شد اما این دوران طولی نکشید و وزیر اسیر حسد حاسدان شد. اندیشه‌های قائم مقام قائم مقام‌ها برخاسته از مکتب دیوان سالاری سنتی و اصیل ایرانی است و پدرش از شخصیت‌های تاثیرگذار عصر زندیه و نیز اوان سلطنت قاجارها در ایران بود. به همین دلیل هم میرزا ابوالقاسم با چنین پیشینه ای به عنوان یکی از اصلی‌ترین نماینده‌های گفتاری شناخته می شود که راه اصلی در تحول در ساختار سیاسی را در اصلاح ارتباط میان ارکان قدرت و در این ارکان، صدراعظم با شاه می‌دانست و چنانچه اعتمادالدوله می‌نویسد: قائم مقام خیلی میل داشت که در عالم وزارت خود نوعی مختار باشد که سلطان بی‌رضای او به کسی کاری ندهد و عطایی نبخشد. بنابراین او نخستین فردی بود که کوشش می‌کرد، دگرگونی های بنیادین در سلطنت ایجاد کند و آن کاستن از قدرت شاه و نیز مقابله با بیگانگان و ردّ هر گونه پیشکش و هدیه خارجی بود زیرا به شدت از طمع و زیاده خواهی های روس و انگلیس، پشت پرده این هدایا، آگاه بود. ژاک موریه منشی سفارت انگلیس از ردّ هدایای سفیر انگلیس از طرف قائم مقام اظهار شگفتی کرده و می‌نویسد: در کشوری که غالب رجال آن رشوه گیر هستند عمل این مرد خیلی حیرت انگیز و تعجب آور بود. همچنین سِر جان کمبل در گزارشی به حکومت انگلیس به صراحت اعتراف می‌کند: یک نفر در ایران هست که با پول نمی‌توان او را خرید و آن قائم‌مقام است. او به فراست و تجربه خود دانسته بود که مطلق بودن قدرت سیاسی، آفت اصلی نظام سیاسی‌ ایران است که باید دگرگون می‌شد. به همین دلیل هم مهم‌ترین بحث در بینش سیاسی او، قلمرو قدرت سیاسی و حوزه مصالح عمومی است و وی این ضابطه اساسی را به هر مناسبتی وارد می‌کند و آن را راهنمای عمل دیوان می‌داند. به اعتقاد سیدجواد طباطبایی، حوزه مصالح عمومی، اساسا بحثی غایب در نظر و عمل اهل سیاست در ایران بود و می‌توان گفت، گفتار منسجمی پیرامون آن میان اهل نظر و عمل وجود نداشت. قائم مقام در کنار عباس میرزا پایه‌گذار نگاهی نو به ایران و ایرانی بود. وی از یک طرف با حمله به ساختار کهنه و فرسوده نظامی و اندیشه حکومت‌داری، پرسش های مهمی در اذهان ایرانیان علی الخصوص عباس میرزا ایجاد کرد و از طرفی دیگر به روش ها و اندیشه‌های بیگانه به خصوص روس و انگلیس در بازسازی و نوسازی ایران هیچ گونه اعتمادی نداشت و تکیه کردن به روس و انگلیس را مایه سرکوب اعتماد به نفس حکام ایران و ذلت و زبونی مردم ایران می دانست. جیمز فریزر در این باره می‌نویسد: دفاع او (قائم مقام) از منافع و حقوق مردم ایران سیمای مرد وطن پرستی را نشان می‌دهد که در برابر زد و بندهای سیاسی همسایگان، سخت ایستادگی و مبارزه می‌کرد. قائم مقام شاید نخستین فردی بود که در آن روزگار به خوبی دریافته بود که کشتی به گل نشسته ایران تنها به دست ایرانی رشد یافته و آگاه و مستقل و در سایه داشته‌های بومی قابل حرکت است. در همین راستا، او کوشید از پیامدهای عهدنامه ترکمانچای در ایران بکاهد و حتی در تلاش بود که ایالات از دست رفته ایران را به ایران بازگرداند. وی در پاسخ مامور انگلیسی که در پی تاسیس کنسولگری بود، استدلال کرد که «کنسولخانه برای ایران زهر است» و چون وزیر مختار گفت؛ چون روس ها دایر کرده‌اند، ‌کنسولگری، حکم پاد زهر را دارد، قائم مقام در جواب می‌گوید: ایران آن قدر زهر خورده است که دیگر رمقی برای او نمانده است. به هر ترتیب دوره کوتاه صدارت قائم مقام اگر چه فرصت چندانی برای اصلاحات عمیق به وی نداد اما سرمشقی که وی ارایه داد، سلسله جنبان رجال آگاه بعد از وی به خصوص امیرکبیر شد. سرانجام تلخ صدراعظم در باغ نگارستان دوران صدارت میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی در عهد سلطنت محمد شاه قاجار چند ماه بیشتر دوام نیافت و چنانکه لسان‌الملک سپهر در جلد دوم ناسخ‌التواریخ می نویسد: مع القصه بعد از بازداشت قائم‌مقام در بالاخانه دلگشا (باغ نگارستان) شاهنشاه غازی فرمودند نخستین قلم و قرطاس را از دست او بگیرید و اگر خواهد شرحی به من نگار کند، مگذارید که سحری در قلم جادویی و در بنان و بیان اوست که اگر خط او را ببینم، فریفته می‌شوم و او را رها کنم. پس برحسب فرمان شاه، عوانان دژخیم ادات نگارش از او گرفتند و سرانجام با اجرای فرمان محمدشاه، اسماعیل‌خان قراچه‌داغی رییس فراشان خلوت در حوضخانه باغ نگارستان به او قهوه قجر دادند و چون دیر مؤثر افتاد، سه تن از عوانان بر سرش ریختند و با دستمالی خفه‌اش کردند. جسدش را شبانه بر استری پیچیده در بعقه شاه عبدالعظیم و در ۳۰ صفر ۱۲۵۱ قمری برابر با ۱۲۱۴خورشیدی بدون غسل و کفن به خاک سپردند.

more_vert درباره میشل فوکو

ادامه مطلب

closeدرباره میشل فوکو

 میشل فوکو فیلسوف، نظریه پرداز اجتماعی، مورخ اندیشه و منتقد ادبی فرانسوی است که بیشتر به خاطر نظریه‌اش درباره نسبت دانش و قدرت در جهان شهرت دارد. فوکو که به عنوان متفکری پست مدرن و پساساختارگرا شناخته می‌شود، این عنوان ها را رد می کرد و خود را منتقد تاریخ مدرنیته می‌خواند.

more_vert درباره علیرضا راهب

ادامه مطلب

closeدرباره علیرضا راهب

 علیرضا راهب به عنوان شاعر، ترانه‌سرا و منتقد ادبی شناخته می‌شود که شاعری تجربه‌گراست. رویکرد او به زندگی شهری و رخدادهای آن قابل توجه است و در ماهیت ایده‌های شعرش بیشتر جسارت در بیان احساس و عواطف در قبال رخدادها و روابط و نقش‌ها بوده که جسورانه و طبیعی بیان شده است.

more_vert انتظار، دفاع مقدس و عاشورا در کتاب «این ترانه هم شاید»

ادامه مطلب

closeانتظار، دفاع مقدس و عاشورا در کتاب «این ترانه هم شاید»

 «این ترانه هم شاید» عنوان مجموعه سروده‌های «مریم عبدی» است که به موضوعات انتظار، دفاع مقدس و عاشورا پرداخته است. این کتاب ۷۲ صفحه‌ای با شمارگان یک‌هزار نسخه در قطع رقعی و قیمت هشت هزار تومان از سوی انتشارات «یوحنا» روانه کتابفروشی‌ها شده است. سروده های این کتاب در قالب سه فصل مجزا با عنوان‌های انتظار، یک ثانیه عاشقی و حس رهایی ارایه شده که درمجموع ۴۵ قطعه شعر را شامل می‌شود. چرا اشاره به دور است، رفتی بیایی سال‌هاست، یک نگاه چشمانت، به‌خاطرباران، ماه خیمه، شرمنده مشو، فقط به یک اشاره، کسی که چشماش به دره، هنوز مثل غنچه‌ای، بی‌رخ دل‌فزای تو و پس کی؛ عنوان سروده‌هایی است که در فصل اول این کتاب آمده و به زیبایی تصویر ذهنی شاعر در موضوع انتظار با خوانندگان به اشتراگ گذاشته شده است. شاعر در فصل دوم کتاب حال و هوای دفاع مقدس را با ترکیب‌بندی زیبایی از واژگان بازآفرینی کرده و در قالب ۲۱ قطعه سروده با عنوان‌های شعر سفر، چقدر خسته‌ام، گاهی نگاهم کن، گریه باران، صورت زیبا، این ترانه هم شاید، با من بمان، یادت باشد، به یاد پدر، گل من، دست گرمت رو، صدای بهار، پراز سلوک، ماه پری چهره، گاهی، عشق بیچاره، امید شعر من، هرجا که باشی، نفسم، واسه تو و چون شمع ارایه داده است. اما فصل سوم کتاب لحن و نوای دیگر دارد و کاملا متفاوت از بخش‌ها و سروده‌های دیگر است و با عنوان حس رهایی نوعی سرایش عشق از داستان پرماجرای عشق ناتمام شهادت دارد که خواندنش خالی از لطف نیست و یک مجموعه ۱۳ قطعه‌ای را شامل شده است. لاله‌های باغبان، از ستاره پرسیدم، تقدیم به شهید زنده، روی خط، تقدیم به شهدای غواص، فصل درو، مثل آن مرد، مرد خوب مادر، رنگین کمون، ساز نی، حسرت، وقتی که لاله پرپر شد و توکوچه‌های شهر ما عناوین شعرهای است که در این بخش از کتاب ارایه شده است. نگاه شاعر در تمامی آثار منظوم ارایه شده این کتاب ناب و خاص است و حس خود را توانسته با انتخاب موثر کلمات به بهترین شکل به اشتراک بگذارد آنجا که در قطعه شعر این ترانه هم شاید می‌گوید: «حرف‌های پایانی است، لحظه‌لحظه‌اش پیداست، نغمه‌های پایانی است، می‌شود به آن خندید و کوچه را کمی جان داد، می‌شود در آن خوابید یا به آسمان افتاد، این ترانه هم انگار در اسارتش مرده است، جان تازه می‌خواهد، شاید زمین خورده است...» قطعه شعر رفتی بیایی سال‌هاست با محتوای انتظار است و فضای کاملا احساسی و صمیمی دارد به طوری که به آسانی با خواننده ارتباط برقرار می‌کند در بخشی از این شعر آمده است: «رفتی بیایی سال‌هاست، زودت به دیر بسته شد، باور کن حتی جمعه هم از بی‌قراریت خسته است، تا کی میان ثانیه عطر تو را تعبیر کنم، با هر قدم در کوچه‌ها نام تو تفسیر می‌شود...»

more_vert علی کسمایی؛ پدر دوبله ایران

ادامه مطلب

closeعلی کسمایی؛ پدر دوبله ایران

 علی کسمایی که از پیشکسوتان و بنیانگذاران دوبله در ایران محسوب می‌شود به «عمو دوبلور» و «پدر دوبله ایران» شهرت دارد. وی در آثار مهم زیادی در مقام مدیر دوبلاژ و به جای پرسوناژهای مشهور و به یادماندنی تاریخ سینمای ایران و جهان سخن گفته است.

more_vert درباره کریشتف کیشلوفسکی

ادامه مطلب

closeدرباره کریشتف کیشلوفسکی

 کریشتوف کیشلوفسکی مستندساز و فیلمنامه‌نویس برجسته لهستانی است، او در زمانی به خلق آثار سینمایی می‌پرداخت که به دلیل سانسور موجود، فیلمسازان قادر به نمایش و بیان حقایق نبودند و همین مساله موجب شد که مستندسازان برای ارایه پیام مورد نظرشان از کنایه‌ها و کدهایی خاص بهره ببرند.

more_vert احمد متین دفتری؛ سیاستمداری با چهره حقوقی

ادامه مطلب

closeاحمد متین دفتری؛ سیاستمداری با چهره حقوقی

 احمد متین دفتری حقوقدان و سیاستمدار دوره پهلوی به شمار می‌رود که در اوج قدرت حزب نازی در آلمان، کابینه‌ای جوان را در ایران تشکیل داد. سیاست خارجی این کابینه نزدیک شدن به آلمان بود اما با سقوط حکومت رضاخان، متین دفتری نیز از صحنه سیاست حذف شد. احمد متین دفتری ملقب به اعتضادلشکر و متین‌الدوله چهارم بهمن ۱۲۷۵ خورشیدی در تهران متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدرسه ای آلمانی در تهران به پایان رساند. سپس دوره مدرسه حقوق را گذراند و در ۱۲۹۳ به خدمت وزارت امور خارجه درآمد اما برای ادامه تحصیل به سوییس رفت. در دانشکده حقوق شهر لوزان با پایان‌نامه‌ای با عنوان «کلید استقلال اقتصادی، الغای کاپیتولاسیون در ایران» موفق به دریافت درجه دکتری حقوق شد و ۲ سال در دادگاه‌های فرانسه، سوئیس و آلمان به کارآموزی و وکالت پرداخت. در ۱۳۰۸ خورشیدی، وزارت عدلیه او را برای تحقیق و مطالعه به اروپا فرستاد و پس از بازگشت در بهمن ۱۳۱۰ در این وزارت‌خانه به مدیرکلی منصوب شد. دفتری و تدوین قوانین در ۱۳۰۶ پس از گشایش دادگستری نوین به استخدام رسمی دادگستری درآمد و تا سال ۱۳۱۸ خورشیدی به ترتیب مدیر، معاون، کفیل و در نهایت وزیر دادگستری شد. در خلال فعالیت های قضایی خود، قوانین مهمی را برای تسهیل در کارها و امور قضایی دادگاه های کشور تدوین کرد که اهم آنها عبارتند از: قانون تشکیلات دادگستری، قانون استخدام قضات، جلد دوم و سوم قانون مدنی، قانون آیین دادرسی مدنی، قانون امور حسبی، لایحه قانون کیفر و آیین دادرسی کیفری، قانون اجرای احکام و قانون تعدیل مال الاجاره. مهدی قلی هدایت نخست ‌وزیر وقت ۱۳ دی ۱۳۱۱ متین دفتری را به عنوان معاون وزارت عدلیه به مجلس شورای ملی معرفی کرد. در دولت بعدی نیز متین دفتری همین مسوولیت را بر عهده داشت و در هشتم خرداد ۱۳۱۳ محسن صدرالاشرف وزیر عدلیه او را با همین منصب به مجلس معرفی کرد تا اینکه پس از استعفای صدر در مهر ۱۳۱۵، جای او را گرفت و تا آبان ۱۳۱۸ که خود مأمور تشکیل دولت شد، این مسوولیت را به عهده داشت. از نخستین اقدامات متین دفتری به عنوان وزیر عدلیه، اصلاح قانون وکالت بود که در بیستم شهریور ۱۳۱۴ در زمان وزارت صدرالاشراف به تصویب رسیده بود. متین دفتری با تغییر این قانون در واقع در راستای سلب استقلال از کانون وکلا گام برداشت. انتخاب هیات رییسه این کانون از آن پس با وزارت عدلیه شد. او در عین حال اصلاحاتی در قانون وکالت به انجام رساند. وکالت دادگستری که در قانون قبلی دارای پنج درجه بود، دارای سه درجه شد: ۱. وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف و تمییز ۲. وکالت در محاکم صلح و بدایت و استیناف ۳. وکالت در محاکم صلح و بدایت‏. در قانون پیشین، افرادی که سابقه سه سال قضاوت داشتند، می‌توانستند وکیل شوند اما در قانون جدید این شرط به پنج سال افزایش یافت. همچنین در قانون جدید که در ۲۵ بهمن ۱۳۱۵ به تصویب رسید، استادان حقوق می‌توانستند در صورت اجازه وزارت معارف، همزمان با تدریس به حرفه وکالت نیز اشتغال داشته باشند. او همچنین سرپرستی وکلای مبتدی و تنظیم دوره آزمایش آنها را نیز به وظایف کانون وکلا افزود. تعریف شغلی به نام مترجم رسمی نیز در زمان وزارت متین‌دفتری انجام گرفت و او قانونی را برای مترجمان رسمی در ۲۰ خرداد ۱۳۱۶ خورشیدی از تصویب مجلس گذراند. او همچنین با به تصویب رساندن قانون دفاتر ثبت اسناد رسمی در ۱۵ خرداد ۱۳۱۶، فعالیت این دفاتر و اشتغال به سردفتری و دفتریاری را نظام‌مند و پیرو قواعدی کرد. در دوران وزارت متین دفتری در مهر ۱۳۱۷ نام وزارت عدلیه به دادگستری تغییر یافت و او نخستین شخصی بود که در ایران وزیر دادگستری نامیده شد. متین دفتری گام‌هایی هم برای اصلاح نظام ارباب و رعیتی برداشت و کوشید سهم مالک و زارع را که در هر گوشه کشور متفاوت بود، نظم ببخشد و قانونمند کند. لایحه‌ای که در ۲۵ شهریور ۱۳۱۸ از تصویب مجلس گذراند به وزارت دادگستری اختیار می‌داد که برای تعیین سهم مالک و زارع نسبت به محصول زمین‌های زراعتی، آیین‌نامه ای بر پایه عوامل آب، زمین، کار، گاو و بذر با رعایت کیفیت آب و هوا تنظیم کند، وی همچنین آیین دادرسی مخصوصی نیز برای حل اختلاف میان مالک و زارع تدوین کرد. در دوران وزارت متین دفتری، دادگستری عملا زیر نفوذ شهربانی قرار گرفت و شهربانی دوره رضاخان با دست بازتری به پرونده سازی می‌پرداخت و احکام مورد نظر خودش را علیه افرادی که قصد حذفشان را داشت به راحتی از دادگاه‌ها می‌گرفت.   مسوولیت ها و عناوین متین دفتری از ۱۳۱۲ خورشیدی پس از یک دوره کوتاه که تدریس نمی‌کرد در مدرسه نظام، مدرسه صنعتی، مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی و سرانجام دانشکده حقوق دانشگاه تهران به عنوان استاد ثابت به تدریس مشغول شد و تا زمان بازنشستگی در ۱۳۴۸ به این کار ادامه داد. درس اصلی او در آغاز تدریس، رویه قضایی بود اما بعدها درس مشهور آیین دادرسی مدنی (اصول محاکمات حقوقی) را که خود بانی و تدوین‌کننده آن بود، تدریس می‌کرد. احمد متین دفتری در مقام استاد حقوق بین‌الملل و آیین دادرسی کیفری و مدنی چند کتاب ارزنده هم در رشته حقوق عرضه کرده‌ است. بخشی از مسوولیت ها و عناوین علمی و قضایی متین دفتری عبارتند از: دومین وزیر دادگستری نوین (۱۸-۱۳۱۵)، قاضی دیوان داوری بین المللی لاهه (۱۳۱۶)، داور حقوقی و نماینده دولت در جامعه ملل (۱۹۳۰ میلادی)، رییس هیات نمایندگی ایران در یازدهمین کنگره بین المللی جزایی و ششمین کنفرانس بین المللی حقوق جزایی و دومین کنفرانس بین المللی حقوق تطبیقی، استاد آکادمی حقوق بین المللی لاهه به مدت یک سال (۱۹۳۷ میلادی)، دادرس دیوان داوری لاهه به مدت ۶ سال (از ۱۹۳۹ میلادی) که پس از پایان این دوره، دوباره به این مسوولیت انتخاب شد. از متین دفتری آثار و تالیفاتی نیز به یادگار مانده است که از آن جمله می توان به محاکمات فوری، آیین دادرسی مدنی، آیین دادرسی کیفری، رساله‌های متعدد درباره جامعه بین‌المللی و سیاست جزایی و سازمان ملل متفق، کلید استقلال اقتصادی ایران و الغای کاپیتولاسیون در ایران (به زبان فرانسه) اشاره کرد. احمد متین دفتری پنجم تیر ۱۳۵۰ در ۷۴ سالگی در تهران دارفانی را وداع گفت و پیکرش در باغچه علیجان شاه عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

more_vert فرهنگ لغات شهرستان ابرکوه در قاب کتاب

ادامه مطلب

closeفرهنگ لغات شهرستان ابرکوه در قاب کتاب

کتاب فرهنگ لغات شهرستان ابرکوه گردآوری و تحقیق رضا ربانی است که به منظور حفظ فرهنگ غنی ایران به خصوص شهرستان‌های تاریخی نویسنده بر آن شده است تا فرهنگ لغات این شهرستان را جمع آوری و ثبت کند. این کتاب در سال ۱۳۹۶ در شمارگان یک هزار نسخه در قطع وزیری و با لیتوگرافی، چاپ و صحافی شریعت و همچنین حروف چینی آرایان پارس و ویراستاری اکرمی ابرقویی به چاپ رسیده است. نویسنده در مقدمه کتاب آورده: از آن جایی که لهجه های محلی نوشته نمی‌شود و دارای ادبیات مکتوب نیست و با توجه به نیاز جامعه به یک زبان محلی و لهجه رسمی و ارتباطات گسترده و همه جانبه بین شهرها و مناطق مختلف کشور زبان رسمی توسعه می یابد و به سوی یکسان سازی پیش می رویم. همچنین بیم آن می رود که لهجه‌های محلی و همراه با آن لغات فراوانی که در گنجینه این لهجه‌ها نهفته است به دست فراموشی سپرده شود که تاکنون شاهد آن بوده و هستیم و می بینیم که روز به روز لهجه‌ها و لغات محلی از رونق می افتند، بیاید همگی دست به دست هم دهیم و عزم خود را جزم کنیم و از لهجه‌های محلی مادری خود را پاسداری کنیم و به آن هم افتخار نماییم زیرا هر لهجه و گویش محلی نشانه هویت، فرهنگ، تعهد، قدمت، تمدن و تاریخ مردمان و صاحبان آن است. ربانی در خصوص قدمت شهرستان ابرکوه نوشته؛ آثار تاریخی ارزشمند مربوط به قبل از اسلام در نقاط مختلف این شهرستان که در موزه‌های داخلی و خارجی نگهداری می شود و در شاهنامه ی فردوسی هم بارها این شاعر بلند آوازه در سرودهای خود از نقاط مختلف این شهر به صورت حماسی یاد کرده و آثار باقیمانده در کوه صفه (شرق شهر ابرکوه) و کوه اعلا (در شمال شهر) قدمت این شهرستان را نشان می دهد. نمونه هایی از واژگان لهجه ابرکوهی که در این کتاب عنوان شده: آ : آقا مثلا آ حسن(حسن آقا) آ ب جی: خواهر، همشیره آب مو: آبان ماه آب خوری: لیوان آسک: آهسته

more_vert درباره جورج اورول

ادامه مطلب

closeدرباره جورج اورول

جورج اورول روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است که توانست تلاش برای زندگی بهتر و آزادی را به انسان بیاموزد. او به خاطر نبوغش در مسائل اجتماعی و مکتب تساوی طلبی تحسین و از سویی دیگر به خاطر عشق به ادبیات به عنوان مرجع تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی معرفی می‌شود.

more_vert رزم‌آرا و ضدیت با ملی شدن صنعت نفت

ادامه مطلب

closeرزم‌آرا و ضدیت با ملی شدن صنعت نفت

مهدی احمدی حاجعلی رزم‌آرا مردی باهوش، پرکار، قدرت‌طلب و در عین حال از نظامیانی بود که در ۴۷ سالگی به عنوان جوان‌ترین سپهبد تاریخ ارتش ایران انتخاب شد. وی در برهه‌ای حساس از خیزش نهضت ملی شدن نفت به نخست‌وزیری رسید و با این قیام به مخالفت برخاست اما خیلی زود با زبان گلوله زندگی‌اش به پایان رسید.

more_vert قانون اساسی و اسلامیت نظام

ادامه مطلب

closeقانون اساسی و اسلامیت نظام

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با توجه به دو عنصر اسلامیت و جمهوریت تدوین شده است. از این رو، قانون اساسی در اصول متعدد خود نوع، ماهیت و اهداف نظام جمهوری اسلامی را متناسب با اصول مدنظر دین اسلام تعریف می‌کند. جمهوری اسلامی به عنوان نوع نظام سیاسی بعد از انقلاب اسلامی از ترکیب دو واژه اسلام و جمهوری تشکیل شده است. همین دو واژه در قانون اساسی هم مورد اشاره قرار گرفته و اصولی به هر کدام اختصاص یافته است. در واقع شاکله قانون اساسی مبتنی بر دو عنصر اصلی اسلام و توجه به رای و نقش مردم استوار گشته است. در قانون اساسی در بندهای مختلف که اشاره به محتوایی است که باید متناسب با آن، نظام سیاسی جدید جامعه را اداره کند، ارجاع به اصول اسلامی شده است؛ امری که نشان دهنده این مسئله است که از منظر تدوین کنندگان قانون اساسی، اسلام عنصر بنیادین نظام جمهوری اسلامی و اصلی‌ترین متن حقوقی آن یعنی قانون اساسی است. از همین رو اصول مقدماتی و کلی که حاکم بر روح قانون اساسی هستند به مسئله اسلام و تفسیر و تبیین نظام سیاسی جمهوری اسلامی پرداخته شده است. در اصل اول قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه‌‏اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت‏ الله‌‏العظمی امام خمینی، در همه‏‌پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی‌الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۹۸/۲% کلیه کسانی که حق رای داشتند، به آن رای مثبت داد. پس نوع نظام سیاسی جمهوری اسلامی است که مردم انتخاب کرده اند در واقع محتوا توسط خود مردم و آحاد جمهور برگزیده شده و اجباری در اختیار کردن اسلام به عنوان ایدئولوژی حکومت جمهوری اسلامی وجود نداشته است. در اصل دوم قانون اساسی بعد از مشخص کردن نوع نظام سیاسی در اصل اول، به تعریف، ابعاد و محتوای مدنظر نظام جمهوری اسلامی پرداخته است بنابراین در این اصل جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:‏خدای یکتا (لااله‌‏الاالله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او، وحی‏ الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین، معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا و عدل خدا در خلقت و تشریع که این اصول ماهیت نظام جمهوری اسلامی را شکل می‌دهند. همچنین در این اصل امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی، کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا، که از راه‏‏، اجتهاد مستمر فقهای جامع‌‏الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین، استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آن‌ها مورد توجه قرار گرفته است. در اصل سوم قانون اساسی الزاماتی که نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام اسلامی باید بر تحقق اهداف خود مدنظر قرار دهد بیان شده است. بنابراین دولت جمهور اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور مورد اشاره در این اصل به کار گیرد. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی، بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی در همه زمینه‏‌ها با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه‏‌های گروهی و وسایل دیگر، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی و تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار در تمام زمینه‏‌های علمی، فنی، فرهنگی و اسلامی از طریق تاسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان در این اصل مورد اشاره قرار گرفته است. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب، محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی، پی‌ریزی اقتصادی صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی، توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم، تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمان و حمایت بی‌‏دریغ از مستضعفان جهان بخش دیگری از الزاماتی است که در اصل سوم قانون اساسی برای تحقق اسلامیت نظام مورد اشاره قرار گرفته است. اصل چهارم قانون اساسی هم کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره را بر اساس موازین اسلامی دانسته است. در این اصل آمده است: این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهاء شورای نگهبان است. یعنی در واقع تمام قوانین در تمامی حوزه ها باید مطابق با قوانین اسلامی باشد. اصل پنجم قانون اساسی به مسئله رهبری نظام جمهوری اسلامی پرداخته و بیان داشته که در زمان غیب حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه» در جمهوری اسلامی ایران و ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‏‌دار آن می‌گردد. در اصل ۵۵ قانون اساسی همه قوای سه گانه ذیل ولی فقیه ترسیم شده اند که نشان دهنده توجه به اسلام به عنوان محتوا در راس نظام جمهوری اسلامی است. اصل دوازدهم قانون اساسی دین رسمی ایران را اسلام و مذهب جعفری اثنی‌عشری دانسته و آورده که این اصل الی‌‏الابد غیر قابل تغییر است. البته علاوه بر اصولی که به صورت مستقیم به ابعاد اسلامی نظام جمهوری اسلامی پرداخته‌اند که مورد اشاره قرار گرفت در اصول متعددی هم به صورت غیر مستقیم قانون اساسی به مسئله ابعاد اسلامی نظام جمهوری اسلامی توجه نشان داده است. در این زمینه می‌توان به اصول مختلفی استناد کرد. به عنوان مثال در اصل ۲۱ قانون اساسی بیان می‌دارد که دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین کند یا در اصل ۹۹ قانون اساسی شورای نگهبان را مسئول انطباق مصوبات مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد انتخاباتی با شرع و قانون اساسی قرار داده است. بنابراین با اینکه نمایندگان توسط مردم انتخاب می‌شوند و با این انتخاب بعد جمهوریت نظام تحقق پیدا می‌کند اما نمایندگان مجلس نمی‌توانند قانونی خلاف اسلام که محتوای نظام است تصویب کنند.

more_vert ملک المتکلمین؛ منادی آزادی‌خواهی و استبدادستیزی

ادامه مطلب

closeملک المتکلمین؛ منادی آزادی‌خواهی و استبدادستیزی

میرزا نصرالله ملک‌ المتکلمین یکی از سخنوران و واعظان بزرگ دوره مشروطه به شمار می‌رود که با چاپ مقالات بی‌بدیلی در زمینه سیاسی، اجتماعی و انتقادی تاثیر بسزایی در راه پیش‌برد مشروطه و بیداری مردم گذاشت و سرانجام در این راه و پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی اعدام شد.

more_vert گشت و گذار در آثار شیخ اشراق سهروردی با کتاب «داستان آواز پر جبرئیل»

ادامه مطلب

closeگشت و گذار در آثار شیخ اشراق سهروردی با کتاب «داستان آواز پر جبرئیل»

 «داستان آواز پرجبرئیل» عنوان کتابی است که به قلم «عباس محمدی» نوشته شده و قابلیت‌های تصویری آثار رمزی شیخ اشراق سهروردی را در این جستار به شیوایی کاویده است. این کتاب ۱۶۰ صفحه‌ای با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت هر جلد ۲۵ هزار تومان از سوی انتشارات روزگار به چاپ رسیده و روانه کتابفروشی‌ها شده است. مطالب این کتاب در قالب چهار فصل ارایه شده که در فصل نخست نویسنده سهروردی و دیدگاه اشراقی او را شرح و در خصوص شریعت، طریقت ، حقیقت و شهود توضیحاتی را ارایه داده است. در ادامه این فصل اعتقاد سهروردی به تقسیم عوامل مطرح شده و صناعت ادبی تمثیل و رمز، دلایل رمز و تمثیل‌گری،رمزهای عالم کبیر و صغیر ، عالم خیال در متون قرآنی و عرفان اسلامی، شهرهای عالم مثال اقلیم هشتم، عالم سایه‌های آینه در فرهنگ و تمدن اسلامی همراه با شرح مفهوم زیبایی از نگاه سهروردی عنوان شده است. در فصل دوم کتاب نیز پیشینه محتوایی، قرص بالدار، نمونه اولیه فرشته آسمانی یا جبرئیل در متون مختلف، آواز پرواز انسان و سفر پرندگان، مشخصه نگارگری ایران اسلامی، پیشینه تصویری جبرئیل در نگارگری ایرانی، نگاره مربوط به شاه طهماسب برگرفته از خمسه نظامی، قابلیت تصویری توسط کلام و نقش و تصویر در فرهنگ اسلامی و آواز و موسیقی کلام به شرح و بسط آمده است. نویسنده در فصل سوم کتاب به ارایه داستان آواز پر جبرئیل و مشخصه‌های آن پرداخته و تحلیل محتوایی در این زمینه دارد. فصل چهارم کتاب نیز نگاهی تصویری به اثر رمزی آواز پر جبرئیل، فرم و شکل مصورسازی آواز پر جبرئیل، نقش رنگ در مصورسازی داستان پر جبرئیل، مفاهیم کاربردی رنگ ‌های آبی، زرد، سبز ، سفید و سیاه و سفید، قابلیت و ترکیب خوشنویسی، فضا و زمان در آواز پر جبرئیل، نور و ترکیب‌بندی، فضا و کادر و محیط در تصویرسازی داستانی ارایه شده است. در مقدمه این کتاب آمده است: جبرئیل در قرآن کریم رساننده وحی الهی به پیامبر اکرم (ص) است و مقام فرشته پیام‌رسان را دارد که با توجه به نقشش و فرازهایی از سوره نور در قرآن کریم، سهروردی عارف و فیلسوف مسلمان قرن پنجم در داستانی با عنوان آواز پر جبرئیل همه کائنات را زائیده پر چپ و راست و سیا و سفید این فرشته معرفی کرده و با دیدگاهی رمزی به تصویرسازی ذهنی این مضمون پرداخته است. صور خیال یا تصویر در شعر فارسی به کمک ترکیب کلمات ساخته می‌شود و یک توصیف یا استعاره و تمثیل است که تصاویر بدیعی را در ذهن مخاطب می‌آفریند و تبدیل این صور ذهنی و کلامی به صور تصویری در ذهن تصویرگر و نقاش صورت می‌گیرد. خیال یا تصویر سازی و نقاشی در قالب فرم و رنگ بر پهنه دوبعدی بوم و کاغذ ترسیم می‌شود و تصاویر ترسیمی ذهن به شکل عینی جان می‌گیرد و می‌توان گفت یک تصویر معادل هزار کلمه است. بررسی قابلیت‌های تصویری متون فاخر کمتر مورد توجه قرار گرفته و از آنجا که تصاویر ذهنی و کلامی آثار سهوردی در قرن پنجم غنی است و صناعات ادبی متعددی دارد این کتاب نوشته شد تا مسیری در رمزگشایی داستان‌های زیبا را فراروی خوانندگان قرار دهد. «عباس محمدی» نویسنده این اثر، کارشناس ارشد گرافیک و پژوهش هنر است.

more_vert پاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

ادامه مطلب

closeپاشنه آشیل اقتدار افسانه‌ای تیمورتاش

مهدی احمدی عبدالحسین تیمورتاش وزیر مقتدر دربار و یکی از مرموزترین و تاثیرگذارترین رجال دوران پهلوی اول بود که عملاً پس از رضاخان دومین مقام حکومت قلمداد می‌شد و صاحب اقتداری افسانه‌ای بود که همین امر هم پاشنه آشیلی شد که مرگش را در کنج فراموشی زندان رقم زد.