گاهنامه معلم فکور- شماره ی 2- طراحی فضای آموزشی
تاریخ 24 بهمن 1396 ساعت 10:23:42
کد خبر: 000230

در چند دهه ی اخیر، جهان شاهد وقوع تحولات و پیشرفت‌های مهمی در زمینه ی دانش و فن‌آوری بوده است. این تحولات پی در پی حوز ه ی تعلیم و تربیت را نیز تحت تأثیر قرار داده و با چالش‌ها و مطالبات تازه‌ای روبرو کرده است. یکی از تحولات بزرگ در این زمینه، تغییر در ساختار و شکل استفاده از فضای آموزشی است. به طوری که در بسیاری از مدل‌های آموزشی استاندارد و کارآمد جهان از فضای آموزشی به عنوان معلم سوم یاد می‌شود. برخی از صاحب‌نظران فضای آموزشی را محیطی فیزیکی تلقی می‌کنند که در آن فرآیندهای یادگیری رخ می‌دهد و برخی دیگر آن‌ را محیط نرم‌افزاری خاص آموزش تعریف می‌کنند. مناسب بودن فضای مدرسه به پیشرفت در یادگیری و ایجاد انگیزه در دانش‌آموزان کمک می‌کند. طراحی و معماری مدارس امروزی, در سر تا سر دنیا بر اساس ۳ مورد؛ مسئولیت پذیری, کار پربار, یادگیری مادام العمر(تداوم ) انجام می گیرد. در طراحی فضاهای آموزشی دو مورد اساسی اصول کلی فکر یک طراح را برای طراحی مشخص می کند یکی جنسیت افراد استفاده کننده از فضا و دیگری مقطع تحصیلی افراد استفاده کننده می باشد.

گاهنامه معلم فکور- شماره ی 2- طراحی فضای آموزشی

روایت

در یکی از سه شنبه های بهمن ماه، با اعضای تیم گروه آموزشی ، جهت بازدید به یکی از مدارس روستایی اعزام شدیم. پس از طی مسیر نسبتا طولانی، به مدرسه ی مختلط چندپایه ی مورد نظر رسیدیم. به اتفاق همکاران وارد مدرسه شدیم. حیاط بسیار زیبایی که بچه ها با هیاهو و نشاط کودکانه ی خود شادابی خاصی به آن داده بودند، مرا با خود به دنیای کودکی ام برد؛ در رویای کودکانه سیر می کردم که یکی از همکاران با اشاره ی دستانش توجه مرا به پیام های بهداشتی، آموزشی و تربیتی که با طرح های زیبایی نقش بسته بودند، جلب کرد. نقاشی زیبایی از مراحل رشد گیاهان، بازیافت زباله ها، استفاده از پل هوایی در کنار تصویر پرچمی که با دستان کوچک بچه ها، روی لوح سفید دیوار کشیده شده بود. برای گسترش فضای سبز مدرسه و استفاده در زنگ علوم و هنر، لاستیک هایی که با رنگ های شاد رنگ آمیزی شده بودند، به عنوان گلدان دور تا دور حیاط قرار داده بودند. در گوشه ی دیگری از حیاط با درب های رنگی بطری های آب معدنی، نواحی مختلف آب و هوایی ایران را روی نقشه ی جغرافیایی نشان داده بودند. حیاط مدرسه خاکی بود. فقط قسمتی که دانش آموزان برای رفت و آمد به کلاس از آن استفاده می کردند چون حیاط مدرسه کمی شیب داشت و در هنگام بارندگی آب در آن جمع می شد، آجر چینی شده بود تا در روزهای بارانی کفش دانش آموزان گل آلود نشود. برایم جالب بود که مدیر مدرسه تلاشی برای آسفالت کردن تمام حیاط نکرده بود و دلیلش را این گونه گفت که آموزگاران از این فضا، برای انجام فعالیت هایی چون باغچه ی علوم در همه ی پایه ها استفاده می کنند. در گوشه هایی از حیاط تخته ی سبز به دیوار نصب شده بود که برایم جالب بود. با خودم گفتم یادم باشد علت نصب آن ها را در فرصتی مناسب از مدیر بپرسم. با راهنمایی ایشان به سمت دفتر می رفتیم که در قسمتی از سالن، قفسه ی ایستاده و چند صندلی در کنار آن دیدیم. در داخل قفسه مجلاتی ویژه ی اولیا برای مطالعه ی آن ها قرار گرفته بود. زیر پله ها فضای دِنجی با میز و چند صندلی قرار داشت که از آن به عنوان کتاب خانه ی دانش آموزی استفاده می شد. از آن جایی که همکاران در حال رفتن به سمت کلاس بودند، سلام و احوالپرسی کوتاهی کردیم. پس از ورود به دفتر، فرصتی پیش آمد تا از مدیر علت نصب تخته های داخل حیاط را بپرسم. مدیر این چنین توضیح داد: «همیشه یادگیری نباید در کلاس درس اتفاق بیفتد. حیاط مدرسه هم می تواند فضای آموزشی باشد و ادامه داد که در بعضی از روزها، همکاران دانش آموزان را به حیاط آورده و کنار این تخته ها زیر اندازی پهن می کنند تا محیط یادگیری دانش آموزان را از کلاس به بیرون انتقال دهند و این تغییر موقعیت موجب جذابیت بیش تر برای یادگیری بهتر دانش آموزان شود». او اعتقاد داشت که محیط اطراف معلم سوم دانش آموزان است. این به این معناست که در کنار سایر عوامل آموزشی و تربیتی می تواند در نقش یک معلم برای دانش آموزان، آموزنده باشد. با اجازه ی مدیر هر کدام از همکاران وارد یکی از کلاس ها که پایه های اول، دوم و سوم باهم بودند، شدم. بعد از سلام و احوالپرسی با معلم و بچه ها، گوشه ای از کلاس ایستادم. بچه ها مشغول انجام فعالیت در درس فارسی، هدیه آسمان و هنر بودند. من هم در کنار بچه ها که مشغول فعالیت هنر پایه ی اول،فارسی پایه ی دوم و هدیه آسمان سوم ( خواب شیرین) به صورت تلفیق انجام می دادند. احساس خوبی داشتم. پایه ی اول نقاشی خواب شیرین یا تلخ را می کشیدند. پایه ی دوم، خاطره ی یکی از خواب های خود را بیان می کردند، پایه ی سوم یک بند از خواب تلخ و یا خواب شیرین را می نوشتند. در انتهای کلاس طنابی از یک طرف به طرف دیگر وصل بود که کتاب هایی روی آن آویزان شده بودند، نظرم را به خود جلب کرد. تمیزی و نظافت کلاس قابل توجه بود. در کنار هر میز یک کیسه ی پلاستیکی سفید آویزان شده بود که دانش آموزان زباله های خود را داخل آن می ریختند. در یک سمت دیوار تابلوی وایت بُرد و در سمتی دیگر تخته ی سبز و طرفی دیگر یک تابلویی از جنس یونولیت روی دیوار چسبانده شده بود. استفاده ی متفاوت این تابلوها قابل توجه بود. بعد از پایان بازدید از کلاس و خداحافظی با دانش آموزان به قصد خروج از مدرسـه وارد حیاط شدیم. در حیـاط آموزگاری را دیدیـم که همـراه با دانش آموزانـش سرگـرم بـازی بود و دانش آموزان با یک بار دست زدن آموزگار به نوبت بر روی اعداد فرد و با دوبار دست زدن بر روی اعداد زوج داخل جدول، می پریدند. از این که آموزگار به این زیبایی دروس را به صورت تلفیقی تدریس می کرد لذت بردیم. با توجه به بازدیدی که از مدرسه به عمل آمد احساس کردیم که مدیر و همکارانش در استفاده ی مطلوب از فضا مهارت و توانمندی خاصی دارند، به همین دلیل کتاب «زبان طراحی مدرسه» ترجمه ی «ثمانه ایروانی» را به ایشان معرفی کردیم. در پایان این روز به یاد ماندنی، خدایم را شکر کردم که در کنار همکاران توانستم علاوه بر دانش افزایی خود، شرایط جدیدی را برای یادگیری همکارانم ایجاد کنم. در بازگشت به این موضوع می اندیشیدم که اگر عوامل درون مدرسه، با چنین رویکردی ساختمان و محیط کالبدی مدرسه را به مثابه ظرفیت هایی فرض نمایند که می توانند به کمک آن ها زمینه ی یادگیری را توسعه دهند و در موضوعات مختلف به این مطلب توجه نمایند، به تدریج معماری مدرسه و ساختمان آن، حامی فرایندهای یادگیری در مدرسه خواهد شد.